Performancing Metrics

مقالات

دیدن کتاب، خواندن فیلم

نویسنده نوید لنیستر
بحث سر اینکه سریال بهتر است یا کتاب ادامه داشته، دارد و خواهد داشت.خود من هم سریال رو می بینم و هم کتاب رو میخونم و هردو تا رو به یک اندازه می پسندم.مدتی پیش از روی کنجکاوی”کتاب یا فیلم” رو در گوگل سرچ کردم و به مقاله های جالبی برخوردم.در زیر یکی از این مقاله های نسبتا طولانی اما با ارزش رو می تونین مطالعه کنین :
فیلم یا کتاب؟ سینما پس از رونق گسترده­ای که یافت و به رسانه اول در فرهنگ­سازی تبدیل شد؛ همواره مورد این انتقاد قرار گرفته است که رشد خود را به بهای نابودی دیگر رسانه ­ها به دست آورده است. آیا به راستی چنین است؟ در این نوشتار فیلم را در مقابل کتاب می­گذاریم تا شاید تصویری شفاف از پاسخ این پرسش به دست آوریم.

   گاه این انتقاد از سوی صاحب نظران مطرح می­شود که پیشتر کودکان و نوجوانی که به سینما می­روند و در معرض تماشای فیلم و حوادث آن قرار می­گیرند، بدون ذره ه­ای مقاومت، اوضاع و احوال و وقایعی را که سازندگان فیلم میل دارند تا آنها جزئی از آن بشوند، می­پذیرند و از تجربه و آزمایش و تحلیل درستی یا نادرستی آن بازمی­ مانند. به عبارت دیگر، از دیدگاه این صاحبنظران، فیلم هیچ گونه نیازی به اندیشه درباره موضوع آن ندارد. از سوی دیگر تقریباً همه کودکان و نوجوانان از آن جایی که سواد بصری لازم را توسط هیچ نهاد رسمی یا رسانه­ای نیاموخته­اند، از ارزش­های هنری و زیباشناختی فیلم­ها آگاهی ندارند و نیز نمی­توانند درباره افکاری که در حوادث فیلم و لابه­لای تصاویر و روایت با ایشان در میان گذاشته می­شود، منتقدانه بیندیشند و برای جذب آن نیز هیچ زحمتی به خود نمی­دهند و در موضعی کاملاً انفعالی به سر می­برند. اما در مقابل کتاب، آنها چنین موضعی ندارند.

 آنها برای خواندن یک کتاب انرژی عقلانی خود را با حداکثر فعالیت خلاقه به کار می­برند. صاحبانِ چنین نظری بر آنند که خواندن کتاب موجب می­شود که خواننده قدرت تخیل خویش را به بهترین شکل به کار بیندازد و از آن بهره ببرد؛ در حالی که دیدن فیلم چنین توانایی­ای را به شخص نمی­دهد. در ارزیابی این نظر، نخست باید به پاسخ این پرسش پرداخت که زمانی که ما کتابی را می­خوانیم، چه رخ می­دهد؟

 باید در نظر داشت که کودکان و نوجوانان (و نیز بزرگسالان) هیچ گاه یکایک واژه­ها و عبارات را به تصاویر فکری تبدیل نمی­کنند، زیرا اگر چنین حالتی در زمان خواندن کتاب روی می­داد، بدون شک امر مطالعه با کندی پیش می­رفت. به ویژه در مورد کودکان، این کُندی، به از بین رفتن تمرکز بر مطالب کتاب ختم می­شد. در حالت عادی، کلمات فقط نشانه­هایی هستند که ما با دیدن آنها به یاد اشیا و موجودات و رویدادهایی که این نشانه­ها بیانگر آن­ها هستند، می­افتیم. البته به شرط آن که صاحب دانش بسنده در زمینه زبانی که با آن مطالعه می­کنیم، باشیم. آن دسته از معانی که با دیدن این نشانه­های قراردادی در ذهن ما حاضر می­شوند، با اشیاء موجودات و پدیده­های دنیای بیرون متفاوتند. این دسته از معانی تنها اندیشه­هایی هستند که ما درباره اشیاء موجودات و پدیده­های دنیای بیرون صاحب هستیم، یا به عبارت بهتر، نویسنده کتاب ما را وامی­دارد تا صاحب آن شویم.

به همین طریق، تصویر نیز دارای معنای ویژه­ای است که برای فهمیدن و درک آن، باید آن را آموخت. در نظر داشته باشید که یادگیری معنای تصاویر از معنای واژه­ها بسیار ساده­تر است؛ زیرا تصویر یک نشانه طبیعی است که در زمانی بسیار کودتاه، دلالت بر یک شیء یا موضوع یا شخصی می­کند که ب جای آن قرار گرفته است. در حالی که واژه­ها از آن جایی که بیشتر نشانه قراردادی هستند، ارتباط مستقیم و دست اولی با اشیا، موضوعات و اشخاصی که به جای آنها قرار گرفته­اند، ندارند.

البته باید در نظر داشت معنای تصاویر فیلم معمولاً ­با شیء یا موقعیتی که نمودار آنهاست، یکی نیست. یک نمای عمومی یا زاویه دید رو به بالا یا …، در یک فیلم، مفهومی را درباره آن شی یا موقعیت ویژه بیان می­دارد که معرف آنها با قاب­بندی دیگر از همان شی یا موقعیت نیست.

برای درک معانی سینما، گذراندندوران بلندمدت در مدرسه یا کتابهای آموزشی نیست؛ اما در هر حال این معانی را مانند معانی واژه­ها نمی­توان طوطی­وار از حفظ کرد و با تکرار آموخت. این معانی را نمی­توان در کتاب واژه­نامه گردآوری کرد یا حاضر و آماده در ذهن مهیا داشت تا با دیدن آن­ها در فیلم درک­شان کرد. هر تصویر یا صحنه، صاحب اصالت خاصی است و اگر دو فیلمساز، کارشان کاملاً و از هرجهت شبیه هم از کار دربیاید، این امر را باید یک رویداد شگفت تلقی کرد. (این شگفتی هنوز رخ نداده است!)

هر تصویر صاحب معنای ویژه خود است، اما از یک جهت، سازنده فیلم، کمابیش در این که موضوعات مورد علاقه خود را چگونه به تصویر بکشد، با محدودیت­هایی روبه­روست و همین امر، کار بیننده فیلم را ساده­تر و آسان­تر می­سازد. هرکس که فیلم بیشتری ببیند، تشخیص معنای تصاویر فیلم برایش ساده­تر می­شود. درجه­ای که او معنای تصاویر فیلم را جذب می­کند، به میزان قابل توجهی بستگی به قدرت او در تشخیص نشانه­های بصری دارد.

زمانی که کودک کتابی را می­خواند، تقریباً هیچ گاه معرف­هایی از موضوعات بحث شده در کتاب را در ذهن خود شکل نمی­دهد و درباره آنها جدا از متن کتاب نمی­اندیشد. تفکر اصیل زمانی آغاز می­شود که دست از خواندن می­کشد. (این که می­گوییم کتاب خوب، کتابی است که پس از خواندن، دریچه­های تازه­ای بر ذهن کودک و نوجوان بگشاد، براساس همین معیار است.) اگر وقفه در خواندن در میانه کتاب رخ دهد، این امر به دو دلیل صورت می­گیرد. زمانی به این دلیل که کودک نتوانسته است متوجه آن چه خوانده است بشود و زمانی دیگر به این سبب که می­خواهد افکار منتقدانه و تخیلات خویش را آزادانه به بازی بگیرد.

بدون شک ایجاد چنین درنگی در زمان دیدن فیلم امکانپذیر نیست. اما باید توجه داشت که تا آن جا که مربوط به کوشش خردمندانه و تخیل­آمیز بیننده فیلم و خواننده کتاب در وقفه ارتباط ایجاد می­شود، اختلاف بین فیلم و کتاب است. طبیعی است که کودک خواننده کتاب در موقع مطالعه هیچ گاه حالت بی­تفاوتی نسبت به آنچه می­خواند، ندارد. همین قدر که او توجه خود را به مطالبی که می­خواند معطوف می­کند، این خود، نوعی کوشش و فعالیت محسوس است. از این گذشته، او باید به طور مدام، معنای واژه­ها و عباراتی را که پشت سر هم می­آیند ترکیب کرده و از آنها یک معنای کلی به دست آورد. انجام این امر را قالب­های جملات که در ذهن و خاطره خواننده گردآوری شده، امکانپذیر می­سازند.

بیننده فیلم برای انجام همین کار، باید از انواع دسته­بندی­ها و قالب­ها استفاده کند. قالب­هایی که نقشه راه او در رسیدن به مفهوم فیلم هستند. حالت و طرز قرار گرفتن دوربین، ترکیب عوامل در تصاویر و چگونگی پشت سر هم قرار گرفتن آن­ها، موسیقی، صورت و کلام بازیگرها و … تعیین­کننده این قالب­ها هستند. در زمان دیدن فیلم، کودک یا نوجوان چه می­کند؟

او به برقراری ارتباط بین دو یا چند موضوع یا شخص در تصاویر می­پردازد و نیز آنها را مقایسه می­کند و علل و نتایج را بررسی می­کند. وی با هدایت کارگردان، نقطه دید یا عطف خویش را به دست می­آورد؛ در موقعیت شخص دیگری قرار می­گیرد و نیز می­کوشد خلاء موجود در بین تصاویر را پر سازد. او همچنین آنچه پیش خواهد آمد را پیش­بینی می­کند و در انتظار وقوع آنها می­نشیند. و نیز در لحظه لحظه فیلم، چیزهایی را که قبلاً رخ داده، به خاطر می­آورد. چرا که آنها به فهم معانی­ای که هم اکنون در حال رخ داده است، به کار می­آید.

پیش از این بیان شد که آموزش و یادگیری معانی تصاویر فیلم نیازمند صرف وقت کمتری است تا حفظ کردن معنای واژه­ها. اما از آنجا که تصاویر فیلم در حد خود متمایز هستند، می­توان این داعیه را داشت که دیدن یک فیلم نیازمند صرف فعالیت اصیل­تری است تا خواندن یک کتاب. این مسأله به ویژه زمانی کاملاً صادق خواهد بود که فراتر از وجوه سرگرم کنندگی و لذت­بخشی یک فیلم برای کودک یا نوجوان (دوعنصر بنیادین از سینمای کودک و نوجوان)، فیلم خردمندانه نیز باشد. حقیقت دیگری که نباید از نظر دور داشت این است که معمولاً زبان فیلم بسیار سطحی درک می­شود و مقصود سازنده فیلم به شکل کامل توسط تماشاگران کودک و نوجوان مفهوم نمی­شود. بسیاری از کودکان و نوجوانان تماشاگر فیلم، با دیدن اشیای مختلف در صحنه­های فیلم نمی­توانند آنچه فیلمنامه نویس و کارگردان می­خواهد درباره این اشیا بیان دارد، درک کنند.

با این حساب باید گفت آنها از فهم میزان بالایی از معانی فیلم ناتوانند. این درک سطحی و ناتمام، گاه از کاستی­های دانشی فیلمساز است؛ اما بیش از هر چیز بستگی به کاستی­های بینندگان کودک و نوجوان در تسلط بر زبان فیلم دارد. این تسلط به میزان قابل توجهی از بزرگسالان نیز وجود ندارد. بدیهی است فراتر از یک رویه سطحی، نگارنده بر این باور است که در مسیر دیدن فعالانه فیلم است که آموختن مبانی سواد بصری و زبان فیلم برای کودکان و نوجوانان ضروری می­نماید. همانگونه که تسلط بر زبان لغوی برای خواندن یک کتاب ضروری است. به همین سبب که آنان که به طور مرتب به تماشای فیلم نمی­روند، از سرعت زیاد در گذراندن صحنه­های فیلم شکایت دارند و معتقدند که دنبال کردن آنها برایشان بیش از اندازه ناراحت­کننده و خستگی­آور است.

 اگر فیلم، مناسب مقطع سنی دانش­آموزان باشد و از نظر کیفیت نیز حد قابل قبولی داشته باشد، اما برخی از آنان ناراحتی خود را با جابجایی، حرف زدن با اطرافیان و مشغول شدن با چیزی یا حتی در مواردی کوشش برای برهم زدن فضای تماشای فیلم نشان می­دهند؛ به همین امر بازمی­گردد. و نیز باید توجه داشت که کودک به تدریج و طی مراحل عقلی است که درمی­یابد اشیای جهان بیرون، چیزهای متفاوت و جدایی از خود او هستند.

اما حتی در آن زمان نیز باید دریابد که چطور فیلم­هایی را که در آن، تجارب زمان و مکان و حرکت، با آن چه او در واقعیت تجربه و احساس می­کند، تفاوت دارند؛ تعبیر کند و دریابد. او برای این که از آن چه می­بیند معنای کامل و درستی در ذهن خویش داشته باشد، باید از قدرت خلاقۀ خود بهره گیرد.

این قدرت خلاقه خود بهره بگیرد. این قدرت خلاقه ابزاری است تا او خلاء عوامل گمشده را در دنیای فیلم با آن پر کند. و البته یادآوری این نکته ضروری است که عدم درک درست معانی فیلم، به میزان دانش، تجربه، تسلط و آشنایی فیلمساز به دنیای شگرف کودکان و نوجوانان نیز وابسته است. همان امری که در مورد نویسندگان و شاعران نیز در عرصه کتاب مصداق دارد.

منبع:سایت خبر آنلاین

نویسنده:منوچهر اکبرلو

درباره نویسنده

نوید لنیستر

تلگرام: navidlannister@
اینستاگرام: navidlannister
نویسنده و مترجم مطالب سایت، ادمین کانال

۱۴ دیدگاه

  • کاش من اول کتاب رو شروع میکردم، اما زمانی کە سریال بهم پیشنهاد شد اصلا نمیدونستم سریال رو بر اساس کتاب درست کردن.. تا این کە با سایت اشنا شدم :head:

      نقل قول

  • bawar:
    راستی کسی هست pdf کتاب اول رو واسم ایمیل کنە؟؟
    اینم ایمیلم:
    bawar92@icloud.com
    (دوستان بابت اسپم معضرت میخوام)

    از همین بالای صفحه میتونی دانلود کنی دوست عزیز…

      نقل قول

  • همین الان کتاب دوم رو تموم کردم و میخام فصل دوم سریال رو دوباره ببینم!
    البته اول پنج فصل سریال رو دیدم بعد شروع کردم به خوندن کتاب ها .
    برای من اینجوری بهتر شد چون هنگام خوندن کتاب شخصیت های سریال تو ذهنم نقش می بنده و یه جورایی راحت تر با کتاب ارتباط برقرار می کنم. هر چند سریال خیلی خلاصه اتفاقات کتاب رو مطرح میکنه و اعصابم رو خورد میکنه ولی باز هم جای شکرش باقیه جون باعث شد با مجموعه ی فوق العاده ی نغمه ای از یخ و آتش آشنا بشم.

      نقل قول

  • ساخت سریال هزینه زیادی رو می طلبه و نمیشه اونطور که باید تمام اتفاقات کتاب رو به تصویر کشید. به خاطر همین سازندگان سریال با خلاصه کردن کتاب و حذف یه تعداد از شخصیت ها (مثلا منس ریدر) یه مقدار از هزینه های سریال کم کرده. علاوه بر اون روند ساخت سریال هم به کندی پیش میره و اگر قرار بود خلاصه سازی انجام نشه ساخت سریال خیلی طول می کشید. :fight:
    به نظر من بهتره کتاب و سریال با هم مطالعه و دیده بشه.

      نقل قول

  • خلاصه مقاله بالا این میشه که ارزشمند نبودن یک فیلم بیش از هرچیز به ناتوانی کارگردان مربوطه و نه ضعف مدیوم سینما وگرنه فکر نمی کنم کسی با دیدن فیلمی مثل پدرخوانده یا leon حرف از بد بودن فیلم یا سطحی بودن بزنه یا بعد از پایان فیلم درباره اون فکر نکنه

      نقل قول

  • من اول سریال رو دیدم و بعد تا کتاب دوم خوندم.چیزی که توجه من رو جلب کرد این بود که مرگ شخصیت ها داخل کتاب نه فقط نغمه اون حس فیلم رو وارد نمیکند.به نظرم توصیفات نویسنده هیچ موقع نمیتونه حس نگاه های شخصیت ها موقع مرگ و موسیقی متن فیلم و اون هیجان رو وارد بکنه.البته من از هردو لذت بردم.چیزی که می خواستم از دوستان بپرسم این بود که به نظرتون من اول فصل ششم رو ببینم یا صبر کنم کتاب شش بیاد؟

      نقل قول

  • aaa:
    من اول سریال رو دیدم و بعد تا کتاب دوم خوندم.چیزی که توجه من رو جلب کرد این بود که مرگ شخصیت ها داخل کتاب نه فقط نغمه اون حس فیلم رو وارد نمیکند.به نظرم توصیفات نویسنده هیچ موقع نمیتونه حس نگاه های شخصیت ها موقع مرگ و موسیقی متن فیلم و اون هیجان رو وارد بکنه.البته من از هردو لذت بردم.چیزی که می خواستم از دوستان بپرسم این بود که به نظرتون من اول فصل ششم رو ببینم یا صبر کنم کتاب شش بیاد؟

    به نظر من بهتره هردوتا رو ببینی.چون به احتمال زیاد اول سریال میاد، تماشاش کن.فصل ششم یه سری از خط های داستانی کتاب های قبلی رو تکمیل میکنه و مابقی هم بنظر میاد که مربوط به اتفاقات کتاب ششمه(شاید هم زاده ذهن نویسنده ها باشه).

      نقل قول

  • این یه سوال بی ربط به این پسته ولی کسی می تونه بگه این (همه مردان باید بمیرند) یعنی چی؟؟خب این چه معنی میده بعد میگن که شعار کتاب و سریال هم هست اگه میشه ادمین یا دوستان بتونن جواب بدن ممنون میشم… :scratch:

      نقل قول

  • علی:
    این یه سوال بی ربط به این پسته ولی کسی می تونه بگه این (همه مردان باید بمیرند) یعنی چی؟؟خب این چه معنی میده بعد میگن که شعار کتاب و سریال هم هست اگه میشه ادمین یا دوستان بتونن جواب بدن ممنون میشم…

    نمیدونم حرف ماتین باشه یا نه ولی یه جایی همین سوالو ازش پرسیدن و مارتین هم در جواب گفت:دقیقا کجای همه مردان باید بمیرند رو متوجه نشدید :D:

      نقل قول

  • خخخ جدا پس خیلی ضایع شدم… :D:
    همین امروز فیلم و تموم کردم یعنی تا اخر فصل پنج…
    حالا که میبینم میفهمم واقعا همینه یعنی همه مردان میمیرند و هیچ کسی پیش اقای مارتین امنیتی نداره…عجیب ترین فصل بود…ولی خدا کنه که جان نمرده باشه و تو فصل شیش بیاد :head:

      نقل قول

  • علی: همین امروز فیلم و تموم کردم یعنی تا اخر فصل پنج…
    حالا که میبینم میفهمم واقعا همینه یعنی همه مردان میمیرند و هیچ کسی پیش اقای مارتین امنیتی نداره…عجیب ترین فصل بود…ولی خدا کنه که جان نمرده باشه و تو فصل شیش بیاد

    علی جان لطفا اول اخطار اسپویل رو بده چون بعضی از دوستان هنوز پنج کتابو کامل نخوندن.
    اینم نظر من در مورد جان:
    به احتمال زیاد توسط ملیساندرا زنده میشه

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: