Performancing Metrics

مقالات

اژدهایان از کجا آمده اند؟ نگاهی کوتاه بر تاریخ والریای قدیم

نویسنده نوید لنیستر

از آنجا که به شروع فصل هفتم سریال نزدیک می شویم و با توجه به تریلری که به تازگی از فصل هفتم منتشر شده، دنریس تارگرین و اژدهایانش نقش پررنگی در این فصل خواهند داشت و بالاخره بعد از شش فصل پا به وستروس گذاشته تا تاج و تختی که حقش است را پس بگیرد، تصمیم گرفتیم تا نگاهی به تاریخچه والریای قدیم، اژدهایان و ورود تارگرین ها به وستروس بیندازیم.

با تشکر از سام لطفی عزیز بابت ترجمه این مقاله 

خیلی چیزهاست که ما در دنیای یخ و آتش، آنها را همانطور که هست، میپذیریم. یک دیوار بزرگ هست که هفت اقلیم را از “سرزمین همیشه زمستانی” جدا میکند. یک استارک همیشه باید در وینترفل حکومت کند. فصل ها به صورت عادی طی نمیشوند. زمستان خواهد آمد، اما معمولا در زمانی نامناسب.

یکی دیگر از چیزهایی که قبلا آنرا بی چون و چرا قبول میکردیم، این بود که تارگرین ها همخون اژدها هستند. اما اتفاقی رخ داد که باعث شد این حقیقت تغییر کند: اژدهایان از بین رفتند.
از دوران حکومت “اگار تارگرین سوم” در سال AC 153 تا سال ۲۹۹ AC (پس از پیروزی ایگان) که “دنریس” سه اژدهایش را بدنیا آورد، هیچ اژدهایی در دنیا وجود نداشت.

ولی اژدهایان از کجا آمده اند؟ چرا نوادگان “تارگرین” ها قادر به دنیا آوردن آنها هستند ولی بقیه مردم وستروس چنین توانایی ندارند؟ چه شد که از بین رفتند؟ و چرا اکنون دوباره برگشتند؟

داستان اژدهایان خیلی دیرتر از آنچه فکر میکنید شروع شده است. ما در این پست های تاریخی، خیلی راجع به “عصر قهرمانان” حرف میزنیم؛ عصری که از حدود سال ۱۰,۰۰۰ BC (پیش از پیروزی ایگان) تا حدود ۸,۰۰۰ BC به طول انجامید. در این برهه تاریخ بود که بسیاری از خاندان های قدیمی وستروس (از جمله لنیستر ها و استارک ها) تشکیل شدند. “شب دراز” آخرین بار در این زمان رخ داد؛ که طی آن، “Azor Ahai” با شمشیر خود، “Lightbringer”، توانست “آدر” ها (یا همان “دیگری ها” که در سریال با نام وایت واکر معرفی میشوند) را شکست دهد. در همین زمان، دیوار ساخته شد و “شاه شب” بوجود آمد. اگر فکر کردید در این زمان، اژدهاها به فراوانی در آسمان ها پرواز میکردند و قهرمانان این “عصر” سوار بر آنها به جنگ میرفتند، در اشتباهید!

برندون معمار، استارکی که در طول عصر قهرمانان زندگی می کرد و دیوار را ساخت

در واقع در عصر قهرمانان هیچ اژدهایی چه در وستروس و چه در ایسوس وجود نداشت. اولین باری که پرورش اژدها در منابع ذکر شده است، مربوط به هزاران سال بعد، در حدود سال ۵۰۰۰ BC، در شبه جزیره ای در ایسوس، موسوم به “والریا” است. مردم این ناحیه، عموما کشاورز و چوپان بودند. آنها اژدهاها را اولین بار در زنجیره آتشفشانهایی پیدا کردند که در سراسر ناحیه موسوم به “پرتگاه” زندگی میکردند. با استفاده از جادو (که متاسفانه بدلیل از بین رفتن اسناد مربوط به آن دوران، اطلاع چندانی از این جادو ها در دست نیست) آنها توانستند اژدهاها را رام و مطیع خود کنند.

این واقعه در دوران اوج حکومت “گیسکاری” ها (Ghiscari) که قرن ها بر اسوس حکومت کردند، رخ داد. از آیین “گیس” (Ghis) بعنوان قدیمی ترین فرهنگ شناخته شده در کل دنیا (Planetos) یاد میشود. وقتی والریایی ها، مجهز به هیولاهای جدید خود بپاخاستند، گیسکاری ها سعی کردند این همسایگان خود را سرکوب، و این اژدهاها را از آن خود کنند. طی پنج سری نبرد مختلف موسوم به “جنگ های گیسکاری”، والریایی ها، گیسکاری ها را شکست دادند و سرزمین آنها را تصرف کردند. در نهایت تنها ۳ شهر از “خلیج بردگان” را باقی گذاشتند: یونکای، آستاپور و میرین. ( آنسالیدها، توسط گیسکاری ها بوجود آمدند. و جزو معدود بازمانده های فرهنگ سابق اند.)

با شکست گیسکاری ها، اکنون والریا بر قسمت بزرگی از قاره “اسوس” حکومت میکرد که تحت عنوان “سرزمین آزاد والریا” از آن یاد میشد؛ زیرا مردم این سرزمینی که والریا فتح کرد، دیگر تحت فرمان حکومت نبودند؛ بلکه انسانهایی آزاد بودند که در جامعه ای شبه دموکراتیک زندگی میکردند. (اصولا می بایست هر کسی که در این جامعه زندگی میکرد و زمینی داشت، نقشی در حکومت داشته باشد؛ اما مانند همه دموکراسی های بزرگ و کوچک، نظام حکومتی کم کم به سوی جرگه سالاری و نظام سرمایه داری پیش رفت) امروزه بسیاری از شهرهای اسوس، به این علت که زمانی در قلمروی سرزمین آزاد بودند، هنوز نام “شهر آزاد” را یدک میکشند.

طی قرن های بعد، والریایی ها قلمرو خود را تقریبا در کل اسوس گسترش دادند. در کمال تعجب، آنها هرگز اقدام به عبور از “دریای باریک” (Narrow Sea) و فتح وستروس نکردند؛ چون وستروس را آنقدر دور افتاده می پنداشتند که گمان میکردند ارزش فتح کردن ندارد. تنها در دو مورد، شاهد ارتباط با وستروس هستیم. اولی، رویدادی مشهور به “مهاجرت روینار” (Rhoynar Migration) است، که اهالی آن پس از آنکه والریا، شهر ها و خانه های آنها را تصرف کرد، به وستروس پناهنده شدند. رهبران روینار، با خاندان “مارتل” وصلت کردند و آنها را به قدرت رساندند و سرزمین “دورن” را آنگونه که امروز میشناسیم، شکل دادند. رویداد دوم، مربوط به تصرف جزیره ای بنام Dragonstone توسط تارگرین ها بود.

جزیره Dragonstone یک پایگاه مرزی بود که در سال ۲۰۰ BC به قلمرو والریا ضمیمه شد. خانواده تارگرین، که عضوی نسبتا کوچک از ۴۰ خانواده ی خاندان Dragonlord بود، حاضر شد Dragonstone را تحت کنترل بگیرد و برج هایی که اکنون هم در آن پابرجا هستند. “دنیس خیال باف” (Daenys The Dreamer) در این زمان رویایی دید، مبنی بر فاجعه ای عظیم که والریا و امپراطوری آنرا نابود میکند. تنها دوازده سال بعد، در سال ۱۱۴BC وقتی این فاجعه (که از آن تحت نام Doom یاد میشود) روی داد، تارگرین ها تنها خانواده بازمانده از خاندان Dragonlord بودند و ۳ اژدهای آنها، تنها اژدها های باقی مانده در دنیا بودند.

این “فاجعه والریا” چه بود؟ ما داستانها و آواز های بسیاری از این حادثه عظیم شنیده ایم؛ ولی حقیقت این است که بدلیل نبود مدارک علمی و موثق، ما تنها باید به اندک اسناد و مدارک باقی مانده توجه کنیم.

این فاجعه هرچه که بود، چهره سرزمین را عوض کرد. شبه جزیره والریا به کلی از بین رفت. پایتخت والریا نابود شد، و تا جایی که میدانیم، هیچ بازمانده ای نداشت. واضح است که این حادثه، در نتیجه یک زلزله شدید بوده است. (توجه کنید که “دریای دودزا” (Smoking Sea) در حال حاضر در محل رشته کوه های آتشفشانی “چهارده شعله” (Fourteen Flames) می باشد) طبق آنچه میدانیم، آب های این دریا تا قرن ها بعد، سمی بوده است. شبه جزیره والریا دیگر هرگز بازسازی نشد. اکنون یک سرزمین متروک و لم یزرع است. در سریال، “مردان سنگی” (Stonemen) را به اینجا میفرستند تا بی آنکه دیگران را به بیماری خود آلوده کنند، بمیرند.

با از بین رفتن پایتخت، باقی سرزمین Freehold دچار هرج و مرج شد. شهرها و استان ها به سیستم های حکومتی مستقل موسوم به “شهر های آزاد” تبدیل شدند. “پنتوس” (Pentos) جایی که دنریس سفر خود را شروع کرد، “لیس” (Lys) زادگاه “واریس” (Varys)، “میر” (Myr) زادگاه توروس (Thoros of Myr)، “تایروش” (Tyrosh) زادگاه “داریو” (Daario)، “ولانتیس” (Volantis) که در فصل قبل دیدیم، و باقی شهرها. به همین دلیل، افراد طبقه اجتماعی بالای این جوامع، هنوز به زبان والریایی حرف میزنند. (همینطور ساکنین شهرهای خلیج بردگان، زیرا والریایی ها قرن ها بر این شهرها حکومت میکردند.)

پس چرا تارگرین ها سعی نکردند به چند شهر قدرتمندتر دیگر مانند “ولانتیس” ملحق شوند و Freehold را بازسازی کنند؟ شاید جواب این سوال را هرگز نفهمیم. در عوض، “ایگان” (Aegon The Conquerer) جاه طلبی های خود را معطوف وستروس ساخت. (فتح وستروس خیلی راحت تر بود. چون مردم آن نحوه مقابله با اژدها را نمیدانستند.) ایگان و خواهر هایش توانستند شش اقلیم از هفت اقلیم وستروس را ظرف سه سال فتح کنند و حکومت تارگرین را در سال ۱AC بنا کنند. (فقط “دورن” توانست با کمک نوادگان “روینار” دوام بیاورد. که تارگرین ها بالاخره توانستند از طریق ازدواج های متعدد، در سال ۱۷۰ AC دکرن را هم تحت حکومت خود درآورند.)

رقص اژدهایان، نبردی میان شاهزادگان تارگرین برای تصاحب تخت آهنین

اما هنگامی که “دورن” بعنوان اقلیم هفتم به قلمرو تارگرین ها اضافه شد، بیش از یک دهه از مرگ آخرین اژدها گذشته بود. چرا اژدهایان از بین رفتند؟ بعضی ها “رقص اژدهایان” را باعث این اتفاق میدانند، که “شیرین” در آخرین روزهای زندگی اش مشغول خواندن آن بود. آن جنگ، خاندان تارگرین را از هم گسیخت و باعث نابودی بسیاری از اژدهایان شد. عده ای اساتید (Maesters) را عامل انقراض اژدهایان میدانند، زیرا تارگرین ها را متقاعد کردند تا اژدهایانشان را در دخمه هایی در زیر “کینگز لندینگ” محبوس کنند. اینکار باعث ایجاد شوک در رشد اژدهایان شد و اندازه آنها را در حالت بلوغ کامل، در حد ابعاد سگ کاهش داد.

اما وقوع چنین تغییری آن هم تنها در طی ۱۵۰ سال، برای هر حیوانی یک تحول شگفت انگیز است. (درنظر داشته باشید هزاران سال طول کشید تا سگ ها از تکامل گرگ ها بوجود بیایند.) بعضی ها این تئوری را ارائه داده اند که چون آتشفشانهایی که اژدهایان در آن متولد شدند از بین رفته اند، جادوی آنها شروع به محو شدن از این دنیا کرد و بنابراین، اژدهایان را هم با خود برد. و یا شاید برعکس، بدلیل مرگ اژدهایان، جادویشان هم از بین رفت؟ یادآوری میکنیم اسناد و شواهد موجود، اعتبار علمی کافی برای اثبات این تئوری ها ندارند.

چیزی که میدانیم، این است: اژدهایان ۱۵۰ سال پیش از بین رفتند. دنریس تارگرین، توانست برای اولین بار در ۱۵۰ سال گذشته با موفقیت سه اژدهای خود را بدنیا آورد، درحالی که اجداد وی در این راه، خود در آتش سوختند. اینکه اژدهایان چطور برگشتند و یا چطور جادوی خود را دوباره به این دنیا آوردند هنوز مشخص نیست. اما با توجه به اینکه زمستان هر لحظه ممکن است فرا برسد، به آتش آنها بسیار نیاز پیدا خواهیم کرد.

درباره نویسنده

نوید لنیستر

تلگرام: navidlannister@
اینستاگرام: navidlannister
نویسنده و مترجم مطالب سایت، ادمین کانال

۲۲ دیدگاه

  • بسیار عالی بود … امیدوارم این مقالات باعث بشه اینهمه توجه به وستروس کم بشه و اصل قضیه رو در شرق پیدا کنیم
    ممنون از ترجمه و نویسندگی خوبتون … خسته نباشید

      نقل قول

  • مقاله عالییی بود به کارتون ادامه دهید واقعا قضیه ی اژدهایان ذهن منو مشغول کرد بعد نشستیم به أین فکر میکنیم تیریون بچه کیه ؟

      نقل قول

  • میستر امین:
    بسیار عالی بود … امیدوارم این مقالات باعث بشه اینهمه توجه به وستروس کم بشه و اصل قضیه رو در شرق پیدا کنیم
    ممنون از ترجمه و نویسندگی خوبتون … خسته نباشید

    لطف دارین.
    به نظرم اصل قضیه در وستروس و شمالشه و با رفتن دنریس هم به وستروس برای بازپس گیری تاج و تختش دیگه کلا داستان به سمت وستروس سوق داده میشه.

      نقل قول

  • شروین:
    مقاله عالییی بودبه کارتون ادامه دهیدواقعا قضیه ی اژدهایان ذهن منو مشغول کردبعد نشستیم به أین فکر میکنیم تیریون بچه کیه ؟

    ب نظر من داستان اونقدری وسیعه که هر خواننده ای بدنبال یچیزیه مثل هر شخصیتی،ی نفر طرفدار اژدهاس ی نفر طرفدار حاکم خوب و قدرتمند مهم نیس کی ، ی نفرم دنبال اینه که فقط داستان ب نفع ی شخصیت خاص تموم بشه که بعیده،آقا نوید خوب بود مقالت ممنون…

      نقل قول

  • نوید لنیستر: لطف دارین.
    به نظرم اصل قضیه در وستروس و شمالشه و با رفتن دنریس هم به وستروس برای بازپس گیری تاج و تختش دیگه کلا داستان به سمت وستروس سوق داده میشه.

    موافقم ولی فک کنم آخرای داستان مارتین از اسوس ی سورپرایزی داره

      نقل قول

  • Queen Sansa: موافقم ولی فک کنم آخرای داستان مارتین از اسوس ی سورپرایزی داره

    احتمالش هست و اگرم قرار باشه چنین سورپرایزی در کار باشه، به احتمال زیاد درباره آشای خواهد بود.اگرچه مارتین گفته که آشای رو فقط در رویا و فلش بک خواهیم دید.

      نقل قول

  • سلام و خسته نباشین
    کتاب چهارم به صورت کامل ترجمه شده؟ دانلود کامل کتاب ۴ و۵ رو اگه ممکنه زودتر رو سایت بزارین خیلی وقته منتظرم ممنون

      نقل قول

  • زهرا:
    سلامو خسته نباشین
    کتاب چهارم به صورت کامل ترجمه شده؟ دانلود کامل کتاب ۴ و۵ رو اگه ممکنه زودتر رو سایت بزارین خیلی وقته منتظرم ممنون

    کتاب چهارم شده تو فروشگاه میتونید پیداش کنید

      نقل قول

  • با تشکر از زحماتتون من هم چند تا نظر در این مورد دارم:
    ۱-کی گفته اژدهایان دنیریس تنها اژدهایان زنده صد و پنجاه سال اخیر هستن.در کتاب اول برن استارک یه ویژن دید که در اون اژدهایان برفراز آشایی در حال پرواز بودن.خوب ممکنه این یه ویژن اشتباه و مربوط به اینده باشه ولی تضمینی نیست که مربوط به زمان خودش نباشه
    ۲-در سوتروس یه موجوداتی زندگی میکنن که شبیه اژدها هستن ولی آتشین دم نیستن.یه نظریه ای هست که میگه اژدهایان موجودات مهندسی ژنتیک شده هستن.مثلا سپتون بارث میگه اژدهایان از جفتگیری بین ویرمهای معادن آتشفشانی والریا و حیوانات پرنده بوجود اومدن
    ۳-توی مقاله گفته میشه که چرا تارگرینها برنگشتن والریا.جواب سادست والریا بر اثر یه انفجار آتشفشانی نابود شده و دیگه قابل زیست نیست.یکی از دراگون لردها که زمان نابودی والریا توی کوهور بود با یه لشکر عظیمی از انسان و سوار اژدهاش رفت و دیگه نه اثری از خودش پیدا شد نه از لشکرش
    ۴-مردم آشایی ادعا میکنن که اونها بودن که دانش اژدها رو به والریایی ها منتقل کردن.در شمال آشایی یه شهر مخروبه هست که گفته میشه موجوداتی توش زندگی میکنن که حتی شادوبایندر ها هم جرات نمیکنن برن اونجا.گفته میشه اونجا اژدها هم وجود داره
    ۵-مردم کارت ادعا میکنن که یه زمانی دو تا ماه توی آسمون بود یکیشون به خورشید نزدیک شد و بر اثر حرارت ترک برداشت و از درونش هزاران هزار اژدها بیرون اومدن.صرفنظر از اینکه این داستان استعاری باشه یا واقعی،بعضی ها میگن مثلا اونی که کارتی ها میگن ماه نبوده بلکه یه شی فضایی بوده و احتمالا اژدهایان موجوداتی هستند که از سیاره دیگه اومدن یا به عمد فرستاده شدن
    ۶-اینکه چرا فقط دراگون لردها میتونن اژدها رو از تخم بیرون بیارن احتمالا بر میگرده به ژنتیک.یعنی یه قضیه ژنتیکی باشه مثل وارگ بودن استارکها.حالا اینکه این یه جهش تصادفی بوده یا بر اثر مهندسی ژنتیک بوجود اومده ما هنوز چیزی نمیدونیم.
    ۷-گفته میشه که با نابودی آتشفشانها اژدهایان نابود شدن.من میگم توی دراگون استون هم اژدها هم آتشفشان داریم.توی کتاب پرنسس و ملکه ذکر ششده بود که اژدهایان در دراگون استون بهتر رشد میکنن
    ۸-احتمال اینکه میسترها توی مرگ اژدهایان نقش داشته باشن خیلی بالاست.میستر ها اژدهایان رو مطالعه کردن و نقاط ضعف و قوتشون رو کاملا یاد گرفتن.چه میدونم ممکنه یه نوع خاصی سم رو درست کردن که اژدها رو مسموم میکنه یا از رشدش جلو گیری میکنه
    ۹-در کتاب دنیای یخ و آتش ذکر شده که اسکلتهای قدیمی اژدهایان توی وستروس پیدا شده یعنی قبل از اومدن ایگان و اژدهایانش اژدهایان توی وستروس وجود داشتن ولی احتمالا مال خیلی خیلی وقت پیش بوده
    ۱۰-یه سوالی که پیش میاد اینه که چرا دراگون لردهای والریا با این همه قدرت و طمع ثروتی که داشتن تا دراگون استون بیشتر نیومدن؟چرا قبل از ایگان کسی از دراگون لردها هوس فتح قاره ثروتمند وستروس رو نکرده بود؟
    ۱۱-آیا احتمال داره کی بیچهره ها در از بین رفتن اژدهایان نقش داشتن؟

      نقل قول

  • جاکن هگار:
    با تشکر از زحماتتون من هم چند تا نظر در این مورد دارم:
    ۱-کی گفته اژدهایان دنیریس تنها اژدهایان زنده صد و پنجاه سال اخیر هستن.در کتاب اول برن استارک یه ویژن دید که در اون اژدهایان برفراز آشایی در حال پرواز بودن.خوب ممکنه این یه ویژن اشتباه و مربوط به اینده باشه ولی تضمینی نیست که مربوط به زمان خودش نباشه
    ۲-در سوتروس یه موجوداتی زندگی میکنن که شبیه اژدها هستن ولی آتشین دم نیستن.یه نظریه ای هست که میگه اژدهایان موجودات مهندسی ژنتیک شده هستن.مثلا سپتون بارث میگه اژدهایان از جفتگیری بین ویرمهای معادن آتشفشانی والریا و حیوانات پرنده بوجود اومدن
    ۳-توی مقاله گفته میشه که چرا تارگرینها برنگشتن والریا.جواب سادست والریا بر اثر یه انفجار آتشفشانی نابود شده و دیگه قابل زیست نیست.یکی از دراگون لردها که زمان نابودی والریا توی کوهور بود با یه لشکر عظیمی از انسان و سوار اژدهاش رفت و دیگه نه اثری از خودش پیدا شد نه از لشکرش
    ۴-مردم آشایی ادعا میکنن که اونها بودن که دانش اژدها رو به والریایی ها منتقل کردن.در شمال آشایی یه شهر مخروبه هست که گفته میشه موجوداتی توش زندگی میکنن که حتی شادوبایندر ها هم جرات نمیکنن برن اونجا.گفته میشه اونجا اژدها هم وجود داره
    ۵-مردم کارت ادعا میکنن که یه زمانی دو تا ماه توی آسمون بود یکیشون به خورشید نزدیک شد و بر اثر حرارت ترک برداشت و از درونش هزاران هزار اژدها بیرون اومدن.صرفنظر از اینکه این داستان استعاری باشه یا واقعی،بعضی ها میگن مثلا اونی که کارتی ها میگن ماه نبوده بلکه یه شی فضایی بوده و احتمالا اژدهایان موجوداتی هستند که از سیاره دیگه اومدن یا به عمد فرستاده شدن
    ۶-اینکه چرا فقط دراگون لردها میتونن اژدها رو از تخم بیرون بیارن احتمالا بر میگرده به ژنتیک.یعنی یه قضیه ژنتیکی باشه مثل وارگ بودن استارکها.حالا اینکه این یه جهش تصادفی بوده یا بر اثر مهندسی ژنتیک بوجود اومده ما هنوز چیزی نمیدونیم.
    ۷-گفته میشه که با نابودی آتشفشانها اژدهایان نابود شدن.من میگم توی دراگون استون هم اژدها هم آتشفشان داریم.توی کتاب پرنسس و ملکه ذکر ششده بود که اژدهایان در دراگون استون بهتر رشد میکنن
    ۸-احتمال اینکه میسترها توی مرگ اژدهایان نقش داشته باشن خیلی بالاست.میستر ها اژدهایان رو مطالعه کردن و نقاط ضعف و قوتشون رو کاملا یاد گرفتن.چه میدونم ممکنه یه نوع خاصی سم رو درست کردن که اژدها رو مسموم میکنه یا از رشدش جلو گیری میکنه
    ۹-در کتاب دنیای یخ و آتش ذکر شده که اسکلتهای قدیمی اژدهایان توی وستروس پیدا شده یعنی قبل از اومدن ایگان و اژدهایانش اژدهایان توی وستروس وجود داشتن ولی احتمالا مال خیلی خیلی وقت پیش بوده
    ۱۰-یه سوالی که پیش میاد اینه که چرا دراگون لردهای والریا با این همه قدرت و طمع ثروتی که داشتن تا دراگون استون بیشتر نیومدن؟چرا قبل از ایگان کسی از دراگون لردها هوس فتح قاره ثروتمند وستروس رو نکرده بود؟
    ۱۱-آیا احتمال داره کی بیچهره ها در از بین رفتن اژدهایان نقش داشتن؟

    داداش دمت گرم.کتابو نخوندی٬قورتش دادی.ایبل

      نقل قول

  • جاکن هگار:
    با تشکر از زحماتتون من هم چند تا نظر در این مورد دارم:
    ۱-کی گفته اژدهایان دنیریس تنها اژدهایان زنده صد و پنجاه سال اخیر هستن.در کتاب اول برن استارک یه ویژن دید که در اون اژدهایان برفراز آشایی در حال پرواز بودن.خوب ممکنه این یه ویژن اشتباه و مربوط به اینده باشه ولی تضمینی نیست که مربوط به زمان خودش نباشه
    ۲-در سوتروس یه موجوداتی زندگی میکنن که شبیه اژدها هستن ولی آتشین دم نیستن.یه نظریه ای هست که میگه اژدهایان موجودات مهندسی ژنتیک شده هستن.مثلا سپتون بارث میگه اژدهایان از جفتگیری بین ویرمهای معادن آتشفشانی والریا و حیوانات پرنده بوجود اومدن
    ۳-توی مقاله گفته میشه که چرا تارگرینها برنگشتن والریا.جواب سادست والریا بر اثر یه انفجار آتشفشانی نابود شده و دیگه قابل زیست نیست.یکی از دراگون لردها که زمان نابودی والریا توی کوهور بود با یه لشکر عظیمی از انسان و سوار اژدهاش رفت و دیگه نه اثری از خودش پیدا شد نه از لشکرش
    ۴-مردم آشایی ادعا میکنن که اونها بودن که دانش اژدها رو به والریایی ها منتقل کردن.در شمال آشایی یه شهر مخروبه هست که گفته میشه موجوداتی توش زندگی میکنن که حتی شادوبایندر ها هم جرات نمیکنن برن اونجا.گفته میشه اونجا اژدها هم وجود داره
    ۵-مردم کارت ادعا میکنن که یه زمانی دو تا ماه توی آسمون بود یکیشون به خورشید نزدیک شد و بر اثر حرارت ترک برداشت و از درونش هزاران هزار اژدها بیرون اومدن.صرفنظر از اینکه این داستان استعاری باشه یا واقعی،بعضی ها میگن مثلا اونی که کارتی ها میگن ماه نبوده بلکه یه شی فضایی بوده و احتمالا اژدهایان موجوداتی هستند که از سیاره دیگه اومدن یا به عمد فرستاده شدن
    ۶-اینکه چرا فقط دراگون لردها میتونن اژدها رو از تخم بیرون بیارن احتمالا بر میگرده به ژنتیک.یعنی یه قضیه ژنتیکی باشه مثل وارگ بودن استارکها.حالا اینکه این یه جهش تصادفی بوده یا بر اثر مهندسی ژنتیک بوجود اومده ما هنوز چیزی نمیدونیم.
    ۷-گفته میشه که با نابودی آتشفشانها اژدهایان نابود شدن.من میگم توی دراگون استون هم اژدها هم آتشفشان داریم.توی کتاب پرنسس و ملکه ذکر ششده بود که اژدهایان در دراگون استون بهتر رشد میکنن
    ۸-احتمال اینکه میسترها توی مرگ اژدهایان نقش داشته باشن خیلی بالاست.میستر ها اژدهایان رو مطالعه کردن و نقاط ضعف و قوتشون رو کاملا یاد گرفتن.چه میدونم ممکنه یه نوع خاصی سم رو درست کردن که اژدها رو مسموم میکنه یا از رشدش جلو گیری میکنه
    ۹-در کتاب دنیای یخ و آتش ذکر شده که اسکلتهای قدیمی اژدهایان توی وستروس پیدا شده یعنی قبل از اومدن ایگان و اژدهایانش اژدهایان توی وستروس وجود داشتن ولی احتمالا مال خیلی خیلی وقت پیش بوده
    ۱۰-یه سوالی که پیش میاد اینه که چرا دراگون لردهای والریا با این همه قدرت و طمع ثروتی که داشتن تا دراگون استون بیشتر نیومدن؟چرا قبل از ایگان کسی از دراگون لردها هوس فتح قاره ثروتمند وستروس رو نکرده بود؟
    ۱۱-آیا احتمال داره کی بیچهره ها در از بین رفتن اژدهایان نقش داشتن؟

    سلام جواب این سوال آخر رو یه زوج تئورسین تو کانال the order of green hand دادند و کلا تئوری های خوبی اون هم با سند و مدرک دارند. و با توجه به دقت و اطلاعات شما میتونید خیلی راحت هم باهاشون بحث کنید.

      نقل قول

  • برطبق کتاب نخستین اژدهایان ازشرق دور وآشایی آمدن واین که تارگرین ها یا والریایی ها ازخون اژدهان منظور رام کردن اژدهاهاست البته به احتمال زیاد اوناجادوی اژدهارو فراگرفتن به همین خاطره که درآتیش نمیسوزن وصلاح هایی مانند فولاد والریایی رو بااستفاده ازجادوی اونابسازن

      نقل قول

  • ممنون! مقاله جالبی بود! نظرات جناب هگار هم همچنین!
    اما در مورد منشاء اژدهایان، نظرات مختلفه و معلوم نیست کدوم درست باشه، شاید هیچکدوم! منم برای خودم نظریه ای دارم :ostad: که نمیدونم قبلاً جای دیگری به این صورت بیان شده باشه یا نه! اونم اینه که با توجه به برخی شواهد و قراین، میشه به این قضیه هم فکر کرد که منشاء اژدهایان و صاحبانشون، از سیاره دیگری باشه! (شبیه قوم درنایی در داستان وارکرافت). معمولا گفته میشه که افسانه ها ریشه در واقعیت های تاریخی فراموش شده دارن! مثلاً میشه گفت، اون افسانه( ماه دوم) مردم کارث، نشان از واقعه سقوط یه سفینه فضایی در هزاران سال پیش داره که موجب ورود قوم والریایی و اژدهایانشون به سیاره محل وقوع داستان ما شده! این مردم بیگانه، توسط روش های ژنتیکی- جادویی بین خودشون و حیواناتشون ارتباط و همبستگی ذهنی ایجاد کرده بودن و این حیوانات در سرتاسر سیاره پخش شدن! ولی بدلیل ناسازگاری با محیط جدید، اکثرا از بین رفتن و تنها اسکلت هاشون در قاره های مختلف باقی مونده! ولی در برخی محدوده ها مثل شبهه جزیره والریا، هم بازماندگان سقوط و هم حیواناتشون تونستن بتدریج با محیط سیاره جدید سازگار بشن و باقی بمونن! و بعدها شروع به توسعه طلبی کرده‌اند!
    از جمله شواهدی که بر منشاء متفاوت والریایی ها مخصوصا خاندان دراگون لرد یا همون اربابان اژدها، از سایر انسان های سیاره اشاره داره، همون ژنهای متفاوتی هست که موجب تمایز ظاهری اونها با بقیه میشه و بهشون موهای نقره ای و چشمان بنفش میده!
    یه شاهد دیگه بر این امر هم وجود برخی خاندان های دیگه، با همون مشخصات ظاهری هست که با اینکه اژدها ندارن ( شاید داشتن و از دست دادن، یا شاید از اول نخواستن داشته باشن) ولی افسانه های باستانی مرتبط با اونها هم با آسمان و ستاره ها پیوند داره!
    نمونه بارزش خاندان داین (دین) از دورن هست که نشانه های ظاهری و ژنتیکی شون(چشمان بنفش و موهای نقره ای هرچند توسط اختلاط نژادی با مردم بومی تضعیف شده) نشانگر اینه که از بازماندگان همون سقوط فضایی هستن و از قضا، اسم شهر و منطقه حکومت باستانی شون هم استارفال (سقوط ستاره)، میتونه اشاره به همون سقوط سفینه فضایی کذایی داشته باشه! و همچنین شمشیر افسانه ای درخشان و خاص( شمشیر طلوع) اونها که چیز ویژه و بینظیری هست و ادعا میشه که از تکه های یک شهاب سنگ ساخته شده، میتونه بازمانده و ارثیه ای باستانی از آلیاژ پیشرفته ای باشه که سفینه فضایی هم از همون ساخته شده بوده! ولی این حقایق، در اعماق تاریخ با افسانه در آمیخته و فراموش یا تحریف شدن!
    دلیل سنت ازدواج درون فامیلی اربابان اژدها هم میتونه ناشی از این باشه که میخاستن ژن های مرتبط با کنترل اژدها درشون غالب و فعال باقی بمونه!
    مثلا خاندان براتیون، با اینکه از تارگرین ها منشا گرفتن، ولی بدلیل ازدواج های برون طایفه ای، ژنهای مربوط به اژدها درشون مغلوب و غیرفعاله شده که در ظاهرشون هم متجلی هست! همچنین این ژنها بدلیل نامعلومی که میتونه ناشی از مداخله میستر ها باشه، در چند نسل اخیر تارگرین غیرفعال شده بودن ولی در دنریس که تحت تاثیر اون عوامل ناشناخته برای ما نبوده، دوباره فعال شدن!
    اینم یه نظر در کنار انواع تئوری های مختلف! حقیقت منشاء اژدهایان هر چی که باشه، چیزی از جذابیت های این دنیای خیالی کم نمیکنه! وسعتی که این دنیای داستان داره، موجب شده که بشه در موردش هزاران نظریه و گمانه زنی ساخت ! واقعا دهنش سرویس، عجب چیزی ساخته و پرداخته! :D:

      نقل قول

  • سلام
    خسته نباشید میگم به همگی
    یه سوال دارم اینکه داستان تاج وتخت تو عالم واقعیت دنیای ما وجود داشته یا فقط داستانه از بعضی مطالبی که خوندم اینجور برداشت کردم که واقعی بوده ممنون میشم یکی جواب بده یا راهنمایی کنه سپاسگزار همتونم

      نقل قول

  • فرهادکیا:
    سلام
    خسته نباشید میگم به همگی
    یه سوال دارم اینکه داستان تاج وتخت تو عالم واقعیت دنیای ما وجود داشته یا فقط داستانه از بعضی مطالبی که خوندم اینجور برداشت کردم که واقعی بوده ممنون میشم یکی جواب بده یا راهنمایی کنه سپاسگزار همتونم

    سلام
    یه دنیای خیالی که زاده ذهن جورج ار ار مارتینه که بسیاری از اتفاقات و وقایعش الهام گرفته از تاریخه دنیای خود ماست.

      نقل قول

  • مرتضی:
    ممنون!مقاله جالبی بود!نظرات جناب هگار هم همچنین!
    اما در مورد منشاء اژدهایان، نظرات مختلفه و معلوم نیست کدوم درست باشه، شاید هیچکدوم!منم برای خودم نظریه ای دارم که نمیدونم قبلاً جای دیگری به این صورت بیان شده باشه یا نه! اونم اینه که با توجه به برخی شواهد و قراین، میشه به این قضیه هم فکر کرد که منشاء اژدهایان و صاحبانشون، از سیاره دیگری باشه! (شبیه قوم درنایی در داستان وارکرافت). معمولا گفته میشه که افسانه ها ریشه در واقعیت های تاریخی فراموش شده دارن!مثلاً میشه گفت، اون افسانه( ماه دوم) مردم کارث، نشان از واقعه سقوط یه سفینه فضایی در هزاران سال پیش داره که موجب ورود قوم والریایی و اژدهایانشون به سیاره محل وقوع داستان ما شده! این مردم بیگانه، توسط روش های ژنتیکی- جادویی بین خودشون و حیواناتشون ارتباط و همبستگی ذهنی ایجاد کرده بودن و این حیوانات در سرتاسر سیاره پخش شدن!ولی بدلیل ناسازگاری با محیط جدید، اکثرا از بین رفتن و تنها اسکلت هاشون در قاره های مختلف باقی مونده!ولی در برخی محدوده ها مثل شبهه جزیره والریا، هم بازماندگان سقوط و هم حیواناتشون تونستن بتدریج با محیط سیاره جدید سازگار بشن و باقی بمونن!و بعدها شروع به توسعه طلبی کرده‌اند!
    از جمله شواهدی که بر منشاء متفاوت والریایی ها مخصوصا خاندان دراگون لرد یا همون اربابان اژدها، از سایر انسان های سیاره اشاره داره، همون ژنهای متفاوتی هست که موجب تمایز ظاهری اونها با بقیه میشه و بهشون موهای نقره ای و چشمان بنفش میده!
    یه شاهد دیگه بر این امر هم وجود برخی خاندان های دیگه، با همون مشخصات ظاهری هست که با اینکه اژدها ندارن ( شاید داشتن و از دست دادن، یا شاید از اول نخواستن داشته باشن)ولی افسانه های باستانی مرتبط با اونها هم با آسمان و ستاره ها پیوند داره!
    نمونه بارزش خاندان داین (دین)از دورن هست که نشانه های ظاهری و ژنتیکی شون(چشمان بنفش و موهای نقره ای هرچند توسط اختلاط نژادی با مردم بومی تضعیف شده) نشانگر اینه که از بازماندگان همون سقوط فضایی هستن و از قضا، اسم شهر و منطقه حکومت باستانی شون هم استارفال (سقوط ستاره)،میتونه اشاره به همون سقوط سفینه فضایی کذایی داشته باشه!و همچنین شمشیر افسانه ای درخشان و خاص( شمشیر طلوع) اونها که چیز ویژه و بینظیری هست و ادعا میشه که از تکه های یک شهاب سنگ ساخته شده، میتونه بازمانده و ارثیه ای باستانی از آلیاژ پیشرفته ای باشه که سفینه فضایی هم از همون ساخته شده بوده! ولی این حقایق، در اعماق تاریخ با افسانه در آمیخته و فراموش یا تحریف شدن!
    دلیل سنت ازدواج درون فامیلی اربابان اژدها هم میتونه ناشی از این باشه که میخاستن ژن های مرتبط با کنترل اژدها درشون غالب و فعال باقی بمونه!
    مثلا خاندان براتیون، با اینکه از تارگرین ها منشا گرفتن، ولی بدلیل ازدواج های برون طایفه ای، ژنهای مربوط به اژدها درشون مغلوب و غیرفعاله شده که در ظاهرشون هم متجلی هست!همچنین این ژنها بدلیل نامعلومی که میتونه ناشی از مداخله میستر ها باشه، در چند نسل اخیر تارگرین غیرفعال شده بودن ولی در دنریس که تحت تاثیر اون عوامل ناشناخته برای ما نبوده، دوباره فعال شدن!
    اینم یه نظر در کنار انواع تئوری های مختلف!حقیقت منشاء اژدهایان هر چی که باشه، چیزی از جذابیت های این دنیای خیالی کم نمیکنه!وسعتی که این دنیای داستان داره، موجب شده که بشه در موردش هزاران نظریه و گمانه زنی ساخت !واقعا دهنش سرویس، عجب چیزی ساخته و پرداخته!

    تئوری خیلی جالبیه… ولی دقت کردید داریم در مورد نغمه صحبت می کنیم!!! سیاره ی دیگه و آدم فضایی و این موردا کاملا از بحث نغمه بیرونه… نغمه تخیل و فانتزی و افسانه و تاریخه با علم نمیشه توضیحش داد…برای کسانی که با دنیای مارتین ارتباط برقرار کردن پذیرفتن اینکه تمام این مسائل با جادو عجین شده راحت تره تا یه سقوط فضایی !!! پای جادو در میونه و ما قطعا به زودی قراره چیزای زیادی بفهمیم…مارتین برای گوشه گوشه ی کتابش حدس و گمان و جذابیت مرموز خاص خودشو میذاره :D:

      نقل قول

  • این نابودی والریا به نظرم خیلی میتونه جالب باشه
    همونطور که گفتین بعد نابودی نوشته شده ابها تا سالها(بگو هزاران سال) سمی بوده
    اتشی که تمام مردم حتی اژدهایان رو نابود کرد و مردهای سنگی رو بوجود اورده
    به نظرم نابودی والریا چیزی شبیه انفجار اتمی یا یک همچی چیزی بوده (حالا شاید با چاشنی جادو) البته این یک نتیجه گیری نهایی نیستش چون دنیای یخ اتش بر جادو بنا شده ولی همونجور که مارتین گفته جادو توی این جهان بی حساب کتاب نیست

      نقل قول

  • شایان:
    این نابودی والریا به نظرم خیلی میتونه جالب باشه
    همونطور که گفتین بعد نابودی نوشته شده ابها تا سالها(بگو هزاران سال) سمی بوده
    اتشی که تمام مردم حتی اژدهایان رو نابود کردو مردهای سنگی رو بوجود اورده
    به نظرمنابودی والریا چیزی شبیه انفجار اتمی یا یک همچی چیزی بوده (حالا شاید با چاشنی جادو) البته این یک نتیجه گیری نهایی نیستش چون دنیای یخ اتش بر جادو بنا شده ولی همونجور که مارتین گفته جادو توی این جهان بی حساب کتاب نیست

    فکر کنم مردهای سنگی رو این آتش به وجود نیاورد. اونها فقط از بقیه جاهای دنیا به اینجا تبعید شدند. (یک جایی مثل اون جزیره جزامیها تو فیلم پاپیون)

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: