Performancing Metrics

دانلود فصل‌ها

دانلود فصل دوم؛ فرمانده محافظین

نویسنده م.م.استارک

سلام با یه فصل دیگه در خدمت شما عزیزان هستیم. همون فصلی که وعده‌اش رو بهتون داده بودیم. اولین فصل از دورن. شهر شن و آفتاب. نکته‌ای که می‌تونم در مورد کتاب چهارم بهش اشاره کنم، ارتقای نثر مارتین در کتاب چهارم نسبت به کتاب‌های قبلیه. این امر در شیوه‌ی نگارش کتاب به خوبی خودش رو نشون میده. میشه قاطعانه گفت که مارتین پخته‌تر شده و هنرمندانه‌تر نوشته. این به نفع شما خوانندگان و باعث سختی کار ما مترجمین شده. نمود این افزایش کیفیت در فصل قبل مشهود بود و در این فصل دوباره جلو‌ه‌گری می‌کنه. توصیه می‌کنم که این فصل رو با دقت و لذت بخونین،‌ چون نکات خیلی مهمی در درون خودش داره.

اینبار نمی‌خوام که در مورد گروه ترجمه و روند کار گلگی کنم. در عوض می‌خوام از همه شما که با خرید فصل‌ها از ما حمایت می‌کنید تشکر ویژه کنم. اینو بدونید مادامی که همینطور پشت ما باشید، حتی اگه شده تنهایی کار رو با قدرت ادامه میدیم. به امید اینکه افراد بیشتری با خرید فصل‌ها از کارمون حمایت کنن. بازم ممنونم.

بیایید باهم نگاهی به آغاز این فصل داشته باشیم:

«پرتقال‌های خونی خیلی وقته رسیدن.» پرنس این را وقتی که فرمانده صندلی چرخ‌دارش را به داخل ایوان هل داد گفت.

سپس برای ساعت‌ها حرفی نزد.

حرفش درباره‌ی پرتقال‌ها درست بود. چندتایی روی مرمر صورتی کمرنگ افتاده و ترکیده بودند. هر بار که هوتاه نفس می‌کشید، بوی تند و شیرینشان بینی‌اش را پر می‌کرد. بی‌شک پرنس نیز می‌توانست بوی آن را استشمام کند. او در زیر درختان و روی صندلی چرخ‌دارِ ساخته‌ی دست استاد کالیوت نشسته بود. همان صندلی چرخدار با بالشتک‌های پَرِ قو و چرخ‌هایی از جنس آبنوس و عاج که جیرجیر می‌کردند.

برای مدتی طولانی تنها صدا، صدای آب‌بازی کودکان میان حوض‌ها و فواره‌ها بود. و یک بار هم صدای نرم شلپ، وقتی یکی دیگر از پرتقال‌ها کف ایوان افتاد و ترکید. سپس فرمانده از آن سوی قصر صدای ضعیف چکمه‌هایی روی مرمر را شنید.

اُبارا. صدای قدم‌های او را می‌شناخت؛ گام‌های بلند، شتابزده و خشمگین. لابد اسبش کف به دهان آورده و خونین از ضربه‌های مهمیز او، در اصطبل‌های کنار دروازه بود. او همیشه سوار بر نریان می‌شد و مدعی بود که هیچ اسبی در دورن نیست که نتواند رامَش کند. . . و البته هیچ مردی. فرمانده صدای قدم‌های دیگری را نیز می‌شنید؛ صدای پا کشیدن‌های سریع و نرم استاد کالیوت برای رسیدن به قدم‌های اُبارا.

اُبارا سَند همیشه خیلی سریع راه می‌رفت. اون دنبال چیزیه که هیچ وقت بهش نمی‌رسه، یک وقت این حرف را پرنس در حضور فرمانده به دخترش گفته بود.

وقتی اُبارا زیر طاق سه قوسی ظاهر شد، آریو هوتاه تبر بلندش را کج کرد تا سد راهش شود. سر تبر روی چوب درخت زبان گنجشکِ کوهی به بلندای شش فوت قرار داشت، به این ترتیب اُبارا نمی‌توانست آن را دور بزند. «بانوی من، جلوتر از این نمی‌شه.» صدایش غرش بمی با لهجه‌ی غلیظ نُروُسی بود. «پرنس مایل نیستن کسی مزاحمشون بشه.»


دانلود فصل دوم؛ فرمانده محافظین


درباره نویسنده

م.م.استارک

مدیر و مؤسس سایت و سرپرست گروه ترجمه

۳۱ دیدگاه

  • ممنون. خسته نباشید میگم به همه دوستان که واسه ترجمه زحمت می کشند. همین الان وقتی برنامه ف/ی/س/ب/و/ک رو تو گوشی باز کردم سوپراز شدم اولین پست، فصل جدید کتاب بود سریع پی سی رو روشن کردم و دانلودش کردم.

      نقل قول

  • همین الان ، حکومت رابرت براتیون بر تمام وستروس به من هم برخورد چه برسد به لردهای بلند مرتبه وستروس! :D:

    همچنین قدرت واقعی تارگرین ها که حضورشون باعث می شد این لردهای مغرور جز خدمت کردن ، به چیز دیگه ای فکر نکنند رو می شه به طور کامل تصور کرد.
    شمال و جنوب و شرق و غرب وستروس رو غرور و افتخار پر کرده اما همه در برابر تارگرین ها زانو زدند .

    اما این حرفها بچه گانه است .
    اتفاقاتی که تا الان افتاده نشان می دهد ، عظمت هزاران ساله خاندان های کهن فقط به درد نغمه سرایی در تالارهای محصور بین دیوارهای بلند می خورد و نه بیشتر .

    این تیزی فولاد و برندگی سیاست است که واقعا”‌ مهمه نه غرور و شرافت و تاریخ خانوادگی .

      نقل قول

  • من همه این غلط املایی ها رو درست کرده بودم اما مثل اینکه ویرایش اعمال نشده ، دوستان بابت پر غلط بودن نظر بنده ، ما را ببخشایند !

      نقل قول

  • magenta:
    من همه این غلط املایی ها رو درست کرده بودم اما مثل اینکه ویرایش اعمال نشده ، دوستان بابت پر غلط بودن نظر بنده ، ما را ببخشایند !

    من یه خورده اون بخش اول کامنتت رو نفهمیدم. میشه بیشتر توضیح بدی؟ :scratch:

      نقل قول

  • سلام
    ممنون بابت زحماتی که می کشید و خدا قوت به همه دوستان گروه ترجمه.
    من جز اونایی بودم که به ۵ فصل بیرون دادن رای دادم ولی حالا وقتی می بینم فصل جدید اومده اصلا نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم و دانلودش نکنم :cun: من رفتم بخونمش :D: :D: :D:

      نقل قول

  • م.م.استارک: من یه خورده اون بخش اول کامنتت رو نفهمیدم. میشه بیشتر توضیح بدی؟

    اول باید بگم که با ویرایش درگیر بودم ، انگار اعمال نمی شد اما الان که نگاه می کنم می بینم که درست شده !
    بگذریم .
    منظورم این بود که با وجود استارک ها و آهن زاده های مغرور و جنگاوری که اتفاقآ” خیلی شبیه هم هستند .
    لنیسترهای ثروتمند و اهالی پرجمعیت و تا حدودی مکار ریچ و در آخر این دورنی های نازنین ، پادشاه شدن رابرت فقید کمی با استانداردهای پادشاهی بر وستروس فاصله داشت احتمالا” .
    که صد البته این بی کفایتی ذاتی رابرت منجر به همچین اوضاعی در وستروس شده است .

      نقل قول

  • سلام و خسته نباشید.
    این آیتم تعداد برای خزید فصل اضافه است. من سرعت نتم کم بود دو بار حساب شد. برگردوندم و یکبار دیگه زدم شد سه فصل. حالا باید برم بیرون و برگردم که سبدم صفر بشه تا بتونم این فصل رو بخرم. (دکمه مثبت و منفی کار نکرد)
    در هرحال خسته نباشید. اگر نظری میدیم برای اینه که روز به روز سایت بهتر بشه.
    (ضربدر رو زدم سبد خالی شد)

      نقل قول

  • Valar:
    سلااااام و خسته نباشید اساسی

    آقا میشه حال بدین یه لینک از دانلود کل کتاب سوم بزارین ؟

    نمیدونم واقعاً مشکل از کجاست که دوستان در پیدا کردن لینک‌های دانلود اینقدر دچار مشکل میشن. فقط و فقط کافیه روی لینک کتابخانه وینترفل در بالای سایت کلیک کنید. لینک دانلود تمام کتاب‌های موجود تو سایت اونجا هست
    به همین راحتی

      نقل قول

  • این فصل خیلی زیبا و جذاب بود من اسپانیول ها رو خیلی دوست دارم مثل این که مارتین دورن رو با اقتباس از اونا ساخته ، مثل پرتقال رسیده خوشمزه بود ! پرتقال رسیده خونی !

      نقل قول

  • نمیدونم واقعاً مشکل از کجاست که دوستان در پیدا کردن لینک‌های دانلود اینقدر دچار مشکل میشن. فقط و فقط کافیه روی لینک کتابخانه وینترفل در بالای سایت کلیک کنید. لینک دانلود تمام کتاب‌های موجود تو سایت اونجا هست
    به همین راحتی

    بالای صفحه خیلی شلوغه
    با اینکه جلو چشمه آیتم ها ولی سخت میشه پیداشون کرد
    خیلی مهمه که کار با سایت راحت باشه

      نقل قول

  • دوستانی که کتاب رو میخرند لطف کنند درباره کیفیت کار(ترجمه -تایپ-هماهنگی اسامی-صفحه بندی) هم نظر بدن بد نیست . باتشکر

      نقل قول

  • شهروز:
    بالای صفحه خیلی شلوغه
    با اینکه جلو چشمه آیتم ها ولی سخت میشه پیداشون کرد
    خیلی مهمه که کار با سایت راحت باشه

    شاید حق با شما باشه. :scratch:
    تو اولین فرصت یه دستی به سر و روی اون بالا هم می‌کشم

      نقل قول

  • سلام
    استارک جان اینم اولین فصل از دورن….
    الوعده وفا :)
    You forgot him
    You ignored him
    You to ro khoda ye chahar khat Az red viper benevis

      نقل قول

  • وقت نکردم همشو بخونم ولی ۲ ۳ صفحه اول فصل ۰ـو خوندم هر صفحه یه غلط داشت!!!(جا افتادگی)
    اگه آن شدی که چه بهتر وگرنه میلشون میکنم واست!

      نقل قول

  • سلام و شدیدا خدا قوت.
    من ۲بار دانلود کردم،اما نتونستم بازش کنم،نزنم یه بار دیگه دانلود کنم و باز دوباره باز نشه? چی میشه ینی?
    ینی ۶۰۰ پر? :winksmile:

      نقل قول

  • Oo0oO: نمی دونستم فروشگاه همچین امکانی داره.
    دستت مرسی.

    خوشحالم که مشکلت حل شد.
    باید بگم خیلی از این موارد تو تاپیک آموزش خرید از فروشگاه توضیح داده شده. دوستان اگه به این مطلب مراجعه کنند در خیلی از موارد به راه حل مشکلشون می‌رسن.

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: