Performancing Metrics

کمیک و طنز

ترول وستروسی….

سلام دوستان

با یک پست جدید در خدمت شما هستیم. ترول وستروسی….

در این سری پست‌ها  قراره هر بار یک ترول رو با هم بررسی کنیم…..اینم از اولیش..امیدوارم لذت ببرید. عکس نیاز به توضیح نداره :)

درباره نویسنده

Raegar Targeryan

برگشتن به خونه حس خوبی داره،عضوسابق گروه ترجمه و ویراستاری، نویسنده‌ی سایت

۵۹ دیدگاه

  • من همیشه فکر می کردم برای اینکه بفهمیم این مارتین به چی فکر می کنه باید بدانیم قهرمان داستان از نظر او کیست .

    جان ، برن ، آریا ، دنریس ؟

    با خوندن داستان ملکه های خطرناک – رقض اژدها به خودم ثابت شد که حدسم درست بود ، چه حدسی ؟
    اینکه اگر قرار باشه با داستان اژدها سواری روبرو باشیم داستان به شدت بی کیفیت می شود ، همه هنر مارتین این بوده که جادو رو به وضوح نشان ندهد .
    همه هنرش این بوده که نشان بدهد مثل دنیای واقعی حتی در وستروس هم شمشیر از جادو مهمتره و البته سیاست از شمشیر .
    نشون بده که خیانت کارها حداقل به طور مقطعی پیروز می شوند چون طبیعت اینگونه است .

    دنریس اگر بتواند سوار اژدها شود زیاد از آن استفاده نخواهد کرد و مطمئن باشید خاندان استارک اجازه قدرت گرفتن او را نخواهد داد .
    استارکها یکبار تارگرین ها را شکست داده اند و اینبار هم می توانند ، همه چیز دنریس نشان می دهد وی تبدیل به ملکه ای ظالم خواهد شد (و البته می دانیم که طرفداران وی هم کم هستند )
    پس جنگ بین جان و دنریس .
    تبصره :‌مگر اینکه از فیلم هندی زیاد خوشتان بیاید و منتظر باشید جان و دنریس با هم ازدواج کنند و آریا دنباله لباس عروس را بگیرد !

      نقل قول

  • قهرمان های داستان برای مارتین تا اینجا که من فهمیدم کسایی هستن که در طول زندگیشون دچار رنج و غم فراوانی بوده اند
    مثل تیریون
    مثل جان
    مثل سمول
    مثل برن
    و…
    نه کسانی که دارای شکوه و جلال و عظمت هستن مثل ادارد-مثل راب-و…

      نقل قول

  • آنا: از نظر مارتین قهرمان خوب قهرمان مرده است

    یه جورایی احسنت. ۸)

    کلا این موضوع ترول بازی یه خورده لوس نیست.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      نقل قول

  • ببخشید بی ربط به تاپیک نظر میزارم…ولی آیا مشکلی برای تیم ترجمه پیش اومده؟ :( من دق کردم هرروز دوسه بار میام ببینم فصل بعدی اومده یا نه :roll:

      نقل قول

  • magenta:
    من همیشه فکر می کردم برای اینکه بفهمیم این مارتین به چی فکر می کنه باید بدانیم قهرمان داستان از نظر او کیست .

    جان ، برن ، آریا ، دنریس ؟

    با خوندن داستان ملکه های خطرناک – رقض اژدها به خودم ثابت شد که حدسم درست بود ، چه حدسی ؟
    اینکه اگر قرار باشه با داستان اژدها سواری روبرو باشیم داستان به شدت بی کیفیت می شود ، همه هنر مارتین این بوده که جادو رو به وضوح نشان ندهد .
    همه هنرش این بوده که نشان بدهد مثل دنیای واقعی حتی در وستروس هم شمشیر از جادو مهمتره و البته سیاست از شمشیر .
    نشون بده که خیانت کارها حداقل به طور مقطعی پیروز می شوند چون طبیعت اینگونه است .

    دنریس اگر بتواند سوار اژدها شود زیاد از آن استفاده نخواهد کرد و مطمئن باشید خاندان استارک اجازه قدرت گرفتن او را نخواهد داد .
    استارکها یکبار تارگرین ها را شکست داده اند و اینبار هم می توانند ، همه چیز دنریس نشان می دهد وی تبدیل به ملکه ای ظالم خواهد شد (و البته می دانیم که طرفداران وی هم کم هستند )
    پس جنگ بین جان و دنریس .
    تبصره :‌مگر اینکه از فیلم هندی زیاد خوشتان بیاید و منتظر باشید جان و دنریس با هم ازدواج کنند و آریا دنباله لباس عروس را بگیرد !

    اگر آن نظریه درست باشد و جان یکی از همون نوزاد هایی باشد که قرار بوده کشته شده باشند خود جان یک رگ تارگرینی خواهد داشت و دنریس می شود عمش

      نقل قول

  • َشاهین: اگر آن نظریه درست باشد و جان یکی از همون نوزاد هایی باشد که قرار بوده کشته شده باشند خود جان یک رگ تارگرینی خواهد داشت و دنریس می شود عمش

    خب بشه عمش…..اینا ازداواج خواهر برادری زیاد دارن….دیگه عمه و برادر زاده براشون مفهومی نداره…

      نقل قول

  • َشاهین: خاندان استارک اجازه قدرت گرفتن او را نخواهد داد

    از خاندان استارک چیزی باقی نمونده.یه آدمکش،یه عروسک خیمه شب بازی،یه چلاق پیش فرزندان جنگل و یه پسربچه اونطرف دنیا.اینا چکار میخوان بکنند؟همه کسانی که در سقوط ایریس دست داشتن بدجوری رفتن به هفت جهنم.ادارد استارک همونطور که حقش بود مثل یه خائن مرد.رابرت برتیون به دست یه خوک کشته شد.جان ارن توسط زنش مسموم شد.تایوین لنیستر توی مستراح مرد.الآن تنها امید وستروس ملکه به حقشه.هرچند خودمم از دنریس خوشم نمیاد.اینو اسپویل نمی کنم اما بدونین اگه تا انتهای کتاب پنجم فصلهای دنریسو نخونین هیچ وقفه ای تو داستان اصلی نمیوفته.خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

      نقل قول

  • دوران مارتل: از خاندان استارک چیزی باقی نمونده.یه آدمکش،یه عروسک خیمه شب بازی،یه چلاق پیش فرزندان جنگل و یه پسربچه اونطرف دنیا.اینا چکار میخوان بکنند؟همه کسانی که در سقوط ایریس دست داشتن بدجوری رفتن به هفت جهنم.ادارد استارک همونطور که حقش بود مثل یه خائن مرد.رابرت برتیون به دست یه خوک کشته شد.جان ارن توسط زنش مسموم شد.تایوین لنیستر توی مستراح مرد.الآن تنها امید وستروس ملکه به حقشه.هرچند خودمم از دنریس خوشم نمیاد.اینو اسپویل نمی کنم اما بدونین اگه تا انتهای کتاب پنجم فصلهای دنریسو نخونین هیچ وقفه ای تو داستان اصلی نمیوفته.خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

    اینجوری انگار مارتین طرفدار تارگرینا هست که اینجوری نیس مارتین از هر دسته ای چنتارو میشه به ۲ دلیل ۱ اینکه بگه هیچکس سیاه مطلق یا سفید نیس و شرایط واسه همه متغیره ۲ اینکه داستانش غیر قابل پیشبینی شه!!!!
    البته این نظر منه

      نقل قول

  • ترول قشنگ بود !
    امیدوارم ادامه بدینش
    البته این لامصب ترول نبود عین حقیقت بود !
    کم مونده تونی استارک ( آیرون من ) رو هم وارد داستان کنه بعد بکشتش !

      نقل قول

  • َشاهین: اگر آن نظریه درست باشد و جان یکی از همون نوزاد هایی باشد که قرار بوده کشته شده باشند خود جان یک رگ تارگرینی خواهد داشت و دنریس می شود عمش

    جان به هیچ عنوان رگ تارگرینی نداره بارها اشاره شده که بیشتر ازهمه بچه های استارک شبیه لرد ادارد مرحومه ودر کتاب اول توی یک گفتگو بین شاه رابرت ولرد ادارد اسم مادرش هم گفته شده.

    در ضمن این آقا شاهین جدید هم بامن فرق داره وشاهین ها دوتا شدند.

      نقل قول

  • شاهین: جان به هیچ عنوان رگ تارگرینی نداره بارها اشاره شده که بیشتر ازهمه بچه های استارک شبیه لرد ادارد مرحومه ودر کتاب اول توی یک گفتگو بین شاه رابرت ولرد ادارد اسم مادرش هم گفته شده.

    در ضمن این آقا شاهین جدید هم بامن فرق داره وشاهین ها دوتا شدند.

    اولا دوستان سعی کنن از نام بقیه استفاده نکنن و یا حداقل یه تفاوتی توی نام ایجاد کنن تا بقیه متوجه بشن
    دوما به این شاهین که دارم جوابش رو میدم باید بگم حرف شما کاملا درست نیست…درسته که شاه رابرت یه بار نام یک زن رو به عنوان مادر جان برده اما توی کتاب شخصیت‌های زیادی به عنوان مادر جان نام برده شدن….خواهر سر آرتور دین، لیانا استارک، یه دختر ماهی گیر از لنیسپور و خیلی‌های دیگه….این نکته که جان رگ استارکی داره درسته ولی معلوم نیست که پسر ادارد باشه یا نه…توی سایت‌های خارجی کلی روی این مسئله بحث است و جواب نهایی در کتاب ۶ و ۷ نهفته س

      نقل قول

  • Raegar Targeryan: اولا دوستان سعی کنن از نام بقیه استفاده نکنن و یا حداقل یه تفاوتی توی نام ایجاد کنن تا بقیه متوجه بشن
    دوما به این شاهین که دارم جوابش رو میدم باید بگم حرف شما کاملا درست نیست…درسته که شاه رابرت یه بار نام یک زن رو به عنوان مادر جان برده اما توی کتاب شخصیت‌های زیادی به عنوان مادر جان نام برده شدن….خواهر سر آرتور دین، لیانا استارک، یه دختر ماهی گیر از لنیسپور و خیلی‌های دیگه….این نکته که جان رگ استارکی داره درسته ولی معلوم نیست که پسر ادارد باشه یا نه…توی سایت‌های خارجی کلی روی این مسئله بحث است و جواب نهایی در کتاب ۶ و ۷ نهفته س

    ولی خوب ند آخرای جلد یک که تو زندان بود و داشت با خودش فک میکرد به جان گفت پسرم!!

      نقل قول

  • Raegar Targeryan: درسته که شاه رابرت یه بار نام یک زن رو به عنوان مادر جان برده

    Masood: ولی خوب ند آخرای جلد یک که تو زندان بود و داشت با خودش فک میکرد به جان گفت پسرم!

    درمورد پدر جان اختلافی وجود نداره دعوا سراینه که مادرش کیه ولی سعی میکنم فصل مربوطه رو از کتاب اول پیدا کنم وآدرس دقیق رو بهتون بگم حرفم هم اینه که فکرنکنم جان خون تارگرینی داشته باشه

      نقل قول

  • Raegar Targeryan: …درسته که شاه رابرت یه بار نام یک زن رو به عنوان مادر جان برده اما توی کتاب شخصیت‌های زیادی به عنوان مادر جان نام برده شدن….خواهر سر آرتور دین، لیانا استارک، یه دختر ماهی گیر از لنیسپور و خیلی‌های دیگه….این نکته که جان رگ استارکی داره درسته ولی معلوم نیست که پسر ادارد باشه یا نه…توی سایت‌های خارجی کلی روی این مسئله بحث است و جواب نهایی در کتاب ۶ و ۷ نهفته س

    من تو کتاب پرنسس و ملکه که میخوندم درمورده یه حرام زاده تارگرینی حرف زده بود که موهای نقره ای داشت با چشمایه بنفش اگه بدونیم بچه های ریگار با الیا(مارتل) چه شکلی بودن(من احتمال میدم قیافه ی تارگرین ها رو داشتن) و با توصیفایی که درمورده بچه های ند و کتلین اومده بیشتریاشون قیافه ی مادرشونو دارن(ژن تارگرین غالب,ژن استارک مغلوب!!!) به نظر من اگه جان بچه ی ریگار باشه احتمالا شبیه اونا میشده نه کاملا شبیه مامانش لیانا!!!!پس همون حرامزاده ی ند بودن احتمالش بیشتره.

      نقل قول

  • @owl:
    ژن تارگرین ها همیشه غالب نبوده و خیلی از افراد این خاندان بودن که شکل و شمایل خاندان تارگرین رو نداشتن مثله بیلور بریک اسپیر یا بیتراستیل یا پسر بزرگ میکار. حتی دختر ریگار یعنی رینیس هم شبیه دورنی ها بوده نه تارگرین ها!
    نمیشه از روی قیافه متوجه شد که مادر و پدر جان کین چون به استثنای براتیون ها (که همونا هم چندتا استثنا دارن) تو بقیه افراد خاندان ها مشخص نیست که کدوم ژن غالبه!
    البته زن ند یک تالی بوده نه یک تارگرین.

      نقل قول

  • دقت کنید به جمله ای که از قول لیانا قبل از مرگش به ند نقل شده : قول بده …
    با توجه به تعریفهایی که سر باریستان از پرنس ریگار میکنه بعید نیست که جان بچه لیانا و ریگار باشه و ند استارک که میدونسته رابرت شاه تارگرینها رو قتل عام میکنه اون رو جای بچه خودش میزنه که زنده بمونه

      نقل قول

  • سلام دوستان ۱ سوال داشتم :?:
    صحنه های حذف شده مربوط به The Mad King رو کسی ازش اطلاع داره..؟آخه شنیدم بعضی از صحنه هاش حذف شدن درسته اصلا..؟میتونم جایی پیداشون کنم.؟

      نقل قول

  • صحنه ای نبوده که بخواد حذف بشه اصلا کارشون به فیلمبرداری هم نکشیده. فقط یه مشت فلاش بک ساده بود که به مرحله اجرا نرسید.

      نقل قول

  • همین الان سریال قسمت ۲ شو دیدم آخراش دلم خنک شد ولی دلم به حال تریون سوخت از دست جفریم راحت شدیم

      نقل قول

  • خدمت همه دوستدارن فانتزی سلام
    فرصتی شده تا نظر من رو هم درباره آخر بازی بدونین
    از اون جا که در اکثر فانتزی هایی که در غرب نوشته یا تصویر شده دورگه ها( نیمه خدایان یونانی مثل آشیل در تروی یا جدیدتر پرسی جکسون) یا حرامزاده ها(بالین در فیلم قلمرو بهشت – کای در ۴۷ رونین) یا دورگه -حرمزاده(پرسیوس در نبرد تایتان ها) قهرمان یا پیروزند.
    اگر مارتین هم اعتقاداتی مثل تالکین و سایر فانتزی نویسان غربی (مسلکی غیر از ادایان ابراهیمی که بنا به دلایلی حرمزادگی و دورگه بودن رو مشروعیت می دن چون خودشون این جوری هستند) داشته باشه
    جان برنده میشه تا استارک ها حالشو ببرن

    اگه دنبال دورگه یا حرمزاده بگردین تقریبا تو تمام فانتزی هاشون هست کلیشه ای ترین اون ها نیمه خدایان، برعکس اساطیر ایران ، کجا ست مثل فردوسی که پاکی و خلوص رو داد بزنه
    منتظر نظرتون هستم

      نقل قول

  • JR:
    (مسلکی غیر از ادایان ابراهیمی که بنا به دلایلی حرمزادگی و دورگه بودن رو مشروعیت می دن چون خودشون این جوری هستند)

    دوست عزیز ادیان خودش جمع مکسره، نیازی به این کلمه عجیب غریب نیست…و یه سوال…شما چطور این حکم رو صادر کردین؟همه اون چیزایی که شما گفتین توی ایران هم بوده.تا اونجایی که من خوندم تمامی اساطیر ریشه در یک چیز دارن و همه اونا به انواع مختلف یک داستان رو گفتن. در ضمن کتاب تالکین و پرسی جکسون!!!(داداش این کتاب گروه سنی کودکانه) و همین کتاب نغمه در دسته کتاب های اسطوره ای قرار نمیگیرن.همچنین جان می خواد چه چیزی رو برنده بشه؟؟!!اون که همه چیزشو از دست داده.

      نقل قول

  • من ی انتقادی دارم.!!! یادمه مهر ماه بود تازه اومده بودم تو سایت اونموقع فصل۴۰ رو داده بودین و گفتین این نصف کتاب ۱/۵ سال طول کشیده حالا میخواین معجزه کنین نصف دیگشو تا فروردین تموم کنین ک خب ب خاطر مشکلاتی ک پیش اومد نشد ولی تو این ۶ ماهی ک گذشت فقط ۱۵ فصل ارایه دادین ک یعنی نصف دیگه کتاب هم قراره ۱/۵ سال طول بکشه و کتاب سوم تو سه سال تموم میشه؟ اگه خدا بخواد.اونوقت میشه بگین کتاب ۵ قراره چند سال طول بکشه؟۴ یا ۵ سال؟ خدا میدونه کتاب ۶ و ۷ چند صفحست!!ک با توجه ب برنامه ریزی ۹فصله سریال باید اندازه کتاب ۵ باشه.پس یعنی پروژه نغمه بدون ترجمه مشتقاتش ۱۶ سال طول میکشه(هه) و واقعانم همینه.با این سرعتی ک شما ها پیش میرین با این ایشالا.ماشالا گفتنتون همینه.اخرش تو ترجمه کتاب ۵ حوصله مخاطباتون سر میره و اکثرا ولتون میکنن اونوقته ک ی پست میذارین به علت استقبال کم ترجمه این کار کنسل شد.!!! میدونم تو این مدت چ مشکلاتی پیش اومد و ویراستار کم دارین.ولی باید ی فکری ب حال خودتون بکنین با این ایشالا ماشالا گفتناتون و فقط غر زدن برا کمبود ویراستار کار پیش نمیره.
    و ی چیز دیگه…من به شخصه با معادل سازی شهاب برا پرنسس و ملکه خیلی راحت بودم .و به نظرم شماها هم اینقد لیست پایه.لیست پایه نکنین.ی قرارداد بینتون باشه ک تمامی اسامی خاص .اسم خاص فرض گرفته بشه و بدون معادل نوشته بشه.درمورد القاب هم فقط اونایی ک اسونه نوشته بشه.مث کلد هندز.هفهند استورم بورن و…و سختا(یعنی اونای ک اگه بدون معادل نوشتن برا بعضیا سخت میشه)برگردان بدین مث خوشاوند کش به جای کین اسلیر ایموند تارگرین.یا اونایی ک جالب نیست مث یک چشم ک از وان ای خیلی بهتره
    ی تاپیک به اسم بحثای متفرقه یا گفتگوی ازاد بذارین تا توش بحثای متفرقه انجام بشه اینجوری هر تاپیک نظرات مربوط ب خودشو خواهد داشت و مث این پست و پستای قبلی پر از نظرات نامربوط نشه.

      نقل قول

  • به نظرم من هم حرف های lady Adriana کاملا درسته
    با این سرعت پایین ترجمه خیلی ها ممکنه خسته بشن یا حتی شدن,بهتره یه فکر درست و حسابی بشه.

      نقل قول

  • لیدی آریان حرف شما کاملا درسته و حق با شماست اما شما در نظر نمی گیرین که ما مترجما و ویراستارا هم آدمیم و امکان داره داره کلی کار و حادثه ی پیش بینی نشده واسمون پیش بیاد. ویراستارا توو این گروه کار اصلی رو انجام میدن چون متنهایی که به دستشون میرسه خیلی خیلی خام هستن.
    به هر حال از تاخیرهای پیش اومده واقعا متاسفم و می دونم که شماها هم کلی منتظر موندین.
    همین جا رسما میگم که در ترجمه ی کتاب ۴ و ۵ به شرکت نمی کنم نه به خاطر حرفای لیدی آریان یا مخاطبای دیگه کلا به این دلیل که چون کار واسه دل خودمونه اتفاقای اینطوری باعث ناراحتی شماها میشه از یه طرفی هم خیلی سخته آدم با عشق و بدون چشم داشت مالی و غیره کار کنه و هر دفعه به خاطر این که انتظارات برآورده نشده اینطوری حرف و حدیث پیش بیاد.
    انشالله که کتاب ۳ تموم شد کتاب ۴ و ۵ اگه بچه ها خواستن ادامه بدن از این مشکلات پیش نیاد و کسی هم ناراحت نشه
    و طبق پیش بینی شما این همه سال طول نکشه (در ضمن مثل اینکه توو نمایشگاه کتاب که قراره کتابای ۳و ۴ و ۵ منتشر بشه)

      نقل قول

  • لیدی آریان:
    لیدی آریان حرف شما کاملا درسته و حق با شماست اما شما در نظر نمی گیرین که ما مترجما و ویراستارا هم آدمیم و امکان داره داره کلی کار و حادثه ی پیش بینی نشده واسمون پیش بیاد. ویراستارا توو این گروه کار اصلی رو انجام میدن چون متنهایی که به دستشون میرسه خیلی خیلی خام هستن.
    به هر حال از تاخیرهای پیش اومده واقعا متاسفم و می دونم که شماها هم کلی منتظر موندین.
    همین جا رسما میگم که در ترجمه ی کتاب ۴ و ۵ به شرکت نمی کنم نه به خاطر حرفای لیدی آریان یا مخاطبای دیگه کلا به این دلیل که چون کار واسه دل خودمونه اتفاقای اینطوری باعث ناراحتی شماها میشه از یه طرفی هم خیلی سخته آدم با عشق و بدون چشم داشت مالی و غیره کار کنه و هر دفعه به خاطر این که انتظارات برآورده نشده اینطوری حرف و حدیث پیش بیاد.
    انشالله که کتاب ۳ تموم شد کتاب ۴ و ۵ اگه بچه ها خواستن ادامه بدن از این مشکلات پیش نیاد و کسی هم ناراحت نشه
    و طبق پیش بینی شما این همه سال طول نکشه (در ضمن مثل اینکه توو نمایشگاه کتاب که قراره کتابای ۳و ۴ و ۵ منتشر بشه)

    اگه تعداد ویراستارا و اینکه هر فصل باید چنبار توسط ویراستارا ویرایش شه تا یه کار نسبتن خوب در بیاد و بعد بره واسه ویرایش نهاییو بگین فک کنم کاربرا بهتر درک کنن!

      نقل قول

  • Lady Ariana:
    من ی انتقادی دارم.!!! یادمه مهر ماه بود تازه اومده بودم تو سایت اونموقع فصل۴۰ رو داده بودین و گفتین این نصف کتاب ۱/۵ سال طول کشیده حالا میخواین معجزه کنین نصف دیگشو تا فروردین تموم کنین ک خب ب خاطر مشکلاتی ک پیش اومد نشد ولی تو این ۶ ماهی ک گذشت فقط ۱۵ فصل ارایه دادین ک یعنی نصف دیگه کتاب هم قراره ۱/۵ سال طول بکشه و کتاب سوم تو سه سال تموم میشه؟ اگه خدا بخواد.اونوقت میشه بگین کتاب ۵ قراره چند سال طول بکشه؟۴ یا ۵ سال؟ خدا میدونه کتاب ۶ و ۷ چند صفحست!!ک با توجه ب برنامه ریزی ۹فصله سریال باید اندازه کتاب ۵ باشه.پس یعنی پروژه نغمه بدون ترجمه مشتقاتش ۱۶ سال طول میکشه(هه) و واقعانم همینه.با این سرعتی ک شما ها پیش میرین با این ایشالا.ماشالا گفتنتون همینه.اخرش تو ترجمه کتاب ۵ حوصله مخاطباتون سر میره و اکثرا ولتون میکنن اونوقته ک ی پست میذارین به علت استقبال کم ترجمه این کار کنسل شد.!!! میدونم تو این مدت چ مشکلاتی پیش اومد و ویراستار کم دارین.ولی باید ی فکری ب حال خودتون بکنین با این ایشالا ماشالا گفتناتون و فقط غر زدن برا کمبود ویراستار کار پیش نمیره.
    و ی چیز دیگه…من به شخصه با معادل سازی شهاب برا پرنسس و ملکه خیلی راحت بودم .و به نظرم شماها هم اینقد لیست پایه.لیست پایه نکنین.ی قرارداد بینتون باشه ک تمامی اسامی خاص .اسم خاص فرض گرفته بشه و بدون معادل نوشته بشه.درمورد القاب هم فقط اونایی ک اسونه نوشته بشه.مث کلد هندز.هفهند استورم بورن و…و سختا(یعنی اونای ک اگه بدون معادل نوشتن برا بعضیا سخت میشه)برگردان بدین مث خوشاوند کش به جای کین اسلیر ایموند تارگرین.یا اونایی ک جالب نیست مث یک چشم ک از وان ای خیلی بهتره
    ی تاپیک به اسم بحثای متفرقه یا گفتگوی ازاد بذارین تا توش بحثای متفرقه انجام بشه اینجوری هر تاپیک نظرات مربوط ب خودشو خواهد داشت و مث این پست و پستای قبلی پر از نظرات نامربوط نشه.

    لیدی عزیز کاملا حق با شماست و من هیچ کاری بغیر از عذرخواهی نمی تونم بکنم.بهرحال هر حرفی الان بزنم و هر وعده ای بخوام بدم، یه جورایی توی ذوق میزنه….ممنون بخاطر صبر و شکیباییتون…

      نقل قول

  • لیدی آریان:
    لیدی آریان حرف شما کاملا درسته و حق با شماست اما شما در نظر نمی گیرین که ما مترجما و ویراستارا هم آدمیم و امکان داره داره کلی کار و حادثه ی پیش بینی نشده واسمون پیش بیاد. ویراستارا توو این گروه کار اصلی رو انجام میدن چون متنهایی که به دستشون میرسه خیلی خیلی خام هستن.
    به هر حال از تاخیرهای پیش اومده واقعا متاسفم و می دونم که شماها هم کلی منتظر موندین.
    همین جا رسما میگم که در ترجمه ی کتاب ۴ و ۵ به شرکت نمی کنم نه به خاطر حرفای لیدی آریان یا مخاطبای دیگه کلا به این دلیل که چون کار واسه دل خودمونه اتفاقای اینطوری باعث ناراحتی شماها میشه از یه طرفی هم خیلی سخته آدم با عشق و بدون چشم داشت مالی و غیره کار کنه و هر دفعه به خاطر این که انتظارات برآورده نشده اینطوری حرف و حدیث پیش بیاد.
    انشالله که کتاب ۳ تموم شد کتاب ۴ و ۵ اگه بچه ها خواستن ادامه بدن از این مشکلات پیش نیاد و کسی هم ناراحت نشه
    و طبق پیش بینی شما این همه سال طول نکشه (در ضمن مثل اینکه توو نمایشگاه کتاب که قراره کتابای ۳و ۴ و ۵ منتشر بشه)

    شما ناراحت نشید خانم، شما و هر کس دیگه که این کار رو میکنه دارید لطف میکنید و هیچ تعهدی ندارید…

      نقل قول

  • JR: اگه دنبال دورگه یا حرمزاده بگردین تقریبا تو تمام فانتزی هاشون هست کلیشه ای ترین اون ها نیمه خدایان، برعکس اساطیر ایران ، کجا ست مثل فردوسی که پاکی و خلوص رو داد بزنه
    منتظر نظرتون هستم

    دوست من اسم این ژانر روشه فانتزی لطفا بحثو فلسفی یا دینی نکنین

    از کاربرای عزیز تقاضا میکنم که به انتخاب اعضای دیگه درمورد اسامی احترام بذارن الان دوتا لیدی اریان داریم و……..

      نقل قول

  • شاهین: دوست من اسم این ژانر روشه فانتزی لطفا بحثو فلسفی یا دینی نکنین

    از کاربرای عزیز تقاضا میکنم که به انتخاب اعضای دیگه درمورد اسامی احترام بذارن الان دوتا لیدی اریان داریم و……..

    هووووم؟؟؟کو دوتا لیدی اریان؟چجوری دوتا دیدی؟؟
    اگه دقت کنی اون یکی یعنی من اریانا نه اریان
    درضمن اریان مال مارتلان و من مال استارکام ک یعنی اریا استارک ولی فک میکردم اریانا اسم کامل اریا باشه(؟)

    آرمین:
    به نظرم من هم حرف های lady Adriana کاملا درسته
    با این سرعت پایین ترجمه خیلی ها ممکنه خسته بشن یا حتی شدن,بهتره یه فکر درست و حسابی بشه.

    ادریانا نه اریانا.مهم نیس برا تصحیح گفتم.

    رضا: شما ناراحت نشید خانم، شما و هر کس دیگه که این کار رو میکنه دارید لطف میکنید و هیچ تعهدی ندارید…

    برعکس اونا خیلیم متعهدن…ی تعهد سنگین…
    اگه ی ذره تجاری فکر کنی میفهمی…
    تعهد نسبت ب زحمات خودشون…!!! اونا این کارو میکنن تا درمقابلش استقبال هم داشته باشه.وگرنه زحماتشون ب هدر میره.چون ک دارن رو سایت فعالیت میکنن پس هزینه میخواد و همه صاحب سایتا هم میدونن وقتی استقبال کم شد باید سایتو ببندن.هر حرفی هم ک زدم ب خاطر خودشون بود ک اگه این جوری ادامه بدن اخر عاقبتش ی کار نیمه تمومه… ولی شما ها اینجوری برداشت کردین ک من نشستم جیغ میزنم وای چرا دیر شد؟ چرا دیر شد؟من خستمه!من خستمه.تا کتاب ۵ بیشتر نمیکشم!حوصلم سر رفت.
    اتفاقا جالب بدونی سر فرصت عضو گروه بشم و تا کتاب ۷ هم باهاشون هستم.

      نقل قول

  • لیدی آریان:
    لیدی آریان حرف شما کاملا درسته و حق با شماست اما شما در نظر نمی گیرین که ما مترجما و ویراستارا هم آدمیم و امکان داره داره کلی کار و حادثه ی پیش بینی نشده واسمون پیش بیاد. ویراستارا توو این گروه کار اصلی رو انجام میدن چون متنهایی که به دستشون میرسه خیلی خیلی خام هستن.
    به هر حال از تاخیرهای پیش اومده واقعا متاسفم و می دونم که شماها هم کلی منتظر موندین.
    همین جا رسما میگم که در ترجمه ی کتاب ۴ و ۵ به شرکت نمی کنم نه به خاطر حرفای لیدی آریان یا مخاطبای دیگه کلا به این دلیل که چون کار واسه دل خودمونه اتفاقای اینطوری باعث ناراحتی شماها میشه از یه طرفی هم خیلی سخته آدم با عشق و بدون چشم داشت مالی و غیره کار کنه و هر دفعه به خاطر این که انتظارات برآورده نشده اینطوری حرف و حدیث پیش بیاد.
    انشالله که کتاب ۳ تموم شد کتاب ۴ و ۵ اگه بچه ها خواستن ادامه بدن از این مشکلات پیش نیاد و کسی هم ناراحت نشه
    و طبق پیش بینی شما این همه سال طول نکشه (در ضمن مثل اینکه توو نمایشگاه کتاب که قراره کتابای ۳و ۴ و ۵ منتشر بشه)

    بچه ها شما ها چرا تا ی چی میشه بهتون برمیخوره؟ منک نخواستم کارتونو زیر سوال ببرم فقط واقعیت رو گفتم
    و اینک گفتم بچه ها ولتون میکنن منظورم این نیست ک من خیلی خسته شدم…ن والا من ک دارم هر فصلو ارجینال قبل شما ها میخونم تا مال خودمو با شما مقایسه کنم نیازی ب خرید کتاب چاپی ندارم.
    ولی باید واقعنگر باشین کیفیت در کنار سرعته ک مهمه وگرنه کیفیت خالی ک …
    اینقدم از بچه ها توقع زیادی نداشته باشین کار مفت با کیفیت میدین بیرون دستتون درد نکنه ولی بچه ها ک شریک زندگیتون نیستن ک تحت هر شرایطی باهاتون بسازن.شما ک مادر بچه ها نیستین ک توقع دارین بچه ها مدام ازتون تشکر کنن
    اره میدونم کار اصلی ی مترجم اینترنتی ترجمه نیست و وقتی خودمو جای شما ها میذارم کاملا درک میکنم ک چ کار سنگینه و در عوض چقد وقت کمه ولی حرف من ی تلنگر بود تا بیشتر ب فکر باشین واقعا فک میکنین بچه ها تا کجا باهاتونن؟ این روندی ک شما پیش میگیرین حالا حالا ها کار تموم نمیشه.این واقعا حرف قشنگی نیست ک تا یکی از سرعت کار انتقاد میکنه فوری میگین همینه ک هست اگه نمیخواین برین چاپیشو بخرین …واقعا ک…این حرفتون نشون ارزش کمیه ک برا کاربراقائلین .ادم نباید برا کاری ک انجام میده منت بذاره.معیار موفقیت ک فقط کیفیت نیست.سرعتم هست و از نظر من ایندو ب ی اندازه مهمه ولی شما ها کیفیت رو کردین بهونه اجازه هم نمیدین هیچکس صداش دربیاد(نمونش جوابایی ک ب معترضان سرعتتون میدین)
    شما ها فک میکنین ما کاربرا دشمناتونیم هر حرفی ک میزنیم با هدف خورد کردن و تحقیرتونه.ن والا…اگه گفتم سرعتتون نقطه ضعفتونه ب خاطر خودتون بود ک ب فکر باشین نخواستم روتون عیب بذارم.البته اگه برا نظرات ما کاربرا ارزش قائلین.

      نقل قول

  • victarion: دوست عزیز ادیان خودش جمع مکسره، نیازی به این کلمه عجیب غریب نیست…و یه سوال…شما چطور این حکم رو صادر کردین؟همه اون چیزایی که شما گفتین توی ایران هم بوده.تا اونجایی که من خوندم تمامی اساطیر ریشه در یک چیز دارن و همه اونا به انواع مختلف یک داستان رو گفتن. در ضمن کتاب تالکین و پرسی جکسون!!!(داداش این کتاب گروه سنی کودکانه) و همین کتاب نغمه در دسته کتاب های اسطوره ای قرار نمیگیرن.همچنین جان می خواد چه چیزی رو برنده بشه؟؟!!اون که همه چیزشو از دست داده.

    من که فیلمو نگاه نمی کنم اما داخل کتاب جان چیز زیادی از دست نداده و به نظر من هنوز شانس موفقیت داره هم چون بیشتر از بقیه با وحشی ها آشنایی داره هم به دلیل اینکه اون بود که شیپورو به صدا دراورد و در نتیجه آدر ها بهش وفادارن تازه سمول هم که شیپورو داره فقط اگه بتونن تا اومدن سمول مقاومت کنن احتمال پیروزیشون هم بیشتر میشه. امکانم داره که بعدا برن بیاد کمکشون که بهترم میشه. راستی جانو دست کم نگیرین!!! :evil: :evil:

      نقل قول

  • braxigar: من که فیلمو نگاه نمی کنم اما داخل کتاب جان چیز زیادی از دست نداده و به نظر من هنوز شانس موفقیت داره هم چون بیشتر از بقیه با وحشی ها آشنایی داره هم به دلیل اینکه اون بود که شیپورو به صدا دراورد و در نتیجه آدر ها بهش وفادارن تازه سمول هم که شیپورو داره فقط اگه بتونن تا اومدن سمول مقاومت کنن احتمال پیروزیشون هم بیشتر میشه. امکانم داره که بعدا برن بیاد کمکشون که بهترم میشه. راستی جانو دست کم نگیرین!!!

    عزیز اینارو کجت خوندی؟ من تا آخر کتاب ۵ خوندم هیچکس شیپور نزد جانم مرد والا حالا احتمال زنده شدنش هست :D

      نقل قول

  • Lady Ariana: بچه ها شما ها چرا تا ی چی میشه بهتون برمیخوره؟

    منظورتون از بچه ها همون لیدی آریان هست دیگه؟ فکر کنم ویکتاریون و مسعود جز بچه ها به حساب میان ولی شما نظراتشون رو جز بچه ها حساب نکردین :lol:
    نمیدونم چرا هر کی اسمش رو مبنای لیدی آریـا… میزاره جوشیه :cry:
    لیدی آریان کلاً همکاریشون برای کتابای بعدی در هاله‌ای از ابهام بود و ربطی به حرفای شما هم نداشت، فقط این حرف عمومی نشده بود ک خدا رو شکر در بهترین زمان عمومیش کردن که یه همچین بازخوردی پیش بیاد :(

    Lady Ariana:این حرفتون نشون ارزش کمیه ک برا کاربراقائلین.ادم نباید برا کاری ک انجام میده منت بذاره…

    لیدی آریانا عزیز، من واقعا نمیفهمم شما چطوری این قضاوت ها رو می‌کنین؟ این آقا رضا که یه مخاطبن و اون سه نفر دیگه( که از بچه ها بودن) با معذرت خواهی جواب شما رو دادن، ولی فکر کنم شما فقط گیر دادین به جمله آخر لیدی آریان که گفته کتاب چاپی قراره بیاد و این رو پیرهن عثمان کردین که شما همه فلان و بیسار هستید؟
    از کامنت اولتون هیچ دلخوری نیست، اتفاقا پیشنهادات خوب و جالبی هم داشتین و حرف حقم زدین ولی این کامنت جدیدتر… منت؟ توهین به مخاطب؟ و … قضاوت با خودتون.
    و لطفا این مدل برچسبا رو به من بزنید که پوست کلفتم و بقیه بچه ها‌ی گروه که بعضیاشون حتی کامنت هم توی سایت نمیزارن رو نرجونید
    پیشنهاد من به شما توی زندگیتون اینه که به قول معروف: تا توانی دلی به دست آور،،،،دل شکستن هنر نمی‌باشد، پس در نظر دادن و صحبت کردن یه کم صبور باشین و روی حرف مخاطبینتون بیشتر دقت و تامل کنید

      نقل قول

  • braxigar: من که فیلمو نگاه نمی کنم اما داخل کتاب جان چیز زیادی از دست نداده و به نظر من هنوز شانس موفقیت داره هم چون بیشتر از بقیه با وحشی ها آشنایی داره هم به دلیل اینکه اون بود که شیپورو به صدا دراورد و در نتیجه آدر ها بهش وفادارن تازه سمول هم که شیپورو داره فقط اگه بتونن تا اومدن سمول مقاومت کنن احتمال پیروزیشون هم بیشتر میشه. امکانم داره که بعدا برن بیاد کمکشون که بهترم میشه. راستی جانو دست کم نگیرین!!!

    دوست عزیز شما هم فکر کنم شبیه دوست قبلی داستان نغمه ای از آتش و یخ رو جور دیگه تعبیر کردین…این داستان جنگ و آدم خوبه و آدم بده به سبک فیلم های اکشن نیست….داستان آدما و تصمیماتشون و نتایج اوناست و داستان عواطف انسانیه.داستان یک دنیای خاکستریه.نه خوب مطلق وجود داره و نه بد مطلق.همون طور که داستان جیمی رو نمی دونستیم و اون برامون آدم بده بود.اینجوری به جان نگاه کن، کسی که برادرا و خواهراشو از دست داده، پدرش گردن زده شده، دختری رو که دوست داشت کشته شده،خودش نگهبان شبه و در انتهای دنیا زندگی می کنه و تازه اونجا هم همه اونو خائن میدونن.وینترفل از بین رفته و و و …تا حالا شده برای یک ثانیه از دید والدر فری به دنیا نگاه کنین؟

      نقل قول

  • وقتی ی پروژه ای خیلی طولانی میشه هم واسه کسانیکه دارن رو اون پروژه کار میکنن سخت و عذاب آور میشه هم واسه کسایی که درگیر پروژه ان بی حوصلگی بی میلی بوجود میاره
    با اینکه لیدی همیشه ی ذره زود جوش میارن ولی اینبار بنظرم حرف درست و بجایی رو گفتن و بنظر من این حرفشن فقط از رو دلسوزی بود
    به هر حال من هم امیدوارم تیم ترجمه این کتاب رو بخوبی به پایان برسونه و طرفداران تا آخر همراه تیم ترجمه باشن
    ما قبلا ی رویه ای داشتیم مثلا هفته ای ۱ فصل بیرون میومد
    الان هیچ رویه ای نداریم و این بیخبری شاید ی ذره بیشتر اذیت کنه خوانندگان رو
    ی تاریخ مشخص برای ارایه هر فصل یا اصلا فصل به فصل(با توجه به حجم کم و زیاد بودن فصل ها) به کاربرا داده بشه فک کنم تحمل راحت تر بشه
    پاینده باشید

      نقل قول

  • ROBB STARK:
    ی تاریخ مشخص برای ارایه هر فصل یا اصلا فصل به فصل(با توجه به حجم کم و زیاد بودن فصل ها) به کاربرا داده بشه فک کنم تحمل راحت تر بشه
    پاینده باشید

    هم فکر خوبیه و هم فکر بدیه!! خوب بودنش که معلومه چرا ولی بد بودنش از اون جهت که کابرا وقتی میبینن یه ساعت زمان ارائه تاخیر بخوره همه صداشون در میاد!!

      نقل قول

  • لیدی آریانای عزیز نقل قولم کار نمیکنه اما دقیقا مثل علی می خوام بدونم کدوم جوش؟ کدوم توهین کدوم…….؟
    دوست عزیز من تنها دلیل انصراف من از کتابای بعدی فقط و فقط اینه که که وقت کمی نسبت به بقیه دارم.
    شما خیلی قشنگو شیکو پیک یه طرفه به قاضی میری. اگه گفتم کتاب چاپی میاد واسه این بود که می دونم انتظار سخته گفتم شاید اینطور یه کم براتون راحت تر بشه.
    اینکه الان گفتم دیگه به ترجمه ادامه نمیدم دلیلش برخوردن حرف شما یا کاربرا نبوده (برخلاف تصور شما و بقیه من واسه کارم کلی ارزش قائلم تنها شاهدشم کیفیت کارایی که ترجمه کردم و بعد به دست ویراستارا ویرایش شده) پس حرفای شما که بیشترشم درست بوده نه به من نه به کس دیگه ای برنمیخوره. اگه الان اعلام کردم که دیگه همکاری نمی کنم این بود که دیگه وقتش بود.
    همیشه تا تاخیری پیش میاد صدای اعتراض بلنده و کسی واقعا اهمیت نمیده که ویراستارا هم کارو زندگی دارن. کلی میگین که میدونیم کار دارین اما فصل جدید چی شد؟ اما واقعا هیچکس اهمیت نمیده. باید مثل ربات سر وقت همه چیزو آماده کنیم. به هر حال امیدوارم کتاب ۳ هرچه زودتر تموم بشه. به محض اینکه پایان نامه من تموم بشه به ویراستارا واسه ویرایش کتاب ۳ کمک می کنم و چند فصل اول رو که نیاز به ویرایش دوباره دارن رو تحویل میدم و انشاالله کتاب ۴ و ۵ رو اگه قراری بود که ترجمه بشن با شما کاربرا دانلود می کنم و می خونم (هر چند که خوندم)
    در ضمن یه لطفی کنین اینقد فکر نکنین هر کدوم از بچه ها به کامنتای مخاطبین جواب میدن زود جوش آوردن یا بهشون برخورده. کامنت گذاشتین خب جواب نمی خواین؟ اصلا به یکی برخورده یا جوش آورده (حالا یا بچه های گروه یا کاربرا) خب ادمه دیگه مجسمه نیست که.
    به هر حال به امید روزی که کتاب ۳ تموم بشه و هممون یه نفس راحتی بکشیم و شماها هم خوشحال باشید نه ناراحت

      نقل قول

  • من ازهمون اول گفتم ترول بازی آخر عاقبت نداره بیا از ترول رسیدیم به جنگ و دعوا………… :mrgreen:

      نقل قول

  • باز هم سلام
    ازدوستانی که درباره نظرم نظر دادن خیلی ممنون حتی از victarion که اشتباه تایپی من رو متذکر شد (ببخشید ادیان نه ادایان حرامزاده نه حرمزاده) در ضمن از victarion خواهش می کنم کتاب تالکین رو کودکانه ندونن چون طرفدارن دنیای ارباب حلقه ها یا همون آردا ناراحت می شن . اگر اونا هم ناراحت نشن مگه کتاب کودکانه نمی تونه مفهومی و هدفدار باشه.
    اینجا یه سو تعبیر شده من می خواستم نظر تون رو درباره برنده شدن جان در بازی رسیدن به تاج وتخت بدونم اصلاً هیچ اصراری درباره استدلالی که آوردم نداشتم چون معلومات و دانسته های متفاوتی داریم پذیرش این استدلال ها جای بحث زیادتری از یک اظهار نظر ساده و کوتاه داره.
    ضمناً من بنا به دلایلی طرفدار دنریسم نه جان یه وقت فکر نکنین با استارک ها هستم
    ولی چکار کنیم جان برنده میشه.

      نقل قول

  • نه علی،،،اتفاقا کامنت هرسه رو خوندم و کلا طبق گفته خودتون ب خاطر ی دشمن قدیمی…و اون قسمت کامنتم ک گفتم سرعت در کنار کیفیته ک مهمه کاملا با مسعود بودم.کامنت ویکتاریون رو هم خوندم و از متانتشون کاملا ممنون.
    اتفاقاحرفام ربطی ب برنامه های لیدی اریان نداشت ایشون مختارن.برن دست خدا ایشالا تو باقی اهدافشون هم موفق باشن.
    شما هم دارین حق ب جانب حرف میزنین .اره وقتی ی نفر اخر کامنتش میگه کتاب چاپی اومده من چ برداشتی باید بکنم؟شما هم جای من بودین همین برداشت رو داشتین.
    اونارو هم ک گفتم …خب حتما ب ادم همچین احساسی دست داده وگرنه قصد نداشتم بی جهت کسی رو ناراحت کنم. البته الان ک کامنت جدید لیدی رو خوندم متوجه اشتباهم شدم.
    اصلا سعی نمیکنین کمی هم حقو ب من بدین.و تماما ب خاطر دلخوریتونه.
    باشه پیشنهاد شما قبول من عجولم
    …من پوسکلفتم یعنی چی؟مگ لات محله ای؟…ولی ادم پوست کلفت از کامنت من ناراحت نمیشه.پس خیلیم پوست کلفت نیستی.دی
    اینقدراین بحث داغ شد ک بقیه حرفام …تاپیک گفتگو ازاد نمیزنین؟با برگردانا میخواین چیکار کنین؟

      نقل قول

  • JR:
    در ضمن از victarion خواهش می کنم کتاب تالکین رو کودکانه ندونن چون طرفدارن دنیای ارباب حلقه ها یا همون آردا ناراحت می شن . اگر اونا هم ناراحت نشن مگه کتاب کودکانه نمی تونه مفهومی و هدفدار باشه.

    دوست عزیز شما اصلا نظر منو خوندی؟! من از طرفدارای دنیای تالکین هستم.پرسی جکسون رو گفتما!!!
    ولی کتاب ارباب حلقه ها با این کتاب زمین تا آسمون فرق می کنه.اینجا آراگورن و سائورونی نداریم که بگیم آخرش حتما آراگورن برنده میشه. ۶ تا کامنت بالاتر یه توضیحاتی دادم. یه مثال…ما الان می تونیم استارک هارو خوب مطلق بدونیم؟ توی جنگ راب و تایون کدومشون آدم بیشتر کشت؟کدومشون به وستروس آرامش داد؟ آیا همه کارای ادارد و یا جان درست بوده؟یا همون دنریس؟دنریس با برادرش چی کار کرد؟آیا برای به دست آوردن قدرت اجازه نداد که برادرش کشته بشه؟من دارم میگم با یه دید دیگه این کتاب رو بخونین.

      نقل قول

  • victarion عزیز
    ببخشید بابت اینکه بقول شما نظرتون رو درست نخوندم، درست گفتید. ولی باز هم میگم کودکانه یا بزرگسالانه بودن ربطی به بحث ما نداره
    این هم راست گفتی که کتاب مارتین با بقیه فرق داره ولی فرق اون نه در دیدگاه بلکه روایت موازی به جای روایت خطیه (نوع روایت داستان)
    بالاخره یکی باید پیروز بشه خوب و بد هم فرقی نداره . بزرگترین هنر و خلاقیت مارتین اینکه تا آخر معلوم نباشه چی می خواد بگه تا ما هم به دنبالش بریم. ولی آخرش موضوع باید جمع بشه یعنی تاج و تخت وستروس به بهترین شخصیتی که با افکار مارتین همخوانی داره برسه یا یک حماسه از شکست بهترین بازیگر اون خلق بشه تا یادش زنده بمونه. خاکستری ها هم باید یه رنگی بگیرن تا از بلاتکلیفی دربیایم. مارتین که بی هدف و محض سرگرمی این همه کتاب ننوشته.
    اگر مارتین هم مثل بقیه فانتزی نویسان غربی فکر کنه آنگاه جان قهرمانش می شود.
    یه نظریه دارم می دم که فقط با پایان داستان اثبات می شه.

      نقل قول

  • JR:
    victarion عزیز
    ببخشید بابت اینکه بقول شما نظرتون رو درست نخوندم، درست گفتید. ولی باز هم میگم کودکانه یا بزرگسالانه بودن ربطی به بحث ما نداره
    این هم راست گفتی که کتاب مارتین با بقیه فرق داره ولی فرق اون نه در دیدگاه بلکه روایت موازی به جای روایت خطیه (نوع روایت داستان)
    بالاخره یکی باید پیروز بشه خوب و بد هم فرقی نداره . بزرگترین هنر و خلاقیت مارتین اینکه تا آخر معلوم نباشه چی می خواد بگه تا ما هم به دنبالش بریم. ولی آخرش موضوع باید جمع بشه یعنی تاج و تخت وستروس به بهترین شخصیتی که با افکار مارتین همخوانی داره برسه یا یک حماسه از شکست بهترین بازیگر اون خلق بشه تا یادش زنده بمونه. خاکستری ها هم باید یه رنگی بگیرن تا از بلاتکلیفی دربیایم. مارتین که بی هدف و محض سرگرمی این همه کتاب ننوشته.
    اگر مارتین هم مثل بقیه فانتزی نویسان غربی فکر کنه آنگاه جان قهرمانش می شود.
    یه نظریه دارم می دم که فقط با پایان داستان اثبات می شه.

    خواهش میکنم.اتفاقا به نظرم فرقش در همون دیدگاهه.بله.بالاخره تخت به یکی میرسه و یا اصلا از بین میره.این چیزیه که توی دنیای واقعی هم اتفاق میوفته.به جرات میگم که ۹۰ درصد افراد تا لحظه مرگشون خاکستری باقی میمونن.و همین هم بزرگترین تفاوت فانتزی مارتین با بقیه فانتزی هاست.اینجا پر از خاکستری و بقیه جاها معمولا پر از سیاه و سفید.جان شاید روی تخت بشینه…ولی نه به این دلیل که جان هست و قهرمانه داستانه.ببخاطر اینکه شاید تونست بر حماقت خودش فائق بیاد و مثلا با تایون متحد بشه و یا به دنریس باج بده و یا صد تا راه دیگه.امیدوارم منظورم رو خوب رسونده باشم.

      نقل قول

  • Lady Ariana: اتفاقا کامنت هرسه رو خوندم و کلا طبق گفته خودتون ب خاطر ی دشمن قدیمی…
    اره وقتی ی نفر اخر کامنتش میگه کتاب چاپی اومده من چ برداشتی باید بکنم؟

    اصلا اون موضوع قدیمی ربطی به حرفای شما نداشته ، دوستان نظر خودشون رو گفتن و در ضمن من هنوزم نمیفهمم معیارتون برا قضاوت و سنجش چیه که تازه فکر میکنین همه همین طورین!!! ولی یه سوال دارم: شما فقط بخاطر اوردن اسم کتاب چاپی از یک نفر سو برداشتی مثل منت و بی ارزش دونستن مخاطبین و انتقاد ناپذیری و… کردین و اون رو هم تعمیم دادین به کل گروه.
    اگه اینجوریه که هر برداشتی ما از حرف مخاطبین و خود شما بکنیم منطقیه!!! این دیگه چه جور بی منطقیه!!!
    ولی خارج از این موضوع؛ چرا حق کلافگی فقط باید برای خوانندها باشه؟ چرا افراد گروه نباید از بحث های تکراری خسته بشن و واکنش نشون بدن؟ اونام آدمن به خدا!

    Lady Ariana: اصلا سعی نمیکنین کمی هم حقو ب من بدین.و تماما ب خاطر دلخوریتونه…
    ولی ادم پوست کلفت از کامنت من ناراحت نمیشه.پس خیلیم پوست کلفت نیستی

    مطمئنین نظرات رو خوندین! همون طور که دقت نکردین من حرفی از ناراحتی خودم نزدم باز دقت نکردین کسی منکر دیرکرد نبوده، من و دوستان با دل و جون موافق کامنت اولی هستیم و حق رو به مخاطبین میدیم، عجیبه ها!!! حرف من در مورد توهین‌هایی بود که توی کامنت دوم زدین و من فقط دلخوری دوستان رو از صحبتهاتون بازتاب دادم.
    پوست کفتی هم از میراثیه که از استارک برام مونده و ربطی به لات بودن نداره، یه جور صفته که هر کسی میتونه داشته باشه
    +در مورد برگردان که با نظرسنجی و آزمون خطا داریم به یه حد تعادل میرسیم، در مورد اون تاپیک هم باید با بچه ها صبحت بشه و در آینده شاید ایجاد بشه
    ++ بازم میگم روی حرف مخاطبتون بیشتر دقت کنید

      نقل قول

  • پوست کلفتی و لاتی ک شوخی بود.
    در مورد ناراحتی اعضا گروهم ک سعی کردین بازتابش بدین…من فک کردم ب خاطر ناراحتی خودتونه ک این جوری نوشتین خب اره من درست منظورتونو نفهمیدم.
    و من کی گفتم گروه حق کلافگی نداره؟ ک شما این سوالو پرسیدی؟
    و اما اون قضاوت و توهینا…اره با کتاب چاپی روتون قضاوت کردم…همچینا چیز بی ارزشی برا قضاوت نیست ک شما میگی.و اینکه گفتم حقو به من بدی.برا سرعت نبود برا برداشتی بود ک از حرف کتاب چاپی کردم…اصلا این حرف کتاب چاپی ی سو تفاهم بزرگ ایجاد کرد ک من اینجوری برداشت کنم و شماها هم اینجوری ناراحت بشین. اگه میشه دیگه کشش ندین.برا دلخوریایی بخاطر من ایجاد شد.معذرت میخوام.

      نقل قول

  • میشه من یه چیزی بگم
    من میدونم کسی که داره ترجمه میکنه هم آدمه
    میدونم که اون کار و زندگی داره
    میدونم که ممکنه براش مشلاتی پیش بیاد
    میدونم که هیچ منفعتی از این کار نصیبش نمیشه
    میدونم که فقط داره بخاطر عشقش به کارش ادامه میده
    آره من تمام این حرفها رو میدونم
    ولی اون کسی که یکی از دلخوشی های زندگیش خوندن این کتابه چه گناهی داره ؟ آیا اون حق اعتراض نداره ؟ حق نداره به عنوان یه مخاطب اعتراض کنه ؟
    روی سخنم با بچه های زحمتکش گروه ترجمس :
    ایا درسته که یک کاری شروع بشه دست اندکارانش زحمت بکشن مخاطبین قدر دانی و استفاده بکنن و بعد یهو وسط کار اینطوری مشکل پیش بیاد ؟
    تا حالا از دید یه مخاطب وارد سایت شدین ؟
    جدیدترین پست سایت ( همین پست ) مربوط به هفت روز پیشه
    خیلی مواقع بین پست ها تاخیر بیشتری میوفته که تازه بعضا وقتی پست جدید میاد ربطی به کتاب نداره ( مثلا تیزر سریاله )
    آخرین فصل ارائه شده مربوطه به ۱۸ روز پیشه ! ۱۸ روز !
    هر فصلی حدودا ۲۷ صفحست و هر صفحه حدودا ۱۵ خطه یعنی هر فصل حدودا ۴۰۰ خطه ( خطهای نصفه و بعضا یک کلمه ای هم حسابه (
    واقعا ویرایش ۴۰۰ خط نیاز به بیش از ۱۸ روز زمان داره ؟ نه واقعا اینقدر زمان نیاز داره ؟
    ببینید چون من خودم تو زمینه ترجمه کار نکردم با روند کار آشنایی ندارم شاید هم واقعا اینقدر طول میکشه
    ولی دیگه اینکه تا یکی اعتراض میکنه یا میگین ” از کتاب بعد نیستیم ” یا ” ویراستار ها هم آدمن ( انگار ما گفتیم نیستن و رباتن ) ” یا ” چرا فقط شما باید کلافه بشین ” یا چند جور جواب دیگه
    بعد هم تا یکی حرفی میزنه یکهو همه میریزن سرش انقدر کامنت آدم نقل قول میشه خودش از حرفهاش بدش میاد
    انصافا قبول کنید طرز جواب دادن به کاربرا از زمان رفتن استارک به طور عمومی اومده پایین به نظرم طرز نگاه به مخاطبتون مثل قبل نیست و برای خود من بشخصه هیچ چیز بدتر از منت گذاشتن نیست . البته نمیگم اینکار رو میکنین ولی دارین به اون سمت میرین . به سمتی که دیگه به کتاب به عنوان یه پروژه که از روی علاقه شروع به ترجمش کردین نگاه نمیکنین بلکه به عنوان معضلی که مجبورین تا آخرش انجامش بدین و شما هم با اکراه انجامش میدین و به مخاطب به دید دیگه ای نگاه میکنین
    تنها حرف من و به نظرم تا حدودی Lady Ariana ( اگه درست باشه چون لیدیهای سایت زیاد شدن ! )اینه که اجازه ندین این طرز نگاه و فکر در خودتون ایجاد بشه تا هم شما و هم ما از ترجمه لذت ببریم
    ممنون اگه خوندین
    پ.ن :در مورد پست گذاشتن ها پیشنهاد میدم حداقل هفته ای یه بار یه پست الکی یا خالی یا همچین چیزی بذارین تا حداقل از سلامتتون مطلع بشیم !

      نقل قول

  • عرفان:
    میشه من یه چیزی بگم

    سلام دادا…بین تمام افراد ترجمه و سایت من از همه سریع تر جوش میارم و فکر نکرده حرف میزنم اما اینجا باید بگم شما هم حق دارید و ما هرگز نمیگیم که نظرات شما و اهمیت دادن‌های شما برای ما مهم نیست…همین شماها دلیل ادامه دادن کار ما هستید دوستان و ما به داشتن مخاطب‌های مثل شما افتخار هم میکنیم…..کسی حق اعتراض رو از شما نگرفته دوستان…اگر هم بی‌احترامی شده، چه از جانب بنده‌ی حقیر و چه از باقی دوستان گروه، از شما پوزش میطلبیم و عذر میخوایم….
    پست‌های مربوط به کتاب معمولا بعد از قرارگرفتن هر فصل بیرون میاد، اگه هم قرار باشه از جلوتر مطلب بزاریم خب اسپویل میشه و خوب نیست بنابراین دست ما نیست که مطالب در مورد کتاب کمه….
    فصل‌های کتاب به طور میانگین ۱۲ صفحه‌س و هر صفحه دارای ۴۰ خط متن هست…متنی که به طور تخصصی نوشته شده و از کلمات و اصطلاحاتی در اون استفاده شده که یا دارای معنی نادری هستن و یا زیادی معنی دارن…..چندبار اینو مثال زدم…کلمه team باید به عنوان اسب معنب میشد در یکی از فصل‌ها..خب مترجم ممکنه متوجه نشه…این میشه وضیفه ویرایش کننده‌ها…کار نهایی هم باید علی و نریمان انجام بدن که برای اونا هم سخته…اگه استارک بود این مشکل خیلی کمتر میشد ولی توان علی و نریمان روی‌هم شاید به استارک برسه..بنابراین بدونید که واقعا سخته و باید خط به خط بررسی بشه متن ترجمه…
    در مورد اسامی شبیه به هم قراره یه پست بزارم و این موضوع رو درست کنم…پست برای گذاشتن زیاده ولی باید فصل بیرون بیاد تا من پست‌های بعدی رو هم بزارم….بنده به عنوان یکی از معاونین سایت و مترجم گروه به جنبش شما دوستان ملحق شدم و تا زمان بیرون اومدن فصل جدید پستی نمیزارم(خودمم نمیدونم این کارم خوبه یا بده یا اصلا نفعی داره!!!)
    دوستان فقط کمی دیگه صبر کنید….

      نقل قول

  • Lady Ariana:
    برعکس اونا خیلیم متعهدن…ی تعهد سنگین…
    اگه ی ذره تجاری فکر کنی میفهمی…
    تعهد نسبت ب زحمات خودشون…!!! اونا این کارو میکنن تا درمقابلش استقبال هم داشته باشه.وگرنه زحماتشون ب هدر میره.چون ک دارن رو سایت فعالیت میکنن پس هزینه میخواد و همه صاحب سایتا هم میدونن وقتی استقبال کم شد باید سایتو ببندن.هر حرفی هم ک زدم ب خاطر خودشون بود ک اگه این جوری ادامه بدن اخر عاقبتش ی کار نیمه تمومه… ولی شما ها اینجوری برداشت کردین ک من نشستم جیغ میزنم وای چرا دیر شد؟ چرا دیر شد؟من خستمه!من خستمه.تا کتاب ۵ بیشتر نمیکشم!حوصلم سر رفت.
    اتفاقا جالب بدونی سر فرصت عضو گروه بشم و تا کتاب ۷ هم باهاشون هستم.

    خانوم محترم من هیچ برداشتی از صحبتهای شما نداشتم ، یعنی اهمیتی نمیدم که بخوام برداشت داشته باشم! روی صحبتم هم با یکی از اعضا گروه ترجمه بود، نه شما !

      نقل قول

  • عرفان
    دوست من من چند بار باید تکرار کنم که به خاطر حرف کسی از ترجمه منصرف نشدم؟؟ من از اولم ادامه کارم با تیم ترجمه تا آخر همین کتاب بود اول از همه هم استارک میدونست. اما دلیل اینکه الان این موضوع رو گفتم این بود که وقتش بود . من روزهای عید می خواستم بگم اما دیدم همه سخت منتظر کتابن. اصلا دلیل اینکه بهتون گفتم احترام به شما بود وگرنه یهو بی خبر می رفتم کسی هم نه خبر دار میشد نه باعث میشه کار لنگ بمونه ماشاالله بچه ها خودشون همه فن حریفن.
    اما سر حرفم هستم این که اگه از دوستان گره ترجمه کسی واکنش بدی هم حتی اگه نشون بده بزار به حساب انسان بودنش. این که ما همه گی حق داریم (چه شما مخاطبا چه ما) عصبانی بشیم ناراحت بشیم یا از کوره در بریم. شما ارجح تر از ما.
    پیش میاد خب. طرز جواب دادن به مخاطبا از زمان استارک هیچ تغییری نکرده من این حرف رو قبول ندارم چرا؟ چون حتی وقتی به کامنتی که اعتراض داره به دیر اومدن فصل ها جواب میدیم و معذرت می خوایم بازم اینو می زارین به حساب بد جواب دادن.
    والا به خدا هدف همه ی ما فقط اطلاع رسانی به شماست. آره من از دید مخاطب وارد سایت شدم وقتی کتاب ۱ و ۲ رو خوندم دنبال ۳ بودم که با وینترفل آشنا شدم اما اون موقع ها وبلاگ بود و سطح کار ترجمه که خوب یادمه ۱۴ فصلشو دانلود کردم واقعا پایین بود. واسه همین کتاب ۳ انگلیسیو دانلود کردمو خودم خوندم. یادمه از ذوقم بعد از مدتها یه سر به وبلاگ زدمو دیدم ملت همه از کیفیت ترجمه ناراحتن و یه مدت بود که استارک هم به دلایلی نیومده بود. حس همه رو درک می کنم چون خودمم هنوز مخاطبم. هنوزم فصلای ترجمه شده رو دانلود می کنم. اما این تاخیرو حالا با وجود سختیش تا ۵۰٪ درست می دونم. چون متن های خام ترجمه شده رو دیدم و موافقم که با وجود وقت کم نریمان و علی این فصلها به دست اونا ویرایش نهایی بشه( فصلهای اولو هنوز اون ته اعماق ذهنم به یاد دارم). تحت هیچ شرایطی نمی خوایم که کیفیت رو فدای سرعت کنیم.
    با این وجود به خاطر تمام این تاخیرها همونطور که ریگار و بقیه عذر خواهی کردن بازم عذر می خوام.
    لیدی آریانا
    حرفت کاملادرسته ما هیچ تعهدی نداریم به هیچ کس غیر از خودمون. تجاری فکر کنیم؟
    این سایت دست استارک و نه علی نه ریگار نه هیچ کس دیگه ای از این راه درآمد ندارن. اگه در امد داشتیم مطمئنا یه قراردادی میومد وسط که باید به اونم متعهد می بودیم. در واقع اگه خدای نکرده تعداد مخاطبا کم شه این وسط فقط غیر از استارک که باید سایتو ببنده بقیه ما فقط ناراحت این میشیم که شما ها ادامه ی کتابو نخوندین.

      نقل قول

  • magenta:
    من همیشه فکر می کردم برای اینکه بفهمیم این مارتین به چی فکر می کنه باید بدانیم قهرمان داستان از نظر او کیست .

    جان ، برن ، آریا ، دنریس ؟

    با خوندن داستان ملکه های خطرناک – رقض اژدها به خودم ثابت شد که حدسم درست بود ، چه حدسی ؟
    اینکه اگر قرار باشه با داستان اژدها سواری روبرو باشیم داستان به شدت بی کیفیت می شود ، همه هنر مارتین این بوده که جادو رو به وضوح نشان ندهد .
    همه هنرش این بوده که نشان بدهد مثل دنیای واقعی حتی در وستروس هم شمشیر از جادو مهمتره و البته سیاست از شمشیر .
    نشون بده که خیانت کارها حداقل به طور مقطعی پیروز می شوند چون طبیعت اینگونه است .

    دنریس اگر بتواند سوار اژدها شود زیاد از آن استفاده نخواهد کرد و مطمئن باشید خاندان استارک اجازه قدرت گرفتن او را نخواهد داد .
    استارکها یکبار تارگرین ها را شکست داده اند و اینبار هم می توانند ، همه چیز دنریس نشان می دهد وی تبدیل به ملکه ای ظالم خواهد شد (و البته می دانیم که طرفداران وی هم کم هستند )
    پس جنگ بین جان و دنریس .
    تبصره :‌مگر اینکه از فیلم هندی زیاد خوشتان بیاید و منتظر باشید جان و دنریس با هم ازدواج کنند و آریا دنباله لباس عروس را بگیرد !

    به قول تو فیلم هندی شد رفت :head:

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: