Performancing Metrics

تاپیک‌های تعاملی

بررسی فصل ۳۱: تازی،زنده یا مرده؟

نویسنده Raegar Targeryan

تازی: زنده یا مرده

با سلام

با بررسی فصل ۳۱ درخدمتتان هستیم.

قبل از بررسی یک سلام بدم و یک توضیح. داستان من نسبتا شبیه به داستان علی ادیبی‌نیا عزیزه. قصد تعریف ندارم اصلا اما کسایی که یادشان هست بخاطر دارند من و علی در کنار خیلی دیگه از دوستان جز فعال‌های سایت تا قبل از پایان کتاب یورش شمشیرها بودیم(علی خیلی بیشتر از من!). اما بعد از تموم شدن کتاب سه انگار تمام نیرو تحلیل رفته بود و نایی برای شروع دوباره نداشتم. بارها سعی کردم برگردم ولی به دلایل زیادی مثل فشار دانشگاه، کار و یا حتی تنبلی نتوانستم دوباره مثل قبل با تعهد ادامه بدم. اما گذشته‌ها گذشته….زمستان در راهه و شب‌ها طولانی و پر از وحشتن. آخرین اژده‌ها باید برمی‌گشت تادین‌اش را نسبت به مملکت ادا کند.

توی این فصل شاهد ورود بریین به سالت پنز و گفتگوی اون با برادر ارشد بودیم. نکته جالب درون این فصل، طبق معمول داستان‌های شنیده شده از تازی و غارت‌گری‌ها و آدم کشی‌های این فرد بود. اما مهم‌تر از اون مسئله زنده بودن یا نبودن این شخصیت هست. در کتاب یورش شمشیرها ما شاهد این بودیم که آریا با وجود نفرتی که از تازی داشت،‌ او را در آخرین لحظات نکشت و سندور کلگین زخمی را به همان حال در نزدیکی ترایدنت رها کرد.

حال برمی‌گردیم به این فصل: در اواسط فصل این گفتگو بین برادر ارشد و برین رخ میده که حاوی نکات مهمی هست:

“مردی که دنبالشی مرده…..این نیز یکه دیگری بود:«چطور مرد؟…یقین داری؟»…..من خودم دفنش کردم…”

و در ادامه‌ی صحبت، برادر ارشد نکاتی در مورد دفن تازی و داستان کلاه‌خودش میگوید اما در ادامه با وجود اینکه برادر ارشد اعلام می‌کند تازی را خیلی نمی‌شناخته، شروع می‌کند به گفتن نکاتی در مورد این کارکتر که به نظر بسیار شخصی می‌آید و فقط کسانی باید این چیزها را بدانند که رابطه نزدیکی با تازی داشته باشند. نکته عجیب این است که سندور کلگین تحت هیچ شرایطی شخصیتی نیست که بخواهد درد و دل کند و افکار شخصیش را با کسی در میان بگذارد، آن هم با کسی مثل برادر ارشد. پس چطور این فرد چنین اطلاعات شخصی‌ای از تازی دارد و با چنین دلسوزی‌ای در موردش صحبت میکند؟

جواب این پاسخ میتواند در ابتدای همین فصل پنهان شده باشد:

“…و باز هم بالاتر از کنار قبرستانی گذر کردند که برادری بزرگ جثه‌تر از بریین در تکاپوی کندن قبری بود. با توجه به نوع حرکتش، لنگ بودنش دیده میشد. هنگامی که یک بیل خاکِ خاردار را ازروی شانه‌اش پرتاب کرد….هنگامی که سگ رفت او را ببوید گوشش را خاراند….ناربرت توضیح داد:«یه نوآموزه»”

وجود “غریبه” اسب تازی، تشابهات فرد قبرکن با تازی، صورت پوشانده شده‌ی قبر کن، لنگ زدن قبر کن که شبیه به همان زخمی است که تازی در ماجرای مهمان‌خانه دچارش شد، آشنا بودن عجیبِ برادر ارشد با داستان تازی و جالب‌تر از همه، موهوم بودن صحبت‌های برادر ارشد درباره‌ی مرگ تازی….بریین:«پس حقیقت داره، سندور مرده.» برادر ارشد:«اون به آرامش رسید»!!!

به نظر میاد شما هم همین حدس رو می‌زنید….قبر کن احتمالا همان تازی است که با زنده ماندنش توسط برادر ارشد، پیش او اعتراف کرده و برای سبک شدن روح و وجدانش پیش آنها کار می‌کند. به نظر شما اسب تازی، غریبه، باوجود قدرتش می‌تواند توسط ترایدنت به اون مکان آمده باشد؟ اسب‌ها عموما به صاحبانشان خو گرفته و پیش آنها می‌مانند. برادر ارشد به گفته‌ی خودش قبل از مرگ تازی او را یافته بود. پس میتوانیم به راحتی بگوییم که غریبه‌هم در آن لحظه کنار تازی بوده است و نه در رود ترایدنت. پس نمیتوان داستان آب‌آورده بودن اسب را باور کرد. چنین اسب خشنی چطور توسط یک فرد معمولی به آن مکان آورده شده؟ به نظر شما آوردن اسب توسط تازی به این مکان محتمل‌تر نیست؟

این هم یکی دیگه از تئوری‌هایی هست که باید برای فهمیدنش صبر پیشه کنیم. منتظر نظراتتان هستیم و در آخر طبق معمول…..

حرف‌ها باد هوان، اما اسپویل‌ها عمیق‌تر از شمشیر می‌بُرند….پس مراقب باشید.

درباره نویسنده

Raegar Targeryan

برگشتن به خونه حس خوبی داره،عضوسابق گروه ترجمه و ویراستاری، نویسنده‌ی سایت

۲۳ دیدگاه

  • خداییش عجب دقتی :good:
    الان که دوباره رفتم فصل رو خوندم میبینم خیلی خیلی محتمله که تازی همون قبر کنه باشه :yes:
    حالا جالب میشه اگه بعدا آریا برگرده برای انتقام گرفتن به وستروس به جای تازی همیشگی با یه راهب درست کار مواجه شه :winksmile:

      نقل قول

  • سلام،خوش آمدین ”پرنس ریگار”،تحلیل وبررسی جالبی بود،امیدوارم مثل قبل نوشته های شما روبخونم ولذت ببرم،ضمنا امیدوارم با برگشتن “شاهزاده دراگون استون”سرعت ارائه فصول مخصوصا کتاب چهارم بالا بره

      نقل قول

  • ممنون ریگار عزیز از بررسی دقیقت
    زنده بودن تازی خیلی محتمل به نظر میرسه مخصوصا که سایت هواداری Watchers on the Wall خبر از حضور روری مک کین (بازیگر نقش سندور در سریال بازی تاج و تخت) در شهر بلفست (محل فیلمبرداری فصل ششم) و یکی از هتل های مورد استفاده HBO داده بود.
    تئوری Gravedigger کاملا منطقیه ولی یکی از ویژگی های اصلی کاراکتر تازی رو نقض میکنه. یعنی ممکنه تازی با وجود اون همه نفرتی که از برادرش داشت به آرامش رسیده باشه؟
    به شخصه امیدوارم با رویت شدن سر رابرت استرانگ در قسمت پایانی فصل پنجم و از طرفی احتمال حضور تازی در فصل ششم شاهد Clegane Bowl باشیم
    پ.ن: دقت کردین تو پیشگویی سرسی توسط Valonqar (برادر کوچکتر) کشته میشه که میتونه تیریون باشه ولی تازی هم برادر کوچکتر محسوب میشه ها :shook:
    البته در نهایت کار همه چی دست مارتینه و ممکنه هیچکدوم از تئوری ها درست نباشه و تازی مرده باشه

      نقل قول

  • سلام
    خیلی از این که دیدم مطلبی با اسم شماس پس از مدتها خوشحال شدم. اگر ترجمه هم نمی کنی ریگار عزیز، بررسی بنویس.
    منم با نظر شما درباره تازی زنده بودن تازی موافقم. منم یه بار دیگه فصل رو خوندم. به نظرم یه کم شخصیت برادر ارشد مشکوکه. و این که شش تا یاقوت رو داره و منتظره هفتمی هست اونم بعد از این همه سال. به نظرم در زمان تارگرین ها فرد مهم تری از یه شوالیه ساده بوده.

      نقل قول

  • آقا کلا گیج شدم بخصوص وقتی نظرات رو خوندم.آخه من فقط سریالو دیدم. :han:

    Starks Only:
    پ.ن: دقت کردین تو پیشگویی سرسی توسط Valonqar (برادر کوچکتر) کشته میشه که میتونه تیریون باشه ولی تازی هم برادر کوچکتر محسوب میشه ها
    البته در نهایت کار همه چی دست مارتینه و ممکنه هیچکدوم از تئوری ها درست نباشه و تازی مرده باشه

    تورو خدا توضیح بدین تازی کیه؟مگه سرسی برادر دیگری بجز تیریون و جیمی داره؟ سندور این وسط چیکارس؟ :aa:

      نقل قول

  • تازی والونکار نیست چون مگی غورباقه می گه والونکار با خشم گلوی سفیدت رو فشار می ده و جونت رو از تنت بیرون می کشه که نشون دهنده ی اینه که والونکار از سرسی متنفره وتازی به نظر نمی رسه خشم خاصی نسبت به سرسی داشته باشه

      نقل قول

  • منم وقتی اون فصل رو خوندم دقیقا همین حدس رو زدم که تازی زنده است و منظور از مرگش هم مرگ شخصیت سابقش و تبدیل شدنش به یه انسان جدیده چون صحبت های برادر ارشد خیلی خیلی خیلی مشکوک بود.
    میگم اینطوری جفت برادرای گلکان یه زندگی جدید پیدا کردند.کوه توسط اون استاد به یه هیولای جدید تبدیل شد و مثل اینکه تازی هم عابد شده!
    مرسی بابت بررسی خوبتون.

      نقل قول

  • من حدسم اینه که اخر بین گنجشک و سرسی درگیری میشه و فرار به مبارزه میزارن که سرسی کوه رو میاره و گنجشک هم تازیو خخخخ میدونم احمقانس ولی بشه چی میشه :fight:

    با عرض معذرت این دکمه اسپویل رو ندیدم

      نقل قول

  • احمد:
    آقا کلا گیج شدم بخصوص وقتی نظرات رو خوندم.آخه من فقط سریالو دیدم.

    تورو خدا توضیح بدین تازی کیه؟مگه سرسی برادر دیگری بجز تیریون و جیمی داره؟ سندور این وسط چیکارس؟

    تازی همون سندور هست. نه نداره تا جایی که می دونیم

      نقل قول

  • بچه ها شاید احمقانه به نظر برسه ولی احتمالش هست برادز ارشد ریگار باشه ؟ الان خیلی بیخود به ذهنم اومد…
    آخه یکم مرگ ریگار مشکوک هست …. و اینکه یاقوت ها دست ش بود و ….

      نقل قول

  • این مجموعه کتاب هایی که بیش از سی فصل داره همون کتاب نغمه یخ و آتشه؟
    یا جداست کلا؟؟
    و وقتی من بخرمش خود کتاب برام ارسال میشه؟؟

      نقل قول

  • ایمپ:
    بچه ها شاید احمقانه به نظر برسه ولی احتمالش هست برادز ارشد ریگار باشه ؟ الان خیلی بیخود به ذهنم اومد…
    آخه یکم مرگ ریگار مشکوک هست …. و اینکه یاقوت ها دست ش بود و ….

    منم اتفاقا همین نظرو دارم.ولی خودش گفت که تو نبرد ترایدنت یه نفر سومی بود…که خودش بود. و اما اون نفر سوم کیه؟؟؟؟؟؟؟؟

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: