Performancing Metrics

دانلود فصل‌ها

دانلود فصل سی و هشتم؛ جیمی

نویسنده م.م.استارک

این بار دیگه نذاشتیم زیاد منتظر انتشار فصل جدید بمونید، ایشالا سعی میکنیم تا آخر کتاب چهارم هم همین روند رو حفظ کنیم. شما هم دعا کنید.

سنجاق نگه‌دارنده ردای سر بریندِن تالی ماهی سیاهی ساخته شده از طلا و شبق بود. زره زنجیری‌اش خاکستری و محکم بود. روی آن ساق‌بند، گلوپوش، دستکش فولادی، زره شانه و زانوبندی از فولاد سیاه شده‌ به تن داشت، اما تیرگی ظاهرش هیچ به پای حالت عبوس چهره‌اش نمی‌رسید که تنها، سوار بر اسب جنگی شاه‌بلوطی رنگ با بَرگُستوانیسرخ و آبی، در انتهای پل متحرک انتظار جیمی لنیستر را می‌کشید

هیچ از من خوشش نمیاد. صورت زمخت تالی، زیر انبوهی از موهای ضخیم خاکستری، بادگَزیده و پر از چروک‌های عمیق بود، اما جیمی هنوز هم می‌توانست آن شوالیه بزرگی که زمانی ملازمی را با داستان‌های “شاهان ناین پنی” شیفته خود کرده بود، ببیند. سم‌های شرافت روی تخته‌های پل متحرک صدا می‌کرد. جیمی زمان زیادی را عمیقاً به این موضوع اندیشیده بود که زره طلایی‌اش را برای این ملاقات بپوشد یا زره سفیدش را؛ در نهایت نیم‌تنه‌ای چرمی و ردای سرخ به تن کرده بود.

جیمی حدود یک یارد مانده به سر بریندن اسبش را متوقف کرد و سرش را به احترام مرد مسن‌تر پایین آورد. تالی گفت: «سلام شاه‌کُش.»

پشت این حرف که به عنوان اولین کلام از دهانش خارج می‌شد معانی فراوانی نهفته بود، اما جیمی مصمم بود خشمش را کنترل کند. جواب داد: «ماهی‌سیاه. ممنون که اومدی.»

سر بریندن گفت: «گمونم برگشتی عهدی که با برادرزاده‌ام بستی رو ادا کنی، تا اونجایی که یادمه به کتلین قول دادی در عوض آزادیت دختراش رو بهش برگردونی.» و با چهره‌ای عبوس ادامه داد: «با این حال دختراش رو اینجا نمی‌بینم. کجان؟»

لازمه مجبورم کنه به زبون بیارم؟ «دخترا پیش من نیستن.»

«حیف شد. حالا اومدی که اسارتت رو از سر بگیری؟ سلول قدیمیت هنوز قابل استفاده است. رو زمین حصیر نو پهن کردیم.»


دانلود فصل سی و هشتم؛ جیمی


درباره نویسنده

م.م.استارک

مدیر و مؤسس سایت و سرپرست گروه ترجمه

۲۶ دیدگاه

  • عالیه. فصل قبل رو چهاردهم منتشر کرده بودید و فاصله
    بین این دو فصل می شود ۶ روز که این فوق العادست.
    امیدوارم با همین سرعت و کیفیت شاهد ادامه کار باشیم.
    خیلی ممنون. :good: :good: :good: :good: :good: :good: :good:

      نقل قول

  • اینو قبلا گفتم بازم میگم
    اژدهایان خوب بدانند در وستروس
    گر پدر مرد، شمشیر پدری هست هنوز
    زنده باد لنیسترها ( به جز سرسی :D: )
    با این که جنا گفت تیریون کپی برابر اصل تایوینه، ولی جیمی هم داره یه سیاستمدار خوب مثل پدرش میشه.
    چپترهاش عالی و عالیتر میشن :yes:

      نقل قول

  • هیچ وقت فکر نمی کردم (زمان خوندن کتاب های ۱ تا ۳) روزی برسه که اینقدر تو ذهنم بتونم با جیمی همراهی کنم و از شنیدن فکرهاش لذت ببرم… خیلی منتظر فصل جیمی بودم
    خدایی اگه سرسی نبود اصن خاندان لنیستر خیلی سعادت بیشتری تو داستان نصیبشون میشد :yes: :yes:
    ممنون از سرعت خوب این دفعه :good: :good: :good: انشاالله در ادامه کتاب ۴ و همین طور ۵ همین سرعت رو شاهد باشیم و خداوند چنین سرعتی رو نصیب شخص مارتین هم کنه :aa: :aa: :aa: :aa: :aa:

      نقل قول

  • ممنون بابت فصل جدید.
    .
    .
    به نظر میاد یه دست بهای خوبی واسه این بود که جیمی یه سیاست مدار بشه :)
    تا موقعی که سالم بود از فکرش استفاده نمیکرد ولی الان که دیگه جنگاور قابلی نیست یاد گرفته از فکرش استفاده کنه.

      نقل قول

  • ممنونم استارک جان،ایشالا کتاب پنجم تا ۲-۳ ماهه دیگه تمومه،همه بگین با هم just winterfell.ir

      نقل قول

  • نمیدونم دقت کردین یا نه! چند فصل پیش که سرسی با گنجشک اعظم معامله کردو یادتونه!؟ که بهشون اجازه حمل سلاح داد!
    با این فصل مقایسش کنید! رفتار سرسی و جیمی خیلی به هم شبیه بود!! مخصوصن اون قسمت از خود راضی بودنش!

      نقل قول

  • Masood:
    نمیدونم دقت کردین یا نه! چند فصل پیش که سرسی با گنجشک اعظم معامله کردو یادتونه!؟ که بهشون اجازه حمل سلاح داد!
    با این فصل مقایسش کنید! رفتار سرسی و جیمی خیلی به هم شبیه بود!! مخصوصن اون قسمت از خود راضی بودنش!

    چه شباهتی بین رفتار سرسی و جیمی وجود داره؟
    سرسی یه احمق از خودراضیه ولی جیمی نه. سرسی گند می زنه ولی اعتماد به سقف داره ولی جیمی کارشو درست انجام میده و از خودش هم راضیه. ( شما کارتونو با هوشمندی و درایت انجام بدید احساس غرور نمی کنید؟ )

      نقل قول

  • اول اینکه :‌
    ما تن به زور نمی دهیم مگر اینکه پر زور باشه !
    این هم حکایت جیمیه ، تا شمشیر هست ، فکر چرا ، حالا قبل از هرچیز فکر می کنه که می تونه با طرف رودر رو بشه یا نه !

    دوم :
    از اینکه با قهرمانان خاندان تالی آشنا شدیم خوشحالم ، اینها هم برای خود خاندان بزرگی هستند ، کاش به بیماری استارکها مبتلا نمی شدند !

    سوم :
    یکی از مزایای داستان نغمه این است که انگار ما با چند داستان مستقل طرفیم که حتی نوع نگارش آنها هم با یکدیگر فرق می کند .
    فصل های وستروس ، آنسوی دیوار و شهرهای آزاد، سه فضای متفاوت را برای ما ترسیم می کنند .

    و فکر می کنم که این دیوار کشیدن بین فضاها تعمدی است ، برای اینکه ما یادمان باشد با سه دنیای متفاوت روبرو هستیم که قرار است روزی این فاصله ها فرو بربزد .
    همانطوری هم که می بینید سفر شخصیت ها و اتفاقات و تحولاتشان جذاب ترین بخش های داستان هستند ،
    دنریس ، جان ، برن ،سنسا ، جیمی ، بریین ،‌ترییون ،‌ هرکدام به نحوی در حال سفر هستند و هریک راه های متفاوت و متضادی را در پیش گرفته اند ، و حتی در برخی مواقع می بینیم که با یکدیگر برخورد می کنند بدون اینکه همدیگر را بشناسند ، یا از راهی می روند که اندکی قبل ، فرد دیگری آنجا بوده .

      نقل قول

  • magenta:
    سوم :
    یکی از مزایای داستان نغمه این است که انگار ما با چند داستان مستقل طرفیم که حتی نوع نگارش آنها هم با یکدیگر فرق می کند .
    فصل های وستروس ، آنسوی دیوار و شهرهای آزاد، سه فضای متفاوت را برای ما ترسیم می کنند .
    و فکر می کنم که این دیوار کشیدن بین فضاها تعمدی است ، برای اینکه ما یادمان باشد با سه دنیای متفاوت روبرو هستیم که قرار است روزی این فاصله ها فرو بربزد .

    باید بگم که هنوز طعم فضاهای متفاوت رو نچشیدی، به قول نریمان مارتین تازه تو کتاب پنجم قواعد بازی رو یاد گرفته و تونسته به معنای واقعی حال و هوا و فضای اختصاصی و حتی شویه‌ی روایت اختصاصی برای هر شخصیت بسازه. واقعاً کتاب پنجم کتاب متمایزی از چهار کتاب قبله.
    بی‌نهایت مشتاقم بدونم مارتین چطور می‌خواد این اوج بلوغ در کتاب پجم رو در کتاب ششم ارتقاء بده

      نقل قول

  • م.م.استارک: باید بگم که هنوز طعم فضاهای متفاوت رو نچشیدی، به قول نریمان مارتین تازه تو کتاب پنجم قواعد بازی رو یاد گرفته و تونسته به معنای واقعی حال و هوا و فضای اختصاصی و حتی شویه‌ی روایت اختصاصی برای هر شخصیت بسازه. واقعاً کتاب پنجم کتاب متمایزی از چهار کتاب قبله.
    بی‌نهایت مشتاقم بدونم مارتین چطور می‌خواد این اوج بلوغ در کتاب پجم رو در کتاب ششم ارتقاء بده

    خوب التماس می کنم رسما بهتون که سرعت کار رو بالا ببرید تا ما هم از این بلوغ بهره مند بشیم :cry: :cry:

      نقل قول

  • Das Reich: چه شباهتی بین رفتار سرسی و جیمی وجود داره؟
    سرسی یه احمق از خودراضیه ولی جیمی نه. سرسی گند می زنه ولی اعتماد به سقف داره ولی جیمی کارشو درست انجام میده و از خودش هم راضیه. ( شما کارتونو با هوشمندی و درایت انجام بدید احساس غرور نمی کنید؟ )

    نکتش همینه! سرسی احمق میشه! جیمی اهل عمل!(یا شمشیر!) سرسی به هدفش میرسه ولی میشه کسی که گند زده! جیمی به هدفش میرسه و برنده میشه!!(در واقع برای این دو، شانسی!!) و…
    چرا!؟ چون از سرسی متنفریم ولی از جیمی نه! اگه هر دوشون یه کار بخصوص انجام بدن، باز از کار جیمی تعریف میکنیم و از کار سرسی گلایه!!

      نقل قول

  • magenta:
    اول اینکه :‌
    ما تن به زور نمی دهیم مگر اینکهپر زور باشه !
    این هم حکایت جیمیه ، تا شمشیر هست ، فکر چرا ، حالا قبل از هرچیز فکر می کنه که می تونه با طرف رودر رو بشه یا نه !

    خب همین بی فکری جیمی باعث شکستش توی جنگ, اسیر شدنش و درنهایت قطع دستش شد.

      نقل قول

  • ببخشید یه سوال بی ربط به کتاب ضیافت کلاغها. کتاب دنیای یخ و آتش رو تقریبا کی تموم میکنین؟ اصلا چند فصل هست و این که بعد از اتمام، قیمت کتاب کامل چقدر میشه؟

      نقل قول

  • کاملیا:
    ببخشید یه سوال بی ربط به کتاب ضیافت کلاغها. کتاب دنیای یخ و آتش رو تقریبا کی تموم میکنین؟ اصلا چند فصل هست و این که بعد از اتمام، قیمت کتاب کامل چقدر میشه؟

    هیچ مشخص نیست که کی تموم بشه. ما الان اولویت اصلی رو روی کتاب چهارم گذاشتیم. بنابراین هنوز نمی‌دونم برنامه این کتاب چطور پیش میره. این بخش‌بندی‌ها رو ما خودمون انجام میدیم و اونطوری مثل کتاب اصلی فصل‌بندی نداره. حجمش تغریباً هم اندازه کتاب چهارمه. البته عکس هم داره. تصور من اینه در نهایت یه چیزی بین ۲۵ تا ۳۰ هزار تومن بشه.

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: