Performancing Metrics

اخبار

صحبتهای مارتین درخصوص پایان سریال و انتشار کتاب بادهای زمستان

نویسنده نوید لنیستر

چندین روز پیش مارتین از طرف دانشگاهی در شمال غربی آمریکا برای شرکت در یک برنامه دعوت شد.در مقدمه آغاز این برنامه ،برای عده ای از طرفدارانش که در رشته روزنامه نگاری تحصیل میکرند ،سخنرانی کرد.وی در صحبتهایش به نحوه نوشتن کتابهایش اشاره کرد و گفت که واقعا طرفدارانش را برای سریعتر نوشتن کتابهایش درک میکند اما نمیتواند این کار را بزور انجام دهد.

من برای سالهاست که این حرفهارو میشنوم و سوال این است که من چگونه میتوان سریعتر بنویسم؟فکر کنم در حال حاضر جواب اینست:من نمیتونم.من به روش خودم مینویسم و سریال هم هرکاری کند، بازهم کتابهای من تغییری پیدا نمیکنند.

بعنوان کسیکه برای پول و زندگی مینویسد ،واقعا با او همدردی میکنم.همچنین وی سن و سالی ازش گذشته و نباید انتظار زیادی از او داشت.نوشتن کتابی به این حجم زیاد در پنج سال و یا حتی ده سال هم کار سختی است.مخصوصا اگر بدنبال کیفیت باشید ،صبر کردن برایتان آسانتر خواهد بود.

مارتین در ادامه اضافه کرد که انتظار طرفدارانش ارزش خواهد داشت .همچنین وی به کسانیکه از پایان سریال به سبک شکسپیری و قتل عام تمام شخصیتها ،نابود شدن وستروس به دست یک طوفان بزرگ و زجر دیدن همه و خلاصه یک پایان غم انگیز میترسند گفت:

فکر کنم شما به کمی امید نیاز دارین…همه ما به یک پایان خوب مشتاق هستیم.خود من یک پایان تلخ و شیرین را میپسندم.مردم ازم میپرسن که سریال چطوری تمام میشود و من به آنها پاسخ نمیدهم…ولی همیشه گفتم و بازم میگویم که منتظر یک پایان تلخ و شیرین باشید.

در کل بنظرم بهتر است مارتین را به حال خود بزاریم تا با صبر و آرامش ،کتابهارا بنویسد و تحویل ما دهد.هر چه زمان زیادتری داشته باشد میتواند داستان بهتری را تحویل ما دهد.امیدوارم خداوند عمرش را طولانی تر بفرماید.نظر شما چیست؟آیا این پایان تلخ و شیرین مارا راضی خواهد کرد؟بنظر شما این پایان تلخ و شیرین چگونه خواهد بود که ابن همه روی آن اصرار دارد؟

درباره نویسنده

نوید لنیستر

تلگرام: navidlannister@
اینستاگرام: navidlannister
نویسنده و مترجم مطالب سایت، ادمین کانال

۲۰ دیدگاه

  • تلخ و شیرین از دیدگاه مارتین:
    همه شخصیت هایی که دوست داریم می میرن (تلخ) و از اونایی که متنفر هستیم زنده می مونن (شیرین) . :unsure:

      نقل قول

  • فکر کنم تنها نکته شیرین قضیه ، پوزخند نمکین آدر بزرگ در حال نظاره کردن کوهی از جنازه خواهد بود ،
    شعار قلعه وینترفل هم تبدیل خواهد شد به : Winter finally came

    اگر قرار است جنگ بین آدر و رولور باشد ، آنوقت باید ماهیبت آنچه فرزندان جنگل می پرستند و قدرت جادویی آن (درختان) بر ما معلوم شود ،
    مسلما”‌ در همچین جنگی ، جان و دنریس یاغی خواهند بود (جلوی خدایان قدیم و جدید تعظیم نخواهند کرد)
    نه دنریس و نه جان روحیه استنیس را ندارند ، پس این کار برن خواهد بود که دستورات فراطبیعی را اجرا کند،

    در همین حال اگر در جبهه خودی شاهد ادامه جنگ باشیم نمی توان برای مبارزه با آدرها متحد شد ،
    پس امثال دنریس ، سنسا و حتی آریانه باید از حق سلطنتی خود چشم پوشی کنند تا بتوانند به جبهه خیر داستان کمک کنند ، و احتمالا” هر کدام با اطرافیان خود درگیر شوند ،
    فقط صحنه ای را که سنسا خنجری را در قلب لیتل فینگر فرو کند مجسم کنید !

    بسیار محتمل است که جیمی هم نقش مهمی ایفا کند (رهبری پیشروی ارتش انسانها به سمت دیوار همراه با جان ؟!)

    پایان تلخ و شیرین علاوه بر پیروزی انسانها با وجود تلفات بسیار می تواند مرگ شخصیت ها به صورتی قهرمانانه و برحق باشد که همزمان شیرینی و تلخی را با هم دارد ،
    اگر جیمی در کتاب اول می مرد برایش جشن می گرفتیم ، اما اگر او متحول شدنش را ثابت کرده و در مبارزه نهایی بمیرد پایانی تلخ خواهد بود که با شیرینی درستکار شدنش همراه می شود (همچین خطری همه را تهدید می کند ،
    کافی است همه شخصیت ها اول بدی های خود را برطرف کنند و بعد به دیار باقی بشتابند )
    نکته انحرافی :‌ همه شما حتما”‌ سریال لاست را دیده اید ، مهمترین محور داستان درگیری ذهنی جک شپرد با این سوال بود که علم بهتر است یا مذهب (فراطبیعی ، غیرقابل توضیح ،عرفان ، فلسفی یا هر اسم دیگری که روی ان می گذارید) در مقابل آن هم جان لاک قرار داشت که در آخر جان از طبیعت گرایی به رهبر ماورایی تبدیل شد ،
    خلاصه اینکه فکر می کنم همچین درگیری فکری را باید در کتاب شاهد باشیم ، آیا نشانه ای از ان تا به حال وجود داشته ؟

      نقل قول

  • y tanha: فقط صحنه ای را که سنسا خنجری را در قلب لیتل فینگر فرو کند مجسم کنید !

    واقعا خیلی صحنه شیرینی از آب درمیاد :good:

    ویه نکته ای هم با دوستانی که در بحث شرکت نمیکنند و پیام هاشون در حد “فصل بعدی کی میاد” هست بگم که گر صبر کنید دوستان عزیز استارک و گروهش ز غوره حلوای شیرینی خواهند ساخت فقط صبر شما ما رو میطلبه تا به قوام بیاد چون نوبتی همش میزنند :cun: پس کی میاد کی حاضر میشه راه نندازید دیرو زود داره ولی سوخت و سوز نداره البته اگه حواسشون رو پرت نکنید و نسوزوندش و B-) البته چندبرابر بیشتر هم باید برای جرج مارتین صبر کنیم چون حلوای اون بزرگتر و خودش دست تنها و پیره, ما که نمیخوایم از کت و کول بیفته :D:

      نقل قول

  • magenta:
    فکر کنم تنها نکته شیرین قضیه ، پوزخند نمکین آدر بزرگ در حال نظاره کردن کوهی از جنازه خواهد بود ،
    شعار قلعه وینترفل هم تبدیل خواهد شد به : Winter finally came

    اگر قرار است جنگ بین آدر و رولور باشد ، آنوقت باید ماهیبت آنچه فرزندان جنگل می پرستند و قدرت جادویی آن (درختان) بر ما معلوم شود ،
    مسلما”‌ در همچین جنگی ، جان و دنریس یاغی خواهند بود (جلوی خدایان قدیم و جدید تعظیم نخواهند کرد)
    نه دنریس و نه جان روحیه استنیس را ندارند ، پس این کار برن خواهد بود که دستورات فراطبیعی را اجرا کند،

    در همین حال اگر در جبهه خودی شاهد ادامه جنگ باشیم نمی توان برای مبارزه با آدرها متحد شد ،
    پس امثال دنریس ، سنسا و حتی آریانه باید از حق سلطنتی خود چشم پوشی کنند تا بتوانند به جبهه خیر داستان کمک کنند ، و احتمالا” هر کدام با اطرافیان خود درگیر شوند ،
    فقط صحنه ای را که سنسا خنجری را در قلب لیتل فینگر فرو کند مجسم کنید !

    بسیار محتمل است که جیمی هم نقش مهمی ایفا کند (رهبری پیشروی ارتش انسانها به سمت دیوار همراه با جان ؟!)

    پایان تلخ و شیرین علاوه بر پیروزی انسانها با وجود تلفات بسیار می تواند مرگ شخصیت ها به صورتی قهرمانانه و برحق باشد که همزمان شیرینی و تلخی را با هم دارد ،
    اگر جیمی در کتاب اول می مرد برایش جشن می گرفتیم ، اما اگر او متحول شدنش را ثابت کرده و در مبارزه نهایی بمیرد پایانی تلخ خواهد بود که با شیرینی درستکار شدنش همراه می شود (همچین خطری همه را تهدید می کند ،
    کافی است همه شخصیت ها اول بدی های خود را برطرف کنند و بعد به دیار باقی بشتابند )
    نکته انحرافی :‌ همه شما حتما”‌ سریال لاست را دیده اید ، مهمترین محور داستان درگیری ذهنی جک شپرد با این سوال بود که علم بهتر است یا مذهب (فراطبیعی ، غیرقابل توضیح ،عرفان ، فلسفی یا هر اسم دیگری که روی ان می گذارید) در مقابل آن هم جان لاک قرار داشت که در آخر جان از طبیعت گرایی به رهبر ماورایی تبدیل شد ،
    خلاصه اینکه فکر می کنم همچین درگیری فکری را باید در کتاب شاهد باشیم ، آیا نشانه ای از ان تا به حال وجود داشته ؟

    بنظرم شخصیتهایی مثل جیمی وسانسا و سرسی و روس بولتون و… هیچ نقشی تو جنگ یخ و اتش نخواهند داشت و فقط توی سیاست و جنگهای وستروس دخالت و فعالیت میکنند.ولی جان و دنریس و برن و آریا و شاید هم تیریون تو اون جنگ عظیم نقشهای بزرگی داشته باشند.

    y tanha:
    فصل جدید چی شد

    م م استارک عزیز بشدت مشغله دارن و حتی وقت ندارن به سایت سر بزنن،وقت هم داشته باشند روی فصلها کار میکنند.بارها دیدم که از وقت تفریحشون گذشتن و روی فصلها وقت گذاشتند.

      نقل قول

  • منم ب روند داستان خوشبینم و هنوز جذابیت های اوایلش رو واسم حفظ کرده…معتقدم با ورود هرچه بیشتر آدرها ، این نقشه های بیلیش و روس بولتون و مابقی شر هس ک نقش برآب میشه پس این بخشش واسه من شیرینه و از جنبه دیگر پیروزی حق یعنی برن استارک و نقش محوری ک بر ادامه ماجرا خواهد داشت خوش بودن داستان رو تکمیل میکنه … فراموش نشه ک ریکان استارک و حتی سانسا هم میتونن بعنوان پادشاه شمال و احیای خاندان استارک موثر باشن..
    و اما پایان تلخ هم ک تا اینجا بمعنی واقعی تلخی داشتیم دیگه نمیدونم چی بسرمون میاد :unsure:

      نقل قول

  • تو سریال وقتی دنریس رفت دنبال اژدهاش که جادوگر دزدیده بود وقتی وارد هرم شد دیدیم که دنریس از کنار تخت پادشاهی رد میشه و اونجا خراب شده :snaped: و کینگزلندیگ کلا داغون شده :lol: و دنریس رفت بیرون و تو چادر کال دروگو و پسرش رو دید فکر کنم دنریس به تخت برسه ولی بمیره :D: :cun:

      نقل قول

  • امیدوارم مارتین همیشه زنده و سالم و سرحال بمونه
    واقعا نویسنده خوبیه و مطمئناً ارزش صبر کردن رو داره

      نقل قول

  • استنیس پادشاه بر حق : دی:
    تو سریال وقتی دنریس رفت دنبال اژدهاش که جادوگر دزدیده بود وقتی وارد هرم شد دیدیم که دنریس از کنار تخت پادشاهی رد میشه و اونجا خراب شده و کینگزلندیگ کلا داغون شده و دنریس رفت بیرون و تو چادر کال دروگو و پسرش رو دید فکر کنم دنریس به تخت برسه ولی بمیره

    اون سکانس برای من خیلی جالب و بیاد ماندنیه.جدا از کتاب هم فک کنم حرفهای زیادی برای گفتن داره.بدون شک قدمگاه پادشاه نابود خواهد شد.

    Ali:
    امیدوارم مارتین همیشه زنده و سالم و سرحال بمونه
    واقعا نویسنده خوبیه و مطمئناً ارزش صبر کردن رو داره

    :aa:

    سر داووس:
    منم ب روند داستان خوشبینم و هنوز جذابیت های اوایلش رو واسم حفظ کرده…معتقدم با ورود هرچه بیشتر آدرها ، این نقشه های بیلیش و روس بولتون و مابقی شر هس ک نقش برآب میشه پساین بخشش واسه من شیرینه و از جنبه دیگر پیروزی حق یعنی برن استارک و نقش محوری ک بر ادامه ماجرا خواهد داشت خوش بودن داستان رو تکمیل میکنه … فراموش نشه ک ریکان استارک و حتی سانسا هم میتونن بعنوان پادشاه شمال و احیای خاندان استارک موثر باشن..
    و اما پایان تلخ هم ک تا اینجا بمعنی واقعی تلخی داشتیم دیگه نمیدونم چی بسرمون میاد

    وقتی ارتشی از مردگان بسمت دیوار در حال حرکتن ،دیگه مهم نیست چه کسی روی تخت آهنین نشسته…

      نقل قول

  • آدرها هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.ملت مقاوم و همیشه در صحنه هفت اقلیم تا آخرین قطره خون خویش از این خاک دفاع خواهند کرد.ما به حول قوه الهی ارتشی نیرومند داریم که سه فروند اژدهای نفربر ضدیخ و رهبری فرزانه و زاخارکشی مثل دنی و مرد میدان سیاست تفنگ آب پاش دختر کش یعنی تیریون و داریم.امروز این آدرها قصدشان تهاجم فرهنگی به این مرز و بوم است و ولی ما هیچگاه سنن سپتون اعظم را رها نخواهیم کرد همگی به ریسمان خدای آتش دست میزنیم و با پیروی از آرمانهای جان مرحوم پیام ددمنشانه خویش را به گوش این شیطان بزرگ میرسانیم.هر کدام از ما باید نقش خویش را در این نبرد ایفا کند و از این به بعد شراب آدرها حرام است خوردنشان و ما آنها را تحریم میکنیم.ومن الله توفیق. تکبیر

      نقل قول

  • لرد نوید لنیستر: اون سکانس برای من خیلی جالب و بیاد ماندنیه.جدا از کتاب هم فک کنم حرفهای زیادی برای گفتن داره.بدون شک قدمگاه پادشاه نابود خواهد شد.

    وقتی ارتشی از مردگان بسمت دیوار در حال حرکتن ،دیگه مهم نیست چه کسی روی تخت آهنین نشسته…

    مهم ایته اونایی ک از آدرها پست ترن شکست میخورن …

      نقل قول

  • همیشه لذت بخش بوده مقاله ها و اخبار جدید و همچنین خوندن نظرات عالی دیگران, :winksmile: به دانش و علاقه بعضی از رفقا رشک میبرم.

    تلخ و شیرین, اگه قراره گریه بکنی تو دامان مادرت گریه کن تلخیش از بین نمیره ولی همیشه شیرینه!!

    افکار مارتین تا چه اندازه میتونه وحشتناک باشه
    تو محدوده تفکراتم نمیگنجه ایا بغیر از کشتن ادم خوبها تلخی دیگه ای هم وجود داره!؟؟؟البته سورپرایز کردن خواننده ها در همه موارد و به باراوردن اتفاقهای عجیب غریب ناخوشایند,این بخش داستان از همه جوانب مهمتره.

      نقل قول

  • تلخی یعنی روزی سربازان روسی به برلین رسیدند و به درون کاخ خزیدند و پرچم وطن زخم خوردشان را بر ساختمان رایش کوبیدند ولی هنوز همه توماری از دوستان و آشنایانی که در طی جنگ ویران شدند و شهر هایی که زیر بمب باران با خاک یکسان شده بود در ذهن خود داشتند
    و کودکان زنان و مردانی که چه به ناحق چه به حق کشته شدند انسان های جان سختی که خلاص شدند و ترسو هایی که سنکوب کردند بدن های سوخته ای که چنان سوخته بودند که می شد خوردشان و… چه خاطرات تلخی! چه روزگار بدی !!!
    و اما شرینی ان است که هر چقدر هم وحشت ناک حال جنگ تمام شده است! حال وقت رقیصدن در مه صبح گاهی است حال وقت افتاب گرفتن دریای خزر است حال زمان برف بازی در کولاک های زمستان مسکو است حال زمان دوباره ساختن خانه هاست حال زمان کاشتن نهال درختی است کی قرار نیست زیر زنجیر تانک های المانی خورد شود وحال!زمان ((انسان بودن است نه حیوان درنده بودن))پس باید شاد بود.
    حال هر خوبی یا متقابلا هر بدی در نغمه(هر چند من به خوبی یا بدی اعتقاد ندارم)سراغ دارید با متن بالا مقایسه کنید این یعنی تلخی و شیرین البته در مثال بالا تلخی بیشتر بود.
    پی نوشته|من کلا نه قصد حمایت از شوروی یا هر گونه تصیم دیگه در باره جنگ جهانی دوم داشتم فقط خواستم کمی تلخ و شیرین را نمایش دهم!.

      نقل قول

  • استنیس پادشاه بر حق : دی:
    تو سریال وقتی دنریس رفت دنبال اژدهاش که جادوگر دزدیده بود وقتی وارد هرم شد دیدیم که دنریس از کنار تخت پادشاهی رد میشه و اونجا خراب شده و کینگزلندیگ کلا داغون شده و دنریس رفت بیرون و تو چادر کال دروگو و پسرش رو دید فکر کنم دنریس به تخت برسه ولی بمیره

    یه جای دیگه هم توی سریال بود که برن توی راهشون به سمت شما یه سری ویژن میبینه که توی یکیش نمای از بالای کینگز لندینگو نشون میده که سایه بزرگ یه اژدهای در حال پرواز روش افتاده شهر هم کاملا سالمه این میتونه نشون دهنده این باشه که دنی قبل از رسیدن زمستان به جنوب به کینگز لندینگ میرسه :scratch:

      نقل قول

  • محمد: یه جای دیگه هم توی سریال بود که برن توی راهشون به سمت شما یه سری ویژن میبینه که توی یکیش نمای از بالای کینگز لندینگو نشون میده که سایه بزرگ یه اژدهای در حال پرواز روش افتاده شهر هم کاملا سالمه این میتونه نشون دهنده این باشه که دنی قبل از رسیدن زمستان به جنوب به کینگز لندینگ میرسه

    بله این رویا مربوط به قسمت ۲ فصل ۴ هستش.شاید دروگون برای جاسوسی فرستاده بشه یا ترسوندنشون :unsure:

      نقل قول

  • این اگان دروغین رو نمیشه خیلی جدی گرفت و جان هم اگه تارگرین باشه و زنده هم بمونه بعیده بچه ای بیاره که تخت آهنین رو ادامه بده. با توجه به اینکه دنریس هم دیگه نمیتونه بچه ای به دنیا بیاره خاندان تارگرین با دنریس تموم میشه. به نظر میاد دنریس به این قسمت اصلا فکر نمیکنه. فقط مصممه تخت آهنین رو یک بار دیگه به تارگرین ها برگردونه اما بعد از مرگش چی؟ دوباره هرج و مرج؟ به هر حال پایان شیرین میتونه غلبه مادر اژدها به آدر ها باشه و مرگش و از بین رفتن نسل تارگرین ها قسمت تلخش باشه. البته بعیده مارتین همین یه ذره تلخی رو تدارک دیده باشه.

      نقل قول

  • جان تارگاریان:
    آدرها هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.ملت مقاوم و همیشه در صحنه هفت اقلیم تا آخرین قطره خون خویش از این خاک دفاع خواهند کرد.ما به حول قوهالهی ارتشی نیرومند داریم که سه فروند اژدهای نفربر ضدیخ و رهبری فرزانه و زاخارکشی مثل دنی و مرد میدان سیاست تفنگ آب پاش دختر کش یعنی تیریون و داریم.امروز این آدرها قصدشان تهاجم فرهنگی به این مرز و بوم است و ولی ما هیچگاه سنن سپتون اعظم را رها نخواهیم کرد همگی به ریسمان خدای آتش دست میزنیم و با پیروی از آرمانهای جان مرحوم پیام ددمنشانه خویش را به گوش این شیطان بزرگ میرسانیم.هر کدام از ما باید نقش خویش را در این نبرد ایفا کند و از این به بعد شراب آدرها حرام است خوردنشان و ما آنها را تحریم میکنیم.ومن الله توفیق. تکبیر

    احسنت ، خیلی حال داد این حرفات داوش :yes:

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: