Performancing Metrics

اخبار

دیدگاه جرج مارتین راجع به تغییرات فراوان سریال نسبت به کتاب‌ها

نویسنده م.م.استارک

نگران نباشید، در این پست خطر اسپویل وجود ندارد.

با افزایش اختلاف رو به رشد بین کتاب و سریال تلویزیونی، برخی اتفاقات هر از گاهی می‌افتد؛ اتفاقی مانند هجوم طرفداران به وبلاگ مارتین برای شکایت و درخواست اعلام نظر او دیگر تعجب‌برانگیز نیست.

و قابل تحسین است که یک بار دیگر این درخواست‌ها از طرف مارتین رد شدند. آخرین باری که اتفاق مشابهی افتاد، (فصل قبل، زمانی که طرفداران از صحنه بین جیمی و سرسی که در سپت اتفاق افتاد عصبانی شدند) مارتین حرف بدی راجع به بنیوف، ویس (سازندگان سریال) یا هر فرد دیگری که در ساختش مشارکت داشته نزد. سریال و کتاب از هم جدا هستند. مارتین قضاوتی راجع به تغییرات نخواهد کرد، چون سازندگان سریال بهترین چیزی را که بتوانند می‌سازند. این دقیقاً موضِعی‌ست که راجع به تغییرات هفته‌های اخیر گرفته شده.

او می‌گوید:

اسکارلت اوهارا چندتا بچه داره؟ سه تا در رمان. یکی در سریال و هیچی در زندگی واقعی، اون یه شخصیت خیالیه، هیچوقت وجود نداشته، سریال و کتاب از هم جدا هستند. دو روایت مختلف از یک داستان.

از قسمت اول فصل اول تفاوت‌هایی بین کتاب و سریال وجود داشته. مدت زمان طولانیه که من از اثر پروانه‌ای می‌گم. تغییرات جزئی به تغییرات بزرگ و تغییرات عظیم منجر می‌شه. HBO کار سخت و غیر ممکن برای اقتباس از رمان بسیار طولانی و بسیار پیچیده با لایه‌های داستانی زیاد و داستان‌های فرعی، تناقضات و راویان غیرقابل اعتماد، تغییر راوی‌ها و ابهامات زیاد، و کارکترها و شخصیتهای زیاد و… را در بیشتر از چهل ساعت کار تلویزیونی آورده است.

روی هم رفته به ندرت پیش میاد که یک سریال تلویزیونی به منبع اصلیش وفادار بمونه. (اگه شک دارید با طرفداران Harry Dresden یا خوانندگان رمان Sookie Stackhouse یا طرفداران کتاب WALKING DEAD  صحبت کنید). . . هرچه سریال جلوتر میره اثر پروانه‌ای بیشتر نمایان میشه. و حالا به نقطه‌ای رسیدیم که اثر بال زدن پروانه تبدیل به طوفان شد مانند اتفاقی که اخیراً برای ایمیل من افتاد و در حال غرق شدن در ایمیل‌های طرفداران است.

و یک یادآوری:

از همان فصل اول گفته‌ام که اینجا (وبلاگ مارتین) جایی برای مباحثه و مذاکره در باره سریال نیست. لطفاً رعایت کنید.

مؤدبانه‌تر از این نمیشه گفت.

ترجمه: بهنام

پی نوشت:

توضیح اثر پروانه‌ای در ویکی پدیا:

اثر پروانه‌ای به این معناست که تغییر جزیی در شرایط اولیه می‌تواند به نتایج وسیع و پیش‌بینی نشده در ستاده‌های سیستم منجر گردد و این سنگ بنای تئوری آشوب است. (جیسون،۱۹۹۶) در نظریه آشوب یا بی‌نظمی اعتقاد بر آن است که در تمامی پدیده‌ها، نقاطی وجود دارند که تغییری اندک در آنها باعث تغییرات عظیم خواهد شد و در این رابطه سیستم‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و سازمانی، همچون سیستم‌های جوی از اثر پروانه‌ای برخوردارند و تحلیلگران باید با آگاهی از این نکته مهم به تحلیل و تنظیم مسائل مربوطه بپردازند (الوانی، ۱۳۷۸).[۱]

ایدهٔ این‌که پروانه‌ای می‌تواند باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در ۱۹۵۲ در داستان کوتاهی به نام آوای تندر اثر ری بردبری مطرح شد. عبارت «اثر پروانه‌ای» هم در ۱۹۶۱ در پی مقاله‌ای از ادوارد لورنتس به وجود آمد. وی در صد سی و نهمین اجلاس ای‌ای‌ای‌اس در سال ۱۹۷۲ مقاله‌ای با این عنوان ارائه داد که «آیا بال‌زدن پروانه‌ای در برزیل می‌تواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟»

درباره نویسنده

م.م.استارک

مدیر و مؤسس سایت و سرپرست گروه ترجمه

۲۱ دیدگاه

  • به شخصه فقط سریال رو می بینم و هیچ علاقه ای به خوندن هیچ کتابی ندارم. پس این تفاوت ها رو من هیچ وقت احساس نمی کنم؛ تنها نکته مثبت نخوندن کتاب همینه به نظرم :scratch:

      نقل قول

  • نمیدونم چرا شما انقدر روی سریال حساس شدین….به نظر من تا الان اگه شخصیتیو حذف کردن به خاطر این بوده که تاثیر زیادی روی روند داستان نداشته….اگرم مثلا جزایر اهنو نشون نمیدن شاید میخوان واسه فصل بعد بذارن…اخه تو ده تا قسمت این همه ماجرا جا نمیشه مثل همون قسمتای برن که گذاشتن واسه فصل دیگه….سرنوشت شخصیتا که عوض نشده،خیلیشون با همون مسیر،بعضیام با یه مسیر مشابه پیش میرن خیلی بعیده که بخوان تغییر اساسی بدن.حتی اگه الانم ما فکر کنیم یه تغییر خیلی زیادیه ممکنه اخر سر اینطور نباشه.خدایی سریال خیلی قشنگه،کتابم قشنگه.حیفه اینهمه از سریال ایراد بگیریم.

      نقل قول

  • بهترین کار ممکن رو کردن آفرین بنیوف و ویس آفرین مارتین. من سریال رو میبینم و تازه کتاب رو از کتاب چهارم شروع کردم پس یه داستان دیگه رو میخونم :yahoo:
    آدرس وبلاگ مارتین رو دارین لطفا بگین ممنون میشم.

      نقل قول

  • محمود:
    به شخصه فقط سریال رو می بینم و هیچ علاقه ای به خوندن هیچ کتابی ندارم. پس این تفاوت ها رو من هیچ وقت احساس نمی کنم؛ تنها نکته مثبت نخوندن کتاب همینه به نظرم

    پس چیزهایی زیادی رو از دست دادینه دوست عزیز
    سریال نمیتونه حتی نصف چیزی رو که توی کتاب ها هست نمایش بده!
    دنیایی که توی کتاب مارتین ساخته خیلی دنیای فوق العاده تری داره نسبت به سریال…
    من خودم هیچ وقت نتونستم نگاه فیلم های هری پاتر کنم
    هر وقت میخواستم نگاه کنم بعد پنج دقیقه قطع میکردم
    کلا کتاب ها به دلیل محدودیت زمان،مالی،مکانی و …. اصلا نمیتونند نزدیک به کتاب هم بشوند.

      نقل قول

  • محمود:
    به شخصه فقط سریال رو می بینم و هیچ علاقه ای به خوندن هیچ کتابی ندارم. پس این تفاوت ها رو من هیچ وقت احساس نمی کنم؛ تنها نکته مثبت نخوندن کتاب همینه به نظرم

    من به عنوان کسی که هر دو رو دیدم و خوندم، میگم سریال نسبت به بقیه سریالا عالیه و نسبت به کتاب افتضاحه!!
    اصن شما اون سرسی تو سریالو ببینید، با توی کتاب مقایسه کنید!! به یقین توی سریال خیلی باهوشتر از کتابه!! یا اون جایی که تیریون فرار کرد، فقط شرارت تیریونو نشون داد نه انتقامشو!! همین که سرسی رو باهوش کرده و تیریونو نادون و شرور، خودش ساخت یه داستان دیگه ست!! که البته در مقابل داستان اصلی بی معنا جلوه میکنه!

      نقل قول

  • به نظرم مردم زیادی حساس میشن رو این موضوع…
    اولا در نظر بگیرید که خیلی ها اصن کتاب رو نمی خونن و فقط بیننده سریال هستند
    دوما شماهایی که حساسین به نظرم اول کتاب رو بخونید بعد سریال رو ببینید

      نقل قول

  • بین کتاب و سریال هیچ تفاوتی وجود ندارد ،
    هرآنچه که در هزاران صفحه کتاب اتفاق می افتد فقط برای رسیدن به صفحه اخر و نتیجه گیری است .
    به این سناریو توجه کنید :
    آریا استارک شاهد اعدام پدرش بوده و بعد به سمت معبد بی چهره ها رفت .

    آیا مهم است چطور این مسیر طی شد ؟
    مسلما”‌نه

    چیزی که به سختی و البته ظرافت طی چند صد صفحه نوشته شده بود را نمی توان در یک یا دو ساعت فیلم نشان داد و البته در این میان ظرافت داستان از دست می رود ، به عنوان مثال هنوز پرتقال های خونی ،مرمر صورتی و هوزهای ابی دورن در ذهنم است ! و این را نمی توان با ده دقیقه نشان داد.
    البته کاش سریال ۲۰ قسنتی بود و در هر قسمت ، مانند فصل های کتاب ، هر قسمت به یک بخش اختصاص داشت .

    درباره اضافات هالیوودی هم صحبت نمی کنم ، چون آنها هم باید طبق یک اصول نوشته و نانوشته عمل کنند که خیلی هم بی سلیقه هستند این دوستان !

    به نظر من تا امروز ، بنیادی ترین تغییر برای سنسا بود که همین نشان می دهد ، مسیر وی در کتاب هم حتما”‌به قلعه وینترفل و یا اطراف آن خواهد رسید ،

      نقل قول

  • به نظرم کتابخونا دیگه واقعا شورشو در میارن… نمی دونم چرا اصرار دارید که همه چیز عین کتاب پیش بره؟ اگر قرار باشه عین کتاب سریال رو بسازن مجبورن هر فصل رو ۴۰ قسمت ۱ ساعته کنن و بسازن آخرشم خیلی جاهاش خسته کننده میشه…. این سریال برای خودش خیلی محبوبه و داستان خودش رو داره که اصل مطلب رو مثل کتاب ادا می کنه ولی اصلا قرار نیست در جزئیات از اون پیروی کنه…

      نقل قول

  • من نمی‌دونم چرا برخی دوستان بر علیه سایت یا کتاب‌خون‌های سایت موضع می‌گیرن؟!
    این مطلب رو که ما ننوشتیم، تو یکی از مهمترین سایت‌های نغمه‌ای منتشر شده و ما ترجمه‌اش کردیم. تازه این مطلب یه جور تایید سازندگان سریاله، چون مارتین کار اونها رو تایید کرده.
    اگر هم این مدت اینجور مطالب زیاد بوده، خب معلومه چون بحث روز نغمه‌های دنیاست که نسبت به سریال موضع می‌گیرن.
    دوستان لطفاً منطقی باشند و بدون تعصب حرف بزنن. دقت کنید، خود من به عنوان مدیر سایت از اول شروع فصل ۵ تا به امروز هیچگونه انتقادی از سریال نکردم، چون اصولاً ۲ فصل کلاً بی‌خیال تماشای سریال شدم و خب واقعاً برام مهم نیست چقدر سریال با کتاب تفاوت پیدا کرده. حتی به شخصه از این قضیه راضی هم هستم، چون داستان کتاب‌ها دست نخورده می‌مونه.
    ما به عنوان یه بخشی از وظیفه‌مون پوشش دهنده اخبار روز دنیای نغمه هستیم. حالا ممکنه برخی از این اخبار و اظهار نظرات خوشایند برخی طرفداران سریال نباشه. صعه صدر داشته باشید.

      نقل قول

  • Ace: پس چیزهایی زیادی رو از دست دادینه دوست عزیز
    سریال نمیتونه حتی نصف چیزی رو که توی کتاب ها هست نمایش بده!

    Masood: من به عنوان کسی که هر دو رو دیدم و خوندم، میگم سریال نسبت به بقیه سریالا عالیه و نسبت به کتاب افتضاحه!!

    من هیچ ادعایی نکردم که سریال بهتر از کتابه؛ قطعا اگه کتاب نبود سریالی هم نبود و قطعا سریال نمیتونه همه چیز رو عین کتاب نشون بده به خاطر محدودیت هایی که گفتین.
    اما مسئله اینه که این سریال به نظر من به بهترین شکل ممکن ساخته شده و اگه قرار بود همه جزئیات عین کتاب بشه، هزاران نفری که کتابو خوندن میلی به سریال نشون نمیدادن چون از همه چیز خبر داشتن؛ به نظرم بهترین کار اینه که با هم مقایسه نشن و سریال رو با سریالای دیگه، کتاب رو با کتاب های دیگه مقایسه کرد

      نقل قول

  • م.م.استارک:
    من نمی‌دونم چرا برخی دوستان بر علیه سایت یا کتاب‌خون‌های سایت موضع می‌گیرن؟!

    من همچین جسارتی نکردم استارک جان؛ من خودم رو در حدی نمیبینم که از کتابی که میتونه الهام بخش همچین سریالی باشه انتقاد کنم فقط همونطور که شما گفتین میگم مقایسه یه سریال با یه کتاب اشتباهه.

      نقل قول

  • تناقضات و راویان غیرقابل اعتماد
    مارتین دوست داشتنی!
    یعنی دارم میمیرم بفهمم سانسا و راوی غیر قابل اعتماد بودن چه معنی میتونه داشته باشه!

      نقل قول

  • روس بولتون:
    تناقضات و راویان غیرقابل اعتماد
    مارتین دوست داشتنی!
    یعنی دارم میمیرم بفهمم سانسا و راوی غیر قابل اعتماد بودن چه معنی میتونه داشته باشه!

    :cheer: :cheer: :cheer: :cheer:
    چه عجب! بالاخره یکی این نکته رو دید.
    از دیروز تا حالا هی دارم حرص می‌خورم چرا هیشکی متوجه این جمله مارتین نشد :head:
    خیلی چیزا می‌تونه زیر و رو بشه با این حرف.
    یادمه یه بار در این مورد با هم صحبت کرده بودیم. اونجا در مورد سانسا بود. دیگه کی می‌تونه باشه؟

      نقل قول

  • وجود راوی غیرقابل اعتماد شرورانه ترین کاری هست که یه نویسنده میتونه بکنه‏!اون بحثی که داشتیم توسایت راجب بوسیده شدن سانسا بودکه درواقع خودمن واس اولینبار اونجا متوجه تناقض شدم؛حالا اون مساله چندان مهم نبود ولی شماتصور کن شایدمسایل خیلی مهمی به چالش بیفتن؛مثلا ماجرای مرگ لیانا اغلب توسط ادارد استارک بیان شدن؛شماتصور کن شاید خیلیاش همین راوی غیرقابل اعتماد باشه‏!‏ :head:

      نقل قول

  • برای راوی غیر مطمئن خیلی دنبال مصداق های عجیب و خاص نباشید، در دنیای نغمه به دلیل وجود شایعات زیاد، پنهانکاری ها و دسیسه ها و همچنین گرایش عوام به شاخ و برگ دادن به داستان ها و وقایع, تا وقتی به همراه راوی در صحنه ی وقایع حاضر نباشیم، نمی توانیم از درستی آنچه می شنویم مطمئن باشیم.
    به عنوان مثال در دو صفحه ی پایانی فصل ۲۷-جیمی، رانت کانینگتون درباره ی داستان مبارزه بریین و خرس از جیمی می پرسد: “راسته دختره لخت جنگیده؟” ، این بدین معناست که راوی داستان به هر دلیلی -شاید از روی شیطنت- نامطمئن بوده است. ولی جیمی که خود در صحنه حضور داشته میداند که چنین اتفاقی نیافتاده. خب این یک مثال ساده بود.
    اما در همین صفحات مثال دیگری نیز وجود دارد. جایی که جیمی تصور می کند جان کانینگتون -دست سابق و مخلوع- در تبعید و بر اثر نوشیدن زیاد مرده است ، در حال که بعدا خواهیم دید چنین اتفاقی نیافتاده و هنوز نقش او در داستان ادامه دارد.

      نقل قول

  • م.م.استارک:
    چه عجب! بالاخره یکی این نکته رو دید.
    از دیروز تا حالا هی دارم حرص می‌خورم چرا هیشکی متوجه این جمله مارتین نشد
    خیلی چیزا می‌تونه زیر و رو بشه با این حرف.
    یادمه یه بار در این مورد با هم صحبت کرده بودیم. اونجا در مورد سانسا بود. دیگه کی می‌تونه باشه؟

    راوی غیر قابل اعتماد حتما نباید شخصیت pov باشه میتونه کسی باشه که داره داستان رو تعریف میکنه!
    تصور کنید یورون،دارک استار،واریس،دورن مارتل و…
    همه اینها و کلی آدم دیگه میتونن راوی غیر قابل اعتماد باشن!
    واقعا نمیدونم چه جوری میشه عظمت این مجموعه رو درک کرد!

      نقل قول

  • حتما کتاب رو بخونید..!!!!خیلی بهتر از سریاله…..البته سریال هم فوق العاده هست ولی خوب یکم کم لطفی کردند و عوض کردند داستان رو…بهتر بود کانیگتون..ارون چشم کلاغ …اگون تارگرین…کوان لانیستر و سرنوشتش و ویکتاریون گری جوی تصویر می شدند….همینطور جزام گرفتن کانیگتون…به جای جورامون تصویر میشد…اتفاق خاصی نمی افتاد به نظر من…فقط با اضافه کردن پنج دقیقه به هر قسمت سریال یا اضافه کردن دو قسمت به سریال که در اکثر سریالها شاهدش هستیم سریال فوق العاده ای از کار در میومد….هزینه هاش هم به راحتی در می اورد…شخصیتهای جذاب سریال هم بودند خط داستان هم تحریف نمی شد..

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: