Performancing Metrics

اخبار

مارتین: بانوی سنگدل در سریال حضور نخواهد داشت…

نویسنده نوید لنیستر

اگر کتاب های مارتین را خوانده باشید و همچنین سریال بازی تاج و تخت را می بینین، احتمالا از پایان فصل سوم به بعد منتظر حضور بانوی سنگدل در سریال هستین.بانوی سنگدل همان کتلین استارک است که در قسمت نهم فصل سوم در عروسی سرخ کشته شد و جسدش به رودخانه انداخته شد.در کتاب انجمن برادری بدون پرچم جسد وی را پیدا می کنند و بریک دانداریون زندگی خود را فدا می کند تا کتلین استارک برای انتقام برگردد.

خود من از پایان فصل سوم به بعد منتظر حضور این شخصیت در داستان هستم و امیدوار بودم که بنیوف و ویس، بانوی سنگدل رو وارد داستان کنن.حال که در سریال شاهد اتفاقات خط داستانی ریورلند در کتاب هستیم، آیا بانوی سنگدل هم وارد داستان  می شود؟خب بالاخره به جوابتون می رسین:

هفته پیش یک تئوری سازی نغمه ای به نام پرستون جیکوب در بالتیکان حضور داشت و مارتین را ملاقات کرد.وی همچنین با مارتین شام خوردند و وی در یوتیوب در مورد صحبت هایش با مارتین حرف های جالبی زد:

او از مارتین پرسیده بود که آیا بانوی سنگدل در سریال ظاهر میشود؟مارتین گفت نه، او از سریال حذف شده.مارتین گفت که اگر در داستان سریال دخالت می کرد اوضاع متفاوت تر بود اما او مشغول نوشتن کتاب ششم است.

به عنوان یکی از طرفداران بانوی سنگدل از این کار ناراحت و ناامید شدم.بانوی سنگدل از داستان حذف شده و خدا می داند که داستان ریورلند چگونه پیش خواهد رفت.البته تا حدودی هم برای آوردن این شخصیت به داستان کمی دیر شده اما حضورش باعث دلگرمی ما بود. :ssad:

درباره نویسنده

نوید لنیستر

تلگرام: navidlannister@
اینستاگرام: navidlannister
نویسنده و مترجم مطالب سایت، ادمین کانال

۶۹ دیدگاه

  • حیف شد پس شخصیتی که برمیگرده هاونده
    ببخشید یه سوال در وستروس یه مرد همزمان میتونه دو زن داشته باشه؟
    اخه من یه جا شنیدم نمیشه، پس اگه اینطور باشه جان در هر صورت یه حرامزاده خواهد بود
    ممنون میشم جوابمو بدین

      نقل قول

  • لیدی استون هارت اگه بخواد بیاد مگه چیکار میتونه بکنه ؟؟؟؟
    d&d هم حتما اخر داستانو میدونن که اینو برنگرنوندن . به نظر من هم مارتین خواسته که کتاب خونا رو اذیت کنه وگرنه انجمن برادری مگه چند نفرن که بتونن تاثیر گذار باشن…

      نقل قول

  • یه سوال چن وقت پیش یه چیزی منتشر کردید در مورد اینکه ویراستار مارتین ازش پرسیده بود کلدهندز همون بنجن استارکه که مارتین جواب داده بود نه ولی تو سریال دیدیم که شخصیتی که در واقع نقش کلدهندزو ایفا کرد بنجن بود.

      نقل قول

  • برن:
    حیف شد پس شخصیتی که برمیگرده هاونده
    ببخشید یه سوال در وستروس یه مرد همزمان میتونه دو زن داشته باشه؟
    اخه من یه جا شنیدم نمیشه، پس اگه اینطور باشه جان در هر صورت یه حرامزاده خواهد بود
    ممنون میشم جوابمو بدین

    خیر

      نقل قول

  • محسن:
    یه سوال دارم..آیا آگان ششم هم از سریال حذف شده؟

    بعد از فصل ششم کمتر از بیست قسمت مونده(احتمالا ۱۳ قسمت).تو فصل ششم که خیلی بعیده بیارنش.با وجود اون همه خ داستانی بعید میدونم یه مدعی تاج و تخت دیگه رو تو فصلای آخر وارد داستان کنن.

      نقل قول

  • دروغه. یا از سمت مارتین یا از سمت یارو خبرنگاره. با توجه به سفر جیمی و بریین به ریوران اون هم همزمان و دیده شدن دوباره والدر فری ملعون بعد از سال ها و اشاره ای که به گروه برادری و دردسر هاش برای فری ها شد با اطمینان میگم که بانوی سنگ دل رو در چند قسمت آینده خواهیم دید. البته شاید هم واقعا بانوی سنگدل در کار نباشه و مثل قضیه یارا مثلا اسمش باشه دارک لیدی. یاد استار وارز افتادم. یا مثلا به جای کتلین سانسا بعد تاریکش دوباره فعال شه و یا بازگشت آریا به وستروس که با توجه اتفاقات اخیر محتمله. به هر حال فری ها باید تقاص گناهشون رو ببینن. در ضمن اگه حرف مارتین رو باور دارید که دیگه هیچی. آخه مارتین کی راست گفته؟ مثلا کتاب شش قرار موقع کریسمس تو ویترین کتابفروشی ها باشه.

      نقل قول

  • barristan selmy:
    دروغه. یا از سمت مارتین یا از سمت یارو خبرنگاره. با توجه به سفر جیمی و بریین به ریوران اون هم همزمان و دیده شدن دوباره والدر فری ملعون بعد از سال ها و اشاره ای که به گروه برادری و دردسر هاش برای فری ها شد با اطمینان میگم که بانوی سنگ دل رو در چند قسمت آینده خواهیم دید. البته شاید هم واقعا بانوی سنگدل در کار نباشه و مثل قضیه یارا مثلا اسمش باشه دارک لیدی. یاد استار وارز افتادم. یا مثلا به جای کتلین سانسا بعد تاریکش دوباره فعال شه و یا بازگشت آریا به وستروس که با توجه اتفاقات اخیر محتمله. به هر حال فری ها باید تقاص گناهشون رو ببینن. در ضمن اگه حرف مارتین رو باور دارید که دیگه هیچی. آخه مارتین کی راست گفته؟ مثلا کتاب شش قرار موقع کریسمس تو ویترین کتابفروشی ها باشه.

    اینم احتمالش هست ولی من فکر میکنم جای بانوی سنگدل رو تو داستان، آریا یا سانسا و جان می گیرن.

      نقل قول

  • سنسا بانوی سنگدل خواهد بود ، جیمی رو هم بریین به دستور اون به تله می کشونه.
    سنسا و دنریس دو روی یک سکه هستند ، که نقطه تعادل این دو نفر هم جان خواهد بود.
    غکرش رو بکنید این سه تا مثل اگان فاتح اژدها سوار بشن

      نقل قول

  • با عرض سلام مجدد .
    اگر امکان دارد یک مقاله ویژه برای طرح احتمالات در خصوص سئوالات باقی مانده از کتاب پنجم و مباحثه دوستان در این خصوص ایجاد نمایید . ممکن است بعضی از این سئوالات قبلاً هم مطرح شده باشند اما تجمیع آنها در یک بحث می تواند برای دوستانی هم که ماجراها را فقط از طریق سریال تحریف شده تماشا می کنند جالب باشد .
    به عنوان نمونه اینها اصلی ترین سئوالات بنده است که دلم می خواهد با انتشار کتاب های ششم و هفتم به جواب آنها برسم :
    ۱- مطمئناً جان اسنو یک اژدهای واقعی نیست اما آیا می توان این فرضیه را که او فرزند لیانا است رد نمود؟
    ۲- آیا استنیس باراتیون واقعاً مرده است؟ فراموش نکنید تنها مدرک ارائه شده برای مرگ استانیس در کتاب پنجم نامه بولتون های خائن و دروغگو است!
    ۳- آیا اگان واقعاً فرزند راگار و یک تارگرین واقعی است یا مهره ای است ساخته و پرداخته شده توسط ایلیریو و وریس؟
    ۴- آیا ریکان واقعاً در اسکاگوس است یا مندرلی داووس را دنبال نخود سیاه فرستاده؟
    ۵- آیا استاد ماروین حقیقت را به سم گفته و واقعاً برای کمک به دنریس رفته است؟
    ۶- آیا برین واقعاً جیمی لنیستر را به سمت دام مرگ می برد یا مسئله دیگری در کار است؟
    ۷- و مهمترین سئوال اینکه هدف و نتیجه گیری مارتین از طرح این همه مباحث ضد و نقیض فلسفی درباره پرستش و توحید چیست؟ آیا نتیجه گیری نهایی او از توحید مثل تالکین و لوئیس مثبت خواهد بود یا مثل لوژوان و پولمن و پائولینی منفی؟

      نقل قول

  • با توجه به دیده شدن دوباره گروه برادران بدون پرچم احتمال دیده شدن LSH بیشتر شد و احتمال هم میدم که بریک دانداریون الان مرده چون در زمان LSH بود که گروه برادری به این وضع بی در و پیکر رسید. به امید خدا به حق همین ماه عزیز دوشنبه چشممون به جمال بانو روشن میشه. راستی امین عزیز یه حرف خوبی گفت. بررسی های فصل ها خیلی کم شده. البته خیلی از بحث هایی که امین مطرح کرد هنوز تو ترجمه ها بهشون نرسیدیم ولی به ایگان یکی دو فصل دیگه میرسیم و یه بررسی فصل توپ لازمه.

      نقل قول

  • شک نکنید استنیس هم زندست.همونجور که سگ شکاری سرنوشتش نا معلوم بود و دیدیم که زندست.
    من نمیتونم قبول کنم شیرین انقدر دانا بود و فقط برای این تو فیلم بود که بسوزوننش

      نقل قول

  • Mehdiostovan:
    شک نکنید استنیس هم زندست.همونجور که سگ شکاری سرنوشتش نا معلوم بود و دیدیم که زندست.
    من نمیتونم قبول کنم شیرین انقدر دانا بود و فقط برای این تو فیلم بود که بسوزوننش

    اصلا و ابدا استنیس تو سریال زنده نیست.صد بار به مرگش اشاره شد.ول کنین این تئوری رو :noo:

      نقل قول

  • نوید لنیستر: اصلا و ابدا استنیس تو سریال زنده نیست.صد بار به مرگش اشاره شد.ول کنین این تئوری رو

    شاید از فصل دیگه بیاد.به مرگ جان هم تو سریال اشاره شده بود

      نقل قول

  • استنیس زندست اون جان اسنو که دوازده برابر بیشتر استنیس گفتن دیگه برنمیگرده برگشت بعد استنیس که تازه مرگشم نشون ندادن مرده باشه

      نقل قول

  • دوستان ، همانطور که بارها و بارها گفته ام ، همه این ضد و نقیض گویی ها بخاطر تفاوت سریال با کتاب است! البته مطمئناً بخشی از این تفاوت هم عمداً با کمک خود آقای مارتین ایجاد می شود تا علاقه مندان به کتاب را برای خرید شماره های بعدی مشتاق نگه دارند و همه رازها را در سریال افشا نکنند!
    جناب barristan selmy عزیز ، از زحماتی که می کشید بسیار سپاسگذارم اما سرعت ترجمه شما بسیار کند است! حتماً می دانید که کتاب پنجم در سال ۲۰۱۱ منتشر شده و نسخه های ترجمه چاپی آن هم حدود یک سال است که در بازار کتاب ایران قابل تهیه می باشند ، پس باید قبول کنید که دیگر خیلی از دوستان از آنچه در کتاب پنجم رخ داده بطور کامل اطلاع دارند و ترجمه شما فقط برای تصحیح اشتباهات و سانسورهای احتمالی در نسخه چاپی با ارزش می باشد! بریک دانداریون در کتاب حتماً مرده چون خود راهب تورس این را به برین می گوید! در مورد استنیس نمی توان با اطمینان گفت زنده است یا مرده ، چون همانطور که گفتم تنها مدارک همان است ، ملیساندر هم دیگر به استنیس توجهی نشان نمی دهد و نیرویش را روی جان متمرکز کرده ، اما استنیس هم سرسخت تر از آن است که بسادگی از میدان به در شود و بعلاوه آخرین باری که زنده در کتاب پنجم حاضر می شود زمانی است که تئون همراه برگ برنده بولتون ها از راه رسیده و بنابراین اینکه خیلی ناگهانی اعلام شود استانیس مرده کمی از منطق داستانی دور است! سگ شکاری هم فقط در سریال زنده مانده ، در کتاب مرگش توسط مرد با خدای عزلت نشینی تایید می شود و بعداً هم کشف می گردد که یکی از افراد آموری لورچ کلاهخود او را بر سر گذاشته و به نامش جنایت می کند! بابت اسپم ها متاسفم اما دوستان باید بدانند آنچیزی که در سریال می بینند با آنچه از ذهن خلاقانه مارتین تراوش می کند تفاوت هایی دارد!

      نقل قول

  • نوید لنیستر: اصلا و ابدا استنیس تو سریال زنده نیست.صد بار به مرگش اشاره شد.ول کنین این تئوری رو

    زیاد بهیدم نیست که زنده باشه شما سکانس درگیری هاند با بریین رو ببین خود هاند گفت فقط یه استاد اعظم می تونه درمانش کنه تازه اگه استنیس واقعا مرده چرا جسدشو نشون نمیدن مثلا بنجن استارک کل سریالو غایب بود همم میگفتن مرده جسد افرادشم پیدا شد ولی اخرش برگشت

      نقل قول

  • علی: زیاد بهیدم نیست که زنده باشه شما سکانس درگیری هاند با بریین رو ببین خود هاند گفت فقط یه استاد اعظم می تونه درمانش کنه تازه اگه استنیس واقعا مرده چرا جسدشو نشون نمیدن مثلا بنجن استارک کل سریالو غایب بود همم میگفتن مرده جسد افرادشم پیدا شد ولی اخرش برگشت

    انگار تا خود استیفن دیلان نمیره شماها باور نمی کنید! کارگردان گفت دیگه نقشش تموم شده تو سریال هم بریین به داووس گفت خودم کشتمش. مگه از سریال کلا چند فصل باقی مونده همینجوریش کلی خط داستانی واسه جمع شدن هست

      نقل قول

  • راب استارک: انگار تا خود استیفن دیلان نمیره شماها باور نمی کنید! کارگردان گفت دیگه نقشش تموم شده تو سریال هم بریین به داووس گفت خودم کشتمش. مگه از سریال کلا چند فصل باقی مونده همینجوریش کلی خط داستانی واسه جمع شدن هست

    حتی وقتی تایوین لنیستر هم تو فصل چهار مرد, ول فصل پنجم جسدشو نشون داد.ولی جسد استنیسو کسی ندیده.
    جایی تو کتاب اشاره شده که لیانا از ریگار باردار بوده؟

      نقل قول

  • mehdi: حتی وقتی تایوین لنیستر هم تو فصل چهار مرد, ول فصل پنجم جسدشو نشون داد.ولی جسد استنیسو کسی ندیده.
    جایی تو کتاب اشاره شده که لیانا از ریگار باردار بوده؟

    بنده باز هم می گم ، سریال با کتاب فرق داره حتی ممکنه پایان متفاوتی هم داشته! آخه با منطق کتاب چطور ممکنه برین به داووس گفته باشه خودم کشتمش در حالی که داووس رفته به اسکاگوس و برین هم توی ریورلنده؟!!! در کتابها هیچ کجا گفته نشده لیانا از راگار باردار بوده اما مارتین به عنوان یک نویسنده ظریف و دقیق اشاره های غیرمستقیمی گذاشته که باعث شده از همان کتاب اول طرفداران مجموعه فرضیه اینکه جان اسنو پسر لیانا بوده را مطرح نمایند!

      نقل قول

  • اسپویل :
    تو اخرین فصل ترجمه شده کتاب ۵ گفته شده ادارد با یه بچه تو بغلش از ایری میخواسته بره با قایق شمال برای جمع کردن پرچم داراش که قایقش غرق میشه و میره جزایر ۳ خواهر
    و این قبل از قیام هست نتیجتا جان از راب بزرگتر هست از نظر سنی
    و نبرد ترایدنت که انجام میشه
    تازه بعد از اون ادارد میره برج شادی و جسد لینا رو بر میگردونه
    پس جان پسر لینا هم نیست
    فقط نمیدونم نبرد برج شادی قبل از غارت بارانداز پادشاه است یا بعدش :fight: :mail:

      نقل قول

  • اسپویل :
    توی فصل نهم گفته می شه ادارد در حال فرار کردن به سمت شمال سوار قایق یه پیرمرد می شه پیرمرد غرق می شه و دخترش ند رو به جزیره سه خواهر می رسونه چیزی که لرد جزیره به داووس می گه بیشتر یه شایعه است که ند استارک اون دخترو با یه حرامزاده در شکمش رها کرده

      نقل قول

  • نگار:
    اسپویل :
    توی فصل نهم گفته می شه ادارد در حال فرار کردن به سمت شمال سوار قایق یه پیرمرد می شه پیرمرد غرق می شه و دخترش ند رو به جزیره سه خواهر می رسونه چیزی که لرد جزیره به داووس می گه بیشتر یه شایعه است که ند استارک اون دخترو با یه حرامزاده در شکمش رها کرده

    به نکته خوبی اشاره کردید . البته جناب مارتین با دقت و وسواس بالایی که دارد مطمئناً دلیلی داشته که این شایعه را در کتاب گنجانده . حتماً یادتان هست که خانم رولینگ هم از تک تک عناصر به ظاهر بی اهمیت کتاب های قبلی هری پاتر برای پیشبرد داستان و رسیدن به پایانش در کتاب های ششم و بویژه هفتم بهره گرفت . بنابراین ممکن است طرح این شایعه هم بعداً در جایی اهمیت خودش را نشان بدهد . با این حال ند استارک قبل از اعدام بیش از همه به جان فکر می کند و اینکه اگر بتواند فقط یک بار دیگر او را ببیند حرف های زیادی خواهد داشت و حقیقت را خواهد گفت (البته حقیقتی که حتی در افکارش هم به اطلاع خواننده رسانده نمی شود!) . خب چرا گفتن حقیقت به جان اسنو باید برای ند این همه مهم باشد؟! جان که یک عمر به خاطر حرامزاده بودن سرکوفت شنیده برایش چه فرقی می کند اگر بداند مادرش دختر قایقرانی از جزایر سه خواهر بوده یا ندیمه ایی از دورن یا حتی بانو دین؟! پس مطمئناً حقیقتی که استارک به آن فکر می کند خیلی مهمتر از این حرف هاست و مارتین هم می داند اگر به شایعات پیرامون هویت واقعی جان اسنو پایانی باشکوه و خارق العاده ندهد ، بیش از هر نکته دیگری از کتاب باعث ناامیدی خوانندگانش خواهد شد!

      نقل قول

  • امین: به نکته خوبی اشاره کردید . البته جناب مارتین با دقت و وسواس بالایی که دارد مطمئناً دلیلی داشته که این شایعه را در کتاب گنجانده . حتماً یادتان هست که خانم رولینگ هم از تک تک عناصر به ظاهر بی اهمیت کتاب های قبلی هری پاتر برای پیشبرد داستان و رسیدن به پایانش در کتاب های ششم و بویژه هفتم بهره گرفت . بنابراین ممکن است طرح این شایعه هم بعداً در جایی اهمیت خودش را نشان بدهد . با این حال ند استارک قبل از اعدام بیش از همه به جان فکر می کند و اینکه اگر بتواند فقط یک بار دیگر او را ببیند حرف های زیادی خواهد داشت و حقیقت را خواهد گفت (البته حقیقتی که حتی در افکارش هم به اطلاع خواننده رسانده نمی شود!) . خب چرا گفتن حقیقت به جان اسنو باید برای ند این همه مهم باشد؟! جان که یک عمر به خاطر حرامزاده بودن سرکوفت شنیده برایش چه فرقی می کند اگر بداند مادرش دختر قایقرانی از جزایر سه خواهر بوده یا ندیمه ایی از دورن یا حتی بانو دین؟! پس مطمئناً حقیقتی که استارک به آن فکر می کند خیلی مهمتر از این حرف هاست و مارتین هم می داند اگر به شایعات پیرامون هویت واقعی جان اسنو پایانی باشکوه و خارق العاده ندهد ، بیش از هر نکته دیگری از کتاب باعث ناامیدی خوانندگانش خواهد شد!

    حرفای شما کاملا منطقی هستن دوست عزیز اما من فکر می کنم که مارتین بیشتر روی انحراف افکار خواننده ش تمرکز داره در کتاب های قبلی بارها شاهد این موضوع بودیم من همچنان عقیده دارم که جان پسر ریگار و لیاناست فکری که از کتاب اول به ذهنم رسید اگر به کتاب اول برگردید ودوباره فصل های مربوط به ند رو بخونید شاید با من هم عقیده بشید به جز خواهش های لیانا نکات ریز دیگه ای هم هست که قابل توجهه

      نقل قول

  • نگار: حرفای شما کاملا منطقی هستن دوست عزیز اما من فکر می کنم که مارتین بیشتر روی انحراف افکار خواننده ش تمرکز داره در کتاب های قبلی بارها شاهد این موضوع بودیم من همچنان عقیده دارم که جان پسر ریگار و لیاناست فکری که از کتاب اول به ذهنم رسید اگر به کتاب اول برگردید ودوباره فصل های مربوط به ند رو بخونید شاید با من هم عقیده بشید به جز خواهش های لیانا نکات ریز دیگه ای هم هست که قابل توجهه

    بنده هم این احتمال را که جان پسر لیانا است رد نمی کنم اما آیا جان پسر ریگار هم هست؟! ریگار در کتاب ها به عنوان یک شاهزاده شریف ، باهوش ، شجاع و وظیفه شناس توصیف می شود که تنها اشتباهش دزدیدن لیانا بوده . ادارد استارک هم دقیقاً همین ویژگی ها را دارد و او هم تنها اشتباهش داشتن پسر حرامزاده ایی به نام جان اسنو است! آیا این دو کاراکتر هر دو از راز مشترکی به قیمت خدشه وارد شدن به حیثیت خود ، حفاظت نمی کنند؟ ممکن است جریان چیز دیگری است و اگر افشا می شده فتنه ایی بزرگتر بر پا می گشته و جان افراد بیشتری به خطر می افتاده . تردید در اینکه می گویم جان پسر ریگار نیست به دو علت می باشد : جان ضد آتش نیست و با آسیب دیدن هنگام مقابله با جسدی که قصد کشتن مورمونت را داشت این را ثابت کرد . ممکن است بگویید ویسریس هم ضد آتش نبود ، اما او دست کم مشخصات ظاهری تارگرین ها را داشت در حالی که در مورد جان بارها تاکید می شود که او کاملاً یک استارک است و حتی خیلی بیشتر از راب شبیه استارک هاست! و نتیجه وصلت یک تارگرین کامل با یک دختر ضعیف و بیمارگونه استارکی قاعدتاً نمی تواند تمام استارک باشد!

      نقل قول

  • ای بابا ! من نمی فهمم کجا گفته شده تارگرین ها نسوز هستن؟! مارتین کجای کتابش همچین چیزی نوشته؟! اگه تارگرین ها نسوز بودن پس وقایع رقص اژدهایان چی میشه؟! خود دنریس هم اولین بار که تخم اژدها رو گذاشت تو آتیش دستش سوخت. اینکه موقع به دنیا اومدن اژدهایان نسوخت به خاطر جادوی اژدها و تخم ها بوده نه به خاطر اینکه دنریس تارگرین بوده!

    ضمنا لیانا همچین ضعیف و بیمار هم نبوده! اتفاقا خیلی هم شر و شور و شبیه آریا بوده! (ند میگه حتی شمشیر هم می بسته)

      نقل قول

  • راب استارک:
    ای بابا ! من نمی فهمم کجا گفته شده تارگرین ها نسوز هستن؟! مارتین کجای کتابش همچین چیزی نوشته؟! اگه تارگرین ها نسوز بودن پس وقایع رقص اژدهایان چی میشه؟! خود دنریس هم اولین بار که تخم اژدها رو گذاشت تو آتیش دستش سوخت. اینکه موقع به دنیا اومدن اژدهایان نسوخت به خاطر جادوی اژدها و تخم ها بوده نه به خاطر اینکه دنریس تارگرین بوده!

    ضمنا لیانا همچین ضعیف و بیمار هم نبوده! اتفاقا خیلی هم شر و شور و شبیه آریا بوده! (ند میگه حتی شمشیر هم می بسته)

    دنریس عاشق حمام آب گرم است ، آن هم آب گرمی که ندیمه هاش حتی نمی توانند برای یک لحظه با آن تماس پیدا کنند . وقتی کال دروگو می خواست طلای مذاب را روی ویسیریس بریزد مداخله نکرد چون این را آزمایشی برای برادرش می دانست و وقتی ویسیریس مرد گفت “اون اژدهای واقعی نبود” . ظاهراً تارگرین ها به خاطر همین خون جادویی که دارند در برابر بیماری فلس خاکستری هم مصون هستند . حتی ایریس هم دیوانه آتش بود و دشمنانش رو با آتش مجازات می کرد و تصور می نمود با آتش زدن پایتخت مثل یک اژدها دوباره متولد خواهد شد . بله مارتین هیچ وقت نمی گوید تارگرین ها نسوز هستند ، اما اشاره می شود که خون جادویی والیریای کهن در رگ های تارگرین ها جریان دارد که این خون نیمی از آنها را افسانه و نیمی را دیوانه می کند!
    در مورد لیانا و شباهتش با آریا هم ، شما نباید رفتار پسرانه و شیطنت آریا و لیانا را در قدرت زنانگی آنها بدانید . هر متخصص ژنتیکی می تواند بعد خواندن کتاب و توصیفات شخصیت ها برایتان توضیح دهد که سانسا قدرت زنانگی و باروری خیلی بیشتری نسبت به آریا دارد! البته نه اینکه بنده متخصص باشم اما چیزی است که به عینه شاهد بوده ام!

      نقل قول

  • امین: دنریس عاشق حمام آب گرم است ، آن هم آب گرمی که ندیمه هاش حتی نمی توانند برای یک لحظه با آن تماس پیدا کنند . وقتی کال دروگو می خواست طلای مذاب را روی ویسیریس بریزد مداخله نکرد چون این را آزمایشی برای برادرش می دانست و وقتی ویسیریس مرد گفت “اون اژدهای واقعی نبود” . ظاهراً تارگرین ها به خاطر همین خون جادویی که دارند در برابر بیماری فلس خاکستری هم مصون هستند . حتی ایریس هم دیوانه آتش بود و دشمنانش رو با آتش مجازات می کرد و تصور می نمود با آتش زدن پایتخت مثل یک اژدها دوباره متولد خواهد شد . بله مارتین هیچ وقت نمی گوید تارگرین ها نسوز هستند ، اما اشاره می شود که خون جادویی والیریای کهن در رگ های تارگرین ها جریان دارد که این خون نیمی از آنها را افسانه و نیمی را دیوانه می کند!
    در مورد لیانا و شباهتش با آریا هم ، شما نباید رفتار پسرانه و شیطنت آریا و لیانا را در قدرت زنانگی آنها بدانید . هر متخصص ژنتیکی می تواند بعد خواندن کتاب و توصیفات شخصیت ها برایتان توضیح دهد که سانسا قدرت زنانگی و باروری خیلی بیشتری نسبت به آریا دارد! البته نه اینکه بنده متخصص باشم اما چیزی است که به عینه شاهد بوده ام!

    این سایت همه‌ی اطلاعات کتاب رو قرار میده برو توی قسمت traits یا همون ویژگی‌ها، اونجا به این جمله رو نوشته:
    The Targaryens can tolerate a bit more heat than most ordinary people, though they are by no means immune to fire
    که معنیش میشه: تارگرین‌ها بیشتر از انسان‌ها عادی میتونن گرما رو تحمل کنن ولی به هیچ وجه نسبت به آتش ایمن نیستند.
    از این میشه برداشت کرد که تحملشون میزان خاصی داره (برای دنریس خیلی بالاست) ولی باز هم نوشته که نسبت به آش ایمن نیستن که این میتونه به جادوی اژدهایان مربوط باشه (اینجوری میشه نسوز بودنه دنریس رو توجیه کرد).
    توی سریال یجا جافری به مارجری راجع به یه پادشاه تارگرینی گفته بود که فکر میکرد اگه آتش وحشی رو بخوره به اژدها تبدیل میشه ولی همچین اتفاقی نیفتاد (از این هم میشه نتیجه گرفت که همه‌ی تارگرین‌ها نسوز نیستند. احتمالاً فقط اونایی که یجورایی به اژدهایان مربوطن نسوزن).
    خود جان هم ممکنه تحمل گرماییش نسبت به انسان های عادی بالاتر باشه، درسته که دستش سوخت ولی باید اینم در نظر بگیریم که اون آتش رو بسمت یه وایت وکر پرت کرد اگه تحملش پایین بود باید قبل اینکه میتونست پرتش کنه از دستش میفتاد. همونطور که بالا گفتم میزان تحمل تارگرین‌ها نسبت به گرما متفاوته.

      نقل قول

  • alibax25: این سایت همه‌ی اطلاعات کتاب رو قرار میده برو توی قسمت traits یا همون ویژگی‌ها، اونجا به این جمله رو نوشته:
    The Targaryens can tolerate a bit more heat than most ordinary people, though they are by no means immune to fire
    که معنیش میشه: تارگرین‌ها بیشتر از انسان‌ها عادی میتونن گرما رو تحمل کنن ولی به هیچ وجه نسبت به آتش ایمن نیستند.
    از این میشه برداشت کرد که تحملشون میزان خاصی داره (برای دنریس خیلی بالاست) ولی باز هم نوشته که نسبت به آش ایمن نیستن که این میتونه به جادوی اژدهایان مربوط باشه (اینجوری میشه نسوز بودنه دنریس رو توجیه کرد).
    توی سریال یجا جافری به مارجری راجع به یه پادشاه تارگرینی گفته بود که فکر میکرد اگه آتش وحشی رو بخوره به اژدها تبدیل میشه ولی همچین اتفاقی نیفتاد (از این هم میشه نتیجه گرفت که همه‌ی تارگرین‌ها نسوز نیستند. احتمالاً فقط اونایی که یجورایی به اژدهایان مربوطن نسوزن).
    خود جان هم ممکنه تحمل گرماییش نسبت به انسان های عادی بالاتر باشه، درسته که دستش سوخت ولی باید اینم در نظر بگیریم که اون آتش رو بسمت یه وایت وکر پرت کرد اگه تحملش پایین بود باید قبل اینکه میتونست پرتش کنه از دستش میفتاد. همونطور که بالا گفتم میزان تحمل تارگرین‌ها نسبت به گرما متفاوته.

    خب در مورد اینکه هیچ شباهتی به تارگرین ها نداره چه نظری دارید؟

      نقل قول

  • امین: خب در مورد اینکه هیچ شباهتی به تارگرین ها نداره چه نظری دارید؟

    شباهت دلیل نمیشه، چون براتیون‌ها هم یه شاخه‌ای از تارگرین‌ها هستن ولی به تارگرین‌ها شباهتی ندارن یا اگرم دارن شباهتشون بسیار کم هست. یا دختر ریگار که بیشتر به مارتل‌ها شبیه بوده تا تارگرین‌ها.

      نقل قول

  • امین: خب در مورد اینکه هیچ شباهتی به تارگرین ها نداره چه نظری دارید؟

    شاید دلیلم خیلی محکم نباشه ولی من شباهت راب با داییش رو مطرح می کنم در کتاب اول کتلین راب رو شبیه ترین شخص به برادرش می دونه (جمله اش درست یادم نیست) و در ضمن مشخصه موی نقره ای در تارگرین ها مرسومه چون خواهر و برادر باهم ازدواج می کردن ولی من یه جایی خوندم که دختر ریگار موهای تیره داشته مثل مادرش
    من بعید می دونم لیانا دزدیده شده باشه لطفا به این جمله که از زبان ند به آریا گفته می شه دقت کنید:
    “آریا تو روح سرکشی داری دخترم پدرم بهش خون گرگ می گفت در لیانا کمی وجود داشت و در برندون بیشتر از کمی”
    لیانا دختر خود سری بوده و باتوجه به این که از رابرت خوشش نمی اومده ولی ریگار از نظرش مرد کاملتری بوده (خاطرات ند در کتاب اول و داستان میرا در فصل برن در کتاب سوم) من فکر می کنم که لیانا با اختیار خودش با ریگار رفته
    حالا که به این جمله اشاره کردم نظر دیگه ای رو هم که دارم می گم فکر می کنم برندون و لیانا وارگ بودن مثل آریا،جان و برندون در هر صورت این ویژگی ازطریق خون به ارث می رسه بعد از چندین نسل که ناگهانی شکوفا نشده!

      نقل قول

  • امین:
    دوستان ، همانطور که بارها و بارها گفته ام ، همه این ضد و نقیض گویی ها بخاطر تفاوت سریال با کتاب است! البته مطمئناً بخشی از این تفاوت هم عمداً با کمک خود آقای مارتین ایجاد می شود تا علاقه مندان به کتاب را برای خرید شماره های بعدی مشتاق نگه دارند و همه رازها را در سریال افشا نکنند!
    جناب barristan selmy . . .
    سگ شکاری هم فقط در سریال زنده مانده ، در کتاب مرگش توسط مرد با خدای عزلت نشینی تایید می شود

    البته من که هیچ دستی تو ترجمه ها ندارم ولی اگرم سرعت کم دوستان اذیتتون میکنه بهتره کتاب انگلیسی رو بخونید چون دیگه سانسور نداره. آخه تو کتابایی که وزارت فرهنگ مجوز نشر رو میده میخوان چجوری قضیه جیمی و سرسی رو مطرح کنن؟ مثلا جیمی و سرسی داشتن تو برجی کوکایین میکشیدن یه دفعه برن سر رسیده!
    تو قضیه سندور هم شما اگه همون فصل برین رو دوباره بخونید به یه گورکن اشاره میشه. اون موقع فرضیه اومد که گورکنه همون سندوره و قسمت هفت سریال تایید شد این نظریه.
    http://winterfell.ir/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84-31-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%9F/

      نقل قول

  • با عرض سلام مجدد .
    ببینید دوستان اول از همه باید بگویم که بنده هم وقتی این ایده که ممکن است جان هم یک تارگرین باشد به ذهنم رسید ایده جالب و خوبی به نظرم آمد ، اما هرچه احتمالات و شواهد را بررسی می کنم بیشتر متقاعد می شوم که جواب کمی پیچیده تر از این حرف هاست و اگر قرار باشد گره داستانی به این مهمی اینقدر جواب ساده و سرراستی داشته باشد که همه با خواندن کتاب اول متوجه شده اند ، عملاً داستان آن مزه و خاصیت و جذابیتش را از دست می دهد . بنابراین بنده احتمال اینکه جان پسر ریگار باشد را بطور کل رد نمی کنم اما این احتمال را خیلی ضعیف می دانم!
    در جواب alibax25 عزیز ؛ شما را به آخرین جمله جان آرین قبل از مرگ ارجاع می دهم : خون قوی است! باراتیون ها با اینکه خویشاوند تارگرین ها هستند اما شباهت ظاهری خیلی کمی به آنها دارند که نشان می دهد شاهزاده خانمی که با اوریس ازدواج کرده خونی قوی داشته و این خون قوی طی نسل های متمادی حفظ شده تا جایی که در مقام مقایسه در کتاب خون هیچ لنیستری نتوانسته بر خون بارتیون غلبه پیدا کند . مارتیل ها هم باید خونی قوی داشته باشند . آنها در سرزمینی سخت و خشن زندگی می کنند و زنانشان هم به اندازه مردشان قدرتمند هستند وگرنه قانون وراثتشان با سرزمین های دیگر متفاوت نبود! اما آیا خون استارک ها هم که از نسل انسان های نخستین هستند به همان اندازه قوی است؟! حاصل ازدواج ادارد با کاتلین تولی پنج فرزند است که فقط یکی از آنها (آریا) خصوصیات ظاهری استارک ها را به ارث برده و بقیه بیشتر از پدر ، شبیه مادرشان هستند و در واقع همین نکته است که باعث خشم کاتلین از دیدن جان می شود ، که چرا فرزندان قانونی او نباید به اندازه جان شبیه پدرشان باشند؟!!! نگار خانم هم به همین نکته اشاره کرده ، از نظر کاتلین راب شبیه براندون تولی (عموی کاتلین) است!
    و در جواب جناب barristan selmy عزیز هم باید بگویم که بنده سری کامل ترجمه شده هر پنج کتاب را دارم ، کتاب های اول تا چهارم از انتشارات ویدا هستند و کتاب پنجم از انتشارات آذرباد . با توجه به اینکه اول قسمت های نخستین سریال را دیده بودم بعد سراغ کتاب ها رفتم ، می دانستم چه خبر است با این حال آنجور هم نبود که واقعاً نشود جریان را تشخیص داد . البته علاوه بر سانسور ارشاد ، مترجم انتشارات ویدا هم شخصاً سعی کرده برخی مطالب نامناسب را تعدیل کند ، اما مترجم انتشارات آذرباد اینطور نبوده و تا توانسته همه چیز را تا آخرین ذره تشریح کرده و سانسورچی ارشاد هم خیلی سختگیری ننموده است! با این وجود از نظر فنی کتاب های انتشارات ویدا چاپ بهتری دارند و کتاب های آذرباد آنقدر بد چاپ شده اند که خیلی راحت ورق ورق می شوند!
    و در مورد سندور کلگان ، اگر در سریال هم سندور کلگان همان کاراکتر گورکن است ، پس می توان باور کرد که با کتاب مطابقت دارد ، اما اگر سندور کلگان در سریال از جای دیگری پیدایش شده و شما می گویید همان گورکن کتاب است ، پس باز باید به فیلمنامه نویسان سریال مشکوک بود .

      نقل قول

  • از دوستان عزیز خواهش مندم که به این چند نکته که عرض میکنم توجه کنن
    —-
    اول اینکه بهتره بدونید مهمترین علت این تئوری پردازی ها که توسط مخاطبان راه اندازی شده طولانی شدن زمان انتشار کتابه (دعا برای طول عمر مارتین)
    —-
    دوم اینکه با این تئوری پردازی ها داستان رو به دهن خودتون زهر مار نکنید چون که بهترین حالت اینه که حدسیات شما درست از آب در بیاد (ولی یه نکته هست که کمتر بهش توجه شده)؛ شما رو نمی دونم ولی ، داستانی که بتونم آخرش رو حدس بزنم جذابیت چندانی برای من نداره (حالا حدسیات خودم شاید یه کم جذاب باشه ولی حدسیات دوستان اصلا برام جالب نیست به این خاطر که مثل این میمونه که یه نفر داستان رو برای شما اسپویل کرده باشه) از وقتی که تئوری های داستانی رو خوندم جذابیت داستان برام خیلی کمتر شده

    — و حالا تعداد تئوری پردازی ها انقدر زیاد شده که احتمال وقوع پیوستن خیلی از اونها وجود داره خود مارتین هم این نکته رو تایید کرده
    ——-
    سوم اینکه نویسندگان سریال نتونستن خط فکری مارتین رو ادامه بدن (که واقعا جای تاسف داره ) و حتی خود مارتین هم از این موضوع راضی نیست
    اختلاف بین کتاب و سریال به حدی زیاد شده که به نظر میاد انتشار کتاب ششم ، سریال رو نابود کنه ( شاید هم به همین دلیله که مارتین انتشار کتاب رو به بعد از پخش فصل ۶ سریال موکول کرد )
    ———
    ———
    همه حدسیات بالا چه درست باشن چه غلط ادامه دادن بهشون یه نتجه بشتر نداره :
    از بین بردن هیجان و لذتی که میشه از یک داستان فوقالعاده زیبا برد

      نقل قول

  • mohammad _QA:
    از دوستان عزیز خواهش مندم که به این چند نکته که عرض میکنم توجه کنن
    —-
    اول اینکه بهتره بدونید مهمترین علت این تئوری پردازی ها که توسط مخاطبان راه اندازی شده طولانی شدن زمان انتشار کتابه (دعا برای طول عمر مارتین)
    —-
    دوم اینکه با این تئوری پردازی ها داستان رو به دهن خودتون زهر مار نکنید چون که بهترین حالت اینه که حدسیات شما درست از آب در بیاد (ولی یه نکته هست که کمتر بهش توجه شده)؛ شما رو نمی دونم ولی، داستانی که بتونم آخرش رو حدس بزنم جذابیت چندانی برای من نداره (حالا حدسیاتخودم شاید یه کم جذاب باشه ولی حدسیات دوستان اصلا برام جالب نیست به این خاطر که مثل این میمونه که یه نفر داستان رو برای شما اسپویل کرده باشه) از وقتی که تئوری های داستانی رو خوندم جذابیت داستان برام خیلی کمتر شده

    — و حالا تعداد تئوری پردازی ها انقدر زیاد شده که احتمال وقوع پیوستن خیلی از اونها وجود داره خود مارتین هم این نکته رو تایید کرده
    ——-
    سوم اینکه نویسندگان سریال نتونستن خط فکری مارتین رو ادامه بدن (که واقعا جای تاسف داره ) و حتی خود مارتین هم از این موضوع راضی نیست
    اختلاف بین کتاب و سریال به حدی زیاد شده که به نظر میاد انتشار کتاب ششم ، سریال رو نابود کنه ( شاید هم به همین دلیله که مارتین انتشار کتاب رو به بعد از پخش فصل ۶ سریال موکول کرد )
    ———
    ———
    همه حدسیات بالا چه درست باشن چه غلط ادامه دادن بهشون یه نتجه بشتر نداره :
    از بین بردن هیجان و لذتی که میشه از یک داستان فوقالعاده زیبا برد

    دوست عزیز ، نظر شما قابل احترام است اما خیلی ها از جمله خود بنده با آن موافق نیستیم . این چیزها نمک ماجراست . اصلاً وقتی داستانی را می خوانید کمترین خاصیتش باید به کار انداختن قوه تخیل و خلاقیت باشد وگرنه به هیچ عنوان داستان خوبی نیست! شما اگر به نویسنده اعتماد دارید نباید از این بحث ها بترسید . سر هری پاتر هم این بحث ها بود و خیلی هایش هم محقق شد اما کسی از پایان کتاب ناراضی نبود! کتاب های دارن شان هم به همین شکل . حتی نویسندگانی مثل سی اس لوئیس و تالکین هم از اینکه طرفداران برایشان نامه می نوشتند و نظرات و فرضیه های خود را مطرح می کردند لذت می بردند و به آنها پاسخ می دادند . حالا فرقش این است که با اینترنت و شبکه های اجتماعی تعداد کسانی که در این بحث ها شرکت می کنند و نظر می دهند صدها و بلکه هزاران برابر شده است!

      نقل قول

  • امین:
    با عرض سلام مجدد .
    ببینید دوستان اول از همه باید بگویم که بنده هم وقتی این ایده که ممکن است جان هم یک تارگرین باشد به ذهنم رسید ایده جالب و خوبی به نظرم آمد ، اما هرچه احتمالات و شواهد را بررسی می کنم بیشتر متقاعد می شوم که جواب کمی پیچیده تر از این حرف هاست و اگر قرار باشد گره داستانی به این مهمی اینقدر جواب ساده و سرراستی داشته باشد که همه با خواندن کتاب اول متوجه شده اند ، عملاً داستان آن مزه و خاصیت و جذابیتش را از دست می دهد . بنابراین بنده احتمال اینکه جان پسر ریگار باشد را بطور کل رد نمی کنم اما این احتمال را خیلی ضعیف می دانم!
    در جواب alibax25 عزیز ؛ شما را به آخرین جمله جان آرین قبل از مرگ ارجاع می دهم : خون قوی است! باراتیون ها با اینکه خویشاوند تارگرین ها هستند اما شباهت ظاهری خیلی کمی به آنها دارند که نشان می دهد شاهزاده خانمی که با اوریس ازدواج کرده خونی قوی داشته و این خون قوی طی نسل های متمادی حفظ شده تا جایی که در مقام مقایسه در کتاب خون هیچ لنیستری نتوانسته بر خون بارتیون غلبه پیدا کند . مارتیل ها هم باید خونی قوی داشته باشند . آنها در سرزمینی سخت و خشن زندگی می کنند و زنانشان هم به اندازه مردشان قدرتمند هستند وگرنه قانون وراثتشان با سرزمین های دیگر متفاوت نبود! اما آیا خون استارک ها هم که از نسل انسان های نخستین هستند به همان اندازه قوی است؟! حاصل ازدواج ادارد با کاتلین تولی پنج فرزند است که فقط یکی از آنها (آریا) خصوصیات ظاهری استارک ها را به ارث برده و بقیه بیشتر از پدر ، شبیه مادرشان هستند و در واقع همین نکته است که باعث خشم کاتلین از دیدن جان می شود ، که چرا فرزندان قانونی او نباید به اندازه جان شبیه پدرشان باشند؟!!! نگار خانم هم به همین نکته اشاره کرده ، از نظر کاتلین راب شبیه براندون تولی (عموی کاتلین) است!

    دوست عزیز جوابتون قانع کننده بود. میگم این مارتین عجب ذهن خلاقی داره یه تئوری رو توی ذهن طرفداران میکاره بعدش میاد نقضشو میگه تا گیجشون کنه به طوری که هرکدومشون ممکنه درست باشند.

    mohammad _QA:
    از دوستان عزیز خواهش مندم که به این چند نکته که عرض میکنم توجه کنن

    سوم اینکه نویسندگان سریال نتونستن خط فکری مارتین رو ادامه بدن (که واقعا جای تاسف داره ) و حتی خود مارتین هم از این موضوع راضی نیست
    اختلاف بین کتاب و سریال به حدی زیاد شده که به نظر میاد انتشار کتاب ششم ، سریال رو نابود کنه ( شاید هم به همین دلیله که مارتین انتشار کتاب رو به بعد از پخش فصل ۶ سریال موکول کرد )

    دوست عزیز هم مارتین و هم کارگردان قبل پخش فصل ۶ اعلام کردن که سریال و کتاب توی بعضی از خطوط داستانی فاصله میگیرند که این دوتا دلیل داره:
    دلیل اول: بخاطر اینکه فصل ۶ سریال زودتر از کتاب پخش شد نویسندگان برای اینکه کتاب اسپویل نشه بعضی از خطوط داستانی رو عوض کردن حتی من یجا شنیدم که خود مارتین اینو از نویسندگان خواسته.

    دلیل دوم: بودجه‌ی سرسام آور سریال باعث شده تا دست اندرکاران بخوان هر چه زودتر از شر سریال خلاص بشن اینو توی خلاصه کردن بعضی از خطوط داستانی این فصل و تغییراتش با کتاب میشه دید(این فصل با اختلاف بیشترین بودجه رو داشته، هزینه‌ش ۱۰۰ میلیون دلار بوده)
    نمونش حذف بانوی سنگ‌دل در سریال و خطوط داستانی جان اسنو هست. اگه قرار بود روند خطوط داستانی جان مثل فصول قبل باشه نبرد حرامزادگان حداقل باید فصل بعد اتفاق میفتاد.

    البته اینو هم بگم که نویسندگان سریال از قبل داستان کتاب ششم رو میدونستند چون مارتین قبلاً برای اونا رو خونیش کرده بود و توی سریال هم قسمت‌هایی از کتاب ششم اسپویل شد.

      نقل قول

  • barristan selmy:
    بریک زنده بود. LSH منتفیه.

    جان اسنو زنده اس! سندور کلگان زنده اس! بن جین استارک زنده اس! بریک دانداریون زنده اس! و … حالا خوبه صدهزار نفر دیدن ادارد رو گردن زدن وگرنه اون رو هم به سریال بر می گرداندند!!!

      نقل قول

  • امین: جان اسنو زنده اس! سندور کلگان زنده اس! بن جین استارک زنده اس! بریک دانداریون زنده اس! و … حالا خوبه صدهزار نفر دیدن ادارد رو گردن زدن وگرنه اون رو هم به سریال بر می گرداندند!!!

    مطمئن باش اینا توی کتاب هم زنده هستن (به غیر از بریک، چون توی سریال خودشو فدا نکرد)، مارتین هم بخاطر همین اسپویل‌ها اومد عذر خواهی کرد.

      نقل قول

  • امین:
    کتاب هایی که برای دانلود گذاشتید سانسورش هم کردید؟؟

    این آقا امین بنده نیستم ها! اشتباهی جواب سربالا بهش ندید!

      نقل قول

  • دوستان من یه نظریه دارم که شاید درست نباشه من نه هنوز کامل کتاب خوندم نه سریال دیدم ولی طبق گفته شماواسپیول هایی از داستان وسریال به نظرم کسانی که از انجمن برادری بدون پرچم جسد بانو استارک وپیدا می کنند و بریک دانداریون زندگی خودشو رو فدا می کنه تا کتلین استارک برای انتقام برگرده.پس احتمالا راهبه سرخ یا همون ملیساندرا هم جان بر میگردونه اما طبق گفته که این افراد عوض میشن من فکر میکنم این افرادی مثل بریک یا راهبه سرخ روحشون به داخل کالبد این افراد میره مثل جان که میگن ملیساندرا گردنبندشو باز میکنه وبا سن بسیار زیاد به خوابی فرو میره دقیقا قبل بهوش اومدن جان د از اونجایی که دیگه جیزی برای ادامه با بدن ملیساندرا نداشته(استینس)و از اونجایی که میگه من در اتش دیدم جان اسنو به همراه خانوادش در وینترفل میجنگه و جالب اونجایی که اریا استارک فقط یک بار میبینه و بهش میگه ما باز هم هم دیگر را خواهیم دید!!!البته این فقط یه حدس مرسی از همه :rose:

      نقل قول

  • سینا حشمدار:
    این قسمت نه به اندازه کل این سیزن ارزش داشت. نفس گیر و خوب

    چرا اخه باید جوری بشه آدم هشت قسمت دهنش سرویس بشه یه قسمت خوب داشته باشه. :han:
    ۴ فصل اول عالی بود ولی بعدش…

      نقل قول

  • علی: چرا اخه باید جوری بشه آدم هشت قسمت دهنش سرویس بشه یه قسمت خوب داشته باشه.
    ۴ فصل اول عالی بود ولی بعدش…

    اگه بخوایم انصاف داشته باشیم این فصل تا الآن ۴ قسمت قوی (قسمت ۲ و ۴ و ۵ و ۹) و ۲ قسمت متوسط (قسمت ۳ و ۷) و ۳ قسمت ضعیف (قسمت ۱ و ۶ و ۸) داشته که اصلاً آمار بدی نیست مخصوصاً اگه قسمت ۱۰ هم قوی باشه میشه نتیجه گرفت که این فصل جدا از بعضی مشکلات فصل قوی‌ای بوده.

      نقل قول

  • alibax25: اگه بخوایم انصاف داشته باشیم این فصل تا الآن ۴ قسمت قوی (قسمت ۲ و ۴ و ۵ و ۹) و ۲ قسمت متوسط (قسمت ۳ و ۷) و ۳ قسمت ضعیف (قسمت ۱ و ۶ و ۸) داشته که اصلاً آمار بدی نیست مخصوصاً اگه قسمت ۱۰ هم قوی باشه میشه نتیجه گرفت که این فصل جدا از بعضی مشکلات فصل قوی‌ای بوده.

    با کمال احترام مخالفم تا قسمت ۸ به جز سکانس آخر قسمت ۴ و تعقیب و گریز آریا استارک و سکانس آخر قسمت ۵ هودور چیز دندانگیری نداشت ولی واقعا قسمت ۹ از اول تا آخرش استرس و هیجان بود نفسم بند اومد من دو بار دیدمش خدا کنه قسمت ۱۰ هم این هیجان رو داشته باشه :cheer: :aa: :fight:

      نقل قول

  • امید: با کمال احترام مخالفم تا قسمت ۸ به جز سکانس آخر قسمت ۴ و تعقیب و گریز آریا استارک و سکانس آخر قسمت ۵ هودور چیز دندانگیری نداشت ولی واقعا قسمت ۹ از اول تا آخرش استرس و هیجان بود نفسم بند اومد من دو بار دیدمش خدا کنه قسمت ۱۰ هم این هیجان رو داشته باشه

    خب سریالو که نباید فقط بخاطر هیجانش دید، اگه دنبال هیجان باشیم میریم مردگان متحرک رو میبینیم چون یه هیجان ثابت داره در صورتی که محتواش خیلی سطحیه. قسمت جناب آرتور دین در نوع خودش یه شاهکار بود یا دیدار مجدد جان و سانسا و یا قسمتی که بیلیش ویل رو متقاعد به پیروی از دستوراتش میکنه یا قسمت متقاعد کردن بانو مورمونت، این فصل از این دسته سکانس‌ها کم نداشت. فصل‌های قبلی گیم اف ترونز هم به همین شکل بود، سریال به آرومی شروع میشد و در آخر به هیجان ختم میشد…تنها مشکل من با این فصل قابل پیشبینی شدنش بود(بغیر از سکانس هودور، خط داستانی قدمگاه و حمله‌ی اربابان به میرین).

      نقل قول

  • alibax25: خب سریالو که نباید فقط بخاطر هیجانش دید، اگه دنبال هیجان باشیم میریم مردگان متحرک رو میبینیم چون یه هیجان ثابت داره در صورتی که محتواش خیلی سطحیه. قسمت جناب آرتور دین در نوع خودش یه شاهکار بود یا دیدار مجدد جان و سانسا و یا قسمتی که بیلیش ویل رو متقاعد به پیروی از دستوراتش میکنه یا قسمت متقاعد کردن بانو مورمونت، این فصل از این دسته سکانس‌ها کم نداشت. فصل‌های قبلی گیم اف ترونز هم به همین شکل بود، سریال به آرومی شروع میشد و در آخر به هیجان ختم میشد…تنها مشکل من با این فصل قابل پیشبینی شدنش بود(بغیر از سکانس هودور، خط داستانی قدمگاه و حمله‌ی اربابان به میرین).

    اینو قبول دارم که لایه های دیگه سریال رو هم باید در نظر گرفت ولی من عاشق غافلگیری و هیجان سریالم به خاطر این اصلا کتاب رو نخوندم چون یا باید کتاب رو خوند یا فیلم رو دید که این هیجانه حفظ بشه و از اسپویل در امان موند
    مثلا در اون سکانس که شیپور زده میشه و دوربین زوم میکنه روی یه اسب سوار من یه لحظه فکر کردم که دایی سانسا به جای بلک فیش اومده برای کمک چون یه شباهت ریزی داشت به دایی سانسا ولی وقتی دوربین رفت اون سمت و لرد بیلیشو دیدم اعصابم خرد شد چون اصلا از این شخصیت متنفرم :cry: یا اون صحنه که غول چراغ جادو :lol: کشته شد ببخشید اسمش رو نمیدونم واقعا داغونم کرد نسلش منقرض شد :shook: یا کشته شدن رمسی من فکر میکردم مثل خود بولتونها رفتار بشه یعنی پوستش رو زنده بکنن ولی خوراک سگهای خودش شد و آخرین سکانس سانسا که داشت میرفت یه لبخند ریزی زد :winksmile: خیلی قشنگ بود

      نقل قول

  • ولی من هنوز نظرم با نوید لنیستر یکیه دنداریون خودش رو فدا میکنه و بانوی سنگدل برمیگرده
    برای بازگشت کتلین دیر نیست چون هنوز ۱۴ قسمت از سریال مونده و جا برای یک خط داستانیه جدید هست
    اول انجمن برادری رو نشون دادن چرا باید بیخودی یه سکانس انجمن رو نشون بدن حتما دلیلی داشته دوم مکالمه جان با بانوی سرخپوشه که بانو بهش میگه من از خودم قدرتی ندارم خدای نور دستور بده اجرا میکنم :mail:

      نقل قول

  • امید: با کمال احترام مخالفم تا قسمت ۸ به جز سکانس آخر قسمت ۴ و تعقیب و گریز آریا استارک و سکانس آخر قسمت ۵ هودور چیز دندانگیری نداشت ولی واقعا قسمت ۹ از اول تا آخرش استرس و هیجان بود نفسم بند اومد من دو بار دیدمش خدا کنه قسمت ۱۰ هم این هیجان رو داشته باشه

    کاملا موافقم امید جان.

      نقل قول

  • ولی قبول کنین…
    اون قسمتی که ارتش لیتل فینگر اومدن از روی ارباب حلقه ها بد و بعضی از صحنه های جنگ :yes:

      نقل قول

  • امید: یا کشته شدن رمسی من فکر میکردم مثل خود بولتونها رفتار بشه یعنی پوستش رو زنده بکنن ولی خوراک سگهای خودش شد

    ایول دقیقا منم دنبال همچین صحنه ای بودم. :D:

      نقل قول

  • امید:
    ولی من هنوز نظرم با نوید لنیستر یکیه دنداریون خودش رو فدا میکنه و بانوی سنگدل برمیگرده
    برای بازگشت کتلین دیر نیست چون هنوز ۱۴ قسمت از سریال مونده و جا برای یک خط داستانیه جدید هست
    اول انجمن برادری رو نشون دادن چرا باید بیخودی یه سکانس انجمن رو نشون بدن حتما دلیلی داشته دوم مکالمه جان با بانوی سرخپوشه که بانو بهش میگه من از خودم قدرتی ندارم خدای نور دستور بده اجرا میکنم

    بعید میدونم که کتلین برگرده چون فاصله‌ی زمانی زیاد شده و جسد کتلین هم تجزیه شده و سریال هم داره به جمع بندی نهایی خطوط داستانیش میرسه تا هرچه سریعتر بره سر اصل مطلب برای همین دیگه بعید میدونم خط داستانی جدیدی ایجاد کنه. یه حسی به من میگه که آریا جای بانوی سنگدل رو توی سریال میگیره دلیلشم توی قسمت ۶ فصل ۳ هست جایی که ملیساندر به آریا میگه که “من توی وجودت تاریکی رو میبینم و در اون تاریکی چشم‌هایی به من خیره شدن چشم‌های قهوه‌ای و سبز و آبی، چشم‌هایی که برای همیشه بسته خواهند شد. دوباره همدیگر رو خواهیم دید.”(این قسمت توی کتاب نیست و مختص سریال هست) والدر فری، جیمی، شاه شب و دار و دسته‌اش چشم آبی هستن و سرسی هم چشم سبزه، در کتاب همشون به غیر از شاه شب و دار و دسته‌اش جزو اهداف بانوی سنگدل بودند توی سریال هم با توجه به پیشگویی احتمالاً هدف آریا قرار میگیرند. اینم بگم که بعد این پیشگویی آریا هرکی رو کشته یا چشم آبی بوده(ویف) یا چشم قهوه‌ای(جناب مرین ترنت، پولیور).

      نقل قول

  • alibax25: بعید میدونم که کتلین برگرده چون فاصله‌ی زمانی زیاد شده و جسد کتلین هم تجزیه شده و سریال هم داره به جمع بندی نهایی خطوط داستانیش میرسه تا هرچه سریعتر بره سر اصل مطلب برای همین دیگه بعید میدونم خط داستانی جدیدی ایجاد کنه. یه حسی به من میگه که آریا جای بانوی سنگدل رو توی سریال میگیره دلیلشم توی قسمت ۶ فصل ۳ هست جایی که ملیساندر به آریا میگه که “من توی وجودت تاریکی رو میبینم و در اون تاریکی چشم‌هایی به من خیره شدن چشم‌های قهوه‌ای و سبز و آبی، چشم‌هایی که برای همیشه بسته خواهند شد. دوباره همدیگر رو خواهیم دید.”(این قسمت توی کتاب نیست و مختص سریال هست) والدر فری، جیمی، شاه شب و دار و دسته‌اش چشم آبی هستن و سرسی هم چشم سبزه، در کتاب همشون به غیر از شاه شب و دار و دسته‌اش جزو اهداف بانوی سنگدل بودند توی سریال هم با توجه به پیشگویی احتمالاً هدف آریا قرار میگیرند. اینم بگم که بعد این پیشگویی آریا هرکی رو کشته یا چشم آبیبوده(ویف) یا چشم قهوه‌ای(جناب مرین ترنت، پولیور).

    من که کتاب رو نخوندم ولی درباره جسد کتلین فکر نکرده بودم مسلما تجزیه شده شما درست میگی ولی توی فیلم غافلگیری زیاده برای برگشت کتلین هم یه چیزی سر هم میکنن مثل عمو بنجن و سگ شکاری و من هنوز نفهمیدم انجمن برادری و دنداریون چرا توی یه سکانس دوباره وارد شدن نقششون چه خواهد بود در مورد آریا هم کاملا در این قسمتش با شما هم عقیدم که نقشش در فصل بعد پر رنگتر خواهد بود با آموزشهایی که دیده و سختیهایی که کشیده و پخته تر شده :fight:

      نقل قول

  • با عرض سلام مجدد .
    خب ، بنده هم پا برهنه بدوم وسط بحث!!!
    دوستان همانطور که قبلاً هم گفتم بنده فقط کتاب را خوانده ام و علاقه ایی به پیگیری سریال ندارم . اما این اسپویل های شما از سریال هم واقعاً جذاب است! هرچند احتمالاً حداقل نیمی از آنها در کتاب یا اصلاً اتفاق نخواهند افتاد یا با تغییراتی رخ خواهند ، اما نکته اصلی است که ” پدر جان! مارتین جان! پس کو کتابت! تازه تو هم منتشر کنی یک سال طول می کشه توی ایران ترجمه بشه!!! ”

    اما در مورد بانوی سنگدل به نظر بنده برای حضور در سریال دیر شده است! در کتابها او در آخر کتاب سوم ظاهر می شود و راهب تورس هم در کتاب پنجم می گوید دانداریون شعله وجودش را داد تا او زنده شود . این همه فاصله و اینکه دانداریون زنده در این فصل دیده شده ، یعنی بانوی سنگدل بی بانوی سنگدل!

      نقل قول

  • امین:
    با عرض سلام مجدد .
    خب ، بنده هم پا برهنه بدوم وسط بحث!!!
    دوستان همانطور که قبلاً هم گفتم بنده فقط کتاب را خوانده ام و علاقه ایی به پیگیری سریال ندارم . اما این اسپویل های شما از سریال هم واقعاً جذاب است! هرچند احتمالاً حداقل نیمی از آنها در کتاب یا اصلاً اتفاق نخواهند افتاد یا با تغییراتی رخ خواهند ، اما نکته اصلی است که ” پدر جان! مارتین جان! پس کو کتابت! تازه تو هم منتشر کنی یک سال طول می کشه توی ایران ترجمه بشه!!! ”

    اما در مورد بانوی سنگدل به نظر بنده برای حضور در سریال دیر شده است! در کتابها او در آخر کتاب سوم ظاهر می شود و راهب تورس هم در کتاب پنجم می گوید دانداریون شعله وجودش را داد تا او زنده شود . این همه فاصله و اینکه دانداریون زنده در این فصل دیده شده ، یعنی بانوی سنگدل بی بانوی سنگدل!

    سلام داداش ممنون که وارد بحث شدی
    سریال غافلگیری زیاد داره شاید بانوی سنگدل همون کتلین باشه و برگرده شاید هم به قول دوستان آریا استارک باشه ولی در هر صورت احتمال آمدن بانوی سنگدل هنوز هم هست باید دید :aa:

      نقل قول

  • Cersei lannister:
    دوستان من یه نظریه دارم که شاید درست نباشه من نه هنوز کامل کتاب خوندم نه سریال دیدم ولی طبق گفته شماواسپیول هایی از داستان وسریال به نظرم کسانی که از انجمن برادری بدون پرچم جسد بانو استارک وپیدا می کنند و بریک دانداریون زندگی خودشو رو فدا می کنه تا کتلین استارک برای انتقام برگرده.پس احتمالا راهبه سرخ یا همون ملیساندرا هم جان بر میگردونه اما طبق گفته که این افراد عوض میشن من فکر میکنم این افرادی مثل بریک یا راهبه سرخ روحشون به داخل کالبد این افراد میره مثل جان که میگن ملیساندرا گردنبندشو باز میکنه وبا سن بسیار زیاد به خوابی فرو میره دقیقا قبل بهوش اومدن جان د از اونجایی که دیگه جیزی برای ادامه با بدن ملیساندرا نداشته(استینس)و از اونجایی که میگه من در اتش دیدم جان اسنو به همراه خانوادش در وینترفل میجنگه و جالب اونجایی کهاریا استارک فقط یک بار میبینه و بهش میگه ما باز هم هم دیگر را خواهیم دید!!!البته این فقط یه حدس مرسی از همه

    جالبه بدون خوندن کامل کتاب نظریاتتون انقدر درسته، خب البته همه بخش هاش به جز بخش رفتن روح یکی دیگه به یه نفر دیگه درست بود چون توی سریال وقتی با ملیساندرا صحبت میکنه کاملا مشخصه از هم دیگه جدا هستند و ملیساندرا خیلی چیزارو نمیدونه

      نقل قول

  • امید: من که کتاب رو نخوندم ولی درباره جسد کتلین فکر نکرده بودم مسلما تجزیه شده شما درست میگی ولی توی فیلم غافلگیری زیاده برای برگشت کتلین هم یه چیزی سر هم میکنن مثل عمو بنجن و سگ شکاری و من هنوز نفهمیدم انجمن برادری و دنداریون چرا توی یه سکانس دوباره وارد شدن نقششون چه خواهد بود در مورد آریا هم کاملا در این قسمتش با شما هم عقیدم که نقشش در فصل بعد پر رنگتر خواهد بود با آموزشهایی که دیده و سختیهایی که کشیده و پخته تر شده

    مهمترین قسمت داستان بانوی سنگدل اتفاقت محاصره‌ی ریورران بود که توی سریال این محاصره تموم شد برای همین دیگه چیزی نمیمونه که بخوان بیارنش. شاید بودنش توی کتاب خوب باشه ولی آوردنش توی سریال ممکنه ضربه‌ی بدی بزنه چون باعث میشه ارزش مرگ‌های سریال کم بشه، قبل از این هم جان اسنو زنده شده بود حالا اینم زنده بشه دیگه یجورایی مسخره میکنه سریالو، سگ شکاری و عمو بنجن نمرده بودن که زنده بشن برای همین اینا قضیه‌شون فرق میکنه. اون قسمتی که انجمن برادری رو مجدداً نشون داد بریک یچیزایی راجع به شروع شدن بادهای سرد شمال گفت که احتمالاً یعنی گروه برادری داره خودشو برای زمستان و جنگ با وایت واکرها آماده میکنه(حالا شاید بگی که اینا از کجا راجع به وایت واکرها اطلاع دارند، توروس کاهن مذهب رلور هست و طبق اعتقاد این مذهب آدر بزرگ یا همون شاه شب دوباره برمیگرده و آزور آهای (یا همون شاهزاده‌ی وعده داده شده) باهاش مقابله میکنه)

    امین:
    با عرض سلام مجدد .
    خب ، بنده هم پا برهنه بدوم وسط بحث!!!
    دوستان همانطور که قبلاً هم گفتم بنده فقط کتاب را خوانده ام و علاقه ایی به پیگیری سریال ندارم . اما این اسپویل های شما از سریال هم واقعاً جذاب است! هرچند احتمالاً حداقل نیمی از آنها در کتاب یا اصلاً اتفاق نخواهند افتاد یا با تغییراتی رخ خواهند ، اما نکته اصلی است که ” پدر جان! مارتین جان! پس کو کتابت! تازه تو هم منتشر کنی یک سال طول می کشه توی ایران ترجمه بشه!!! ”

    اما در مورد بانوی سنگدل به نظر بنده برای حضور در سریال دیر شده است! در کتابها او در آخر کتاب سوم ظاهر می شود و راهب تورس هم در کتاب پنجم می گوید دانداریون شعله وجودش را داد تا او زنده شود . این همه فاصله و اینکه دانداریون زنده در این فصل دیده شده ، یعنی بانوی سنگدل بی بانوی سنگدل!

    سلام
    بنظر من در کنار کتاب سریال رو ببینی بهتره چون بعضی صحنه‌ها بهتر از اونچیزی هستن که ما تصور میکنیم، نمونشم عروسی سرخه که توی سریال خیلی خوب به تصویر کشیده شد، توی سریال اینجور صحنه‌ها خیلی زیاده. بعضی از خطوط داستانی سریال و کتاب باهم متفاوتن که شاید در ظاهر ضعف به نظر بیان ولی اینطور نیست چون اینکار باعث میشه سریال برای کسانی که کتاب رو دنبال میکنن چیزای تازه‌ای داشته باشه و برعکس.

      نقل قول

  • alibax25: مهمترین قسمت داستان بانوی سنگدل اتفاقت محاصره‌ی ریورران بود که توی سریال این محاصره تموم شد برای همین دیگه چیزی نمیمونه که بخوان بیارنش. شاید بودنش توی کتاب خوب باشه ولی آوردنش توی سریال ممکنه ضربه‌ی بدی بزنه چون باعث میشه ارزش مرگ‌های سریال کم بشه، قبل از این هم جان اسنو زنده شده بود حالا اینم زنده بشه دیگه یجورایی مسخره میکنه سریالو، سگ شکاری و عمو بنجن نمرده بودن که زنده بشن برای همین اینا قضیه‌شون فرق میکنه. اون قسمتی که انجمن برادری رو مجدداً نشون داد بریک یچیزایی راجع به شروع شدن بادهای سرد شمال گفت که احتمالاً یعنی گروه برادری داره خودشو برای زمستان و جنگ با وایت واکرها آماده میکنه(حالا شاید بگی که اینا از کجا راجع به وایت واکرها اطلاع دارند، توروس کاهن مذهب رلور هست و طبق اعتقاد این مذهب آدر بزرگ یا همون شاه شب دوباره برمیگرده و آزور آهای (یا همون شاهزاده‌ی وعده داده شده) باهاش مقابله میکنه)

    سلام
    بنظر من در کنار کتاب سریال رو ببینی بهتره چون بعضی صحنه‌ها بهتر از اونچیزی هستن که ما تصور میکنیم، نمونشم عروسی سرخه که توی سریال خیلی خوب به تصویر کشیده شد، توی سریال اینجور صحنه‌ها خیلی زیاده. بعضی از خطوط داستانی سریال و کتاب باهم متفاوتن که شاید در ظاهر ضعف به نظر بیان ولی اینطور نیست چون اینکار باعث میشه سریال برای کسانی که کتاب رو دنبال میکنن چیزای تازه‌ای داشته باشه و برعکس.

    ممنون از اطلاعاتت من چون کتاب رو نخوندم زیاد با شخصیتها آشنا نیستم
    یه سوال ممکنه این آزور آهای که گفتی همون جان اسنو باشه؟
    و ممکنه برن بتونه با دراگون وارگ کنه و سوارش بشه؟

      نقل قول

  • امید: ممنون از اطلاعاتت من چون کتاب رو نخوندم زیاد با شخصیتها آشنا نیستم
    یه سوال ممکنه این آزور آهای که گفتی همون جان اسنو باشه؟
    و ممکنه برن بتونه با دراگون وارگ کنه و سوارش بشه؟

    منم کتاب رو نخوندم، تمام اطلاعاتم رو از این سایت گرفتم(تمام جزئیات کتاب رو قرار میده و البته اطلاعات سایت وینترفل و نظرات کاربردی دوستان هم خیلی بهم کمک کرد.)
    هنوز معلوم نیست آزور آهای کی هست! توی فصل ۶ ملیساندر به داووس میگه که جان همون شاهزاده وعده داده شده (آزور آهای) هست. بعد توی یه قسمت دیگه یه کاهن سرخ دیگه به تیریون میگه که دنریس شخص وعده داده شده (آزور آهای) هست. برن هم ممکنه باشه.
    راجع به اژدها هم احتمالش هست که برن سوارش بشه یا بهش وارگ کنه. دلیلشم توی فصل چهار هست، همونجایی که کلاغ سه چشم به برن گفت تو پرواز میکنی. پس تنها راهی که میتونه پرواز کنه همین اژدهاست، مگر اینکه بال دربیاره که غیر ممکنه!

      نقل قول

  • alibax25: منم کتاب رو نخوندم، تمام اطلاعاتم رو از این سایت گرفتم(تمام جزئیات کتاب رو قرار میده و البته اطلاعات سایت وینترفل و نظرات کاربردی دوستان هم خیلی بهم کمک کرد.)
    هنوز معلوم نیست آزور آهای کی هست! توی فصل ۶ ملیساندر به داووس میگه که جان همون شاهزاده وعده داده شده (آزور آهای) هست. بعد توی یه قسمت دیگه یه کاهن سرخ دیگه به تیریون میگه که دنریس شخص وعده داده شده (آزور آهای) هست. برن هم ممکنه باشه.
    راجع به اژدها هم احتمالش هست که برن سوارش بشه یا بهش وارگ کنه. دلیلشم توی فصل چهار هست، همونجایی که کلاغ سه چشم به برن گفت تو پرواز میکنی. پس تنها راهی که میتونه پرواز کنه همین اژدهاست، مگر اینکه بال دربیاره که غیر ممکنه!

    ممنون از اطلاعاتت پس با این وجود یک سال باید خمار بمونیم برای فصل آخر که جالبترین فصل خواهد بود

      نقل قول

  • امید: ممنون از اطلاعاتت پس با این وجود یک سال باید خمار بمونیم برای فصل آخر که جالبترین فصل خواهد بود

    خواهش میکنم

      نقل قول

  • امین: بنده هم این احتمال را که جان پسر لیانا است رد نمی کنم اما آیا جان پسر ریگار هم هست؟! ریگار در کتاب ها به عنوان یک شاهزاده شریف ، باهوش ، شجاع و وظیفه شناس توصیف می شود که تنها اشتباهش دزدیدن لیانا بوده . ادارد استارک هم دقیقاً همین ویژگی ها را دارد و او هم تنها اشتباهش داشتن پسر حرامزاده ایی به نام جان اسنو است! آیا این دو کاراکتر هر دو از راز مشترکی به قیمت خدشه وارد شدن به حیثیت خود ، حفاظت نمی کنند؟ ممکن است جریان چیز دیگری است و اگر افشا می شده فتنه ایی بزرگتر بر پا می گشته و جان افراد بیشتری به خطر می افتاده . تردید در اینکه می گویم جان پسر ریگار نیست به دو علت می باشد : جان ضد آتش نیست و با آسیب دیدن هنگام مقابله با جسدی که قصد کشتن مورمونت را داشت این را ثابت کرد . ممکن است بگویید ویسریس هم ضد آتش نبود ، اما او دست کم مشخصات ظاهری تارگرین ها را داشت در حالی که در مورد جان بارها تاکید می شود که او کاملاً یک استارک است و حتی خیلی بیشتر از راب شبیه استارک هاست! و نتیجه وصلت یک تارگرین کامل با یک دختر ضعیف و بیمارگونه استارکی قاعدتاً نمی تواند تمام استارک باشد!

    دوست عزیز با توجه به علم پزشکی موی تیره و چشم تیره ژن غالب هستن و رنگ مو و چشم اصلی از اولش برای تمامی انسانها تیره بوده ، اما اونایی که چشم و موشون روشن شده بر اساس جهش توی ژنتیکشون طی نسل ها اینجوری شده ، در واقع رنگ دانه از دست دادن (مثل اینه که یکی بر اساس اینکه ژن مادر و پدرش بهم نمیخورن فلج به دنیا میاد،فقط فرقش اینه که اونا رنگدانه از دست میدن نه چیزای بیشتر و بزرگتر!)
    اگر هم کسی که رنگ مو یا چشمش تیره س همسرش بور و روشن باشه بچه شون به احتمال بسیار بسیار قوی تیره میشه نه روشن ! پس اینکه جان تیره س دلیل نمیشه که پسر ریگار نباشه
    در مورد اینکه از هر استارکی استارک تره هم از یه طرف بین کلی استارک بزرگ شده و بچه ی خوش تربیتی هم بوده و خوب تربیت شده ، از طرف دیگه اگه این تئوری درست باشه خب مادرش که استارکه ، پدرش هم با وجود تارگرین بودن دقیقا خلق و خو و خصوصیات استارکی و شریف داره ! پس موضوع عجیبی اینجا نیست

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: