Performancing Metrics

مقالات اختصاصی

ناجیان وستروس

0.18328300_1435446258
نویسنده نوید لنیستر

متن زیر حاوی اسپویل هایی از فصل پنجم سریال و کتاب پنجم (رقصی با اژدهایان) می باشد.

به قلم koosha sami

قبل از این که بخوام مقاله رو درمورد ریگار شروع کنم بهتره چند تا اصطلاح و شخصیت دیگه رو معرفی کنم .

250px-Azor_Ahai

آزور آهایی : قهرمان افسانه ای وستروس هشت هزار سال قبل از ورود اگان در وستروس می زیست ، شب طولانی که در ادامه میگم چیه در زمان اون به وقوع پیوست . طبق افسانه ها این فرد در میان آتش و نمک زاده میشود .

آزور اندال نبود و لذا به هفت خدا اعتقاد نداشت، مذهب او مذهب رلور بود که به خدای خیر و خدای شر اعتقاد دارن، آدر ها در این مذهب فرستاده خدای شر هستند . آزور خودش رو فرستاده خدای خیر و نور دونست و تصمیم گرفت بر علیه آدر ها قیام کنه و از دادن هیچ چیز در این راه فروگذار نبود . او برای شروع تصمیم گرفت شمشیری از نور و عشق بسازه که با شمشیر یخی آدر ها مقابله کنه ؛ لایت برینگر.

لایت برینگر : شمشیر افسانه ای آزور آهایی؛ او در شب های سرد زمستان سی شب و سی روز به چکش زدن پرداخت و فولادی ناب ساخت اما هنگام فرو بردنش در آب شمشیر شکست ؛ بار دیگر شروع کرد ، پنجاه شبانه روز . اینبار او شمشیر را در قلب یک شیر فرو کرد ، باز شکست . بار دیگر صد شب و صد روز ؛ اینبار او شمشیر را به سینه همسرش فرو کرد ، روح او با شمشیر اجین شد و لایت برینگر نورانی و آتشین به دنیا آمد .

شب طولانی : هشت هزار سال قبل از ورود ایگان بعد از تابستانی بلند شبی به درازای یک قرن آغاز شد که در آن آدر ها به وستروس آمدند و شروع به فتح وستروس کردند ؛ فرزندان جنگل به همراه انسان های نخستین به مقابله با آنها پرداختند ؛ پس از پایان نبرد عصر قهرمانان و ایجاد خاندان های فعلی شروع شد. برندون معمار در این عصر دیوار را با کمک جادو ساخت و خاندان استارک را بنا نهاد.

آخرین قهرمان : همانطور که مذهب رلور آزور آهایی را به عنوان منجی معرفی میکند انسان های نخستین، آخرین قهرمان را به عنوان منجی خویش میدانند، بسیاری معتقدند او همان آزور آهایی است اما استارک ها به استارک یا کاراستارک بودن او اعتقاد دارند .

پرنس وعده داده شده : حتی مذهب جدید تر هفت هم نیاز به فردی دارد که بالاخره ظهور کرده و جهان را از خیر پر میکند و مطابق انتظار آنها هم اعتقاد دارند این فرد از خودشان است و تارگرین میباشد . ظهور ستاره سرخ در هنگام تولد او از نشانه هایش است.
همانطور که خواندید هر سه مذهب بزرگ اعتقاد به منجی و رها کننده ای دارند و اعتقادشون مبنی بر ابن است که این فرد از بین خودشان است.ً
پس از این همه مقدمه چینی میریم سراغ اصل مطلب : شاهزاده ی دیوانه یا زیادی عاقل.

Rhaegar_targaryen_by_paintmaster1-d77eihu

ریگار شخصیتی آروم با علاقه زیاد به موسیقی و کتاب بود . اولش بگم اکثر توصیفات و اطلاعات ما از ریگار به صورت پراکنده از فصل های دنریس تو صحبتاش با سر باریستان و سر جورا و همچنین تو فصلای سموئل و طی صحبت با استاد ایمون بدست میاد . ریگار تو هرچیزی عالی بلکه هم متعالی بود ! شاعر ، موسیقی دان و جنگجویی کامل بود گرچه چنگش رو بیشتر از شمشیرش دوست داشت . توصیفات ریگار زیاده اما تصمیم دارم به صورت نکته وار پیش برم و بعد نتیجه بگیرم :
١ – ریگار تو سامرهال بدنیا اومد و بعد به دنیا اومدنش اونجا آتیش گرفت و خیلی اشک برای کشته شدگان حادثه ریخته شد ؛ زاده شده در نمک و آتش نماد آزور.
٢-ماهیت ابن اتفاق معلوم نیست اما یه روز که ریگار داشته دور دور میزده !!! یه طوماری پیدا میکنه که معلوم نیست توش چیه اما بعد خوندنش سریع میاد قلعه و میگه حاجی شمشیر و سپر بیارید به من شمشیر بازی یاد بدید مثل اینکه باید جنگجو بشم !!!
٣- بچه های پادشاه دیوانه : ریگار ، ویسیریس و دنریس هستند و اگ یا اگان ششم بچه ی ریگار هست که از قیام رابرت نجات یافت و البته به صورت مخفی تا الان زندگی میکرده

خب ببینید دو تا مسئله رو الان میشه مطرح کرد در مورد محتوای طومار :
١-احتمال ساده: ریگار راجب آزور آهایی و شاهزاده موعود و آخرین قهرمان که یکی هستند خونده و خصوصیاتش رو با خودش تطبیق داده و تصمیم به جنگاوری گرفته که ممکن هست این باشه ؛ من میگم اینطور نیست چون بعدش این اتفاقات دزدیدن لیانا برای چی بود پس؟ تنها نتیجه ی این احتمال این میشه ریگار مثل نصف تارگرین ها دیوانست.
٢- احتمال خفن: ریگار فهمیده این ٣ منجی بشریت یکی نیستن و خودش ماموریت داره اونا رو بوجود بیاره ؛ خیلی اتفاقات با این نظر توجیه میشن و تهش هم ریگار میشه از خودگذشته ترین فرد کره خاکیشون !

maxresdefault

برو بریم :
یه سری کارای ریگار و سخنانش رو باید مطرح کنم :
١ – اژدها سه سر داره ؛ نظر ساده لوحانه در مورد این جمله اینه که این جمله یه پیشگویی در مورد سه اژدهای دنی هست و اما نظر بنده اینه این جمله یه حقیقت محسوب میشه و منظورش سه نفر هست . این جمله ی ریگار رو دنریس میشنوه وقتی تو خونه ی نامیرا ها رفته بود ؛ ریگار داره به یه زن میگه ؛ اون زن یه بچه دستش بود که همون اگ یه ایگان بچه الیا مارتل و ریگاره؛ ریگار میگه این بچه پرنس وعده داده شده و نغمه یخ وآتشه ولی اژدها سه سر داره .دنی فکر میکنه زن خود الیا هست ولی اسمش تو رویاش گفته نمیشه و دنی هم الیا رو ندیده پس میتونه لیانا باشه .اینو داشته باشید تا بعدی…

٢- من فرض رو بر این میذارم ریگار دنبال دو نفر دیگست ؛ آزور آهایی. الیا برای تولد اگان تا پای مرگ میره و دیگه نمیتونه بچه دار شه پس ریگار باید زن بگیره ؛ لیانا استارک اما چرا ؟ برای خودمم جای سواله چون دنریس میشنوه اگان نغمه یخ و آتش و پرنس وعده داده شدست پس دلیل انخاب لیانا این نیست که اون یخ و استارکه و ریگار آتش و تارگرین و بچشون نغمه مگر اینکه ریگار بعدا بفهمه که برنس موعود یخ و آتش نیست ولی فعلا یه سوال پیش میاد :
“چرا لیانا؟!؟!”
اینم یادتون باشه ریگار میگه اگان یخ و آتشه و فرضیه یخ و آتشی استارک تارگرین فعلا از نظر ریگار غلطه.

350px-Red_comet_by_dhadkan

حالا میخوام برم سراغ چند تا خصوصیات دیگه برای پرنس موعود تا بیشتر سرتون رو درد بیارم : شهاب سنگ سرخ ؛ دوبار تو داستان شهاب سنگ داریم و دو تا تفسیر براش:
١-سر ایجاد نطفه ی اگان شهاب میاد
٢-سر تولد اژدها های دنی
و اما تفاسیر
١ – یکی دیگه از نشانه های پرنس موعود که از زاده شدن در آتش و دود معتبر تره دیده شدن شهاب قرمز سر شب بوجود اومدنش هست .
٢-به گفته آشا شهاب قرمز نشونه اژدهاست
با این وضع میشه گفت جفت تفسیر درست هست و دو تا شهاب سر دو واقعه ایجاد شدن و مشکلی نیست وهی داریم میگیم اگان حالا اگه نغمه هم نباشه پرنس موعوده

320px-Urukki_Saki_Beneath_the_Gold_the_Bitter_Steel

توی فصل اخر زندگی استاد ایمون وقتی اون از وجود دنی با خبره و ستاره سرخ رو میبینه میگه دنی پرنس موعوده و به سم میگه بدو برو سیتادل بهشون بگو قضیه رو و یه استاد بفرستین برا مشاوره دنی .
پس سوال ٢ ایجاد میشه آیا استاد اشتباه کرده و ستاره نشانه ی اژدهاست یا واقعا دنی پرنس موعوده یا اگه اولی درسته دنی چیه؟!؟!؟!؟!!!!!!
البته الان همه میگید استاد اشتباه کرده و با توجه به نشانه های اگان و این که لفظ پرنس مذکر هست پرنس موعود اگانه ولی این رو بگم استاد اشاره میکنه چون پیشبینی به زبان والریایی کهن بوده و تو اون زبان مثل زبان کهن خودمون !!!! مذکر مونث یکی هست اونا اشتباه کردن و پرنسس موعود وداریم که نوضیحات استاد قابل تامل میباشد!
احساس میکنم باز همه رو اگان زوم هستن برای همین یکم دبگه برای دنی مینویسم ؛ چی میشه اگه اگان ششم اصلا تارگرین نباشه ؟! کتاب خوناش میدونن که دسته ای از تارگرین ها قبلا قیامی داشتن و طی جنگ هایی سر قدرت که پایه نابودی اژدها ها اونجا بود (وقایع رقص اژدها ها ) یه خاندان جدىد بنام بلک فایر اونجا تاسیس شد؛ گروه طلایی و واریس از این دسته حمایت میکنن و میدونیم که واریس از اگ حمایت کرده؛ اصولا بلک فایر ها از تارگرین ها متنفرن پس حمایت کمپانی طلایی و واریس؟!؟! دلیل دیگه هم پیش گویی کوایته هست که به دنی راجب مامرز دراگون میگه که یعنی فردی در لباس اژدها وجود داره که اژدها نیست و میتونه اگ باشه .
یک جمله معروفم که همون قضیه اژدهای پیر و جوان ، دروغی و راستین هست که با تفسیرش اگان اژدها و تارگرین حقیقی تشریف نداره .
خلاصه خیلی نمیشه رو اگ هم حساب کرد حتی با تاکید ریگار و نشانه هاش .
الان حس بدی دارم پس یه کوچول از اگ هم دفاع میکنم با یه فرضیه که شاید دیمون بلکفایر واقعا راست میگفته و اونوقت کل دودمان تارگرین بعد اگان چهارم به فنا میره و حتی اگ هم اگه بلک فایر باشه میشه پرنس موعود !!!!!!!!!

maxresdefault (1)

خب یکم فرضیه های عجیبم بریم این وسط ؛ تیریون ، جیمی ، سرسی
چرا تارگرین نباشن ؟
تیریون که پدر بزرگوارش صراحتا میگی بچه من نیستی ولی چیزای دیگه هم هست ؛ چشم های تا به تا که فقط تو تارگرین هى ثبت شده ( دقیق یادم نیست ولی تو دودمانشون یکی بود)
رویای اژدها ؛ خب تیریون همش خوابش رو میبینه این از نشانه های تارگرینیست.
یک جایی تو کتاب باریستان سلمی در جواب دنریس که در مورد ازدواج پدرش می پرسه می گه که اریس و ملکه رهیلا علاقه ای به هم نداشتند و اریس به جای رهیلا از جوانا لنیستر دختر عموی تایوین لنیستر که بعدها زن تایوین شد خوشش میومده . حتی درشب ازدواج تایوین و جوانا اریس به شوخی می گه ( که چقدر حیف شده که دیگه مثل قبل حق شب اول برای ارباب وجود نداره ) که این حرف باعث خنده ی همه و عصبانیت تایوین می شه .(این پاراگراف از من نبود و کینگ رابرت انجمن وستروس نوشته .باتشکر فراوان ازشون)
البته مطالب ضد و نقیضه و چند تا مشکل هست که یکیش رو پاراگراف بعدی گفتم و یکیش اینه تو پیشگویی ها به تیریون میگن شیر و چند جا تایوین میگه کاش فرزندم نبودی .خلاصه یکم میشه ایراد گرفت و یکم اثبات کرد.
جیمی هم از نظر اخلاقی کلا لنیستر نمیزنه ولی چرا تو کتاب چند بار چند نفر هی میگن جیمی لنیستر نیست مثلا یه جا عمش یا خالش میگه فقط تیریون فرزند تایوینه که این احتمال رو بالا میکنه !البته بعدا یک سال تایوین سر همون جمله با احتمالا خواهرش(شک دارم عمه بود یا خاله ) حرف نمیزنه.
راجب سرسی فعلا چیزی ندارم.

hqdefault

خب میریم سراغ موضوع بعدی : آخرین قهرمان : میدونیم استارکه و لذا ریگار هم کاری نکرده برای پیدا کردنش و چند تا گزینه بیشتر نداریم : آریا و برن.
برن بیشتر میخوره چون خلاصه شمال تشریف داره و توانایی های جادویی و ارتباط با فرزندان جنگل رو هم داره ولی خب برن میتونه با خاصیت وارگ بودنش وارد اژدها هم بشه و اگر قرار دو شغله نباشه اژدها سواری از قهرمان بودن بیشتر بهش میخوره و یادمون باشه کلاغ سه چشم بهش گفت از این به بعد قرار هست پرواز کنی ، با این حالت آریا هم میشه بیکار نمونه و بشه آخرین قهرمان.

آزور آهایی: مذهب رلوره و بهتر از هر کس کشیش سرخ میتونه راجبش نظر بده .
شنل قرمزی ما(ملیساندرا) اوایل فکر میکرد استنیس آزوره ولی تو یکی از فصلا میگه وقتی از خدا خواستم به من اون رو نشون بده چیزی جز برف نشون نداد ؛ برف : جان هم که جان اسنو هست اون برف احتمال زیاد جانه ولی خب به هر حال اگان هم میتونه شانس داشته باشه.یه بار دیگه هم ملیسارا وقتی از خدا چهره آزرو رو میخواد جان رو میبینه بعد یه گرگ و بعد جان .
از این وسط میشه اینم گرفت شاید بعد مرگ جان یه مدت بره تو بدن گوست و دوباره متولد شه این مدلی خیلی خوب میشه چون میدونید قسم نایت واچ میگه تا وقت مرگ مسئولم و اینطوری بعد تولد دوباره جان از سوگنداش هم راحت میشه.
ببینید من یه سری فرضیه سازی کردم و حالا کامل میکنم :
ما باید شش تا نقش داشته باشیم حداقل و تعدادی آدم که بیان انجامش بدن :
١-آزور آهایی –کاندیدها : جان، اگان و جیمی
٢-پرنس موعود –کاندیدها: دنریس و اگان
٣-آخرین قهرمان –کاندیدا :برن و آریا
۴-اژدها سواران _ کاندیدها: دنی، جان ،برن ،آریا ،ویکتوریان ،تیریون ،جیمی ،بلادریون ،یورن
تداخلی بین اینکه افراد یک تا سه همزمان اژدها سوار باشن نیست ولی خیلی مهمه که کی چی میشه چون مارتین علاقه ای به افراد اضافی و بی نقش نداره و اصولا کسی نتونه نقشی داشته باشه رو راحت حذف میکنه .

murder_of_crows_by_acazigot-d48mm4t

در پایان هم بگم اگر هر سه شخصیت یکی باشن باز جان گزینه مناسب تری هست و هم استارک و هم تارگرین هست فقط مشکل نشانه های اصلی پرنس موعوده که نداره و تو اگان خیلی واضح داریم و مشکل دوم بیکار شدن بقیست .

شما هم فکر کنید و نظر بدید کی کیه؟!

درباره نویسنده

نوید لنیستر

تلگرام: navidlannister@
اینستاگرام: navidlannister
نویسنده و مترجم مطالب سایت، از ادمین های کانال، ادمین اصلی کانال فن آرت

۴۰ دیدگاه

  • ” جیمی هم از نظر اخلاقی کلا لنیستر نمیزنه ولی چرا تو کتاب چند بار چند نفر هی میگن جیمی لنیستر نیست مثلا یه جا عمش یا خالش میگه فقط تیریون فرزند تایوینه که این احتمال رو بالا میکنه !ا ”
    ” یک جایی تو کتاب باریستان سلمی در جواب دنریس که در مورد ازدواج پدرش می پرسه می گه که اریس و ملکه رهیلا علاقه ای به هم نداشتند و اریس به جای رهیلا از جوانا لنیستر دختر عموی تایوین لنیستر که بعدها زن تایوین شد خوشش میومده . حتی درشب ازدواج تایوین و جوانا اریس به شوخی می گه ( که چقدر حیف شده که دیگه مثل قبل حق شب اول برای ارباب وجود نداره ) ”

    چون تو تارگارین ها ازدواج مرسوم بوده پس احتمالش زیاده جیمی و سرسی تارگارین باشن.

      نقل قول

  • مقاله ی خوبی بود :good: فقط ۲ تا ایراد داشت پیشگویی شاهزاده وعده داده شده ربطی به مذهب هفت نداره و احتمال زیاد مربوط به والریای کهن هست و شورش بلک فایر ها هم یه مسئله ی کاملا جدا از جنگ داخلی رقص با اژدهایان هست نبرد چمنزار سرخ شصت و پنج سال بعد از رقص با اژدهایان رخ داد… در رابطه با اژدها سوار هم حدس می زنم یورون به خاطر شیپور و اگان (احتمال بسیار زیاد بلک فایر هست) و دنریس هم به خاطر خون والریایی اژدها سوار بشن کلا از ایده ی وارگ شدن داخل
    اژدها هم خوشم نمیاد :noo:

      نقل قول

  • جنگ بین خیر و شر همیشه جذاب بوده است .
    من فکر می کنم اگر آدرها شر نباشند جذاب تر است ، اگر داستان فوق العاده ای درباره خوب و مهربان بودن آدرها رونمایی نشود ، هیچ بنی بشری نیست که بخواهد از آنها طرفداری کند .
    پس دعوای خیر و شر باید بین انسانها رخ دهد ، یعنی طرف خیر می خواهد برای نجات انسانها از همه چیزش بگذرد اما طرف شر در پیشروی هایش حتی به سواستفاده از قدرت آدرها هم می اندیشد .
    من به شدت طرفدار بلک فایر بودن اگان هستم ، چون باعث می شود دنریس بین دوگانگی همکاری یا درگیری گیر کند .
    در شیاد و طماع و بدجنس بودن واریس هم شکی ندارم ، او مانند لیتل فینگر برای خودخواهی اش است که وارد بازی شده است ،
    در استارک ها هم سنسا و آریا روی لبه تاریکی قدم می زنند ، اریا دستش را به خون آلوده کرده ،سنسا هم دسیسه چینی می اموزد ، مادرشان هم به سمت پلید ترین شکل انسانی پرتاب شده ،
    تا اینجا هم که جان اسنو خالص ترین نیت و رفتار را داشته ، اما با خیانتی که به اوشد معلوم نیست همان دل صاف را داشته باشد یا نه ، شاید هم کتلین اینبار دلش برای او بسوزد و بشوند دو سنگ دل !

    خلاصه اینکه برای هیچ کدام از قهرمانان داستان فرش قرمز پهن نکرده اند و باید انتخاب کنند بین حق و باطل ،سختی و راحتی .
    برای امثال جیمی ، سنسا ، ترییون و دنریس مسئله انتخاب بین خاندان و وظیفه پیش خواهد آمد .
    همانطوری که بارها برای جان پیش آمد .
    تبصره : وقت کرده اید با اینکه همه دنیا می گویند جان اسنو حرام زاده است ، اما بیش از هر نجیب زاده دیگری در معرض تصاحب جایگاه نجیب زادگی است ؟
    انگار که او بزرگترین اشراف زاده داستان است ،
    همانطوری که کسی به بی خاندان بودن دنریس کوچکترین توجهی نمی کند (همه می دانند او تارگرین است اما وقتی این خاندان منقرض شده ، دیگر نامش مهم نیست ، او ملکه اژدهاست نه شاهزاده تارگرین)

      نقل قول

  • magenta:
    جنگ بین خیر و شر همیشه جذاب بوده است .
    من فکر می کنم اگر آدرها شر نباشند جذاب تر است ، اگر داستان فوق العاده ای درباره خوب و مهربان بودن آدرها رونمایی نشود ، هیچ بنی بشری نیست که بخواهد از آنها طرفداری کند .
    پس دعوای خیر و شر باید بین انسانها رخ دهد ، یعنی طرف خیر می خواهد برای نجات انسانها از همه چیزش بگذرد اما طرف شر در پیشروی هایش حتی به سواستفاده از قدرت آدرها هم می اندیشد .
    من به شدت طرفدار بلک فایر بودن اگان هستم ، چون باعث می شود دنریس بین دوگانگی همکاری یا درگیری گیر کند .
    در شیاد و طماع و بدجنس بودن واریس هم شکی ندارم ، او مانند لیتل فینگر برای خودخواهی اش است که وارد بازی شده است ،
    در استارک ها هم سنسا و آریا روی لبه تاریکی قدم می زنند ، اریا دستش را به خون آلوده کرده ،سنسا هم دسیسه چینی می اموزد ، مادرشان هم به سمت پلید ترین شکل انسانی پرتاب شده ،
    تا اینجا هم که جان اسنو خالص ترین نیت و رفتار را داشته ، اما با خیانتی که به اوشد معلوم نیست همان دل صاف را داشته باشد یا نه ، شاید هم کتلین اینبار دلش برای او بسوزد و بشوند دو سنگ دل !

    خلاصه اینکه برای هیچ کدام از قهرمانان داستان فرش قرمز پهن نکرده اند و باید انتخاب کنند بین حق و باطل ،سختی و راحتی .
    برای امثال جیمی ، سنسا ، ترییون و دنریس مسئله انتخاب بین خاندان و وظیفهپیش خواهد آمد .
    همانطوری که بارها برای جان پیش آمد .
    تبصره : وقت کرده اید با اینکه همه دنیا می گویند جان اسنو حرام زاده است ، اما بیش از هر نجیب زاده دیگری در معرض تصاحب جایگاه نجیب زادگی است ؟
    انگارکه او بزرگترین اشراف زاده داستان است ،
    همانطوری که کسی به بی خاندان بودن دنریس کوچکترین توجهی نمی کند (همه می دانند او تارگرین است اما وقتی این خاندان منقرض شده ، دیگر نامش مهم نیست ، او ملکه اژدهاست نه شاهزاده تارگرین)

    در مورد بخش اول صحبت هایت با شما موافقم.من به شخصه یکی از طرفداران آدرها و ارتش مردگان هستم.شاید واقعا بد نباشند، شاید اون چیزی که به نظر میاید نباشند و این به مارتین بستگی داره که در آینده با اونا چیکار میکنه.حتی اگه طرف شر داستان هم باشند من بازم ازشون طرفداری میکنم(مخصوصا در سریال) :D:

      نقل قول

  • great tom hanks:
    مقاله ی خوبی بود فقط ۲ تا ایراد داشت پیشگویی شاهزاده وعده داده شده ربطی به مذهب هفت نداره و احتمال زیاد مربوط به والریای کهن هست و شورش بلک فایر ها هم یه مسئله ی کاملا جدا از جنگ داخلی رقص با اژدهایان هست نبرد چمنزار سرخ شصت و پنج سال بعد از رقص با اژدهایان رخ داد… در رابطه با اژدها سوار هم حدس می زنم یورون به خاطر شیپور و اگان (احتمال بسیار زیاد بلک فایر هست) و دنریس هم به خاطر خون والریایی اژدها سوار بشن کلا از ایده ی وارگ شدن داخل
    اژدها هم خوشم نمیاد

    خیلی ممنون بابت نقد
    در مورد رقص اژدهایان اطلاعات من ناقص بود ممنون گفتید .
    شاهزاده موعود هم درسته ؛ احتمالا مربوط به باور های والریایی هستش ولی به نظر من خود هفت هم ریشه در اعتقادات والریا کهن میتونه داشته باشه و از اونجا ربط دادم

      نقل قول

  • بابک: چون تو تارگارین ها ازدواج مرسوم بوده پس احتمالش زیاده جیمی و سرسی تارگارین باشن.

    بنظر منم این دوتا تارگارین هستن. توی کتاب فقط تارگارین ها و این دوتا با خواهر های خودشون وصلت کردن.
    این یعنی جیمی برادر ناتنی ریگار بوده! یکم بعید بنظر می رسه البته :shame:

      نقل قول

  • همه چی خیلی قاطی شده . خیلی !

    استاد ایمون توی آخرین روزهای عمرش میگفت اژدها سه سر داره . من باید یکی از اونها باشم اما خیلی پیرم . اینهمه دووم آوردم اما الان که زمانش رسیده دارم میمیرم .
    یه جا هم ژفت تقریبا با ریگار مطمئن شده بودیم که شاهزده مود ریگاره . اما بعدا فهمیدن ک اشتباه کردن ( احتمال میدم که ریگار و ایمون از طریق آبسدین با هم در ارتباط بودن ) اون نوشته ای ک ریگار پیدا کرده حتما گفته ک اون شاهزاده موعود هست که نیاز دیده شوالیه بشه
    یه جا هم ایمون گفت ما منتظر شاهزاده بودیم اما این شاهدخته
    استاد ایمون درسته یه تارگرین هست اما مطمئنا دیوانه نیست و برعکس خیلی عاقل هم هست . همونجوری که شمشیر استنیس رو فهمید تقلبیه .
    پس شاهزاده (شاهدخت) موعود مطمئنا دنریس هستش ;-) :lol:
    اگه جان بچه ریگار و لیانا باشه پس جان هم میتونه شاهزاده موعود باشه . شاید اون کسی دنرسی توی خانه نامریا دیده ریگار و لیانا باشن که دارن درباره جان حرف میزنه نه اگان شیشم. ما شرایط تولد جان نمیدونیم . شاید نمک و آتیش توش بوده باشه . و شاید اگه جان زنده بشه در شرایط نمک و آتش بدنیا برگرده !

    آزور آهایی : زاده شده در آتش و نمک . شاید معنی از زاده شدن تولد واقعی نباشه . تولد میشه رفتن از مرحله ای به مرحله دیگه توی زندگی . مثلا دنریس توی آتش و نمک (بیابان) از کالیسی شد مادراژدهایان . شاید این خودش تولد حساب بیاد تازه تولد سه تا اژدها هم بود
    احتمالش هست دنرسی آزور آهایی باشه ;-)
    ملیساندرا هم وقتی میخواست آزور آهایی رو ببینه برف میدید یعنی جان . پس کاندیدها شدن دوتا

    آخرین قهرمان : بنظر من آریا باشه

    اما اصلا بنظرم جیمی و سرسی به هیچ عنوان تارگرین نیستن . چون هیچ نشانه ای از اونا ندارند نه موهای نقره ای و نه چشمان بنفش .
    احتمال تیریون تارگرین باشه بیشتره . اما همونجوری که عمشون به جیمی گفت تیریون بیشتر بچه پدرشون هست تا اون . اما با رفتاری که پدرشون با اون داشت شاید میدونسته تیریون حرومزاده هست اما به دلیل حفظ آبروی خودش نمیگفته و همیشه میخواسته بکشدش . اما پس چرا موقعه جنگ فرستادش به مقرپادشهایی تا زنده بمونه .

    چرا از جنوبیا هیچی نگفتید !
    یعنی اونها توی جنگ پایانی نیستن ؟

    اصلا مارتین دیوانست ولش کنید ! تا دیوانمون نککرده !

      نقل قول

  • koosha 3ami: خیلی ممنون بابت نقد
    در مورد رقص اژدهایان اطلاعات من ناقص بود ممنون گفتید .
    شاهزاده موعود هم درسته ؛ احتمالا مربوط به باور های والریایی هستش ولی به نظر من خود هفت هم ریشه در اعتقادات والریا کهن میتونه داشته باشه و از اونجا ربط دادم

    بعید به نظر می رسه چون که مذهب هفت مخصوص اندال ها بوده که اونا هم از ترس والریایی ها به وستروس مهاجرت کردن یه بار دنریس به جورا گفت اگان اسم اژدهایانش یعنی ویگار ،مراکسس و بالریون رو از خدایان والریایی نام گذاری کرده پس به احتمال زیاد والریایی ها مذهب خاص خودشون رو داشتن و خب مذهب هفت رسم والریایی ها یعنی ازدواج خواهر و برادر رو یک گناه بزرگ می دونه …پ ن :اون تارگرینی که چشم های ناهمسان داشته شیرا سی استار معروف دختر اگان چهارم و معشوقه ی بریندین ریورز با چشم های سبز و ابی هست

      نقل قول

  • جان:

    . شاید اون کسی دنرسی توی خانه نامریا دیده ریگار و لیاناباشن که دارن درباره جان حرف میزنه نه اگان شیشم.

    این قسمت تا اونجا که من یادم میاد اصلا صحبت ریگار با این کلمه شروع میشه : اگان ؛ چه اسم مناسبی برای شاهزاده موعود
    ‍‍‍پس احتمالا همون اگان هستش ولی اینکه اون زنه لیاناست یا الیا معلوم نیست چون دنریس فکر میکنه باید الیا باشه ولی اصلا هیچ گدوم رو ندیده که ما به حرفش اعتماد کنیم و ثانیا اگه ریگار طبق این حرف فهمیده اگ شاهزاده و نغمه یخ و اتشه پس چرا لیانا رو برای فرزند بعدیش انتخاب میکنه؟ اون که اگ رو برای نغمه یخ و آتش داره و دیگه نیازی به وصلت تارگرین استارکی نداره ؟دلیل انتخاب لیانا رو اصلا درک نمیکنم

      نقل قول

  • بیاین به ترتیب پیش بریم…
    اول از همه پرنس یا پرنسس وعده داده شده…
    اتفاقا به نظرم دنریس مناسب ترین گزینه است…دنریس به صورت کاملا نمادین در بین نمک بیابان و آتش دوباره متولد شد… از یه دختر خام و بی تجربه شد ملکه و مادر اژدهایان…به نظرم واضحه که دنریس پرنسس وعده داده شده است…اونایی که میگن نه شامل دسته مخالفای دنریس به عنوان کاراکتر برتر داستان هستن که دلایلشون برای تنفر از دنریس رو درک میکنم اما نباید انکار کنن دنریس دقیقا مصداق پیش گوییه….
    در مورد اگان هم من کلا تو هویتش شک دارم…حالا چه تارگرین چه غیرتارگرین باشه من پیش بینیم اینه تو پیدا کردن مسیر اصلی دنریس نقش داره و شاید یکی از ۳ سر اژدها باشه (اژدها سواری منظورمه)
    در مورد آزورآهایی من حس می کنم شاید جان باشه شایدم نه… بودنش رو فقط از روی حرفای ملیساندر حس می کنم اما نبودنش رو به این دلیل که میگم شاید جان آخرین قهرمان باشه…که خوب از اون ور باید دید کاندید آزورآهایی بودن کیه… ملیساندر که تا این لحظه کار چرت زیاد انجام داده پس زیاد روش حساب نکنید…
    من یه حدسم واسه آزورآهایی جیمیه…جیمی تکامل عجیبی داشته تو کتاب تا حدی که کاملا باورهاش و افکارش عوض شده… اینو در نظر بگیرید که داره میره پیش بانوی سنگدلی که خدای رلور بهش جون دوباره داده…کی میدونه چی پیش میاد شاید طی اتفاقاتی و با حضور توروس میری اصلا جیمی بره تو جبهه خدای روشنایی و با فرو کردن شمشیری در سینه یه زن (بانوی سنگدل و یا شاید عشقش سرسی) لایت برینگر نصیبش بشه و بره به دنبال شکست آدرها…
    آخرین مورد هم قهرمان آخرمونه…یه استارک باید داشته باشیم…
    جان چه بچه لیانا باشه چه ند بلاخره خون استارک داره…پس چرا نباید با متحد کردن کل شمال پشت خودش بعد از زنده شدن دوباره و آوردن وحشی ها به سپاهش بشه اخرین قهرمان شمالی ها…هیچ کس از جان شمالی تر نیست…
    کاندید های دیگه هم داریم :برن, آریا و سانسا
    برن رو من قویا معتقدم یه جوری اژدها سوار میشه…چون حرفای کلاغ سه چشم که تو راه نمیری پرواز میکنی بهترین تعبیرش وارگ شدن به اژدهاست
    آریا رو حس میکنم قراره تو جبهه خوب نبینیم….زیاد سیر خوبی رو طی نمیکنه به نظرم…ولی بازم درموردش نامطمئن هستم
    اما رو سنسا هم باید حساب کرد….سنسا قطعا قرار نیس بیکار بمونه
    و اما درمورد لنیستر بودن یا نبودن تیریون و خواهر و برادراش…
    به نظرم همشون لنیستر هستن و تیریون هم اژدها سوار خواهد شد. جیمی هم که گفتم

      نقل قول

  • یه نکته هست که اغلب دوستان از قلم انداختن
    اونم اینه که مارتین به هیچ عنوان دوست نداره داستان هاش قابل پیش بینی باشن
    به همین خاطر ممکنه دست به هر کاری بزنه
    اما چیزی که مسلمه پایان داستانه که مارتین عنوان کرده که داستان پایانی تلخ و شیرین داره
    پس قطعا باید از بین شخصیت های اصلی و محبوب داستان بازم کسی حذف بشه تا قسمت تلخ این پایان تلخ و شیرین شکل بگیره
    ازطرفی داستان داره به آخرش نزدیک میشه و اگه یه سری از شخصیت ها حذف نشن مارتین توی جمع بندی با مشکل مواجه میشه
    توی کتاب پنجم دنریس باسوار شدن بر اژدها، یه قدم به وستروس نزدیک تر شد
    از طرفی مارتین یه تفکر تلفیقی شرقی-غربی با روکش واقع گرایانه داره (توضیحش واقعا سخته)و هنرش در ترکیب واقعیت با تخیله طوری که نشه از هم جداشون کرد ، پس منتظر یه اتفاق عجیب توی آخرای داستان باشید مثلا یه چیزی تومایه های اتحار دنریس و بقیه ی وستروسی ها با هم
    و یا انقراض کامل استارک ها و تار گرین ها و یا شکل گیری خاندانی جدید در پایان داستان و …

      نقل قول

  • یاخدا “یه تفکر تلفیقی شرقی-غربی با روکش واقع گرایانه” :sh: :wacko:
    خیلی مقاله و نظرات سنگین بودند. :sh: :wacko: :sh: :wacko:
    ولی کلا همش حدسیاته ولی خوب بعضیاش جالب بودند :good:

      نقل قول

  • من که بعید می دونم سرسی و جیمی و حتی تیریون تارگرین باشن درسته که جنا خواهر تایوین به جیمی می گه که تو شبیه پدرت نیستی ولی تو همون جمله لیستی از برادرهای لرد تایوین رو به زبون می یاره و می گه تو شبیه عموهات شدی ولی تیریون پسر پدرت بود
    زنی که دینریس در خانه نامیرا می بینه مسلما الیا بوده چون حتی اگه جان پسر ریگار باشه زمانی به دنیا می یاد که ند لیانا رو پیدا می کنه پس بعد از مرگ ریگار بوده
    به نظرم ایمون حق داشته باشه به احتمال زیاد دینریس پرنس موعوده توی آتش و دود دوباره متولد می شه

      نقل قول

  • شاید اشتباه کنم ولی اینطور که من فهمیدم ظاهرا اگان ۶ تقلبیه یکی از بلک فایر ها و شاید حتی بچه ایلیریو باشه که واریس و ایلیریو اونو به جای بچه ریگار معرفی می کنن

      نقل قول

  • مقاله ی عالی بود مرسی :good:
    برای من که همه ی کتاب های منتشر شده تا الان و هنوز کامل نخوندم و اطلاعاتم بیشتر سریالی محسوب میشه ، اطلاعات خوب و جمع و جوری بود
    مارتین واقعا نویسنده ی خلاقیه اینقد که واقعا پیش بینی اینده مشکله
    ۵ تا شخصیت هستند که بدجوری محبوب من هستند(البته مطمئنا محبوب بقیه هم :-) ) اولش قطعا تیریون که باید دید از این کوتوله چه کارهایی بر میاد و مارتین براش چه خوابی دیده چون عوض هرچی به نظرم هوش بالایی داره و با وجود اشتباهاتی که داشته و با وجود تنفری که خواهر و پدرش نسبت بهش داشتن ولی تونسته هنوز تو صحنه مبارزه قدرت به نظرم قوی باقی بمونه :-)
    بعدیش سانسا و تیون(ریک ) اند.سانسا برخلاف آریا خیلی مظلومه و خیلی بلا سرش اومده واقعا دلم براش میسوزه، اریا میتونه گلیم خودشو از آب بیرون بکشه ولی سانسا یه جورایی همش در حقش ظلم شده و فقط به عنوان دختر بزرگ استارک به عنوان محکم کردن روابط قدرتی بقیه مجبور به ازدواج با این و اون بوده :wacko: ریک مظلوم بعدیه که با وجود خاکستری بود شخصیتش ولی دوسش دارم .
    در آخر همه آینده ی دنیریس و جان اسنو فقط برام مهمه ، نمیدونم تا حالا کسی به این موضوع اشاره کرده یا نه، تازه با شما آشنا شدم و هنوز ارشیو مطالبتون و نخوندم و نمیدونم کسی اینو گفته یا نه، کتاب ها رو هم هنوز نخوندم، شاید بیراه بگم ولی به نظرم از اول سریال ۲ تا قهرمان اصلی داشتیم که رنج میکشن و کم کم بزرگ میشن و شخصیت بزرگ و قدرتمندی پیدا میکنن : دنیریس و جان اسنو :heart:
    سانسا هم همین طور ضعیف بوده و رنج کشیده و الان هم کمی شخصیتش قوی تر شده ولی نشون میده که به اون قدرت رهبری کردن نرسیده ، همیشه یه جورایی انگار ضعیف باقی میمونه.
    ولی دنیریس اولش خیلی طفلکی بود ولی از همون فصل اول یاد میگیره که با قدرت کنار بیاد و همینطوری هم میتونه اول از شر برادر دیوونه اش و بعدم شوهرش خلاص شه. دنیریس کم کم قوی تر میشه و به خاطر اژدهاها اعتماد به نفس بالایی برای رهبری پیدا میکنه و انگار اصن رهبری تو خونشه :-)
    جان اسنو هم که قطعا خون استارک داره حالا چه بر حسب حدسیات که خیلی هم انگار واقعیه خواهرزداه ند استارک باشه چه بچه خود ند استارک ولی بلاخره استارک.
    شخصیت وظیفه شناس و اولش مورد کم توجهیه و بعدش کم کم داره جایگاه خودشو پیدا میکنه
    اصن تو شخصیت جان اسنو هم یه جورایی رهبری دیده میشه
    برا همین هم من حدس میزنم فرمانروای نهایی دنیای مارتین بعد از جنگ های بسیار جان اسنو و دنیریس باشن( پادشاه و ملکه) هم خون تارگرین هم خون استارک :-) دیگه بچه شون چی بشه :-) :-) البته شاید قبلا شماها به جان اسنو- دنیریس رسیده باشین ولی من چون ارشیو مقالاتتون و نخوندم نمیدونم.
    دیگه ببخشید جلوی شما اساتید دنیای مارتین اومدم نظرمو گفتم، اگه وقت بشه منم حتما کتاب هاشو میخونم تا بتونم به شناختی که شما از دنیای مارتین دارید برسم ولی تا اونوقت میام تحلیل و بررسی های دقیق شما رو میخونم و اطلاعاتم و آپدیت میکنم :-)

      نقل قول

  • واقعا جالب بود یه لنستیر در شمال………………………باید افتخار کنیم همیشه کمتر کسایی مانند نوید لنستیر پیدا میشن باید مورد حمایت قرار بگیرن که واقعا مطالبشون همیشه عالی هستند…………………….موفق باشید نوید لنستیر.

      نقل قول

  • سلام خیلی خوب بود.دستتون درد نکنه :good: در مورد تیریون و جیمی و سرسی احتمال اینکه تارگرین باشن ممکنه ولینمیدونم چرا هیچکدومشون موهاشون نقره ای نشد.البته اگه سرسی و جیمی تارگرین باشن سادیسم بودن جافری توضیحش راحت میشه و تامن هم یه تارگرین به حساب میاد :D:

      نقل قول

  • معلومه جان اسنو برادر دنیرسه ، رویای برن استارک که توش پدرش با یکی جنگید و آخرش صدای یه بچه اومد رو یادتونه؟؟؟
    اون بچه جان اسنو بود که پسر خواهر ند استارک و شاه دیوونه بود و ند اونو آورد برای حفظ جونش به عنوان بچه ش بزرگ کرد…

      نقل قول

  • raminm:
    salam , egan 6 mage bache rigar nist ? khob chera migan black fire momkene bashe ? ino aslan nemifahmam yeki komak kone ke az khomari dar biam

    سلام
    اون نظریه دروغه و درواقع اگان ششم واقعی کشته شده و این اگان ششم کسی از نسل خاندان بلک فایر هست که اسم واقعیش گریف جوان هست اما واریس و ایلیریو اونو به عنوان پسر واقعی آیریس معرفی کردن
    البته تئوری دیگه ای هم هست که میگه واریس خودش هم یه بلک فایر هست و برای همینه که موهاشو میتراشه که رنگ نقره ایش معلوم نشه و گریف جوان یا همون اگان ششم دروغین پسر خواهر واریس هست که احتمالا پدرش هم میتونه ایلیریو باشه پس در نتیجه تمام اعمال واریس هدف خانوادگی دارن و اون میخواد دینشو به خواهرش ادا کنه و خواهر زادشو به تخت بشونه و از دنیریس تو این راه سو استفاده میکنه یعنی زمانی که همه مشغول جنگ با دنی و اژدهایانش هستن واریس طی انقلابی اگان رو به تخت میرسونه

      نقل قول

  • raminm:
    salam , egan 6 mage bache rigar nist ? khob chera migan black fire momkene bashe ? ino aslan nemifahmam yeki komak kone ke az khomari dar biam

    سلام
    اون نظریه دروغه و درواقع اگان ششم واقعی کشته شده و این اگان ششم کسی از نسل خاندان بلک فایر هست که اسم واقعیش گریف جوان هست اما واریس و ایلیریو اونو به عنوان پسر واقعی ریگار معرفی کردن
    البته تئوری دیگه ای هم هست که میگه واریس خودش هم یه بلک فایر هست و برای همینه که موهاشو میتراشه که رنگ نقره ایش معلوم نشه و گریف جوان یا همون اگان ششم دروغین پسر خواهر واریس هست که احتمالا پدرش هم میتونه ایلیریو باشه پس در نتیجه تمام اعمال واریس هدف خانوادگی دارن و اون میخواد دینشو به خواهرش ادا کنه و خواهر زادشو به تخت بشونه و از دنیریس تو این راه سو استفاده میکنه یعنی زمانی که همه مشغول جنگ با دنی و اژدهایانش هستن واریس طی انقلابی اگان رو به تخت میرسونه

      نقل قول

  • میگم تیریون یه تارگارین و باباش هم خودش زنشو کشته واسه اینکه فهمیده بهش خیانت کرده اما مجبور شده بچه رو زنده نگه داره و طوری جلوه بده که انگار به خاطر به دنیا اومدن بچه مرده و بارها هم به خاطر اینکه تیریون رو نکشته ابراز پشیمونی کرد

      نقل قول

  • ali:
    معلومه جان اسنو برادر دنیرسه ، رویای برن استارک که توش پدرش با یکی جنگید و آخرش صدای یه بچه اومد رو یادتونه؟؟؟
    اون بچه جان اسنو بود که پسر خواهر ند استارک و شاه دیوونه بود و ند اونو آورد برای حفظ جونش به عنوان بچه ش بزرگ کرد…

    جان در واقع میشه برادر زاده دنریس نه برادرش

    اینها همش نظریست بهاس ببینیم نظر خود مارتین در اخر چ میشه

      نقل قول

  • اگه آقای مارتین حوس زدحال نکنه جان زنده میشه بدست لیساندر و چون قسمش تموم شده رسما کاندید یکبی از اون نقشا میشه شایدم زنده بشه که قهرمانانه بمیره

      نقل قول

  • سلام درسته درفصل ششم لیانا ازند قول گرفت که از بچهش محافظت کنه وشنیدیم که گفت اگه رابرت بفهمه اونو امااسم پدرشونگفت بازم احتمال داره جان پسرریگار نباشه یااصلا اون بچه جان نباشه باتوجه به حیله گری مارتین واینکه قابل پیش بینی نیست شایدفقط بخواد مااینجور فکر کنیم البته یه احتماله دربارهی این که آرزو آهای کیه اولا ماسه تا آرزو آهای آخرین قهرمان وپرنس وعده داده شده داریم من فکرمیکنم اگراین سه تایک نفر باشن جانه که دورگه استارک تارگرین باشه شایدم سه تاش جدا باشن من احتمال میدم اگرجان پسرریگار نباشه آخرین قهرمان جان پرنس وعده داده شدهم دنریس واین دوباهم ازدواج کنن وآرزوآهای بوجود بیارن ممنون ازسایتتون

      نقل قول

  • دربارهی این که آرزو آهای کیه اولا ماسه تا آرزو آهای آخرین قهرمان وپرنس وعده داده شده داریم من فکرمیکنم اگراین سه تایک نفر باشن جانه که دورگه استارک تارگرین باشه شایدم سه تاش جدا باشن من احتمال میدم اگرجان پسرریگار نباشه آخرین قهرمان جان پرنس وعده داده شدهم دنریس واین دوباهم ازدواج کنن وآرزوآهای بوجود بیارن ممنون ازسایتتون

      نقل قول

  • koosha 3ami: این قسمت تا اونجا که من یادم میاد اصلا صحبت ریگار با این کلمه شروع میشه : اگان ؛ چه اسم مناسبی برای شاهزاده موعود
    ‍‍‍پس احتمالا همون اگان هستش ولی اینکه اون زنه لیاناست یا الیا معلوم نیست چون دنریس فکر میکنه باید الیا باشه ولی اصلا هیچ گدوم رو ندیده که ما به حرفش اعتماد کنیم و ثانیا اگه ریگار طبق این حرف فهمیده اگ شاهزاده و نغمه یخ و اتشه پس چرا لیانا رو برای فرزند بعدیش انتخاب میکنه؟ اون که اگ رو برای نغمه یخ و آتش داره و دیگه نیازی به وصلت تارگرین استارکی نداره ؟دلیل انتخاب لیانا رو اصلا درک نمیکنم

    میتونه اسم جان که لیانا در گوش ند استارک گفت اگان یا مشابه این اسم باشه و ند استارک اسم جان رو روش گذاشته باشه تا با اسم اصلی شناخته نشه …

      نقل قول

  • محمود جان اولا اگان فرزند الیا مارتل وریگار تارگریانه ازجانم بزرگتره جان بعداز مرگ ریگارواگان متولد میشه اگه بچه ریگارم باشه فعلا اسمی نداشته چون تازه بدنیا اومده دقیقاموقعی که ندبه برج لذت برای نجات خواهرش میاد

      نقل قول

  • Aegon VI: سلام
    اون نظریه دروغه و درواقع اگان ششم واقعی کشته شده و این اگان ششم کسی از نسل خاندان بلک فایر هست که اسم واقعیش گریف جوان هست اما واریس و ایلیریو اونو به عنوان پسر واقعی آیریس معرفی کردن
    البته تئوری دیگه ای هم هست که میگه واریس خودش هم یه بلک فایر هست و برای همینه که موهاشو میتراشه که رنگ نقره ایش معلوم نشه و گریف جوان یا همون اگان ششم دروغین پسر خواهر واریس هست که احتمالا پدرش هم میتونه ایلیریو باشه پس در نتیجه تمام اعمال واریس هدف خانوادگی دارن و اون میخواد دینشو به خواهرش ادا کنه و خواهر زادشو به تخت بشونه و از دنیریس تو این راه سو استفاده میکنه یعنی زمانی که همه مشغول جنگ با دنی و اژدهایانش هستن واریس طی انقلابی اگان رو به تخت میرسونه

    احتمالش هست وجالبم میشه اماجای شکش اونجاست که اون اهل آزادشهر لثه

      نقل قول

  • من هم از طرفداران شدید آدرها هستم چون به قول بریین همه ی اربابان خوب مملکت کشته شدن و ظالماشون دارن حکومت میکنن پس با این تفاسیر همون آدرها حمله کنن بهتره

      نقل قول

  • سندور کلگین:
    من هم از طرفداران شدید آدرها هستم چون به قول بریین همه ی اربابان خوب مملکت کشته شدن و ظالماشون دارن حکومت میکنن پس با این تفاسیر همون آدرها حمله کنن بهتره

    ایول

      نقل قول

  • نقل قول مارتین: ((با تمام احترامی که برای تالکین قائلم، و باور کنید احترام زیادی برایش قائلم – او تأثیر زیادی روی من داشته و کتاب‌های ارباب حلقه‌ها کوهی بزرگ هستند که روی تمام آثار فانتزی که پس از آن‌ها نوشته شده‌اند سایه می‌افکنند و تمام فانتزی مدرن را شکل می‌دهند – مشکلاتی با او دارم. کلاً این قضیه‌ی لرد تاریک و آدم خوب‌ها که با آدم بد‌ها می‌جنگند و به طور کلی خیر در برابر شر، در حالی که در دست تالکین فوق‌العاده مدیریت شده، در دست بسیاری از خلف‌هایش تبدیل به نوعی کاریکاتور شده. ما دیگر احتیاجی به هیچ لرد تاریکی نداریم. دیگر گذشته‌ایم از اینکه بیاییم بگوییم «اینا آدم خوب هان و سفید هستن، اونا هم آدم بدهان و سیاهن. ضمناً خیلی هم زشت و بدقیافه‌ان. خلاصه خیلی بد هستن.»)) موضوع آدرها پیچیده تر از ای حرف هاست.اگه اونا ناجی دنیا باشن چی؟؟؟یا صرفا برای نابودی نباشن چی؟؟؟

      نقل قول

  • آیا واقعا جان اسنو یک تارگرین است ؟
    همه ما میدانستیم که نسب جان اسنو اونی که خودش فکر میکرد نیست . او پسر لیانا استارک و ریگار تارگرین است . همه منتظر پاسخ به این معما بودند و انتظار داشتند که او کسی باشد که به روی تخت اهنین بنشیند
    او پرینس موعود و کسی است که وستروس را نجات میدهد او جان اسنو نیست … اما صبر کنید … او جان تارگرین هم میتواند نباشد

    جان اسنو اسمش را از کجا گرفته است ؟ اسم کوچک جان از اسم جان ارن که نقش پدر معنوی ند استارک را بر عهده داشت گرفته شده است . اما اسنو نام خانوادگی تمام حرامزاده های شمال است .
    اما جان در شمال به دنیا نیامده است و تمام داستان برج لذت نشان میدهد که او در نقطه ای دور افتاده در دورن به دنیا امده است و همچنین او یک حرامزاده است چون هیچ مدرکی از ازدواج لیانا و ریگار در دست نیست
    بنابراین او باید جان سند نه جان اسنو
    اما اگر تصور کنیم اسنو به خاطر این بر روی او گداشته شده است چون در شمال رشد کرده است ولی همچنان داستان حرامزاده بودن او کامل برای ما حل نشده است
    همچنین او هیچ یک از نشانه های تارگرین ها را ندارد
    دست او هنگام نجات دادن خرس پیر یا همان فرمانده مورمونت به شدت سوخت و در کتاب بارها به دست سوخته جان اشاره شد که نمی تواند بی دلیل باشد در حالیکه همانطور که به یاد دارید
    دنریس موقعی که برادرش ویسریس به وسیله طلای مذاب سوخت متوجه شده که او وارث حقیقی تارگرین هاست و اشاره کرد که براردرش اژدها نبود چون اژدها در برابر آتش مصون است
    تمام تارگرین ها موهای نقره ای و چشم های بنفش دارند در حالیکه جان چهره ای کاملا استارکی دارد
    همچنین هیچگاه این ریسک را نکنید که بیخیال لحظه کوتاه درگوشی حرف زدن لیانا با ند در هنگام مرگش شوید
    همچنین در خانه نامیرایان همسر ریگار در حال شیر دادن به نوزادش بوده پس نمیتونسته جان باشه

      نقل قول

  • LongClaw:
    نقل قول مارتین: ((با تمام احترامی که برای تالکین قائلم، و باور کنید احترام زیادی برایش قائلم – او تأثیر زیادی روی من داشته و کتاب‌های ارباب حلقه‌ها کوهی بزرگ هستند که روی تمام آثار فانتزی که پس از آن‌ها نوشته شده‌اند سایه می‌افکنند و تمام فانتزی مدرن را شکل می‌دهند – مشکلاتی با او دارم. کلاً این قضیه‌ی لرد تاریک و آدم خوب‌ها که با آدم بد‌ها می‌جنگند و به طور کلی خیر در برابر شر، در حالی که در دست تالکین فوق‌العاده مدیریت شده، در دست بسیاری از خلف‌هایش تبدیل به نوعی کاریکاتور شده. ما دیگر احتیاجی به هیچ لرد تاریکی نداریم. دیگر گذشته‌ایم از اینکه بیاییم بگوییم «اینا آدم خوب هان و سفید هستن، اونا هم آدم بدهان و سیاهن. ضمناً خیلی هم زشت و بدقیافه‌ان. خلاصه خیلی بد هستن.»)) موضوع آدرها پیچیده تر از ای حرف هاست.اگه اونا ناجی دنیا باشن چی؟؟؟یا صرفا برای نابودی نباشن چی؟؟؟

    شاید هنوزم نگفتن اهداف واقعیشون چیه

      نقل قول

  • amin:
    آیا واقعا جان اسنو یک تارگرین است ؟
    همه ما میدانستیم که نسب جان اسنو اونی که خودش فکر میکرد نیست . او پسر لیانا استارک و ریگار تارگرین است . همه منتظر پاسخ به این معما بودند و انتظار داشتند که او کسی باشد که به روی تخت اهنین بنشیند
    او پرینس موعود و کسی است که وستروس را نجات میدهد او جان اسنو نیست … اما صبر کنید … او جان تارگرین هم میتواند نباشد

    جان اسنو اسمش را از کجا گرفته است ؟ اسم کوچک جان از اسم جان ارن که نقش پدر معنوی ند استارک را بر عهده داشت گرفته شده است . اما اسنو نام خانوادگی تمام حرامزاده های شمال است .
    اما جان در شمال به دنیا نیامده است و تمام داستان برج لذت نشان میدهد که او در نقطه ای دور افتاده در دورن به دنیا امده است و همچنین او یک حرامزاده است چون هیچ مدرکی از ازدواج لیانا و ریگار در دست نیست
    بنابراین او باید جان سند نه جان اسنو
    اما اگر تصور کنیم اسنو به خاطر این بر روی او گداشته شده است چون در شمال رشد کرده است ولی همچنان داستان حرامزاده بودن او کامل برای ما حل نشده است
    همچنین او هیچ یک از نشانه های تارگرین ها را ندارد
    دست او هنگام نجات دادن خرس پیر یا همان فرمانده مورمونت به شدت سوخت و در کتاب بارها به دست سوخته جان اشاره شد که نمی تواند بی دلیل باشد در حالیکه همانطور که به یاد دارید
    دنریس موقعی که برادرش ویسریس به وسیله طلای مذاب سوخت متوجه شده که او وارث حقیقی تارگرین هاست و اشاره کرد که براردرش اژدها نبود چون اژدها در برابر آتش مصون است
    تمام تارگرین ها موهای نقره ای و چشم های بنفش دارند در حالیکه جان چهره ای کاملا استارکی دارد
    همچنین هیچگاه این ریسک را نکنید که بیخیال لحظه کوتاه درگوشی حرف زدن لیانا با ند در هنگام مرگش شوید
    همچنین در خانه نامیرایان همسر ریگار در حال شیر دادن به نوزادش بوده پس نمیتونسته جان باشه

    معلوم نیست هنوز .حتی وقتی بغضی ازطرفدارها ازمارتین درباره ی تئوریشون پرسیدن مارتین به صورت غیرمستقیم سعی کرد بگه اونجورکه فکرمیکنین نیست ازلحاظ ظاهری هم باید گفت مارتین یه سری سوتیها داده مثلا نداستارک ازروی ظاهر بچه های سرسی فهمید که بچه های رابرت نیستن درحالی که همه ی بچه هایهای خودش بجزآریا ظاهرشون به تالی هامیخوره یعنی میشه اوناهم بچه های ادمیر باشن یارینیس ظاهر مارتلیشو برده یعنی اونم بچه ی اوبرینه پس نتیجه میگیریم داستان خیلی سوتی داره پس باید دید سوتیاشو چطور بهم میچسبونه

      نقل قول

  • amin:
    جان اسنو اسمش را از کجا گرفته است ؟ اسم کوچک جان از اسم جان ارن که نقش پدر معنوی ند استارک را بر عهده داشت گرفته شده است . اما اسنو نام خانوادگی تمام حرامزاده های شمال است .
    اما جان در شمال به دنیا نیامده است و تمام داستان برج لذت نشان میدهد که او در نقطه ای دور افتاده در دورن به دنیا امده است و همچنین او یک حرامزاده است چون هیچ مدرکی از ازدواج لیانا و ریگار در دست نیست
    بنابراین او باید جان سند نه جان اسنو
    اما اگر تصور کنیم اسنو به خاطر این بر روی او گداشته شده است چون در شمال رشد کرده است ولی همچنان داستان حرامزاده بودن او کامل برای ما حل نشده است

    با وجود سرنخ هایی که مارتین در طول سه کتاب اول بهمون داده امکانش هست که ریگار با لیانا ازدواج کرده باشه.
    طبق گفته ی اطرافیانش ریگار مرد شریف و محترمی بود. علاوه بر این، جوری که لیانا با ند در رابطه با نامزد اولش رابرت حرف میزد “رابرت جنگجو و دوست خوبیه ولی شوهر باوفایی نیست” به نظر نمیاد دختری باشه که حاضره حرومزاده ی یه شاهزاده رو به دنیا بیاره. اگه روزی رو که ند برای نجات لیانا به برج شادی رفت یادتون بیاد، مجبور شده بود برای نفوذ به برج با جرالد های تاور، رئیس گارد شاهنشاهی درگیر بشه که اون موقع از طرف ایریس مامور شده بودن شاهزاده ریگار رو به پایتخت برگردونن. وقتی ریگار تو ترایدنت داشته به دست رابرت کشته میشده گارد شانشاهی اونجا چه غلطی می کرده؟ مطمئنا اونجا نبودن تا حواسشون به حرومزاده ی ریگار باشه بلکه از طرف ریگار مامور شده بودن تا وارث تاج و تخت رو تو سلامت به دنیا بیارن.

    تمام تارگرین ها موهای نقره ای و چشم های بنفش دارند در حالیکه جان چهره ای کاملا استارکی دارد

    البته که داره! پس چطوری کسی رو که عهد بسته همه ی تارگارین ها رو از زمین محو کنه گول بزنه؟
    ند: رابرت! این بچه مونقره ای و چشم بنفش واسه منه! B-)

    ولی در مورد نظریه آزور آهای/پرنس موعود:
    – خون اژدها رو داره.
    – هنگام تولدش ستاره سرخی ظهور می کنه.
    – درمیان دود و نمک متولد شده.

    دنی یه تارگارینه و تولد اژدهاهاش به دنبال زنده (و البته برهنه) بیرون اومدن از دود و آتشی که برای سوزوندن همسرش درست کرده بود رخ می ده که سرآغاز سیر تکاملی دنی به عنوان یه قهرمان و رهبره. برهنه بودن هم نماد تولد دوباره دنیه که مصادف با زمانیه که ستاره سرخ دنباله دار تو آسمون پدیدار میشه. نمک هم اشاره به دریایی داره که دنی برای گرفتن تاج و تخت باید مردمش رو راضی به عبور کردن ازش کنه.

    جان پسر قانونی لیانا و ریگاره و خون اژدها رو داره. تولد اولش اواخر یکی از بزرگترین جنگ های وستروس در میان دود و نمک (اشک) اتفاق افتاد. ستاره دنباله دار زمانی دیده شد که جان تصمیم داشت سوگندشو بشکنه و به جنگ ملحق شه ولی سم با یادآوری اینکه جان باید زندگی قبلیش رو فراموش کنه جلوشو گرفت. تولد دوباره جان به عنوان یه نگهبان شب.

    احتمالش هست که آزور آهای و پرنس موعود لزوما یکی نباشه ولی دنی و جان محتمل ترین گزینه ی پرنس موعودن. :ostad:

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: