Performancing Metrics

کمیک و طنز

کمیک نبرد افعی سرخ و کوه

نویسنده م.م.استارک

به همت یکی از همکاران جدید سایت کمیک بسیار زیبای نبرد افعی سرخ و کوه خدمت شما عزیزان تقدیم میشه. امیدوارم با ورود نیروی پرکار و پر انرژی مثل امیر عزیز بیشتر از گذشته بتونیم با مطالب جذاب و خوندنی بیشتری در خدمت شما باشیم. ما رو از نظراتتون بی‌بهره نذارید.

درباره نویسنده

م.م.استارک

مدیر و مؤسس سایت و سرپرست گروه ترجمه

۱۸ دیدگاه

  • فوق العاده بود.
    لذت بردم از دیدنش.
    قبلا که من بحث ها و مشاجره های ۲گروه مختلف نغمه رو سر اختلافات فکری میدیدم،همیشه به خودم میگفتم که زمان همه چی رو نشون میده و مشخص میکنه.
    و الان که دارم این رو میگم زمان همه چی رو بهم نشون داد،نه فقط به من،بلکه به همه.
    این پشت کاری که برای منو امثال من دست اندرکاران وینترفل دارن رو اگه مسؤلین کشور داشتن،تا حالا اینجا گلستون شده بود

      نقل قول

  • چه اغراقی تو اندازه ی کوه … ۴ متر می شد قدش :winksmile: ولی خوب بود خیلی. ولی کارکتر افعی سرخ خیلی خوب نبود. شبیه جاهلا شده بود :D:

      نقل قول

  • Sina:
    ولی خوب بود خیلی. ولی کارکتر افعی سرخ خیلی خوب نبود. شبیه جاهلا شده بود:D:

    والا با اون سیبیلش :winksmile:

      نقل قول

  • تایوین:
    فوق العاده بود.
    لذت بردم از دیدنش.
    قبلا که من بحث ها و مشاجره های ۲گروه مختلف نغمه رو سر اختلافات فکری میدیدم،همیشه به خودم میگفتم که زمان همه چی رو نشون میده و مشخص میکنه.
    و الان که دارم این رو میگم زمان همه چی رو بهم نشون داد،نه فقط به من،بلکه به همه.
    این پشت کاری که برای منو امثال من دست اندرکاران وینترفل دارنرو اگه مسؤلین کشور داشتن،تا حالا اینجا گلستون شده بود

    خیلی خیلی لطف داری! منتی سر کس نداریم، اما بی‌نهایت از چیزی که گفتی خوشحال شدم. خدا رو شکر می‌کنم که روسفید شدیم :heart: :rose: :respect:

      نقل قول

  • اصولا”‌ کوه و سگ ظرفیت هایی داشتند که به اندازه کافی آزاد نشد !
    اگر یادتون باشه در فصل یک سریال ، در تورمنتی که به افتخار دست شدن مرحوم ادارد استارک برگذار شده بود ، یک درگیری بین کوه وسگ بوجود اومد که خیلی خفن بود ، اول اون ضربه با شمشیر به اسب که سر اسب رو از بدنش جدا کرد ، بعد هم وسط درگیری ، رابرت دستور داد این دو برادر مبارزه شون رو متوقف کنند که تازی سریع زانو زد و شمشیر کوه از بالای سرش رد شد.
    این همیشه یکی از بهترین صحنه های سریال بود به نظر من .
    فصل اول ، قسمت پنجم ، دقیقه ۸ به بعد ، یکبار دیگه نگاه کنید تا با من هم عقیده بشید :D:

      نقل قول

  • واقعا عاشق اوبرین بودم اگه حرف های الکی نزده بود الان زنده بود…
    خیلی بد شد اینقدر زود مرد…اصلا قیافه خیلی باحالی داشت… :good:

      نقل قول

  • درسته زیاد ور ور میکرد در مورد الیا ولی در کل از شخصیتش خوشم اومده بود. پتانسیلشو داشت که اگه تو داستان باقی میموند حسابی دل آدمو یه جاهایی خنک کنه. حیف که روحش شاد و یادش گرامی شد.

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: