Performancing Metrics

مقالات اختصاصی

نقدی بر وضع وستروس و مدعیان تخت آهنین

نویسنده م.م.استارک

این مطلب براساس سریال نوشته شده و بخش‌هایی از آن با کتاب اصلی مطابقت ندارد. موارد اسپویل آن تا انتهای فصل پنجم است، اما زیر تگ اسپویل مخفی شده‌اند. خواننده‌های کتاب‌ها نیز می‌توانند از این مقاله بدون اسپویل شدن لذت ببرند.

تاریخ وستروس سیر عجیبی دارد، هیچ وقت هیچ کس را نمیتوان مدعی به حق دانست. همانطور که ایگان تارگرین وستروس را با خون و آتش فتح کرد، رابرت براتیون هم فتح کرد. پس از مدت سیصد سال سکوت در سلطنت تارگرین‌ها، دیوانگی یک پادشاه آخرش دودمان اژدهایان را به فنا داد. قیام رابرت نقطه پایانی بر خط طولانی تارگرین‌ها بود و شروع سوختن نخ براتیون‌ها. اتفاقاتی که بعد از پادشاهی رابرت تا مرگ زودهنگامش می‌افتد، به قدری عجیب و پی در پی است که توان نویسنده از نوشتن توصیفی بر آن کفاف نمی‌دهد.

بازی شاهان تا کنون چهار مدعی بالقوه و دو پادشاه را به نیستی فرستاده، چندین “دست شاه” و تعداد بی‌شماری سرباز و شوالیه، که شمارششان کار بیهوده‌ایست و هنوز هم تمام نشده است. به راستی پیش‌بینی دقیقی از آینده این مجموعه غیر ممکن می‌نماید و فقط به حدس و گمان‌ها می‌انجامد. آنچه اکنون از وستروس مانده، سرزمینی متزلزل، مملو از شورش و هجوم فرهنگی از شرق است. لنیسترها به سختی می‌توانند سلطنت را حفظ کنند، هر پنج پادشاه مدعی به ابدیت پیوسته‌اند {مرگ استنیس در سریال ذکر شده و در کتاب وجود ندارد} و پیروان خدای آتش، رلور، به شدت در حال افزایش‌اند و سه خاندان از خاندان‌های بزرگ هفت پادشاهی دارای ارتش‌های تازه نفس و البته مصمم برای جنگ‌اند. البته تا چندی پیش اَرین‌ها حتی حاضر نبودند از دروازه‌ی خونین عبور کنند، ولی با وجود شخصیتی به جاه‌طلبی پتایر بیلیش در راس قدرت، اوضاع جور دیگری رقم می‌خورد.

در اینکه بیلیش به پادشاهی می‌اندیشد شکی نیست، ولی چگونه می‌تواند آن را به دست بیاورد؟ مطمیناً به فکر قیام رابرت‌وار دیگری نیست، لیتل‌فینگر باهوش‌تر از این حرف‌هاست و اگر توانست هفت پادشاهی را با نقشه‌هایش به جان یکدیگر بیاندازد، مطئنا می‌تواند متحدانی برای خودش دست و پا کند. سوال این است که کی؟ شمالی‌ها؟ لردهای رودخانه؟ دورنی‌ها؟ همه‌ی گروه های نام برده از لنیسترها زخم خورده‌اند، ولی شمالی‌ها به شدت خسته‌اند، لردهای رودخانه از همان اولش هم تمایلی برای دفاع از سرزمین‌هایشان نداشتند، و مارتل ها به شدت فرصت‌طلب و گذشته از آن، بسیار دور هستند.

می‌ماند تایرل‌ها که برای لیتل‌فینگر مهره اساسی هستند. مثل نقشی که ادارد استارک در نبرد ناقوس‌ها برای رابرت براتیون ایفا کرد. در نظر داشته باشید، سربازان ویل به اندازه‌ای نیستند که با قوای لنیستر در بیوفتند، تمام های و هوی اهالی ویل به خاطر موقعیت استراتژیکی است که در آن واقع شده‌اند، مگر نه در زمین‌های پست تالی‌ها یا تپه‌خیز وسترلند، در کسری از روز تار و مار می‌شوند. ازدواج با لایسا تالی فقط چنگ‌زدن به ریسمانی اضافه (و در اختیار گرفتن سانسا استارک) بود. حالا با وجود شکست استنیس در شمال، نقشه اصلی بیلیش به نظر شکست خورده می‌آید، ولی اینطور نیست. پتایر بیلیش کسی نیست که بگذارد نقشه‌هایش با شکست مواجه شود، و اگر دفاع از شمال را به عهده بولتون‌ها گذاشته، حتماً حساب اینجای کارش را هم کرده. موضوع اینجاست که با وجود خلا قدرت موجود در قدمگاه شاه، و گفتگویی که ملکه خارها در فاحشه‌خانه‌اش داشت،{این بخش هم صرفاً‌ در سریال بوده و در کتاب جایی ندارد} احتمال اتحاد بین وی و تایرل‌ها زیاد است. فقط در تعجبم که تایرل‌ها قرار است دخترشان را مثل فاحشه به این یکی بفروشند؟ یا روش دیگری سراغ دارند؟

گذشته از همه این بحث‌ها باید این نکته را هم مورد توجه قرار داد که عملکرد یک خاندان تا حد زیادی به تفکرات و تصمیمات رهبر آن خاندان بستگی دارد. حالا باید از خودتان بپرسید چه کسی رهبر تایرل‌هاست؟ اگر لحظه‌ای به میس تایرل فکر کرده‌اید، اصلاً  چرا دارید این مقاله را میخوانید؟! دٌم‌بند همه دسیسه‌ها، توافقات و اتحادهای خاندان تایرل اولنا تایرل، ملکه‌خارها قرار دارد. زنی که جرات کشتن یک پادشاه را دارد، احتمالاً توانایی به خاک کشیدن مادرش را هم داراست، با برخوردهای اخیر دو شخصیت بعید هم نیست. ولی آیا سرسی می‌تواند با غولی چون این پیرزن جدال کند؟ نه نمیتواند، نه با ضربه عظیم روحی که به وسیله آن خرفت تندرو بر او وارد شد، تازه داشتیم فکر می‌کردیم سرسی نبرد قدرت با ملکه جوان را برده و به قول معروف “رویش را کم کرده” که خودش هم رویش کم شد. بدجوری هم کم شد. . . از آن گذشته اولنا باهوش تر، کنترل شده تر و تواناتر در دسیسه چینی است، سرسی فقط یک زن زیبا و بیاندازه حریص است که در زمان مناسب در مکان مناسب با پادشاه مناسب ازدواج کرد.

داشت نوبت مارتل‌ها می‌شد. مارهای شنی در پی مرگ اوبرین خشمگین و در عین حال صبور، در انتظار شکار نشسته‌اند. در انتظار اولین فرصت برای ضربه زدن به لنیسترها هستند، و با قتل پرنسس میرسلا آن را به دست هم آورده اند. شما نمیتوانید افعی‌ها را پیشبینی کنید، نمی‌دانید هنگامی که دست به اسلحه می‌برید حمله می‌کنند یا قبل از آن. تنها یک چیز را می‌توان گفت؛ و آن هم عدم تمایل دورَن مارتل برای انتقام است، شاهزاده دورن به نبرد و کشتار نمی‌اندیشد. به جایش به پسرش فکر کنید، عاشق دلسوخته‌ای که داغ‌ترین سال های نوجوانی را پشت سر می‌گذارد. فقط میتوان دعا کرد پدر پیرش به اندازه کافی عمر کند که پسرک سر عقل بیاید. واقعا چه کسی را مقصر میداند؟به شخصه امیدوارم جیمی درون کابین کشتی به اندازه کافی ضجه بزند که تریستن شدت غم و اندوهش را درک کند، مگر نه نمی‌خواهم به این فکر کنم که دورنی‌ها بر علیه پادشاهی سلاح به دست بگیرند. بدون کمک تایرل‌ها قوای خسته لنیستر امید چندانی برای دفاع یا حمله ندارد. . .

دورن مارتل شخصیت مستحکمی دارد، این را انکار نمی‌کنم، ولی هیچ شخصیت محکمی در مقابل اعتراض مردمی مقاومت نمی‌کند. امیدوارم بیوه های(!)اوبرین از مرگ میرسلا به اندازه کافی راضی شده باشند مگر نه یک کبریت کافی است برای شورش. با این حساب مادر سه دختر اوبرین دیگر به انتقام نمی‌اندیشد، او ضربه خود را به قاتلان همسرش وارد کرده. در چنین شرایطی انتقام متقابل لنیسترها می‌تواند نقش آن کبریت را ایفا کند. بیوه اوبرین زن ضعیف و در عین حال خطرناکی است. ضعیف چون نمی‌تواند میل سیری‌ناپذیرش به انتقام را کنترل کند. سرسی شاید این طور باشد، ولی جیمی این طور نیست، با رسوایی و ضربه شدید روحی که ملکه متحمل شده، یک انتقال قدرت از سرسی به بزرگ‌ترین فرزند زنده‌ی تایوین کبیر ممکن شده. من به شما تضمین می‌دهم که شیر جوان مرامی به نام انتقام ندارد.

در پایان توصیفات مارتل‌ها باید اشاره کنم، برخلاف عمده‌ی هفت پادشاهی ارتش تازه نفسی دارد. مهم نیست لنیسترها چه قدر پولدارند (در واقع نیستند، لنیسترها تا خرخره زیر قرضند)، یا چند نفر بیشتر سرباز دارند؟ مهم این است که ارتش دورن ارتشی‌یست که توانایی توقف ایگان فاتح و اژدهایانش را دارد، نشمردم، ولی فکر نمی‌کنم لنیسترها اژدهایی دم دست داشته باشند. . .

و اما مدعی آخر، قدرتمندتر از همه، ثروتمندتر از همه، و به عقیده بعضی‌ها زیباتر از همه. . .دینریس طوفان‌زاد، اگر شورشی‌ها سر وتهش را هم نیاورند، شاید بتواند روزی وستروس را فتح کند! سکانسی (کتابخوان‌ها بخوانند “خطی”) که تیریون دروگون اژدها را دید اثباتی است بر اینکه که لنیسترها به زمزمه های خواجه وریس اعتمادی نداشته‌اند. دینریس فقط از نظر مشاوران مشکل داشت که حالا با وجود خرد تیریون، دانش وریس و جنگاوری این اسوسی که معشوقش است، در نهایت قدرت قرار می‌گیرد. دیگر فقط زمان بین بانو سرسی و معده تنها اژدهایان زنده حال حاضر فاصله انداخته. فقط یک مشکل کوچک باقی می‌ماند و آن هم کمی نفراتش است، هفت هزار آویژه و دو هزار سواره‌ی مزدور. البته نباید اژدهایش را فراموش کرد، ایگان فاتح تقریباً با همین تعداد از دراگون‌استون بادبان کشید و یک قاره را فتح کرد. . .

البته دینریس آنقدرها هم خوش شانس نیست، هنوز دو مشکل اساسی در مسیر رسیدن به آن تخت زشت وجود دارد. اول اینکه اندک نظمی که در شهرهای تحت کنترل دینریس حاکم است، تنها به منزله وجود خود اوست، در نبود وی این شهرها که هر کوچه‌شان یک شاه و یک خدا دارد، چه شکلی می‌شود؟ دوم این که در نبودش چه کسی حاکم بر این شهرها خواهد بود؟ از مجمع کوچک مشاوران دینریس تنها باریستان پیر و جورا مورمونت وستروس را می‌شناختند. باریستان که خدای تبارک و تعالی رحمتش کند، مورمونت هم دارد پاداش تور والریا گردی اش را میگیرد. تیریون میماند که او را برای شناخت وستروس لازم دارد، به راستی چه کسی توانایی کافی دارد و مهم تر از آن به اندازه کافی قابل اعتماد است که سه شهر از نه شهر آزاد را به او بسپارد؟

و اما در نهایت داستان یک جمع بندی بر این همه مدعی داشته باشیم: پتایر بیلیش، دینریس تارگرین، تایرل ها و خاندان مارتل. بیلیش فقط به کمی محبت بیشتر از جانب یک سرمایه‌گذار‌ بزرگ نیاز دارد، بعد از آن می‌توانید کار لنیسترها را یک سره بدانید. دینریس یک سری مشکلات جزیی با شورشی‌ها دارد، به لطف خدایان بعد از کباب کردن نصف میرین، می‌توانیم سلطنت تارگرین‌ها را دوباره برپا کنیم. تایرل‌ها زیادی جاه‌طلب و به همان اندازه پستند، به قدری پست که دختر یکی یک دانه‌شان را در مدت نه چندان کوتاهی به ازدواج سه پادشاه درآوردند. دخترک از دست دو شوهر افتضاح زنده فرار کرده. . .

دورن مارتل علاقه‌ای به خونریزی ندارد، او جان انسان‌ها را ارزشمندتر از یک لقب مسخره می‌بیند. پسرش ولی داستان جدایی دارد، باید ببینیم مانند عموی فقیدش  به منتقمی آنچنانی تبدیل می‌شود، یا مثل پدرش سیاست‌مداری اینچنین. به شخصه تصور من از ادعای مارتل‌ها پادشاهی دورن است. دورنی‌ها بیشتر از آن که به وستروس علاقه داشته باشند، اسوس را دوست دارند. . .

دوستان، به نهایت این مقاله رسیدیم. در این نوشته سعی شد نقدی بر اوضاع وستروس که دست کمی از جنگ داخلی ندارد و ضعف لنیسترها در قدرت، به تبع آن سربرآوردن مدعیانی که جراتش را دارند داشته باشیم. نظر شما چیست؟ کدام یک از موارد بالا شانس و قدرت بیشتری برای سلطنت دارند؟

نویسنده:محمد رضا آزادی

درباره نویسنده

م.م.استارک

مدیر و مؤسس سایت و سرپرست گروه ترجمه

۴۹ دیدگاه

  • حقیقتا دورن مارتل داره کار درستو میکنه
    تخت آهنین که چندین میلیون سکه بدهکاره به درد نمیخوره
    ولی من از بین این شخصیت ها بیلیشو از همه بیشتر دوست دارم امیدوارم حداقل یه مدتی شاه بشه :D:

      نقل قول

  • سلام
    اول اینکه باید بگم به طور اتفاقی سایتتون رو پیدا کردم و از این بابت خیلی خوشحالم چون این سریال رو به شدت دنبال میکنم و دوست دارم…دارم دوباره از فصل اول شروع میکنم ک بهتر سریال رو درک کنم،به نظر من از گزینه هایی که گفتین بیشتر علاقه دارم دینریس روی تخت آهنین بشینه تا بیلیش خیانت کار که ب استارک ها خیانت کرد،من سایت http://ftvs.ir/ رو هم نقد های کاملش رو درباره سریال خوندم…اینقدر توی این سریال اتفاقات غیر منتظره افتاده که نمیشه پیش بینی کرد،طبق قسمت آخر فصل پنجم که کلا همه رو متحیر کرد باید بگم من هنوز امیدوارم استارک ها شاید شاید با جان اسنو به داستان برگردن…من کلا طرفدار استارک ها هستم چون شرافتشون رو نمیفروشن…

      نقل قول

  • مقاله خوبی بود :good:
    بنظرم این اتفاقات توی فصل ۶ بیوفته :
    جیمی با ارتش لنیستر ها دورن رو بگیره
    بیلیش هم با ارتش دره شمال رو تصرف کنه و بولتونها بمیرن
    تایرلها قدرت رو بدست بگیرن
    دنریس توی آخر فصل به وستروس برسه
    استارک ها :ssad:
    امیدوارم وایت واکرها هم بیان همه رو بکشن :aa: و…..
    والارمورگولیس :cun:

      نقل قول

  • مقاله بسیار خوب و جالبی بود… من خودم به شخصه حکومت ادر ها رو به همه ی خاندان ها ترجیح می دم

      نقل قول

  • من کلا طرفدار استارک ها هستم چون شرافتشون رو نمیفروشن…

    sir navid:
    مقاله خوبی بود
    بنظرم این اتفاقات توی فصل ۶ بیوفته :
    جیمی با ارتش لنیستر ها دورن رو بگیره
    بیلیش هم با ارتش دره شمال رو تصرف کنه و بولتونها بمیرن
    تایرلها قدرت رو بدست بگیرن
    دنریس توی آخر فصل به وستروس برسه
    استارک ها
    امیدوارم وایت واکرها هم بیان همه رو بکشن و…..
    والارمورگولیس

    اون چیزی که توی این مقاله فراموش شد وضع آشفته کنونی شمال بود.من هم به شدت امیدوارم استارک ها با رهبری بهتر و قوای سازمان یافته تر بازگشت قدرتمندانه ای داشته باشن. این خلأیی که توی سریال در مورد داستان ریکان استارک وجود داره و داووس دنبالش نرفته به نظرم خیلی مهمه، می خوام بدونم این شخصیت رو چه جوری جمع می کنن؟ آیا ریکان استارک راوی داستان می شه ؟ اگر داووس بتونه پیداش کنه، آیا وارث شمال می تونه به میدان نبرد برای شمال برگرده یا یک بچه لوس و نونور بار اومده؟ ضمناً نکته ای که توی سریال بهش اشاره نشد پشتیبانی یک چیزی حدود نیمی از خاندان های شمالی از جمله آمبر ها، گلاورها، مورمونت ها، قبایل کوه نشین شمالی (فلینت ها ،وول ها ، نوری ها و …) و شاید کاراستارک ها بود. که فکر نمی کنم به این راحتی ها استنیس رو تنها بذارن و البته قوای مندرلی ها و سروین ها که فکر نمی کنم برای بولتون ها وارد جنگ بشن و یک خیانتی می کنن. من خودم بین این گزینه ها دنریس رو بیشتر دوست دارم هر چند شخصیت پرنس ویلچر نشین دورن هم فوق العادست. مطمئنم مارتین همین طوری الکی آخر داستان دنریس رو پیروز نمی کنه فکر کنم تلفات سنگینی بده تا آخر اگر طبق کتاب بگم که ویکتاریون گریجوی دنبالشه و توی دست داترکی هاست، و اگر طبق سریال بگم هنوز دست داترکی هاست و کلی مشکل دیگه.

      نقل قول

  • خیلی هم عالی. فقط عزیز اگر در جمله “موضوع اینجاست که با وجود خلع قدرت موجود در قدمگاه شاه،”اون خلع رو بکنی خلا ممنون میشم :D:

      نقل قول

  • اگه یادتون باشه ریکان استارک برمی گرده به پیش پرچمداران راب استارک به اسم خاندان آمبر. شاید اونجا بتونه طریقه نبرد رو یاد بگیره. و خیلی از قبایل شمال هستند که هنوز به استارک ها وفا دارن.من امید زیادی به کاراستارک ها ندارم اونا از راب متنفرن. و اگر به خاطر برگشت اونا به شمال نبود شاید راب بیشتر می تونست حکمرانی کنه.
    پیتر بیلیش اگر بتونه وینترفل رو بگیره قبایل شمالی رو به ادعای خونخواهی می بره به جنوب(البته شمالی ها بسیار خسته هستند). من اطمینان دارن که از زنده بودن برن و ریکان اطمینان داره ، شاید آمبر ها بهش خبر رسوندن یا امکان داره از زبان خود روس بولتون شنیده باشه در هر صورت اون می خواد حکومت دست نشانده خودش رو در شمال داشته باشه تا ارش حمایت کنن. اگه یادتون باشه در یک مکالمه کوتاه بین روس بولتون و پیتر ، پیتر به روس میگه:آخرین باری که لرد های “ویل” و شمال با هم متحد شدن تونستن بزرگ ترین سلسله (تارگرین) رو از بین ببرن. در اینجا هست که روس متوجه میشه پیتر در واقع قصد پادشاهی داره و در قبال سانسا حمایت اون ها رو می خواد.ببخشید اگه طولانیه ولی ادامه داره…
    این یه بازی برد برد برای پیتر هست حتی اگر استنیس شمال رو می گرفت باز هم به ضرر اون نبود . چون نیرو های استنیس خسته بودن و راحت می تونست اون ها رو سلاخی کنه.
    این بررسی من از وقایع اخیر بود . ببخشید اگر سر درد گرفتید :unsure: :unsure: :unsure: :unsure: :unsure:

      نقل قول

  • نظرات همه عالی بود،یه سری مسایلم بود که تو مقاله جا افتاد انشالله اگه مدیر اجازه بده نسخه دومشم مینویسم.خیلی چیزا از حمله گریجوی ها،دوتراکی ها و باقیمانده شمال از قلم افتاد.البته شمالی ها همونطور که گفتم زیادی خسته اند،ولی روحیه انتقام زیادی دارن.من به شخصه روس بولتون رو کسی نمیبینم که شمال رو به اون گندگی ازدست بده.
    با اون اتقافی هم که برا سنسا افتاد یه کبریت دیگه رو هم به کبریت های شورش شمال اضافه کنین
    هرچند من آینده داستان های نغمه رو انقدر پست نمیبینم که به یه جنگ قدرت بین دوتا خاندان تموم شه،نمیدونم واقعا چطوری توصیفش کنم ولی پیچیده تر از این حرفاست.
    اینجاست که باید به هنر مارتین پیر آفرین گفت.

      نقل قول

  • البته مارتین هیچ گاه به خواست خوانندگان توجه نکرده و همیشه اون چیزی اتفاق افتاده که کمترین احتمال رو برای خوانندگان داشته. برای مثال ما فکر می کردیم راب میاد و دهن لنیستر ها رو سرویس میکنه ولی….
    برای همین احتمال زنده شدن جان…. :scratch: خب یکمی……… برای من جور در نمیاد

      نقل قول

  • اون چیزی اتفاق افتاده که کمترین احتمال رو برای خوانندگان داشته. برای مثال ما فکر می کردیم راب میاد و دهن لنیستر ها رو سرویس میکنه ولی….
    برای همین احتمال زنده شدن جان…. :scratch: خب یکمی……… برای من جور در نمیاد

      نقل قول

  • استنیس کهخدا بیامرزدش توی سریال خیلی خرابش کردن تهش هم کشتنش!
    لیتل فینگر که یکی از بهترین ها برای پادشاهی هست خیلی از شخصیتش خوشم میاد :yes:
    دینریس که امیدوارم قبل رسیدن به تخت آهنین به فنا بره که اصلا از این یکی خوشم نمیاد :angry:
    سرسی هم که بد به فنا رفت :faight:
    اولنا هم پیره دو روز دیگه سقط میشه
    دوران هم یکی از مسترمایند های بازی هست و شخصیت جالبی داره ( از آن نترس که های و هوی دارد / از آن بترس که سر به توی دارد )، دورن توی اتفاقات آینده نقش مهمی داره (یه جا خوندم توی کتاب شیش اریان رو میفرسته پیش اگان)
    در ضمن منظور از پسر دوران مارتل که ممکنه انتقام جویی کنه کدومشونه؟ اگه منظورتون کوئنتینه که مرده

      نقل قول

  • دورن طرف دنریس نمی اد حداقل نه الان .در ضمن ایرون گریجو یی رو هم از یادبرید اون فقط اژدهایان دنی رو می خواد . به نظرمم ایگان پاییتخت رو می گیره بیلیش (البته توی کتاب)سانسا رو بهش میده . حسی بهم می گه دورنیش ها به اولد تاون حمله میکنن . درضمن این شمال دیگه تا اومدن ادرا متحد بشو نیست .اهن زاده ها ی میدان تورهن .تن های کارهلد .مندرلی ها و طرفداران روس بولتن و دیواری اشفته مشکل شاه جدید شماله.در ضمن یادمون نره اون پسرک که داوس فراریش داد .تو سریال گندری جایگزینش شد .اما اخرین خبری که ازش شد اینه که تو لایسه .حالا اگر بتونه با بای واتر .و ناوگان فراری متحد شه شاید شاه جدید بشه. این سیتادل هم مرموزی خودشو داره.

      نقل قول

  • این مقاله بر اساس اتفاقات سریال بود،ولی محمد جان قشنگ چهارتا کتابو کرد تو ۵ خط اسپویل احتمالی…

      نقل قول

  • نچ اگر استنیس سیاست پیتر رو داشت یچزی می شد ولی یه لحظه به عقب نگاه کنید دنریس همیشه از مشکلاتش بیشترین سود رو می بورد کارث استاپور
    یونکای تو هر کدومش به یه مشکل خورد ولی بالا ترین سود ممکن رو برد نمی چرا تا حالا متوجه نشید اسم مجموعه همه چیز کلیشه ای به دنریس ختم می شه و پایان کتاب یا افتضاح میشه یا کلیشه ای و این رو بدونین احتمال ۹۰% دنریس با دوتراکی ها متحد میشه استنیس و اهن زاده ها و دورن پیتر و تایرل ها همه حواس پرتی یه ولی شمال احتمان لذت بودن زیر دست یه استارک رو مزه مزه میکنن با ریکان برن هم مثل دنریس خییییلی کلیشه ای از مشکلات رد شده پس کودکان جنگل رو متحد می کنه تا به آدر ها بتازه کتاب شیش هم شرایط رو برای جنگ بزرگ بین مرگ و زندگی مهیا می کنه و کتاب هفت هم جنگ خدایان(یعنی بین خیر و شر)و اگر این طوری نشه کتاب خیلی افتضاح خواهد بود از ما گفتن شما هم هر طور راحتین B-) B-) B-) B-) B-)

      نقل قول

  • AAA:
    نچ اگر استنیس سیاست پیتر رو داشت یچزی می شد ولی یه لحظه به عقب نگاه کنید دنریس همیشه از مشکلاتش بیشترین سود رو می بورد کارث استاپور
    یونکای تو هر کدومش به یه مشکل خورد ولی بالا ترین سود ممکن رو برد نمی چرا تا حالا متوجه نشید اسم مجموعه همه چیز کلیشه ای به دنریس ختم می شه و پایان کتاب یا افتضاح میشه یا کلیشه ای و این رو بدونین احتمال ۹۰% دنریس با دوتراکی ها متحد میشه استنیس و اهن زاده ها و دورن پیتر و تایرل ها همه حواس پرتی یه ولی شمال احتمان لذت بودن زیر دست یه استارک رو مزه مزه میکنن با ریکان برن هم مثل دنریس خییییلی کلیشه ای از مشکلات رد شده پس کودکان جنگل رو متحد می کنه تا به آدر ها بتازه کتاب شیش هم شرایط رو برای جنگ بزرگ بین مرگ و زندگی مهیا می کنه و کتاب هفت هم جنگ خدایان(یعنی بین خیر و شر)و اگر این طوری نشه کتاب خیلی افتضاح خواهد بود از ما گفتن شما هم هر طور راحتین

    آره دیگه این دینریس کلا از اول تا آخر شانس آورد
    استنیس مشکل بزرگی نداشت؟ بعضی از خاندان های شمالی باهاش متحد بودن و نسبت به بولتن ها شرایط بهتری داشت
    عوضش دینریس اشتباهات زیادی کرد و کارای احمقانه زیادی انجام داد – کتاب تو سریال برعکس شد!
    دینریس شد ملکه عاقل و محبوب
    استنیس شد یه آدم منفور و بی سیاست! ( نمیدونم چرا توی سریال اون صحنه های خاصش با ملیساندرا رو اضافه کردن! واقعا شخصیتش رو تخریب کردن )

      نقل قول

  • AAA:
    نچ اگر استنیس سیاست پیتر رو داشت یچزی می شد ولی یه لحظه به عقب نگاه کنید دنریس همیشه از مشکلاتش بیشترین سود رو می بورد کارث استاپور
    یونکای تو هر کدومش به یه مشکل خورد ولی بالا ترین سود ممکن رو برد نمی چرا تا حالا متوجه نشید اسم مجموعه همه چیز کلیشه ای به دنریس ختم می شه و پایان کتاب یا افتضاح میشه یا کلیشه ای و این رو بدونین احتمال ۹۰% دنریس با دوتراکی ها متحد میشه استنیس و اهن زاده ها و دورن پیتر و تایرل ها همه حواس پرتی یه ولی شمال احتمان لذت بودن زیر دست یه استارک رو مزه مزه میکنن با ریکان برن هم مثل دنریس خییییلی کلیشه ای از مشکلات رد شده پس کودکان جنگل رو متحد می کنه تا به آدر ها بتازه کتاب شیش هم شرایط رو برای جنگ بزرگ بین مرگ و زندگی مهیا می کنه و کتاب هفت هم جنگ خدایان(یعنی بین خیر و شر)و اگر این طوری نشه کتاب خیلی افتضاح خواهد بود از ما گفتن شما هم هر طور راحتین

    من منتظرم تو سریال دنریس کلا وایت واکرها و خاندان هارو شکست بده و تموم چون بنظرم سریال کلیشه ای تموم میشه
    اما فک نکنم تو کتاب همچین اتفاقی بیوفته و پایان بهتری در کتاب خواهیم داشت

      نقل قول

  • دوستان از کتاب باد های زمستان شش فصل رو مثل این که مارتین بیرون داده یا خونده ، کسی می دونه چجوری میشه اون ها رو دانلود کرد ؟
    توی سایت خودش فقط بخش آلاین رو داشت . . .

      نقل قول

  • KILL THE BOY JON SNOW AND LET THE MAN BE BORN
    جان پادشاه هفت اقلیم و شکست دهنده ی واکرها
    —————————————————–

      نقل قول

  • با سلام
    راستش چند تا سوال درباره ی کتا های ترجمه شده داشتم
    اول این که ایا این کتاب ها رو خودتون ترجمه کردین یا فقط کتاب های موجود در بازار رو تایپ کردین؟
    سوم این که وضعیت سانسور و ممیزی ترجمتون چه جوره؟چون من ارجمه ای مثل ترجمه های منتشر شده در کتاب فروشی ها لازم دارم
    اگه میشه بگین چه قد سانسورتون به اونا نزدیکه

      نقل قول

  • myself:
    با سلام
    راستش چند تا سوال درباره ی کتا های ترجمه شده داشتم
    اول این که ایا این کتاب ها رو خودتون ترجمه کردین یا فقط کتاب های موجود در بازار رو تایپ کردین؟
    سوم این که وضعیت سانسور و ممیزی ترجمتون چه جوره؟چون من ارجمه ای مثل ترجمه های منتشر شده در کتاب فروشی ها لازم دارم
    اگه میشه بگین چه قد سانسورتون به اونا نزدیکه

    کتاب ترجمه خود ماست و نه تایپ ترجمه دیگران.
    اگر برای فرد کم و سن و سالی نیاز دارید،‌باید بدونی که سانسور ما خیلی کمتر از سانسور ترجمه انتشاراتی‌هاست و شاید مناسب نباشه

      نقل قول

  • این پایان هایی که شما می گید پایانهای گل وبلبلی به سبک تالکینه .درضمن استارکای کلیدی اریا و برندون هستند .به نظر من سانسا در اینده در نبرد شب طولانی حضور ندارد .نویسنده داره سانسا رو پخته میکنه واسه دربار اینده . در ضمن مارتین گفته راب استارکی تازه میسازم این یعنی چه ؟.

      نقل قول

  • قسمت های کلیدی داستان خواب ها و رویا هایی است که شخصیت های مثل “برن” “جوجن” و دنیرس می بینن. تقریبا اون قسمت های رو که در باره رویا ها خواب ها است رو دو یا سه بار می خونم. دقت کنید آینده داستان رو نشان می دن. برای مثال جوجن یه بار گفت من خواب دیدم که گرگ ها به وینترفل بر میگردن. یا برن خواب دید که دریا وینترفل رو غرق می کنه . بعدش دیدیم تئون وینترفل رو گرفت :ostad:

      نقل قول

  • mohamad:
    این پایان هایی که شما می گید پایانهای گل وبلبلی به سبک تالکینه .درضمن استارکای کلیدی اریا و برندون هستند .به نظر من سانسا در اینده در نبرد شب طولانی حضور ندارد .نویسنده داره سانسا رو پخته میکنه واسه دربار اینده . در ضمن مارتین گفته راب استارکی تازه میسازم این یعنی چه ؟.

    موافقم
    مارتین هیچوقت کتابشو کلیشه ای تموم نخواهد کرد و توی دو کتاب باقیمانده شاهد تلفات زیادی خواهیم بود ولی فک نکنم تیریون بمیره :yahoo:

      نقل قول

  • الان داشتم دوباره از فصل یک نگاه میکردم که یه چیز جالب دیدم،اگه دقت کنید تو شروع شدن فصل یک مقر پادشاهی رو با نماد خاندان بارتیون یعنی گوزن نشون میده و وینترفل رو با نماد استارک یعنی گرگ و تو شروع شدن فصل ۵ مقر پادشاهی رو بازم با گوزن نشون میده ولی وینترقل رو با مرد پوست کنده.جافری و تامن که یه لنیسترن پس چرا گوزن رو نشون میده؟
    به نظرم استنیس زندس و تخت رو میگیره یا یکی از حروم زاده های رابرت پیداش میشه.
    شاید هم همش چرت و پرته :sh: :sh:

      نقل قول

  • احتمالات تو نغمه فایده ای نداره چون مارتین نمیکنه اینکارو،تا اینجاش که این مرد تو کتابش اهل معجزه نیست،خدا کنه از این به بعد عین کتاب سریالو بسازن

      نقل قول

  • البته رویای برن که پایتختو درب و داغون و برف گرفته میبینه در نظر بگیرید،به نظر من برن استارک فقط رویای واقعی میبینه،من فکر میکنم وستروس برمیگرده و میشه مثل تت
    هزاران سال قبل و دوباره بچه های جنگل میان و وستروس میشه مثل زمان انسانها و اندالها و بچه های جنگل،کتاب نغمه یخ و اتش الکی نوشته نشده چون همیشه تاریخ تکرار میشه…

      نقل قول

  • محمد اریا:
    احتمالات تو نغمه فایده ای نداره چون مارتین نمیکنه اینکارو،تا اینجاش که این مرد تو کتابش اهل معجزه نیست،خدا کنه از این به بعد عین کتاب سریالو بسازن

    فک کنم دیگه سریال راه خودشو بره .البته سریال در طی سالهای آینده و بعد از پایان کتاب دوباره ساخته میشه تا وفادارتر به کتاب باشه.

      نقل قول

  • sir navid: فک کنم دیگه سریال راه خودشو بره .البته سریال در طی سالهای آینده و بعد از پایان کتاب دوباره ساخته میشه تا وفادارتر به کتاب باشه.

    اصلا اشتباهه که سریال راه خودش رو بره! حالا با کتاب یه سری تفاوت داشته باشه مهم نیست و بعضی جاها هم بهتره، ولی بعضی جاها اصلا نباید تغییر کنه و پایان هم باید مطابق کتاب باشه ( به نظرم ). یهو دیدی مارتین افتاد مرد بالاخره ما باید بفهمیم تهش چی میشه
    ( همین حالا سریال زیاده از حد تغییر داشته نسبت به کتاب. خط داستانی جیمی رو کلا از بیخ و بن نابود کردن – آریان رو کلا پیچوندن – کوئنتین رو حذفیدن + عوضش بین میساندی و گری ورم … :angry: :shook: )

      نقل قول

  • من خیلی دوست دارم به این باور داشته باشم که مارتین هیچوقت شخصیتی که کشته رو برنمیگردونه
    اما واقعا شواهد زیادی هست که میگه جان برمیگرده ، مرگ جان با مرگ شخصیت های دیگه مثل ند و راب کاملا فرق داره …

    وقتی اونا کشته شدند واقعا هیچ راه بازگشتی نبود و مثل الان اینقدر در مورد بازگشتشون بحث نشد
    + اگر جان بمیره اصلا با عقل جور در نمیاد یعنی بیان پنج فصل به یک شخصیت این همه بپردازن و بدون اینکه کار مهمی یا تاثیری در روند اصلی داستان بذاره حذفش کنن !!!
    هر طوری حساب میکنم جان اسنو کار ناتموم داره توی سریال و به این سادگی نمیشه حذفش کرد … :han:

      نقل قول

  • امیدوارم نویسنده این داستان هرچه زودتر بره زیر ماشین چون از روند لعنتی پر از نا امیدیش خسته شدم :head:
    .اما در مورد جان اسنو ک در پایان فصل پنج کشته شد در ادامه داستان از ی کابوس مسخره :head: بیدار میشه و ی آب یخی میزنه ب اون صورت یخ زدش و میره پی کارش
    :head:

      نقل قول

  • “من از سریال خیلی ناراضی ام” “من عاشق سریال ام”
    هر چند وقت یه بار بین این دوتا سویچ می کنم.
    خط داستانی جذاب خاندان مارتل تا اینجا حذف شده. ماجرا های آریانه مارتل که شخصیت اصلی هست حذف شده. خط داستانی سانسا توی کتاب یه چیزه اینجا یه چیزه. تا حالا خبری از یورن گریجوی نداشتیم. توی فیلم ما ارتش اسنتیس رو دیدیم که شکست خورده اما تو کتاب هنوز نمی دونیم. خیلی جالبه. و ….. بیشمار تفاوت های دیگه. میتونم دلیل این اختلافات رو این بدونیم که سریال شروع به جمع بندی کرده و تمام حواس ها داره میره سمت شمال.ولی کتاب هنوز نه . هنوز نه. هیچ هدف خاصی رو من که به شخصا نمی بینم تا اینجا کتاب. (شاید ایراد از من باشه) . با وجود این همه تفاوت در محور داستان و شخصیت ها من دارم کم کم شک می کنه به یه پایان مشترک

      نقل قول

  • محسن:
    امیدوارم نویسنده این داستان هرچه زودتر بره زیر ماشین چون از روند لعنتی پر از نا امیدیش خسته شدم .اما در مورد جان اسنو ک در پایان فصل پنج کشته شد در ادامه داستان از ی کابوس مسخرهبیدار میشه و ی آب یخی میزنه ب اون صورت یخ زدش و میره پی کارش


    دوست عزیز میشه منبع حرفتو بگی چون خیلی مشتاق شدم :rose: :D: :bye:

      نقل قول

  • از نظر من همه اینارو باید بعد زمستون دید حالا میخواد اواخر فصل ۶ کتاب باشه یا اوایل فصل هفت از نظر من که ریکان استارک به خونخواهی برادر پدر و مادرش شورش میکنه و میره به دنبال چیزی که حقشه میکنه و جان دوباره زنده میشه (منم مثل خیلیا عقیده دارم جان اسنو پسر ریگار تارگرین و لیانا استارکه البته اگر میگین چرا انقدر شبیه استارک هاست باید بدونید که ادم فقط شبیه پدرش نمیشه و اگه اینطور باشه صد در هزار قولی که لیانا از ند گرفته رو باید هممون متوجه شیم خب زایست قول این بوده که لیانا از ند میخواسته از پسرش دفاع کنه و ند هرامزاده رو از خودش در اورده) و دنریس به دنبال جمع اوری سرباز میره (بهتره همیشه تفاوت سه اژدهای اگان فاتح رو با سه اژدهای دنریس به یاد داشته باشید) بر میگردیم به ریکان زمانی که ریکان شورش میکنه پیروزی هایی به دست میاره و دوباره شمال رو فتح میکنه. از اونطرف زمانی که دنریس حمله میکنه ریکان در کنار دورنی ها و تالی ها و ارن ها به اون ملحق میشه و دوباره تبار اگان فاتح به روی کار میاد :yahoo: :yahoo: :yahoo: :winksmile: :D: :cun: ببخشید اگه سرتونو درد اوردم :rose: راستی یه چیزی زامنی که تو زمستون ادر ها حمله کنند واقعا قیافه ی وستروسی ها بامزه میشه مخصوصا بولتونا اونوقت من اینطوری میشم :lol: :mass: :yahoo:

      نقل قول

  • با توجه به آخر کتاب ۵ به احتمال ۶۰ درصد تو کتاب ۶ جیمیمیمیره
    من آخر کتاب و سریال فقط میخوام دنریس بمیره همین اگه قبلش هم مرد درود بر مارتین :D:

      نقل قول

  • ali:
    با توجه به آخر کتاب ۵ به احتمال ۶۰ درصد تو کتاب ۶ جیمیمیمیره
    من آخر کتاب و سریال فقط میخوام دنریس بمیره همین اگه قبلش هم مرد درود بر مارتین

    حالا که جان مرد و جیمی هم قراره بمیره ( نهههه ) دنریس دیگه حقشه که بمیره. شخصیتش تو کتاب و سریال یکی از یکی مزخرف تره
    ( طرفداران دنریس منفی بدن :D: )

      نقل قول

  • مقاله واقعا خوبی بود از بین تمامشون به نظرم دنریس بهتره و شانس بیشتری هم داره البته باید دوسر دیگه ی اژدها رو پیدا کنه که به نظر من جان و تیریون هستن

      نقل قول

  • اینجور که مارتین مینویسه باید پادشاهی به کسی برسه که فکرشم نمیکنیم.اخه مارتین اهل غافلگیریه مرگ ند و راب و جان و رابرت و ویسیریس و کال دروگو وکاتلین و جافری وتایوین :mail: {بعلاوه ی کارکتارهای کم اهمیت}و کی پیش بینی میکرد؟؟؟ :wacko: همه اینا تا یک دقیقه قبل مرگشون احتمال مرگشون و نمیدادیم. :tanbih: پس پادشاهی هم مال کسی که احتمالش رو نمیدیم B-)

      نقل قول

  • وایت واکر ایرانی:
    اینجور که مارتین مینویسه باید پادشاهی به کسی برسه که فکرشم نمیکنیم.اخه مارتین اهل غافلگیریه مرگ ند و راب و جان و رابرت و ویسیریس و کال دروگو وکاتلین و جافری وتایوین{بعلاوه ی کارکتارهای کم اهمیت}و کی پیش بینی میکرد؟؟؟ همه اینا تا یک دقیقه قبل مرگشون احتمال مرگشون و نمیدادیم. پس پادشاهی هم مال کسی که احتمالش رو نمیدیم

    من به لیتل فینگر رای میدم :D:
    زنده باد لیتل فینگر :cheer: :cheer:
    :cheer: :cheer: All Hail Littlefinger

      نقل قول

  • یه سوال دارم تورو به بزرگیه خودتون جواب بدید خیلی ممنون میشم جوابمو بدید میخواستم بدونم کسایی که سریال بازی تاج و تختو تو ماهواره دیدن یا کسایی که میدونن کودوم کانال ها پخش میکنن سریال رو هر فصلیش باشه مشکل نداره فارسی باشه انگلیسی زیر نویس یا بدون زیر نویس فرق نداره یا اگر اون کانال بخواد فصل شش رو پخش کنه فقط بهم بگید من یه کانال میشناختم که تموم کرده ممنون میشم جواب بدید     

      

      نقل قول

  • سلام.
    احتمال زیاد راب در شمال و دنریس در جنوب شاه میشن و چون با هم رابطه خونی دارن با همدیگه متحد میشن و وایت واکر ها رو می کشن. شاید یکیشون یا هردوشونم بمیرن. این محتمل ترین گزینست. ولی به هر حال اتفاقای غاقلگیرکننده زیادی افتاده و ممکنه اتفاقای دیگه ای بیفته

      نقل قول

  • بچه ها روند تاریخ اینقدر بی منطق نیست که یهو چندین مدعی مهم یک پادشاهی در چنین فاصله ی کمی بمیرن در واقع در آن واحد این همه مدعی نمیتونه با هم وجود داشته باشه مگر اینکه چند نفر سایه ی افراد مهم تر باشن تو وضعیتی که تاج و تخت با شمشیر و خون به دست میاد فردی که بیشترین قدرت رو داره پادشاه میشه مگر اینکه در آخرین دقایق اتفاقی بیفته و نفر دوم پادشاه بشه اما هیچ وقت یک سرسلسله آدم ضعیفو احمقی نیست (البته اینکه بعدا احمق بشه یه حرف دیگه است) پس مارتین نمی تونه تاریخی غافلگیرمون کنه مگر اینکه فانتزی اینکارو بکنه (این بدترین کاریه که میتونه انجام بده) تا اینجای داستان به نظر میاد که تنها شانس زنده موندن مردم وستروس اینه که دنریس رو کنار خودشون داشته باشن چون آدر ها دارن میان و اگر وسیله ای برای کشتنشون نباشه فکر کنم ته داستان همه قتل عام شن
    با این حال هنوز دو تا کتاب دیگه به پایان مونده و باید امیدوار باشیم که مارتین انقدر تخیل داشته که بتونه وستروس رو زنده از داستان خارج کنه که بازم از نظر تاریخی بعیده (جنگ داخلی که دارن دنریس هم که در راحه آدر ها هم هستن هیچ کشوری نمیتونه از همه ی این مشکلات باهم عبور کنه مگر اینکه دوتاشو به تعویق بندازه و روی یکشون متمرکز بشه بعد بره سراغ دو تای دیگه)

      نقل قول

  • ناشناس:
    با این حال هن تاریخی بعیده (جنگ داخلی که دارن دنریس هم که در راحه آدر ها هم هستن هیچ کشوری نمیتونه از همه ی این مشکلات باهم عبور کنه مگروز دو تا کتاب دیگه به پایان مونده و باید امیدوار باشیم که مارتین انقدر تخیل داشته که بتونه وستروس رو زنده از داستان خارج کنه که بازم از نظر اینکه دوتاشو به تعویق بندازه و روی یکشون متمرکز بشه بعد بره سراغ دو تای دیگه)

    آدرها اگر وارد وستروس بشن کار تمومه ، و اگر قراره در مقابلشون ایستادگی بشه ، توی همون شمال اتفاق می افته ،
    مشکل اینجاست که نه جان از وجود دنریس خبر داره ، نه دنریس می دونه که با چه چیزی روبرو خواهد شد ،
    سیر حوادث به سمتی می ره که جان و دنریس تبدیل به فرمانده و ملکه باشند ،
    تقابل جیمی و دنریس هم خیلی جالب خواهد بود اگر به هم برسند ،
    این وسط آهن زاده ها و دورنی ها می مونند که نمک داستانند و کار خاصی انجام نخواهند داد ،

    به هرحال باید منتظر بمونیم ببینیم که برن جز فهمیدن رابطه دنریس و جان چه کار دیگری از دستش برمی یاد ،
    چون با توجه به اینکه کلاغ سه چشم از نسل تارگرین هاست ، شاید معلوم بشه که همه پیشگویی ها به یک شاهزاده تارگرین موعود اشاره می کنند و ما شاهد دروغین بودن راه واریس هستیم چون اون شاهزاده جانه نه کسی که واریس می خواد ،

      نقل قول

  • alex targerin:
    یه سوال دارم تورو به بزرگیه خودتون جواب بدید خیلی ممنون میشم جوابمو بدید میخواستم بدونم کسایی که سریال بازی تاج و تختو تو ماهواره دیدن یا کسایی که میدونن کودوم کانال ها پخش میکنن سریال رو هر فصلیش باشه مشکل نداره فارسی باشه انگلیسی زیر نویس یا بدون زیر نویس فرق نداره یا اگر اون کانال بخواد فصل شش رو پخش کنه فقط بهم بگید من یه کانال میشناختم که تموم کرده ممنون میشم جواب بدید

    میتونید دانلود کنید

      نقل قول

  • وستروس در بهترین حالت میتونه ۲۵۰ هزار نفر جمع اوری کنه.(در حال حاضر).نیروهای لنیستر ۳۵ هزار نفر.تایوین قبل از جنگ با راب ۶۰ هزار نفر داشت.در محاصره ریور ران،جیمی ۳۰ هزار نفر داشت که توسط راب بیشتر ارتشش از بین رفت.جیمی نیمی از ارتشو داشت،پس تایوین باید ۳۰ هزار نفر دیگرو رهبری کرده باشه.ارتش شمال ۳۰ هزار نفر.ارتش سرزمین های رودخانه ۱۵ هزار نفر.ارتش ریچ ۷۰ هزار نفر.ارتش دره ۳۰ هزار نفر.ارتش دورن ۴۰ هزار نفر.ارتش سرزمین های طوفان ۳۰ هزار نفر.ولی در طی جنگ داخلی احتمالا یک سوم این ارتش از بین میره.۱۶۷ هزار نفر باقی میمونه. حداقل ۱۰۰ هزار نفر به مقابله با ادر ها در یک ارتش نمیان و پراکنده باهاشون مبارزه میکنن(که حتما شکست میخورن)میمونه ۶۷ هزار نفر که احتمالا در یک ارتش باهاشون مقابله میکنن.حالا میریم سراغ ادر ها.حداقل باید ۱۵۰ هزار نفر داشته باشن.(ارتش منس ۱۰۰ هزار نفر بود و ادر ها تقریبا ۸۰ هزار نفرشو وایت کردن و در دیوار هم ۱۰ هزار نفر کشته شدن.اگه با بقیه وایت های اونا جمع ببندیم حداقل افرادشون این مقداره)اگه ارتش وستروس دو برابر ادر ها هم باشه احتمالا شکست بخورن،چه برسه به الان که کمتر هم هست.پس صد در صد یا دنریس با ادر ها میجنگه،یا دیوار جلوشونو میگیره،یا اینکه ادر ها وستروس(و شاید اسوس)رو میگیرین که از مارتین بر میاد این اخری باشه .پس ارتش وستروس تقریبا بی مصرف میشه.

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: