Performancing Metrics

مقالات

تئوری سازی:چه کسی قاتل سرسی خواهد بود؟

cersei_turns_to_ash__by_duncanbdewar-d7jb7iu
نویسنده نوید لنیستر

مترجم: میستر امین

مطلب مختص سریال می باشد.

سرسی لنیستر یکی از شخصیت های شرور بازی تاج و تخته . البته به شدت طرفدارهای خاص خودش رو هم داره. او به خیلی از کاراکتر های محبوب مخاطبان خیانت کرده و نصف قدمگاه پادشاه رو به هوا فرستاده و داره کوهی از اجساد آدمها میسازه که ازش بالا بره و برسه به اوج قدرت وستروس . سرسی از همون ابتدا روی خوشی به ما نشان نداد و از هموجایی که برای اولین بار در وینترفل همدیگه رو ملاقات کردیم منتظر افتادنش بودیم . اما نه تنها او زنده ماند بلکه اوج گرفت و به جایی در دنیای وستروس رسید که نهایتا بر روی تخت آهنین نشست .
اما عمر حکومت اون ممکنه کوتاه باشه . دنریس تارگرین با ارتشش در راهه و ادعای تاج و تخت رو داره و آریا استارک پشت دروازه های شهره و اتفاقا اسم سرسی هم توی لیست آریا هست .سرسی دشمنان زیادی داره و یکی از انها ممکنه بلاخره اونو در فصل هفت به پایین بکشه . اما کدومشون ؟
در اینجا ، محتمل ترین کاندیداهای کشتن ملکه محبوبمون رو داریم .ما اونا رو به ترتیب احتمالشون مرتب کردیم . بیایید ببینیم چه کسی در نهایت این کاراکتر خاص و فوق العاده رو به سرانجامش میرسونه :

cersei_season_3

شماره پنج : سرسی زنده می ماند

ما باور نداریم که این زیاد احتمال داشته باشد . اما اگه سرسی به نحوی از حمله دنریس فرار کند و یا حتی بتواند مادر اژدها را شکست بدهد چه اتفاقی ممکن است افتاده باشد ؟
قبلا در کانال تلگرام به این تئوری پرداخته شده است که ممکن است سرسی و یورون گریجوی با هم متحد شوند و اگر بتوان به این تئوری اتکا کرد و سرسی در فصل هفتم زنده بماند ،یورون نقش کلیدی بازی خواهد کرد . او ممکن است سرسی را از قدمگاه پادشاه به طور قاچاق خارج کند و دنی را با حمله خود در دریا ضعیف کند . اگرچه احتمال قاچاقی خارج شدن سرسی بسیار ضعیف است .سرسی برای تمام عمر خود مالکیت تخت آهنین را ارزو میکرده و حالا او آن را دارد . اگر دنریس حمله موفقیت آمیزی داشته باشد شاید ما شاهد آن باشیم که سرسی با کشتی پر از آتش وحشی به استقبال او برود یا به مانند پادشاه دیوانه بخواهد پایانی با استخوان های سوخته و گوشت های پخته داشته باشد .اینکه سرسی بتواند دنریس را شکست بدهد غیرممکن نیست اما اگر روند داستان بخواهد دنریس به سمت شمال برود و با وایت واکرها و پادشاه شب روبرو شود چاره ای نیست تا از سرسی بگذرد .

game-of-thrones-season-7-daenerys-cersei

شماره چهار : دنریس تارگرین

آخرین باری که ما دنریس را دیدیم ، او به سمت وستروس بادبان کشیده بود و قصد بازپس گیری تخت آهنینی را دارد که سرسی بر روی آن نشسته است .بنابراین آیا ممکن است که دنریس کسی باشد که نهایتا ملکه دیوانه را به پایین میکشد؟ به نظر گزینه محتملی میاید . دنی ارتش بزرگی دارد ، سه تا اژدها ، نیروی دریایی قوی و اشتیاق سوزان برای بازپس گیری تاج و تختی که احساس میکند از خانواده او گرفتند . اما برخلاف آریا ، دنریس حس خونخواهی شخصی نسبت به سرسی تدارد . او هرگز سرسی را ندیده است و یا مستقیما از جانب او صدمه ندیده است . بنابریان از دیدگاه داستان پردازی ، کشتن سرسی شاید برای دنی به اندازه تیریون قابل قبول نباشد .ممکن است که دنی سرسی را شکست بدهد و با ارتشش او را از تخت به پایین بکشاند
اما به نظر آخرین ضربه را دنی نمیزند . به اتفاقی که برای رمزی افتاد فکر کنید . جان او را در نبرد شکست داد و بارها با مشت به صورت او زد ام نهایتا این سانسا بود چون مستقیما از او آسیب دیده بود افتخار کشتن او را پیدا کرد . شاید همین اتفاق نیز اینجا بیافتد .

arya-stark-list-revised-html

شماره سه : آریا استارک

در طول سالها ، آریا از یک دختربچه دوست داشتنی به یک قاتل حرفه ای تبدیل شده است و حتی مهارت لازم برای کشتن ملکه را پیدا کرده است . سرسی از آغاز فصل دوم در لیست مرگ آریا قرار دارد ، لیستی که هر روز دارد کوتاه تر می شود .اساسا تنها سرسی و کوه ، دو نفر از کسایی هستند از قدمگاه پادشاه در این لیست باقی مانده اند .درست است که آریا ممکن است به سمت شمال برود نه جنوب ، به خصوص اگر بداند که هم اکنون جان پادشاه شمال شده است . اما این احتمال همچنان وجود دارد که به سمت دمگاه پادشاه و برای انتقام گام بردارد . حدودا یک ماه پیش ، صحنه ای از لوکیش فیلم برداری ما را به فکر فرو برده است که این احتمال بسیار بیشتر است . اعضای گاردشاهی در گشت زنی شبانه خود به شخص مشکوکی برخوردند . بلافاصله این احتمال مطرح شده است که گاردشاهی در حال تلاش برای متوقف کردن آریا به داخل شدن قلعه سرخ بودند .آریا به محض ورود به وسنروس یک خط سرخ بر گلوی والدر فری کشید . او مرده و نفر بعدی در لیست الان در قدمگاه پادشاه قرار دارد . اما او چگونه کار را تمام میکند ؟ او تمرین کرده است و انگیزه کافی دارد ، دو چیز که برای رسیدن به هدف لازم است . اما آیا به کشته شدن سرسی لنیستر ختم می شود؟ ممکن است .اما صادقانه بگویم ، من فکر نمیکنم آریا شخص مورد نظر ما باشد . نه به خاطر اینکه ارضا کننده نیست بلکه به خاطر اینکه کاندیدای قویتری در لیست وجود دارد .

b768675d38b76e58c01505b40d50b175de9e4ba4_hq

شماره دو : تیریون لنیستر

تیریون تا به اینجا هم خودش را به عنوان بزرگترین لنیسترکش تمام زمانها ثابت کرده است و کاملا از این شانس برخوردار است که خواهر دوست داشتنی خود که از قضا از همان بدو تولد تیریون از او متنفر بود را بکشد . سرسی کینه خود را زمانی به سطح جدیدی ارتقا داد که تیریون را به عنوان قاتل جافری متهم کرد . سرسی تمام توان خود را به کار برد تا او محکوم و اعدام شود ولی او فرار کرد .اکنون ، تیریون دست ملکه دنریس تارگرین است و به همراه او به سمت وستروس بادبان کشیده است . اگر دنریس بتواند قدمگاه پادشاه را تصرف کند این امکان وجود دارد که شانس کشتن سرسی و گرفتن انتقام را به تیریون اهدا کند .رویایی که تیریون بارها در کتاب آزادانه به آن فکر کرده و همچنین نشان داده است که توانایی کشتن اعضای خانواده خود را کاملا دارا می باشد . اما اگرچه تیریون هم انگیزه کافی را دارد و هم فرصتش را ، شخص دیگری هم وجود دارد که من فکر میکنم کار سرسی را برای همیشه تمام میکند.

game-of-thrones-cersei-jaime

شماره یک : جیمی لنیستر

اگر از من بپرسید ، جیمی کسی خواهد بود که نهایتا سرسی را میکشد . شاید به این فکر کنید که او عاشق سرسی است و آنها بالاخره این امکان را دارند که بی مزاحمت با هم زندگی کنند . شاید شما فکر نمیکنید که یک قتل در آینده دوقلوها وجود داشته باشد . اما در دنیای تاج و تخت اعضای یک خانواده همدیگر را میکشند .تیریون تایوین را ، رمزی روس را و یورون برادرش بیلون را کشته است .این اتفاق عجیبی نیست . بیایید این احتمال را بررسی کنیم . اول از همه ، نگاه جیمی را به خاطر بیاورید . نگاهی که جیمی به خواهر عزیزش انداخت بعد از اینکه او را در حال نشستن بر تخت آهنین دید و فهمید که او برای نشستن بر روی این تخت چه تعداد انسانهای بی گناه را کشته است و شهر را با آتش وحشی منفجر کرده است ، همان کاری که جیمی برای جلوگیری از آن پادشاه دیوانه ایریس دوم را کشت . و الان سرسی جا پای پادشاه دیوانه گذاشته است .در کتاب ، حتی شواهد بسیار بیشتری وجود دارد . جایی که جادوگر پیشگو به سرسی میگوید که تمام بچه های او میمیرند و خود سرسی به دست برادر کوچکتر کشته می شود . تیریون ؟ و یا شاید جیمی . چرا که جیمی هم چند دقیقه از سرسی کوچکتر است.

جمع بندی:
بیایید تمام سناریو را یک بار تصور کنیم و اتفاقات را کنار هم قرار بدهیم . تصور کنید که دنریس پشت دروازه های شهر قرار دارد ، سرسی ناامید تصمیم میگیرد که همه جا را منفجر کند تا اینکه به شخص دیگری بدهد . پادشاه دیوانه دخایری از اتش وحشی را در همه جای شهر مخفی کرده بود و سرسی به راحتی انبار آن را در زیر سپت بیلور کشف کرده بود . او ممکن است قبلا باقی دخایر و انبارها را کشف کرده باشد و یا تا قبل از اینکه دنی برسد انبارهای خودش را جاسازی کند . کوه و کیبورن به نظر نمیرسد جلوی سرسی را بگیرند بنابراین تنها جیمی باقی میماند . او ممکن است مجبور بشود خواهرش را بکشد تا دوباره شهر را نجات بدهد. او مطمئنا از این عمل لدت نمی برد اما راه بسیار عالی خواهد بود بر پایان داستان او . شورش رابرت با کشتن پادشاه تارگرینی به پایان رسید در حالی که لنیسترها به قدمگاه پادشاه حمله میکردند و این بار ، او ممکن است ملکهلنیستری را بکشد هنگامی که تارگرین ها به قدمگاه پادشاه حمله می کنند .

درباره نویسنده

نوید لنیستر

تلگرام: navidlannister@
اینستاگرام: navidlannister
نویسنده و مترجم مطالب سایت، از ادمین های کانال، ادمین اصلی کانال فن آرت

۲۵۸ دیدگاه

  • جالب بود .. قتل سرسی در فصل ۷ صد درصد خواهد بود..
    البته ممکن هم هست قبل از رسیدن دنریس مارتل و تایرل برین پایتخت تصرف کنند و کار اونم یکسره کنند
    مرسی نوید جان بابت مطالب..

      نقل قول

  • این که جیمی سرسی رو بکشه همینجوری که مطرح شد بنظرم خیلی محتمل و جالبه
    ممنون از تحلیل خوبتون

      نقل قول

  • من همیشه منتظر بودم سرسی به دست جیمی کشته بشه. فک میکردم در نهایت این تاوان جیمی باشه به خاطر شکستن سوگندش و کشتن پادشاه. با کشتن عشقش تاوان بده. ولی الان میبینم این اتفاق زیادی تابلو شده و احتمال میدم آخر داستانو تغییر بدن.
    تیریون دلش رو نداره و بعید میدونم دوباره بتونه کسی از خانواده رو بکشه. دنریس هم آدمی نیست که همینجوری بزنه بکشه. زنده موندن و فرارش به سمت عموی تیون هم تاثیری توی داستان نداره. با توجه به اینکه به آخرای سریال رسیدیم.
    من روی آریا شرط میبندم. آریا انتقام گیرنده استراک ها هست. بعید نیست در نهایت سرسی بدست آریا کشته بشه هرچند اگر به اتفاقات نگاه کنیم سرسی هیچوقت مستقیما توی کشته شدن استارکها دست نداشت.

      نقل قول

  • تحلیل جالبیه… ولی به نظر من امکانش خیلی کمه که جیمی این کارو بکنه مگر اینکه آزور اهای باشه…که اونم با توجه به گزینه هایی مثل جان یا تیریون یا دنریس ! احتمالش کمه…شاید قرار نباشه هیچ کدوم از این شخصیتها بکشنش
    به نظرم درنهایت پادشاه شب میکشدش!

      نقل قول

  • شخصیت سرسی پیچیده و خیلی جذاب بوده….. به نظرم جالب میشه بتونه تا آخر دووم بیاره

      نقل قول

  • یه تئوری هم میگه که منظور از برادر کوچک تر، هاوند (سگ شکاری) یا همون برادر کوچکتر کوه هست و اون سرسی رو میکشه که از نظر من بعد از تحولات درونی هاوند ممکنه این اتفاق بیافته

      نقل قول

  • احتمال جیمی و آریا از همه بیشتره.
    راب و اطرافیانش درگیر شمال هستن. هاوند هم که یک تنه نمیتونه کاری کنه. مارتل ها هم قدرت کافی مقابله با سرسی رو ندارن. پادشاه شب هم که تا بخواد به پایین برسه اول باید از روی جنازه راب رد بشه!!!! اگر بخواد به دست دنریس یا تیریون کشته بشه ابتدا باید از اونها شکست بخوره که بنظرم اگه ببینه داره شکست میخوره قطعا از آتیش وحشی استفاده میکنه و به دست خودش میمیره. پس اگه کسی بخواد و بتونه بکشتش یا آریا هست که میتونه با قابلیت هاش از نگهبانا رد بشه یا جیمی هست که همیشه کنارشه و شواهد زیادی هست که میگه جیمی میکشتش:
    نگاه جیمی در آخر فصل ۶ ، پیشگویی درون سریال که تا الان درست بوده ، سابقه جیمی در کشتن دیوانگانی که میخواهند از آتش وحشی استفاده وحشتناک بکنند. ولی من دلم میخواد یا جیمی یا آریا بکشتش :fight:

      نقل قول

  • محسن:
    احتمال جیمی و آریا از همه بیشتره.
    راب و اطرافیانش درگیر شمال هستن. هاوند هم که یک تنه نمیتونه کاری کنه. مارتل ها هم قدرت کافی مقابله با سرسی رو ندارن. پادشاه شب هم که تا بخواد به پایین برسه اول باید از روی جنازه راب رد بشه!!!! اگر بخواد به دست دنریس یا تیریون کشته بشه ابتدا باید از اونها شکست بخوره که بنظرم اگه ببینه داره شکست میخوره قطعا از آتیش وحشی استفاده میکنه و به دست خودش میمیره. پس اگه کسی بخواد و بتونه بکشتش یا آریا هست که میتونه با قابلیت هاش از نگهبانا رد بشه یا جیمی هست که همیشه کنارشه و شواهد زیادی هست که میگه جیمی میکشتش:
    نگاه جیمی در آخر فصل ۶ ، پیشگویی درون سریال که تا الان درست بوده ، سابقه جیمی در کشتن دیوانگانی که میخواهند از آتش وحشی استفاده وحشتناک بکنند. ولی من دلم میخواد یا جیمی یا آریا بکشتش

    راب؟!
    تو سریالم مگه مگی پیشگویی کرد راجب برادر کوچیکه؟

      نقل قول

  • سلام بنظرمن جیمی لنیستر یه قهرمانه اگه اون نبود پادشاه دیوانه درجریان شورش رابرت کل قدمگاه پادشاه روبا تمام جمعیت مردم بیگناهش وهمینطور ارتش لنیسترهاروبه آتیش میکشیدتازه اون سعی کرد که پادشاه دیوانه رو از باز کردن دروازه ها برای لنیسترها منصرف کنه اما اون به توصیه پایسل که برای لنیسترها کار میکرد گوش داد وحتی حاضربود تنهایی باکل ارتش لنیسترها بخاطر پادشاه مقابله کنه تافرصت فراربه اونا بده اما بعد متوجه شد که پادشاه دیوانه میخواد کل شهرروبه آتش بکشه وسعی کرد که اونومنصرف کنه اما اون نپزیرفت وبهش گفت که اگه وفاداری برو سر پدرت را بیار واونم مجبور شد اونو بکشه وبعدش فکر کردکه بین اگان وویسیریس یکیو به تخت بنشونه اما به این نتیجه رسید که ممکنه اوناهم مثل شاه دیوانه بعدا مردمو به خاکو خون بکشونن حتی سرباریستن سلمی هم بارها بابت نجات شاه دیوانه خودشو سرزنش میکرد نمی دونم چراهمه اونو بخاطر کشتن پادشاه دیوانه سرزنش میکنن اما راجع قاتل سرسی بنظرمن جیمی ه چون اینطوری داستان زیباترمیشه شاید آریا دیربرسه ودر عوض کوه روبکشه من فکر مییکنم که اینطوری باشه که وقتی جیمی مجبور میشه سرسی رومیکشه کوه ازدر میاد وسعی میکنه که جیمی روبکشه اما بعد آریا از پشت کوه رومیکشه وجون جیمی رم نجات میده ممنون ازنوشتتون نوید جان

      نقل قول

  • امیدرضا:
    سلام بنظرمن جیمی لنیستر یه قهرمانه اگه اون نبود پادشاه دیوانه درجریان شورش رابرت کل قدمگاه پادشاه روبا تمام جمعیت مردم بیگناهش وهمینطور ارتش لنیسترهاروبه آتیش میکشیدتازه اون سعی کرد که پادشاه دیوانه رو از باز کردن دروازه ها برای لنیسترها منصرف کنه اما اون به توصیه پایسل کهبرای لنیسترها کار میکرد گوش داد وحتی حاضربود تنهایی باکل ارتش لنیسترها بخاطر پادشاه مقابله کنه تافرصت فراربه اونا بده اما بعد متوجه شد که پادشاه دیوانه میخواد کل شهرروبه آتش بکشه وسعی کرد که اونومنصرف کنه اما اون نپزیرفت وبهش گفت که اگه وفاداری برو سر پدرت را بیار واونم مجبور شد اونو بکشه وبعدش فکر کردکه بین اگان وویسیریس یکیو به تخت بنشونه اما به این نتیجهرسید که ممکنه اوناهم مثل شاه دیوانه بعدا مردمو به خاکو خون بکشونن حتی سرباریستن سلمی هم بارها بابت نجات شاه دیوانه خودشو سرزنش میکردنمی دونم چراهمه اونو بخاطر کشتن پادشاه دیوانه سرزنش میکنن اما راجع قاتل سرسی بنظرمن جیمی ه چون اینطوری داستان زیباترمیشه شاید آریا دیربرسه ودر عوض کوه روبکشه من فکر مییکنم که اینطوری باشه که وقتی جیمی مجبور میشه سرسی رومیکشه کوه ازدر میاد وسعی میکنه که جیمی روبکشه اما بعد آریا از پشت کوه رومیکشه وجون جیمی رم نجات میده ممنون ازنوشتتون نوید جان

    البته جیمی یکم عجول بود اما بعد خوب شد

      نقل قول

  • راستی تو کتاب ۵ برن یه جا خواب میبینه یه زن مو سفید گلوی یه مردو میبره. جیمی هم ک اخرای کتاب با برین رفته . بنظرتون طرف جیمی ه؟
    شرمنده اینجا پرسیدم.

      نقل قول

  • لطف دارین دوستان ولی بیشتر باید از میستر امین عزیز برای ترجمه این مطلب تشکر کرد :rose:
    به نظر من جیمی کسی خواهد بود که سرسی رو به قتل میرسونه، شاید همون اتفاقی که برای شاه دیوانه افتاد هم برای سرسی بیوفته و به دست جیمی و در حالیکه فریاد میزنه همه رو بکشین، کشته بشه.احتمال اینکه تیریون هم قاتل سرسی باشه کم نیست

      نقل قول

  • نوید لنیستر: جالبه
    به نظرم منظورش بانوی سنگدل و جیمیه.کشته شدن جیمی توسط بانوی سنگدل خیلی محتمله

    امابانوی سنگدل تو سریال نبود وفکرنکنم زیاد داستانش مهم باشه موهای کاتلین قرمز یابانوی سنگدل قرمز بود واینکه آن زن موسفید ممکنه دنریس باشه موهای سفید من کلا کتاب تاسه خوندم

      نقل قول

  • نوید جان میخواستم یه سوال بپرسم توی کتاب اول بنجن به جان میگه که وقتی خودت صاحب چند حروم زاده شدی میای پیش من انجورمیگفت مثل اینکه خودش حروم زاده داره امکان داره جان پسر بنجن ولیانا باشه وریگارم فقط بخاطر دلسوزی اونوربوده البته خودم اینو زیاد قبول ندارم اما بعضیا که کتاب وسریالو خوندن ودیدن این نظرم دادن

      نقل قول

  • جیمی در طول فصل های سریال( و همین کتاب) از یک شخصیت کاملا منفور به یک شخصیت کاملا محبوب تبدیل شده. حداقل برای من…
    شهرت جیمی به کشتن mad king ای هست که میخواست کل پایتخت رو بفرسته هوا
    الان هم به دلیل تبدیل شدن خواهرش به mad queen کاملا محتمله این کارو با سرسی هم بکنه
    چون فکری رو که ایریس تو ذهنش داشت سرسی بهش جامه ی عمل پوشوند…

      نقل قول

  • امیدرضا: امابانوی سنگدل تو سریال نبود وفکرنکنم زیاد داستانش مهم باشه موهای کاتلین قرمز یابانوی سنگدل قرمز بود واینکه آن زن موسفید ممکنه دنریس باشه موهای سفید من کلا کتاب تاسه خوندم

    توی کتاب ۴ کتلین با موهای سفید و شکننده توصیف می شه با ظاهری پیر دوباره زنده می شه سابق بریدن گلو رو هم که داره :winksmile: در حالی که دینریس فقط دستور کشتار رو داده ممکنه نتونه خودش این کار رو انجام بده

      نقل قول

  • مطلب جالبی بود
    احتمال مرگ سرسی زیاده مطابق پیشگویی جیمی یا تیریون باید قاتلش باشن که البته مرگش به دست جیمی جذاب تر می شه

      نقل قول

  • من از همون روز اول میدونستم که
    اسپویل اسپویل
    سرسی به دست جیمی کشته میشه حالا چرا و چگونش مهم نیست ولی جیمی بعد از اینکه سرسی رو میکشه گلوی خودشم میبره

      نقل قول

  • برا من سوال شده که چرا جیمی تو لیست آریا نیست
    هم برن رو فلج کرد ، هم به ند استارک حمله کرد و زخمیش کرد و هم جوری کسل رو کشت
    اما آریا تو لیست نگذاشته بودش

      نقل قول

  • امیدرضا:
    نوید جان میخواستم یه سوال بپرسم توی کتاب اول بنجن به جان میگه که وقتی خودت صاحب چند حروم زاده شدی میای پیش من انجورمیگفت مثل اینکه خودش حروم زاده داره امکان داره جان پسر بنجن ولیانا باشه وریگارم فقط بخاطر دلسوزی اونوربوده البته خودم اینو زیاد قبول ندارم اما بعضیا که کتاب وسریالو خوندن ودیدن این نظرم دادن

    خواهر و برادر اونم تو خاندان استارک؟؟؟ :head: :head: :head:

    آخه این نظر از چه برهانی بود؟؟؟

      نقل قول

  • ازونجایی که از شواهد معلومه پر رنگ ترین گزینه میتونه آریا استارک باشه…
    بعد از قتل فجیع یک به یک اسم های لیستش از جمله والدر فری و ایلین پین(البته به جز سندور کلیگان) کاملا ثابت کرده که میتونه اونقدر خطرناک و بی چهره باشه که حتی مراقب ماسک دار جدید فرانکشتاین مانند سرسی(سر گریگور کلیگان) هم نمیتونه جلوش رو بگیره..

      نقل قول

  • داداش تو وقتی ندونی کی از پشت بهت پس گردنی زده نمیتونی بزنیش دیگه:/ اریا هم اصلا سر جیمی رو تو عمرش زیاد ندیده که بخواد از کاراش خبر داشته باشه

    برا من سوال شده که چرا جیمی تو لیست آریا نیست
    هم برن رو فلج کرد ، هم به ند استارک حمله کرد و زخمیش کرد و هم جوری کسل رو کشت
    اما آریا تو لیست نگذاشته بودش

      نقل قول

  • سندور کلگین: خواهر و برادر اونم تو خاندان استارک؟؟؟

    آخه این نظر از چه برهانی بود؟؟؟

    ازاون برهانی که مارتین اعلام کرده بود همه شخصیت هاخاکسترین وممکنه اشتباهم کنن البته منم قبول ندارم فقط راجع حدس بعضی از دوستان گفتم

      نقل قول

  • The King in the North:
    برا من سوال شده که چرا جیمی تو لیست آریا نیست
    هم برن رو فلج کرد ، هم به ند استارک حمله کرد و زخمیش کرد و هم جوری کسل رو کشت
    اما آریا تو لیست نگذاشته بودش

    آخه جیمی چیکارش کرده درسته برنو بخاطر اینکه اونارودید از بالا پرت کرده کارشو تایید نمیکنم هرکس دیگه بود همین کارو میکردوپدرشم توجنگ بودن واینکه یکی از سربازا زخمیش کرد بعدش جیمی یه کشیده زدش وجیمی تومرگ نداستارک دست نداشته اصلا نداستارکم بی دلیل ازش بدش میومد اونو بخاطرکاری که با شاه دیوانه برای نجات مردم کرد ازش بدش میومد البته خودشم نمیدونست که چراپادشاه دیوانه روکشته بحرحال من فقط از جان اسنو وتیریون لنیستر خوشم میاد

      نقل قول

  • همون شما به بزرگی خودت ببخش، اخه از بسبه عنوان اولین اسم تکرارش میکرد یه جورایی افتاد رو زبون ما و یهویی پرید :scratch:

    سر ایلین زندس ک بنده خدا. فک کنم منظور دوستمون مرین ترانته

      نقل قول

  • اوکی ایندفه میبخشمت ;-)
    ولی نوبت ایلین پین هم میرسه بلاخره. لیست اریا تو کتاب خیلی طولانیتره و یکی از جذابیت های کتابه به نظر من.

      نقل قول

  • خصوصیتی که سرسی داره ، پرت بودنش از ماجراست ،
    یک فرد ضعیف و همزمان مغرور که همیشه عمرش زیر سایه دیگران بوده ، پدرش، شوهرش و برادرانش ، حتی تیریون هم توانست اون رو به حاشیه برونه ، در کنترل فرزندانش هم ناموفق بود ، جافری تحت تاثیر دیوانگی اش بود (اگر در این داستان یک حرام زاده وجود داشته باشه همین جافری بود) تامن هم تحت تاثیر همسرش ، یکی از بی ارزش ترین شخصیت های کتاب که وجودش فقط برای شکل دادن به داستان های دیگران الزامیه ، و اگر در کتاب هم قدرت رو بدست بیاره ، فقط ملکه همان صندلی خواهد بود ، نه بیشتر ،

    درباره اینکه جیمی قاتل سرسیه می شه امیدوار بود اما برای من موضوع هیجان انگیزتر ، کسیه که جیمی به او خدمت خواهد کرد ،
    که میتونه بانوی سنگ دل ف سنسا و دنریس باشه ،
    و طبق نظریه ای که درباره چالش اخلاقی سنسا و دنریس دارم(اینکه این دو لیدی ، به خاطر مجاورت مداوم در کنار بدی ، خیانت ،‌سنگدلی ، و همچنین به دست آوردن قدرت و فرصت انتقام ، مستعد این هستند که در اخرین لحظات به سمت تاریکی کشیده شوند).

    تصمیم جیمی درباره پیوستن به یک حاکم دیگر شاید مهم باشه ، و البته معتقدم که هرکس یکبار رستاخیز اخلاقی رو طی می کنه ،
    و جیمی بعد از ماجراهایی که داشت پاک شده ، همانطور که جان از مرگ برخواست و درواقع امتحان او به پایان رسیده و حالا در جبهه خوب ماجرا قرار داره ،
    پس اگر جیمی باید قاتل سرسی باشه اینکار به دستور یک نفر انجام خواهد شد ، سوال اینه که رئیس کیه ؟!
    تبصره : اعزام آریا توسط سنسا برای زجر کش کردن سرسی هم می تونه گزینه مناسبی باشه :)

      نقل قول

  • magenta:
    خصوصیتی که سرسی داره ، پرت بودنش از ماجراست ،
    یک فرد ضعیف و همزمان مغرور که همیشه عمرش زیر سایه دیگران بوده ، پدرش، شوهرش و برادرانش ، حتی تیریون هم توانست اون رو به حاشیه برونه ، در کنترل فرزندانش هم ناموفق بود ، جافری تحت تاثیر دیوانگی اش بود (اگر در این داستان یک حرام زاده وجود داشته باشه همین جافری بود) تامن هم تحت تاثیر همسرش ، یکی از بی ارزش ترین شخصیت های کتاب که وجودش فقط برای شکل دادن به داستان های دیگران الزامیه ، و اگر در کتاب هم قدرت رو بدست بیاره ، فقط ملکه همان صندلی خواهد بود ، نه بیشتر ،

    درباره اینکه جیمی قاتل سرسیه می شه امیدوار بود اما برای من موضوع هیجان انگیزتر ، کسیه که جیمی به او خدمت خواهد کرد ،
    که میتونه بانوی سنگ دل ف سنسا و دنریس باشه ،
    و طبق نظریه ای که درباره چالش اخلاقی سنسا و دنریس دارم(اینکه این دو لیدی ، به خاطر مجاورت مداوم در کنار بدی ، خیانت ،‌سنگدلی ، و همچنین به دست آوردن قدرت و فرصت انتقام ، مستعد این هستند که در اخرین لحظات به سمت تاریکی کشیده شوند).

    تصمیم جیمی درباره پیوستن به یک حاکم دیگر شاید مهم باشه ، و البته معتقدم که هرکس یکبار رستاخیز اخلاقی رو طی می کنه ،
    و جیمی بعد از ماجراهایی که داشت پاک شده ، همانطور که جان از مرگ برخواست و درواقع امتحان او به پایان رسیده و حالا در جبهه خوب ماجرا قرار داره ،
    پس اگر جیمی باید قاتل سرسی باشه اینکار به دستور یک نفر انجام خواهد شد ، سوال اینه که رئیس کیه ؟!
    تبصره : اعزام آریا توسط سنسا برای زجر کش کردن سرسی هم می تونه گزینه مناسبی باشه :)

    من همیشه از نوشته هات لذت میبرم مگنتا جان:)

      نقل قول

  • اگر یه نگاه به آخرای فصل دو سریال بندازیم همون جایی که دنریس و اژدهاش رو زندانی میکنن وقتی وارد یه در میشه تخت اهنین رو میبینه با همون تالار اصلی که به شدت خراب شده. من فکر میکنم قلعه سرخ میره رو هوا جیمی هم نمیتونه سرسی رو بکشه در مورد کل شهر فکر نمیکنم همین اتفاق بیوفته

      نقل قول

  • ای کاش جیمی سرسی رو بکشه چون خیلی خیلی تراژدی زیبایی در داستان به وجود میاد
    دنریس لیاقت نداره سرسی رو بکشه
    آریا اصلن توی گود بازی تاج و تخت نیست
    تیریون هم هر چقدر آدم بدی باشه خواهر خودش رو نمیکشه در ضمن سرسی اصلا گناهی در حق دنریس نکرده که دنریس بخواد اونو بکشه به نظر من باید در کتاب هفتم منتظر یک شخصیت دیگه باشیم که از سرسی دل خوشی نداشته باشه و آدم خوب و عادلی باشه که یا در صحنه ی مرگ بچه های ایلیامارتل بوده باشه یا یکی از آسیب دیده گان جنگ ایسیریس تار گرین و رابرت برثین بوده باشه یا کسی که دوست دار و فدائی خاندان استارک بوده باشه که به خون خواهی راب و پدرش لرد ادارد استارک به پا خواسته باشه از نظر من باید منتظر یک شخصیت جدید باشیم که اون سرسی رو بکشه چون چهار شخصیتهای نام برده شده یا قدرت کشتن سرسی رو دارن نه انگیزه واسه ی اینکار پس تئوری شخصیت جدید از همه معقول تره چه میدونم یک شخصیت مثل مختار

      نقل قول

  • اگه سریالو دیده باشین فصل چهارم برندون تو راه کلاغ ۳ چشم چند تا الهام از واقعیتی داشت که خودش در آینده میبینه که یکیش سایه اژدها روی کینگزلندینگ بود(( یعنی برن سوارشه چون از بالا سایه رو میدید))،
    ( حتی قسمت ششم فصل ۶ هم همون صحنه رو دید)،
    شاید حتی برندون قاقتل سرسی شد :unsure: :unsure: :unsure: :unsure: :unsure:

      نقل قول

  • بچه ها من وقتی یه باردیگه سریال رو نگاه کردم به یه چیزی که تاحالا کسی بهش توجه نکرده بود فکر کردم که “کایبرن” همون استادی که سر گرگور هیولا را ساخت و برای خوب شدن دست جیمی خیلی کمک کرد الآن هم دست سرسی هست چرا داره اینقدر به لنیستر ها صادقانه کمک میکنه در حالی که اون توسط ارتش بیرحم لنیسترها زخمی شده بود و به دست راب استارک و همسرش مداوا و نجات پیدا کرد.
    آیا این استاد اینقدر نمک به حرام و قدر نشناس است که به صاحبان ارتشی که تمام مردم قلعه اش را کشتند و خودش رابه حد مرگ زخمی کردند خدمت میکند یا او هنوز مهر جوانمردی راب استارک را در دل دارد تا در فرصت درستی زخمش را به لنیستر ها بزند…
    بنظر شما این قضیه جای تأمل ندارد؟؟

      نقل قول

  • یه پایان دیگه ای که من دوس دارم اینه که دنریس اینا برسن پایتخت جیمی هم شکست بخوره. و سرسی به نهایت دیوانگی برسه و خودشو و تخت آهنین رو بترکونه تا بدست دنریس نرسه
    البته به شخصه خیلی دوس دارم جیمی رو در ارتش مبارزه با پادشاه شب ببینم با همون شمشیر جفری

      نقل قول

  • با سلام خدمت همه دوستان خوبم
    در این چند وقت که این مطلب بارگذاری شده ، نظرات شما دوستان بسیار جالب و جذاب بود که نشان از قدرت بالای تحلیل ایرانی ها رو نشون میده … باور کنید کامنت ها و پیش بینی های سایت های امریکایی و اروپایی بسیار بچه گانه و ابتداییه
    نکته ای که به نظرم رسید و دوست داشتم در اینجا بگم اینه که پیش بینی پایان این ماجرا بیشتر نیازمند روانکاوی شخصیت هاست تا پایان بندی های دراماتیک … شخصیت هایی مانند سرسی یا جیمی و کلا دنیای تاج و تخت ، پایانی در درون خودشون دارن به وسیله یک ابزار یا نیروی بیرونی که اون هم ناشی از درون نفر مقابل هست … مثل قطعات پازل … پیش بینی پایان سرسی رابطه مستقیم با روانکاوی شخصیت خود سرسی داره … شخصیتی خاکستری و بسیار جذاب که ارزش بررسی بیشتر رو داره

      نقل قول

  • من فکر می کنم صرف نظر از داستان کتاب توی فیلم آریا سرسی رو میکشه جیمی هم میبینه و می تونه کمکی کنه اما کاری نمیکنه

      نقل قول

  • این یکی از بهترین و کامل رتین تئوری ایی بودک تاحالا داده شده… دستتون درد نکنه بابت اشتراکش و ترجمش :)

      نقل قول

  • سندور کلگین:
    بچه ها من وقتی یه باردیگه سریال رو نگاه کردم به یه چیزی که تاحالا کسی بهش توجه نکرده بود فکر کردم که “کایبرن” همون استادی که سر گرگور هیولا را ساخت و برای خوب شدن دست جیمی خیلی کمک کرد الآن هم دست سرسی هست چرا داره اینقدر به لنیستر ها صادقانه کمک میکنه در حالی که اون توسط ارتش بیرحم لنیسترها زخمی شده بود و به دست راب استارک و همسرش مداوا و نجات پیدا کرد.
    آیا این استاد اینقدر نمک به حرام و قدر نشناس است که به صاحبان ارتشی که تمام مردم قلعه اش را کشتند و خودش رابه حد مرگ زخمی کردند خدمت میکند یا او هنوز مهر جوانمردی راب استارک را در دل دارد تا در فرصت درستی زخمش را به لنیستر ها بزند…
    بنظر شما این قضیه جای تأمل ندارد؟؟

    اتفاقا منم جدیدا بیشترین چیزی که بهش فکر میکنم همین استاد کایبرنه ولی نه دقیقا از دید شما…

    واسه من خود شخصیت کایبرن عجیبه.. اگه دقت کرده باشی میبینی که کارهاش به اندازه ی معمای چهره ها و بقیه ی شگفتی های داستان مارتین معما گونست…

    مثلا سر گریگور کلیگان رو در حالی که مرده بود به طرز عجیبی تبدیل به یه هیولای فرانکشتاین کرد و از همه عجیب تر اون بچه های کوچیکی که توی قسمت اخر استاد پایسل رو کشتن که اگه دقت کرده باشی میبینی که قبلش اون بچه ها رو اورد و یه چیزی به اسم شیرینی بهشون داد و اونارو تبدیل به قاتلای بی رحم کرد.. به نظرم هرچی که هست چیزی فراتر از زمان خودشه

      نقل قول

  • Queen Sansa:
    اگه سریالو دیده باشین فصل چهارم برندون تو راه کلاغ ۳ چشم چند تا الهام از واقعیتی داشت که خودش در آینده میبینه که یکیش سایه اژدها روی کینگزلندینگ بود(( یعنی برن سوارشه چون از بالا سایه رو میدید))،
    ( حتی قسمت ششم فصل ۶ هم همون صحنه رو دید)،
    شاید حتی برندون قاقتل سرسی شد

    اگه به خوبی به صحنه ها نگاه کرده باشید می بینید که اونا نه راجب اینده بلکه راجع به گذشته هستن :secret: اخه صحنه هایی از گذشته(مثلا سر ارتور دین) و زمان حال(اتفاقات درون سریال) رو دید…

    و از نظر من سایه ی اون اژدها مربوط میشه به زمان فتوحات «اگان» اول..

    یا اگر هم گفته شما راجب فصل ۶ درست باشه راجع به دنریس استورم بورن میشه :tanbih:

      نقل قول

  • رضا تارگریان: اگه به خوبی به صحنه ها نگاه کرده باشید می بینید که اونا نه راجب اینده بلکه راجع به گذشته هستن اخه صحنه هایی از گذشته(مثلا سر ارتور دین) و زمان حال(اتفاقات درون سریال) رو دید…

    و از نظر من سایه ی اون اژدها مربوط میشه به زمان فتوحات «اگان» اول..

    یا اگر هم گفته شما راجب فصل ۶ درست باشه راجع به دنریس استورم بورن میشه

    امکانش هست توصحنه هایی ریگاربیارن بنظرمن کریس همورسن نوبرانقش ریگاربیارن چون بهش میخوره

      نقل قول

  • امیدرضا: امکانش هست توصحنه هایی ریگاربیارن بنظرمن کریس همورسن نوبرانقش ریگاربیارن چون بهش میخوره

    کلا قراره یه سریال دیگه از روی اتفاقات قبل از بازی تاج و تخت کنونی بسازن فکر کنم شخصیت هایی مثل ریگار و بقیه رو زیاد ببینیم

      نقل قول

  • امیدرضا: کی قراره بسازن

    بنظرمن جالبم نمیشه چون میدونیم چطوره

    ولی بنظر من قشنگ میشه مثل هابیت و ارباب حلقه ها که اول ارباب حلقه ها رو ساختن بعد هابیت به اتفاقات قبلش پرداخت هیچکس هم نمیدونست آخرش چی میشه…

      نقل قول

  • رضا تارگریان: اگه به خوبی به صحنه ها نگاه کرده باشید می بینید که اونا نه راجب اینده بلکه راجع به گذشته هستن اخه صحنه هایی از گذشته(مثلا سر ارتور دین) و زمان حال(اتفاقات درون سریال) رو دید…

    و از نظر من سایه ی اون اژدها مربوط میشه به زمان فتوحات «اگان» اول..

    یا اگر هم گفته شما راجب فصل ۶ درست باشه راجع به دنریس استورم بورن میشه

    اون موقع که هنوز شهر پایتخت درست نشده بود،
    اره تو الهامات فصل ۶ گذشته هم قاطیش هست ولی اگه قسمت ۳یا۴ فصل چهارم رو ببینید اول درخت غار کلاغ ۳چشم رو میبینه که بعدا دقیقا همون صحنه رو تو واقعیت میبینه بعد اون الهام اژدها رو روی کینگزلندینگ میبینه.
    :mail: :mail: :mail:
    بهتره برای وقایع اگان اول و دوم و تا آخر….
    کتاب تاریخ وستروس رو بخونید که همین سایت زحمت ترجمش رو میکشه البته من زبان اصلیشو تموم کردم.

      نقل قول

  • Queen Sansa: اون موقع که هنوز شهر پایتخت درست نشده بود،
    اره تو الهامات فصل ۶ گذشته هم قاطیش هست ولی اگه قسمت ۳یا۴ فصل چهارم رو ببینید اول درخت غار کلاغ ۳چشم رو میبینه که بعدا دقیقا همون صحنه رو تو واقعیت میبینه بعد اون الهام اژدها رو روی کینگزلندینگ میبینه.
    بهتره برای وقایع اگان اول و دوم و تا آخر….کتاب تاریخ وستروس رو بخونید که همین سایت زحمت ترجمش رو میکشه البته من زبان اصلیشو تموم کردم.

    من همه تاریخشو خوندم مارتینم گفته دنیای وستروس فقط محدودبه این داستان نمیشه ولی اگروقایعی بعداز دنیای تاج وتخت بسازن بهتر میشه تاقبلش

      نقل قول

  • Queen Sansa: اون موقع که هنوز شهر پایتخت درست نشده بود،
    اره تو الهامات فصل ۶ گذشته هم قاطیش هست ولی اگه قسمت ۳یا۴ فصل چهارم رو ببینید اول درخت غار کلاغ ۳چشم رو میبینه که بعدا دقیقا همون صحنه رو تو واقعیت میبینه بعد اون الهام اژدها رو روی کینگزلندینگ میبینه.
    بهتره برای وقایع اگان اول و دوم و تا آخر….کتاب تاریخ وستروس رو بخونید که همین سایت زحمت ترجمش رو میکشه البته من زبان اصلیشو تموم کردم.

    حرف شما درسته ولی اژدها سواری برن و کشته شدن سرسی به دست اون هم یکم دور از ذهنه..

    و بنده هم عرض کردم که در غیر این صورت ممکنه مربوط به زمان حمله ی دنریس و فتح پایتخت توسط اون باشه..به هر حال کسی باز نمیتونه راجع به اینده ی داستان مارتین نظر قطعی بده..

    کی میدونه شاید دنریس هم مثل راب استارک با وجود اونهمه قدرت شکست بخوره..شاید در آخر افرادی مثل لرد بیلیش یا لرد واریس به قدرت برسن :unsure:

      نقل قول

  • امیدرضا: من همه تاریخشو خوندم مارتینم گفته دنیای وستروس فقط محدودبه این داستان نمیشه ولی اگروقایعی بعداز دنیای تاج وتخت بسازن بهتر میشه تاقبلش

    داداش اگه داستان های تالکین رو دنبال کرده باشی میبینی که منظور مارتین از «پایانی مانند ارباب حلقه ها» چیه.. داستان های دنیای تالکین بعد از شروع دوره ی چهارم یعنی بعد از ارباب حلقه ها کلا تموم شدن:(

    و از نظر من منظور مارتین اینه که دیگه قرار نیست داستان ادامه ای داشته باشه ولی شاید بخواد راجب گذشته ی کهن وستروس،یا حتی سه قاره ی دیگه بنویسه!

      نقل قول

  • حالا تئوری من رو گوش بدید!
    به نظر من جان به هویت واقعی خودش پی میبره و همین طور دنریس. دنریس یکی از اژدهایانش را به کمک جان میفرسته(فکر کنم همونی که سبز رنگه) و جان هم مثل دنریس اژدها سواری را آغاز بکنه و بیاد به مقر فرمانروایی ولی نه تنهایی! سانسا و آریا هم پشتش نشسته باشند
    این جوری به نظرم جذاب میشه چون سانسا و آریا هر دو به خون سرسی و کوه و ایلین پین(جلاد ادارد استارک) تشنه هستند.
    به نظر من آریا و سانسا می تونند دو تا غول بیابونی رو به آتش بکشن و جیمی به قول شما سرسی رو بکشه! دنریس بالاخره پیروز بشه و جان هم بتونه با اژدها وایت واکرها رو شکست بده

      نقل قول

  • شاید بگید در نغمه هیچ چیزی قابل پیشبینی نیست ولی یک چیزی! شاید همه تون وقتی سریال را میدیدید یا کتاب را می خواندید تصور می کردید که ند استارک شخصیت اصلی است و قرار است تا آخر بماند ولی یک حس قوی به من می گفت که این مرد همین زودی ها حذف خواهد شد. درمورد جان اسنو هم من از همان ابتدا حس می کردم او آدم بسیار مهمی است و او قرار است بزرگترین قهرمان مرد در این داستان باشد و درباره ی چیزای دیگه از همون ابتدا می گفتند که رابرت تاج و تخت را به دست آورده و سلسله ی قبلی آدم های بیخودی بودند ولی من فکر میکردم که منفی های واقعی خود همینا هستند و تارگرین ها هستند که قربانی شدند و همین طور هم شد.
    به نظرتان واقعا اگه رابرت اون شورش مسخره را نمی کرد و همه تارگرین ها را نمی کشت الان این اتفاق ها می افتاد؟ به نظرتون اگه همان آیریس دیوانه پادشاه بود بهتر نبود تا کسایی مثل اینا؟ به نظرتون همون موقع این مردم بی لیاقت به دست آیریس ذوب می شدند بهتر نبود تا ظاهر الانیشان را ببینیم؟
    و یک چیز دیگه من توی فصل یک ند رو دوست داشتم ولی توی فصل ششم ازش بدم اومد! توی فصل یک جیمی بهش حمله کرد و افرادشو سلاخی کرد و یک نفر ناعادلانه زخمی اش کرد شاید در آن زمان همه جیمی را نفرین می کردند ولی به نظرتان این همان بلایی نبود که خودش سر آرتور دین آورده بود؟ آرتور دین قهرمان هم ناعادلانه به قتل رسید ولی به نظر شما اگر ند به دست سر آرتور دین کشته می شد بهتر نبود تا آن جافری آشغال؟ به نظرتان به قتل رسیدن آرتور دین عادلانه بود که قاتلش باید عادلانه به قتل میرسید؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    حالا تئوری من رو گوش بدید!
    به نظر من جان به هویت واقعی خودش پی میبره و همین طور دنریس. دنریس یکی از اژدهایانش را به کمک جان میفرسته(فکر کنم همونی که سبز رنگه) و جان هم مثل دنریس اژدها سواری را آغاز بکنه و بیاد به مقر فرمانروایی ولی نه تنهایی! سانسا و آریا هم پشتش نشسته باشند
    این جوری به نظرم جذاب میشه چون سانسا و آریا هر دو به خون سرسی و کوه و ایلین پین(جلاد ادارد استارک) تشنه هستند.
    به نظر من آریا و سانسا می تونند دو تا غول بیابونی رو به آتش بکشن و جیمی به قول شما سرسی رو بکشه! دنریس بالاخره پیروز بشه و جان هم بتونه با اژدها وایت واکرها رو شکست بده

    خدانکنه که اینطوری بشه داستان افتضاح میشه و
    وایت واکرها باآتیش نمیمیرن فقط زامبی هاباآتیش میمیرن یعنی اگه اینطوری باشه اصلا این جنگ بزرگ وسخت که میگمن مثل آب خوردنه بایکی دواژدها تموم میشه

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    شاید بگید در نغمه هیچ چیزی قابل پیشبینی نیست ولی یک چیزی! شاید همه تون وقتی سریال را میدیدید یا کتاب را می خواندید تصور می کردید که ند استارک شخصیت اصلی است و قرار است تا آخر بماند ولی یک حس قوی به من می گفت که این مرد همین زودی ها حذف خواهد شد. درمورد جان اسنو هم من از همان ابتدا حس می کردم او آدم بسیار مهمی است و او قرار است بزرگترین قهرمان مرد در این داستان باشد و درباره ی چیزای دیگه از همون ابتدا می گفتند که رابرت تاج و تخت را به دست آورده و سلسله ی قبلی آدم های بیخودی بودند ولی من فکر میکردم که منفی های واقعی خود همینا هستند و تارگرین ها هستند که قربانی شدند و همین طور هم شد.
    به نظرتان واقعا اگه رابرت اون شورش مسخره را نمی کرد و همه تارگرین ها را نمی کشت الان این اتفاق ها می افتاد؟ به نظرتون اگه همان آیریس دیوانه پادشاه بود بهتر نبود تا کسایی مثل اینا؟ به نظرتون همون موقع این مردم بی لیاقت به دست آیریس ذوب می شدند بهتر نبود تا ظاهر الانیشان را ببینیم؟
    و یک چیز دیگه من توی فصل یک ند رو دوست داشتم ولی توی فصل ششم ازش بدم اومد! توی فصل یک جیمی بهش حمله کرد و افرادشو سلاخی کرد و یک نفر ناعادلانه زخمی اش کرد شاید در آن زمان همه جیمی را نفرین می کردند ولی به نظرتان این همان بلایی نبود که خودش سر آرتور دین آورده بود؟ آرتور دین قهرمان هم ناعادلانه به قتل رسید ولی به نظر شما اگر ند به دست سر آرتور دین کشته می شد بهتر نبود تا آن جافری آشغال؟ به نظرتان به قتل رسیدن آرتور دین عادلانه بود که قاتلش باید عادلانه به قتل میرسید؟

    سلام دراینکه جان اسنو یک شخصیت کلیدی وبسیار مهمه شکی نیست وحتی به احتمال زیادشخصیت اصلی این داستانه ومحبوب ترین شخصیت بین مردم وبنده هست امارابرت یک شخصیت محبوب بین اکثرطرفدارا هست واینکه مرد خوبیه وریگارم نامزدشودزدید هرکسی بود انکارومیکرد حالا جدای اینکه ریگارم محبوبه وآریس چیش خوب بود همه ی مردم بیگناه روبه آتش میزد حتی سرباریستان سلمی وفادارترین شخص به خاندان تارگرین ازنجات اون پشیمون شد واگه جیمی لنیستری که باتمام وجود آماده بود برای نجات اوناجون بده مثل یک قهرمان آریس دیوانه رونمیکشت تمام شهروبامردم بی گناهش به هوا میفرستاد تارگرین هاحتی حق حکومت به وستروسو ندارن چون وستروسی نیستن والریایین وسرآرتوردین بهترین جنگجوی وستروسه وبه طرزنامردی کشته شد اما اوناتوجنگ بودن وچنین چیزی توجنگ طبیعییه وهاوندرید ازپشت به سرآرتور دین حمله کرد ازکارای جافری هم طرفداری نمیکنم چون جنایات زیادی مرتکب شدو شرایطشم به دوران کودکیش برمیکرده وقتل آرتور دین عادلانه نبود و
    شخصیت های فیلم خاکسترین کلا من ازتئوری های الکی خسته شدم

      نقل قول

  • رضا تارگریان: داداش اگه داستان های تالکین رو دنبال کرده باشی میبینی که منظور مارتین از «پایانی مانند ارباب حلقه ها» چیه.. داستان های دنیای تالکین بعد از شروع دوره ی چهارم یعنی بعد از ارباب حلقه ها کلا تموم شدن:(

    و از نظر من منظور مارتین اینه که دیگه قرار نیست داستان ادامه ای داشته باشه ولی شاید بخواد راجب گذشته ی کهن وستروس،یا حتی سه قاره ی دیگه بنویسه!

    داستانای تاکینو دنبال کردم شاید حق باشماباشه اما اگه حوادثی بعد ازداستان بازی تاج وتخت بسازن بهتره ومارتین قطعانگفته که این داستان پایانی است

      نقل قول

  • یه چیزی که ذهن من رو در مورد والونکار بودن جیمی مشغول کرده بی گناه قربانی شدن تیریونه
    سرسی بعد از شنیدن پیشگویی از تیریون متنفر می شه در موردش پیش داوری پیدا می کنه و کاملا آماده ست تا آسیب دیدن فرزندانش به دست اونو باور کنه بعد از مرگ جافری با اطمینان کامل تیریون رو قاتل پسرش می دونه با توجه به این که مارتین عاشق ضد حال زدن به خواننده هاست ممکنه جیمی رو والونکار معرفی کنه اون وقت تیریون یه بار دیگه به خاطر ظاهرش قربانی شده نه کاری که کرده یا قراره انجام بده :head:

      نقل قول

  • اتفاقا تارگرین ها حق اینو دارن!
    من از مارتین خوشم نمیاد اصلا ولی این که به نظر اونم طرف دنریسه خوش حالم میکنه
    خداییش به نظرتون کارهایی که لنیستر ها و براتیون ها توی این چند سال کرده بودن تارگرین ها هم توی سیصد سال کرده بودن؟
    ایشالاه نسلشون منقرض بشه!
    به علاوه از همون ابتداری داستان یه حسی بهم می گفت که جیمی در نهایت اعدام میشه و اگرم این طوری واقعا بشه ناراحت نشید! شما ضد تارگرین هایید ولی من ضد رابرت هستم چون لیانا کاملا معلوم بود که به رابرت علاقه ای نداره و رابرت هم فقط زیبایی لیانا رو دیده بود نه شخصیتش رو! آریا هم مثل لیانائه و آریا در نظر رابرت فقط یک دختر وحشی بود و به نظرتون با اون وضع واقعا عاشق لیانا می شد؟ خدا رو شکر که لیانا و رابرت ازدواج نکردن چون رابرت به قول لیانا به یک تخت وفادار نمیموند و مطمئنا سرنوشت لیانا هم مثل سرسی میشد یعنی از رابرت کینه ی بی نهایت پیدا میکرد
    جنگ مثل آب خوردن تموم میشه؟نه چون شما از کجا میدونین که دنریس بخواد به کمک شمالی ها بیاد! من یکی که ترجیح میدم وایت واکرها زودتر از دنریس به پایتخت برسن و همه ی لنیستر ها رو تارومار کنن! وایت واکرها هرچی باشن حد اقل دو رو و حقه باز و تشنه ی قدرت و حسود نیستن فقط کاری رو میکنن که در غریزشونه!! شایدم اژدها اونا رو شکست نده! شایدم جان اسنو همان آزورآهای دوم باشه و وایت واکر ها رو به عقب بکشونه و این طوری خیال دنریس هم راحت تره کلا از همان اول داستان من میدونستم که خاندان اصلی داستان استارک و تارگرین هستند
    ضمنا من از رابرت خوشم نمیومد نه از عیاش بودنش نه وقتی که تصمیم به قتل دنریس و طفل متولد نشده اش گرفت و نه وقتی که چشمش رو روی قتل بیرحمانه الیا و فرزندانش بست و گفت:من بچه نمی بینم و فقط تخم اژدها میبینم!
    کلا این آدما از اول داستان نشون دادن که حقشونه یک اژدها بسوزانتشون

    امیدرضا: سلام دراینکه جان اسنو یک شخصیت کلیدی وبسیار مهمه شکی نیستوحتی به احتمال زیادشخصیت اصلی این داستانه ومحبوب ترین شخصیت بین مردم وبنده هست امارابرت یک شخصیت محبوب بین اکثرطرفدارا هست واینکه مرد خوبیه وریگارم نامزدشودزدید هرکسی بود انکارومیکرد حالا جدای اینکه ریگارم محبوبه وآریس چیش خوب بود همه ی مردم بیگناه روبه آتش میزد حتی سرباریستان سلمی وفادارترین شخص به خاندان تارگرین ازنجات اون پشیمون شد واگه جیمی لنیستری که باتمام وجود آماده بود برای نجات اوناجون بده مثل یک قهرمان آریس دیوانه رونمیکشت تمام شهروبامردم بی گناهش به هوا میفرستاد تارگرین هاحتی حق حکومت به وستروسو ندارن چون وستروسی نیستن والریایین وسرآرتوردین بهترین جنگجوی وستروسه وبه طرزنامردی کشته شد اما اوناتوجنگ بودن وچنین چیزی توجنگ طبیعییه وهاوندرید ازپشت به سرآرتور دین حمله کرد ازکارای جافری هم طرفداری نمیکنم چون جنایات زیادی مرتکب شدو شرایطشم به دوران کودکیش برمیکرده وقتل آرتور دین عادلانه نبود و
    شخصیت های فیلم خاکسترین کلا من ازتئوری های الکی خسته شدم

      نقل قول

  • امیدرضا: خدانکنه که اینطوری بشه داستان افتضاح میشه و
    وایت واکرها باآتیش نمیمیرن فقط زامبی هاباآتیش میمیرن یعنی اگه اینطوری باشه اصلا این جنگ بزرگ وسخت که میگمن مثل آب خوردنه بایکی دواژدها تموم میشه

    این جنگ بزرگ و سخت چیزیه که شمالیا و جان اسنو میگن چون اونا فک میکنن که آدما به تنهایی نمیتونن در برابر وایت واکرها بایستن و این که اونا خبرندارن که اژدهایی هم وجود داره و این که جان اسنو از هویت وافعی خودش بیخبره خب معلومه همچین حرفایی میزنن و به علاوه مگه ندیدید آتش میتونه اونا رو بکشه!
    آدم ها که نمی تونن به راحتی یک لشکر وایت واکر رو با پرت کردن آتش یا یکی دو قطعه چاقویی که انسان های اولیه ساختن شکست بدن پس چی بهتر از این که آتش بزرگ بر روی آنها فرود بیاد؟

      نقل قول

  • البته من خودم به شخصه ترجیح میدم اژدهایان هیچ وقت به شمال نرسن و در جنوب مشغول سوزاندن لنیستر ها و هم پیمانانشان و مهم تر از همه اون غول بیابونی(کوه)یا سرسی باشند و در شمال جان اسنو بتونه یه جوری با وایت واکرها بجنگه

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    البته من خودم به شخصه ترجیح میدم اژدهایان هیچ وقت به شمال نرسن و در جنوب مشغول سوزاندن لنیستر ها و هم پیمانانشان و مهم تر از همه اون غول بیابونی(کوه)یا سرسی باشند و در شمال جان اسنو بتونه یه جوری با وایت واکرها بجنگه

    در هر صورت این داستان اصلا بر پایه اژدهاها نمیچرخه!

    هر احتمالی ممکنه حتی امکان داره دنریس هم مثل راب استارک اصلا به نبرد نرسه که بخواد پیروزی یا شکست رو ببینه! راجب اون حرفتون راجب باراتیون ها هم بگم که کلا بعد از مرگ استینس و شیرین کلا نسلشون منقرض شد! البته حرومزاده ی رابرت(گندری) هنوز مفقود الاثره :cry:

      نقل قول

  • ببخشیدا یعنی به نظر شما ممکنه دنریس بمیره؟اولا دنریس جز شخصیت هاییه که مارتین اطمینان زنده بودنش را تا آخر داستان داده و این که کی گفته برپایه اژدها نمی چرخه؟ اسم کلی داستان اینه(یخ و آتش) آتش به نظر شما در اینجا چه معنی میده؟
    آتش یعنی دنریس و یخ یعنی جان اسنو و اگرم بخوایم بگیم نغمه ی یخ و آتش بازهم خود جان اسنوئه چون هم رگ اژدها رو داره هم شمالی ها پس نگید که اژدها کاره ای نیست!
    حرومزاده ی رابرت همان طور که خودت گفتی حرومزاده و یک حرومزاده به نظرت حق یا ادعایی میتونه داشته باشه؟ کسانی هم که به احتمال زیاد پادشاه میشن محاله که بخوان لقب حرومزاده را از گندری بردارن و البته همان طور که سیاحت کردیم گندری اصلا به رابرت نرفته و تنها شباهتش قیافه و هیکلشه ولی از شخصیت رابرت ذره ای به ارث نبرده

      نقل قول

  • مگه جافری و تامن و رمزی و حتی جان اسنو حرامزاده نبودن؟ نغمه هر احتمال غیر ممکنی رو تا حالا به خودش گرفته و البته این ها نظر شخصی بنده بودن..

    همونطور که میگم حتی ممکنه وایت واکرا کل وستروس رو نابود کنن..یا اینکه اصلا سرسی کل حریفاشو کنار بزنه :scratch: یا شایدم اصلا کسی مثل بیلیش یا واریس به پادشاهی برسه :scratch:

    ولی در هر صورت اگه شما سریال رو دنبال میکنید مطمعنا قراره که اتفاقات جالبی بیوفته و از نظر مارتین همیشه جذاب بودن داستان پیروزی خوبی ها نیست :bl:

      نقل قول

  • رضا تارگریان:
    مگه جافری و تامن و رمزی و حتی جان اسنو حرامزاده نبودن؟ نغمه هر احتمال غیر ممکنی رو تا حالا به خودش گرفته و البته این ها نظر شخصی بنده بودن..

    همونطور که میگم حتی ممکنه وایت واکرا کل وستروس رو نابود کنن..یا اینکه اصلا سرسی کل حریفاشو کنار بزنه یا شایدم اصلا کسی مثل بیلیش یا واریس به پادشاهی برسه

    ولی در هر صورت اگه شما سریال رو دنبال میکنید مطمعنا قراره که اتفاقات جالبی بیوفته و از نظر مارتین همیشه جذاب بودن داستان پیروزی خوبی ها نیست

    ولی خود مارتین هم گفته که بالاخره پایان خوبی در راهه و به نظرت پایان خوب باید با پیروز شدن آشغالی مثل سرسی یا وایت واکر ها باشن؟
    جافری و تامن را سرسی الکی بچه رابرت زده بود و اگه کسی کوچکترین مدرکی پیدا میکرد اونا به پادشاهی نمیرسیدن و مارتین این طوری داستان رو گفت و رمزی رو هم تامن مشروع کرد و جان اسنو هنوزم که هنوزه حروم زاده است و هنوز هویت واقعیش رو نفهمیده و یه چیز دیگه گندری چه کار بزرگی کرده که باید اندازه جان اسنو محبوب باشه؟من ازش بد نمی گم اما او به اندازه جان اسنو خودشو در دل همه جا نکرد و ترجیح داد زندگی آروم داشته باشه و دوما کی از خود رابرت خوشش میومد که بخواد حرومزاده اش رو دوس داشته باشه؟ درمورد مشروع شدنش هم چنین چیزی محاله چون اون اگر مشروع بشه میشه جایگزین رابرت و به نظرت یه پادشاه این طوری جایگاه خودشو به خطر میندازه و اونو مشروع میکنه؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا: ولی خود مارتین هم گفته که بالاخره پایان خوبی در راهه و به نظرت پایان خوب باید با پیروز شدن آشغالی مثل سرسی یا وایت واکر ها باشن؟
    جافری و تامن را سرسی الکی بچه رابرت زده بود و اگه کسی کوچکترین مدرکی پیدا میکرد اونا به پادشاهی نمیرسیدن و مارتین این طوری داستان رو گفت و رمزی رو هم تامن مشروع کرد و جان اسنو هنوزم که هنوزه حروم زاده است و هنوز هویت واقعیش رو نفهمیده و یه چیز دیگه گندری چه کار بزرگی کرده که باید اندازه جان اسنو محبوب باشه؟من ازش بد نمی گم اما او به اندازه جان اسنو خودشو در دل همه جا نکرد و ترجیح داد زندگی آروم داشته باشه و دوما کی از خود رابرت خوشش میومد که بخواد حرومزاده اش رو دوس داشته باشه؟ درمورد مشروع شدنش هم چنین چیزی محاله چون اون اگر مشروع بشه میشه جایگزین رابرت و به نظرت یه پادشاه این طوری جایگاه خودشو به خطر میندازه و اونو مشروع میکنه؟

    پایان خوب پایان خوب دقیقا چه معنی ای داره ؟ بستگی داره از دید چه کسی نگاه کنی پایان خوب از نظر سرسی پیروزی خودش بر تمامی دشمنانش و تا آخر عمر ملکه بودنش بر هفت پادشاهی از نظر وایت واکر ها گرفتن تمام دنیا برای خودشان و نابودی همه چیز برای جان اسنو شکست وایت واکر ها به خوبی خوشی زندگی کردن همه برای دنریس تصرف هفت پادشاهی ملکه شدنش برای آریا نابودی تمام کسانی ازشون متنفره و برگشتن خانواده اش و ….. برای هرکس پایان خوش یکجوره و خدا میدونه پایان خوش برای مارتین چیه .

      نقل قول

  • مارتین به خاطر افراط نکردن و یکدست بودن داستانش محبوب شد..یعنی به عنوان مثال من میتونم عاشق جیمی لنیستر باشم در صورتی که شما اون رو ادم بدی میخونید! پس پایان خوش هر جلوه ای میتونه داشته باشه..مطمعنا کسانی هم هستن که سرسی لنیستر رو قبول دارن و نظرشون محترمه..

    برای همینم گفتم باید بی طرف نظر بدیم و منتظر یه پایان جالب باشیم

    لوچیا آنا: ولی خود مارتین هم گفته که بالاخره پایان خوبی در راهه و به نظرت پایان خوب باید با پیروز شدن آشغالی مثل سرسی یا وایت واکر ها باشن؟
    جافری و تامن را سرسی الکی بچه رابرت زده بود و اگه کسی کوچکترین مدرکی پیدا میکرد اونا به پادشاهی نمیرسیدن و مارتین این طوری داستان رو گفت و رمزی رو هم تامن مشروع کرد و جان اسنو هنوزم که هنوزه حروم زاده است و هنوز هویت واقعیش رو نفهمیده و یه چیز دیگه گندری چه کار بزرگی کرده که باید اندازه جان اسنو محبوب باشه؟من ازش بد نمی گم اما او به اندازه جان اسنو خودشو در دل همه جا نکرد و ترجیح داد زندگی آروم داشته باشه و دوما کی از خود رابرت خوشش میومد که بخواد حرومزاده اش رو دوس داشته باشه؟ درمورد مشروع شدنش هم چنین چیزی محاله چون اون اگر مشروع بشه میشه جایگزین رابرت و به نظرت یه پادشاه این طوری جایگاه خودشو به خطر میندازه و اونو مشروع میکنه؟

      نقل قول

  • ولی سر سی یا جیمی جز کسانی نیستن که قراره جاوید باشن حالا جیمی معلوم نیست ولی سرنوشت تلخ سرسی مشخصه شایدم همان طور که تو میگی همه ناامید بشن چون آن طور که من سیاحت کردم بیشتر یا به یک دلایل مسخره از دنریس بدشون میاد شاید مارتین اونو برنده کنه و حال همه شما گرفته شه!ولی برای کسایی مثل من پایان خوبیه
    حالا چی می گی؟

      نقل قول

  • ولی ه

    شروین: پایان خوب پایان خوبدقیقا چه معنی ای داره ؟ بستگی داره از دید چه کسی نگاه کنی پایان خوب از نظر سرسی پیروزی خودش بر تمامی دشمنانش و تا آخر عمر ملکه بودنش بر هفت پادشاهی از نظر وایت واکر ها گرفتن تمام دنیا برای خودشان و نابودی همه چیز برای جان اسنو شکست وایت واکر ها به خوبی خوشی زندگی کردن همهبرای دنریس تصرف هفت پادشاهی ملکه شدنشبرای آریا نابودی تمام کسانی ازشون متنفره و برگشتن خانواده اش و ….. برای هرکس پایان خوش یکجورهو خدا میدونه پایانخوش برای مارتین چیه .

    همان طور که همه سیاحت کردن مارتین به هیچ کدام از کاراکترها رحم نکرد حتی سر سی هم که فکر میکردم قراره تا آخر در حال پیروز شدن باشه رسوا شد و ریخت و قیافه رو هم از دست داد.چطور مارتین به یک سری مثل جان و دنریس و آریا رحم میکنه ولی به بقیه مجازات سنگین می ه؟ به علاوه منظور من از پایان خوب پیروزی خیر بر شره به نظر شما در این داستان کیا شرن؟

      نقل قول

  • یک چیز دیگه به نظر من مارتین با نشان کردن شیر بر روی خاندان لنیستر عملا آنها رو به تمسخر گرفته! :D: یعنی شیر آنقدر موجود پست و حقیری که به دیگران حسادت میکنه و دنبال اینه که قدر نشون رو بگیره؟ :han: یعنی شیر آنقدر بی آر و بی غیرته؟
    یک چیز دیگه که من خودم از کل داستان فهمیدم
    اگه قرار باشه همه چی بر پایه شرافتو اعتماد حتی به حیوان ها باشه(اشاره به استارک ها )پس اسب ها چند برابر از انسان هاباشرافت تر و سیاستمدار تر اند
    اگر همه چیز قراره از روی سیاستی باشه که مبنایش ترساندن و آزار بقیه باشه(تایوان و سایر لنیستر ها )پس حیوانات مثل شیر و گربه و ببر و یوزپلنگ صدبرابر از انسان ها سیاستمدار تر اند.
    اگه قرار باشه قدرت فقط پیروز شدن و زور و بازوی زیاد و به تمسخر گرفتن و خودخواهی باشه (برایتون ها )پس گوریل ها و میمون ها و غول ها از انسان ها سیاستمدار تر اند
    حتما می خواهید به اژدها اشاره و به دنریس توهین کنید اما اژدها نماد قدر ته پس طبیعیه که مارتین بخواد به اون قدرت بیشتری بده

      نقل قول

  • م بخوابد ازش ایراد بگیرید اینو بشنوید
    فرمانروای خوب در نظر من کس یه که عدالت مند باشه و نسبت به بی گناهان و خوبی ها مهربان باشه و در عوض نسبت به بدی ها و شیطان بی اندازه بی رحم باشه و چه بهتر کسی با این خصوصایت موجود قدرتمندی مثل اژدها داشته باشه
    حالا که ایرانی هستید و به اصول انسانیت و عدالت معتقد هستید پس چرا با این نظر مخالف هستید و میگید بیرحمی و ترس و…کارسازه؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    م بخوابد ازش ایراد بگیرید اینو بشنوید
    فرمانروای خوب در نظر من کس یه که عدالت مند باشه و نسبت به بی گناهان و خوبی ها مهربان باشه و در عوض نسبت به بدی ها و شیطان بی اندازه بی رحم باشه و چه بهتر کسی با این خصوصایت موجود قدرتمندی مثل اژدها داشته باشه
    حالا که ایرانی هستید و به اصول انسانیت و عدالت معتقد هستید پس چرا با این نظر مخالف هستید و میگید بیرحمی و ترس و…کارسازه؟

    بابا تو کشتی ما رو باشه آدم بهتر از اون نیست اون ملکه واقعی وبرترین ملکه جهانه آخر داستان هم درحالی که همه دشمنانش را شکست داده و بین همه محبوبه با خوبی خوشی با شوهر جدیدش تا ابد زندگی میکند این چیزی که میخای بشنوی حالا دست از سرمون بر میداری ؟ ؟

      نقل قول

  • اون همه نظر ضد یکی میدن و حالا که یکی داره ازش دفاع میکنه میگن دست از سرمون بردار اصلا من میگم آفرین به مارتین که به همه ضد حالی میزنه و به تارگرین ها بیشتر علاقه نشون میده

      نقل قول

  • و صحبتم با کسی که این پست رو نوشته
    لطفا توی این لیست هر کسی رو بذار بجز جیمی چون من حتی اندازه نوک مداد هم احتمال نمیدم جیمی سرسی رو بکشه. کسانی مثل سانسا و آریا و تیریون و الاریا و اولنا اینا به خونش تشنه هستند اونم بدجور! دنریس هم شاید کاری به سرسی نداشته باشه ولی به یکی از این افراد واگذار کنه که چیکارش کنن که در اون صورت سرسی واقعا بیچاره شده.
    ولی جیمی رو حتی یک درصد هم احتمال نمیدم! بعد از این که یک دستش رو از دست داده بود و به خانه برگشته بود پاک شده بود و کمی ازش خوشم آمد ولی در فصل شش دوباره فهمیدم که جیمی درست بشو نیست مخصوصا وقتی که روانیه سرسیه! وقتی که ریورران رو فتح کرد گفت حاظره همه ی تالی ها رو بکشه ولی به آغوش سرسی برگرده و به نظر شما اگه آیریس تارگرین سرسی بود باز هم جیمی از دستورش سرباز میزد و می کشتش؟ اون خودش اعتراف کرد که حاضره به خاطره سرسی هزاران گناهکار و یا بی گناه رو بکشه پس کوچکترین احتمالی نمی دم که به خاطر شرافت یا مردم بخواد سرسی رو بکشه حتی تصورش هم سرمو درد میاره

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    و صحبتم با کسی که این پست رو نوشته
    لطفا توی این لیست هر کسی رو بذار بجز جیمی چون من حتی اندازه نوک مداد هم احتمال نمیدم جیمی سرسی رو بکشه. کسانی مثل سانسا و آریا و تیریون و الاریا و اولنا اینا به خونش تشنه هستند اونم بدجور! دنریس هم شاید کاری به سرسی نداشته باشه ولی به یکی از این افراد واگذار کنه که چیکارش کنن که در اون صورت سرسی واقعا بیچاره شده.
    ولی جیمی رو حتی یک درصد هم احتمال نمیدم! بعد از این که یک دستش رو از دست داده بود و به خانه برگشته بود پاک شده بود و کمی ازش خوشم آمد ولی در فصل شش دوباره فهمیدم که جیمی درست بشو نیست مخصوصا وقتی که روانیه سرسیه! وقتی که ریورران رو فتح کرد گفت حاظره همه ی تالی ها رو بکشه ولی به آغوش سرسی برگرده و به نظر شما اگه آیریس تارگرین سرسی بود باز هم جیمی از دستورش سرباز میزد و می کشتش؟ اون خودش اعتراف کرد که حاضره به خاطره سرسی هزاران گناهکار و یا بی گناه رو بکشه پس کوچکترین احتمالی نمی دم که به خاطر شرافت یا مردم بخواد سرسی رو بکشه حتی تصورش هم سرمو درد میاره

    تو کتاب بله درسته فکر کنم اصلا نتونه دوباره سرسی رو ببینه چون … حالا اسپویل نمی کنم ولی درسته این چیز ها رو گفت ولی مال قبل از این بود که سرسی آنجا را آتش بزند اتحاد با تایرل ها را بشکند مردم بی گناه شهر خودش رو بکشه و دقیقا همون موقع تامن بمیره و بدون هیچ مراسم سوگواری ای فراموش بشه و سرسی با غرور به تخت آهنین بنشینه و اون جور ی هم که جیمی نگاهش کرد حالا شاید شما درست بگی بهش وفادار بمونه و راه دفاعش کشته بشه :good: چیزی از این داستان فهمیدم اینه پیش بینی آینده کار احمقانه ای است در ضمن اگه تو کامت قبلی بهتون بر خورده عذر می خوام

      نقل قول

  • نه عزیزم برنخورده ولی واقعا این داستان داره دیوونم میکنه البته بجز ماجرای لیانا و ریگار و جان اسنو

      نقل قول

  • بریم بالا بیایم پایین آخرش مارتین قاتل سرسی خواهد بود:/

    تازه خدای روشنایی هم خود مارتینه/:

    کلا هر اتفاقی که تو جهانشون بیوفته زیر سر مارتینه دیگه

      نقل قول

  • رضا تارگریان: در هر صورت این داستان اصلا بر پایه اژدهاها نمیچرخه!

    هر احتمالی ممکنه حتی امکان داره دنریس هم مثل راب استارک اصلا به نبرد نرسه که بخواد پیروزی یا شکست رو ببینه! راجب اون حرفتون راجب باراتیون ها هم بگم که کلا بعد از مرگ استینس و شیرین کلا نسلشون منقرض شد! البته حرومزاده ی رابرت(گندری) هنوز مفقود الاثره

    گندری ومیااستون تنها بازمانده های باریتون هاهستن که هنوز زنده اند

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    اتفاقا تارگرین ها حق اینو دارن!
    من از مارتین خوشم نمیاد اصلا ولی این که به نظر اونم طرف دنریسه خوش حالم میکنه
    خداییش به نظرتون کارهایی که لنیستر ها و براتیون ها توی این چند سال کرده بودن تارگرین ها هم توی سیصد سال کرده بودن؟
    ایشالاه نسلشون منقرض بشه!
    به علاوه از همون ابتداری داستان یه حسی بهم می گفت که جیمی در نهایت اعدام میشه و اگرم این طوری واقعا بشه ناراحت نشید! شما ضد تارگرین هایید ولی من ضد رابرت هستم چون لیانا کاملا معلوم بود که به رابرت علاقه ای نداره و رابرت هم فقط زیبایی لیانا رو دیده بود نه شخصیتش رو! آریا هم مثل لیانائه و آریا در نظر رابرت فقط یک دختر وحشی بود و به نظرتون با اون وضع واقعا عاشق لیانا می شد؟ خدا رو شکر که لیانا و رابرت ازدواج نکردن چون رابرت به قول لیانا به یک تخت وفادار نمیموند و مطمئنا سرنوشت لیانا هم مثل سرسی میشد یعنی از رابرت کینه ی بی نهایت پیدا میکرد
    جنگ مثل آب خوردن تموم میشه؟نه چون شما از کجا میدونین که دنریس بخواد به کمک شمالی ها بیاد! من یکی که ترجیح میدم وایت واکرها زودتر از دنریس به پایتخت برسن و همه ی لنیستر ها رو تارومار کنن! وایت واکرها هرچی باشن حد اقل دو رو و حقه باز و تشنه ی قدرت و حسود نیستن فقط کاری رو میکنن که در غریزشونه!! شایدم اژدها اونا رو شکست نده! شایدم جان اسنو همان آزورآهای دوم باشه و وایت واکر ها رو به عقب بکشونه و این طوری خیال دنریس هم راحت تره کلا از همان اول داستان من میدونستم که خاندان اصلی داستان استارک و تارگرین هستند
    ضمنا من از رابرت خوشم نمیومد نه از عیاش بودنش نه وقتی که تصمیم به قتل دنریس و طفل متولد نشده اش گرفت و نه وقتی که چشمش رو روی قتل بیرحمانه الیا و فرزندانش بست و گفت:من بچه نمی بینم و فقط تخم اژدها میبینم!
    کلا این آدما از اول داستان نشون دادن که حقشونه یک اژدها بسوزانتشون

    نه داداش یا آبجی نمیدونم چی بگم بهتون تارگرین والریایین ووستروسی نیستن پس قانونا حق حکومت بروستروسو ندارن وغاصبن دراصل اما بحث ماچیزدیگه اییه بنظرتون چه چیزی باعث شد که لنیسترها علیه تارگرینا قیام کنن تایون لنیستر صادقانه به اون پادشاه دیوانه خدمت میکرد وخدمات زیادی به مردم کرداما پادشاه دیوانه به اون حسودی کردمردم اونودوست داشتن واونواز سمت دست پادشاه عزل کرد وچندین بارهم اونو کوچیک کرد حتی میخواست دخترش سرسی روبه عقد ریگار دربیاره که پادشاه دیوانه اونو بازم کوچیک کردحتی چشم به زنش جوانا لنیسترم داشت که بعضی دوستان احتمال میدن جیمی وسرسی یاتیریون فرزندان اونن پس اون چطوری بهش خدمت کنه هرکس دیگه ای بود همین کارومیکرد پس لنیستراهم حقشونوگرفتن جای گله نداره یعنی تارگرینا چون ازخون والریایین همینطوری حقشونه هرکاری میکنن حکومت کنن درظمن رابرتم مرد باهوشی نبود پادشاهی خوب هم نبود امامردخوب وخوش قلبی بود وبخشنده هم بود نسبت به همه خیلی هاروکه باتارگرین ها برعلیه رابرت جنگیدنو بخشید ازجمله سرباریستان وتایرل هاومارتل ها مگه رابرتم ریشه پدریه خاندانش به تارگرینا نمیرسن

      نقل قول

  • لوچیا آنا: این جنگ بزرگ و سخت چیزیه که شمالیا و جان اسنو میگن چون اونا فک میکنن که آدما به تنهایی نمیتونن در برابر وایت واکرها بایستن و این که اونا خبرندارن که اژدهایی هم وجود داره و این که جان اسنو از هویت وافعی خودش بیخبره خب معلومه همچین حرفایی میزنن و به علاوه مگه ندیدید آتش میتونه اونا رو بکشه!
    آدم ها که نمی تونن به راحتی یک لشکر وایت واکر رو با پرت کردن آتش یا یکی دو قطعه چاقویی که انسان های اولیه ساختن شکست بدن پس چی بهتر از این که آتش بزرگ بر روی آنها فرود بیاد؟

    منظور ازجنگ بزرگ جنگ سخته وگرنه اگه وایت واکرها باآتیش اژدها بمیرن خو جنگ بزرگی نیست چون باوجود اژدهاهاخیلی آسونه کجاوایت واکرها باآتیش میمیرن فقط مردگان متحرک باآتیش زامبی هاباآتیش میمیرن نه وایت واکرها اونافقط باشیشه اژدهاو فولاد والریایی میمیرن وآتیش تاثیری روشون نداره راستش همه فکرمیکردن وایت واکرها باآتیش اژدها میمیرن امادیدیم که تو فصل ۶همه دیدیم آتیش تائیری براونا نداره

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    و صحبتم با کسی که این پست رو نوشته
    لطفا توی این لیست هر کسی رو بذار بجز جیمی چون من حتی اندازه نوک مداد هم احتمال نمیدم جیمی سرسی رو بکشه. کسانی مثل سانسا و آریا و تیریون و الاریا و اولنا اینا به خونش تشنه هستند اونم بدجور! دنریس هم شاید کاری به سرسی نداشته باشه ولی به یکی از این افراد واگذار کنه که چیکارش کنن که در اون صورت سرسی واقعا بیچاره شده.
    ولی جیمی رو حتی یک درصد هم احتمال نمیدم! بعد از این که یک دستش رو از دست داده بود و به خانه برگشته بود پاک شده بود و کمی ازش خوشم آمد ولی در فصل شش دوباره فهمیدم که جیمی درست بشو نیست مخصوصا وقتی که روانیه سرسیه! وقتی که ریورران رو فتح کرد گفت حاظره همه ی تالی ها رو بکشه ولی به آغوش سرسی برگرده و به نظر شما اگه آیریس تارگرین سرسی بود باز هم جیمی از دستورش سرباز میزد و می کشتش؟ اون خودش اعتراف کرد که حاضره به خاطره سرسی هزاران گناهکار و یا بی گناه رو بکشه پس کوچکترین احتمالی نمی دم که به خاطر شرافت یا مردم بخواد سرسی رو بکشه حتی تصورش هم سرمو درد میاره

    ببین دوست عزیز حوصله ی بحث باشماروندارم چه بخوای چه نخوای لنیستراقدرتمندترین ثروتمند ترین باهوش ترین خوش تیپ ترین خاندان وستروسن واصلیتشونم اصل وستروسین ازنژاد نخستین انسان هاو اندال ها هستن وقانونا حق حکومت به وستروسم بیشترازتارگریناست تارگرینها چیزی جز زبون درازواژدها ندارن

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    اون همه نظر ضد یکی میدن و حالا که یکی داره ازش دفاع میکنه میگن دست از سرمون بردار اصلا من میگم آفرین به مارتین که به همه ضد حالی میزنه و به تارگرین ها بیشتر علاقه نشون میده

    من حاضرم سرسی که انقدرازش خوشم نمیاد ملکه بمونه اما دنریس ملکه نشه کلاهرکی ازشخصیتی خوشش میاد من که ازبین شخصیت های اصلی از تیریون وجان اسنو به یک اندازه ازهمه بیشترخوشم میاد وازشخصیت های فرعیم ازسک شکاری وبران بلکواتر خوشم میاد امید وارم به نظرشماهم توهین نکرده باشم باعرض معذرت من مثل شمانظرموگفتم

      نقل قول

  • امیدرضا: من حاضرم سرسی کهانقدرازش خوشم نمیاد ملکه بمونه اما دنریس ملکه نشه کلاهرکی ازشخصیتی خوشش میاد من که ازبین شخصیت های اصلی از تیریون وجان اسنو به یک اندازه ازهمه بیشترخوشم میاد وازشخصیت های فرعیم ازسک شکاری وبران بلکواتر خوشم میاد امید وارم به نظرشماهم توهین نکرده باشم باعرض معذرت من مثل شمانظرموگفتم

    منس ریدروجاانداختم

      نقل قول

  • رضا تارگریان:
    بریم بالا بیایم پایین آخرش مارتین قاتل سرسی خواهد بود:/

    تازه خدای روشنایی هم خود مارتینه/:

    کلا هر اتفاقی که تو جهانشون بیوفته زیر سر مارتینه دیگه

    کاملا حق باشماست امامارتین بیشتر به خدای بی چهره میخوره یعنی همه ی خداها مثل خدای هدوروشنایی

      نقل قول

  • ولی من دلم میخواد دنریس و جان اسنو بشن پادشاه و ضمنا تارگرین ها درسته والریایی ان ولی فقط چون ازدواج محارم میکردن دیوانه می شدن و میدونید ازدواج فامیلی هم روی فرزند تاثیر میذاره چه برسه به خواهر و برادر و میدونید دیوانه ی بزرگ داستان سرسیه چون باید بگم حساب جنایاتش واقعا از دستم در رفته و اینجا عمرا بتونم بگم ولی تارگرین ها سالها پادشاهان وستروس بودن و اونا به قول شما والریایی ولی والریایی ها حتی از وستروسی ها هم بیشتر عقل داشتند و پیشرفته بودند تا این که به خاطر(همان سرنوشت شومی که مشابهش در افسانه آتلانتیسه) از بین رفتند و تارگرین ها هم این عقل و عدالت رو دارند که پادشاه باشند ولی لنیستر ها نه چون اونا حتی از شغال هاهم حیوون ترن حساب کارای اونا هم از دستم در رفته واقعا کدوم یکیو بگم عروسی سرخ؟ اعدام ند استارک؟ قتل بیرحمانه الیا و بچه هاش! اینا به نظرت کار حیوون هاست یا آدما؟
    رابرت براتیون شاید خوش قلب بود ولی شخصیت بسیار ضعیفی داشت و کلا به دلم ننشست و به نظرم اون اصلا نمیتونست لیانا رو خوشبخت کنه چون لیانا اصلا رابرت رو دوست نداشت! و این که رابرت چشمش رو به جنایتی که تایوین لنیستر کرد بست حالا خوبه دورنی ها آرامش نشان دادند و جان آرن آنجا بود. و یک چیز دیگه لنیستر ها نه جز انسان های اولیه ان نه حق بر وستروس! نخستین انسان های وستروس استارک هان و به نظر من لنیستر ها با کشتن استارک ها خودشون رو بدبخت کردن چون که این طور که به نظر میرسه استارک ها با وایت واکرها صلح کردن و در داستان هربار که یک استارک مرد تعداد حملات این موجودات بیشتر بیشتر شد و کی به نظرت مقصره؟
    تارگرین ها هم هوش و اراده شان بالاتر از لنیستر ها بود و حتی قدرتمند تر هم بودن و میتونستند بشن تنها مشکلشون ازدواج با محارم بود که منجرب به دیوانگی نصفشون شد

      نقل قول

  • امیدرضا: ببین دوست عزیز حوصله ی بحث باشماروندارم چه بخوای چه نخوای لنیستراقدرتمندترین ثروتمند ترین باهوش ترین خوش تیپ ترین خاندان وستروسن واصلیتشونم اصل وستروسین ازنژاد نخستین انسان هاو اندال ها هستن وقانونا حق حکومت به وستروسم بیشترازتارگریناست تارگرینها چیزی جز زبون درازواژدها ندارن

    اتفاقا تارگرین ها هوش و درایت دارن و علاوه بر آن مثل لنیستر ها بی عدالت نیستن و از لنیستر ها هم صدبرابر خوش تیپ تر و خوشگل تر ان یادت نیست جیمی که مشهوره به خوش قیافه ترین مرد وستروس در برابر ریگار مثل یک پسر خام بوده و دنریس هم صدبرابر از سرسی زیباتره و این که زیبایی تارگرین ها طبیعیه و مثل لنیستر ها به تجملات و آرایش و ثروت وابسته نیست. میگی چیزی جز زبون دراز و اژدها ندارن چه بهتر من از اول داستان دعا میکردم حداقل یکی از این اژدهایان بتونن لنیستر ها رو بسوزونن و خاکستر کنن

      نقل قول

  • امیدرضا:
    ببخشید دوست عزیز لوچیاآنا من که بااین همه کامنت کله م پوکید نمیدونم شماچطورید

    می خوای بدونی من چطوریم؟ من که کامل نمی تونم درمورد خودم بگم اما در مورد دنیای یخ و آتش و سریال بازی تاج و تخت تنها حرف من اینه
    زنده باد استارک و تارگرین
    لنیستر بره به ته جهنم و بسوزه
    بقیه هم برام مهم نیستن

      نقل قول

  • با تمام نظر بدی که درمورد جرج ریموند ریچارد مارتین دارم ولی به نظرم یک خصوصیت من و اون شبیه همه اونم اینه که به نظر دیگران اهمیتی ندیم! با فکر کردن به این که مردم راجع بهت چی فکر میکنن و درمورد کارهات جی میگن فقط عمرت هدر رفته چون بقیه مردم اگه جرئتش رو پیدا کنن درمورد خدا هم وز وز وز میکنن.
    :yahoo:

      نقل قول

  • خودت بگو جواب کدومشونو بدم مثل اینکه خیلی عاشق فیلم های عاشقی ترکی وهندی وهمینطور هالیوودی هستی حیف وقت بحث کردن باهاتو ندارم امایه چیزو درست اومدی چون منم شباهت اخلاقی زیادی به مارتین دارم

      نقل قول

  • اگه من به هالیوودی و هندی و ترکی علاقه داشتم این سریال رو اصلا نگاه نمی کردم رمان رو هم نمی خوندم چون که این داستان با اونها اصلا قابل مقایسه نیست و اگه من واقعا این طور بودم به خاطر مرگ ند و راب و اینا به مارتین لعنت میفرستادم ولی حالا دارم میفهمم که همه کارای او با دلیله و شما فقط چون با یکی از شخصیت هاش مشکل دارید دارین زیر سئوال میبرینش در حالی که من میگم آفرین بهش

    امیدرضا:
    خودت بگو جواب کدومشونو بدم مثل اینکه خیلی عاشق فیلم های عاشقی ترکی وهندی وهمینطور هالیوودی هستی حیف وقت بحث کردن باهاتو ندارم امایه چیزو درست اومدی چون منم شباهت اخلاقی زیادی به مارتین دارم

      نقل قول

  • امیدرضا: نه داداش یا آبجی نمیدونم چی بگم بهتون تارگرین والریایین ووستروسی نیستن پس قانونا حق حکومت بروستروسو ندارن وغاصبن دراصل اما بحث ماچیزدیگه اییهبنظرتون چه چیزی باعث شد که لنیسترها علیه تارگرینا قیام کنن تایون لنیستر صادقانه به اون پادشاه دیوانه خدمت میکرد وخدمات زیادی به مردم کرداما پادشاه دیوانه به اون حسودی کردمردم اونودوست داشتن واونواز سمت دست پادشاه عزل کرد وچندین بارهم اونو کوچیک کرد حتی میخواست دخترش سرسی روبه عقد ریگار دربیاره که پادشاه دیوانه اونو بازم کوچیک کردحتی چشم به زنش جوانا لنیسترم داشت که بعضی دوستان احتمال میدن جیمی وسرسی یاتیریون فرزندان اونن پس اون چطوری بهش خدمت کنه هرکس دیگه ای بود همین کارومیکرد پس لنیستراهم حقشونوگرفتن جای گله نداره یعنی تارگرینا چون ازخون والریایین همینطوری حقشونه هرکاری میکنن حکومت کنن درظمن رابرتم مرد باهوشی نبود پادشاهی خوب هم نبود امامردخوب وخوش قلبی بود وبخشنده هم بود نسبت به همه خیلی هاروکه باتارگرین ها برعلیه رابرت جنگیدنو بخشید ازجمله سرباریستان وتایرل هاومارتل ها مگه رابرتم ریشه پدریه خاندانشبه تارگرینا نمیرسن

    تایوین لنیستر دقیقا به دلیل دیدن شکست حتمی تارگریان ها طرف رابرت رو گرفت و یه جورایی به قول ند استارک بی شرافتی کرد در حالی که اریس شکست خورده نیروهای تایوین رو دم دروازش دید و فکر کرد برای کمک اومدن..کلا لنیستر ها همیشه طرف برنده ی حتمی رو میگیرن

      نقل قول

  • رضا تارگریان: تایوین لنیستر دقیقا به دلیل دیدن شکست حتمی تارگریان ها طرف رابرت رو گرفت و یه جورایی به قول ند استارک بی شرافتی کرد در حالی که اریس شکست خورده نیروهای تایوین رو دم دروازش دید و فکر کرد برای کمک اومدن..کلا لنیستر ها همیشه طرف برنده ی حتمی رو میگیرن

    با این کارشون مشکلی ندارم ولی به نظرت درست بود الیا و بچه هاش رو اون جوری بکشن؟ و رابرت هم بگه من تخم اژدها میبینم و تازه ازشون طرفداری هم بکنه! بگو این درست بود؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا: با این کارشون مشکلی ندارم ولی به نظرت درست بود الیا و بچه هاش رو اون جوری بکشن؟ و رابرت هم بگه من تخم اژدها میبینم و تازه ازشون طرفداری هم بکنه! بگو این درست بود؟

    یه ویژگی فردی من اینه که کلا بی طرفم! از نظر من هم ریگار از جهاتی به خاطر دزیدن لیانا آدم بدی بود هم تایوین لنیستر به خاطر کارهاش…

    ولی اگه به سابقشون نگاه کنیم تایوین لنیستر کار خیلی بدتری کرده یعنی دقیقا مثل کاری که لرد کاراستارک با برادرزاده های تایوین کرد و سزاش رو از راب دید..ولی خوب به هر حال هرکسی سزای کارهای بدشو میبینه مثل پادشاهی که مردم رو میسوزوند و اخر در حال فرار توسط محافظش کشته شد و لردی که توسط پسرش توی یه جای نامناسب به قتل رسید!

      نقل قول

  • رضا تارگریان: یه ویژگی فردی من اینه که کلا بی طرفم! از نظر من هم ریگار از جهاتی به خاطر دزیدن لیانا آدم بدی بود هم تایوین لنیستر به خاطر کارهاش…

    ولی اگه به سابقشون نگاه کنیم تایوین لنیستر کار خیلی بدتری کرده یعنی دقیقا مثل کاری که لرد کاراستارک با برادرزاده های تایوین کرد و سزاش رو از راب دید..ولی خوب به هر حال هرکسی سزای کارهای بدشو میبینه مثل پادشاهی که مردم رو میسوزوند و اخر در حال فرار توسط محافظش کشته شد و لردی که توسط پسرش توی یه جای نامناسب به قتل رسید!

    کاملا درسته! میگم که مارتین سیاست خوبی داره در نوشتن این داستان

      نقل قول

  • از کجا میدونی که لیانا بر خلاف میلش رفته بوده؟ ریگار بسیار آدم خوبی بوده و همه بجز رابرت ازش با نیکی یاد میکنن و لیانا هم همان طور که سیاحت کردیم ذره ای به رابرت علاقه نداشته

      نقل قول

  • سلام میخوام جواب تمام کامنتاتونو تویک کامنت خلاصه درسته طرف تارگرینایی منم طرف استارهام بیشتر اما لنیسترهاخیلی باهوش تروداناتروسیاست مدارتر از تارگرینا بودن نمیخوام توهین کنم اماازتارگرین هاخوشم نمیاد اما الان دارم بی طرف قضاوت میکنم اصلا تبارشون میرسیده به لن زیرک حقه بازافسانه ای درسته والریایی هاازهمه چیز پیشرفته بودن اماهوش وزکاوت لنیسترها بیشتره اما چیزی به اسم شرافت نداشتن خودتیریون لنیسترم همینو میگه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: اتفاقا تارگرین ها هوش و درایت دارن و علاوه بر آن مثل لنیستر ها بی عدالت نیستن و از لنیستر ها هم صدبرابر خوش تیپ تر و خوشگل تر ان یادت نیست جیمی که مشهوره به خوش قیافه ترین مرد وستروس در برابر ریگار مثل یک پسر خام بوده و دنریس هم صدبرابر از سرسی زیباتره و این که زیبایی تارگرین ها طبیعیه و مثل لنیستر ها به تجملات و آرایش و ثروت وابسته نیست. میگی چیزی جز زبون دراز و اژدها ندارن چه بهتر من از اول داستان دعا میکردم حداقل یکی از این اژدهایان بتونن لنیستر ها رو بسوزونن و خاکستر کنن

    خوش قیافه ترین مرد وستروس طبق گفته مارتین از اول لوراس تایرله وازبین زنان هم زیباترین زنان وستروس لیانا استارک وآرشادین وسرسی لنیستره آره دنریس خوشکله اما سرسی لنیستر زیباتره ولبخند محسورکننده ای داره درسته داخل سریال زیاد خوشکل نیست اما سرسی کتاب زیباتره وجیمی همینطور ریگارم فرد خوشتیپی بوده مثل جیمی

      نقل قول

  • رضا تارگریان: یه ویژگی فردی من اینه که کلا بی طرفم! از نظر من هم ریگار از جهاتی به خاطر دزیدن لیانا آدم بدی بود هم تایوین لنیستر به خاطر کارهاش…

    ولی اگه به سابقشون نگاه کنیم تایوین لنیستر کار خیلی بدتری کرده یعنی دقیقا مثل کاری که لرد کاراستارک با برادرزاده های تایوین کرد و سزاش رو از راب دید..ولی خوب به هر حال هرکسی سزای کارهای بدشو میبینه مثل پادشاهی که مردم رو میسوزوند و اخر در حال فرار توسط محافظش کشته شد و لردی که توسط پسرش توی یه جای نامناسب به قتل رسید!

    کلا تمام شخصیت های داستان خاکسترین مستقیما بدوخوب نیستن و همه یک جور به سزاشون رسیدن حتی نداستارک وخودتونم میدونید اگه جیمی لنیستر نبود پادشاه دیوانه همه روبه هوامیفرستاد ومیدونید که جیمی به اون گفت دروازه بارانداز پادشاه روبرای پدرش بازنکنه حاضربود تنهایی مقابلشون بایسته تااونافرار کنن

      نقل قول

  • رضا تارگریان: تایوین لنیستر دقیقا به دلیل دیدن شکست حتمی تارگریان ها طرف رابرت رو گرفت و یه جورایی به قول ند استارک بی شرافتی کرد در حالی که اریس شکست خورده نیروهای تایوین رو دم دروازش دید و فکر کرد برای کمک اومدن..کلا لنیستر ها همیشه طرف برنده ی حتمی رو میگیرن

    درسته اما یه کینه شخصی هم ازش داشت وراجع قتل بچه های الیا مارتل که توسط کوه وآموری لارچ بود شکه شدومی گفت که آموری لارچ میتونست به طرز آرامتری بکشه مثلا اونو می خوابوند بعد اونو باطناب خفه میکرد

      نقل قول

  • لنیستر ها برن به درک واسل شن و خوش بختانه مارتین هم کم کم داره اونا رو بدبخت میکنه و میگه آنها بدون تایوین حتی مغز خر هم نیستن و تارگرین ها هم از اونا بهترن چون عدالت سرشون میشه و تنها مشکلشون ازدواج محارمشون بود حالا شما هر حرفی می خواید بزنید چون من نه اهمیتی میدم نه کوچکترین ارزشی قائل ام

      نقل قول

  • اصلا چرا من دارم بحث میکنم در نهایت که میدانیم سرسی قراره شکست بخوره و بمیره و بقیه لنیستر ها هم یا جیمی ان(که شوالیه است) و تیریون( که طرف دنریسه) و بقیه لنیستر ها رم خود این سرسی به باد فنا فرستاد(در قسمت۱۰ فصل شش) فقط این که سقوط این زن و مرگش را ببینم دیگر چیزی خوش حالم نمی کنه(نفرت من از این زن از تصور همه شما خارجه) سایر لنیستر ها هم که فقط به لطف این زنیکه و بابای خرفتش بدنام شده اند و آنها یکمی انسانیت سرشون میشه

      نقل قول

  • به قول خودتون مارتین گفته که کل شخصیت ها خاکسترین یعنی سبز و قرمزی در نغمه وجود نداره..

    حتی وحشی هایی که مردم رو زنده زنده میخورن هم میتونن خوب باشن هم بد..

    در جواب بحث های شما راجب برتری خاندان ها هم بگم که در هر خاندانی هم خوبی پیدا میشه هم بدی یا بهتره بگم هم ویژگی های مثبت پیدا میشه هم منفی..مثلا لنیستر ها زیرک و در عین حال عهد شکن بودن..باراتیون ها عادل و در عین حال عیاش و طمع کار بودن..استارک ها شجاع و در عین حال زودباور و ساده لوح بودن و تارگریان ها هم قوی و ستودنی و در عین حال بیرحم و دیوانه مانند بودن….

      نقل قول

  • ۹

    رضا تارگریان:
    به قول خودتون مارتین گفته که کل شخصیت ها خاکسترین یعنی سبز و قرمزی در نغمه وجود نداره..

    حتی وحشی هایی که مردم رو زنده زنده میخورن هم میتونن خوب باشن هم بد..

    در جواب بحث های شما راجب برتری خاندان ها هم بگم که در هر خاندانی هم خوبی پیدا میشه هم بدی یا بهتره بگم هم ویژگی های مثبت پیدا میشه هم منفی..مثلا لنیستر ها زیرک و در عین حال عهد شکن بودن..باراتیون ها عادل و در عین حال عیاش و طمع کار بودن..استارک ها شجاع و در عین حال زودباور و ساده لوح بودن و تارگریان ها هم قوی و ستودنی و در عین حال بیرحم و دیوانه مانند بودن….

    این حرفو قبول دارم ولی به نظرم اگه در لنیستر ها کسی مثل سرسی یا تایوین وجود نداشت آنها الان تا این اندازه منفور نبودن.حالا تایوین یکم عقل داره ولی سر سی همه چی و گذاشته به پای حسادت به لیانا و به نظرم همین دلیل نفرتش از استارک هاست و خیلی احساست دیگه مثل خشم و کینه و اینا!

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    ۹

    این حرفو قبول دارم ولی به نظرم اگه در لنیستر ها کسی مثل سرسی یا تایوین وجود نداشت آنها الان تا این اندازه منفور نبودن.حالا تایوین یکم عقل داره ولی سر سی همه چی و گذاشته به پای حسادت به لیانا و به نظرم همین دلیل نفرتش از استارک هاست و خیلی احساست دیگه مثل خشم و کینه و اینا!

    اگه ما خودمونو به جای یه بیننده شخصیتی از داستان قرار بدیم مطمعنا نظرمون اینطور نمیشه!

    بنده سعی میکنم از دیدی به شخصیت های فیلم نگاه کنم که فقط بدی هاشون رو نبینم :ssad:

    مطمعنا تایوین لنیستر برای عده ای هم قابل احترام و ستودنیه و ازونجایی که نظر همه محترمه ما نمیتونیم مخالفت کنیم همونطور که نظر شما محترمه دوست عزیز :rose:

      نقل قول

  • رضا تارگریان: اگه ما خودمونو به جای یه بیننده شخصیتی از داستان قرار بدیم مطمعنا نظرمون اینطور نمیشه!

    بنده سعی میکنم از دیدی به شخصیت های فیلم نگاه کنم که فقط بدی هاشون رو نبینم

    مطمعنا تایوین لنیستر برای عده ای هم قابل احترام و ستودنیه و ازونجایی که نظر همه محترمه ما نمیتونیم مخالفت کنیم همونطور که نظر شما محترمه دوست عزیز

    شاید هم مقصر اصلی همه چیز خود ما بیننده ها هستیم :cry: چون ما در همان ابتدا وایت واکرها رو دیدیدم و در داستان هم درموردشون شنیدیم! شاید باید میفهمیدیم که این قضیه خیلی مهم تر از دعوای تاج و تختیه و این که(من در ابتدا ازشون ترسیدم ولی الان دارم خدا خدا میکنم که زودتر بیان و دهان همه وستروس رو سرویس کنن) شاید با دیدن مرگ ند استارک باید این حدس رو میزدیم که در دنیای یخ و آتش مرگ پایان همه چیز نیست :negative:

      نقل قول

  • و می تونین توی سرسی فقط یک وِیژگی مثبت بگید؟ لطفا زیبایی رو به کار نبرید چون من خیلی وقته که میگم ظاهر آدما بره به درک! و دوما سرسی شاید خوشگل بود ولی حتی با نگاهش هم خودخواهیش رو نشون میداد و همین دلیل بود که غیر از جیمی کسی وی را دوست ندارد. فقط یک ویژگی بگید که سرسی رو مثبت جلوه بده
    هوش رو هم نگید چون اون بدون تایوین یک ذره هم هوش نداره و هوشش فقط به درد توطئه و کارای ذلیلانه میخوره یعنی اون کلا برای این که از نفرت و کینه در کارهاش استفاده کنه ساخته شده و اصلا مثل تایوین سیاست نداره!خیلی جاها هم گند زده!
    فقط یک ویژگی مثبت بگید
    مادر بودنم نگید چون اون جنین خودشو به قتل رسونده چرا چون بچه رابرته!یک زنه همچین کاری میکنه؟ به سایر بچه هاش هم اگه طبق خواسته ی خودش نباشن بهشون حمله میکنه! یادتون رفته چه بلایی سر تامن آورد؟
    فقط یک چیزی بگید که من نباید ازش بدم بیاد؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    و می تونین توی سرسی فقط یک وِیژگی مثبت بگید؟ لطفا زیبایی رو به کار نبرید چون من خیلی وقته که میگم ظاهر آدما بره به درک! و دوما سرسی شاید خوشگل بود ولی حتی با نگاهش هم خودخواهیش رو نشون میداد و همین دلیل بود که غیر از جیمی کسی وی را دوست ندارد. فقط یک ویژگی بگید که سرسی رو مثبت جلوه بده
    هوش رو هم نگید چون اون بدون تایوین یک ذره هم هوش نداره و هوشش فقط به درد توطئه و کارای ذلیلانه میخوره یعنی اون کلا برای این که از نفرت و کینه در کارهاش استفاده کنه ساخته شده و اصلا مثل تایوین سیاست نداره!خیلی جاها هم گند زده!
    فقط یک ویژگی مثبت بگید
    مادر بودنم نگید چون اون جنین خودشو به قتل رسونده چرا چون بچه رابرته!یک زنه همچین کاری میکنه؟ به سایر بچه هاش هم اگه طبق خواسته ی خودش نباشن بهشون حمله میکنه! یادتون رفته چه بلایی سر تامن آورد؟
    فقط یک چیزی بگید که من نباید ازش بدم بیاد؟

    یکی از ویژگی های سرسی لنیستر که من ازش خوشم اومده قدرتشه!

    با همه ی کارهای بدی که انجام داده باز هم تخت آهنینی که بیش از هزار سال مردم به خاطرش میجنگیدن رو تنهایی بدون اژدها و بدون ارتش به دست آورد و اولین زنی بود که به این کار دست یافت:)

    و بعدم اینکه نمیگم بلایی که سرش اوردن حقش نبوده ولی دیدیم که انتقام بزرگی که وعدش رو داده بود رو گرفت ;-)

      نقل قول

  • ولی من آرزوی مرگش رو دارم قوی بودن به نظرت با انسان نبودن یکیه؟
    کسی که بچه خودشو بکشه دیگه نه مادره نه آدم و قوی بودنشم بخوره تو سرش! این کارایی که اون میکنه یعنی منفجر کردن مردم و گذاشتن وایلدفایر در زیرزمین به نظرت همان کار آیریس نیست؟ آیریس که عجلش را خوانده ولی سرسی داره آرزوش رو برآورده میکنه
    به این میگن ملکه دیوانه که البته از نظر من بهترین حالتش اینه حق اونم اینه که به سرنوشت آیریس دچار شه با این تفاوت که من مثل بقیه کوچکترین احتمال این که جیمی بکشتش نمیدم و ترجیح میدم تیریون خفه اش کنه

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    لنیستر ها برن به درک واسل شن و خوش بختانه مارتین هم کم کم داره اونا رو بدبخت میکنه و میگه آنها بدون تایوین حتی مغز خر هم نیستن و تارگرین ها هم از اونا بهترن چون عدالت سرشون میشه و تنها مشکلشون ازدواج محارمشون بود حالا شما هر حرفی می خواید بزنید چون من نه اهمیتی میدم نه کوچکترین ارزشی قائل ام

    </blockquot نیازی به اهمیت وارزش شمانیست همه چیزمشخصه

      نقل قول

  • چی مشخصه؟ بگم چی؟ مارتین حتی به لنیستر ها هم رحم نکرد و فکر هم نکنم بخواد پیروزشون کنه چون حالا آنها خویشاوندکش هم شدند البته سرسی خویشاوندکش شده نه بقیه شون!

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    اصلا چرا من دارم بحث میکنم در نهایت که میدانیم سرسی قراره شکست بخوره و بمیره و بقیه لنیستر ها هم یا جیمی ان(که شوالیه است) و تیریون( که طرف دنریسه) و بقیه لنیستر ها رم خود این سرسی به باد فنا فرستاد(در قسمت۱۰ فصل شش) فقط این که سقوط این زن و مرگش را ببینم دیگر چیزی خوش حالم نمی کنه(نفرت من از این زن از تصور همه شما خارجه) سایر لنیستر ها هم که فقط به لطف این زنیکه و بابای خرفتش بدنام شده اند و آنها یکمی انسانیت سرشون میشه

    والاخودمم همین نظرودارم سرسی دشمنای زیادی داره وموندگارنیست خودمم اول گفتم ازش خوشم نمیاد ودارم بی طرف نظرمی دم چون اون تاالان سعی کرده تاشخصیت موررد علاقه منو یعنی تریون بکشه وسعی کرد عده رو برای قتل جان اسنوتوکتاب به کسل بلک بفرسته اماتوسط مذهبی هادستگیرشدو راهپیمایی شرمم یه کم دلمو خنک کرداما برام مهم نیست وبیشترازاون ازدنریس متنفرم امادارم بی طرف نظرمیدم وباباش خرفت نیست خیلیم سیاست مداره

      نقل قول

  • امیدرضا: والاخودمم همین نظرودارم سرسی دشمنای زیادی داره وموندگارنیست خودمم اول گفتم ازش خوشم نمیاد ودارم بی طرف نظرمی دم چون اون تاالان سعی کرده تاشخصیت موررد علاقه منو یعنی تریون بکشه وسعی کرد عده رو برای قتل جان اسنوتوکتاب به کسل بلک بفرسته اماتوسط مذهبی هادستگیرشدو راهپیمایی شرمم یه کم دلمو خنک کرداما برام مهم نیست وبیشترازاون ازدنریس متنفرم امادارم بی طرف نظرمیدم وباباش خرفت نیست خیلیم سیاست مداره

    یک پیرمرد خرفت سیاستمدار بودن یا خنگ بودن نداره در هر حال پیرمرده خرفته! و اگه دنریس پیروز بازی بشه تو چیکار میکنی؟خودکشی میکنی؟یا حسرت؟یا به مارتین لعنت میفرستی؟
    من که امیدوارم پیروز بشه و جان هم بتونه وایت واکرها رو شکست بده و قهرمان سوم هم تیریون باشه

      نقل قول

  • رضا تارگریان:
    به قول خودتون مارتین گفته که کل شخصیت ها خاکسترین یعنی سبز و قرمزی در نغمه وجود نداره..

    حتی وحشی هایی که مردم رو زنده زنده میخورن هم میتونن خوب باشن هم بد..

    در جواب بحث های شما راجب برتری خاندان ها هم بگم که در هر خاندانی هم خوبی پیدا میشه هم بدی یا بهتره بگم هم ویژگی های مثبت پیدا میشه هم منفی..مثلا لنیستر ها زیرک و در عین حال عهد شکن بودن..باراتیون ها عادل و در عین حال عیاش و طمع کار بودن..استارک ها شجاع و در عین حال زودباور و ساده لوح بودن و تارگریان ها هم قوی و ستودنی و در عین حال بیرحم و دیوانه مانند بودن….

    منم همینو میگم اماایشون فقط تارگرینا بی گناهم منم دقیقا همین نظرودارم ببین لوچیاآنا جان مادوتامون یه نظروداریم ویه منظورو میرسونیم منتهاشخصیت هایی روکه خوشمون نمیادرو بانفترت شخصی ازشون یکی میکنیم

      نقل قول

  • امیدرضا: منم همینو میگم اماایشون فقط تارگرینا بی گناهم منم دقیقا همین نظرودارم ببین لوچیاآنا جان مادوتامون یه نظروداریم ویه منظورو میرسونیم منتهاشخصیت هایی روکه خوشمون نمیادرو بانفترت شخصی ازشون یکی میکنیم

    من که میگم ببینیم مارتین چیکار میکنه چون تا حالا هیچ کار اون بی دلیل نبوده از جمله اعدام ند استارک مرگ راب و عروسی سرخ،مرگ جافری،طرفداری از دنریس و جان
    هیچ کدوم اینا بی دلیل نبوده پس این باعث میشه بهش اعتماد کنم و منتظر بقیه باشم

      نقل قول

  • این حرفو زدم چون در اول داستان خیال میکردم نقش اصلی ند استارکه ولی اون جلوی چشمم نابود شد و بعد از گذشت سالها وقتی که برن به گذشته برگشت دیگه ازش بدم اومد و به نظرم مرگش واقعا یک مدل مجازات الهی و حکمت بود
    شخصیت هایی که ما فکر میکنیم نقش اصلین هه :-) ولی از کجا میدونید که مارتین هم اونا رو نقش اصلی حساب میکنه یا نه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: یک پیرمرد خرفت سیاستمدار بودن یا خنگ بودن نداره در هر حال پیرمرده خرفته! و اگه دنریس پیروز بازی بشه تو چیکار میکنی؟خودکشی میکنی؟یا حسرت؟یا به مارتین لعنت میفرستی؟
    من که امیدوارم پیروز بشه و جان هم بتونه وایت واکرها رو شکست بده و قهرمان سوم هم تیریون باشه

    کاری نمیکنم منم به قلم نویسنده احترام میزارم اما مطمئنم موندگار نیست اصلا من خودم دوصورتو دوست دارم جان اسنوباوایت واکرها متحد بشه ویه نفروتووستروس نزارن دنریسو واژدهاهاشوشکست بدن

      نقل قول

  • امیدرضا: کاری نمیکنم منم به قلم نویسنده احترام میزارم اما مطمئنم موندگار نیست اصلا من خودم دوصورتو دوست دارم جان اسنوباوایت واکرها متحد بشه ویه نفروتووستروس نزارن دنریسو واژدهاهاشوشکست بدن

    این طور نمیشه چون من دنریس و جان اسنو رو کنار هم میبینم و اکثر حدس های من هم درست از آب درمیان چون میدونید من مرگ راب و کتلین رو هم پیش بینی کرده بودم البته به دست لنیستر ها ولی فری ها کردن ولی بازم با پیشنهاد لنیستر ها بود. ند استارکم در قسمت دوم به نظرم زیاد موندگار نیامد و حس کردم که آریا قراره بسیار آدم مهمی باشه و شد

      نقل قول

  • لوچیا آنا: من که میگم ببینیم مارتین چیکار میکنه چون تا حالا هیچ کار اون بی دلیل نبوده از جمله اعدام ند استارک مرگ راب و عروسی سرخ،مرگ جافری،طرفداری از دنریس و جان
    هیچ کدوم اینا بی دلیل نبوده پس این باعث میشه بهش اعتماد کنم و منتظر بقیه باشم

    منم موافقم امازیاد ازجان اونقدرا حمایت نکرده جز زنده شدنش ودنریسم بنظرم من فقط بهش بالوپر میده چون یه جایی به کارش میادو شاید اونم به دیوانگی برسه مثل پدرش آریس چون اونم اولاش کارای خوبی کرده چون همه بلااثتنا خاکسترین

      نقل قول

  • امیدرضا: منم موافقم امازیاد ازجان اونقدرا حمایت نکرده جز زنده شدنش ودنریسم بنظرم من فقط بهش بالوپر میده چون یه جایی به کارش میادو شاید اونم به دیوانگی برسه مثل پدرش آریس چون اونم اولاش کارای خوبی کرده چون همه بلااثتنا خاکسترین

    درسته خاکستری ان! در هر حال ببینیم مارتین چیکار میکنه من که بهش اعتماد دارم و حالا هم پامو از این سایت میکشم بیرون و دیگه تا همه چی روشن نشه برنمیگردم

      نقل قول

  • لوچیا آنا: این طور نمیشه چون من دنریس و جان اسنو رو کنار هم میبینم و اکثر حدس های من هم درست از آب درمیان چون میدونید من مرگ راب و کتلین رو هم پیش بینی کرده بودم البته به دست لنیستر ها ولی فری ها کردن ولی بازم با پیشنهاد لنیستر ها بود. ند استارکم در قسمت دوم به نظرم زیاد موندگار نیامد و حس کردم که آریا قراره بسیار آدم مهمی باشه و شد

    فکرنکنم اینطور بشه راستش منم اولا که دیدمش همین حدسو زدم ولی بعدا نظرم عوض شد من فکر میکنم اگه جان پسرریگارولیانا باشه شاید باسانسا ازدواج کنه یاچه میدونم شایدبادنریس وسانسا وباجفتشون نمیدونیم چه میشه

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    لنیستر ها برن به درک واسل شن و خوش بختانه مارتین هم کم کم داره اونا رو بدبخت میکنه و میگه آنها بدون تایوین حتی مغز خر هم نیستن و تارگرین ها هم از اونا بهترن چون عدالت سرشون میشه و تنها مشکلشون ازدواج محارمشون بود حالا شما هر حرفی می خواید بزنید چون من نه اهمیتی میدم نه کوچکترین ارزشی قائل ام

    شماهم بعضی جاها اشتباه میکنین یکجامیگی لنیسترها بدون تایون مغزخرهم نیستن یکجامیگی تایون یه پیرمرد خرفته اما جدای اینا لنیستر هاهمه باهوش وسیاست مداروعهد شکن وشرافت براشون زیادمهم نیست وخود خواهن

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    ۹

    این حرفو قبول دارم ولی به نظرم اگه در لنیستر ها کسی مثل سرسی یا تایوین وجود نداشت آنها الان تا این اندازه منفور نبودن.حالا تایوین یکم عقل داره ولی سر سی همه چی و گذاشته به پای حسادت به لیانا و به نظرم همین دلیل نفرتش از استارک هاست و خیلی احساست دیگه مثل خشم و کینه و اینا!

    لنیسترا توبعضی نظر سنجیا خیلی بیشترازاستارکها رای آوردن فکرکنم شما یه کمی طرف انجمن اتحاد برادری ورلور ی

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    این حرفو زدم چون در اول داستان خیال میکردم نقش اصلی ند استارکه ولی اون جلوی چشمم نابود شد و بعد از گذشت سالها وقتی که برن به گذشته برگشت دیگه ازش بدم اومد و به نظرم مرگش واقعا یک مدل مجازات الهی و حکمت بود
    شخصیت هایی که ما فکر میکنیم نقش اصلین ههولی از کجا میدونید که مارتین هم اونا رو نقش اصلی حساب میکنه یا نه

    منم فکر میکردم نداستارک شخصیت اصلیه اما یوهورفت وداخل فصل ششم هاوندرید ازپشت به سرآرتور حمله کرد واونا توجنگ بودن وانتخابیم نداشتن ند استارک خودشم همیشه راجع شجاعت آرتور دین میگفت وگاهیم عذاب وجدان میخورد

      نقل قول

  • امیدرضا: لنیسترا توبعضی نظر سنجیا خیلی بیشترازاستارکها رای آوردن فکرکنم شما یه کمی طرف انجمن اتحاد برادری ورلور ی

    به رای چیکار دارم من؟نظر من برام اصلا مهم نیست و برای مارتین هم مهم نیست اوناییم که به لنیستر ها رای دادن برن به درک

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    این حرفو زدم چون در اول داستان خیال میکردم نقش اصلی ند استارکه ولی اون جلوی چشمم نابود شد و بعد از گذشت سالها وقتی که برن به گذشته برگشت دیگه ازش بدم اومد و به نظرم مرگش واقعا یک مدل مجازات الهی و حکمت بود
    شخصیت هایی که ما فکر میکنیم نقش اصلین ههولی از کجا میدونید که مارتین هم اونا رو نقش اصلی حساب میکنه یا نه

    منم فکر میکردم نداستارک شخصیت اصلیه اما یوهورفت وداخل فصل ششم هاوندرید ازپشت به سرآرتور حمله کرد واونا توجنگ بودن وانتخابیم نداشتن ند استارک خودشم همیشه راجع شجاعت آرتور دین میگفت وگاهیم عذاب وجدان میخورد

    امیدرضا: منم فکر میکردم نداستارک شخصیت اصلیه اما یوهورفت وداخل فصل ششم هاوندرید ازپشت به سرآرتور حمله کرد واونا توجنگ بودن وانتخابیم نداشتن ند استارک خودشم همیشه راجع شجاعت آرتور دین میگفت وگاهیم عذاب وجدان میخورد

    وتمام شخصیت هاخاکسترین وخوبی هاوبدی هایی هم داشتن

      نقل قول

  • امیدرضا: شماهم بعضی جاها اشتباه میکنین یکجامیگی لنیسترها بدون تایون مغزخرهم نیستن یکجامیگی تایون یه پیرمرد خرفته اما جدای اینا لنیستر هاهمه باهوش وسیاست مداروعهد شکن وشرافت براشون زیادمهم نیست وخود خواهن

    اصلا هم این طور نیست جیمی که اصلا از سیاست خوشش نمیاد و سرسی هم فقط توی کارای رذیلانه هوش داره و نفهمیدی همه کاراش یا از سر حسادته یا ترس یا کینه؟
    تایوین لنیستر هم پیرمرد خرفت بود چون همه پیرمرد ها خرفت ان و تایوین برنامه ریز عروسی سرخ بود! ولی لنیستر ها بدون تایوین لنیستر مغز خر هم نیستن واقعا نیستن تنها فرد باهوش تیریونه

      نقل قول

  • اکثرطرفدارا فقط ازدید سطحی به داستان نگاه میکنند وازدید بقیه شخصیت ها خودمونم گاهی اینطوریم مثلا گفتین صفت مثبت سرسی اینه که مادر فداکاریه بچه هاشودوست داره حاضره همه کاربرای اوناکنه وبچه ای که ازرابرت داشت روخودش نکشت خیلی هم ازمرگش ناراحت شده وتامن هم خودکشی کرد سرسی نذاشت اون ازقصرخارج بشه تا معبد بیلورومنفجرکنه من ازکاراش دفاع نمیکنم کارهای بدی کرده مانباید ازدید یک شخصیت بلکه ازدید همه باید قضاوت کنیم بعداز روشن شدن حقایق کامنت میدیم پس دبدرود تاسال بعد

      نقل قول

  • امیدرضا:
    اکثرطرفدارا فقط ازدید سطحی به داستان نگاه میکنند وازدید بقیه شخصیت ها خودمونم گاهی اینطوریم مثلا گفتین صفت مثبت سرسی اینه که مادر فداکاریه بچه هاشودوست داره حاضره همه کاربرای اوناکنه وبچه ای که ازرابرت داشت روخودش نکشت خیلی هم ازمرگش ناراحت شده وتامن هم خودکشی کرد سرسی نذاشت اون ازقصرخارج بشه تا معبد بیلورومنفجرکنه من ازکاراش دفاع نمیکنم کارهای بدی کرده مانباید ازدید یک شخصیت بلکه ازدید همه باید قضاوت کنیم بعداز روشن شدن حقایق کامنت میدیم پس دبدرود تاسال بعد

    سرسی کودک خودشو کشته اون چجور مادریه؟ اگر واقعا تامن را دوست داشت اصلا این ماجراهای تحمت زدن به مارجری را شروع نمی کرد و اون گنجشک های مثلا خدمتکار خدا را وارد شهر نمیکرد آخر خودشم گرفتار گنجشک ها شد! اگر واقعا یک مادر بود حداقل برای دلخوشی پسرش با مارجری اون کارها رو نمی کرد
    چطور مادریه این زن؟ جنین خودش رو کشته پس دیگه اصلا یک حیوونه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: اصلا هم این طور نیست جیمی که اصلا از سیاست خوشش نمیاد و سرسی هم فقط توی کارای رذیلانه هوش داره و نفهمیدی همه کاراش یا از سر حسادته یا ترس یا کینه؟
    تایوین لنیستر هم پیرمرد خرفت بود چون همه پیرمرد ها خرفت ان و تایوین برنامه ریز عروسی سرخ بود! ولی لنیستر ها بدون تایوین لنیستر مغز خر هم نیستن واقعا نیستن تنها فرد باهوش تیریونه

    خواهش میکنم ماهمه یه روزی پیرمیشیم حتی خودتون ودلیل نمیشه به پیرمردا بگیم خرفت ضما کجای کتاب یا سریال گفته سرسی بچه خودشو کشته؟؟؟

      نقل قول

  • دلیل این که بهش میگم خرفت

    امیدرضا: خواهش میکنم ماهمه یه روزی پیرمیشیم حتی خودتون ودلیل نمیشه به پیرمردا بگیم خرفتضما کجای کتاب یا سریال گفته سرسی بچه خودشو کشته؟؟؟

    اینه که ازش به خاطر عروسی سرخ نفرت تمام نشدنی دارم ولی یک جوررایی تحسینش میکنم چون هرچی هم باشه مثل دخترش یک احمق حسود و کینه ای نیست و هیچ کدام از کارهاش از روی احساسات نبوده به جز تصمیم برای اعدام تیریون که اونو هم وقتی موقعیتش بود صادر کرد وگرنه او با کشتن هر لنیستری اونم به دست خود لنیسترها مخالف بود
    خود سرسی به ند استارک اعتراف کرد که جنین خودشو که از رابرت بود کشته!
    +
    خارج از این حرف شما چون از دنریس نفرت دارید و کینه ی شخصیه براش آرزوی مرگ دارید و خیال میکنید این طور میشه در حالی که من موقع مرگ ند استارک نه به دنریس علاقه ای داشتم نه به جان اسنو و نه هیچ کس دیگر حتی حس تنفر هم نداشتم فقط میترسیدم چون اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که راب و کتلین هم به زودی خواهند مرد و به دست لنیستر ها و این که جافری هم پایدار نخواهد ماند! حالا چی دارید بگید؟

      نقل قول

  • سلام خدمت دوستان.. :rose: :heart:
    دوست داشتم نظر خودمو درباره سرسی دنریس جان اعلان کنم..
    دوستان همونطور که همه مستحظرید بار اصلی فیلم روی دوش سرسی جان سانسا هست و زحمتشون مسلما بیشتره از بقیه..
    دنریس یه شخصیتی به نظر بنده مفت خوری داره که ۳ تا اژدها و یه لشکر بسیار زیادی داره و فعلا شخصیت فرعی هست .. مارتین بیش از حد قدرت تخیلی به دنریس داده. اما جان سرسی خودشون بودن همیشه و خیلی هم برای به دست اوردن موقعیت فعلیشون تلاش کردن..
    این یه چیز واضحی هست که یک شخصی با ۳ تا اژدها و یه ارتش بزرگ القاب تریلی کش میتونه کینگزلندینگ تصرف کنه..

      نقل قول

  • امیر:
    سلام خدمت دوستان..
    دوست داشتم نظر خودمو درباره سرسی دنریس جان اعلان کنم..
    دوستان همونطور که همه مستحظرید بار اصلی فیلم روی دوش سرسی جان سانسا هستو زحمتشون مسلما بیشتره از بقیه..
    دنریس یه شخصیتی به نظر بنده مفت خوری داره که ۳ تا اژدها و یه لشکر بسیار زیادی داره و فعلا شخصیت فرعی هست .. مارتین بیش از حد قدرت تخیلی به دنریس داده. اما جان سرسی خودشون بودن همیشه و خیلی هم برای به دست اوردن موقعیت فعلیشون تلاش کردن..
    این یه چیز واضحی هست که یک شخصی با ۳ تا اژدها و یه ارتش بزرگ القاب تریلی کش میتونه کینگزلندینگ تصرف کنه..

    بکنه! بکنه و این لنیستر ها رو آتیش بزنه
    من از همون ابتدا عاشق اژدها بودم

      نقل قول

  • دنریس هم اصلا مفت خور نیست اون سال های اولیه زندگیش رو به بدترین شکل ممکن گذرونده! همش آدم کش و آواره بودن و از این ور به اون ور رفتن!تازه مورد آزار و اذیت تنها عضو خانواده اش یعنی ویسریس! حالا که همه اونا تموم شده بالاخره توانست چیزی که مال خودش و اجدادش بود رو به دست بیاره یعنی اژدهایان یعنی این نتیجه ی همه ی ریسک ها و درد و رنج دختری بود که حتی به نوزادش هم رابرت رحم نکرد!
    سرسی هم یک آشغال به تمام معنائه که حساب کارای وحشتناکش واقعا از دستم در رفته و جان هم بسیار زحمت کش هست و چرا نباشه چون اون بالاخره مهم ترین مرد داستانه! کسایی مثل رابرت و ند و جان آرن و تایوین لنیستر(بعدها) فقط مثل یک مشت دزد میمونن که یکی چیزیو از یک نفر دزدیدن و بعد از این که کارشون تموم شد سر این که کی سهمش بیشتر باشه باهم دعواشون میشه و یکدیگر رو مثل گاو میکشن!
    همیشه همین طوریه وقتیه یک غاصب پادشاهی رو از یکی دیگه به زور میگیره شاید یکی یا دوسال یا سال ها دوام بیاره ولی بالاخره اوضاع از هم میپاشه و میفتن به جون هم و از اول داستان هم همین طوری شد و اونا باعث و بانی بدبختی های این دختر بودن و بالاخره اون با متولد شدن و بزرگ شدن اژدهایانش توانست پاداش همه ی آن ها بگیرد و امیدوارم که هرچه زودتر پا به وستروس بگذارد و مردم را از شر این آدمای زیاده خواه و آشغال خلاص کند

      نقل قول

  • درسته دنریسم سختی های زیادی کشیده اماتقصیر کی بوده جز برادرش ویسیریس بااین که ازخاندان تارگرین وویسیریس خوشم نمیاد اماموقعی ویسیریس مرددلم براش سوخت درسته رابرت شورشیو که راانداخت باعث اینابود اماحقش بود چون ریگار نامزدشو برده بود فکراینکه اون الان پیش لیاناهه اونودیونه میکرد وهرکس دیگه ای بود این کارو میکرد دنی خیلی معصوم بود امادیگه نیست قوی شد وهرچیزو که داره از اطرافیانشه مثل جورامورمنت وهمینطوراژدهاهاش اما برعکس جان اسنو وسرسی هرچی که دارن بازحمت بدست آوردن درسته ازشخصیت سرسی خوشم نمیاد امااز دنریس بیشترخوشم نمیاد اون آدم احمق وبی سیاسته واصلا به حرف اطرافیانش گوش نمیده مثلا وقتی که میرینو گرفت کل اربابانشو کشت بدون گوش دادن به حرف سرباریستان وجورامورمونت راجع کینه شخصی که گفتی دنریس یه شخصیت خیالی وچه کینه ای بایدازش داشته باشم فقط ازش خوشم نمیاد وازشخصیتش وهمینطور برای پادشاهی مناسب نیست من که شخصا دوست دارم وایت واکرها پیروزبشن اما اگراینطورنباشه شاید تخت آهنین چون فولاد والریانی داره روبراجنگ باوایتواکرها ذوب کنن چون اوناباهیچی حتی آتیش نمیمیرن فقط بافولاد والریایی وشیشه اژدها یاآتیش منجمد میمیرن وراجع سرنوشت دنریسم زیاد برام مهم نیست که بمیره یانه شاید باجوراه مورمونت تاآخرعمرزندگی کنه کسی نمیدونه امایه جایی به کارمارتین میاد امانه پادشاهی شایدم پادشاه بشه کسی نمیدونه شماهم دیگه اینقدر نسبت به دنریس حساسیت نشون نده ماهم شخصیت های تیریون وجان اسنو رودوست دارم دوست دارم یکی ازایناپادشاه بشه برام فرقی نداره امااینقدرحساسیت نشون نمیدم وبحث من باشما طرفداری ازسرسی وکاراش نیست چون خیلی جنایت کرده فقط میگم ازدید سطحی واز نظریک شخصیت به داستان نگاه نکنید وبدی هاوخوبی هاو اعمال همشون قضاوت کنید وگرنه قصد ناراحتی یاچیزدیگه ای ندارم امید وارم ناراحت نشین دوست عزیز فصل ۷موقعی اومد بعد حرف میزنیم

      نقل قول

  • امیدرضا:
    درسته دنریسم سختی های زیادی کشیده اماتقصیر کی بوده جز برادرش ویسیریس بااین که ازخاندان تارگرین وویسیریس خوشم نمیاد اماموقعی ویسیریس مرددلم براش سوخت درسته رابرت شورشیو که راانداخت باعث اینابود اماحقش بود چون ریگار نامزدشو برده بود فکراینکه اون الان پیش لیاناهه اونودیونه میکرد وهرکس دیگه ای بود این کارو میکرد دنی خیلی معصوم بود امادیگه نیست قوی شد وهرچیزو که داره از اطرافیانشه مثل جورامورمنت وهمینطوراژدهاهاش اما برعکس جان اسنو وسرسی هرچی که دارنبازحمت بدست آوردن درسته ازشخصیت سرسی خوشم نمیاد امااز دنریس بیشترخوشم نمیاد اون آدم احمق وبی سیاسته واصلا به حرف اطرافیانش گوش نمیده مثلا وقتی که میرینو گرفت کل اربابانشو کشت بدون گوش دادن به حرف سرباریستان وجورامورمونت راجع کینه شخصی که گفتی دنریس یه شخصیت خیالی وچه کینه ای بایدازش داشته باشم فقط ازش خوشم نمیاد وازشخصیتش وهمینطور برای پادشاهی مناسب نیست من که شخصا دوست دارم وایت واکرها پیروزبشن اما اگراینطورنباشه شاید تخت آهنین چون فولاد والریانی داره روبراجنگ باوایتواکرها ذوب کنن چون اوناباهیچی حتی آتیش نمیمیرن فقط بافولاد والریایی وشیشه اژدها یاآتیش منجمد میمیرن وراجع سرنوشت دنریسم زیاد برام مهم نیست که بمیره یانه شاید باجوراه مورمونت تاآخرعمرزندگی کنه کسی نمیدونه امایه جایی به کارمارتین میاد امانه پادشاهی شایدم پادشاه بشه کسی نمیدونه شماهم دیگه اینقدر نسبت به دنریس حساسیت نشون نده ماهم شخصیت های تیریون وجان اسنو رودوست دارم دوست دارم یکی ازایناپادشاه بشه برام فرقی نداره امااینقدرحساسیت نشون نمیدم وبحث من باشما طرفداری ازسرسی وکاراش نیست چون خیلی جنایت کرده فقط میگم ازدید سطحی واز نظریک شخصیت به داستان نگاه نکنید وبدی هاوخوبیهاو اعمال همشون قضاوت کنید وگرنه قصد ناراحتی یاچیزدیگه ای ندارم امید وارم ناراحت نشین دوست عزیز فصل ۷موقعی اومد بعد حرف میزنیم

    می تونم بپرسم اگه رابرت با لیانا ازدواج میکرد چی میشد؟ لیانا اصلا اون رو دوست نداشت و میگفت اون به یک تخت وفادار نمی مونه و شورشش هم الکی بود چون به قول ند رابرت با یک دختری یک شب که بخوابه یا دو شب یا شب ها بالاخره براش کسل کننده میشه و عیاش بودنش سر میگیره اون حتی وقتی با لیانا نامزد کرده بود یک دختر نامشروع داشت و خدا میدونست بعد از اون میخواست چیکار کنه ولی لیانا رابرت رو دوست نداشت و به خاطر این که فهمیده بود اون همه تارگرین ها رو کشته حتی بچه های نوزاد رو از ند قول گرفت. بهم بگو کینه از یک نفر یعنی حتی بری بچه ی نوزادش رو هم بکشی؟ خواهر متولد نشده اش را؟و خانواده اش را؟ این کار رابرت که احمقانه ترین کار زندگیش بود و منم اصلا ازش خوشم نمیومد و الان خدا رو شکر میکنم با لیانا ازدواج نکرد.
    درمورد طرفداری از دنریس هم باید بگم من هم وقتی دستور داد ارباب ها رو به صلیب بکشن ناراحت شدم اما باقی مانده ها در فصل شش نشون دادن که لیاقتی جز کاری که دنریس باهاشون کرد ندارن. با آتش به شهر حمله کردن و خواستن دنریس رو بندازن بیرون و اژدهایان رو بکشن پررو ها یعنی دنریس هیچی گیرش نیاد! حالا خوبه قبل از آن تیریون منطقی باهاشون حرف زده بود ولی آنها سیاست و منطق هم سرشون نشد پس دنریس هم به سزای اعمالشون رسوند آنها رو.
    منم میدونم که این فقط داستانه ولی خب همین داستان هاست که ذات خواننده ها رو ثابت میکنه و به نظر من افرادی که از لنیستر ها یا بهتر بگم سرسی طرفداری میکنن به نظر من آنها هم ذات خرابی دارن(البته منظورم شما نبودید) و این که خود من هم جای دنریس بودم و میدیدم توی یک دنیا یک عده مردم رو به بیگاری میکشن ناراحت میشدم و آن آدم ها رو به سزای کارشون میرساندم!( موندم شماها که انقدر از برده داری در آمریکا شکایت میکنید و میگید آنها نژاد پرست ان) پس چرا خودتون وقتی یه همچین ماجرایی را میبینید از کسی مثل دنریس بدتون میاد؟
    یک نکته دیگه من شایدم همزاد بازیگر دنریس باشم چون صورتم را میدیدی میگفتی که من شبیه اونم

      نقل قول

  • لوچیا آنا: می تونم بپرسم اگه رابرت با لیانا ازدواج میکرد چی میشد؟ لیانا اصلا اون رو دوست نداشت و میگفت اون به یک تخت وفادار نمی مونه و شورشش هم الکی بود چون به قول ند رابرت با یک دختری یک شب که بخوابه یا دو شب یا شب ها بالاخره براش کسل کننده میشه و عیاش بودنش سر میگیره اون حتی وقتی با لیانا نامزد کرده بود یک دختر نامشروع داشت و خدا میدونست بعد از اون میخواست چیکار کنه ولی لیانا رابرت رو دوست نداشت و به خاطر این که فهمیده بود اون همه تارگرین ها رو کشته حتی بچه های نوزاد رو از ند قول گرفت. بهم بگو کینه از یک نفر یعنی حتی بری بچه ی نوزادش رو هم بکشی؟ خواهر متولد نشده اش را؟و خانواده اش را؟ این کار رابرت که احمقانه ترین کار زندگیش بود و منم اصلا ازش خوشم نمیومد و الان خدا رو شکر میکنم با لیانا ازدواج نکرد.
    درمورد طرفداری از دنریس هم باید بگم من هم وقتی دستور داد ارباب ها رو به صلیب بکشن ناراحت شدم اما باقی مانده ها در فصل شش نشون دادن که لیاقتی جز کاری که دنریس باهاشون کرد ندارن. با آتش به شهر حمله کردن و خواستن دنریس رو بندازن بیرون و اژدهایان رو بکشن پررو ها یعنی دنریس هیچی گیرش نیاد! حالا خوبه قبل از آن تیریون منطقی باهاشون حرف زده بود ولی آنها سیاست و منطق هم سرشون نشد پس دنریس هم به سزای اعمالشون رسوند آنها رو.
    منم میدونم که این فقط داستانه ولی خب همین داستان هاست که ذات خواننده ها رو ثابت میکنه و به نظر من افرادی که از لنیستر ها یا بهتر بگم سرسی طرفداری میکنن به نظر من آنها هم ذات خرابی دارن(البته منظورم شما نبودید) و این که خود من هم جای دنریس بودم و میدیدم توی یک دنیا یک عده مردم رو به بیگاری میکشن ناراحت میشدم و آن آدم ها رو به سزای کارشون میرساندم!( موندم شماها که انقدر از برده داری در آمریکا شکایت میکنید و میگید آنها نژاد پرست ان) پس چرا خودتون وقتی یه همچین ماجرایی را میبینید از کسی مثل دنریس بدتون میاد؟
    یک نکته دیگه من شایدم همزاد بازیگر دنریس باشم چون صورتم را میدیدی میگفتی که من شبیه اونم

    رابرت بعدا ازتصمیمش مبنی برقتل دنریس پشیمون شد وسعی کرد که دستورشو لغوکنه برام مهم نیست که رابرت بالیانا ازدواج نکرده بحث من سر همچین چیزمسخره ای نیست منظورم اینه هرکسی جای رابرت بود همچین کاری میکرد حیف شد راهی نیست صورتتونو ببینم

      نقل قول

  • لوچیا آنا: می تونم بپرسم اگه رابرت با لیانا ازدواج میکرد چی میشد؟ لیانا اصلا اون رو دوست نداشت و میگفت اون به یک تخت وفادار نمی مونه و شورشش هم الکی بود چون به قول ند رابرت با یک دختری یک شب که بخوابه یا دو شب یا شب ها بالاخره براش کسل کننده میشه و عیاش بودنش سر میگیره اون حتی وقتی با لیانا نامزد کرده بود یک دختر نامشروع داشت و خدا میدونست بعد از اون میخواست چیکار کنه ولی لیانا رابرت رو دوست نداشت و به خاطر این که فهمیده بود اون همه تارگرین ها رو کشته حتی بچه های نوزاد رو از ند قول گرفت. بهم بگو کینه از یک نفر یعنی حتی بری بچه ی نوزادش رو هم بکشی؟ خواهر متولد نشده اش را؟و خانواده اش را؟ این کار رابرت که احمقانه ترین کار زندگیش بود و منم اصلا ازش خوشم نمیومد و الان خدا رو شکر میکنم با لیانا ازدواج نکرد.
    درمورد طرفداری از دنریس هم باید بگم من هم وقتی دستور داد ارباب ها رو به صلیب بکشن ناراحت شدم اما باقی مانده ها در فصل شش نشون دادن که لیاقتی جز کاری که دنریس باهاشون کرد ندارن. با آتش به شهر حمله کردن و خواستن دنریس رو بندازن بیرون و اژدهایان رو بکشن پررو ها یعنی دنریس هیچی گیرش نیاد! حالا خوبه قبل از آن تیریون منطقی باهاشون حرف زده بود ولی آنها سیاست و منطق هم سرشون نشد پس دنریس هم به سزای اعمالشون رسوند آنها رو.
    منم میدونم که این فقط داستانه ولی خب همین داستان هاست که ذات خواننده ها رو ثابت میکنه و به نظر من افرادی که از لنیستر ها یا بهتر بگم سرسی طرفداری میکنن به نظر من آنها هم ذات خرابی دارن(البته منظورم شما نبودید) و این که خود من هم جای دنریس بودم و میدیدم توی یک دنیا یک عده مردم رو به بیگاری میکشن ناراحت میشدم و آن آدم ها رو به سزای کارشون میرساندم!( موندم شماها که انقدر از برده داری در آمریکا شکایت میکنید و میگید آنها نژاد پرست ان) پس چرا خودتون وقتی یه همچین ماجرایی را میبینید از کسی مثل دنریس بدتون میاد؟
    یک نکته دیگه من شایدم همزاد بازیگر دنریس باشم چون صورتم را میدیدی میگفتی که من شبیه اونم

    رابرت بعدا ازتصمیمش مبنی برقتل دنریس پشیمون شد وسعی کرد که دستورشو لغوکنه برام مهم نیست که رابرت بالیانا ازدواج نکرده بحث من سر همچین چیزمسخره ای نیست منظورم اینه هرکسی جای رابرت بود همچین کاری میکرد حیف شد راهی نیست صورتتونو ببینم پس دخترین آبجی

      نقل قول

  • آره دخترم و میدونین شبیه املیا کلارکم فقط این که چشمای تیره و موهای تیره میتونید تصور کنید؟

    امیدرضا: رابرت بعدا ازتصمیمش مبنی برقتل دنریس پشیمون شد وسعی کرد که دستورشو لغوکنه برام مهم نیست که رابرت بالیانا ازدواج نکرده بحث من سر همچین چیزمسخره ای نیست منظورم اینه هرکسی جای رابرت بود همچین کاری میکرد حیف شد راهی نیست صورتتونو ببینم پس دخترین آبجی

    میتونید؟

      نقل قول

  • تو سریال نشون دادن که جیمی میتونع به کسی دیگه هم علاقه داشته باشه (برین ) وتو سریال نشون دادن جیمی میتونه از عشقش دلسرد بشه (سرسی) به احتمال زیاد برین و سرسی تو سریال تقابلی دارن که جیمی باید تصمیم سختی بگیره.حالا اون تصمیم چیه …..

      نقل قول

  • باور کن من دو روزه می یام اینجا نظرات امید رضا و لوچیا آنا رو می خونم از هر بحث فوتبالی هیجان انگیزتره :winksmile:

      نقل قول

  • بنظر من داستان مارتین با اینکه همه رأی به بی نقص بودنش میدن یه ایراداتی هم داره مثلا خاندانهای بزرگ فقط محدود به یک خانواده میشن و اگه اون خانواده تویه جنگ بمیرن اون خاندان منقرض میشن نمونش باراتیونها و اگه یه وقت برن از سرما یخ بزنه استارکها. :wacko: و لنیستر ها و حتی تارگرینها
    به نظر شما از پدر بزرگهای این خاندانها فقط یک پسرزاییده میشده و خاندان را ادامه میداده؟اینهم خاندانهایی به این بزرگی وقدرت؟
    تازه خاندان من اگه صدتاشونم یه جا غیب بشن هنوز دویستای دیگه هستن که این نام خانوادگی رو ادامه بدن…

      نقل قول

  • The great jon umber:
    بنظر من داستان مارتین با اینکه همه رأی به بی نقص بودنش میدن یه ایراداتی هم داره مثلا خاندانهای بزرگ فقط محدود به یک خانواده میشن و اگه اون خانواده تویه جنگ بمیرن اون خاندان منقرض میشن نمونش باراتیونها و اگه یه وقت برن از سرما یخ بزنه استارکها. و لنیستر ها و حتی تارگرینها
    به نظر شما از پدر بزرگهای این خاندانها فقط یک پسرزاییده میشده و خاندان را ادامه میداده؟اینهم خاندانهایی به این بزرگی وقدرت؟
    تازه خاندان من اگه صدتاشونم یه جا غیب بشن هنوز دویستای دیگه هستن که این نام خانوادگی رو ادامه بدن…

    اره خب ولی خاندان های شوالیه ای هم هستن که جمعیتشون بیشتره مثل مورمونت

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    فقط دنریس رو با چشمان تیره و موهای تیره تصور کنید و البته بدون آرایش

    من یه دوستی دارم عین جان اسنوعه:/ ینی نگاش کنی با کیت هرینگتون مو نمیزنه

      نقل قول

  • نگار:
    باور کن من دو روزه می یام اینجا نظرات امید رضا و لوچیا آنا رو می خونم از هر بحث فوتبالی هیجان انگیزتره

    خخخخ لطف داری آبجی باور کن کلم پوکیده تواین چندروز

      نقل قول

  • The great jon umber:
    بنظر من داستان مارتین با اینکه همه رأی به بی نقص بودنش میدن یه ایراداتی هم داره مثلا خاندانهای بزرگ فقط محدود به یک خانواده میشن و اگه اون خانواده تویه جنگ بمیرن اون خاندان منقرض میشن نمونش باراتیونها و اگه یه وقت برن از سرما یخ بزنه استارکها. و لنیستر ها و حتی تارگرینها
    به نظر شما از پدر بزرگهای این خاندانها فقط یک پسرزاییده میشده و خاندان را ادامه میداده؟اینهم خاندانهایی به این بزرگی وقدرت؟
    تازه خاندان من اگه صدتاشونم یه جا غیب بشن هنوز دویستای دیگه هستن که این نام خانوادگی رو ادامه بدن…

    ازخاندان استارک جز برن کسای دیگه هم هستن مثل آریا وسانسا جان اسنوو بنجن

      نقل قول

  • بحث هاتون تموم شد چه بد تازه خوب و جالب شده بود ها :D: منم میخاستم توش شرکت کنم دیدم کم میارم عوضش امید رضا حرف هامو گفته دیگه

      نقل قول

  • حدود ۱۲ سال پیش یه انیمیشین به اسم happy three friends اومده بود توی تمام کلیپ هاش اول ۳ نفر بودند می گفتن و می خندیدن و می خوندن بعد تا پایان کلیپ همه به طرز وحشتناکی سلاخی می شدن
    کتاب مارتین همیشه باعث می شه این انیمیشین یادم بیاد احتمالا پایان خوش از نظر مارتین نابودی کل جهانیه که خلق کرده

      نقل قول

  • نگین:
    ولی درکل فکر میکنم پایان داستان این چیزایی نیست که ما حدس میزنیم…..یه غافلگیریه بزرگه

    موافقم مثلا با مارتین طرفیم ها

      نقل قول

  • امیدرضا: ازخاندان استارک جز برن کسای دیگه هم هستن مثل آریا وسانسا جان اسنووح۰
    جان که حرامزادن سانسا و آریا دختر هستن و نام خانوادگی رو نمیتونن ادامه بدن بنجن هم که یه مرده متحرکه بدون توان ادامه نسلح

      نقل قول

  • برن هم به خاطر کمر شکسته ش قادر به ازدواج نیست احتمالا اسم استارک از بین می ره اما هم سانسا و آریا و هم جان اسنو حتی اگه پدرش تارگرین باشه خون گرگی دارن
    و می تونن اون رو به نسل های آینده انتقال بدن
    نمی دونم کتاب هری پاتر رو خوندین یا نه اما توی کتاب ۷ سه تا برادر هستند با فامیل “پیویریل” که نسل مذکرشون قطع شده یعنی هم خون هاشون زنده هستند ولی دیگه نام فامیلی شون وجود نداره و در ادامه مشخص می شه که هری نواده یکی از اون برادران هست و توانایی هاشون رو هم به ارث برده
    بله شاید اسم استارک از بین بره ولی لزوما به معنی از بین رفتن خون و توانایی وارگ شدنشون نیست

      نقل قول

  • نگار:
    برن هم به خاطر کمر شکسته ش قادر به ازدواج نیست احتمالا اسم استارک از بین می ره اما هم سانسا و آریا و هم جان اسنو حتی اگه پدرش تارگرین باشه خون گرگی دارن
    و می تونن اون رو به نسل های آینده انتقال بدن
    نمی دونم کتاب هری پاتر رو خوندین یا نه اما توی کتاب ۷ سه تا برادر هستند با فامیل “پیویریل” که نسل مذکرشون قطع شده یعنی هم خون هاشون زنده هستند ولی دیگه نام فامیلی شون وجود نداره و در ادامه مشخص می شه که هری نواده یکی از اون برادران هست و توانایی هاشون رو هم به ارث برده
    بله شاید اسم استارک از بین بره ولی لزوما به معنی از بین رفتن خون و توانایی وارگ شدنشون نیست

    ولی منم موافقم راجع انیمیشنی که گفتی شاید داستان مارتین بخواد اسم خودشو به عنوان اولین کسی باشه داستانش اینطور تمام میشه درسته خون گرگی دارن امادرکل جان یاسانسا وآریا هم میتونن اسم استارکو ادامه بدن درست مانند حماسه بائل آوازه خوان که ازنسل مونث استارکهان واسم استارکو ادامه دادن واینکه حتی تودنیای واقعیم میشه کلا اینکه اسم خانوادگی از پدر میرسه وربطی به خون نداره وتوی هری پاتر اسم فامیلی پاورل بود هری فکر کنم تنها نسل ازمذکر اونا بود چون شنل نامرئی هری هم اون آخری ازپدر به پسررسید وادامه داده

      نقل قول

  • الان واقعن پشیمونم ازین وقتیکه صرف خوندن این کامنتا و بحث مسخره ی لنیستر یا تارگرین کردم ! عین دعوای استقلال پرسپولیسیا بود. خب بی انصافا تیم حریفم بلاخره یه تیمه دیگه یه ذره احترام گذاشتن یاد بگیرین . حتمن هرجا ک جنگ و دعوا بود باید بریم طرف یکی رو بگیریم ایا؟

      نقل قول

  • یک چیزی رو یادم رفت بگم! :noo: درمورد این که نظرم درمورد ند استارک کلا عوض شد.
    ببینید من از همان ابتدا ند استارک رو خوشبخت با خانواده اش و با لقب شرافتمند و در آن طرف رابرت را در حال عیش و نوش و خوش گذرانی و کلا زندگی آرام دیدم ولی به نظرتون به سر کسی خطور کرده بهای این زندگی چی بوده و روی خرابه های زندگی کی ساخته شده؟
    اولا من در فصل شش کلا نظرم درمورد ند استارک عوض شد!دیگه اون آدم بزرگی که اول فیلم برام بود نبود حتی یک مرد شرافتمند هم نبود! حتما میگید سر آرتور دین دشمنش بوده و به خاطرش عذاب وجدان داشته.(من از هاولند رید که کلا متنفر شدم) ند استارک میتونست حداقل پس از قتل ناعادلانه آرتور به همه نگه که شکستش داده چون این یک دروغ بزرگ و گناه بود و وقتی که مردم راجع بهش افسانه سرایی کردن بار این گناه سنگین تر هم شد.حتما میگید دروغ بعدیش جان اسنو بوده ولی جان اسنو را به خاطر قولش به لیانا مخفی کرده بود.به نظرتان به لیانا این قول را هم داده بود که بره به همه چنین دروغ بزرگی بگه!(خوبه هیچ کس حرفش رو جدی نگرفت و آرتور هنوز در ذهن همه قهرمان بود) ولی در هر حال این کار یک مرد شرافتمند به هیچ وجه نبود(ناعادلانه کشتن و تازه دروغ هم گفتن) رابرت هم با سرنگون کردن تارگرین ها،چشم بستن بر قتل بیرحمانه دو کودک معصوم و مادر بیچاره شان پادشاهی را به دست آورده بود و کلا این پادشاهی و تخت آهنین را که خود تارگرین ها ساخته بودند به زور به دست آورد تازه برای تارگرین های باقی مانده(دنریس و ویسریس) هم لحظه ای آرامش نداد.
    راستش رو بخواید من هم اگه جای مارتین یا کارگردان بودم چنین سرنوشت تلخی را برای ند و رابرت رقم میزدم و میگفتم وقتی این زندگی خوب و آروم بر روی خرابه های زندگی یک نفر دیگه ساخته شده و بر پایه یک دروغ بزرگ هم هست،خب پس من هم به بدترین شکل ممکن بهش خاتمه میدادم و مارتین هم همین کار رو کرد! :yes:
    به خاطر همینه که الان با تمام وجودم به نویسنده اعتماد دارم

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    یک چیزی رو یادم رفت بگم! درمورد این که نظرم درمورد ند استارک کلا عوض شد.
    ببینید من از همان ابتدا ند استارک رو خوشبخت با خانواده اش و با لقب شرافتمند و در آن طرف رابرت را در حال عیش و نوش و خوش گذرانی و کلا زندگی آرام دیدم ولی به نظرتون به سر کسی خطور کرده بهای این زندگی چی بوده و روی خرابه هایزندگی کی ساخته شده؟
    اولا من در فصل شش کلا نظرم درمورد ند استارک عوض شد!دیگه اون آدم بزرگی که اول فیلم برام بود نبود حتی یک مرد شرافتمند هم نبود! حتما میگید سر آرتور دین دشمنش بوده و به خاطرش عذاب وجدان داشته.(من از هاولند رید که کلا متنفر شدم) ند استارک میتونست حداقل پس از قتل ناعادلانه آرتور به همه نگه که شکستش داده چون این یک دروغ بزرگ و گناه بود و وقتی که مردم راجع بهش افسانه سرایی کردن بار این گناه سنگین تر هم شد.حتما میگید دروغ بعدیش جان اسنو بوده ولی جان اسنو را به خاطر قولش به لیانا مخفی کرده بود.به نظرتان به لیانا این قول را هم داده بود که بره به همه چنین دروغ بزرگی بگه!(خوبه هیچ کس حرفش رو جدی نگرفت و آرتور هنوز در ذهن همه قهرمان بود) ولی در هر حال این کار یک مرد شرافتمند به هیچ وجه نبود
    به خاطر همینه که الان با تمام وجودم به نویسنده اعتماد دارم

    ند استارک هیچ جا راجب شکست دادن شمشیر صبح زیاده گویی نکرده. بلکه تو داستانی ک واسه بچه هاش و بقیه تعریف کرده تاکید میکنه بزرگترین جنگجوی مملکت سر ارتور دین بوده و اگه بخاطر هاولند رید نبود حتمن ند اون نبرد و جونشو باخته بوده. در ضمن جنگ اصلی بین ۷ نفر از شمالیا و ۳ تا از گاردای پادشاهی بوده، اینجور ک میگی در کل نبرد برج شادی نامردی بوده. گارد شاهی قسم خورده بودن واسه محافظت از جون ساکنین برج بهر قیمتی. واسه ند استارک هیچ راه دیگه ای واسه نجات جون خواهرش نبوده. خواهری ک ۱ سال بود فکر میکرد دزدیده شده و تو برج زندانیه.

      نقل قول

  • واسه بقیه حرفاتم اگه فصل اول سریالو دوباره مرور کنی میبینی نظر ند استارک راجب پادشاهی تارگرین ها چی بوده. ند و رابرت دلیل مشترک داشتن واسه خاتمه دادن به این پادشاهی. نجات جون مردا و زنا و بچه های بیگناه. ایریس ک دیوونه بوده واضح .هرکیم حال نمیکرده باهاش میسوزونده. ریگارم ک همه فکر میکردن خل شده ک لیانا رو دزدیده. بچه هاشونم ک هنو در حدی نبودن بشه به سلامت عقلیشون اطمینان کرد. پس اینکه الان بعد ۲۰ سال ما شخصیت دنریس رو دیدیم بیایم بگیم اونا ۲۰ سال پیش هر تصمیمی ک گرفتن اشتباه بوده خیلی مسخرس.
    یه چیزیم بگم ک منم با اینکه ند و رابرت تلافی کارای اشتباهشون رو دیدن موافقم بهر حال. رابرت ک اون همه ادعای جنگاوری داشت یه گراز کشتش. یعنی اخر خفت و خواری. ند هم ک لحظه از دست دادن سرش داشت به اون نگهبان شبی فک میکرد ک با همون شمشیر ایس خودش سرشو بیخودی قطع کرد. در کل مث دنیای واقعی اینجا هم خوبی و بدی بدون پاداش و مجازات نمیمونه. ولی به نظرم شما کاملن ۱ بعدی قضایا رو قصاوت میکنی لوچیا انا.

      نقل قول

  • محسن: ند استارک هیچ جا راجب شکست دادن شمشیر صبح زیاده گویی نکرده. بلکه تو داستانی ک واسه بچه هاش و بقیه تعریف کرده تاکید میکنه بزرگترین جنگجوی مملکت سر ارتور دین بوده و اگه بخاطر هاولند رید نبود حتمن ند اون نبرد و جونشو باخته بوده. در ضمن جنگ اصلی بین ۷ نفر از شمالیا و ۳ تا از گاردای پادشاهی بوده، اینجور ک میگی در کل نبرد برج شادی نامردی بوده. گارد شاهی قسم خورده بودن واسه محافظت از جون ساکنین برج بهر قیمتی. واسه ند استارک هیچ راه دیگه ای واسه نجات جون خواهرش نبوده. خواهری ک ۱ سال بود فکر میکرد دزدیده شده و تو برج زندانیه.

    و یک چیز دیگه وقتی زندگی خوب اینا روی خرابه های زندگی یک سری دیگه ساخته شده پس همون بهتر که به بیرحمانه ترین شکل ممکن تموم بشه.ند حداقل میتونست ادعای شرافت و این حرفا نکنه چون آرتور کاملا نا شرافتمندانه کشته شد و بعدش هم دروغ در حالی که می تونست حقیقت این که از پشت بهش حمله شده رو بگه و با دانستن قتل بیرحمانه ال یا و بچه هاش شما بازم طرف رابرت و اینا رو میگیرید؟اونا تاوان کار شو نو دادن و الان هم اصلا من ناراحت نیستم! ضمنا ریگار خل نشده بود و خیلی از رابرت مرد بهتری بود

      نقل قول

  • لوچیا آنا: و یک چیز دیگه وقتی زندگی خوب اینا روی خرابه های زندگی یک سری دیگه ساخته شده پس همون بهتر کهبه بیرحمانه ترین شکل ممکن تموم بشه.ند حداقل میتونست ادعای شرافت و این حرفا نکنه چون آرتور کاملا نا شرافتمندانه کشته شد و بعدش هم دروغدر حالی که می تونست حقیقت این که از پشت بهش حمله شده رو بگه و با دانستن قتل بیرحمانه ال یا و بچه هاش شما بازم طرف رابرت و اینا رو میگیرید؟اونا تاوان کار شو نو دادن و الان هم اصلا من ناراحت نیستم! ضمنا ریگار خل نشده بود و خیلی از رابرت مرد بهتری بود

    من یه چیزی میگم شما یه چیز دیگه استنباط میکنی. من مخالفتی با تارگرین ها ندارم. با استارکا هم ندارم. با بولتونا هم حتی میتونم یه جورایی کنار بیام. ولی اینکه الا و بلا رابرت بده ارتور دین خوبه جان اسنو بهترینه اینو نمیتونم تحمل کنم. ند استارک دروغاش از رو شرافت بود. جنگیدنش از رو شرافت بود. سیاستشم متاسفانه میخواست شرافتمندانه باشه ک امکانش نبود. لحظه ای هم ک سرشو داشتن میزدن خودش میدونست دلیلشو. بخاطر اشتباهات و تقصیراتش. اونجا ک فصل اول جلو جیمی داشت پیجنگید یه سرباز لنیستری از پشت نیزه کرد تو پاش اونجا تلافی سر ارتور بود. خودشم میدونست. تو کتاب بعدش ک بیهوشه رویای برج شادی رو میبینه. اینکه بگی ند استارک بیشرف بود رو جلو والدر فری هم بگی خندش میگیره.
    من تموم کنم بحثو، تو هیچ کدوم از جنگای این مجموعه ۲ تا سپاه هم اندازه نفرات ندارن. یعنی در هر صورت ۲ نفر با ۱ نفر باید بجنگن یه جایی یا یه موقعیتی. اینجوری ک تو میگی تمام جنگایی ک خوندیمو دیدیم همه غیر شرافتمندانه و نامردی بوده. تو جنگ حرامزاده هام وون وون طرف جان اسنو بود هیشکیم تک به تک حریفش نبود. پس جان اسنو هم بیشرفه حقش بود له بشه زیر دست و پا !
    عوض کن طرز فکرتو. هرکسی بلاخره یه قضاوتی داره تو این داستان یه شخصیتی داره، یه تصمیماتی میگیره. یه بعدی نگاه نکن قضایا رو.

      نقل قول

  • محسن:
    الان واقعن پشیمونم ازین وقتیکه صرف خوندن این کامنتا و بحث مسخره ی لنیستر یا تارگرین کردم ! عین دعوای استقلال پرسپولیسیا بود. خب بی انصافا تیم حریفم بلاخره یه تیمه دیگه یه ذره احترام گذاشتن یاد بگیرین . حتمن هرجا ک جنگ و دعوا بود باید بریم طرف یکی رو بگیریم ایا؟

    گفتم که مثل بحث سراستقلال وپرسپولیس میکنه وضما من بااحترام کامنت دادم هیچ بی احترامی نکردیم

      نقل قول

  • لوچیا آنا: و یک چیز دیگه وقتی زندگی خوب اینا روی خرابه های زندگی یک سری دیگه ساخته شده پس همون بهتر کهبه بیرحمانه ترین شکل ممکن تموم بشه.ند حداقل میتونست ادعای شرافت و این حرفا نکنه چون آرتور کاملا نا شرافتمندانه کشته شد و بعدش هم دروغدر حالی که می تونست حقیقت این که از پشت بهش حمله شده رو بگه و با دانستن قتل بیرحمانه ال یا و بچه هاش شما بازم طرف رابرت و اینا رو میگیرید؟اونا تاوان کار شو نو دادن و الان هم اصلا من ناراحت نیستم! ضمنا ریگار خل نشده بود و خیلی از رابرت مرد بهتری بود

    ببینین ما بدون قضاوت نگاه کنیم هیچ کس توی این داستان بی گناه نیست همه بدی وخوبی خودشونو دارن همینطور خاندان ها بحث سراین نیست که تارگرین ها بهترن یالنیسترها یااستارک ها مثلا تارگرین ها تخت آهنینو خودشون ساختن وتمام پادشاهی وستروسم متحد کردن وبه مدت ۳۰۰سال حکومت کردن وبدی وخوبی خودشونو داشتن مثلا پادشاهی مثل آریس که مثل کالیگولا پادشاه بدنام روم که باسوزوندن مردم تفریح میکرد حقش رفتن بود تازه خیلی بیشتراز این حقش بود وریگارم بخاطر این میگن خل شده بود که جلوی پدرشو نمیگرفت ریگارم خوبی وبدی های خودشوداشته ونداستارکم بارها گفتم که اونا تو جنگ بودن وحق انتخابی نداشتن ومجبور بود اونو بکشه باتمام احترام برای شمشیرسحر اون خودشم خواست که بجنگه ندازش خواست که تسلیم بشه وندچیکارمیکرد اون لحضه که هاوند رید ازپشت آرتور دینو ضربه زد اونم فقط باضربه آخراز درد خلاصش کرد وهاوند ریدم جون لردی که بهش قسم وفاداری خورده بود نجات داد وندبارها گفته که هاوند رید جونشو نجات داده وآرتور بهترین جنگجوه حتی وقتی توی سریال برن میرا وجوجنو میبینه میگه که پدرمون همیشه میگفت که پدرتون هاوند رید یک بارجونشو نجات داده وبچه های ریگارم توسط آموری لارچ و کوه کشته شدن نه بدستور رابرت ورابرت براشون احساس تاسف نکرد راستشو بخوای دوست داشتم باهاتون آشنا شم نه بخاطر اینکه شبیه امیلیا کلارکین بخاطر اینکه اصلا توبحث کم نمیارین یه حرفی میزنین

      نقل قول

  • امیدرضا: ببینین ما بدون قضاوت نگاه کنیم هیچ کس توی این داستان بی گناه نیست همه بدی وخوبی خودشونو دارن همینطور خاندان ها بحث سراین نیست که تارگرین ها بهترن یالنیسترها یااستارک ها مثلا تارگرین ها تخت آهنینو خودشون ساختن وتمام پادشاهی وستروسم متحد کردن وبه مدت ۳۰۰سال حکومت کردن وبدی وخوبی خودشونو داشتن مثلا پادشاهی مثل آریس که مثل کالیگولا پادشاه بدنام روم که باسوزوندن مردم تفریح میکرد حقش رفتن بود تازه خیلی بیشتراز این حقش بود وریگارم بخاطر این میگن خل شده بود که جلوی پدرشو نمیگرفت ریگارم خوبی وبدی های خودشوداشته ونداستارکم بارها گفتم که اونا تو جنگ بودن وحق انتخابی نداشتن ومجبور بود اونو بکشه باتمام احترام برای شمشیرسحر اون خودشم خواست که بجنگه ندازش خواست که تسلیم بشه وندچیکارمیکرد اون لحضه که هاوند رید ازپشت آرتور دینو ضربه زد اونم فقط باضربه آخراز درد خلاصش کرد وهاوند ریدم جون لردی که بهش قسم وفاداری خورده بود نجات داد وندبارها گفته که هاوند رید جونشو نجات داده وآرتور بهترین جنگجوه حتی وقتی توی سریال برن میرا وجوجنو میبینه میگه که پدرمون همیشه میگفت که پدرتون هاوند رید یک بارجونشو نجات داده وبچه های ریگارم توسط آموری لارچ و کوه کشته شدن نه بدستور رابرت ورابرت براشون احساس تاسف نکرد راستشو بخوای دوست داشتم باهاتون آشنا شم نه بخاطر اینکه شبیه امیلیا کلارکین بخاطر اینکه اصلا توبحث کم نمیارین یه حرفی میزنین

    درسته بحث سر این نیست که چه خاندانی خوبه و چی بده چون همه خوبی ها و بدی هایی دارن ولی به من بگو اگر به تو راجع به آینده یک نوزاد معصوم می گفتن و می گفتن که قراره یه کارای بدی بکنه تو چاقو بر می داشتی و میکشتیش بعدشم می گفتی که من از آینده جلوگیری کردم و…و واقعا یک نوزادی که حتی اسم طرف مقابلش را هم نمیتونه تلفظ کنه و چیزی از دنیای اطرافش نمیدانم را به قتل میرساندی؟واقعا این کار و میکردی؟ درسته کوه به ال یا تجاوز کرد و بچه ها رو کشت ولی به دستور تایوین لنیستر تایوین این وسط چی کاره بود جز یک خائن به پادشاه؟چه حقی داشت چنین جنایتی بکنه؟بحث کاملا از شرافت و سیاست و این مسخره بازیا دور به من بگو کجای قتل یک زن بی ریا و کودکان معصومش مشابه سیاست یا هر کوفت دیگه بود؟ رابرت هم جوابش این بود:من بچه نمی بینم و فقط تخم اژدها میبینم! این کارش درست بود؟(در آخر حرام زاده های خودش هم همینطوری سلاخی شدن ) ند هم لاقل توی تعریفات میتونست بگه که قهمرمان واقعی آرتور دین بوده نه هاولند رید که کلمه شرافت را در گرفتن جان او کلا بی ارزش کرد!و همان طور که شما گفتید کاری که جیمی در فصل یک با ند کرد همان انتقام آرتور دین در آن دنیا بود! ند و رابرت به همان مرگی که سزاوارشون بود رسیدن فقط از این ناراحتم که تاوان اشتباهات این دو نفر را بچه هایشان پس دادند! من در هر حال ریگار و آرتور را قهرمان می پندارم!ند که در ابتدا این لقب را برایم داشت و الان دیگه نه !رابرت هم که از اول هم نداشت

      نقل قول

  • محسن:
    ضمنا گفتم با همه کنار میام با فری ها نمیتونم. خیلی بیشرفن این جماعت

    بی شرف که بماند حال به هم زن هم هستند

      نقل قول

  • لوچیا آنا: بی شرف که بماند حال به هم زن هم هستند

    اینو موافقم من حاضرم سیاهی لشکر لشکر وایت ها یاهمون مردگان متحرک باشم اما فری نباشم امایه چیزی توی نظر سنجی اون با۳رای دررده یکی به آخر مونده قرار گرفت ورده آخرم سربارستن شجاع خدایا فقط موندم این سه نفر کین

      نقل قول

  • امیدرضا: اینو موافقم من حاضرم سیاهی لشکر لشکر وایت ها یاهمون مردگان متحرک باشم اما فری نباشم امایه چیزی توی نظر سنجی اون با۳رای دررده یکی به آخر مونده قرار گرفت ورده آخرم سربارستن شجاع خدایا فقط موندم این سه نفر کین

    من تازگیا از خاندان دین هم خوشم آمده!
    شاید بولتون ها باشند یا کارستارک ها! :sf:

      نقل قول

  • لوچیا آنا: درسته بحث سر این نیست که چه خاندانی خوبه و چی بده چون همه خوبی ها و بدی هایی دارن ولی به من بگو اگر به تو راجع به آینده یک نوزاد معصوم می گفتن و می گفتن که قراره یه کارای بدی بکنه تو چاقو بر می داشتی و میکشتیش بعدشم می گفتی که من از آینده جلوگیری کردم و…و واقعا یک نوزادی که حتی اسم طرف مقابلش را هم نمیتونه تلفظ کنه و چیزی از دنیای اطرافش نمیدانم را به قتل میرساندی؟واقعا این کار و میکردی؟ درسته کوه به ال یا تجاوز کرد و بچه ها رو کشت ولی به دستور تایوین لنیستر تایوین این وسط چی کاره بود جز یک خائن به پادشاه؟چه حقی داشت چنین جنایتی بکنه؟بحث کاملا از شرافت و سیاست و این مسخره بازیا دور به من بگو کجای قتل یک زن بی ریا و کودکان معصومش مشابه سیاست یا هر کوفت دیگه بود؟ رابرت هم جوابش این بود:من بچه نمعی بینم و فقط تخم اژدها میبینم! این کارش درست بود؟(در آخر حرام زاده های خودش هم همینطوری سلاخی شدن ) ند هم لاقل توی تعریفات میتونست بگه که قهمرمان واقعی آرتور دین بوده نه هاولند رید که کلمه شرافت را در گرفتن جان او کلا بی ارزش کرد!و همان طور که شما گفتید کاری که جیمی در فصل یک با ند کرد همان انتقام آرتور دین در آن دنیا بود! ند و رابرت به همان مرگی که سزاوارشون بود رسیدن فقط از این ناراحتم که تاوان اشتباهات این دو نفر را بچه هایشان پس دادند! من در هر حال ریگار و آرتور را قهرمان می پندارم!ند که در ابتدا این لقب را برایم داشت و الان دیگه نه !رابرت هم که از اول هم نداشت

    شما یکی ازمشکلاتتون اینه که جواب های غیر منطقی میدین که آدم آتیش میگیره شما یک بعدی به داستان نگاه میکنین نه به یک کودک بیگناه ومادرش کاری نداشتم اما جنگ بوده وجنگم پدرو مادر نمیشناسه واونم سیاستش این بود اماکارشون توجیه نمیکنم وگفتم که تمام شخصیت هاهم خوبی وهم بدی داره یعنی خاکسترین ما داریم توی دنیای مدرن زندگی میکنیم بنابراین این کارارو درک نمیکنیم توی دنیای اینا حتی دنیای واقعی قدیم خودمون برادر به برادر وخواهر حتی به خواهرزادگان وبرادر زاده گان کودکشونم سرقدرت رحم نمیکردن دیگه چه برسه به نوه پادشاهی که دشمنشه وهرکی تشنه قدرته تواینجور دنیاها بگذریم وکارای تایونو تائید نمیکنم اما چرابهش وفادار باشه وقتی پیش همه کوچیکش میکرده واونو مثل تهدید میدیده خودت جاش بودی چیکارمیکردی هرکس دیگه ایم بود این کارومیکرد وکاراشون ازاین سیاسته که بعداوقتی بزرگ بشن براشون تهدیدای بزرگی بودن هرکسی تواین دنیابه فکرخاندان خودشه خود پادشاه دیوانه مگه مردم بی گناهی که تهدیدی براش نداشتن زنده زنده برای تفریح نمیسوزوندوریگارم اصلا جلوشونمیگرفت ندورابرت هم بیشتربخاطر نجات مردم شورش کردن وبرای این میگن ریگار خل شده ونداستارکم آرتور دین چاره ای براش نزاشت چون میخواست خواهرشو پیداکنه با تمام احترام برای شمشیر سحر حقش بود هاوند ریدم برای نجات جون لرد عادلی که بهش قسم وفاداری خورده بود ونداستارکم برای اینکه مرگش دردناک نشه بایک ضربه آخرراحتش کرد اماخیلی ناراحت شدم ازدیدن مرگ آرتور دین ولی بااین حال مجازاتشم کشیدن وند استارکم همیشه بااحترام درباره ی شمشیر سحر صحبت میکرد همیشه واونو بهترین جنگجوی وستروسه وعذاب وجدان هم داشت ومیگفت که هاوند رید جونشو نجات داده خود جیمی لنیسترم اونو خیلی دوست داشت وبراش احترام قائل بود وگاهی به نداستارک بخاطر قتلش لعنت میفرستاد تارگرینا هم یک خاندان والریایی بود که به وستروس امدن واونو تصرف کردن برای چنین خاندانی توی دنیای قدیم چه کلمه ای جز غاصب براش هست حالا تارگرین هاهم نمیگم بد بودن اوناهم مثل بقیه خاندان ها خوبی ها وبدی های خودشونو داشتن امااونا هفت پادشاهی رومتحد کردن وتخت آهنینو ساختن ویک حکومت مرکزی درست کردن وشما هم باشناخت کمی که ازتون دارم درباره همین حرفها رومیزنین کاری ندارم این حرفها رو۱۵۹۹۹ باره میزنم شماهم بقول دوستمون طرزفکرتونو عوض کنین

      نقل قول

  • ۸

    امیدرضا: شما یکی ازمشکلاتتون اینه که جواب های غیر منطقی میدین که آدم آتیش میگیره شما یک بعدی به داستان نگاه میکنین نه به یک کودک بیگناه ومادرش کاری نداشتم اما جنگ بوده وجنگم پدرو مادر نمیشناسه واونم سیاستش این بود اماکارشون توجیه نمیکنم وگفتم که تمام شخصیت هاهم خوبی وهم بدی داره یعنی خاکسترین ما داریم توی دنیای مدرن زندگی میکنیم بنابراین این کارارو درک نمیکنیم توی دنیای اینا حتی دنیای واقعی قدیم خودمون برادر به برادر وخواهر حتی به خواهرزادگان وبرادر زاده گان کودکشونم سرقدرت رحم نمیکردن دیگه چه برسه به نوه پادشاهی که دشمنشه وهرکی تشنه قدرته تواینجور دنیاها بگذریم وکارای تایونو تائید نمیکنم اما چرابهش وفادار باشه وقتی پیش همه کوچیکش میکرده واونو مثل تهدید میدیده خودت جاش بودی چیکارمیکردی هرکس دیگه ایم بود این کارومیکرد وکاراشون ازاین سیاسته که بعداوقتی بزرگ بشن براشون تهدیدای بزرگی بودن هرکسی تواین دنیابه فکرخاندان خودشه خود پادشاه دیوانه مگه مردم بی گناهی که تهدیدی براش نداشتن زنده زنده برای تفریح نمیسوزوندوریگارم اصلا جلوشونمیگرفت ندورابرت هم بیشتربخاطر نجات مردم شورش کردن وبرای این میگن ریگار خل شده ونداستارکم آرتور دین چاره ای براش نزاشت چون میخواست خواهرشو پیداکنه با تمام احترام برای شمشیر سحر حقش بود هاوند ریدم برای نجات جون لرد عادلی که بهش قسم وفاداری خورده بود ونداستارکم برای اینکه مرگش دردناک نشه بایک ضربه آخرراحتش کرد اماخیلی ناراحت شدم ازدیدن مرگ آرتور دین ولی بااین حال مجازاتشم کشیدن وند استارکم همیشه بااحترام درباره ی شمشیر سحر صحبت میکرد همیشه واونو بهترین جنگجوی وستروسه وعذاب وجدان هم داشت ومیگفت که هاوند رید جونشو نجات داده خود جیمی لنیسترم اونو خیلی دوست داشت وبراش احترام قائل بود وگاهی به نداستارک بخاطر قتلش لعنت میفرستاد تارگرینا هم یک خاندان والریایی بود که به وستروس امدن واونو تصرف کردن برای چنین خاندانی توی دنیای قدیم چه کلمه ای جز غاصب براش هست حالا تارگرین هاهم نمیگم بد بودن اوناهم مثل بقیه خاندان ها خوبی ها وبدی های خودشونو داشتن امااونا هفت پادشاهی رومتحد کردن وتخت آهنینو ساختن ویک حکومت مرکزی درست کردن وشما هم باشناخت کمی که ازتون دارم درباره همین حرفها رومیزنین کاری ندارم این حرفها رو۱۵۹۹۹ باره میزنم شماهم بقول دوستمون طرزفکرتونو عوض کنین

    تایوین لنیستر که شرشو از این دنیا به خنده دار ترین شکل ممکن کم کرد و خوش حالم ولی دلیل شورش رابرت لیانا بود که حالا همه فهمیدیم لیانا اصلا رابرت رو نمی خواسته و بابت ازدواج ناراحت بوده غنی رابرت همه این کار ها رک الکی کرد.آیرس هم وقتی که دید چند نفر به پسرش توهین میکنن دیگه راست راستکی دیوانه شد!توی دنیای الان برای پیش یک پدر و به هر دلیلی بخوای پسر خودشو بکشه چیزی جز یک کشیده جانانه گیرت نمیاد حالا چه برسه به دنیای قدیم و پادشاهی مثل آیرس که به جنون کشیده شده و اتفاقات بعد.ریگار که کلا پیش لیانا بود و اصلا از کارهای پدرش خبر نداشت پس شما هم حق ندارید اینطوری بهش تحمت بزنید.جیمی هم آرتور و ریگار رو خیلی دوست داشت و هنوزم که هنوزه به بابت مرگ جفتشون غصه میخوره و به ند لعنت و رابرت لعنت می‌فرستاد و البته بهش حق میدم!انتقام ریگار رو که دوره زمانه گرفت از رابرت و انتقام آرتور را هم جیمی ندانسته از ند گرفت. تنها چیزی که جیمی بابتش پشیمان نبوده کشتن آ یریس بوده و حالا من به شما میگم دقیق تر نگاه کنید!از کجا میدانید او واقعا دیوونه بوده باشه؟از کجا میدانید که او را دیوانه نکرده باشند!خودتون ببینید تا قرن ها خاندان ها بین خودشون ازدواج میکردن و ازدواج های خارج از خانواده بر طبق ف سیاسی بوده و یک دفعه استارک با براتیون وتالی عهد می بنده و تازه حرف های واریس هم پشت گوش پادشاه است. موندم ریکارد استارک یک بارم تلاش کرد لیانا رو آدم حساب کنه و ازش بپر سه که برای ازدواج با رابرت کاملا راضیه یا نه! چون لیانا اصلا راضی نبوده و منم میدونم اگه اونها ازدواج میکردن سرنوشت لیانا هم میشد مثل سر سی چون رابرت به قول لیانا به یک تخت وفادار نمیموند و ند هم فقط به خاطر تصور اشتباه این که لیانا دزدیده شده به رابرت کمک کرد ولی آخر عاقبتش این شد که برای نگهداری از فرزند لیانا و ریگار به همه دروغ بگه مخصوصا به رابرت

      نقل قول

  • ضمنا اگه شما میگید به خاطر سیاست باید بچه های بی گناه کشته بشن شاید بهتره خودتون هم برید و توی قرون وسطی زندگی کنید!چون طرز فکر شما و امثال شما به سیاست آن موقع بیشتر میخوره و در کنارش نژاد پرستی هم که هست

      نقل قول

  • یک چیز دیگه!حالا خوبه آ یریس به خاطر دیوانه بودنش همه این کارهای وحشتناک رو میکرده ولی تایوین که کاملا سر عقل بود و به قول شما سیاست بهش چنین چیزی میگفت چنین جنایات بزرگی رو مرتکب شد و میدونی اون اعتقاد داشت با ترساندن میشه قوی بود ولی من بارها در تاریخ اروپا و حتی ایران دیدم که ترس مردم رو مویت که نکرد هیچ بلکه تنفر رو در دلشون افکند و در آخر تنفر مردم بود که پیروز شد. الا که تایوین لنیستر با سیاست اینطوری بوده خدا واقعا به داد پادشاهان دیوانه برسه

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    ۸

    تایوین لنیستر که شرشو از این دنیا به خنده دار ترین شکل ممکن کم کرد و خوش حالم ولی دلیل شورش رابرت لیانا بود که حالا همه فهمیدیم لیانا اصلا رابرت رو نمی خواسته و بابت ازدواج ناراحت بوده غنی رابرت همه این کار ها رک الکی کرد.آیرس هم وقتی که دید چند نفر به پسرش توهین میکنن دیگه راست راستکی دیوانه شد!توی دنیای الان برای پیش یک پدر و به هر دلیلی بخوای پسر خودشو بکشه چیزی جز یک کشیده جانانه گیرت نمیاد حالا چه برسه به دنیای قدیم و پادشاهی مثل آیرس که به جنون کشیده شده و اتفاقات بعد.ریگار که کلا پیش لیانا بود و اصلا از کارهای پدرش خبر نداشت پس شما هم حق ندارید اینطوری بهش تحمت بزنید.جیمی هم آرتور و ریگار رو خیلی دوست داشت و هنوزم که هنوزه به بابت مرگ جفتشون غصه میخوره و به ند لعنت و رابرت لعنت می‌فرستاد و البته بهش حق میدم!انتقام ریگار رو که دوره زمانه گرفت از رابرت و انتقام آرتور را هم جیمی ندانسته از ند گرفت. تنها چیزی که جیمی بابتش پشیمان نبوده کشتن آ یریس بوده و حالا من به شما میگم دقیق تر نگاه کنید!از کجا میدانید او واقعا دیوونه بوده باشه؟از کجا میدانید که او را دیوانه نکرده باشند!خودتون ببینید تا قرن ها خاندان ها بین خودشون ازدواج میکردن و ازدواج های خارج از خانواده بر طبق ف سیاسی بوده و یک دفعه استارک با براتیون وتالی عهد می بنده و تازه حرف های واریس هم پشت گوش پادشاه است. موندم ریکارد استارک یک بارم تلاش کرد لیانا رو آدم حساب کنه و ازش بپر سه که برای ازدواج با رابرت کاملا راضیه یا نه! چون لیانا اصلا راضی نبوده و منم میدونم اگه اونها ازدواج میکردن سرنوشت لیانا هم میشد مثل سر سی چون رابرت به قول لیانا به یک تخت وفادار نمیموند و ند هم فقط به خاطر تصور اشتباه این که لیانا دزدیده شده به رابرت کمک کرد ولی آخر عاقبتش این شد که برای نگهداری از فرزند لیانا و ریگار به همه دروغ بگه مخصوصا به رابرت

    باتایون کاری ندارم اماحقش بود چون تریونو بیگناه متهم کرد درسته رابرت وند بخاطر لیانا شورش کردن امابخاطر اینکه آریس مردم بی گناه رو زنده زنده میسوزوند هم بود برید بخونید توی ویکی وستروس وآریس قبل اینکه لیانا دزدیده بشه مردمو میسوزوند وریگار پیشش بوده اماکاری باهاش نداشت پس واقعا خل شده بود حالا نمیدونم شایدم خودش خواسته باریگار بره برام مهم نیست ضمنا ند ورابرت دوست بودن جز لیانا میدیدند که آریس بامردم چیکار میکنه بخاطر اینم بود بحث جان اسنوبماند راستی کی آریسو دیوانه کرده بود مگه پادشاه نبود کسی نمیتونست اونو دیوانه کنه هیچ جاهم مارتین ننوشته دیوانه گی توی خون تارگرین هاست شاید ریگارم روزی دیوانه میشد یاحتی دنریسم ممکنه ورابرت چراباید بابت قتل ریگار مجازات شه مگه توی نبرد تن به تن ریگارونکشت حرفا تون اصلا منطقی نیست

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    ضمنا اگه شما میگید به خاطر سیاست باید بچه های بی گناه کشته بشن شاید بهتره خودتون هم برید و توی قرون وسطی زندگی کنید!چون طرز فکر شما و امثال شما به سیاست آن موقع بیشتر میخوره و در کنارش نژاد پرستی هم که هست

    من منظورم خودم نبود من کارشون تائید نکردم نگفتم درسته فقط طبق شرایط اونا گفتم وشماهم فقط حرف میزنید شما هم جای اونا بودین همین کارو میکردین من هیچ وقت به شما بی احترامی نکردم وسعی کردم علارقم نظراتتون بهتون احترام بزارم اما واقعا احترام مثل لباس میمونه به بعضیامیاد به بعضیا نمیاد به شما وامسال شما نمیاد وواقعا نمیدونم شما روکسی میتونه تحمل کنه نمیدونم خانواده تون چطور شماروتحمل میکنه

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    یک چیز دیگه!حالا خوبه آ یریس به خاطر دیوانه بودنش همه این کارهای وحشتناک رو میکرده ولی تایوین که کاملا سر عقل بود و به قول شما سیاست بهش چنین چیزی میگفت چنین جنایات بزرگی رو مرتکب شد و میدونی اون اعتقاد داشت با ترساندن میشه قوی بود ولی من بارها در تاریخ اروپا و حتی ایران دیدم که ترس مردم رو مویت که نکرد هیچ بلکه تنفر رو در دلشون افکند و در آخر تنفر مردم بود که پیروز شد. الا که تایوین لنیستر با سیاست اینطوری بوده خدا واقعا به داد پادشاهان دیوانه برسه

    درسته ترس تنفرو تودل مردم مینداخته اما تایون هرکاری کرده بامردم بی گناه کاری نداشته وهمه مردم اونو دوست داشتن و برای اون احترام قائل بودن خیلی بیشتر ازآریس اونو دوست داشتن ضمنا سیاست بهش نمیگفت بلکه ایجاب میکرد حتی خودشم ازطرز به قتل رسیدنشون ناراحت شد وآموری لارچو میتونست اونو بایه قصه خواب کنه وبعد اونو بکشه ضمنا شماخیلی کوتاه فکرین 😴😴😴😥😥

      نقل قول

  • رابرت تاوان کشتن ریگار رو نداد تاوان اینو داد که مثلا می خواست پادشاه خوبی باشه ولی به جاش لقب پادشاه مست رو پیدا کرد و آنقدر بدبخت بود که تا سر حد مرگ مست کرد و یک گراز کشته!مارتین نگفته وان گی در خون تارگرین ها وده ولی اینو بارها غیر مستقیم گفته که زن ای با محارم اونا باعث دیوانگی فرزندانشان بوده پس چطور ریگار و اینا دیوونه نبودن؟ و یک چیز دیگه رابرت و ند به خاطر مردم این کار رو نکردن چون اگه این طور بود به محض این که لیانا با ریگار غریبش زد دست به کار نمی شدند و کارشون و خیلی وقت پیش شروع میکردن و یک چیز دیگه خود جیمی هم اعتقاد داره که ریگار خیلی پادشاه خوبی می تونست باشه فقط مشکل بدشانسی بود و این بود که پدرش دیوونه است. و ضمنا اگه شما میگید ریگار خل شده بوده پس چرا علاقه ی مردم به او حتی از نصف علاقه ای که به تایوین داشتند هم بیشتر بود؟چون مردم با دیدن او کلا آ یریس را فراموش میکردند و به آینده امیدوار می شدند ولی مردم هم بدشانس بودن چون یک پادشاه دیوانه از میان رفت و یک دونه مست و عیاش گیرشان اومد و بعد از اونم یک بچه ی لوس و ننر.اگه رابرت اون شورش مسخره رو نمی کرد بالاخره دوران آ یریس تموم میشد و ریگار پادشاه می شد و مردم هم به آرزوشون می‌رسیدند! رابرت پا داشته بی خیال و مست و ناتوان شد که مردم ترجیح دادند تارگرین ها برگردند و بعدشم من هرگز به خاطر یک قدرتی که باعث بشه نصف مملکت ازم بیزار بشن بچه های بی گناه را نمی کشتم شما در این مورد حق ندارید رو من قضاوت کنید

      نقل قول

  • امیدرضا: درسته ترس تنفرو تودل مردم مینداخته اما تایون هرکاری کرده بامردم بی گناه کاری نداشته وهمه مردم اونو دوست داشتن و برای اون احترام قائل بودن خیلی بیشتر ازآریس اونو دوست داشتن ضمنا سیاست بهش نمیگفت بلکه ایجاب میکرد حتی خودشم ازطرز به قتل رسیدنشون ناراحت شد وآموری لارچو میتونست اونو بایه قصه خواب کنه وبعد اونو بکشه ضمنا شماخیلی کوتاه فکرین 😴😴😴😥😥

    کوته فکر اون کس یه که سیاست زمان قرون وسطی رو قبول داره! توی این دوره مردم به کسی احترام میذارن که به فکر منافع خودش نباشه و به فکر مردم باشه. درسته تایوین حداقل بیشتر از دختر آن نقش سیاست داشت ولی به نظرت کارهایی که سر سی الان داره میکنه بهتر از کارهای آیریسه؟حداقل اون دیوانه بود ولی سر سی که نیست و همه این کار ها و داره از قسط میکنه

      نقل قول

  • و یک چیز دیگه مردم اون موقع تایوین رو دوست داشتند اما الان خیلی چیزا عوض شده!فکر کردی کسی فاجعه عروسی سرخ را فراموش کرده؟فکر کردی کسی یادش رفته که تایوین با دادن آن پیشنهاد به والدر فری کلا به رسم مهمان نوازی و مقدسات مردم توهین کرده؟فکر کردی در درون کسی قتل بیرحمانه ال یا و بچه هاش رو یادش رفته؟فکر کردی نفرت بی حد و اندازه مردم،سانسا،آریا و دورنی ها و تیریون و… نسبت به سرسی به پایان رسیده و میرسه؟تایوین در زمان آ یریس محبوب بود ولی بعد از آن هم خودش و هم بقیه لنیستر ها در نظر مردم یک مشت آشغال سر طلایی شدند و در نهایت با به قتل رسیدن تایوین به دست تیریون که دلم و خنک کرد بزرگترین ستونی که این خانواده رویش ایستاده بودند از بین رفت و سر سی هم همه چی و بدتر کرد

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    رابرت تاوان کشتن ریگار رو نداد تاوان اینو داد که مثلا می خواست پادشاه خوبی باشه ولی به جاش لقب پادشاه مست رو پیدا کرد و آنقدر بدبخت بود که تا سر حد مرگ مست کرد و یک گراز کشته!مارتین نگفته وان گی در خون تارگرین ها وده ولی اینو بارها غیر مستقیم گفته کهزن ای با محارم اونا باعث دیوانگی فرزندانشان بوده پس چطور ریگار و اینا دیوونه نبودن؟ و یک چیز دیگه رابرت و ند به خاطر مردم این کار رو نکردن چون اگه این طور بود به محض این که لیانا با ریگار غریبش زد دست به کار نمی شدند و کارشون و خیلی وقت پیش شروع میکردن و یک چیز دیگه خود جیمی هم اعتقاد داره که ریگار خیلی پادشاه خوبی می تونست باشه فقط مشکل بدشانسی بود و این بود که پدرش دیوونه است. و ضمنا اگه شما میگید ریگار خل شده بوده پس چرا علاقه ی مردم به او حتی از نصف علاقه ای که به تایوین داشتند هم بیشتر بود؟چون مردم با دیدن او کلا آ یریس را فراموش میکردند و به آینده امیدوار می شدند ولی مردم هم بدشانس بودن چون یک پادشاه دیوانه از میان رفت و یک دونه مست و عیاش گیرشان اومد و بعد از اونم یک بچه ی لوس و ننر.اگه رابرت اون شورش مسخره رو نمی کرد بالاخره دوران آ یریس تموم میشد و ریگار پادشاه می شد و مردم هم به آرزوشون می‌رسیدند! رابرت پا داشته بی خیال و مست و ناتوان شد که مردم ترجیح دادند تارگرین ها برگردند و بعدشم من هرگز به خاطر یک قدرتی که باعث بشه نصف مملکت ازم بیزار بشن بچه های بی گناه را نمی کشتم شما در این مورد حق ندارید رو من قضاوت کنید

    شاید منم نگفتم ریگار قطعا دیوانه میشده شاید پادشاه خوبی میشده اما آریس هم در دوران جوانی آدم بدی نبود بعداز یه مدت به دیوانه گی رسیده منم گفتم شاید برام مهم نیست لیانا بارابرت ازدواج نکرده اما مرگ لیانا باعث عیاشی رابرت وتنفر سرسی شد وگرنه سرسی کاری به رابرت نداشت خود کاتلین تالی هم سالها فکرمیکرد همسرش بهش خیانت کرده اماهیچ ووقت ازش متنفرنشد وسرسی بخاطر این ازرابرت متنفربود چون هیچ وقت رابرت اونو نمیدید حتی خودشم تاکئید کرده وضمنا اگر میموندن تاریگار به تخت بنشینه ممکن بود آریس تاصد سال دیگه هم نمیره وجون های بیشتری میگرفت ویعنی کاراشو بی پاسخ بزارن اتفاقا شما بیشتر به قرون وستاییا میخورین حتی جیمی فکرکرد که اگان یاویسیریسو به تخت بنشونه اما بعد فکر کردممکنه اونا هم بعدا به این دیوانه گی برسن شماخیلی غیرمنطقی حرف میزنین

      نقل قول

  • توی قرون بوده که حتی به بچه ها و پدرومادرا رحم نمی کردن و شما اسمشو میذارین سیاست و ضمنا دقیقا با از میان رفتن آ یریس چی گیر مردم اومد؟الان اتفاقا همه چی بدتر شده!اصلا من که نمیدونم این بحث برای چیه!تایوین که بالاخره به درک واسل شد و رابرت هم با اون همه ادعا و…آخر حتی مثل ریگار هم نمرد و گراز به کشتن دادش و ند هم تاوان کاری که با آرتور کرد و داد و حالا هم آدم های مهم دنریس آن و جان و تیریون و سر سی که بالاخره یک روزی باید تاوان جنایت هاشو بده

      نقل قول

  • لوچیا آنا: کوته فکر اون کس یه که سیاست زمان قرون وسطی رو قبول داره! توی این دوره مردم به کسی احترام میذارن که به فکر منافع خودش نباشه و به فکر مردم باشه. درسته تایوین حداقل بیشتر از دختر آن نقش سیاست داشت ولی به نظرت کارهایی که سر سی الان داره میکنه بهتر از کارهای آیریسه؟حداقل اون دیوانه بود ولی سر سی که نیست و همه این کار ها و داره از قسط میکنه

    ضمنا اگه لیانا نمیمرد اون پادشاه خوبی که میگفت میشد ومن هیچ وقت نگفتم که سیاست قرون وستاییا روتائید میکنم فقط گفتم شرایط باعث میشده این سیاست وکاراروبکنن این دوره بله اما اون دوره اونابه فکر خاندان ومردم سرزمینشون بودن سرسی هم کارای پلیدی میکنه مگه گفتم کاراش درسته اونم دست کمی ازآریس نداره فقط اون مثل آریس باکسایی که بااون کاری ندارن کاری نمیکنه وتابحال جز حرام زاده های رابرت توی کتاب وسانسا

      نقل قول

  • امیدرضا: ضمنا اگه لیانا نمیمرد اون پادشاه خوبی که میگفت میشد ومن هیچ وقت نگفتم که سیاست قرون وستاییا روتائید میکنم فقط گفتم شرایط باعث میشده این سیاست وکاراروبکنن این دوره بله اما اون دوره اونابه فکر خاندان ومردم سرزمینشون بودن سرسی هم کارای پلیدی میکنه مگه گفتم کاراش درسته اونم دست کمی ازآریس نداره فقط اون مثل آریس باکسایی که بااون کاری ندارن کاری نمیکنه وتابحال جز حرام زاده های رابرت توی کتاب وسانسا

    اگه لیانا نمی مرد هم اون همچین چیزی میشد چون اون حتی موقعی که لیانا زنده بود هم چشم به روسپی ها دوخته بود و یک دختر حرامزاده داشت و من .شک ندارم لیانا هم با اون روسپی ها باهاش فرقی نداشت ولی چون لیانا براش دست نیافتنی شده بود ناراحت شد و ضمنا خود ند گفته بود که رابرت فقط قیافه لیانا رو دیده بود و طبیعتا رو ندیده بود. طبیعت آریا هم مثل لیانا بود ولی آریا در نظر او یک دختر وحشی بود و به نظرم اگه لیانا زنده میماند و تازه بعد اون همه اتفاق و مرگ ریگار با رابرت ازدواج میکرد میشد همسری صدبرابر بدتر از سرسی چون اون دیگه نهایت ظلم به لیانا میشد

      نقل قول

  • لوچیا آنا: کوته فکر اون کس یه که سیاست زمان قرون وسطی رو قبول داره! توی این دوره مردم به کسی احترام میذارن که به فکر منافع خودش نباشه و به فکر مردم باشه. درسته تایوین حداقل بیشتر از دختر آن نقش سیاست داشت ولی به نظرت کارهایی که سر سی الان داره میکنه بهتر از کارهای آیریسه؟حداقل اون دیوانه بود ولی سر سی که نیست و همه این کار ها و داره از قسط میکنه

    ضمنا اگه لیانا نمیمرد اون پادشاه خوبی که میگفت میشد ومن هیچ وقت نگفتم که سیاست قرون وستاییا روتائید میکنم فقط گفتم شرایط باعث میشده این سیاست وکاراروبکنن این دوره بله اما اون دوره اونابه فکر خاندان ومردم سرزمینشون بودن سرسی هم کارای پلیدی میکنه مگه گفتم کاراش درسته اونم دست کمی ازآریس نداره فقط اون مثل آریس باکسایی که بااون کاری ندارن کاری نمیکنه وتابحال جز حرام زاده های رابرت توی کتاب وسانسا وشما بحثو عوض

    لوچیا آنا:
    و یک چیز دیگه مردم اون موقع تایوین رو دوست داشتند اما الان خیلی چیزا عوض شده!فکر کردی کسی فاجعه عروسی سرخ را فراموش کرده؟فکر کردی کسی یادش رفته که تایوین با دادن آن پیشنهاد به والدر فری کلا به رسم مهمان نوازی و مقدسات مردم توهین کرده؟فکر کردی در درون کسی قتل بیرحمانه ال یا و بچه هاش رو یادش رفته؟فکر کردی نفرت بی حد و اندازه مردم،سانسا،آریا و دورنی ها و تیریون و… نسبت به سرسی به پایان رسیده و میرسه؟تایوین در زمان آ یریس محبوب بود ولی بعد از آن هم خودش و هم بقیه لنیستر ها درنظر مردم یک مشت آشغال سر طلایی شدند و در نهایت با به قتل رسیدن تایوین به دست تیریون که دلم و خنک کرد بزرگترین ستونی که این خانواده رویش ایستاده بودند از بین رفت و سر سی هم همه چی و بدتر کرد

    درسته کاراشون یه جنایت بود ومن که ازاستارکها خوشم میاد بیشتر ناراحت شدم ازمرگ راب ومحبوبیتش بین مردم شمال وسرزمین های رودخانه و بعضی جاهای دیگه ازبین رفته امابین مردم خودشون هنوزم طرفدار دارن من طرفداراستارکهام ودارم بی طرف قضاوت میکنم وازتمامی ابعاد به قضیه نگاه میکنم

      نقل قول

  • از تمامی بعد بخوای نگاه کنی آینه که همه گیرشون گناهکارن،استارک ها،تالی ها،براتیون ها،لنیسترها،تارگرین ها و… همه گی به یه نوبه ای مقصر اتفاقاتی آن که تا الان رخ داده ولی ظالم ترینشان لنیستر ها بودند

      نقل قول

  • لوچیا آنا: کوته فکر اون کس یه که سیاست زمان قرون وسطی رو قبول داره! توی این دوره مردم به کسی احترام میذارن که به فکر منافع خودش نباشه و به فکر مردم باشه. درسته تایوین حداقل بیشتر از دختر آن نقش سیاست داشت ولی به نظرت کارهایی که سر سی الان داره میکنه بهتر از کارهای آیریسه؟حداقل اون دیوانه بود ولی سر سی که نیست و همه این کار ها و داره از قسط میکنه

    ضمنا اگه لیانا نمیمرد اون پادشاه خوبی که میگفت میشد ومن هیچ وقت نگفتم که سیاست قرون وستاییا روتائید میکنم فقط گفتم شرایط باعث میشده این سیاست وکاراروبکنن این دوره بله اما اون دوره اونابه فکر خاندان ومردم سرزمینشون بودن سرسی هم کارای پلیدی میکنه مگه گفتم کاراش درسته اونم دست کمی ازآریس نداره فقط اون مثل آریس باکسایی که بااون کاری ندارن کاری نمیکنه وتابحال جز حرام زاده های رابرت توی کتاب وسانسا وشما بحثو عوض

    لوچیا آنا:
    و یک چیز دیگه مردم اون موقع تایوین رو دوست داشتند اما الان خیلی چیزا عوض شده!فکر کردی کسی فاجعه عروسی سرخ را فراموش کرده؟فکر کردی کسی یادش رفته که تایوین با دادن آن پیشنهاد به والدر فری کلا به رسم مهمان نوازی و مقدسات مردم توهین کرده؟فکر کردی در درون کسی قتل بیرحمانه ال یا و بچه هاش رو یادش رفته؟فکر کردی نفرت بی حد و اندازه مردم،سانسا،آریا و دورنی ها و تیریون و… نسبت به سرسی به پایان رسیده و میرسه؟تایوین در زمان آ یریس محبوب بود ولی بعد از آن هم خودش و هم بقیه لنیستر ها درنظر مردم یک مشت آشغال سر طلایی شدند و در نهایت با به قتل رسیدن تایوین به دست تیریون که دلم و خنک کرد بزرگترین ستونی که این خانواده رویش ایستاده بودند از بین رفت و سر سی هم همه چی و بدتر کرد

    درسته کاراشون یه جنایت بود ومن که ازاستارکها خوشم میاد بیشتر ناراحت شدم ازمرگ راب ومحبوبیتش بین مردم شمال وسرزمین های رودخانه و بعضی جاهای دیگه ازبین رفته امابین مردم خودشون هنوزم طرفدار دارن من طرفداراستارکهام ودارم بی طرف قضاوت میکنم وازتمامی ابعاد به قضیه نگاه میکنم

    لوچیا آنا:
    توی قرون بوده که حتی به بچه ها و پدرومادرا رحم نمی کردن و شما اسمشو میذارین سیاست و ضمنا دقیقا با از میان رفتن آ یریس چی گیر مردم اومد؟الان اتفاقا همه چی بدتر شده!اصلا من که نمیدونم این بحث برای چیه!تایوین که بالاخره به درک واسل شد و رابرت هم با اون همه ادعا و…آخر حتی مثل ریگار هم نمرد و گراز به کشتن دادش و ند هم تاوان کاری که با آرتور کرد و داد و حالا هم آدم های مهم دنریس آن و جان و تیریون و سر سی که بالاخره یک روزی باید تاوان جنایت هاشو بده

    منظورم درقرون وسطا سیاست وسلطنت بود چون سیاست وسلطنت پدرومادر نمیشناسه وگرنه بین مردم عادی خیلیا بودن که خانواده ومردمو دوست داشتن

      نقل قول

  • لوچیا آنا: اگه لیانا نمی مرد هم اون همچین چیزی میشد چون اون حتی موقعی که لیانا زنده بود هم چشم به روسپی ها دوخته بود و یک دختر حرامزاده داشت و من .شک ندارم لیانا هم با اون روسپی ها باهاش فرقی نداشت ولی چون لیانا براش دست نیافتنی شده بود ناراحت شد و ضمنا خود ند گفته بود که رابرت فقط قیافه لیانا رو دیده بود و طبیعتا رو ندیده بود. طبیعت آریا هم مثل لیانا بود ولی آریا در نظر او یک دختر وحشی بود و به نظرم اگه لیانا زنده میماند و تازه بعد اون همه اتفاق و مرگ ریگار با رابرت ازدواج میکرد میشد همسری صدبرابر بدتر از سرسیچون اون دیگه نهایت ظلم به لیانا میشد

    نه چنین چیزی نمیشد حالا شایدم لیانابخاطر مرگ ریگارازش خوشش نمیومد امارابرت اینقدرعیاش نمیشدوپادشاهی که مگفت میشدورابرتم فکرمیکرد که ریگار لیاناروکشته درظمن رابرت چند وقت بعداز نامزدی بالیانا صاحب یک دخترشد میدونی چیه حق بادوستانه نبایدباشما بحث کرد بحث کردن باشما مثل بحث سراستقلال وپرسپولیس میمونه نظری که راجع شما دارم اینه که شما فقط یه آدم بیکارین که عاشق بحث کردنین بخاطرهمینه که فقط حرف هاوکامنت هاباموضوعات تکراری میزارین منم متاسفانه ازحرف های غیرمنطقی شماآتیش میگیرم ونمیتونم جلوخودمو بگیرم یاشایدم ازبچه های سایتی که فقط میخوای جوبحثو زیاد کنی وبحثو عوض نکنین جواباتونو تویک کامنت خلاصه کنین

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    از تمامی بعد بخوای نگاه کنی آینه که همه گیرشون گناهکارن،استارک ها،تالی ها،براتیون ها،لنیسترها،تارگرین ها و… همه گی به یه نوبه ای مقصر اتفاقاتی آن که تا الان رخ داده ولی ظالم ترینشان لنیستر ها بودند

    همه خوبی وبدی داشتن تازه تارگرین ها بااین حال درتاریخ خیلی ظالم تراز لنیسترها بودن ومیگین مردم بارفتن آریس چی گیرشون اومد اونا دیگه برای تفریح یک پادشاه مریض قتل عام نمیشدن واگه جیمی پادشاه دیوانه رونمیکشت اون همه مردمو به هوا میفرستاد

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    از تمامی بعد بخوای نگاه کنی آینه که همه گیرشون گناهکارن،استارک ها،تالی ها،براتیون ها،لنیسترها،تارگرین ها و… همه گی به یه نوبه ای مقصر اتفاقاتی آن که تا الان رخ داده ولی ظالم ترینشان لنیستر ها بودند

    همه خوبی وبدی داشتن تازه تارگرین ها بااین حال درتاریخ خیلی ظالم تراز لنیسترها بودن ومیگین مردم بارفتن آریس چی گیرشون اومد اونا دیگه برای تفریح یک پادشاه مریض قتل عام نمیشدن واگه جیمی پادشاه دیوانه رونمیکشت اون همه مردمو به هوا میفرستاد

    لوچیا آنا:
    توی قرون بوده که حتی به بچه ها و پدرومادرا رحم نمی کردن و شما اسمشو میذارین سیاست و ضمنا دقیقا با از میان رفتن آ یریس چی گیر مردم اومد؟الان اتفاقا همه چی بدتر شده!اصلا من که نمیدونم این بحث برای چیه!تایوین که بالاخره به درک واسل شد و رابرت هم با اون همه ادعا و…آخر حتی مثل ریگار هم نمرد و گراز به کشتن دادش و ند هم تاوان کاری که با آرتور کرد و داد و حالا هم آدم های مهم دنریس آن و جان و تیریون و سر سی که بالاخره یک روزی باید تاوان جنایت هاشو بده

    نداستارک توجنگ بودن وطبیعی بودکه بکشش وندتاوان حماقتشوراجع ترحمش به بچه های سرسی داد نه مرگ آرتور دین این مرگا تاوان نیستن ورابرت هم زیادی مست بود وتقصیر سرسی بود اون دستور داد که به اون موقع شکار شراب زیادی بدن

      نقل قول

  • امیدرضا: همه خوبی وبدی داشتن تازه تارگرین ها بااین حال درتاریخ خیلی ظالم تراز لنیسترها بودن ومیگین مردم بارفتن آریس چی گیرشون اومد اونا دیگه برای تفریح یک پادشاه مریض قتل عام نمیشدن واگه جیمی پادشاه دیوانه رونمیکشت اون همه مردمو به هوا میفرستاد

    نداستارک توجنگ بودن وطبیعی بودکه بکشش وندتاوان حماقتشوراجع ترحمش به بچه های سرسی داد نه مرگ آرتور دین این مرگا تاوان نیستن ورابرت هم زیادی مست بود وتقصیر سرسی بود اون دستور داد که به اون موقع شکار شراب زیادی بدن

    تارگرین ها عدالتی بودند و با بدی هایی مثل لنیستر ها به شدت بد بودند و با خوب ها خوب و بدی های بیش از اندازه شان به خاطر جنونشان بوده و اونم به خاطر رسم مسخره ازدواج محارم بود وگرنه آنها حتی از لنیستر ها هم قدرتمند تر بودند. و لیانا هم که از اولش هم رابرت رو دوست نداشت به نظرت بعد از ازدواج عاشقش میشد؟بعد از کشتن ریگار تازه وقتی که لیانا از ریگار بچه دار شده بود.شما یک زن نیستید و به خاطر همین این حرفو میزنید ولی زنی درموقعیت لیانا از مردی مثل رابرت بی نهایت بیزار میشد و بیشتر از سرسی بهش بی محلی میکرد اصلا باهاش ازدواج نمیکرد چون هیچ زنی با قاتل پدر بچه اش ازدواج نمی کنه و اگرم بکنه زندگی طرف رو جهنم میکنه.
    شما بحث میکنید و از رابرت و ند دفاع میکنید چون ضد تارگرین هایید و اگر فقط در یک موقعیت حق با آنها باشه شما با بهانه های مختلف سعی میکنید همه چیو عوض کنید در حالی که مرگ این دو نفر عدالت بود نه در حق خانواده شان بلکه در حق تارگرین ها و آرتور دین. متاسفانه تاوان گناهان این دو نفر رو کسایی مثل سانسا و راب و آریا و گندری پس دادند و فقط این ناراحتم میکنه البته آنها هم یک روزی می توانند از سرسی انتقام بگیرند و جان اسنو هم بالاخره که هویت خودشو خواهد فهمید!
    دیگه چه حرفی دارید؟

      نقل قول

  • ند هم تاوان نکشتن بچه های سرسی رو داد ولی گناه بزرگتر و اصلیش اون آرتور دین بود چون لاقل آسیب نرساندن به سرسی از شرافت احمقانه اش ریشه میگرفت ولی سر آرتور دین نه! من وقتی پاش زخمی شد چقدر به جیمی لعنت فرستادم!الان میگم جیمی در آن حد بی ناموس نبوده که از فرصت استفاده کنه و ند رو بکشه و بجاش آن سرباز بی شرف رو کشت. رابرت هم تاوان یک پادشاه احمق بودن رو داد!حتی تایوین هم حالش از رابرت به هم میخورد و میگفت که پشیمونه از این که توی شورش بهش کمک کرده!تاوان یکی از خصلت های احمقانه مرد ها!عیاش بودن و مست بودن و علاقه به کشتن(ریگار که اصلا به کشتن و جنگ علاقه ای نداشت). رابرت هم می تونست یک روز بی خیال شرابی بشه که سرسی توطئه اش را کرده و شاید در اون صورت به قول واریس یک تیر به قلبش میخورد و اونقدر تحقیرآمیز نمیمرد و مرگش جوان مردانه تر میشد.ولی انقدر بدبخت بود که شراب رو ته کشید و در آخر یک گراز کشتش و این مرگ حتی از اعدام شدن ند هم تحقیرآمیز تر بود. حالا فهمیدی این آدما تاوان چه گناهانی رو پس دادن؟ جان آرین هم یک احمق بود چون اون کسی بود که به رابرت گفت با سرسی وصلت ببنده

      نقل قول

  • لوچیا آنا: تارگرین ها عدالتی بودند و با بدی هایی مثل لنیستر ها به شدت بد بودند و با خوب ها خوب و بدی های بیش از اندازه شان به خاطر جنونشان بوده و اونم به خاطر رسم مسخره ازدواج محارم بود وگرنه آنها حتی از لنیستر ها هم قدرتمند تر بودند. و لیانا هم که از اولش هم رابرت رو دوست نداشت به نظرت بعد از ازدواج عاشقش میشد؟بعد از کشتن ریگار تازه وقتی که لیانا از ریگار بچه دار شده بود.شما یک زن نیستید و به خاطر همین این حرفو میزنید ولی زنی درموقعیت لیانا از مردی مثل رابرت بی نهایت بیزار میشد و بیشتر از سرسی بهش بی محلی میکرد اصلا باهاش ازدواج نمیکرد چون هیچ زنی با قاتل پدر بچه اش ازدواج نمی کنه و اگرم بکنه زندگی طرف رو جهنم میکنه.
    شما بحث میکنید و از رابرت و ند دفاع میکنید چون ضد تارگرین هایید و اگر فقط در یک موقعیت حق با آنها باشه شما با بهانه های مختلف سعی میکنید همه چیو عوض کنید در حالی که مرگ این دو نفر عدالت بود نه در حق خانواده شان بلکه در حق تارگرین ها و آرتور دین. متاسفانه تاوان گناهان این دو نفر رو کسایی مثل سانسا و راب و آریا و گندری پس دادند و فقط این ناراحتم میکنه البته آنها هم یک روزی می توانند از سرسی انتقام بگیرند و جان اسنو هم بالاخره که هویت خودشو خواهد فهمید!
    دیگه چه حرفی دارید؟

    ببین من هرچی میگم شما بازم بایه جواب غیر منطقی وتکراری میگین تارگرین هاعدالتم داشتن قدرتم داشتن منم گفتم هرخاندانی بدی وخوبی خودشوداشته پس بدی چطور شروع میشه باجونون اینابوده قبلاهم هزار بارگفتم برام مهم نیست لیانا رابرتودوست نداشت اما اگه حداقل زنده میموند وازسرسی هم بدترمیشد امارابرت اینقدر عیاش نمیشد ولاعقل شاید یه کم به وضع کشور توجه میکرد دروغ نمیگم ازتارگرینا خوشم نمیاد اما کاملا دارم بی طرف قضاوت میکنم حتی بدی استارک هارم میگم وازشما هم می خوام علارقم اینکه تارگرین رودوست دارین عادلانه قضاوت کنین چطوره آریس بااینکه مردم بیگناهو به آتش میکشید وریگارم میدونست اماجلوشو نمیگرفت میگین حق تارگرینا وآریس وریگار این نبوده اما حق رابرت وند بوده تاوانشون بوده که اونا توجنگ ریگار وآرتور دینو کشتن درظمن جیمی بخاطر این ندرونکشت که میدونست رابرت ازجون ندنمیگذره وهمینطور شمال وبچه ها وضمنا سربازونکشت فقط یه مشت زدش وآریسو لردریکارد استارک وپسرش برندون استارکو که برای تصمیم عادلانه راجع مجازات ریگار اومده بودن وریگارم نزاره میکرد برندونو خفه کردن ومجبورش کردن که زنده زنده سوزوندن پدرشو ببینه اون وقت شمامیگین حقشون نبوده وندورابرت توی جنگی که بخاطر دزدیدن لیاناوقتل ریکاردوبرندون وسوزوندن مردم بیگناه بوده ریگار وآرتورو کشتن حقشون بوده وآرتور چاره ای برای ند نزاشت وندم کاراشتباهی نکرده لطفا جواب هاتونو تویه کامنت خلاصه کنین اگر میخواین ضمنا شمایید بحث میکنید وگرنه یه جواب منطقی بدین انقدرم توهین نکنین

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    ند هم تاوان نکشتن بچه های سرسی رو داد ولی گناه بزرگتر و اصلیش اون آرتور دین بود چون لاقل آسیب نرساندن به سرسی از شرافت احمقانه اش ریشه میگرفت ولی سر آرتور دین نه! من وقتی پاش زخمی شد چقدر به جیمی لعنت فرستادم!الان میگم جیمی در آن حد بی ناموس نبوده که از فرصت استفاده کنه و ند رو بکشه و بجاش آن سرباز بی شرف رو کشت. رابرت هم تاوان یک پادشاه احمق بودن رو داد!حتی تایوین هم حالش از رابرت به هم میخورد و میگفت که پشیمونه از این که توی شورش بهش کمک کرده!تاوان یکی از خصلت های احمقانه مرد ها!عیاش بودن و مست بودن و علاقه به کشتن(ریگار که اصلا به کشتن و جنگ علاقه ای نداشت). رابرت هم می تونست یک روز بی خیال شرابی بشه که سرسی توطئه اش را کرده و شاید در اون صورت به قول واریس یک تیر به قلبش میخورد و اونقدر تحقیرآمیز نمیمرد و مرگش جوان مردانه تر میشد.ولی انقدر بدبخت بود که شراب رو ته کشید و در آخر یک گراز کشتش و این مرگ حتی از اعدام شدن ند هم تحقیرآمیز تر بود. حالا فهمیدی این آدما تاوان چه گناهانی رو پس دادن؟ جان آرین هم یک احمق بود چون اون کسی بود که به رابرت گفت با سرسی وصلت ببنده

    آره رابرت تقصیر خودش بود که مرد اما سرسی سعی قتل اونوداشت ندتنها گناهش واصلیش حماقت وشرافت بود ریگاربه کشتن علاقه ای نداشت امامی تونست جلوی پدرشو بگیره ورابرتو وتایون کلا ازهم متنفربودن وازدواج سرسی ورابرت سر سیاست بوده

      نقل قول

  • از ند بد میگید تاوان گناه داده شورشش علیه اریس به خاطر کاری بود که اریس با پدرش و برادرش کرد و از جان ارن هم سر ندو میخاست این از این اما سر آرتور ند داشت می مرد که هاولند رید نجاتش داد کاری هم که هاولند کرد نجات لردش بوده و باید یک جور ی نجاتش میداده و ند هم که دید مرگش حتمیه کاری کرد درد نکشه و هیچکی هم این کارو بی شرفانه نمی دونه کار هاولند هم همین طور

      نقل قول

  • امیدرضا: ببین من هرچی میگم شما بازم بایه جواب غیر منطقی وتکراری میگین تارگرین هاعدالتم داشتن قدرتم داشتنمنم گفتم هرخاندانی بدی وخوبی خودشوداشته پس بدی چطور شروع میشه باجونون اینابوده قبلاهم هزار بارگفتم برام مهم نیست لیانا رابرتودوست نداشت اما اگه حداقل زنده میموند وازسرسی هم بدترمیشد امارابرت اینقدر عیاش نمیشد ولاعقل شاید یه کم به وضع کشور توجه میکرد دروغ نمیگم ازتارگرینا خوشم نمیاد اما کاملا دارم بی طرف قضاوت میکنمحتی بدی استارک هارم میگم وازشما هم می خوام علارقم اینکه تارگرین رودوست دارین عادلانه قضاوت کنین چطوره آریس بااینکه مردم بیگناهو به آتش میکشید وریگارم میدونست اماجلوشو نمیگرفت میگین حق تارگرینا وآریس وریگار این نبوده اما حق رابرت وند بوده تاوانشون بوده که اونا توجنگ ریگار وآرتور دینو کشتن درظمن جیمی بخاطر این ندرونکشت که میدونست رابرت ازجون ندنمیگذره وهمینطور شمال وبچه ها وضمنا سربازونکشت فقط یه مشت زدش وآریسو لردریکارد استارک وپسرش برندون استارکو که برای تصمیم عادلانه راجع مجازات ریگار اومده بودن وریگارم نزاره میکرد برندونو خفه کردن ومجبورش کردن که زنده زنده سوزوندن پدرشو ببینه اون وقت شمامیگین حقشون نبوده وندورابرت توی جنگی که بخاطر دزدیدن لیاناوقتل ریکاردوبرندون وسوزوندن مردم بیگناه بوده ریگار وآرتورو کشتن حقشون بوده وآرتور چاره ای برای ند نزاشت وندم کاراشتباهی نکرده لطفا جواب هاتونو تویه کامنت خلاصه کنین اگر میخواین ضمنا شمایید بحث میکنید وگرنه یه جواب منطقی بدین انقدرم توهین نکنین

    شما از جواب های من آتش میگیرید چون که درست است و شما نمی خواهید قبول کنید و درسته هر کدام بدی ها و خوبی هایی داشتن ولی شما سعی دارید مدام بدی های تارگرین ها رو نشون بدید و یک بارم نشد به خوبی هاشون توجه کنید مثلا ریکا تارگرین یا بیلور یا حتی…!به اگان مگیدید غاصب چون وستروس رو تصرف کرده در حالی که از قدیم گفتن هیچ وقت از مال خودت سخن نگو چون اصلیت تو توی خانوادت نیست و به چیزیه که به دستش میاری و اگان هم توانست با سیاست و درایت و البته اژدهایان وستروس را تصرف کند و کسی از طرز سلطنت او ایراد گرفت؟رابرت حق یک نفر دیگه رو فقط از روی لجبازی دزدید و به این میگن غاصب ولی اگان توانسته بود عملا وستروس را یک کشور بکند و کار رابرت دزدیدن آن تخت و کشور بود.شما هرچی دوست دارید به ریگار و آرتور توهین بکنید در هر حال مقصرهای اصلی ند و رابرت بود و برای ند به نظر تو کشته شدن به دست سر آرتور دین و جوان مردانه بهتر نبود تا این که یک بچه ی کله زرد و ننر اعدامش بکنه؟بهتر نبود؟
    رابرت هم که زندگی احمقانه اش رو ترجیح داد و در آخر همان مستی دائمی اش رو به تحقیرآمیز ترین مرگ فرستاد و ند هم موقع حمله ند تاوان کاری که با آرتور دین رو کرده بود داد و یک چیز دیگه ضربه هایی که لنیستر ها به استارک ها زدن رو حتی آ یریس هم نزده بود.آ یریس که حقش بود بگیره ولی ریگار و آرتور و ال یا و بچه ها چنین چیزی مستحقشون نبود ولی مرگ اونا حتی از مرگ آیریس هم بدتر بود. و یک چیز دیگه همه مون در راهپیمایی شرم سر سی دیدیم که مردم چقدر لنیستر ها رو دوست دارن و برای ملکه خودشون احترام قائل اند. :D:

      نقل قول

  • شروین:
    از ند بد میگید تاوان گناه داده شورشش علیه اریس به خاطر کاری بود که اریس با پدرش و برادرش کرد و از جان ارن هم سر ندو میخاست این از این اما سر آرتورند داشت می مرد که هاولند رید نجاتش داد کاری هم که هاولند کرد نجات لردش بوده و باید یک جور ی نجاتش میداده و ند هم که دید مرگش حتمیه کاری کرد درد نکشه و هیچکی هم این کارو بی شرفانه نمی دونه کار هاولند هم همین طور

    از پشت حمله کردن چطور؟این دقیقا کار اون سرباز لنیستر بی شرف بود و ند می توانست به همه بگه که قهرمان واقعی آرتور بوده نه هاوانا رید و هدف به شرافتی نکنه که خدشه دار شده

      نقل قول

  • در هر حال ند و رابرت که دیگه مردن و تایوین و آیریس هم همین طور ولی شما ها بازم میگید تارگرین ها نباید پیروز بشن درحالی که خود مارتین گفته تنها مشکل دنریس در جوانی و بی تجربه گیشه که اون هم درست میشه چون دنریس از اشتباهاتش سریع درس میگیره و دیدیم که او متوجه شد حتی نمی تواند به یک دختر بچه اعتماد کند و نباید اونقدرام نسبت به همه دل رحم باشد.جان هم که امیدوارم سریع تر هویت واقعی خودشو بفهمه و تئوری تیریون هم سریع مشخص بشه
    یک تئوری دیگه هم من دارم:از کجا می دانید واقعا این خاندان ها استارک،براتیون و تالی برای سرنگون کردن تارگرین ها توطئه نمی کردند. ببینید این ها همیشه ازدواج فامیلی داشتن و ازدواج خارجی با اهداف سیاسی بود و یک دفعه ریکارد قول لیانا رو به رابرت داد و از کتلین برای براتون خواستگاری کرد. از کجا میدانید این تئوری حقیقی نباشه و آیریس به راستی به خاطر این چیزا به جنون کشیده باشه؟چون که از مارتین هیچ چیزی بعید نیست و مطمئنا این یکی هم نیست چون مارتین در طول داستان این سه خاندان رو قتل عام یا آواره بدبخت کرده

      نقل قول

  • و یک چیز دیگه اگر من یک کوته فکر بودم این سریال رو اصلا نگاه نمی کردم و می گفتم فراماسون یا شیطان پرستی یا یه چیزی مثل این چرندیاته.همه مملکت گیر به این دادن که دنبال یک مشکل توی این سریال ها و فیلم ها و تازه کارتون ها هم بگیرن به خصوص کارتون های دیزنی. من میگم حتی بچه ها هم بیشتر از این آدما عقل دارن چون اونا فکرشون رو به موضوع اصلی میچسبونن و بقیه چیزا براشون در حد برگ چغندر هم نیست. شما هم با چنین نیاتی این سریال رو نگاه میکنی؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    و یک چیز دیگه اگر من یک کوته فکر بودم این سریال رو اصلا نگاه نمی کردمو می گفتم فراماسون یا شیطان پرستی یا یه چیزی مثل این چرندیاته.همه مملکت گیر به این دادن که دنبال یک مشکل توی این سریال ها و فیلم ها و تازه کارتون ها هم بگیرن به خصوص کارتون های دیزنی. من میگم حتی بچه ها هم بیشتر از این آدما عقل دارن چون اونا فکرشون رو به موضوع اصلی میچسبونن و بقیه چیزا براشون در حد برگ چغندرهم نیست. شما هم با چنین نیاتی این سریال رو نگاه میکنی؟

    خیلی خوشحالم که انقدر به این سریال و کتاب عشق و توجه دارید … بهتره از بودن با هم در این سایت لذت ببریم و در دنیای مارتین زندگی کنیم … نه اینکه خودمون جزیی از نبردهاش بشیم … امیدوارم وقتی باشه تا تیوری جذابی که دارم ترجمه میکنم زودتر تموم شه تا شما همدیگه رو به نبرد شوالیه ای دعوت نکردید و با شمشیر به جون هم نیافتادید :winksmile:

      نقل قول

  • لوچیا آنا: شما از جواب های من آتش میگیرید چون که درست است و شما نمی خواهید قبول کنید و درسته هر کدام بدی ها و خوبی هایی داشتن ولی شما سعی دارید مدام بدی های تارگرین ها رو نشون بدید و یک بارم نشد به خوبی هاشون توجه کنید مثلا ریکا تارگرین یا بیلور یا حتی…!به اگان مگیدید غاصب چون وستروس رو تصرف کرده در حالی که از قدیم گفتن هیچ وقت از مال خودت سخن نگو چون اصلیت تو توی خانوادت نیست و به چیزیه که به دستش میاری و اگان هم توانست با سیاست و درایت و البته اژدهایان وستروس را تصرف کند و کسی از طرز سلطنت او ایراد گرفت؟رابرت حق یک نفر دیگه رو فقط از روی لجبازی دزدید و به این میگن غاصب ولی اگان توانسته بود عملا وستروس را یک کشور بکند و کار رابرت دزدیدن آن تخت و کشور بود.شما هرچی دوست دارید به ریگار و آرتور توهین بکنید در هر حال مقصرهای اصلی ند و رابرت بود و برای ند به نظر تو کشته شدن به دست سر آرتور دین و جوان مردانه بهتر نبود تا این که یک بچه ی کله زرد و ننر اعدامش بکنه؟بهتر نبود؟
    رابرت هم که زندگی احمقانه اش رو ترجیح داد و در آخر همان مستی دائمی اش رو به تحقیرآمیز ترین مرگ فرستاد و ند هم موقع حمله ند تاوان کاری که با آرتور دین رو کرده بود داد و یک چیز دیگه ضربه هایی که لنیستر ها به استارک ها زدن رو حتی آ یریس هم نزده بود.آ یریس که حقش بود بگیره ولی ریگار و آرتور و ال یا و بچه ها چنین چیزی مستحقشون نبود ولی مرگ اونا حتی از مرگ آیریس هم بدتر بود. و یک چیز دیگه همه مون در راهپیمایی شرم سر سی دیدیم که مردم چقدر لنیستر ها رو دوست دارن و برای ملکه خودشون احترام قائل اند.

    ازجواب های غیر منطقی وغیر عقلانی آتیش میگیرم وخیلی هم خندیدم چون مسخره است ویه بچه ۵ساله هم میدونه غیر منطقین اکثر کسایی که کامنتا روخوندن هم میدونن همه یامن موافقم حالا هرچی دوست دارین بگین من به آرتور وریگار توهین نکردم فقط قضاوت حقیقیو کردم من از آتورهم خوشم میاد ازریگارم بدم نمیاد اما باید عادلانه قضاوت کرد وصفات خوب تارگرینارم گفتم تاوان ند کشتن اون نگهبان بیچاره بود وهمین رابرتی که مسخرش میکنی توی نبرد تن به تن ریگارو نابود کرد اگرچه زخم های سختی هم برداشت اینم حقش وضمنا رابرت بیچاره اطرافیان خوبی هم نداشت که اینطوری شد وتارگرین ها خوبیاشونم گفتم توی کامنت های بالایی ووستروسو یکپارچه کردند اگان واژدهایانش ودوخواهرش وستروسو گرفتن به قول خودتون میگین هرچیزی بدست بیاری مال خودته خوب پس رابرتم اونو برای خودش گرفت ومارتین بیشتر میدونه یاشما اون هیچ وقت نگفته رابرت به سلسله تارگرین ها حسودی میکرده تازه اگه نمیدونی بهتون بگم رابرتم ریشه ش به تارگرینا میرسید ومادر بزرگ پدری رابرت هم یه تارگرینه پس رابرتم یک چهارمش تارگرینه ورابرت به هیچ وجه دزد نبوده فقط وسترویواز شر آریس دیوانه نجات داد بابت سرنوشت دردناک الیا وبچه هام متاسفم واونا هم قربانی کارای آریس شدن اگه اون این جنایاتو نمیکرد این اتفاقات نمیوفتاد ریگارم به زن خیانت نمیکرد وبا لیانارابطه برقرار نمیکرد ریگارم خوبی وبدی داشته آدم خوبی بوده وبدیاش خیانت به همسرش وسکوت وتایید کارای آریس بوده

      نقل قول

  • لوچیا آنا: از پشت حمله کردن چطور؟این دقیقا کار اون سرباز لنیستر بی شرف بود و ند می توانست به همه بگه که قهرمان واقعی آرتور بوده نه هاوانا رید و هدف به شرافتی نکنه که خدشه دار شده

    شرافت به این نمیگن خودشوبکشه چون آرتور دین اونوشکست داده وهاوند ریدم بزاره لردشوبخاطر شرافت بکشه وبعدشم خودشو ومدام بگن من بی شرفم چون جونمو ازسر راه نیاوردم وهزار بارم مارتین توی کتاب نوشته که ند بارها میگه اون بهترین شوالیه است

      نقل قول

  • ند و رابرت و آیریس و تایوین! الان من برای هیچ کدوم اینا متاسف نیستم و میگم به درک اونا دیگه مردن همین طور اون جافری که حالمو به هم میزد ولی الان داستان اصلی سر جان اسنوئه که مال لیانا و ریگاره. و دنریس و سانسا و آریا و برن و…!

    امیدرضا: ازجواب های غیر منطقی وغیر عقلانی آتیش میگیرم وخیلی هم خندیدم چون مسخره است ویه بچه ۵ساله هم میدونه غیر منطقین اکثر کسایی که کامنتا روخوندن هم میدونن همه یامن موافقم حالا هرچی دوست دارین بگین من به آرتور وریگار توهین نکردم فقط قضاوت حقیقیو کردم من از آتورهم خوشم میاد ازریگارم بدم نمیاد اما باید عادلانه قضاوت کرد وصفات خوب تارگرینارم گفتم تاوان ند کشتن اون نگهبان بیچاره بود وهمین رابرتی که مسخرش میکنی توی نبرد تن به تن ریگارو نابود کرد اگرچه زخم های سختی هم برداشت اینم حقش وضمنا رابرت بیچاره اطرافیان خوبی هم نداشت که اینطوری شد وتارگرین ها خوبیاشونم گفتم توی کامنت های بالایی ووستروسو یکپارچه کردند اگان واژدهایانش ودوخواهرش وستروسو گرفتن به قول خودتون میگین هرچیزی بدست بیاری مال خودته خوب پس رابرتم اونو برای خودش گرفت ومارتین بیشتر میدونه یاشما اون هیچ وقت نگفته رابرت به سلسله تارگرین ها حسودی میکرده تازه اگه نمیدونی بهتون بگم رابرتم ریشه ش به تارگرینا میرسید ومادر بزرگ پدری رابرت هم یه تارگرینه پس رابرتم یک چهارمش تارگرینه ورابرت به هیچ وجه دزد نبوده فقط وسترویواز شر آریس دیوانه نجات داد بابت سرنوشت دردناک الیا وبچه هام متاسفم واونا هم قربانی کارای آریس شدن اگه اون این جنایاتو نمیکرد این اتفاقات نمیوفتاد ریگارم به زن خیانت نمیکرد وبا لیانارابطه برقرار نمیکرد ریگارم خوبی وبدی داشته آدم خوبی بوده وبدیاش خیانت به همسرش وسکوت وتایید کارای آریس بوده

    ریگار فقط بدی هاش این بوده که به کارای آیریس سکوت میکرده ولی از کجا میدونید واقعا میکرده؟تو جایی از کتاب چنین چیزی نوشته؟ ریگارم از همان اول لیانا رو دوست داشت و اون هم قربانی دیوانگی آیریس بود چون آیریس به هیچ کدام از لرد های وستروس اعتماد نداشت و یک شاهزاده خارجی رو برای پسرش ترجیح داد و ریگارم با وجودیکه الیا رو دوست نداشت ولی تمام سعیش رو کرد تا براش یک همسر خوب باشه و آن ها باهم خوشبخت بودن ولی مشکل بیماری الیا بوده که همیشه خدا مریض بوده و به نظرتون میتونسته با اون شرایط جسمانی مردی مثل ریگار که هنوز در حسرت یک زن دیگست راضی بکنه؟این موضوع هم تغصیر الیا نیست ولی تغصیر ریگارم نیست و اون مسئله ی ملکه ی عشق و زیبایی و رابطه برقرار کردن با لیانا هم یک دلایل مرموزی داره که خودمون هم هنوز نمیدونیم ولی جنایات تایوین خیلی بدتر از این حرفا بود جون اون فقط به پرنسس دورنی بدی نکرد به راب و استارک ها هم بدی کرد با پیشنهاد عروسی سرخ این طوری حتی حرمت های دیگه رو هم به باد داد و شما میگید خوش حال نمی شد در حالی که روزی که خبر عروسی سرخ به پایتخت رسید تایوین و جافری و سرسی در حال جشن گرفتن بودن حالا شاید تایوین یکم حساس تر بوده به این مسئله تا سرسی و جافری. تایوین هم همان طور که گفتم اصلا بحث اصلی نیست چون اون الان دیگه مرده و امیدوارم ته جهنم باشه. ولی الان فقط این نفرات مهم ان(ریگار+لیانا=جان اسنو) و همین طور دنریس و افرادی که اون بالا اسمشون رو بردم و البته سرسی که من واقعا موندم مارتین چطوری میخواد این زن رو نابود کنه!

      نقل قول

  • امیدرضا: شرافت به این نمیگن خودشوبکشه چون آرتور دین اونوشکست داده وهاوند ریدم بزاره لردشوبخاطر شرافت بکشه وبعدشم خودشو ومدام بگن من بی شرفم چون جونمو ازسر راه نیاوردم وهزار بارم مارتین توی کتاب نوشته که ندبارها میگه اون بهترین شوالیه است

    بهترین شوالیه است ولی نگفت که کسی اونو شکست نداده و در اصل از پشت بهش حمله شده. الان فقط برن این داستانو میدونه ولی اگر بقیه بفهمن دیگه آرتور راست راستکی میشه یک قهرمان

      نقل قول

  • میستر امین: خیلی خوشحالم که انقدر به این سریال و کتاب عشق و توجه دارید … بهتره از بودن با هم در این سایت لذت ببریم و در دنیای مارتین زندگی کنیم … نه اینکه خودمون جزیی از نبردهاش بشیم … امیدوارم وقتی باشه تا تیوری جذابی که دارم ترجمه میکنم زودتر تموم شه تا شما همدیگه رو به نبرد شوالیه ای دعوت نکردید و با شمشیر به جون هم نیافتادید

    از حرفی که زدید خوشم اومد و این که من در اوایل از بودن در دنیای مارتین به خاطر مرگ و میرهای زیادیش اصلا لذت نمیبردم و کارم عذاب بود ولی الان واقعا دارم لذت میبرم :heart: و یک چیز دیگه من کسی نیستم درموضوعی کم بیارم و یک چیز دیگه بین اون افرادی که گفتم تیریون هم هست

      نقل قول

  • اصلا من نمیدونم توی این سایت دارم چیکار میکنم و به نظرات احمقانه کسانی که ضد تارگرین ان چه اهمیتی میدم؟بهترین شخصی تصمیم گیرنده مارتینه که اونم تا الان درمورد هر کاراکتری بجز سرسی و سانسا و آریا و بقیه عدالت رو به ارمغان آورده. من منتظر فصل بعدی و کتاب بعدی میمونم

      نقل قول

  • کاش آخر داستان همه بمیرند همه جا نابود شه تا از شر این پیچیدگی ها شخصیت ها وبحث ها خلاص شیم و بگیم مهم نیست حق با کی بود یا کی راست میگفت یا تخت آهنین حق کی بود همه چی تموم شد :D: :lol: :lol: خلاصه همه تمام این مدت سرکار بودیم

      نقل قول

  • شروین:
    کاش آخر داستان همه بمیرند همه جا نابود شه تا از شر این پیچیدگی ها شخصیت هاوبحث ها خلاص شیم و بگیم مهم نیست حق با کی بود یا کی راست میگفت یا تخت آهنین حق کی بود همه چی تموم شد خلاصه همه تمام این مدت سرکار بودیم

    این هم خوب میشه :winksmile:

      نقل قول

  • شروین:
    سرسی تو کتاب چجوری دخلش میاد کسی می دونه ؟؟

    اول یکی به من بگه ترجمه ی کتاب ضیافتی برای کلاغ ها رو از کجا میتونم پیدا کنم؟اون هم کامل! همین طور رقصی با اژدهایان.بادهای زمستان که مثلا قرار بود یک سال پیش بیاد ولی دو سال دیگه قراره بیاد :noo:

      نقل قول

  • شروین:
    کاش آخر داستان همه بمیرند همه جا نابود شه تا از شر این پیچیدگی ها شخصیت هاوبحث ها خلاص شیم و بگیم مهم نیست حق با کی بود یا کی راست میگفت یا تخت آهنین حق کی بود همه چی تموم شد خلاصه همه تمام این مدت سرکار بودیم

    اینو کاملا موافقم

      نقل قول

  • لوچیا آنا: اول یکی به من بگه ترجمه ی کتاب ضیافتی برای کلاغ ها رو از کجا میتونم پیدا کنم؟اون هم کامل! همین طور رقصی با اژدهایان.بادهای زمستان که مثلا قرار بود یک سال پیش بیاد ولی دو سال دیگه قراره بیاد

    والاماهم منم موندم دنبالشم سایت وینترفل درترجمه کتاب ۴به کندی مارتین درانتشار کتاب بادها ی زمستانی پیش میره بعضی ازدوستان میگن توی سایت آذرپاد هست

      نقل قول

  • یه راضی رو بهتون بگم از خنده روی زمین ولو میشید!
    من هیچی راجع به ارباب حلقه ها نمیدونم!نه فیلمش نه کتاباش :winksmile:

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    یه راضی رو بهتون بگم از خنده روی زمین ولو میشید!
    من هیچی راجع به ارباب حلقه ها نمیدونم!نه فیلمش نه کتاباش

    خنده نداره خیلیاهم هستن نگاهش نکردن

      نقل قول

  • ولی من دلم میخواد نگاه کنم و بیشتر از اون دلم میخواد کتابش رو بخونم و نمی دونم چطوری!

      نقل قول

  • فقط یه چیزی دوست عزیز لوچیاآنا میگین تارگرین هرکاری بکنن حقشونه چطور یعنی آریس مردم بیگناه روبه آتش میکشیدحقش بوده والیا وبچه های بیگناهش به کشتن داد چون خودش مردم بیگناه رومیکشت ریگارم میدونست اماجلوشو نمیگرفت شمامیگید ریگار بخاطراینکه همسرش مریض بوده به سمت لیانارفته درصورتی که در سوگند ازدواج باید تحت هرشرایطی تاآخر عمر به هم وفادار باشن ویکی ازبدی های ریگارم این بوده بگذریم شما میگید مارتین ننوشته اون جلوی پدرشون نگرفته وقتی اون درمقابلش سکوت کرده یعنی اون حرفی نزده این نشانه سکوته بگذریم بحث سراین که میگین ندگفته من آرتور دینو شکست دادم اون هیچ وقت توی کتاب وسریال نگفته من آرتور دینو شکست دادم وهمیشه ازش بااحترام یاد میکنه ومیگه اون بهترین جنگجوه همین که اون میگه هاوند رید جونمو نجات داده یعنی آرتوردین منوشکست داده وقهرمان اونه واین که میگین آرتور دین یه قهرمانه اون بهترین جنگجوی وستروسه وازهمه بهتره وشوالیه ای باشرافت وخوب ووفادار بوده اما شمااز مفهوم قهرمان چیزی نمیدونین قهرمان کسیه که بدون هیچ چشم داشتی جون خودشو بخاطر مردم بیگناه فداکنه نه خاندان سلطنتی مثلا جان اسنو که جون مردم ازادرونجات دادواز کشتار مردم اینور دیوارهم جلوگیری کرد مردم آزادو بعد ازهزاران سال بامردم اینور دیوار آشتی داد واونارو به دیوار راه داد وآخرشم بخاطرش چاقو خورد یاتیریون که خودش باتعداد کمی جلوی سپاه استینسو گرفتم وازکشتار مردم شهر جلو گیری کرد بعدشم ازمقام ازل شدوآخرم بخاطر قتل جافری که کاراون نبود محاکمه شد یاحتی جیمی که اول سعی کرد پادشاه دیوانه روازباز کردن دروازه برای لنیسترها منصرف کنه وآخرشم سعی کرداونو فراری بده اما سرآخر اونو کشت چون میخواست تمام مردم بیگناه شهرو به آتیش بکشه اما بجاش لقب شاهکوش خائنو گرفت یکی از اشتباهات ند راجع جیمی بود یاحتی دنریس که مردمو ازبرده گی نجات داد اما بدون سیاست به جای بخشش اوناکشت وپسرانشونو علیه خودش کردوهیچ یک ازلردهاهم علیه تارگرینا دسیسه نکردن و هیچ تئوریم نداره همه چیز مشخصه نیازی نیست باشما بحث کنم شما هرچیم دوست دارین بگیم درظمن مشخصه که حق بابنده است شماهم فقط بحثها وکامنت های تکراری که دلایلشونم مشخصه روفرستادین وارزشم نداشت بهم توهین کنیم چون فقط یک داستانه شمااول به من توهین کردیم بعدشم من وبخاطرشم ازتون معذرت میخوام ودیگه باهاتون بحث نمیکنم شماهیچ وقت کم نمیارین بخاطرهمین کامنت زیاد میزارین وبحث تکراریو کش میدین بحرحال چیز دیگه آخرباید بگم اینه که قصد ناراحتی شمانبود وبدون طرفی قضاوت کردم

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    ولی من دلم میخواد نگاه کنم و بیشتر از اون دلم میخواد کتابش رو بخونم و نمی دونم چطوری!

    متونین توی کتاب فروشیا یابعضی سیایت هاتهیه کنین اماخودمم نمیدونم کدوم سیایت چون خودم ازکتاب فروش شهرمون تهیه کردم شماهم اگه میخواین همین کارو کنید

      نقل قول

  • امیدرضا:
    فقط یه چیزی دوست عزیز لوچیاآنا میگین تارگرین هرکاری بکنن حقشونه چطور یعنی آریس مردم بیگناه روبه آتش میکشیدحقش بوده والیا وبچه های بیگناهش به کشتن داد چون خودش مردم بیگناه رومیکشت ریگارم میدونست اماجلوشو نمیگرفت شمامیگیدریگار بخاطراینکه همسرش مریض بوده به سمت لیانارفته درصورتی که در سوگند ازدواج باید تحت هرشرایطی تاآخر عمر به هم وفادار باشن ویکی ازبدی های ریگارم این بوده بگذریم شما میگید مارتین ننوشته اون جلوی پدرشون نگرفته وقتی اون درمقابلش سکوت کرده یعنی اون حرفی نزده این نشانه سکوتهبگذریم بحث سراین که میگین ندگفته من آرتور دینو شکست دادم اون هیچ وقت توی کتاب وسریال نگفته من آرتور دینو شکست دادم وهمیشه ازش بااحترام یاد میکنه ومیگه اون بهترین جنگجوه همین که اون میگه هاوند رید جونمو نجات داده یعنی آرتوردین منوشکست داده وقهرمان اونه واین که میگین آرتور دین یه قهرمانه اون بهترین جنگجوی وستروسه وازهمه بهتره وشوالیه ای باشرافت وخوب ووفادار بوده اما شمااز مفهوم قهرمان چیزی نمیدونین قهرمان کسیه که بدون هیچ چشم داشتی جون خودشو بخاطر مردم بیگناه فداکنه نه خاندان سلطنتی مثلا جان اسنو که جون مردم ازادرونجات دادواز کشتار مردم اینور دیوارهم جلوگیری کرد مردم آزادو بعد ازهزاران سال بامردم اینور دیوار آشتی داد واونارو به دیوار راه داد وآخرشم بخاطرش چاقو خورد یاتیریون که خودش باتعداد کمی جلوی سپاه استینسو گرفتم وازکشتار مردم شهر جلو گیری کرد بعدشم ازمقام ازل شدوآخرم بخاطر قتل جافری که کاراون نبود محاکمه شد یاحتی جیمی که اول سعی کرد پادشاه دیوانه روازباز کردن دروازه برای لنیسترها منصرف کنه وآخرشم سعی کرداونو فراری بده اما سرآخر اونو کشت چون میخواست تمام مردم بیگناه شهرو به آتیش بکشه اما بجاش لقب شاهکوش خائنو گرفت یکی از اشتباهات ند راجع جیمی بود یاحتی دنریس که مردمو ازبرده گی نجات داد اما بدون سیاست به جای بخشش اوناکشت وپسرانشونو علیه خودش کردوهیچ یک ازلردهاهم علیه تارگرینا دسیسه نکردن و هیچ تئوریم ندارههمه چیز مشخصه نیازی نیست باشما بحث کنم شما هرچیم دوست دارین بگیم درظمن مشخصه که حق بابنده است شماهم فقط بحثها وکامنت های تکراری که دلایلشونم مشخصه روفرستادین وارزشم نداشت بهم توهین کنیم چون فقط یک داستانه شمااول به من توهین کردیم بعدشم من وبخاطرشم ازتون معذرت میخوام ودیگه باهاتون بحث نمیکنم شماهیچ وقت کم نمیارین بخاطرهمین کامنت زیاد میزارین وبحث تکراریو کش میدین بحرحال چیز دیگه آخرباید بگم اینه که قصد ناراحتی شمانبود وبدون طرفی قضاوت کردم

    میخوای بی طرف قضاوت کنی نه بدی تارگرین ها رو بگو و نه بدی کسی دیگه و کاملا منتظر باش مارتین چیکار میکنه و من تا الان چنین چیزی ازتون ندیدم. و این که حق فکر نکنید با شماست چون من سایت های خارجی را خواندم(انگلیسی بلد بودن اینجا به دردم خورد) جوانان آمریکایی و خارجی همه گی نظر من رو دارن و مطمئنا اونا بهتر از ماها بلدن چطور داستان رو بخونن ببینن و درک کنن و… و یک چیزی رو به یاد داشته باشید یا بهتره بگم به خاطر بیاورید. در تاریخ انقلاب ها و جنبش ها و شورش های زیادی رخ داده که برخی موفق و برخی ناموفق بودند و دلایل مختلف هم داشتند و الان هیچ فرقی نمیکنه حق با اونا بوده یا طرف مقابل ولی وقتی موفق می شدند دقیقا شبیه دزدهایی میشدند که یک چیزی رو از یک نفر دیگه دزدیدند و بعد سر این که کی سهمش بیشتر باشه باهم دعواشون میشه و همه چی رو نابود میکنن! در داستان های انقلاب و قیام و شورش و کودتا و… هم همین ماجرائه همیشه وقتی موفق میشن شاید تا یک سال یا دو سال در صلح باشن ولی این صلح پایدار نمیمونه و بالاخره یک روز همین کسایی که مثلا روزی برای هدف مشترکی کار میکردن مثل گاو میفتن به جون هم!در همه موارد همین طور بوده و در این داستان هم همین طوره و ما از اول داستان چنین چیزی دیدیم. در ماجرای انقلاب فرانسه هم باید بگم که فرانسوی ها حق داشتند:انقلاب پدیده ای است که به فرزندان خودش هم رحم نمیکند. در ماجرای وستروس هم هیچ فرقی نداره که آیریس بد بوده یا نه در هر حال این یک قدرتی بوده که به زور گرفته شده و اگه قرار باشه آتشی روشن شه که هیچ صلحی به ارمغان نیاوره و بدتر همه چیو نابود کنه،بهتره که از همان اول هم روشن نشه!

      نقل قول

  • یک چیز دیگه هم یادم رفت.خود مارتین گفته که وقتی رابرت ریگار رو کشت هم نفرت ش نسبت به بقیه تارگرین ها تمام نشد و تصمیمش این بود همه شون رو ریشه کن کنه و به خاطر همین به قتل بیرحمانه الیا و بچه هاش کوچکترین ارزشی قائل نشد و شورش کرد و تازه سعی داشت دنریس رو هم بکشه(حتما میگید موقع مرگ نظرش عوض شد ولی موضوع این نیست) موضوع اینه که رابرت همه این کارها رو از روی عقده و حسادتش کرد و ند هم شاید میخواست به مردم کمک کنه ولی نیت اصلیش نجات دادن خواهرش بود که بعدا مجبور شد به خاطر نجات دادن بچه ی خواهرش و ریگار به همه حتی رابرت دروغ بگه! یعنی این قیام و برکنار کردن تارگرین ها همش از روی احساسات بود حتی کار تایوین(در این مورد مطمئن نیستم ولی به قول شما تایوین از آیریس کینه به دل داشت) در مواقع حساسی مثل انقلاب و شورش و قیام هدف اصلی تو باید مردم باشه نه احساساتت ولی در این مورد من که غیر از کینه و عشق و احساسات چیز دیگری ندیدم!حتی تایرل ها هم طرف تارگرین ها بودند و مجبور شدند به رابرت اظهار وفاداری بکنند.
    و به نظرم پیام اصلی مارتین اینه به وستروسی ها:شما ها که یک آتش رو از روی احساسات شروع کردین و تازه نتونستین آرامشی به ارمغان بیاورید و بدتر همه چیو نابود کردید حتی خودتان را،پس غلط کردید آن آتش را روشن کردید.

      نقل قول

  • امیدرضا: والاماهم منم موندم دنبالشم سایت وینترفل درترجمه کتاب ۴به کندی مارتین درانتشار کتاب بادها ی زمستانی پیش میره بعضی ازدوستان میگن توی سایت آذرپاد هست

    وینترفل کتاب چهارم رو کامل ترجمه کرده برای دریافتش به فروشگاه بالای سایت مراجعه کنید ودر جست وجو کتاب چهارم را بزنید به سه بخش کلی هست فصل های ۰ تا ۱۱ و فصل های ۱۲ تا ۲۳ و فصل های ۲۴ تا ۴۵ کل کتاب چهارمه تا چند وقت دیگه یک فایلش میکنند مثل بقیه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: و به نظرم پیام اصلی مارتین اینه به وستروسی ها:شما ها که یک آتش رو از روی احساسات شروع کردین و تازه نتونستین آرامشی به ارمغان بیاورید و بدتر همه چیو نابود کردید حتی خودتان را،پس غلط کردید آن آتش را روشن کردید.

    نمیدونم نظر مارتین اینه یا نه … حتی اگه نظرش همینه دلیلی نداره کاملا داستانشو بر اساس نظریاتش درباره دنیای واقعی بسازه … اما منم با نظر شما درباره تاوان ها و پیامدهای شورش ها و انقلاب ها موافقم ..

      نقل قول

  • bloodandgold: نمیدونم نظر مارتین اینه یا نه … حتی اگه نظرش همینه دلیلی نداره کاملا داستانشو بر اساس نظریاتش درباره دنیای واقعی بسازه … اما منم با نظر شما درباره تاوان ها و پیامدهای شورش ها و انقلاب ها موافقم ..

    خوش حالم! ببینیم در هر حال مارتین چیکار میکنه چون حداقل تا الان داستانش و به قول شما تاوان شورش ها و انقلاب ها از وقایع دنیای واقعی ایده گرفته

      نقل قول

  • .. درباره مرگ بانو سرسی لنیستر .. به نظر من دو تا فرض دیگه هم به این لیست پنج گزینه ای احتمالات مرگ سرسی می شود اضاف کرد. یکی خود کشی و دیگری کشته شدن توسط جلاد در حالی که شهر محاصره است و ملکه در زیر زمین قصر همراه دیگر بانوان مخفی شده است .. اگر یادتان باشد در سریال هم هنگام جنگ بلک واتر با استنیس باراتیون، امکان پیش آمدن هر دو حالت مرگ برای سرسی فراهم شده بود… هر چند دیگر استاد پایسلی نیست تا با زهری که ده قطره آن آدم را می کشد سرسی را از تاوان این دنیایی خلاص کند …

      نقل قول

  • bloodandgold:
    .. درباره مرگ بانو سرسی لنیستر .. به نظر من دو تا فرض دیگه هم به این لیست پنج گزینه ای احتمالات مرگ سرسی می شود اضاف کرد. یکی خود کشی و دیگری کشته شدن توسط جلاد در حالی که شهر محاصره است و ملکه در زیر زمین قصر همراه دیگر بانوان مخفی شده است .. اگر یادتان باشد در سریال هم هنگام جنگ بلک واتر با استنیس باراتیون، امکان پیش آمدن هر دو حالت مرگ برای سرسی فراهم شده بود… هر چند دیگر استاد پایسلی نیست تا با زهری که ده قطره آن آدم را می کشد سرسی را از تاوان این دنیایی خلاص کند …

    پیشگویی میگه که سرسی توسط والنکار کشته میشه و اون معنیش در والریای کهن برادر کوچکه! سرسی قراره کشته بشه نه خودکشی و این حرفا فقط قاتلشه که مسئله مرموزیه

      نقل قول

  • به هر حال اگه همه پیش بینی ها درست بود .. دیگه بقیه بحثا هم فایده ای نداشته پس …قاتل تیریونه .. برادر کوچک.. جیمی نمیتونه قاتل باشه … چون عرفا برادر کوچک سرسی تیریونه نه جیمی .. وگرنه دلیلی نداره کسی که پیش بینی کرده بگه که توسط برادر کوچک کشته میشه تا اشتباها متوجه تیریون بشه … راحت میتونست بگه که توسط داداش دو قلوت به سرای ابدی می پیوندی. البته ممکنه پیشگو مرگ رو الکی گفته باشه.. چون خبر راحت و ساده و بی خطری نبوده .. شاید واقعا جیمی اونو به دنیای باقی روانه کنه … احتمالا باهم! تا عشقولانه ی ممنوعشون رو حداقل تکمیل کنن!

      نقل قول

  • لوچیا آنا: میخوای بی طرف قضاوت کنی نه بدی تارگرین ها رو بگو و نه بدی کسی دیگه و کاملا منتظر باش مارتین چیکار میکنه و من تا الان چنین چیزی ازتون ندیدم. و این که حق فکر نکنید با شماست چون من سایت های خارجی را خواندم(انگلیسی بلد بودن اینجا به دردم خورد) جوانان آمریکایی و خارجی همه گی نظر من رو دارن و مطمئنا اونا بهتر از ماها بلدن چطور داستان رو بخونن ببینن و درک کنن و… و یک چیزی رو به یاد داشته باشید یا بهتره بگم به خاطر بیاورید. در تاریخ انقلاب ها و جنبش ها و شورش های زیادی رخ داده که برخی موفق و برخی ناموفق بودند و دلایل مختلف هم داشتند و الان هیچ فرقی نمیکنه حق با اونا بوده یا طرف مقابل ولی وقتی موفق می شدند دقیقا شبیه دزدهایی میشدند که یک چیزی رو از یک نفر دیگه دزدیدند و بعد سر این که کی سهمش بیشتر باشه باهم دعواشون میشه و همه چی رو نابود میکنن! در داستان های انقلاب و قیام و شورش و کودتا و… هم همین ماجرائه همیشه وقتی موفق میشن شاید تا یک سال یا دو سال در صلح باشن ولی این صلح پایدار نمیمونه و بالاخره یک روز همین کسایی که مثلا روزی برای هدف مشترکی کار میکردن مثل گاو میفتن به جون هم!در همه موارد همین طور بوده و در این داستان هم همین طوره و ما از اول داستان چنین چیزی دیدیم. در ماجرای انقلاب فرانسه هم باید بگم که فرانسوی ها حق داشتند:انقلاب پدیده ای است که به فرزندان خودش هم رحم نمیکند. در ماجرای وستروس هم هیچ فرقی نداره که آیریس بد بوده یا نه در هر حال این یک قدرتی بوده که به زور گرفته شده و اگه قرار باشه آتشی روشن شه که هیچ صلحی به ارمغان نیاوره و بدتر همه چیو نابود کنه،بهتره که از همان اول هم روشن نشه!

    منم انگلیسی بلدم منتاها حالو حوصله رفتن توی سایت های خارجیو ندارم اما کتابم به هرزبانی ترجمه بشه خودشه حالا شاید بعضی جملات جنسیو سانسور کنن اون اینجانیست هرکی نظری داره شما بیشتر ازروی احساس قضاوت کردین اماراستش منم بعضی جاها امانه خیلی از روی احساس قضاوت کردم اما درسته شورش همیشه پیامد منفیه زیادی به دنبال داشته اماازطرفیم نمیتونستن کارای اونو بی جواب بزارن حالا مثلا برای اینکه زیاد هرجو مرج نشه میتونستن یه دادگاه عادلانه علیه آریس برگزار کنن وریگارم به خواسته هاشون انجام بده ویه مذاکره ۱+۳ برگزار میکردن بعدم یکی از اونا روبه تخت میرسوندن ومن بدی ها وخوبی های همه روگفتم اگه توجه کرده باشین حتی استارکها وند البته منم هرچی مارتین بگه احترام میزارم واینم درک کنین هرکسی از شخصیتی خوشش میاد ودوست داره اون برسه به تخت مثل شما که دوست دارین دنریس برسه ومنم که دوست دارم جان اسنو یاتیریون برسه فرقی نداره اما درهرحال اگه تخت ازبین بره وپادشاهی نباشه خیلی بهتره مثلا یه حالت دموکراسی

      نقل قول

  • bloodandgold:
    به هر حال اگه همه پیش بینی ها درست بود .. دیگه بقیه بحثا هم فایده ای نداشته پس …قاتل تیریونه .. برادر کوچک.. جیمی نمیتونه قاتل باشه … چون عرفا برادر کوچک سرسی تیریونه نه جیمی .. وگرنه دلیلی نداره کسی که پیش بینی کرده بگه که توسط برادر کوچک کشته میشه تا اشتباها متوجه تیریون بشه … راحت میتونست بگه که توسط داداش دو قلوت به سرای ابدی می پیوندی. البته ممکنه پیشگو مرگ رو الکی گفته باشه.. چون خبر راحت و ساده و بی خطری نبوده .. شاید واقعا جیمی اونو به دنیای باقی روانه کنه … احتمالا باهم! تا عشقولانه ی ممنوعشون رو حداقل تکمیل کنن!

    اما تا الان پیشگو هرچی گفته درست بوده مثلا اون سه تا بچه داره وهرسه تا میمیرن وباپادشاه ازدواج میکنی وپادشاه صاحب ۱۶تابچه نمیدونم میشه وآخرم توسط وانکار کشته میشه امکانش خیلی زیاده که اینطوری باشه وجیمیم یک دقیقه ازسرسی کوچیک تره راستش سرسیم شاید بخاطر این بیشتر ازتیریون متنفربوده که فکر میکرده منظور برادر کوچیک باتیریونه درحالی که شاید اون برادری که ازهمه بهش نزدیکتره وانکاره وجذاب ترم میشه شمانگاجیمیوتوی قسمت آخر فصل۶به سرسی ببینین

      نقل قول

  • bloodandgold:
    به هر حال اگه همه پیش بینی ها درست بود .. دیگه بقیه بحثا هم فایده ای نداشته پس …قاتل تیریونه .. برادر کوچک.. جیمی نمیتونه قاتل باشه … چون عرفا برادر کوچک سرسی تیریونه نه جیمی .. وگرنه دلیلی نداره کسی که پیش بینی کرده بگه که توسط برادر کوچک کشته میشه تا اشتباها متوجه تیریون بشه … راحت میتونست بگه که توسط داداش دو قلوت به سرای ابدی می پیوندی. البته ممکنه پیشگو مرگ رو الکی گفته باشه.. چون خبر راحت و ساده و بی خطری نبوده .. شاید واقعا جیمی اونو به دنیای باقی روانه کنه … احتمالا باهم! تا عشقولانه ی ممنوعشون رو حداقل تکمیل کنن!

    من میگم تیریون میکشتش چون سر سی زندگی اون رو تبدیل به جهنم کرده و به نظرم تیریون بکشه جذاب تره و از طرفی کوچکترین احتمالی نمیدم که جیمی بکشتش چون جیمی حاضر شد به خاطر سر سی هزاران گناهکار و بی گناه رو بکشه و برن رو فلج کرد ولی ز طرفی احتمال میدم حکایت جیمی و سر سی بشه شبیه یک قصه ای در آسیای شرقی که واقعا اتفاق افتاده بود.پسره برای این که از درد و رنج و عذاب خلاص بشه با شمشیر هم خودش هم دختر رو به سیخ کشید.شاید سرنوشت این دو نفر هم این طوری یا مشابهش بشه که به این هم امیدی ندارم! چون مارتین به اینجور عشق و عاشقی ها اعتقاد نداره.

      نقل قول

  • امیدرضا: منم انگلیسی بلدم منتاها حالو حوصله رفتن توی سایت های خارجیو ندارم اما کتابم به هرزبانی ترجمه بشه خودشه حالا شاید بعضی جملات جنسیو سانسور کنن اون اینجانیست هرکی نظری داره شما بیشتر ازروی احساس قضاوت کردین اماراستش منم بعضی جاها امانه خیلی از روی احساس قضاوت کردم اما درسته شورش همیشه پیامد منفیه زیادی به دنبال داشته اماازطرفیم نمیتونستن کارای اونو بی جواب بزارن حالا مثلا برای اینکه زیاد هرجو مرج نشه میتونستن یه دادگاه عادلانه علیه آریس برگزار کنن وریگارم به خواسته هاشون انجام بده ویه مذاکره ۱+۳ برگزار میکردن بعدم یکی از اونا روبه تخت میرسوندن ومن بدی ها وخوبی های همه روگفتم اگه توجه کرده باشین حتی استارکها وند البته منم هرچی مارتین بگه احترام میزارم واینم درک کنین هرکسی از شخصیتی خوشش میاد ودوست داره اون برسه به تخت مثل شما که دوست دارین دنریس برسه ومنم که دوست دارم جان اسنو یاتیریون برسه فرقی نداره اما درهرحال اگه تخت ازبین بره وپادشاهی نباشه خیلی بهتره مثلا یه حالت دموکراسی

    نه نه نه! هرچیزی بگید بجز دموکراسی و اینا چون این دموکراسی و جمهوری و… بدترین چیزیه که بشر تا الان تونس ته کشف کنه یعنی من ترجیح میدم وستروس دوباره بشه دوران قبل اگان. شمال بشه مال استارک ها یعنی اونا پادشاه بشن. دنریس بشه ملکه ی دراگون استون و خیلی سرزمین های دیگه تارگرین ها و تیریون بشه پادشاه سرزمین های غربی و کلا مثل دوران اولیه! ولی دموکراسی ایجاد نشه

      نقل قول

  • من دو سه روز نبودم باورم نمی شه این بحث هنوز ادامه داره
    نظرات انقدر زیاد بودن که نتونستم همه رو بخونم ولی متوجه شدم بحثتون شبیه بحث اون دونفریه که سر ۶ و ۹ با هم بحث می کنن همون طور که می دونین اگه عدد ۶ انگلیسی رو بنویسین و یه نفر روبروتون بشینه اون عدد رو ۹ می بینه اگه بخوای باهاش سر این موضوع بحث کنی هیچ وقت به نتیجه نمی رسی چون هرکدوم یه چیز متفاوت می بینه
    تا جایی که من متوجه شدم هر کدوم شما یه نظر دارین که کاملا قابل احترامه دلیلی نداره به خاطر نظرات متفاوت وقت و انرژی تون رو هدر بدین اینا فقط در حد حدس و گمان هست مارتین ۶ ساله داره روی کتاب ششم کار می کنه شک ندارم یه سوپرایز بزرگ تو راه باشه که همه حدس های ما رو با هم از بین ببره دیگه چه فایده داره من و شما راجع بهش بحث کنیم

      نقل قول

  • نگار:
    من دو سه روز نبودم باورم نمی شه این بحث هنوز ادامه داره
    نظرات انقدر زیاد بودن که نتونستم همه رو بخونم ولی متوجه شدم بحثتون شبیه بحث اون دونفریه که سر ۶ و ۹ با هم بحث می کنن همون طور که می دونین اگه عدد ۶ انگلیسی رو بنویسین و یه نفر روبروتون بشینه اون عدد رو ۹ می بینه اگه بخوای باهاش سر این موضوع بحث کنی هیچ وقت به نتیجه نمی رسی چون هرکدوم یه چیز متفاوت می بینهتا جایی که من متوجه شدم هر کدوم شما یه نظر دارین که کاملا قابل احترامه دلیلی نداره به خاطر نظرات متفاوت وقت و انرژی تون رو هدر بدین اینا فقط در حد حدس و گمان هست مارتین ۶ ساله داره روی کتاب ششم کار می کنه شک ندارم یه سوپرایز بزرگ تو راه باشه که همه حدس های ما رو با هم از بین ببره دیگه چه فایده داره من و شما راجع بهش بحث کنیم

    یعنی میگی چند سال بی کار بمونیم و انتظار بکشیم ؟ اصلا دیدی دنیا را بدرود گفت وهیچ وقت ادامه داستانو نفهمیم همین پیش بینی ها و تئوری ها بحث ها نظرات متفاوت انتظارو برای کتاب بعدی جذاب میکنه دیگه :winksmile:

      نقل قول

  • لوچیا آنا: من میگم تیریون میکشتش چون سر سی زندگی اون رو تبدیل به جهنم کرده و به نظرم تیریون بکشه جذاب تره و از طرفی کوچکترین احتمالی نمیدم که جیمی بکشتش چون جیمی حاضر شد به خاطر سر سی هزارانگناهکار و بی گناه رو بکشه و برن رو فلج کرد ولی ز طرفی احتمال میدم حکایت جیمی و سر سی بشه شبیه یک قصه ای در آسیای شرقی که واقعا اتفاق افتاده بود.پسره برای این که از درد و رنج و عذاب خلاص بشه با شمشیر هم خودش هم دختر رو به سیخ کشید.شاید سرنوشت این دو نفر هم این طوری یا مشابهش بشه که به این هم امیدی ندارم! چون مارتین به اینجور عشق و عاشقی ها اعتقاد نداره.

    اما یه چیزی فکرنکنم تیریون دوباره کسی ازخانوادشو بکوشه جالبم نمیشه چون اون وسرسی همیشه از هم متنفربودن اماجیمی هیچ وقت انظارشو نداره حالا بمونیم ببینیم چی میشه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: نه نه نه! هرچیزی بگید بجز دموکراسی و اینا چون این دموکراسی و جمهوری و… بدترین چیزیه که بشر تا الان تونس ته کشف کنه یعنی من ترجیح میدم وستروس دوباره بشه دوران قبل اگان. شمال بشه مال استارک ها یعنی اونا پادشاه بشن. دنریس بشه ملکه ی دراگون استون و خیلی سرزمین های دیگه تارگرین ها و تیریون بشه پادشاه سرزمین های غربی و کلا مثل دوران اولیه! ولی دموکراسی ایجاد نشه

    البته حق باشماست اینا هنوز مثل دوره قرون وسطای خودمونه فکرنکنم عقلشون به دمکراسی برسه حالا اینم بهتره اگه هرچی یه جایی رو برداره البته دنریس جزدراگون استون سرزمین های اطراف کیزلندیزم بشه البته ازکامنت قبلیم چیزی که مشخصه احتمالش زیاده که سرسی موندگارنیست ورفتنیه اگه مارتین سپرایز نکنه

      نقل قول

  • نگار:
    من دو سه روز نبودم باورم نمی شه این بحث هنوز ادامه داره
    نظرات انقدر زیاد بودن که نتونستم همه رو بخونم ولی متوجه شدم بحثتون شبیه بحث اون دونفریه که سر ۶ و ۹ با هم بحث می کنن همون طور که می دونین اگه عدد ۶ انگلیسی رو بنویسین و یه نفر روبروتون بشینه اون عدد رو ۹ می بینه اگه بخوای باهاش سر این موضوع بحث کنی هیچ وقت به نتیجه نمی رسی چون هرکدوم یه چیز متفاوت می بینهتا جایی که من متوجه شدم هر کدوم شما یه نظر دارین که کاملا قابل احترامه دلیلی نداره به خاطر نظرات متفاوت وقت و انرژی تون رو هدر بدین اینا فقط در حد حدس و گمان هست مارتین ۶ ساله داره روی کتاب ششم کار می کنه شک ندارم یه سوپرایز بزرگ تو راه باشه که همه حدس های ما رو با هم از بین ببره دیگه چه فایده داره من و شما راجع بهش بحث کنیم

    درسته ارزش نداره ودیگه هم بحث نمی کنیم به تفاهم رسیدیم یه چیزدیگه هم که فهمیدم اینه که ماهمه یه چیزومیخوایم اما سرطرز رسیدن بهش باهم بحث میکنم

      نقل قول

  • شروین: یعنی میگی چند سال بی کار بمونیم و انتظار بکشیم ؟ اصلا دیدی دنیا را بدرود گفتوهیچ وقت ادامه داستانو نفهمیم همین پیش بینی ها و تئوری ها بحث ها نظرات متفاوت انتظارو برای کتاب بعدی جذاب میکنه دیگه

    امکان داره باوجود سنش امااون شاید فکر همه جاروکرده باشه شاید اصلا ماتوی همه چیز سپرایز کنه

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    حالا این حرفا رو ول کنید من یه تئوری وحشتناک در ذهن مه
    آشارا دین هنوز زنده است

    این تئوری روقبلا شنیدم شاید آرشاهمون ویلا باشه ودایه جان اسنو وادریک یاشایدم مادر جان توی کتاب اگه فرق کنه

      نقل قول

  • نه توی کتاب احتمال نمیدم چون باریستان سلیم میگه بچه آشارا دختر بوده و اصلا ما از کجا مدیونیم که آشارا واقعا حامله بوده! درموردرابطه ی ریگار و لیانا یک چیزی رو بگم؟ رابرت و برندون معتقدند به لیانا تجاوز شده درحالی که این کلمه من رو تا حد مرگ به خنده میاندازه!تصورش را بکنید زنی که در کودکی برادرش را شکست میداد و در بزرگسالی تنهایی حریف پنج پادوی بی ادب شد و آنقدر شجاع بود که توانست در لباس مبدل ارباب هاشون رو هم شکست بده،یک دفعه توسط یک مرد بزور برده و بهش تجاوز میشه!این حکایت واقعا من رو بیهوش میکنه!برای رابطه آنها من دو نظریه دارم.یکی این که خود لیانا هم پس از اتفاقات تورنمنت ها رن هال به ریگار علاقمند شده باشه یا این که ریگار برای همه چی یه سری دلایل مرموز داشته و پس از توضیح دادن اون دلایل لیانا لیانا اونو به بسترش میپدیره و به نظرم یک ازدواج مخفیانه هم داشتن چون ریگار تا این حد بی ناموس نبوده که این طوری با شرافت زنی که عاشق شه بازی کنه.
    درمورد آشارا دین هم گفتم زندست چون جسدش هرگز پیدا نشده و دلایل خودکشی هم مرموزه از کجا میدونید به قصد خودکشی از برج پریده و حتما هم مرده؟شاید زنده باشه و یه دلیل خیلی خوبی برای همه چی داشته باشه!

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    نه توی کتاب احتمال نمیدم چون باریستان سلیم میگه بچه آشارا دختر بوده و اصلا ما از کجا مدیونیم که آشارا واقعا حامله بوده! درموردرابطه ی ریگار و لیانا یک چیزی رو بگم؟ رابرت و برندون معتقدند به لیانا تجاوز شده درحالی که این کلمه من رو تا حد مرگ به خنده میاندازه!تصورش را بکنید زنی که در کودکی برادرش را شکست میداد و در بزرگسالی تنهایی حریف پنج پادوی بی ادب شد و آنقدر شجاع بود که توانست در لباس مبدل ارباب هاشون رو همشکست بده،یک دفعه توسط یک مرد بزور برده و بهش تجاوز میشه!این حکایت واقعا من رو بیهوش میکنه!برای رابطه آنها من دو نظریه دارم.یکی این که خود لیانا هم پس از اتفاقات تورنمنت ها رن هال به ریگار علاقمند شده باشه یا این که ریگار برای همه چی یه سری دلایل مرموز داشته و پس از توضیح دادن اون دلایل لیانا لیانا اونو به بسترش میپدیره و به نظرم یک ازدواج مخفیانه هم داشتن چون ریگار تا این حد بی ناموس نبوده که این طوری با شرافت زنی که عاشق شه بازی کنه.
    درمورد آشارا دین هم گفتم زندست چون جسدش هرگز پیدا نشده و دلایل خودکشی هم مرموزه از کجا میدونید به قصد خودکشی از برج پریده و حتما هم مرده؟شاید زنده باشه و یه دلیل خیلی خوبی برای همه چی داشته باشه!

    دلیل اصلی تنفر رابرت ازتارگرینهام همین بوده که فکر میکرده اون به زور به لیاناتجاوز کرده اما حق باشماست فکرنکنم ریگار همچین آدمی بوده ولیاناهم مثل آریا جنگجو بوده اما توجه کنین که تغییرات غیرقابل تحملی بین کتاب وسریال هست امکان داره والدین جانم درکتاب وسریال متفاوت باشه توی کتاب هنوز جان اسنو مرده است بعد ازکتاب سوم نویسنده والکینگ دد به مارتین میگه اگه داستان کتاب وسریال یکی باشن دیگه جذابیتی نداره اگه دقت کنید درسته چون اگه داستان کتاب وسریال یکی باشن دیگه اون هیجان خاصو نداره وامکان تغییر والدین جانم هست درکتاب وسریال حالا آرشا نباشه شاید لیدی دین خواهر آرشا شایدم خود لیانا کسی نمیدونه باید منتظرکتاب ششم بمونیم وتااون موقع صبر کنیم یه جایم گفتن شاید ویلا همون آرشاباشه یه تئوریه وبی ناموس کلمه زشتیه که شن وشخصیت آدمو پایین میکشه پس بهتره که ازاین کلمات استفاده نکنیم

      نقل قول

  • امیدرضا: دلیل اصلی تنفر رابرت ازتارگرینهام همین بوده که فکر میکرده اون به زور به لیاناتجاوز کرده اما حق باشماست فکرنکنم ریگار همچین آدمی بوده ولیاناهم مثل آریا جنگجو بوده اما توجه کنین که تغییرات غیرقابل تحملی بین کتاب وسریال هست امکان داره والدین جانم درکتاب وسریال متفاوت باشه توی کتاب هنوز جان اسنو مرده است بعد ازکتاب سوم نویسنده والکینگ دد به مارتین میگه اگه داستان کتاب وسریال یکی باشن دیگه جذابیتی نداره اگه دقت کنید درسته چون اگه داستان کتاب وسریال یکی باشن دیگه اون هیجان خاصو نداره وامکان تغییر والدین جانم هست درکتاب وسریال حالا آرشا نباشه شاید لیدی دین خواهر آرشا شایدم خود لیانا کسی نمیدونه باید منتظرکتاب ششم بمونیم وتااون موقع صبر کنیم یه جایم گفتن شاید ویلا همون آرشاباشه یه تئوریه وبی ناموس کلمه زشتیه که شن وشخصیت آدمو پایین میکشه پس بهتره که ازاین کلمات استفاده نکنیم

    حق با شماست ولی به نظر من در کتاب یکیه آخه نشانه ها رو ببین! لیانا از ند قولی میخواد که تا آخر عمر تحت تاثیر قرارش میده. و دقیقا بعد از همون همراه جان اسنو برمیگرده وینترفل و درسته که قبلش پیش آشارا میاد ولی از کجا میدونید که ند با شرافت فقط یک شب با آشارا هم بستر بوده باشه یا آشارا اصلا حامله بوده باشه؟ خود نمی دونم کی گفته که فرزند ریگار از یک نفر نمیدونم حالا اون شخص لیانائه یا هرکس دیگه ولی اون بچه پرنس موعوده. و این که وقتی کارگردانا از مارتین میپرسن که مادر لیانا کیه مارتین به اونا یه چیزی میگه که کارگردانا بالاخره سریال رو میسازن وگرنه مارتین میتونه از این که برخلاف گفته ی خودش داستانی رو در سریال ارائه دادند بره و شکایت کنه که نکرده و این که جان اسنو جز شخصیت هاییه که مارتین اطمینان زنده بودنشان را داده
    موضوع اصلی آشارائه که به نظر من زنده است.

      نقل قول

  • توی پیشگویی مگی غورباقه که تو سریال در یک سکانس فلاش بک دیدیم و در کتاب بارها بهش اشاره می شه، گفته می شه که سرسی توسط یک ملکه ی جوان تر و زیباتر کشته می شه. سرسی فکر می کنه این ملکه مارجریه که این یکی از دلایلیه که علیه مارجری توطئه می کنه، ولی به نظر من دراواقع سرسی اشتباه کرده و این ملکه دنریسه، از اون جایی که بقیه ی پیشگویی های مگی به حقیقت پیوسته، این جا هم می شه اطمینان داشت که دنریس کسیه که سرسی رو نابود می کنه

      نقل قول

  • مونا:
    توی پیشگویی مگی غورباقه که تو سریال در یک سکانس فلاش بک دیدیم و در کتاب بارها بهش اشاره می شه، گفته می شه که سرسی توسط یک ملکه ی جوان تر و زیباتر کشته می شه. سرسی فکر می کنه این ملکه مارجریه که این یکی از دلایلیه که علیه مارجری توطئه می کنه، ولی به نظر من دراواقع سرسی اشتباه کرده و این ملکه دنریسه، از اون جایی که بقیه ی پیشگویی های مگی به حقیقت پیوسته، این جا هم می شه اطمینان داشت که دنریس کسیه که سرسی رو نابود می کنه

    منم با این نظریه موافقم همین طور نوجوانان خارجی. البته بعضیا میگن شاید سانسا باشه

      نقل قول

  • ماشالا چقدر کامنت کلی طول کشید تا برسم این پایین تا بتونم منم نظرمو بگم :)
    منم فکر میکنم سرسی بدست جیمی کشته میشه و این فصل اخرین فصلیه که بازیه تاج و تخت بر سر قدرت و این حرفا انجام میشه و فصل اخرش کل وستروس به فرماندهیه جان بسیج میشن در مقابل خطر واقعی که وایت والکر ها هستن
    اصلا دلم نمیخاد این سریال تموم بشه ولی خوبیش اینه که توی اوج تموم میشه دیگه بهتر از این نمیتونن تمومش کنن مثل بعضی سریالای دیگه اب نمیبندن به داستان
    جیمی شخصیت محبوب منه بعد از جان و بنظرم تا اخرین لحظات زنده میمونه امیدوارم سرسی رو به سزای اعمالش برسونه چون عشقی هم بهش نداره جیمی عاشقه برین هست نه سرسی
    واقعا دو فصل عالی رو قراره ببینیم بلاخره زمستان رسید و اگه چیزایی که طول سریال تعریف کردن راجب اومدن زمستان مثل تعریفات ننه ی پیر برای برن که اوایل سریال بود یعنی این همون چیزیه که مدتها منتظر رسیدنش بودم
    بینهایت این سریال زیباست باورم نمیشه من که قسمت اولو بزور دیدم بعدش رفت تا یکسال بعد بازم بزور از بی فیلمی سریالو ادامه دادم حالا عاشق این سریال شدم، بعضیا این سریالو ندیدن و میگن اونایی که میبینن بخاطر صحنه هاشه حرصم درمیاد چقدر ی نفر میتونه سطحی نگر باشه که این حرفو بزنه!!!
    ممنون از سایت خوبتون

      نقل قول

  • ماشالا چقدر کامنت کلی طول کشید تا برسم این پایین تا بتونم منم نظرمو بگم :)
    منم فکر میکنم سرسی بدست جیمی کشته میشه و این فصل اخرین فصلیه که بازیه تاج و تخت بر سر قدرت و این حرفا انجام میشه و فصل اخرش کل وستروس به فرماندهیه جان بسیج میشن در مقابل خطر واقعی که وایت والکر ها هستن
    اصلا دلم نمیخاد این سریال تموم بشه ولی خوبیش اینه که توی اوج تموم میشه دیگه بهتر از این نمیتونن تمومش کنن مثل بعضی سریالای دیگه اب نمیبندن به داستان ،
    جیمی شخصیت محبوب منه بعد از جان و بنظرم تا اخرین لحظات زنده میمونه امیدوارم سرسی رو به سزای اعمالش برسونه چون عشقی هم بهش نداره جیمی عاشقه برین هست نه سرسی
    واقعا دو فصل عالی رو قراره ببینیم بلاخره زمستان رسید و اگه چیزایی که طول سریال تعریف کردن راجب اومدن زمستان مثل تعریفات ننه ی پیر برای برن که اوایل سریال بود یعنی این همون چیزیه که مدتها منتظر رسیدنش بودم
    بینهایت این سریال زیباست باورم نمیشه من که قسمت اولو بزور دیدم بعدش رفت تا یکسال بعد بازم بزور از بی فیلمی سریالو ادامه دادم حالا عاشق این سریال شدم، بعضیا این سریالو ندیدن و میگن اونایی که میبینن بخاطر صحنه هاشه حرصم درمیاد چقدر ی نفر میتونه سطحی نگر باشه که این حرفو بزنه!!!
    ممنون از سایت خوبتون

      نقل قول

  • اگه دقت کرده باشین ازدواج تیریون و سانسا باعث میشه سرسی خواهر قانونی سانسا و خواهر برادراش باشه؟ بنظرتون امکانش هست ک برادر کوچک یکی از استارکا باشه؟ برن یا ریکون. شایدم خود جان اسنو!

      نقل قول

  • محسن:
    اگه دقت کرده باشین ازدواج تیریون و سانسا باعث میشه سرسی خواهر قانونی سانسا و خواهر برادراش باشه؟ بنظرتون امکانش هست ک برادر کوچک یکی از استارکا باشه؟ برن یا ریکون. شایدم خود جان اسنو!

    یه تئوری هست که میگه جیمی و سرسی بچه های مد کینگن یا تیریون بچه مد کینگه

      نقل قول

  • شروین: یه تئوری هست که میگه جیمی و سرسی بچه های مد کینگن یا تیریون بچه مد کینگه

    دومی ک هم خیلی طرفدار داره هم نشونه ها و اشاره های مارتین تو هر ۵ تا کتاب پره در موردش. ولی اولی رو حرفای عمه جناشون ک تو چادر جیمی کنار ریورران بهش زد شروعش کرد. بعدشم خوابی ک جیمی از مادرشون میبینه و حرفای مادرش. تئوری مورد علاقه ی منه خداییش. حتی اونایی ک بخون سرسی تشنه ان اشکشون در میاد اگه این قضیه ثابت بشه. از سر دلسوزی واسه این خواهر و برادر :cry:

      نقل قول

  • داداش به نظر من هم جیمی سرسی رو میکشه ولی وقتی همه بحث نگاه سرسی به جیمی رو وسط میکشن
    حرصم میاد اخه اون نگاه بیشتر مثل اینه که داره
    میگه پس اخرین بچمونم مرد یا اگه سو تفاهمیم پیش بیاد مثلا میگه پس تو اخرش هم پسرمون هم سپتون اعظمو کشتی ولی بعدش که میفهمه خودکشی کرده برطرف میشه اخه نگین انقدر اینو برای چی باید از خواهرش متنفر باشه وقتی عاشقشه حتی خودش هم گفت کل دنیا به درک فقط من و تو اهمیت داریم شاید مجبچر شه برای نجات شهر بکشتش ولی برای حادثه بیلور ازش متنفر نمیشه

      نقل قول

  • ross bolton of dredford:
    داداش به نظر من هم جیمی سرسی رو میکشه ولی وقتی همه بحث نگاه سرسی به جیمی رو وسط میکشن
    حرصم میاد اخه اون نگاه بیشتر مثل اینه که داره
    میگه پس اخرین بچمونم مرد یا اگه سو تفاهمیم پیش بیاد مثلا میگه پس تو اخرش هم پسرمون هم سپتون اعظمو کشتی ولی بعدش که میفهمه خودکشی کرده برطرف میشه اخه نگین انقدر اینو برای چی باید از خواهرش متنفر باشه وقتی عاشقشه حتی خودش هم گفت کل دنیا به درک فقط من و تو اهمیت داریم شاید مجبچر شه برای نجات شهر بکشتش ولی برای حادثه بیلور ازش متنفر نمیشه

    منم همینو میگم که جیمی سرسی رو میکشه واز حرف های شروور دوستان هم خسته شدم که از یه کاه کوه میسازن تمام نظراتمم دادم اما سر آخر امیدوارم دنریس الاعقل توکتاب دست رمسی یا یکی مثلش بیوفته

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: