Performancing Metrics

مصاحبه‌ها مقالات

مارتین کدام شخصیت ها را تا انتهای بازی زنده نگه میدارد؟

landscape-1461341385-tv-game-of-thrones
نویسنده نوید لنیستر

مترجم: سام لطفی

در سال ۱۹۹۳، چند سال قبل از اینکه کتاب اول، A Game of Thrones منتشر ‌شود، مارتین یک نوشته ۳ صفحه ای منتشر کرد که مربوط به “نغمه ای از یخ و آتش” بود(مدت ها پیش نیز متن اصلی این نامه رو در سایت قرار داده بودیم).در این جا قصد داریم به بررسی این افشانامه بپردازیم.
داستانی که در ابتدا قرار بود یک سه گانه باشد. در ان زمان، مارتین سرنوشت چند نفر از شخصیت های اصلی داستان را کمابیش تعیین کرده بود:

پنج شخصیت مرکزی داستان، در هر سه جلد زنده میمانند، در این بین از کودکی تا بزرگسالی را طی میکنند و هم خودشان و هم دنیایشان را تغییر خواهند داد. در واقع، این سه گانه من، یک حماسه نسلی است، که داستان زندگی این پنج شخصیت که شامل ۳ مرد و ۲ زن هستند، را تعریف میکند.

مارتین حتی هویت این پنج شخصیت خوش شانس را مشخص کرده بود:

پنج کاراکتر کلیدی داستان، تیریون لنیستر، دنریس تارگرین، و ۳ تا از فرزندان وینترفل، آریا، برن و جان اسنو هستند.

لیست برندگان، یک لیست بازندگان را هم بهمراه خود می آورد و ما را نگران سرنوشت باقی شخصیت های مورد علاقه مان، مانند سانسا میکند.

البته، در این ۲۰ سال خیلی چیز ها عوض شده. مارتین اکنون داستان خود را در ۷ جلد می نویسد، نه ۳ جلد. همچنین اقتباس تلویزیونی بسیار موفق آن، پا را از منبع اصلی خود فراتر گذاشته. سازندگان سریال، دیوید بنیوف و دن ویس میدانند داستان باید چطور پیش برود، ولی آنها جزئیات را قبلا هم دستکاری کرده اند و در آینده هم در سرنوشت بقیه شخصیت ها دست خواهند برد.

بنابراین با آنکه ممکن است اتفاقات داستان در سریال متفاوت باشد، ولی بنظر منطقی می آید که مارتین تا آنجا که مربوط به کتاب نغمه است، به سرنوشتی که از ابتدا برای شخصیت های اصلی داستان در نظر گرفته بود، متعهد بماند. در بخش دیگری از همان نوشته ۳ صفحه ای میخوانیم:

همانطور که میدانید، من هیچوقت برای کتاب هایم چارچوب بندی نمیکنم. متوجه شده ام وقتی بدانم داستام قرار است به کجا ختم شود، همه انگیزه ام را برای نوشتن آن از دست میدهم. ولی با این حال، یک سیر کلی از داستانی که مینویسم، و همینطور یک ایده کلی از سرنوشت گروهی از شخصیت های اصلی ام را در ذهن دارم.

۲۰ سال، زمان زیادی است. و مارتین ممکن است پیچش های جدیدی در دو رمان باقی مانده اش ایجاد کند. ولی من مطمئنم “پنج شخصیت کلیدی” مارتین، شانس بسیار بالایی برای دیدن انتهای کتاب A Dream of Spring دارند.

نظر شما چیست؟آیا این پنج شخصیت واقعا تا آخر داستان زنده می مانند؟یا فقط تا کتاب آخر؟

درباره نویسنده

نوید لنیستر

تلگرام: navidlannister@
اینستاگرام: http://Instagram.com/_u/navidlannister
نویسنده و مترجم مطالب سایت، از ادمین های کانال، ادمین اصلی کانال فن آرت

۱۲۲ دیدگاه

  • ممنون … مطلب جالبی بود … شنیدم مارتین گفته پایانی مثل ارباب حلقه ها را در نظر گرفته … کسی میدونه یعنی چی ؟

      نقل قول

  • نوید لنیستر:
    یه نکته جالب تو این افشانامه اینه که جان رو از بچه های وینترفل خطاب میکنه

    نوید لنیستر:
    یه نکته جالب تو این افشانامه اینه که جان رو از بچه های وینترفل خطاب میکنه

    شاید ازاول نمیخواست جان بچه ریگارولیانا باشه اگرچه اگر فرزند لیانا باشه بازم جز بچه های وینترفوله کسی چه میدونه شاید اصلا هرچه فکر میکردیم نباشد

      نقل قول

  • آخرشم قراره اندالها و شمالی ها (نخسین انسان ها) ، ادرها رو شکست بدن ولی مطمئناً خیلیا قراره بمیرن
    ای کاش بیلیشو در نهایت رو تخت ببینیم حداقل یکی از مردم عادی هم بتونه پادشاه بشه

      نقل قول

  • اینا کسایی هستند که مدام در جنگ و کشمکش هستند.. و احتمال مرگ اینا هم هست…اما اریا برن فکر نکنم تو این فصل اتفاقی براشون بیفته..
    بلیش . واریس و جیمی رو هم باید در نظر گرفت…

      نقل قول

  • به قول لیام کانینگهام ( بازیگر نقش سر دواس ) شاید پادشاه شب بشینه روی تخت آهنین و یک سیگار برگ تو دهنش یاشه و در حال پک زدن اون سیگار باشه ( منم دوست دارم این شکلی تموم بشه و همه توی داستان بمیرن ) البته این خیلی دور از ذهنه ولی من دوست دارم اینطور تموم بشه

      نقل قول

  • سر آرتور دین:
    به قول لیام کانینگهام ( بازیگر نقش سر دواس ) شاید پادشاه شب بشینه روی تخت آهنین و یک سیگار برگ تو دهنش یاشه و در حال پک زدن اون سیگار باشه ( منم دوست دارم این شکلی تموم بشه و همه توی داستان بمیرن ) البته این خیلی دور از ذهنه ولی من دوست دارم اینطور تموم بشه

    منم همینو میپسندم :cun:

      نقل قول

  • سر آرتور دین:
    به قول لیام کانینگهام ( بازیگر نقش سر دواس ) شاید پادشاه شب بشینه روی تخت آهنین و یک سیگار برگ تو دهنش یاشه و در حال پک زدن اون سیگار باشه ( منم دوست دارم این شکلی تموم بشه و همه توی داستان بمیرن ) البته این خیلی دور از ذهنه ولی من دوست دارم اینطور تموم بشه

    همچنین یک فیلمم اینطورتموم بشه

      نقل قول

  • ۱-چیزی که مشخصه ، داستان با یک نسل طرفیم نه یک فرد ، پس پیروزی و شکست هرکدام از این کاراکترها در جای خود مهمه ،

    ۲-مارتین می خواد یک داستان واقعی بنویسه و در دنیای واقعی یکی برای همه ، همه برای یکی نیست .
    اتفاقای دیگه منتظر اتفاق اصلی نمی مونند ، مهم بودن هدف یک نفر باعص بی اهمیت شدن هدف دیگران نمی شه ،
    پس رقابت بر سر تاج و تخت ، حکومت شمال و مبارزه با آدرها ، هرسه در جای خود مهم هستند و باید به سرانجام برسند .

    ۳- درهم پیچیدگی دو خاندان تارگرین و استارک تصادفی نیست ، فکر کنم تا الان همه متقاعد شده باشند که مانور روی دورن ، اهن زادگان و استنیس با همه جدابیتشان نمی تونه جواب سوالات اصلی باشه ، همه خاندان ها برای بازی قدرت به دنریس نگاه می کنند و برای مبارزه با زمستان به جان اسنو ،

    ۴- جواب این سوال که چه کسی زنده می مونه ، بیشتر به این وابسته است که چه کسی چه کاری رو انجام می ده ،
    موضع جان مشخصه ، مبارزه تا سرحد مرگ در مقابل آدرها ، احتمال مرگش هم خیلی بالاست ، حتی اگر زنده بمونه ، بر می گرده به دیوار ، چون من فکر می کنم نابودی کامل آدرها ، داستان رو غیرواقعی می کنه ، شر هیچ وقت به طور کامل از بین نمی ره .
    نقش اولیه آریا هم فکر کنم به سنسا منتقل شده ؛ سنسا و دنریس بر خلاف جان یک گزینه دیگه در پیش رو دارند و او انتقام و رفتن به دنبال قدرت ،
    اما ایکه کدومشون به مظهر خیر (جان) کمک می کنه ، سوال اصلیه ، فکر نمی کنم برای دنریس راحت باشه که قید همه چیز رو بزنه و کنار دنریس قرار بگیره ،

      نقل قول

  • احتمال مرگ جان و دنریس بالاست ، اما فکر نکنم هر دو با هم بمیرند ،
    احتمال قدرت گرفتن سنسا هم بالاست ، اما همه سناریو ها محتمله ، تبدیل شدن به ملکه سنگ دل ، با داشتن مادر سنگدل ، خواهر آدم کش و مادر شوهر دوست داشتنی چون سرسی ؟
    فداکاری برای جان و کشته شدن ، حیلی راحت می شه قبرش رو کنار لیانا تصور کرد ،
    شکست دادن ملکه سرسی و کشتنش ؟ بازهم می تونه همراه با بدجنسی باشه ،

    اما دنریس ،فقط به دلیل اژدهایانش نقش خود رو در دیوار ایفا بکنه ، البته با توجه به اینکه کسی به وی خوشآمد نخواهد گفت ، و غریبه بودن این محیط برای وی و احترام بیشتری که در خلیج برده داران داشت ، و جلوگیری از تکرار نقش خونبار خاندان دیوانه اش در وستروس ،
    اینکه ملکه سنسا رو در حال دیدن پرواز دنریس به سمت شرق ببینیم زیاده .

      نقل قول

  • magenta:
    احتمال مرگ جان و دنریس بالاست ، اما فکر نکنم هر دو با هم بمیرند ،
    احتمال قدرت گرفتن سنسا هم بالاست ، اما همه سناریو ها محتمله ، تبدیل شدن به ملکه سنگ دل ، با داشتن مادر سنگدل ، خواهر آدم کش و مادر شوهر دوست داشتنی چون سرسی ؟
    فداکاری برای جان و کشته شدن ، حیلی راحت می شه قبرش رو کنار لیانا تصور کرد ،
    شکست دادن ملکه سرسی و کشتنش ؟ بازهم می تونه همراه با بدجنسی باشه ،

    اما دنریس ،فقط به دلیل اژدهایانش نقش خود رو در دیوار ایفا بکنه ، البته با توجه به اینکه کسی به وی خوشآمد نخواهد گفت ، و غریبه بودن این محیط برای وی و احترام بیشتری که در خلیج برده داران داشت ، و جلوگیری از تکرار نقش خونبار خاندان دیوانه اش در وستروس ،
    اینکه ملکه سنسا رو در حال دیدن پرواز دنریس به سمت شرق ببینیم زیاده .

    نظرت محترم ولی من که دوست دارم دنریس ملکه هفت اقلیم بشه ، او از نسل تارگرین هاست و خاندانش پادشاه بودن…جان هم امیدوارم در صورت زنده موندن در مقابل ادرها هرگز به دیوار برنگرده …حالا هرجا دوست داره بره دیوار نه…

      نقل قول

  • تارگارینا برن بمیرن بهترین پادشاه همون رابرت بود واقعا حیف شد که سرسی کشتش پادشاهی بود که حرفش رو خیلی رک میزد و کلاس پادشاه بودنم نمزاشت البته رنلی هم پادشاه خوبی میشد پشتیبانش تایرل ها بودن و میتونستن مرم سیر کنه و بنا بر این دین پادشاهیش رو از گردن رد میکرد این ذو نفر بهترین پادشاهایی بودن که توی داستان بودن که بد بختانه هر دوشون مردن ( روحشان شاد )

      نقل قول

  • magenta:
    احتمال مرگ جان و دنریس بالاست ، اما فکر نکنم هر دو با هم بمیرند ،
    احتمال قدرت گرفتن سنسا هم بالاست ، اما همه سناریو ها محتمله ، تبدیل شدن به ملکه سنگ دل ، با داشتن مادر سنگدل ، خواهر آدم کش و مادر شوهر دوست داشتنی چون سرسی ؟
    فداکاری برای جان و کشته شدن ، حیلی راحت می شه قبرش رو کنار لیانا تصور کرد ،
    شکست دادن ملکه سرسی و کشتنش ؟ بازهم می تونه همراه با بدجنسی باشه ،

    اما دنریس ،فقط به دلیل اژدهایانش نقش خود رو در دیوار ایفا بکنه ، البته با توجه به اینکه کسی به وی خوشآمد نخواهد گفت ، و غریبه بودن این محیط برای وی و احترام بیشتری که در خلیج برده داران داشت ، و جلوگیری از تکرار نقش خونبار خاندان دیوانه اش در وستروس ،
    اینکه ملکه سنسا رو در حال دیدن پرواز دنریس به سمت شرق ببینیم زیاده .

    به نظرم اگه قرار باشه دنریس و جان بمیرن، یکیشون خواهند مرد نه هردوتاشون…
    شاید جان خودشو قربانی نابودی آدرها کنه و دنریس رو نجات بده و یا حتی بالعکس.شاید در ادامه این دوتا به نحوی به هم علاقه مند بشن بدون اینکه بفهمن عمه و برادرزاده ان.اگه بدون اینکه بدونن با هم نسبت داشتن، یکیشون بمیره داستان عالی میشه.
    در کتاب هم فکر کنم سانسا بتونه به مادرش بپیونده و ایری و ریورلند رو از آن خودشون کنند، شاید آریا هم به اونا ملحق بشه.

      نقل قول

  • maester Luwin:
    ممنون … مطلب جالبی بود … شنیدم مارتین گفته پایانی مثل ارباب حلقه ها را در نظر گرفته … کسی میدونه یعنی چی ؟

    اگه اشتباه نکنم تو پایان ارباب حلقه ها جادو از بین رفت، احتمالش منظورش همینه

      نقل قول

  • به نظر من دنریسم یه شخصیت جاه طلبه وفقط قدرتو میخواد عدالتش هم فقط به خاطر قدرته که خودشو تثبیت کنه تمام چیزی که می خواد تخت آهنینه درسته مارتین میخواد یه داستان واقعی بسازه وهمینطوره
    اما بنظرتون همچین کسی می تونه شخصیت اصلی داستان باشه اما جان هیچ وقت فکرشو نمیکرد شاه بشه تمام چیزی که میخواست این بود که دیگران به اون مثل یک حرومزاده نگاه نکنن به نظرمن شخصیت اصلی خودشه درباره رابرت هم آدمه باحالی بود اما دربارو اطرافیانش فاسدبودن وخودشم اهل عیشونوش اما آدم مهربونی بود ورنلی به نظرمن بهترین پادشاه برای وستروس بود یه شخصیت کاریز ماتیسم بود شخصیت دنریس تودنیای واقعی مثل اسکندرمقدونیه وجانم مثل پرسیوس اسطوره یونانیه وتیریونم مثل ادیبه سرآخرامیدوارم آدر ها یه نفروتووستروس نزارن به امید مارتین تنها خدای حقیقیه نغمه یخ وآتش

      نقل قول

  • سر آرتور دین:
    تارگارینا برن بمیرن بهترین پادشاه همون رابرت بود واقعا حیف شد که سرسی کشتش پادشاهی بود که حرفش رو خیلی رک میزد و کلاس پادشاه بودنم نمزاشت البته رنلی هم پادشاه خوبی میشد پشتیبانش تایرل ها بودن و میتونستن مرم سیر کنه و بنا بر این دین پادشاهیش رو از گردن رد میکرد این ذو نفر بهترین پادشاهایی بودن که توی داستان بودن که بد بختانه هر دوشون مردن ( روحشان شاد )

    درست رابرت جنگجگو و شجاع بود ولی خوشگذران بود و همون طور که همیشه مشهور بوده بهش ،یه دایم الخمر بوده…به نظرت کسی که دایم الخمر و شهوترانه میتونه پادشاه خوبی باشه؟ اون در کل هفت اقلیم فرزند حرامزاده داشته….رنلی هم از نظر خوش گذرانس چیزی کم از رابرت نداشته …درکتاب میخونیم که او حتی زمانی که در جنگی که پیش رو داشته و اطمینانی بر پیروزیش نبوده ، دست از جشن ها و خوشگذرانی های بی جهت بر نمیداشته…چرا رنلی باید پادشاه خوبی باشه؟ او حتی به حق قانونی برادرش استنیس در مورد پادشاهی هم احترام نگذاشت.. استنیس در مورد حرامزاده بودن جفری و تامن و میرسلا همراه با جان ارن تحقیق کرده بود و بعد بر علیه جفری شورید، اما رنلی در این مورد نه اطمینان داشت نه نظری داشت…رنلی فقط میخواست شاه بشه

      نقل قول

  • پویا: درست رابرت جنگجگو و شجاع بود ولی خوشگذران بود و همون طور که همیشه مشهور بوده بهش ،یه دایم الخمر بوده…به نظرت کسی که دایم الخمر و شهوترانه میتونه پادشاه خوبی باشه؟ اون در کل هفت اقلیم فرزند حرامزاده داشته….رنلی هم از نظر خوش گذرانس چیزی کم از رابرت نداشته …درکتاب میخونیم که او حتی زمانی که در جنگی که پیش رو داشته و اطمینانی بر پیروزیش نبوده ، دست از جشن ها و خوشگذرانی های بی جهت بر نمیداشته…چرا رنلی باید پادشاه خوبی باشه؟ او حتی به حق قانونی برادرش استنیس در مورد پادشاهی هم احترام نگذاشت.. استنیس در مورد حرامزاده بودن جفری و تامن و میرسلا همراه با جان ارن تحقیق کرده بود و بعد بر علیه جفری شورید، اما رنلی در این مورد نه اطمینان داشت نه نظری داشت…رنلی فقط میخواست شاه بشه

    سلام موافقم با گفته هاتون اما ..دنریس تنها چیزی که میخواد تخت اهنینه ..رابرت رنلی استنیس هم شایسته نبودن..جان میتونه یه پادشاه خوب بشه..در واقع جان از همشون اگاه تره.. و عاقل تر..

      نقل قول

  • maester Luwin:
    ممنون … مطلب جالبی بود … شنیدم مارتین گفته پایانی مثل ارباب حلقه ها را در نظر گرفته … کسی میدونه یعنی چی ؟

    در اون مصاحبه مارتین گفته بود که پایان داستانش مثل ارباب تلخ و شیرین خواهد بود. نمی شه دقیق گفت چی شد که پایان داستان ارباب تلخ و شیرین شد چون تعداد مواردی که تلخ و شیرینی رو تشکیل دادن زیاد بود. برای مثال شیرینی بزرگ نابودی حلقه قدرت و سائورون بود. در حالی که با نابودی حلقه یگانه، قدرت حلقه های دیگه کم کم رو به زوال رفت و الف‌ها (+ فرودو) هم شروع به جابجایی از طریق لنگرگاه خاکستری کردن (بخش تلخ)
    به نظرم منظور مارتین این هستش که در پایان با وجود پیروزی، دیگه دنیای وستروس یا کل دنیای نغمه شباهتی با چیزی که بوده نخواهد داشت.

      نقل قول

  • به نظرم منظور جورج آر آر مارتین این بود که آدر ها شکست میخورن ( پادشاه شب سائرون و وایت واکرا ارگ ها)

      نقل قول

  • دوستان سلام ، ی سوال
    من مدتیه پیگیر ماجراها نیستم…

    آیا جان اسنو تو کتاب هم بعد از مرگ دوباره زنده و احیا میشه؟
    چرا دیگه ترجمه نمیکنید؟من ترجمه های انتشارات … رو خوندم جالب نیس و اینکه همش سان….سو..ر شده و متن اصلی رو بشدت تغییر دادن… مث روز روشنه…
    و در اگر اگه اطلاع دارین بگین مارتین کتاب بادهای زمستان رو در چ تاریخی چاپ میکنه؟؟
    ممنون میشم در مورد سوالات توضیح بدین

      نقل قول

  • سر داووس:
    دوستان سلام ، ی سوال
    من مدتیه پیگیر ماجراها نیستم…

    آیا جان اسنو تو کتاب هم بعد از مرگ دوباره زنده و احیا میشه؟
    چرا دیگه ترجمه نمیکنید؟من ترجمه های انتشارات … رو خوندم جالب نیس و اینکه همش سان….سو..ر شده و متن اصلی رو بشدت تغییر دادن… مث روز روشنه…
    و در اگر اگه اطلاع دارین بگین مارتین کتاب بادهای زمستان رو در چ تاریخی چاپ میکنه؟؟
    ممنون میشم در مورد سوالات توضیح بدین

    زنده شدن جان در کتاب بادهای زمستان خواهد بود که اونم هنوز منتشر نشده ..و اونم معلوم نیست کی منتشر میشه..

      نقل قول

  • امیر: سلام موافقم با گفته هاتوناما ..دنریس تنها چیزی که میخواد تخت اهنینه ..رابرت رنلی استنیس هم شایسته نبودن..جان میتونه یه پادشاه خوب بشه..در واقع جان از همشون اگاه تره.. و عاقل تر..

    :good:

      نقل قول

  • پویا: زنده شدن جان در کتاب بادهای زمستان خواهد بود که اونم هنوز منتشر نشده ..و اونم معلوم نیست کی منتشر میشه..

    معلوم نیست زنده بشه یا نه، شاید وارگ کنه تو بدن گوست

      نقل قول

  • نه دیگه اینطوریم خوب نیست جالب اینه که همه اینا به دست هم بمیرن قسمت آخر یکی که اصلا فکرشو نمیکردیم شاه شه مثلا این رفیق چاق جان اسنو که اسمش یادم نیست :scratch:

    نوید لنیستر: منم همینو میپسندم

    :ssad:

      نقل قول

  • استارک ها ۱۰ هزار سال با وحشی های سیبری مقابله کردند که اون ۱۰۰۰ سال آخرش یک دیوار زدند مثل دیوار چین منتها از جنس یخ و بسیار با عظمت تر. بنابراین بهترین اقوام متمدن به نظر میان. به همین خاطر توی بخشای اول من دوست داشتم ند استارک عادل (دست راست شاه) قدرت رو رابرت کله پوک و لنیسترهای ستمگر بگیره، اما کشته شد در حالیکه موقع مرگش تصویر نگهبان بیگناه دیوار رو که خودش کشت به یاد آورد! بعدش دوست داشتم هر چی شد بشه، ولی جیمی هرچه سریعتر از بازی خارج شه! (اون اوایل ازش واقعا متنفر بودم!) به نظر میومد علاوه بر قتل تارگرین توی مرگ رابرت هم بی تاثیر نبود. می دونستم جافری زود از میدان اخراج میشه ولی انه دیگه ین طوری! به نظر میومد روزگار انتقام مظلوما رو توسط یک ظالم دیگر میگیره! جافری تمام عقده ها وکینه های مادرش رو به ارث برده بود و ند استارک رو ظالمانه کشت و دخترشو تا توانست زجرکش کرد. خلاصه جافری هم توسط شخص ثالث کشته شد. یعنی همه شخصیت ها سیاه یا خاکستری هستند. هرکی بد به نظر می آمد بعدا خوب شد و برعکس. مثلا حتی اگه وحشی ها همه رو بد بدونیم دختر وحشی شمالی یک شخصیت بد نبود. منس خودش نگهبان دیوار بود وضعشون رو دید که چقد بدبختند رفت کمکشون. یک خائن بود. اما یک خائن خوب! به نظر من همه کشته می شوند و نهایتا بانک ها با سکه های طلاییشان بر شرق و غربی حکومت می کنند که سیل خون در آن جاریست و دیگر نه وحشیی در آن است و نه استارک و لنیستری. همان سرود غمناکی که تایوین لنیستر برای یادبود جشن نابودی لرد کاستامیر که خود تایوین او و خانواده اش را کشت و سوزاند و به باد داد، این سرود از خیلی وقت پیش نتیجه بازی را برای بیگناهان و خوبترها تعیین کرد. اما گناهکارها معمولا مجازات سختتری میکشند (مثل جافری، تایوین، شاه دیوانه، و پسرش تارگرین موطلایی). نتیجه رو حتی میشه از شانس مبارزه تیریون در دادگاه قتل جافری تشخیص داد؛ هر شخصیت خوبی که صرفا می خواهد انتقام از ستمگر بگیرد؛ روزگار اول خودش را می کشد، سپس به سرعت ظالم را از پای در می آورد. به گونه ای که انگار اصلا وجود نداشته است. چیزی که برای من مهمتر است سرنوشت شخصیت ها نیست، چون عادت کرده ام به اینکه شخصیت هایی خوبتر کشته شوند. البته اگر این خوبها تا اخر خوب بمانند. چیزی که مهمتر است و مشخص هم نیست؛ این است که سرانجام جنگ خدایان به کجا میرسه؟ خدای مرگ؟ خدای آتش و نور؟ جادوی شهر برده داران؟ آیا خدا ها اصلا جنگ دارند با هم یا اینکه صرفا یک بازی ذهنی و درونی است؟ آیا داستان پایان باز دارد یا اصلا بی پایان است؟

      نقل قول

  • یه چیزی که کمتر دیدم در موردش صحبت بشه اینه که ما ۳ تا اژدها داریم، از داستانهای قدیمی تارگارین ها هم میبینیم که هر اژدهایی یک سوار منحصر بفرد داشته، از طرفی میبینیم که یکی از اژدها ها یعنی دراگون به دنریس نزدیکتره و دنریس تا حالا فقط سوار اون شده
    همه این مطالب به ما میگه که دو اژدهای دیگه هم سوارانی خواهند داشت که یکیش قطعا جان اسنو هست، چون تارگارینه و برادرزاده دنریس
    و اژدها سوار سوم هم یا برن هست یا تیریون (قبلا بحث شده که ممکنه تیریون تارگارین باشه و لنیستر نباشه، از طرفی رفتار خوب اژدها ها با تیریون توی اون قسمتی که وارد دخمه شد و زنجیر اونا رو باز کرد هم دلیل دیگریه بر احتمال این قضیه)
    با این حساب اگه قراره جنگ نهایی بین یخ و آتش باشه، پس ۳ تا اژدها سوار ما تا اخر خواهند بود، یعنی جان، دنریس و تیریون. برن هم که شخصیتش مثل فرودو ارباب حلقه ها کلیدی هست تا اخر خواهد بود

      نقل قول

  • توی کتاب شخصیت های خوب هم به اندازه ی شخصیت های منفور وجود داره اگر دقت کنید کسی رو که مثه یه اسطوره نویسنده مورد ستایش قرار میده ایگار هس و بس. که اونم صراحتا نشون داد چطور کشته شده پس سر کشته شدن کسانی که باید کشته بشن بحثی نداریم. تیریون گفته بود که از پدرش وقتی بچه بوده برای تولدش اژدها خواسته شاید در اون لحظه بی معنی میومده اما شاید هم بیانگر حقیقت بزرگتریه اینکه جان و دنیریس و تیریون به کمک برن مجبورن با هم همکاری کنن تا آدرها رو نابود کنن کاملا انکار ناپذیره در جریان نابودی آدرها دیواری که هزاران سال مردم آزاد شمال رو دور نگه میداشته فرو میریزه جان در واقع کسی که خونش از آتش و یخ هس به همه ی افسانه ها و باورهای قدیمی پایان میده در این راه اژدها ها حضورشون الزامیه باید باشن دنیریس هیچ شناختی از مردم وستروس و فرهنگشون نداره فقط براش تعریف کردن پس نمیتونه پادشاهی کنه بر این مملکت با فرو ریختن دیوار شمال و جنوب با هم یکی میشن فرهنگ مردمان آزاد بدون هیچ پادشاهی . اگر گفته ی دوستمون رو هم در نظر بگیریم که تیریون رو به ادیسه تشبیه کرده بود باید بگم که در نهایت این ادیسه بود که از افسانه های ایلیاد و ادیسه جون سالم به در برد چرا که ادعای چیزی نداشت و فقط با تکیه بر هوش و زبان بازیش زنده موند. در این داستان هم به نظر من تیریون زنده می مونه و از اونجایی که تیریون به هیچی اعتقاد نداره جریان خداهای قدیم هفت و خدای نور رو هم کلا منتفی میکنه وستروس سرزمین آزاد میشه و تنها در صورتی این اتفاق میفته که دنیریس مرده باشه باید بگم که دنیریس در طی جنگهاش زنده نمی مونه البته نه در جریان جنگ کشته بشه بلکه فکر میکنم در اثر خیانت خائن هایی مثه پیتر بیلیش از پا در بیاد. دنیریس هم مثه اسکندر بزرگترین کشور گشا میشه و در نهایت میمیره برای این داستان فقط اژدها هاش مهم هستن که از شر آدرها خلاص بشن که اژدهاهاش این کار رو میکنن چون جان و تیریون هم افسار این اژدها ها رو با کمک برن در دست خواهند داشت. البته دنیریس تا پایان بخشیدن به کار آدرها زنده میمونه اما خیال تخت پادشاهی وستروس رو با خودش به گور میبره چون با وجود فتح کردن مطمئنا شهر رو با اون اژدهاهاش به نابودی میکشه اینجوری کلا سیستم پادشاهی از بیخ و بن تعطیل میشه

      نقل قول

  • سر آرتور جان رابرت اگه پادشاه مقدتری بود مملکت رو برای ترنمنت ها وسرگرمی به ورشکستگی نمی کشونت با بدهکاری ۳ میلیون سکه به تایوین لنیستر موضع خودشو تضعیف نمیکرد. خودشو با لنیستر ها محاصره کرده بود حتی نتونست بفهمه توی دو قدمیش چه اتفاقی برای جان ارن افتاده و پایسل چاسوس کیه بر عکس تیریون که توی همون روزهای اول موضع همه رو برای خودش مشخص کرد.دوستشو آورد توی جای خطرناکی که براش آماده نبود و همه رو به فنا داد. این قدر احمق بود که نتونست بفهمه سه تا بچهاش از خودش نیستن. گفتنی ها زیاده ولی به قول سر باریستان رابرت مردی خوب جنگجویی بی نظیر و پادشاهی افتضاح بود.

      نقل قول

  • اینو یادم رفت بگم که من از وقتی سانسا شد همسر تیریون برای تیریون خوشحال بودم و فکر میکنم اگه قراره تیریون زنده بمونه سانسا باید همسرش باشه چون واقعا همسرش بود باید با هم باشن دلم میخواد اینو ببینم

      نقل قول

  • امیر: سلام موافقم با گفته هاتوناما ..دنریس تنها چیزی که میخواد تخت اهنینه ..رابرت رنلی استنیس هم شایسته نبودن..جان میتونه یه پادشاه خوب بشه..در واقع جان از همشون اگاه تره.. و عاقل تر..

    دنریس هم میتونه ملکه خوبی باشه با کمک مشاوره های عالی تیریون …جان و استارک ها نیک سیرت و عدالت طلبن ..اما همین عدالت طلبی محضشون ضربه های جبران ناپذیری به خاندانشون و مردم زیر دستشون زده(اعدام ریکارد کاراستارک توسط راب و از دست دادن لشگر کاراستارک و در نتیجه اون کشته شدن شمالی های زیادی در عروسی خونین ، قیام نافرجام و بی برنامه ادارد استارک بر علیه جفری به نفع پادشاهی استنیس )
    ….البته امیدوارم جان اگه پادشاه شد(که امیدوارم نشه) مثل سایر استارک ها رفتار نکنه و کمی سیاست پیشه کنه .

      نقل قول

  • magenta: آهنین

    منم موافقم که سانسا از شخصیت های تاثیر گذاره و به کمک جان قدرت رو بدست میاره چون دنریس تو افکارش خیلی مغروره و ۷پادشاهیو شریک نمیشه

      نقل قول

  • magenta:
    احتمال مرگ جان و دنریس بالاست ، اما فکر نکنم هر دو با هم بمیرند ،
    احتمال قدرت گرفتن سنسا هم بالاست ، اما همه سناریو ها محتمله ، تبدیل شدن به ملکه سنگ دل ، با داشتن مادر سنگدل ، خواهر آدم کش و مادر شوهر دوست داشتنی چون سرسی ؟
    فداکاری برای جان و کشته شدن ، حیلی راحت می شه قبرش رو کنار لیانا تصور کرد ،
    شکست دادن ملکه سرسی و کشتنش ؟ بازهم می تونه همراه با بدجنسی باشه ،

    اما دنریس ،فقط به دلیل اژدهایانش نقش خود رو در دیوار ایفا بکنه ، البته با توجه به اینکه کسی به وی خوشآمد نخواهد گفت ، و غریبه بودن این محیط برای وی و احترام بیشتری که در خلیج برده داران داشت ، و جلوگیری از تکرار نقش خونبار خاندان دیوانه اش در وستروس ،
    اینکه ملکه سنسا رو در حال دیدن پرواز دنریس به سمت شرق ببینیم زیاده .

    نظرت عالیه
    مخصوصا ملکه سانسا

      نقل قول

  • پویا: دنریس هم میتونه ملکه خوبی باشه با کمک مشاوره های عالی تیریون …جان و استارک ها نیک سیرت و عدالت طلبن ..اما همین عدالت طلبی محضشون ضربه های جبران ناپذیری به خاندانشون و مردم زیر دستشون زده(اعدام ریکارد کاراستارک توسط راب و از دست دادن لشگر کاراستارکو در نتیجه اون کشته شدن شمالی های زیادی در عروسی خونین ، قیام نافرجام و بی برنامه ادارد استارک بر علیه جفری به نفع پادشاهی استنیس )
    ….البته امیدوارم جان اگه پادشاه شد(که امیدوارم نشه) مثل سایر استارک ها رفتار نکنه و کمی سیاست پیشه کنه .

    ادارد هم شخص سیاست مداری بود دوست عزیز به خاطر شرف و خانواده اش مجبور به این کار شد..
    اما در رابطه با دنریس.. همه ما میدونیم که تنها خواسته دنریس تخت اهنینه و حتی حاضره برای رسیدن به تخت خیلی از کارها رو انجام بده.و بسیار مغروره..بنده حاظرم بلیش به تخت بشینه اما دنریس نه حتی توی نظر سنجی گات پارتی بود فکر کنم جان با ۳۵ درصد بهترین پادشاه وستروس شد..

      نقل قول

  • امیر: ادارد هم شخص سیاست مداری بود دوست عزیز به خاطر شرف و خانواده اش مجبور به این کار شد..
    اما در رابطه با دنریس.. همه ما میدونیم که تنها خواسته دنریس تخت اهنینه و حتی حاضره برای رسیدن به تخت خیلی از کارها رو انجام بده.و بسیار مغروره..بنده حاظرم بلیش به تخت بشینه اما دنریس نه حتی توی نظر سنجی گات پارتی بود فکر کنم جان با ۳۵ درصد بهترین پادشاه وستروس شد..

    امیر جان، این نظر سنجی ها چه اهمیتی دارن؟ ، خب معلومه که جان محبوبیت بیشتری داره..مهم مارتینه که نویسنده داستانه و خودش پایان داستانو میدونه ..به علاوه اینکه با توجه به یه سری شواهد در کتاب ، احتمال اینکه زاده برج عیش در سریال و کتاب با هم فرق داشته باشه هست..و اینکه شاید در کتاب دنریس فرزند ریگار و لیانا باشه ..در صورت اینکه جان فرزند ریگار و لیانا باشه ، بازم معلوم نیست پرنس موعود چه کسی خواهد بود ؟ جان یا دنریس؟
    با عرض پوزش امیر جان ، اما من هم مایلم بیلیش به تخت اهنین بنشینه ، اما جان شرافتمند و نه چندان با سیاست نه …البته این نظر منه …نمیدونم چرا اینقدر با دنریس دشمنی دارید؟ تخت اهنین حق دنریسه .. کینگزلندینگ سرزمینیه که پدران و مادرانش تاسیس کردن (با احتساب اینکه دنریس اصلا از وجود جان به عنوان پسر ریگار خبر نداره البته در صورتی که جان زاده برج عیش باشه)
    ضمن اینکه هیچکس نتیجه داستانو نمیدونه ، اینکه اگر دنریس به وستروس بیاد و با تهدید وایت واکرا رو به رو بشه چه خواهد کرد؟ ایا با اژدهایان عظیمش با جام در جنگ با وایت واکرها همراهی خواهد کرد؟ …مارتین بی جهت مشاور و سیاست مدار دانایی مثل تیریون رو نفرستاده پیش دنریس..هیچکس هنوز پایان داستانو نمیدونه پس نباید پیش داوری کرد…

      نقل قول

  • …البته این نظر منه..

    ضمن اینکه امیر جان، مارتین کلا کاری به نظر هوادارا نداره، هرطوری خودش بخواد داستانشو به پایان میرسونه..

      نقل قول

  • پویا: امیر جان، این نظر سنجی ها چه اهمیتی دارن؟ ، خب معلومه که جان محبوبیت بیشتری داره..مهم مارتینه که نویسنده داستانه و خودش پایان داستانو میدونه ..به علاوه اینکه با توجه به یه سری شواهد در کتاب ، احتمال اینکه زاده برج عیش در سریال و کتاب با هم فرق داشته باشه هست..و اینکه شاید در کتاب دنریس فرزند ریگار و لیانا باشه ..در صورت اینکه جان فرزند ریگار و لیانا باشه ، بازم معلوم نیست پرنس موعود چه کسی خواهد بود ؟ جان یا دنریس؟
    با عرض پوزش امیر جان ، اما من هم مایلم بیلیش به تخت اهنین بنشینه ، اما جان شرافتمند و نه چندان با سیاست نه …البته این نظر منه …نمیدونم چرا اینقدر با دنریس دشمنی دارید؟ تخت اهنین حق دنریسه .. کینگزلندینگ سرزمینیه که پدران و مادرانش تاسیس کردن (با احتساب اینکه دنریس اصلا از وجود جان به عنوان پسر ریگار خبر نداره البته در صورتی که جان زاده برج عیش باشه)
    ضمن اینکه هیچکس نتیجه داستانو نمیدونه ، اینکه اگر دنریسبه وستروس بیاد و با تهدید وایت واکرا رو به رو بشه چه خواهد کرد؟ ایا با اژدهایان عظیمش با جام در جنگ با وایتواکرها همراهی خواهد کرد؟ …مارتین بی جهت مشاور و سیاست مدار دانایی مثل تیریون رو نفرستاده پیش دنریس..هیچکس هنوز پایان داستانو نمیدونه پس نباید پیش داوری کرد…

    نظر هر کسی قابل احترام هست و از دیدگاه من همه ما اینجا جمع شدیم تا دیدگاه های خودمونو با یک دیگه به اشتراک بزاریم…
    بنده نظر خودمو عرض کردم و همچنان هم تاکید میکنم روی نظرم که دنریس یه شخص خود خواه و فقط به دنبال تاج و تخت هست…
    بار اصلی فیلم روی جان و سانسا وسرسی هست امیدوارم هر کسی به تخت بشینه ولی دنریس نه…

      نقل قول

  • امیر: نظر هر کسی قابل احترام هست و از دیدگاه من همه ما اینجا جمع شدیم تا دیدگاه های خودمونو با یک دیگه به اشتراک بزاریم…
    بنده نظر خودمو عرض کردم و همچنان هم تاکید میکنم روی نظرم که دنریس یه شخص خود خواه و فقط به دنبال تاج و تخت هست…
    بار اصلی فیلم روی جان و سانسا وسرسی هست امیدوارم هر کسی به تخت بشینه ولی دنریس نه…

    احسنتم :good:
    منم به شخصه هیچ لیاقت یا توانایی در دنریس برای اداره وستروس نمیبینم :og:
    این خانوم به جز نام خانوادگی بزرگ هیچ چیزی نداره، زود جوگیر میشه، قضاوت کردنشم چندان خوب نیست و فقط بلده تعداد القابش رو زیاد کنه.

      نقل قول

  • باعرض سلام اولا آدرها باآتیش نمیمیرن همینطور با اژدها دنریس طبق کتاب وسریال ثابت کرده که تاج وتخت میخواد درظمن جان هم اونقدر بی سیاست نیست دنریسم سیاست چندانی نداره شمانگاه کنید وقتی که به میرین رسید تمام اربابانو کشت درصورتی که بااندکی بخشش میتونست پسران هارپی روعلیه خودش نکنه درست مثل راب که لرد کاراستارکو فقط به خاطر چندتا بچه گردن زد اما جان تدبیر زیادی اندیشید که به جنگ هشت هزارساله باقوم آزاد خاتمه داد ومتحدشدندبرعلیه آدرها قوم آزادم شیفته جانن

      نقل قول

  • نظر همه دوستان رو خوندم اما همچنان بر این باورم که سیستم پادشاهی از بین میره به نظر من هیچ کس پادشاه نمیشه و به سبک مردم آزاد زندگی می کنن

      نقل قول

  • Barzinbbvip:
    نظر همه دوستان رو خوندم اما همچنان بر این باورم که سیستم پادشاهی از بین میره به نظر من هیچ کس پادشاه نمیشه و به سبک مردم آزاد زندگی می کنن

    به نظرم از بین رفتن تخت اهنین خیلی احتمالش زیاده.تازگیا یه تئوری اومده که میگن تخت اهنین رو ذوب میکنن چون فولاد والریایی داره تا بتونن ازش در برابر آدرها و وایت واکرها استفاده کنن

      نقل قول

  • پویا: امیر جان، این نظر سنجی ها چه اهمیتی دارن؟ ، خب معلومه که جان محبوبیت بیشتری داره..مهم مارتینه که نویسنده داستانه و خودش پایان داستانو میدونه ..به علاوه اینکه با توجه به یه سری شواهد در کتاب ، احتمال اینکه زاده برج عیش در سریال و کتاب با هم فرق داشته باشه هست..و اینکه شاید در کتاب دنریس فرزند ریگار و لیانا باشه ..در صورت اینکه جان فرزند ریگار و لیانا باشه ، بازم معلوم نیست پرنس موعود چه کسی خواهد بود ؟ جان یا دنریس؟
    با عرض پوزش امیر جان ، اما من هم مایلم بیلیش به تخت اهنین بنشینه ، اما جان شرافتمند و نه چندان با سیاست نه …البته این نظر منه …نمیدونم چرا اینقدر با دنریس دشمنی دارید؟ تخت اهنین حق دنریسه .. کینگزلندینگ سرزمینیه که پدران و مادرانش تاسیس کردن (با احتساب اینکه دنریس اصلا از وجود جان به عنوان پسر ریگار خبر نداره البته در صورتی که جان زاده برج عیش باشه)
    ضمن اینکه هیچکس نتیجه داستانو نمیدونه ، اینکه اگر دنریسبه وستروس بیاد و با تهدید وایت واکرا رو به رو بشه چه خواهد کرد؟ ایا با اژدهایان عظیمش با جام در جنگ با وایتواکرها همراهی خواهد کرد؟ …مارتین بی جهت مشاور و سیاست مدار دانایی مثل تیریون رو نفرستاده پیش دنریس..هیچکس هنوز پایان داستانو نمیدونه پس نباید پیش داوری کرد…

    پویا جان باعرض احترام بنظرمن اینطوری داستان بی مزه میشه که جان و تیریون باکمک برن سوار براژدها ازدنریس اطاعت کنن وآدرهارم فوری بااژدهاها نابود کنن ودنریس به تخت بنشینه وتمام وستروسم بی چونو چرا از دنریس اطاعت کنه بعید میدونم مارتین چنین پایان هالیوودی وقشنگی برای داستانش درنظر بگیره داستان خیلی پیچیده ترو باحال تره حتی پویا جان برونگاه کن که پادشاه شب ازدنریس شخصیت کاریزماتیسم تریه وضمنا دررابطه بااین که دنریس فرزند ریگار ولیانا هست چطوری به این جارسیدی اگرفرزند لیانا وریگار بود خود ند بزرگش میکرد نه این به ویسیریس بدش درظمن دنریس توی دراگون استون متولد شد ولیاناتوی درون بودو دربرج لذت وگرنه مادقیقا نمیدونیم اون بچه توی برج لذت جانه یا نه شایدم دنریس باشه و جان واقعا پسرخود ندباشه اگرجان بودپس چراند همیشه عذاب میکشید خواب برج عیش میدید درصورتی که جان جلوی چشم خودش بود شایدبخاطر اینکه موهای نقره ایش و چشمان بنفشش نمایان نشه اونو به عموش ویسیریس داده ودنریس واقعیم مرده باشه بخاطر همینم ازرابرت بخاطر دستور قتل دنریس عصبانی میشه ونشان دست پادشاه رو تحویل میده البته همش یه حدسه احتمالش کمه درست باشه

      نقل قول

  • امیدرضا: پویا جان باعرض احترام بنظرمن اینطوری داستان بی مزه میشه که جان و تیریون باکمک برن سوار براژدها ازدنریس اطاعت کنن وآدرهارمفوری بااژدهاها نابود کنن ودنریس به تخت بنشینه وتمام وستروسم بی چونو چرا از دنریس اطاعت کنه بعید میدونم مارتین چنین پایان هالیوودی وقشنگی برای داستانش درنظر بگیره داستان خیلی پیچیده ترو باحال ترهحتی پویا جان برونگاه کن که پادشاه شب ازدنریس شخصیت کاریزماتیسم تریه وضمنا دررابطه بااین که دنریس فرزند ریگار ولیانا هست چطوری به این جارسیدی اگرفرزند لیانا وریگار بود خود ند بزرگش میکرد نه این به ویسیریس بدش درظمن دنریس توی دراگون استون متولد شد ولیاناتوی درون بودو دربرج لذت وگرنه مادقیقا نمیدونیم اون بچه توی برج لذت جانه یا نه شایدم دنریس باشه و جان واقعا پسرخود ندباشه اگرجان بودپس چراند همیشه عذاب میکشید خواب برج عیش میدید درصورتی که جان جلوی چشم خودش بود شایدبخاطر اینکه موهای نقره ایش و چشمان بنفشش نمایان نشه اونو به عموش ویسیریس داده ودنریس واقعیم مرده باشه بخاطر همینم ازرابرت بخاطر دستور قتل دنریس عصبانی میشه ونشان دست پادشاه رو تحویل میده البته همش یه حدسه احتمالش کمه درست باشه

    فک نکنم استفاده کردن از اژدهایان دنریس در مقابل وایت واکرها تو زمستان به این سادگی باشه، از نظر من اژدهایان دنریس نمیتونن توی زمستون زیادی دووم بیارن یا فعالیت کنن

      نقل قول

  • نوید لنیستر: فک نکنم استفاده کردن از اژدهایان دنریس در مقابل وایت واکرها تو زمستان به این سادگی باشه، از نظر من اژدهایان دنریس نمیتونن توی زمستون زیادی دووم بیارن یا فعالیت کنن

    ازنظرمنم هرکسی ضعفی داره اونا از آتیشن وسرما ویخ برعکس اوناست آقای لنیسترلطفا جواب بدین کتاب چهارم وپنجمو کی ترجمه میکنید

      نقل قول

  • امیدرضا: پویا جان باعرض احترام بنظرمن اینطوری داستان بی مزه میشه که جان و تیریون باکمک برن سوار براژدها ازدنریس اطاعت کنن وآدرهارمفوری بااژدهاها نابود کنن ودنریس به تخت بنشینه وتمام وستروسم بی چونو چرا از دنریس اطاعت کنه بعید میدونم مارتین چنین پایان هالیوودی وقشنگی برای داستانش درنظر بگیره داستان خیلی پیچیده ترو باحال ترهحتی پویا جان برونگاه کن که پادشاه شب ازدنریس شخصیت کاریزماتیسم تریه وضمنا دررابطه بااین که دنریس فرزند ریگار ولیانا هست چطوری به این جارسیدی اگرفرزند لیانا وریگار بود خود ند بزرگش میکرد نه این به ویسیریس بدش درظمن دنریس توی دراگون استون متولد شد ولیاناتوی درون بودو دربرج لذت وگرنه مادقیقا نمیدونیم اون بچه توی برج لذت جانه یا نه شایدم دنریس باشه و جان واقعا پسرخود ندباشه اگرجان بودپس چراند همیشه عذاب میکشید خواب برج عیش میدید درصورتی که جان جلوی چشم خودش بود شایدبخاطر اینکه موهای نقره ایش و چشمان بنفشش نمایان نشه اونو به عموش ویسیریس داده ودنریس واقعیم مرده باشه بخاطر همینم ازرابرت بخاطر دستور قتل دنریس عصبانی میشه ونشان دست پادشاه رو تحویل میده البته همش یه حدسه احتمالش کمه درست باشه

    سلام بنده جایی شنیدم که دنریس ۲ سال بزرگ تر از جان هست .. اصلا اون یه چیز غیر ممکن هست..
    بنده شک دارم جان زاده برج باشه.. به چند دلیل..
    ۱-اولا اینکه چرا حتما اون بچه باید جان باشه شاید یه بچه ی دیگه باشه..۲-یعنی مارتین نمیتونست یه حرکتی بزنه (حالا یه دیالوگی یه چیزی)که همه مطمئن بشن پسر ریگاره؟۳-چه لزومی داره ادارد به جان که عاقل بالغ شده بود واقعیت نگه؟
    در کل ..امید رضا حرف قشنگی زد.. جدا از اون کارایی که تو میرین کرد (ازدواج.کشتن اربابان)اون القاب طولانیش فقط چون الان ۳ تا آژدها داره فکر می کنه که همه برن کنار این بیاد بشینه رو تخت..به نظر شما اگه دنریس جای جان بود میتونست وحشی هارو متحد کنه؟
    پویا عزیز برای شما عرض کردم.

      نقل قول

  • نوید لنیستر: احسنتم
    منم به شخصه هیچ لیاقت یا توانایی در دنریس برای اداره وستروس نمیبینم
    این خانوم به جز نام خانوادگی بزرگ هیچ چیزی نداره، زود جوگیر میشه، قضاوت کردنشم چندان خوب نیست و فقط بلده تعداد القابش رو زیاد کنه.

    سلام نوید جان. توی کانال وستروس دیدم که اریا لباس شمالی هارو پوشیده احتمالا رسیده وینترفل برن هم همینطور برن ..نظر دوستان چی هست؟

      نقل قول

  • من میگم بیلیش وسانسا ازدواج میکنن و هر دو دچار نفرین هرنهال میشن و خیلی راحت سرشونو میزارن زمین میمیرن B-) B-)

      نقل قول

  • اون نامه ایی که به ریگار رسید محتواش چی بود؟کسی نمیدونه!!!!ریگار به الیا گفت اژدها سه سر داره چرا؟توی تورنومنت هارنهال تاج رو به لیانا داد چون دو تا فرزند داشت. به ما گفتن که ریگار دزدیدش و بهش تجاوز کرد اگه واقعا قصدش تجاوز بوده چرا بعد از یک سال هنوزم آرتور دین رو گذاشته بود برای محافظتش؟لینا و ریگار جفتشون می دونستن دارن چه کار میکنن. آتش و یخ a song of ice and fire. دنریس و جان و یه نفر دیگه که احتمالا تیریونه سوار اژدها میشن تا سه سر اژدها کامل بشه حالا برای شکست آدرها یا بستن پیمان مثل ۸۰۰۰ سال قبل.جان شخصیت بیشتر درون گرایی داره و از اون جایی که بین استار کها و شرافت شمالی ها بزرگ شده نمی تونه توی کینگزلندینگ دووم بیاره ولی کی میتونه؟دنی؟شایدم نظریه ذوب کردن تخت درست باشه برای ساخت فولاد والریایی.راستی دنی توی خانه نامیراین توی سالن تاج وتخت بود و سرما وبرف اونجا بود نظرتون چیه؟

      نقل قول

  • امیر: سلام بنده جایی شنیدم که دنریس ۲ سال بزرگ تر از جان هست .. اصلا اون یه چیز غیر ممکن هست..
    بنده شک دارم جان زاده برج باشه.. به چند دلیل..
    ۱-اولا اینکه چرا حتما اون بچه باید جان باشه شاید یه بچه ی دیگه باشه..۲-یعنی مارتین نمیتونست یه حرکتی بزنه (حالا یه دیالوگی یه چیزی)که همه مطمئن بشن پسر ریگاره؟۳-چه لزومی داره ادارد به جان که عاقل بالغ شده بود واقعیت نگه؟
    در کل ..امید رضا حرف قشنگی زد.. جدا از اون کارایی که تو میرین کرد (ازدواج.کشتن اربابان)اون القاب طولانیش فقط چون الان ۳ تا آژدها داره فکر می کنه که همه برن کنار این بیاد بشینه رو تخت..به نظر شما اگه دنریس جای جان بود میتونست وحشی هارو متحد کنه؟
    پویا عزیز برای شما عرض کردم.

    کامل حق باشماست اینم یه حدسه که دنریس فرزند ریگار ولیانا باشه واین که امکان داره دنریسو جای دخترآریس جازدند بخاطر جونش چون توی اول داستان خیلی بچه ترمیزد البته احتمالش کمه منم فقط نظراین دوستمونو کامل کردم زیادبهش اعتقاد ندارم

      نقل قول

  • LongClaw:
    اون نامه ایی که به ریگار رسید محتواش چی بود؟کسی نمیدونه!!!!ریگار به الیا گفت اژدها سه سر داره چرا؟توی تورنومنت هارنهال تاج رو به لیانا داد چون دو تا فرزند داشت. به ما گفتن که ریگار دزدیدش و بهش تجاوز کرد اگه واقعا قصدش تجاوز بوده چرا بعد از یک سال هنوزمآرتور دین رو گذاشته بود برای محافظتش؟لینا و ریگار جفتشون می دونستن دارن چه کار میکنن. آتش و یخ a song of ice and fire.دنریس و جان و یه نفر دیگه که احتمالا تیریونه سوار اژدها میشن تا سه سر اژدها کامل بشه حالا برای شکست آدرهایا بستن پیمان مثل ۸۰۰۰ سال قبل.جان شخصیت بیشتر درون گرایی داره و از اون جایی که بین استار کها و شرافت شمالی ها بزرگ شده نمی تونه توی کینگزلندینگ دووم بیاره ولی کی میتونه؟دنی؟شایدم نظریه ذوب کردن تخت درست باشه برای ساخت فولاد والریایی.راستی دنی توی خانه نامیراین توی سالن تاج وتخت بود و سرما وبرف اونجا بود نظرتون چیه؟

    هیچ کس نمیدونه که چراریگار لیانارو دزدیده واین که اصلا شایدلیانا خودش بامیل خودش رفته دررابطه باذوب کردن تخت آهنینم اینکه احتمالش هست ذوبش کنن چون آدرها باآتیش نمیمیرن وفقط زامبی ها باآتیش میمیرن وآدرها بافولاد والریانی ودراگین گلس یاشیشه اژدهاواینکه اژدهاها تو سرما دوام چندانی ندارند

      نقل قول

  • امیدرضا: پویا جان باعرض احترام بنظرمن اینطوری داستان بی مزه میشه که جان و تیریون باکمک برن سوار براژدها ازدنریس اطاعت کنن وآدرهارمفوری بااژدهاها نابود کنن ودنریس به تخت بنشینه وتمام وستروسم بی چونو چرا از دنریس اطاعت کنه بعید میدونم مارتین چنین پایان هالیوودی وقشنگی برای داستانش درنظر بگیره داستان خیلی پیچیده ترو باحال ترهحتی پویا جان برونگاه کن که پادشاه شب ازدنریس شخصیت کاریزماتیسم تریه وضمنا دررابطه بااین که دنریس فرزند ریگار ولیانا هست چطوری به این جارسیدی اگرفرزند لیانا وریگار بود خود ند بزرگش میکرد نه این به ویسیریس بدش درظمن دنریس توی دراگون استون متولد شد ولیاناتوی درون بودو دربرج لذت وگرنه مادقیقا نمیدونیم اون بچه توی برج لذت جانه یا نه شایدم دنریس باشه و جان واقعا پسرخود ندباشه اگرجان بودپس چراند همیشه عذاب میکشید خواب برج عیش میدید درصورتی که جان جلوی چشم خودش بود شایدبخاطر اینکه موهای نقره ایش و چشمان بنفشش نمایان نشه اونو به عموش ویسیریس داده ودنریس واقعیم مرده باشه بخاطر همینم ازرابرت بخاطر دستور قتل دنریس عصبانی میشه ونشان دست پادشاه رو تحویل میده البته همش یه حدسه احتمالش کمه درست باشه

    اووه ماشالا به این همه کامنت:)
    امیدرضا جان من قبلا یه ویدیو ۳ بخشی با نام tower of joy از پرستون جاکوبز توی یوتیوب دیدم که پیشنهاد میکنم شما هم ببینی …دنریس در طول ۵ کتاب رویاهایی داشته در مورد خانه ای با در قرمز و درخت لیمو که بارها در کتاب بر اون تاکید میشه..براووس جای سردیه و درخت کمی داره و جای مناسبی برای رشد درخت لیمو نیست و میدونیم که در دورن جایی وجود داره به نام لمون وود و کلا دورن مکان مناسبیه برای درختان لیمو به خاطر گرماش …شاید دنریس اصلا در درگون استون به دنیا نیومده باشه ..پس قضیع درخت لیمو چیه؟ ملکه رایلا ضعیف بوده و سابقه سقط جنین رو هم داشته ..شاید کودک او اصلا مرده به دنیا اومده ..شاید ویسریس به دنریس در مورد هویتش دروغ گفته ..چرا که اگر دنریس دختر ریگار باشه در خط وراثت مقدم بر ویسریسه..شاید این همه نفرت ویسریس از او به خاطر همین باشه که دنریس وارث راستینه نه او..مطمینم که نشانه های خانه ای با در قرمز و درخت لیمو بر اسرار مهمی تاکید دارن .. قبلا در کامنتایی که در این سایت یا وستروس خونده بودم این برام جالب بود که یه سری میگفتن بعد از خوندن کتاب اول یا دوم حدسشون این بوده که مادر و پدر جان ، باید لیانا و ریگار باشن …عجیب نیست که ادمی مثل مارتین این راز رو اینقدر دم دستی قرار داده که همه زود در مورد پدر و مادر جان ، یاد لیانا و ریگار بیفتن؟

    اینکه دوستان میگن دنریس هارپی ها رو بیخود کشت..بله حق با شماست او افراط کرد خواست حق مظلومو بگیره ، خودش مرتکب ظلم و باعث بی نظمی و تشویش شد و با موندنش در مرین حتی به ضرر برده های آبله زده استاپور رفتار کرد..اما بعد از این تیریون مشاور دنریس خواهد بود و بهش اجازه نمیده هر کار احمقانه ای رو انجام بده…
    از همه کامنتای دوستان هم ممنونم ..

      نقل قول

  • مارتین، ممکنه که همه ما رو سر کار گذاشته باشه. چرا رنگ موهای جان سیاهه نه طلایی؟ والار مورگالس واقعا کیه؟ اون درختی که با برن صحبت کرد واقعا کی بود؟ گندری کجا رفت؟ چرا بانک داره به همه پول خرید تجهیزات جنگی میده؟ هدف واقعی اون ساحره نور و آتش چیه؟ برای مارتین استارک ها راحتترین قربانیانن. تارگرین ها همیشه از پشت خنجر میخورن، هرچند عملکرد خودشون هم بی تاثیر نیست. یه جمله ای بود که توی دنیای واقعی (یا دنیای مارتین!) اگه همه چیز نظر ما رو تایید کنه، نظر ما قطعا اشتباهه؛ زیرا محاله یک نظر تا این حد قطعی به نظر برسه و حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است! اگه مارتین بخواد کسی رو زنده نگه داره ما حتی نمی تونیم حدس بزنیم کین مثلا ممکنه سرسی و رمزی رو تا ته داستان نگه داره و سرسی بازم ملکه یا مادر ملکه بشه!

      نقل قول

  • من دو تا نغمه از سریال به یاد دارم: یکی It’s Always Summer Under the Sea است و دیگری The Rains Of Castamere است. که هر دو دلنشین و غمگین، ساده و عجیب هستند و هر دو هم به پدیده شومی که در گذشته برای خاندان خاصی اتفاق افتاده و اثر آنها را محو کرده اشاره می کنند. هر کدام از نغمه ها را فاتحان به یاد مغلوبان و برای تمسخر سرنوشت آنها سروده اند. نغمه Ice and Fire هم باید سه گانه نغمه های مارتین را کامل کند. احتمالا شخص مارتین که همه رو میکشه و فاتح واقعی است به یاد قهرمانانی که البته نشدند و برای تمسخر سرنوشت آنها اینو سروده است!

      نقل قول

  • امیر: سلام نوید جان. توی کانال وستروس دیدم که اریا لباس شمالی هارو پوشیده احتمالا رسیده وینترفل برن هم همینطور برن ..نظر دوستان چی هست؟

    سلام، تو کانال خودمون هم بود :D:
    به هر حال فکر کنم آریا میره به وینترفل و به جان و سانسا و یا حتی برن میپیونده، یادمون نره اسم کتاب هفتم زمانی برای گرگ ها بوده و سریالم رو به پایانه.بنابراین جمع شدن دوباره استارک ها در کنار هم خیلی محتمله

      نقل قول

  • پویا: اووه ماشالا به این همه کامنت:)
    امیدرضا جان من قبلا یه ویدیو ۳ بخشی با نام tower of joy از پرستون جاکوبز توی یوتیوب دیدم که پیشنهاد میکنم شما هم ببینی …دنریس در طول ۵ کتاب رویاهایی داشته در مورد خانه ای با در قرمز و درخت لیمو که بارها در کتاب بر اون تاکید میشه..براووس جای سردیه و درخت کمی داره و جای مناسبی برای رشد درخت لیمو نیست و میدونیم که در دورن جایی وجود داره به نام لمون وود و کلا دورن مکان مناسبیه برای درختان لیمو به خاطر گرماش …شاید دنریس اصلا در درگون استون به دنیا نیومده باشه ..پس قضیع درخت لیمو چیه؟ ملکه رایلا ضعیف بوده و سابقه سقط جنین رو هم داشته ..شاید کودک او اصلا مرده به دنیا اومده ..شاید ویسریس به دنریس در مورد هویتش دروغ گفته ..چرا که اگر دنریس دختر ریگار باشه در خط وراثت مقدم بر ویسریسه..شاید این همه نفرت ویسریس از او به خاطر همین باشه که دنریس وارث راستینه نه او..مطمینم که نشانه های خانه ای با در قرمز و درخت لیمو بر اسرار مهمی تاکید دارن .. قبلا در کامنتایی که در این سایت یا وستروس خونده بودم این برام جالب بود که یه سری میگفتن بعد از خوندن کتاب اول یا دوم حدسشون این بوده که مادر و پدر جان ، باید لیانا و ریگار باشن …عجیب نیست که ادمی مثل مارتین این راز رو اینقدر دم دستی قرار داده که همه زود در مورد پدر و مادر جان ، یاد لیانا و ریگار بیفتن؟

    اینکه دوستان میگن دنریس هارپی ها رو بیخود کشت..بله حق با شماست او افراط کرد خواست حق مظلومو بگیره ، خودش مرتکب ظلم و باعث بی نظمی و تشویش شد و با موندنش در مرین حتی به ضرر برده های آبله زده استاپور رفتار کرد..اما بعد از این تیریون مشاور دنریس خواهد بود و بهش اجازه نمیده هر کار احمقانه ای رو انجام بده…
    از همه کامنتای دوستان هم ممنونم ..

    حق با شماست منم باهاتون موافقم که دنریس زاده برج عیشه تو کامنت بالا هم دلایلشو گفتم حتی کسی که یه سخن ازمارتین دیده باشه میدونه مارتین این جور نویسنده ای نیست که فوری همه چیزودم دست بزاره که خواننده بیننده متوجه بشن من که شخصاچشمم آب نمیخوره جان زاده برج لذت باشه اگه دقت کنین درسته که دنریس فقط تخت آهنینو میخواد اما اون یه کمی ازاخلاق مثل استارک هاست شرافت داروباعدالت مثلا موقعی که سریکی ازنمایندگان بردگانو توفصل پنج برای قتل یکی ازپسران هارپی گردن زد درست مثل راب که سرلرد کار استارکو بخاطرچندتا بچه لنیستری کوچیک زد تنها دلیله مخالفتم باشما اینه که میگید دنریس ازجان سیاست مدارتره واین که داستان هالیوودی تموم بشه راستش خودمم ازاول شک کرده بودم اگه اینطوری باشه دنریس ازخون یخ وآتشه پس میشه R+L=D واینکه خیلی زود پیش رفتن که همه فکر میکنن اوبچه توآخرفصل ششم جانه

      نقل قول

  • امیدرضا: حق با شماست منم باهاتون موافقم که دنریس زاده برج عیشهتو کامنت بالا هم دلایلشو گفتم حتی کسی که یه سخن ازمارتین دیده باشه میدونه مارتین این جور نویسنده ای نیست که فوری همه چیزودم دست بزاره که خواننده بیننده متوجه بشن من که شخصاچشمم آب نمیخوره جان زاده برج لذت باشه اگه دقت کنین درسته که دنریس فقط تخت آهنینو میخواد اما اون یه کمی ازاخلاق مثل استارک هاست شرافت داروباعدالت مثلا موقعی که سریکی ازنمایندگان بردگانو توفصل پنج برای قتل یکی ازپسران هارپی گردن زددرست مثل راب که سرلرد کار استارکو بخاطرچندتا بچه لنیستری کوچیک زد تنها دلیله مخالفتم باشما اینه که میگید دنریس ازجان سیاست مدارتره واین که داستان هالیوودی تموم بشه راستش خودمم ازاول شک کرده بودم اگه اینطوری باشه دنریس ازخون یخ وآتشه پس میشه R+L=D واینکه خیلی زود پیش رفتن که همه فکر میکنن اوبچه توآخرفصل ششم جانه

    درظمن ببخشید کامنتم چندتا غلط داره ویه چیزدیگه که دنریس وقتی توی خانه نامیرابود تخت آهنینودید کنارش برف بود

      نقل قول

  • امیدرضا: درظمن ببخشید کامنتم چندتا غلط داره ویه چیزدیگه که دنریس وقتی توی خانه نامیرابود تخت آهنینودید کنارش برف بود

    ممنون از نظرات خوبت
    اابته من نگفتم دنریس از جان سیاست مدارتره ..نه …اما بعد از این دنریس، تیریون رو به عنوان مشاور در کنارش خواهد داشت..و درس سیاست مداری رو از او یاد خواهد گرفت
    یه چیزی هم که یادم رفت بگم در مورد r+l=d اینه که ریگار از الیا مارتل دو فرزند داشته دخترش رینیس و پسرش اگان ..شاید او فکر میکرده اگان پرنس موعوده و در نتیجه ریگار منتظر دختر سومی بوده تا همچون اگان فاتح و خواهرانش رینیس و ویسنیا ۳ سر اژدها رو تشکیل بدن ..و چون الیا دیگه توان به دنیا اوردن کودکی رو نداشته ..او به لیانا رو میاره ..البته اینم یه نظریه ست..

      نقل قول

  • پویا: امیر جان، این نظر سنجی ها چه اهمیتی دارن؟ ، خب معلومه که جان محبوبیت بیشتری داره..مهم مارتینه که نویسنده داستانه و خودش پایان داستانو میدونه ..به علاوه اینکه با توجه به یه سری شواهد در کتاب ، احتمال اینکه زاده برج عیش در سریال و کتاب با هم فرق داشته باشه هست..و اینکه شاید در کتاب دنریس فرزند ریگار و لیانا باشه ..در صورت اینکه جان فرزند ریگار و لیانا باشه ، بازم معلوم نیست پرنس موعود چه کسی خواهد بود ؟ جان یا دنریس؟
    با عرض پوزش امیر جان ، اما من هم مایلم بیلیش به تخت اهنین بنشینه ، اما جان شرافتمند و نه چندان با سیاست نه …البته این نظر منه …نمیدونم چرا اینقدر با دنریس دشمنی دارید؟ تخت اهنین حق دنریسه .. کینگزلندینگ سرزمینیه که پدران و مادرانش تاسیس کردن (با احتساب اینکه دنریس اصلا از وجود جان به عنوان پسر ریگار خبر نداره البته در صورتی که جان زاده برج عیش باشه)
    ضمن اینکه هیچکس نتیجه داستانو نمیدونه ، اینکه اگر دنریسبه وستروس بیاد و با تهدید وایت واکرا رو به رو بشه چه خواهد کرد؟ ایا با اژدهایان عظیمش با جام در جنگ با وایتواکرها همراهی خواهد کرد؟ …مارتین بی جهت مشاور و سیاست مدار دانایی مثل تیریون رو نفرستاده پیش دنریس..هیچکس هنوز پایان داستانو نمیدونه پس نباید پیش داوری کرد…

    سلام داداچ محترمه حرفت فقط چن جاش مشکل داره به نظرم یک چرا باید دنی بچه به دنیا اومده تو برج شادی باشه تو سریال که نشون دادن اون جانه بعد یعنی اینقد احمقه ند اینقد احمقه که بچه لیانا رو یه جا دیگه بفرسته جان با یه حرومزاده اومده اونم پسر بوده ند اینقد عوضی نیست با یه زن دیگه اوکی بشه در ضمن آگه دنی بچه ریگار و لیانا باشه ویسریس که هنگام تولد دنی اونجا بوده احتمالا باید بدونه که کی کجا به دنیا اومده اصن حرفت رو نمیتونم درک کنم پرنس موعود هم جانه نغمه یخ و اتیشه در هنگام خونریزی ستاره به دنیا اومده دیگه خدایش ضایعه جان بچه ریگار و لیانا هستش در ضمن آگه معلوم بشه ریگار و لیانا ازدواج کرده باشن حق قانونیع جانه مقالش تو سایت های خارجی هستش شرمنده آگه تندی کردم ولی دیگه مزخرف میشه دنی بچه لیانا و ریگار باشه این درست نیست دلایل محکمی هستش که جانه :bye:

      نقل قول

  • امیدرضا: حق با شماست منم باهاتون موافقم که دنریس زاده برج عیشهتو کامنت بالا هم دلایلشو گفتم حتی کسی که یه سخن ازمارتین دیده باشه میدونه مارتین این جور نویسنده ای نیست که فوری همه چیزودم دست بزاره که خواننده بیننده متوجه بشن من که شخصاچشمم آب نمیخوره جان زاده برج لذت باشه اگه دقت کنین درسته که دنریس فقط تخت آهنینو میخواد اما اون یه کمی ازاخلاق مثل استارک هاست شرافت داروباعدالت مثلا موقعی که سریکی ازنمایندگان بردگانو توفصل پنج برای قتل یکی ازپسران هارپی گردن زددرست مثل راب که سرلرد کار استارکو بخاطرچندتا بچه لنیستری کوچیک زد تنها دلیله مخالفتم باشما اینه که میگید دنریس ازجان سیاست مدارتره واین که داستان هالیوودی تموم بشه راستش خودمم ازاول شک کرده بودم اگه اینطوری باشه دنریس ازخون یخ وآتشه پس میشه R+L=D واینکه خیلی زود پیش رفتن که همه فکر میکنن اوبچه توآخرفصل ششم جانه

    یا خدا داداچ دنی بچه ریگار و لیانا هستش خب جان رو از،کجا آورد ند بابا به خدا ضایعه جانه من حرفی ندارم بهتره برم یه پارچ اسید بخورم

      نقل قول

  • میلاد: یا خدا داداچ دنی بچه ریگار و لیانا هستش خب جان رو از،کجا آورد ند بابا به خدا ضایعه جانه من حرفی ندارم بهتره برم یه پارچ اسید بخورم

    سلام میلاد جان نظرت محترمه اولا هنوز معلوم نیست که اون بچه دربرج لذت جانه درظمن اگر یکی از حرف های مارتینو خونده باشی میفهمی که مارتین همچین نویسنده ای نیست که همه چیزو دم دست خوانندگان وبینندگان کتاب وسریال بزاره تاهمه بفهمن جز این مارتین اعلام کرده بود که هیچ شیخصته مطلقا خوب وبدی توداستانش نیست نداستارک آدمه میتونه اشتباه کنه اماآدم بدی نیست رابطه باجان پرنس معوده یاآخرین قهرمان بیایم ببینیم مایک آخرین قهرمان ازنظرشمالی ها وپرنس معود ازنظر هفت مذهب که میان باشرمبارزه میکنن و دنیارو پر شادی میکنن واین دوتااگه جداباشن احتمالن جان آخرین قهرمانه ودنریس وقتی توبرج نامیرابود کنار تخت آهنین برف دید ودلایلیو که بنده وپویا توکامنتایه بالایی نوشتیموبخونید دلایل مهکمین منم به شخصه علاقه ای به دنریس ندارم ودوتاکاراکتری که عاشقشونم جان وتیریونه

      نقل قول

  • میلاد: یا خدا داداچ دنی بچه ریگار و لیانا هستش خب جان رو از،کجا آورد ند بابا به خدا ضایعه جانه من حرفی ندارم بهتره برم یه پارچ اسید بخورم

    یه چیز دیگه اینکه جان شاید پسربرندون یاخودند واحتمالا شایدبشه گفت اون خواهر زاده مرگ بارترین شوالیه وستروس سرآرتور دین باشه هنوز معلوم نیست باید دید کتاب ششم چی میگه

      نقل قول

  • امیدرضا: سلام میلاد جان نظرت محترمه اولا هنوز معلوم نیست که اون بچه دربرج لذت جانه درظمناگر یکی از حرف های مارتینو خونده باشی میفهمی که مارتین همچین نویسنده ای نیست که همه چیزو دم دست خوانندگان وبینندگان کتاب وسریال بزاره تاهمه بفهمن جز این مارتین اعلام کرده بود که هیچ شیخصته مطلقا خوب وبدی توداستانش نیست نداستارک آدمه میتونه اشتباه کنه اماآدم بدی نیست رابطه باجان پرنس معوده یاآخرین قهرمان بیایم ببینیم مایک آخرین قهرمان ازنظرشمالی ها وپرنس معود ازنظر هفت مذهب که میان باشرمبارزه میکنن و دنیارو پر شادی میکنن واین دوتااگه جداباشن احتمالن جان آخرین قهرمانه ودنریس وقتی توبرج نامیرابود کنار تخت آهنین برف دید ودلایلیو که بنده وپویا توکامنتایه بالایی نوشتیموبخونید دلایل مهکمین منم به شخصه علاقه ای به دنریس ندارم ودوتاکاراکتری که عاشقشونم جان وتیریونه

    داداچ تو فصل شیش اون بچه که نشون دادن چشاش هم رنگ جان بود یه ذره نه زیاد یکم مو داشت معلومه سیاهه دیگه این موضوع شوخی نیست بیان مسخره کنن مردم رو از رو صورت بچه کات زد رو جان دیگه ضایعه اون بچه جانه تو فصل پنجم دقیق یادم نیست قسمت چند وقتی ایمون به سم میگه یه تارگرین تنها در این دنیا واقعا چیز وحشتناکیه در جا جان وارد اتاق میشه و رو اون زوم میشه همون فصل شیش قسمت یک خون جان رو زمین رو دقت کنی شبیه ترکیبی از گرگ و اژدها هستش اصن خود گرگ جان بدنی سفید داره و چشمی قرمز داره و نشون دهنده این که خون یخ و آتیش داره خود اچ بی او یه عکس داده بیرون نشون میده پدر جان ریگاره و لیانا هستش داداچ تو کتاب هم جانه کلی نشانه هستش چرا مارتین نباید اطلاعات بزاره همه جا نشانه های کم و بیش گذاشته تاطه جان بیشترین نشانه هارو داره با این بازم خیلی ها فکر میکنن جان پسر رابرته یا برندونه یا نده کلا اینا چرت پرته دنی هم یک سال از جان کوچیکه شرمنده ولی اینجور چیزا نگیم بهتره اونم با تاید شبکه اچ بی او یا دیگه کلا خیلی حرف داغونی میشه منم شخصیت مورد علاقم جان نایت کینگ تیریون و اریا هستش الان زیاد حضور ذهن ندارم و اگرنه همه نشانه های جانو میگفتم در ضمن دنی شبیه استارک هاست یکم من که چیزی نمیبینم اینجوری که میگی ریگار از دنی بهتر بوده پس اونم استارکه جان خیلی بیشتر از دنی به استارک ها شبیه تره در ضمن آیا وقتی شورش شده زن مد کینگ دنی ور حامله بوده و آگه آون بجه به دنیا اومده دنی دختر نباشه اول ویسریس باید میفهمید کلا دنی که نیست و هیج کس نیست جانه مارتین نشانه های زیادی گذاشته تا معلوم بشه کیه پدر مادر جان کاملا معلوم نیست ولی هر چه جلوتر میری معلوم میشه و یه چیزی آخرین قهرمان برنه آزور آهای جانه پرنس موعود هم همون آزور آهای هستش برن خیلی شبیه آخرین قهرمان هستش چون آخرین قهرمان برای پیدا کردن فرزندان جنگل عازم سفر میشه و در این راه دوستاش و سگش رو از دست میده گرگ بود با سگ نمیدونم

      نقل قول

  • امیدرضا: یه چیز دیگه اینکه جان شاید پسربرندون یاخودند واحتمالا شایدبشه گفت اون خواهر زاده مرگ بارترین شوالیه وستروس سرآرتور دین باشه هنوز معلوم نیست باید دید کتاب ششم چی میگه

    منظورت اینه بچه ند یا برندون با خواهر آرتور دینه 😐 یا خدا داداچ. آون دیگه آبجیشه دیگه لیانا بهش میگفت که نکنه بخوان گمراه کنن آرتور دین گفت شاهزاده ما گفته اینحا باشیم نمیدونم چی بگم بهت خیلی ها در گمراهی آشکارن

      نقل قول

  • میلاد: منظورت اینه بچه ند یا برندون با خواهر آرتور دینه 😐 یا خدا داداچ. آون دیگه آبجیشه دیگه لیانا بهش میگفت که نکنه بخوان گمراه کنن آرتور دین گفت شاهزاده ما گفته اینحا باشیم نمیدونم چی بگم بهت خیلی ها در گمراهی آشکارن

    منظور امید رضا اینه که جان ممکنه پسر برندون استارک و آشارا دین باشه …. و ممکنه دنریس زاده برج عیش باشه ..یعنی سر آرتور دین به دستور شاهزاده و دوستش ریگار ، میره به برج عیش تا از فرزند شاهزاده ش دفاع کنه و جونشو حفظ کنه ..پس اگه دنریس زاده برج عیش باشه ، جان احتمالا فرزند برندون استارک، برادر ند و آشارا دین میشه ..ضمن اینکه آشارا دین چ کلا خاندان دین چشمان بنفش دارن و بعضی هاشون موهای نقره ای که این تیوری در موردشون مطرح میشه که از نسل والریای کهن باشن و شاید با تارگرین ها یه ربطی داشته باشن چون کتاب ها در این مورد توضیح خاصی نمیدن …حالا این نظریه ها کجاش گمراهیه ؟؟؟ نظریه ست دیگه ممکنه درست باشه یا غلط.. جورج مارتین عاشق ضد حال زدم به خواننده های کتاباشه ..

      نقل قول

  • نیما: منظور امید رضا اینه که جان ممکنه پسر برندون استارک و آشارا دین باشه …. و ممکنه دنریس زاده برج عیش باشه ..یعنی سر آرتور دین به دستور شاهزاده و دوستش ریگار ، میره به برج عیش تا از فرزند شاهزاده ش دفاع کنه و جونشو حفظ کنه ..پس اگه دنریس زاده برج عیش باشه ، جان احتمالا فرزند برندون استارک، برادر ند و آشارا دین میشه ..ضمن اینکه آشارا دین چ کلا خاندان دین چشمان بنفش دارن و بعضی هاشون موهای نقره ای که این تیوری در موردشون مطرح میشه که از نسل والریای کهن باشن و شاید با تارگرین ها یه ربطی داشته باشن چون کتاب ها در این مورد توضیح خاصی نمیدن …حالا این نظریه ها کجاش گمراهیه ؟؟؟ نظریه ست دیگه ممکنه درست باشه یا غلط.. جورج مارتین عاشق ضد حال زدم به خواننده های کتاباشه ..

    ببین داداچ اولا قبل قسمت ده اره درست بود تو سریال الان دیگه اومدن به شخصه با عکس و همه چی نشون دادن بچه ریگاره و لیانا هستش در ضمن این موضوع شوخی نیست که جورج مارتین هم تو این دیگه زد حال نمیزنه که این همه نشانه هستش برا جان دیگه آون نشانه هایی که شما میگین یه چیز کوچولو هستش که نمیشه بهش تیکه کرد تو سریال که بچه ریگار و لیانا هستش و این تو سریال نشون داد پس تو کتاب هم جانه این همه الکی برای پدر مادر جان چرت پرت زمینه چینی نمیکنه

      نقل قول

  • میلاد: داداچ تو فصل شیش اون بچه که نشون دادن چشاش هم رنگ جان بود یه ذره نه زیاد یکم مو داشت معلومه سیاهه دیگه این موضوع شوخی نیست بیان مسخره کنن مردم رو از رو صورت بچه کات زد رو جان دیگه ضایعه اون بچه جانه تو فصل پنجم دقیق یادم نیست قسمت چند وقتی ایمون به سم میگه یه تارگرین تنها در این دنیا واقعا چیز وحشتناکیه در جا جان وارد اتاق میشه و رو اون زوم میشه همون فصل شیش قسمت یک خون جان رو زمین رو دقت کنی شبیه ترکیبی از گرگ و اژدها هستش اصن خود گرگ جان بدنی سفید داره و چشمی قرمز داره و نشون دهنده این که خون یخ و آتیش داره خود اچ بی او یه عکس داده بیرون نشون میده پدر جان ریگاره و لیانا هستشداداچ تو کتاب هم جانه کلی نشانه هستش چرا مارتین نباید اطلاعات بزاره همه جا نشانه های کم و بیش گذاشته تاطه جان بیشترین نشانه هارو داره با این بازم خیلی ها فکر میکنن جان پسر رابرته یا برندونه یا نده کلا اینا چرت پرته دنی هم یک سال از جان کوچیکه شرمنده ولی اینجور چیزا نگیم بهتره اونم با تاید شبکه اچ بی او یا دیگه کلا خیلی حرف داغونی میشه منم شخصیت مورد علاقم جان نایت کینگ تیریون و اریا هستش الان زیاد حضور ذهن ندارم و اگرنه همه نشانه های جانو میگفتم در ضمن دنی شبیه استارک هاست یکم من که چیزی نمیبینم اینجوری که میگی ریگار از دنی بهتر بوده پس اونم استارکه جان خیلی بیشتر از دنی به استارک ها شبیه تره در ضمن آیا وقتی شورش شده زن مد کینگ دنی ور حامله بوده و آگه آون بجه به دنیا اومده دنی دختر نباشه اول ویسریس باید میفهمید کلا دنی که نیست و هیج کس نیست جانه مارتین نشانه های زیادی گذاشته تا معلوم بشه کیه پدر مادر جان کاملا معلوم نیست ولی هر چه جلوتر میری معلوم میشه و یه چیزی آخرین قهرمان برنه آزور آهای جانه پرنس موعود هم همون آزور آهای هستش برن خیلی شبیه آخرین قهرمان هستش چون آخرین قهرمان برای پیدا کردن فرزندان جنگل عازم سفر میشه و در این راه دوستاش و سگش رو از دست میده گرگ بود با سگ نمیدونم

    سلام اولا تودنیای واقعی وقتی بچه بدنیا میاد رنگ واقعی چشم هاوموها تاچندوقت مشخص نمیشن درظمن کتاب مهمه واینکه یه بچه ای میارن توفیلم مهم نیست چه شکلیه دلیل نمیشه کادر زوم کرده روجان اون اون بچه جان باشه وداستان مارتین شبیه هیچ داستان هالیوودی که دیدی نیست راجع ظاهر دنریس اون ظاهر تارگرینا داره منظور بنده از اخلاقه ودنریس میگن یک سال ازجان بزرگتره نه جان ازدنریس وماگفتیم شاید بچه واقعی ریلاوآریس مرده وندبخاطر ظاهر دنریس اونو به عموش میده تاجای خواهر واقعیش بزرگ کنه ودلایلیو که ذکرکردیم دلایل ضعیفی نیستن شما کامنتای من وپویا روبخون متوجه میشی آخرین قهرمان ممکنه جان باشه برن زاغ سه چشمه واون پرواز میکنه اون طورکه زاغ سه چشم میگه ویسیریسم ممکنه بدونه امابهش نگفته چون سهمش بیشتره برا تخت آهنین وبخاطرهمین ازش متنفر بود ومارتینم قبلا گفتم اون جورنویسنده ای نیست که همه چیزو دم دست بزاره حالا یک بارم طرح داستان عوض شده چون هرکی کتاب اولو خونده میگه فرزند ریگاره شاید طرح اولیه اینطور بوده اماعوض شده واینم گمراه کننده بوده مارتینم چند بارسعی کرده به طرفداران بصورت غیر مستقیم بفهمونه که اونجور فکر میکنین نیست

      نقل قول

  • میلاد: منظورت اینه بچه ند یا برندون با خواهر آرتور دینه 😐 یا خدا داداچ. آون دیگه آبجیشه دیگه لیانا بهش میگفت که نکنه بخوان گمراه کنن آرتور دین گفت شاهزاده ما گفته اینحا باشیم نمیدونم چی بگم بهت خیلی ها در گمراهی آشکارن

    خخخخ شماحتی نمیفهمید من دارم چی میگم شما اول برو حرفامو تحلیل کن بعد نظر بده و ضمنا حالوحوصله بحث باشمارم ندارم وتو فصل هفت همه چیز روشن میشه

      نقل قول

  • نیما: منظور امید رضا اینه که جان ممکنه پسر برندون استارک و آشارا دین باشه …. و ممکنه دنریس زاده برج عیش باشه ..یعنی سر آرتور دین به دستور شاهزاده و دوستش ریگار ، میره به برج عیش تا از فرزند شاهزاده ش دفاع کنه و جونشو حفظ کنه ..پس اگه دنریس زاده برج عیش باشه ، جان احتمالا فرزند برندون استارک، برادر ند و آشارا دین میشه ..ضمن اینکه آشارا دین چ کلا خاندان دین چشمان بنفش دارن و بعضی هاشون موهای نقره ای که این تیوری در موردشون مطرح میشه که از نسل والریای کهن باشن و شاید با تارگرین ها یه ربطی داشته باشن چون کتاب ها در این مورد توضیح خاصی نمیدن …حالا این نظریه ها کجاش گمراهیه ؟؟؟ نظریه ست دیگه ممکنه درست باشه یا غلط.. جورج مارتین عاشق ضد حال زدم به خواننده های کتاباشه ..

    درسته چشمای خاندان دین بنفشه من خودمم توذهنم بود اما جایی مطرح نکردم اینا یه ربطی به تارگرینا دارن

      نقل قول

  • ashkan:
    آخرشم قرارهاندالها و شمالی ها (نخسین انسان ها) ،ادرها رو شکست بدن ولی مطمئناً خیلیا قراره بمیرن
    ای کاش بیلیشو در نهایت رو تخت ببینیم حداقل یکی از مردم عادی هم بتونه پادشاه بشه

    طبق اسپویلا یحتمل بیلیش فصل هفت میمیره😢😭😭😭😭کاراکتر محبوب من

      نقل قول

  • پایانی مثل ارباب حلقه ها!

    به نظر من هم همینطوره ولی من از همه بیشتر به مرگ جان اسنو مشکوکم.. اگه دقت کرده باشید ملیساندرا قبل از نبرد حرامزاده ها به جان گفت که: «شاید کار پروردگار روشنایی هنوز باهات تموم نشده.. شاید تورو برای قسمت کوچکی از نقشش میخواسته..شاید تورو به این دنیا برگردونده تا دوباره بمیری!!!»

    به نظر شما این چه معنی ای میتونه داشته باشه؟!

    پایانی شرافتمندانه برای قهرمان داستان:)

    جان اسنو در رویارویی اخر با شاه شب موفق به مغلوب کردن اون میشه و خودش در اخر میمیره..ولی در هر صورت این نظر شخصی بندست…

    ولی ازونجایی که خود مارتین گفته که تا حدودی از تالکین الهام گرفته میتونیم بگیم داستان بیشتر از یه بازی تاج و تخت تبدیل به یه چیز فانتزی میشه..اژدهایان..هیولایان..اساطیر….

      نقل قول

  • رضا تارگریان:
    پایانی مثل ارباب حلقه ها!

    به نظر من هم همینطوره ولی من از همه بیشتر به مرگ جان اسنو مشکوکم.. اگه دقت کرده باشید ملیساندرا قبل از نبرد حرامزاده ها به جان گفت که: «شاید کار پروردگار روشنایی هنوز باهات تموم نشده.. شاید تورو برای قسمت کوچکی از نقشش میخواسته..شاید تورو به این دنیا برگردونده تا دوباره بمیری!!!»

    به نظر شما این چه معنی ای میتونه داشته باشه؟!

    پایانی شرافتمندانه برای قهرمان داستان:)

    جان اسنو در رویارویی اخر با شاه شب موفق به مغلوب کردن اون میشه و خودش در اخر میمیره..ولی در هر صورت این نظر شخصی بندست…

    ولی ازونجایی که خود مارتین گفته که تا حدودی از تالکین الهام گرفته میتونیم بگیم داستان بیشتر از یه بازی تاج و تخت تبدیل به یه چیز فانتزی میشه..اژدهایان..هیولایان..اساطیر….

    بنظر من مذهب رلورم شاید همه چیزودرست نگه خودمارتین میگه شخصیت جان اسنو یکی ازپنج شخصیتیه که تاآخرزنده میمونه وشاید بخاطراین اونو کشت وبعد زنده شد که ازقسمش خلاص بشه

      نقل قول

  • LongClaw:
    سر آرتور جان رابرت اگه پادشاه مقدتری بود مملکت رو برای ترنمنت ها وسرگرمی به ورشکستگی نمی کشونت با بدهکاری ۳ میلیون سکه به تایوین لنیستر موضع خودشو تضعیف نمیکرد. خودشو با لنیستر ها محاصره کرده بودحتی نتونست بفهمه توی دو قدمیش چه اتفاقی برای جان ارن افتاده و پایسل چاسوس کیه بر عکس تیریون که توی همون روزهای اول موضع همه رو برای خودش مشخص کرد.دوستشو آورد توی جای خطرناکی که براش آماده نبود و همه رو به فنا داد. این قدر احمق بود که نتونست بفهمه سه تا بچهاش از خودش نیستن. گفتنی ها زیاده ولی به قول سر باریستان رابرت مردی خوب جنگجویی بی نظیر و پادشاهی افتضاح بود.

    کاملا موافقم رابرت فقط توی بازوانش قدرت داشت درحالی که حتی یک ذره هم عقل نداشت چون در هر حال خودپسند بود دیگه!خود پسند ها حتی به بچه های کوچک هم رحم نمیکنن و دیدید چشمشو به قتل بیرحمانه الیا و بچه هایش بست و گفت اونا تخم اژدهان و میخواست طفل متولد نشده دنریس را هم بکشه. بعد از به دست آوردن پادشاهی به نظرتان حتی یک خیر هم به مردم رساند جز بدهکاری به لنیستر ها و عیاشی و …به نظر من او اگه با لیانا ازدواج میکرد لیانا هم مثل سرسی از اون نفرت تمام نشدنی پیدا میکرد(اون مرد به یک تخت وفادار نمیمونه)

      نقل قول

  • امیر: نظر هر کسی قابل احترام هست و از دیدگاه من همه ما اینجا جمع شدیم تا دیدگاه های خودمونو با یک دیگه به اشتراک بزاریم…
    بنده نظر خودمو عرض کردم و همچنان هم تاکید میکنم روی نظرم که دنریس یه شخص خود خواه و فقط به دنبال تاج و تخت هست…
    بار اصلی فیلم روی جان و سانسا وسرسی هست امیدوارم هر کسی به تخت بشینه ولی دنریس نه…

    امیدوازم تو به آرزوت نرسی چون مارتین به نظر هیچ کس توجهی نداره اما با چیزایی که تا الان دیدم فهمیدم که اون هم به دنریس تمایل داره و این خوش حالم میکنه و در این صورت نظر کسایی مثل تو که اصلا براش مهم نیست
    درمورد ملکه سانسا هم بگم به نظر من سانسا میشه ملکه ی شمال و جان اسنو و دنریس هم باهم ازدواج میکنن و خاندان تارگرین را ادامه میدن

      نقل قول

  • این عقاید که دنریس فرزند لیانا و ریگاره مسخرست! ریلا خودش در دراگون استون دنریس را به دنیا آورده و سر همان جانش را از دست داده که شما دارید داستان میبافید و دوم دنریس ظاهر کاملا تارگرینی داره و نشان میده که حتی دورگه هم نیست.
    درمورد جان مگه همتون در برج عیش ندیدید که لیانا پسرش رو داد به ند؟بهم بگید اگر بچه دنریس بود لیانا این کلمه را به کار میبرد؟(Him) این اشاره به یک پسر داره و این که درسته جان ظاهر تارگرینی نداره ولی هنگام مرگش چشمانش بنفش رنگ بودن و خونش به شکل اژدها ریخته شد. میگید اخلاق تارگرین ها رو نداره اتفاقا داره شما میگید مثل نده درحالی که جان حاظر شد برای جمع آوری اطلاعات از وحشی ها بهشون دروغ بگه و با ایگریت هم بستر بشه و فریبشون بده و… در حالی که اگر ند بود حاظر بود با صدتاشون بجنگه ولی آن شرافت احمقانه که آخر سر موجب مرگش شد را از دست نده! این دقیقا کاریه که دنریس میکنه!زمانی که موقع توانست آنسالید ها را مفتی مفتی بخره درحالی که همه ازش ناامید شده بودند و به خصوص اژدهایش. به علاوه همان طور که دنریس به مرور زمان بیرحم تر میشه جان اسنو هم میشه زمانی که جنوس اسلینت را به جرم سرپیچی از دستورش اعدام کرد و همین طور زمانی که سر آلیسر و همه کسانی که او را کشته بودند همین طور یک پسر نوجوان را به دار آویخت و این بیرحمی ها همان طور که دیدیدم در دنریس هم رشد کرد یعنی هردوی اینها به مرور زمان راست راستکی اژدها شدند اگرچه جان اسنو کمی مهربانی خاندان مادرش را داشت.اصلا از کجا میدونید که ند استارک رنگ موهای جان رو از ترس تغییر نداده باشه؟

      نقل قول

  • سلام به همه ی دوستان
    یه نکته راجع به مادر جان ( و البته نه پدرش) وقتی D&D میخواستن سریال رو بسازن بعد از ۳ ساعت حرف زدن با مارتین راجع به ساختن سریال از روی کتاب، مارتین ازشون یه سوال میپرسه که مادر جان اسنو کی هستش؟ و اونا هم جواب میدن. بعد مارتین اجازه ی ساختن سریال رو میده در نتیجه اونا پاسخ درست رو دادن. تو سریال هم کامل نشون داد مادر جان لیانا استارک هستش ==> در نتیجه قطعا در کتاب هم مادر جان لیانا هستش.
    یه مسئله دیگه اینکه مارتین گفته بعضی از پیش بینی های طرفدارا تو اینترنت به طرز شگفت آوری درسته، اینم میتونه مهر تاییدی بر درست بودن مادر جان داره به علاوه بعد از ۶ فصل از ۸ فصل یه سریال اینکه مادر جان برای ما بینندگان مشخص بشه خیلی زود نیست که میاین میگین به این تابلویی به این زودی لو نمیدن ، کلا ۱۳ قسمت مونده. مثل فیلم های ایرانی خوبه که یه قسمت مونده به آخر همه چیز روشن میشه و قسمت آخر همه به هم میرسن و اینا …

      نقل قول

  • Reza:
    سلام به همه ی دوستان
    یه نکته راجع به مادر جان ( و البته نه پدرش) وقتی D&D میخواستن سریال رو بسازن بعد از ۳ ساعت حرف زدن با مارتین راجع به ساختن سریال از روی کتاب، مارتین ازشون یه سوال میپرسه که مادر جان اسنو کی هستش؟ و اونا هم جواب میدن. بعد مارتین اجازه ی ساختن سریال رو میده در نتیجه اونا پاسخ درست رو دادن. تو سریال هم کامل نشون داد مادر جان لیانا استارک هستش ==> در نتیجه قطعا در کتاب هم مادر جان لیانا هستش.
    یه مسئله دیگه اینکه مارتین گفته بعضی از پیش بینی های طرفدارا تو اینترنت به طرز شگفت آوری درسته، اینم میتونه مهر تاییدی بر درست بودن مادر جان داره به علاوه بعد از ۶ فصل از ۸ فصل یه سریال اینکه مادر جان برای ما بینندگان مشخص بشه خیلی زود نیست که میاین میگین به این تابلویی به این زودی لو نمیدن ، کلا ۱۳ قسمت مونده. مثل فیلم های ایرانی خوبه که یه قسمت مونده به آخر همه چیز روشن میشه و قسمت آخر همه به هم میرسن و اینا …

    نظر منم همینه

      نقل قول

  • Reza:
    سلام به همه ی دوستان
    یه نکته راجع به مادر جان ( و البته نه پدرش) وقتی D&D میخواستن سریال رو بسازن بعد از ۳ ساعت حرف زدن با مارتین راجع به ساختن سریال از روی کتاب، مارتین ازشون یه سوال میپرسه که مادر جان اسنو کی هستش؟ و اونا هم جواب میدن. بعد مارتین اجازه ی ساختن سریال رو میده در نتیجه اونا پاسخ درست رو دادن. تو سریال هم کامل نشون داد مادر جان لیانا استارک هستش ==> در نتیجه قطعا در کتاب هم مادر جان لیانا هستش.
    یه مسئله دیگه اینکه مارتین گفته بعضی از پیش بینی های طرفدارا تو اینترنت به طرز شگفت آوری درسته، اینم میتونه مهر تاییدی بر درست بودن مادر جان داره به علاوه بعد از ۶ فصل از ۸ فصل یه سریال اینکه مادر جان برای ما بینندگان مشخص بشه خیلی زود نیست که میاین میگین به این تابلویی به این زودی لو نمیدن ، کلا ۱۳ قسمت مونده. مثل فیلم های ایرانی خوبه که یه قسمت مونده به آخر همه چیز روشن میشه و قسمت آخر همه به هم میرسن و اینا …

    مادر جان اسنو دیگه به طور دقیقی مشخص شده..بحث جنجالی این روزا پدرشه :scratch:

    البته اونم معلومه که ریگار تارگریانه ولی باز بعضی تئوری ها واقعا میتونن قانع کننده باشن

      نقل قول

  • جان اسنو معلومه که پسر ریگاره! همان خصوصیاتی که در نظرات قبل راجع بهش گفتم بخونید و بگید نه

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    این عقاید که دنریس فرزند لیانا و ریگاره مسخرست! ریلا خودش در دراگون استون دنریس را به دنیا آورده و سر همان جانش را از دست داده که شما دارید داستان میبافید و دوم دنریس ظاهر کاملا تارگرینی داره و نشان میده که حتی دورگه هم نیست.
    درمورد جان مگه همتون در برج عیش ندیدید که لیانا پسرش رو داد به ند؟بهم بگید اگر بچه دنریس بود لیانا این کلمه را به کار میبرد؟(Him) این اشاره به یک پسر داره و این که درسته جان ظاهر تارگرینی نداره ولی هنگام مرگش چشمانش بنفش رنگ بودن و خونش به شکل اژدها ریخته شد. میگید اخلاق تارگرین ها رو نداره اتفاقا داره شما میگید مثل نده درحالی که جان حاظر شد برای جمع آوری اطلاعات از وحشی ها بهشون دروغ بگه و با ایگریت هم بستر بشه و فریبشون بده و… در حالی که اگر ند بود حاظر بود با صدتاشون بجنگه ولی آن شرافت احمقانه که آخر سر موجب مرگش شد را از دست نده! این دقیقا کاریه که دنریس میکنه!زمانی که موقع توانست آنسالید ها را مفتی مفتی بخره درحالی که همه ازش ناامید شده بودند و به خصوص اژدهایش.به علاوه همان طور که دنریس به مرور زمان بیرحم تر میشه جان اسنو هم میشه زمانی که جنوس اسلینت را به جرم سرپیچی از دستورش اعدام کرد و همین طور زمانی که سر آلیسر و همه کسانی که او را کشته بودند همین طور یک پسر نوجوان را به دار آویخت و این بیرحمی ها همان طور که دیدیدم در دنریس هم رشد کرد یعنی هردوی اینها به مرور زمان راست راستکی اژدها شدند اگرچه جان اسنو کمی مهربانی خاندان مادرش را داشت.اصلا از کجا میدونید که ند استارک رنگ موهای جان رو از ترس تغییر نداده باشه؟

    خخخ چشماش بنفش شده موقع مرگ یاخونش به شکل اژدها ریخته شده اینادلایلی برتارگرین بودن جان اسنونیستن ولی چرا فعلا احتمال تارگرین بودن جان اسنو بیشتره اما من مطمئنم درآخر شماهمه یه ضد حالی میخورید که تخصص مارتینه مادیدیم که لیانا یه بچه روداد به نداستارک وگفت بهم قول بده ند وبعد تصویر روی جان اسنوزوم کرد اما چرا اینارو مارتین برای گمراه کردن وبعد ضدحال نزاشته باشه درست مثل مرگ جان اسنوتو آخرای فصل ۵ اینکه دنریس میگن فرزند ریگارولیاناه اونقدراهم مسخره نیست اول درخصوص ظاهرکه ممکنه گاهی کاملا به پدر وگاهی کاملا به مادر بره درخصوص دنریس شایدندبخاطر اینکه ظاهرتارگرینی داره اونو به ویسیریس داده واونو جای بچه ریلاجازده وریلاهم که سابقه سقت جنین وبیماری داشته ممکنه بچه ی خودشو ازدست داده شما ببینید وقتی رابرت دستورقتل دنریسو میده ندخیلی عصبانی میشه چرا؟شاید بخاطر اینکه خواهرزادهشه درظمن چراند همیشه بابت قولش به لیانا اضطراب داشته درصورتی که اگر جان فرزند لیاناباشه نداونو بزرگ کرده وتاپیش بوده همیشه پس چراباید عذاب داشته باشه اگه اینطوری باشه اون ننگ حرامزاده داشتن روبه خودش خریده البته ایناهمه حدسن ولی اون قدراهم مسخره نیستن شایدم حق باشما باشه اما بنظرت یه نابغه مثل مارتین همه چیزودم دست میزاره چون هرکی تافصل دویاکتاب دورودیده وخونده باشه به این نتیجه میرسه که جان فرزند لیانا وریگارهست حتی خودمن هم اول اینطوری فکرمیکردم

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    این عقاید که دنریس فرزند لیانا و ریگاره مسخرست! ریلا خودش در دراگون استون دنریس را به دنیا آورده و سر همان جانش را از دست داده که شما دارید داستان میبافید و دوم دنریس ظاهر کاملا تارگرینی داره و نشان میده که حتی دورگه هم نیست.
    درمورد جان مگه همتون در برج عیش ندیدید که لیانا پسرش رو داد به ند؟بهم بگید اگر بچه دنریس بود لیانا این کلمه را به کار میبرد؟(Him) این اشاره به یک پسر داره و این که درسته جان ظاهر تارگرینی نداره ولی هنگام مرگش چشمانش بنفش رنگ بودن و خونش به شکل اژدها ریخته شد. میگید اخلاق تارگرین ها رو نداره اتفاقا داره شما میگید مثل نده درحالی که جان حاظر شد برای جمع آوری اطلاعات از وحشی ها بهشون دروغ بگه و با ایگریت هم بستر بشه و فریبشون بده و… در حالی که اگر ند بود حاظر بود با صدتاشون بجنگه ولی آن شرافت احمقانه که آخر سر موجب مرگش شد را از دست نده! این دقیقا کاریه که دنریس میکنه!زمانی که موقع توانست آنسالید ها را مفتی مفتی بخره درحالی که همه ازش ناامید شده بودند و به خصوص اژدهایش.به علاوه همان طور که دنریس به مرور زمان بیرحم تر میشه جان اسنو هم میشه زمانی که جنوس اسلینت را به جرم سرپیچی از دستورش اعدام کرد و همین طور زمانی که سر آلیسر و همه کسانی که او را کشته بودند همین طور یک پسر نوجوان را به دار آویخت و این بیرحمی ها همان طور که دیدیدم در دنریس هم رشد کرد یعنی هردوی اینها به مرور زمان راست راستکی اژدها شدند اگرچه جان اسنو کمی مهربانی خاندان مادرش را داشت.اصلا از کجا میدونید که ند استارک رنگ موهای جان رو از ترس تغییر نداده باشه؟

    خخخ چشماش بنفش شده موقع مرگ یاخونش به شکل اژدها ریخته شده اینادلایلی برتارگرین بودن جان اسنونیستن ولی چرا فعلا احتمال تارگرین بودن جان اسنو بیشتره اما من مطمئنم درآخر شماهمه یه ضد حالی میخورید که تخصص مارتینه مادیدیم که لیانا یه بچه روداد به نداستارک وگفت بهم قول بده ند وبعد تصویر روی جان اسنوزوم کرد اما چرا اینارو مارتین برای گمراه کردن وبعد ضدحال نزاشته باشه درست مثل مرگ جان اسنوتو آخرای فصل ۵ اینکه دنریس میگن فرزند ریگارولیاناه اونقدراهم مسخره نیست اول درخصوص ظاهرکه ممکنه گاهی کاملا به پدر وگاهی کاملا به مادر بره درخصوص دنریس شایدندبخاطر اینکه ظاهرتارگرینی داره اونو به ویسیریس داده واونو جای بچه ریلاجازده وریلاهم که سابقه سقت جنین وبیماری داشته ممکنه بچه ی خودشو ازدست داده شما ببینید وقتی رابرت دستورقتل دنریسو میده ندخیلی عصبانی میشه چرا؟شاید بخاطر اینکه خواهرزادهشه درظمن چراند همیشه بابت قولش به لیانا اضطراب داشته درصورتی که اگر جان فرزند لیاناباشه نداونو بزرگ کرده وتاپیش بوده همیشه پس چراباید عذاب داشته باشه اگه اینطوری باشه اون ننگ حرامزاده داشتن روبه خودش خریده البته ایناهمه حدسن ولی اون قدراهم مسخره نیستن شایدم حق باشما باشه اما بنظرت یه نابغه مثل مارتین همه چیزودم دست میزاره چون هرکی تافصل دویاکتاب دورودیده وخونده باشه به این نتیجه میرسه که جان فرزند لیانا وریگارهست حتی خودمن هم اول اینطوری فکرمیکردم

    لوچیا آنا:
    این عقاید که دنریس فرزند لیانا و ریگاره مسخرست! ریلا خودش در دراگون استون دنریس را به دنیا آورده و سر همان جانش را از دست داده که شما دارید داستان میبافید و دوم دنریس ظاهر کاملا تارگرینی داره و نشان میده که حتی دورگه هم نیست.
    درمورد جان مگه همتون در برج عیش ندیدید که لیانا پسرش رو داد به ند؟بهم بگید اگر بچه دنریس بود لیانا این کلمه را به کار میبرد؟(Him) این اشاره به یک پسر داره و این که درسته جان ظاهر تارگرینی نداره ولی هنگام مرگش چشمانش بنفش رنگ بودن و خونش به شکل اژدها ریخته شد. میگید اخلاق تارگرین ها رو نداره اتفاقا داره شما میگید مثل نده درحالی که جان حاظر شد برای جمع آوری اطلاعات از وحشی ها بهشون دروغ بگه و با ایگریت هم بستر بشه و فریبشون بده و… در حالی که اگر ند بود حاظر بود با صدتاشون بجنگه ولی آن شرافت احمقانه که آخر سر موجب مرگش شد را از دست نده! این دقیقا کاریه که دنریس میکنه!زمانی که موقع توانست آنسالید ها را مفتی مفتی بخره درحالی که همه ازش ناامید شده بودند و به خصوص اژدهایش.به علاوه همان طور که دنریس به مرور زمان بیرحم تر میشه جان اسنو هم میشه زمانی که جنوس اسلینت را به جرم سرپیچی از دستورش اعدام کرد و همین طور زمانی که سر آلیسر و همه کسانی که او را کشته بودند همین طور یک پسر نوجوان را به دار آویخت و این بیرحمی ها همان طور که دیدیدم در دنریس هم رشد کرد یعنی هردوی اینها به مرور زمان راست راستکی اژدها شدند اگرچه جان اسنو کمی مهربانی خاندان مادرش را داشت.اصلا از کجا میدونید که ند استارک رنگ موهای جان رو از ترس تغییر نداده باشه؟

    شمامیگین که اون گفته Him اینم شاید یه احتمال باشه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: کاملا موافقم رابرت فقط توی بازوانش قدرت داشت درحالی که حتی یک ذره هم عقل نداشت چون در هر حال خودپسند بود دیگه!خود پسند ها حتی به بچه های کوچک هم رحم نمیکنن و دیدید چشمشو به قتل بیرحمانه الیا و بچه هایش بست و گفت اونا تخم اژدهان و میخواست طفل متولد نشده دنریس را هم بکشه. بعد از به دست آوردن پادشاهی به نظرتان حتی یک خیر هم به مردم رساند جز بدهکاری به لنیستر ها و عیاشی و …به نظر من او اگه با لیانا ازدواج میکرد لیانا هم مثل سرسی از اون نفرت تمام نشدنی پیدا میکرد(اون مرد به یک تخت وفادار نمیمونه)

    دلیل اصلی نفرت سرسی ازرابرت بخاطر لیانا بود ودلیل اصلی شورش رابرت وکشتن ریگارهم لیانابود شایداگر لیانابارابرت ازدواج میکرد رابرتم دیگه اینقدر عیشونوش نمیکرد اگرچه دلیل اصلی عیشونوششم لیاناست والبته لیاناهم شاید علاقه ای به رابرت نداشته

      نقل قول

  • امیدرضا: خخخ چشماش بنفش شده موقع مرگ یاخونش به شکل اژدها ریخته شدهاینادلایلی برتارگرین بودن جان اسنونیستن ولی چرا فعلا احتمال تارگرین بودن جان اسنو بیشتره اما من مطمئنم درآخر شماهمه یه ضد حالی میخورید که تخصص مارتینه مادیدیم که لیانا یه بچه روداد به نداستارک وگفت بهم قول بده ند وبعد تصویر روی جان اسنوزوم کرد اما چرا اینارو مارتین برای گمراه کردن وبعد ضدحال نزاشته باشه درست مثل مرگ جان اسنوتو آخرای فصل ۵ اینکه دنریس میگن فرزند ریگارولیاناه اونقدراهم مسخره نیست اول درخصوص ظاهرکه ممکنه گاهی کاملا به پدر وگاهی کاملا به مادر بره درخصوص دنریس شایدندبخاطر اینکه ظاهرتارگرینی داره اونو به ویسیریس داده واونو جای بچه ریلاجازده وریلاهم که سابقه سقت جنین وبیماری داشته ممکنه بچه ی خودشو ازدست داده شما ببینید وقتی رابرت دستورقتل دنریسو میده ندخیلی عصبانی میشه چرا؟شاید بخاطر اینکه خواهرزادهشه درظمن چراند همیشه بابت قولش به لیانا اضطراب داشته درصورتی که اگر جان فرزند لیاناباشه نداونو بزرگ کرده وتاپیش بوده همیشه پس چراباید عذاب داشته باشه اگه اینطوری باشه اون ننگ حرامزاده داشتن روبه خودش خریده البته ایناهمه حدسن ولی اون قدراهم مسخره نیستن شایدم حق باشما باشه اما بنظرت یه نابغه مثل مارتین همه چیزودم دست میزاره چون هرکی تافصل دویاکتاب دورودیده وخونده باشه به این نتیجه میرسه که جان فرزند لیانا وریگارهست حتی خودمن هم اول اینطوری فکرمیکردم

    دقت کردین که دنریس وراب استارکم یه کم ازاخلاق سیاست مثل همن دنریس شاید تخت آهنینوبدست بیاره چون نیروی عظیمی داره اما زیاد موندگار نیست

      نقل قول

  • امیدرضا: خخخ چشماش بنفش شده موقع مرگ یاخونش به شکل اژدها ریخته شدهاینادلایلی برتارگرین بودن جان اسنونیستن ولی چرا فعلا احتمال تارگرین بودن جان اسنو بیشتره اما من مطمئنم درآخر شماهمه یه ضد حالی میخورید که تخصص مارتینه مادیدیم که لیانا یه بچه روداد به نداستارک وگفت بهم قول بده ند وبعد تصویر روی جان اسنوزوم کرد اما چرا اینارو مارتین برای گمراه کردن وبعد ضدحال نزاشته باشه درست مثل مرگ جان اسنوتو آخرای فصل ۵ اینکه دنریس میگن فرزند ریگارولیاناه اونقدراهم مسخره نیست اول درخصوص ظاهرکه ممکنه گاهی کاملا به پدر وگاهی کاملا به مادر بره درخصوص دنریس شایدندبخاطر اینکه ظاهرتارگرینی داره اونو به ویسیریس داده واونو جای بچه ریلاجازده وریلاهم که سابقه سقت جنین وبیماری داشته ممکنه بچه ی خودشو ازدست داده شما ببینید وقتی رابرت دستورقتل دنریسو میده ندخیلی عصبانی میشه چرا؟شاید بخاطر اینکه خواهرزادهشه درظمن چراند همیشه بابت قولش به لیانا اضطراب داشته درصورتی که اگر جان فرزند لیاناباشه نداونو بزرگ کرده وتاپیش بوده همیشه پس چراباید عذاب داشته باشه اگه اینطوری باشه اون ننگ حرامزاده داشتن روبه خودش خریده البته ایناهمه حدسن ولی اون قدراهم مسخره نیستن شایدم حق باشما باشه اما بنظرت یه نابغه مثل مارتین همه چیزودم دست میزاره چون هرکی تافصل دویاکتاب دورودیده وخونده باشه به این نتیجه میرسه که جان فرزند لیانا وریگارهست حتی خودمن هم اول اینطوری فکرمیکردم

    شمامیگین که اون گفته Him اینم شاید یه احتمال باشه

    وقتی مارتین درمورد جان اسنو و خانواده اش موافقت اعلام کرده و کارگردانان هم با خیال راحت سریال رو ساختن و گفتن جان پسر لیانا و ریگاره شما چی میگید؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا: وقتی مارتین درمورد جان اسنو و خانواده اش موافقت اعلام کرده و کارگردانان هم با خیال راحت سریال رو ساختن و گفتن جان پسر لیانا و ریگاره شما چی میگید؟

    کی موافقت کرده من نشنیدم میشه بگید کجا کدوم سایت واین که منم قطعا نگفتم گفتم فقط حدسه

      نقل قول

  • خب من هم قصد بی احترامی نداشتم ولی خود مارتین وقتی که کارگردانان بهش گفتن که مادر لیانا به نظرشون کیه اون هم موافقت کرده و این طوری فیلم به اینجا رسیده

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    خب من هم قصد بی احترامی نداشتم ولی خود مارتین وقتی که کارگردانان بهش گفتن که مادر لیانا به نظرشون کیه اون هم موافقت کرده و این طوری فیلم به اینجا رسیده

    شمامیگید که مارتین گفته وتائید کرده که والدین جان اسنو ریگارولیاناست اگه مارتین تائید کرده حرفی نیست اماچیزی که دارید میگید اینه که مارتین شرط گذاشته اگه مادرجان اسنو رودرست حدس بزنن اجازه ساخت سریالومیده وهمین طورم شده اینوخودمم میدونستم دوست عزیز به نظرمن سر این موضوع بحث نکنیم تافصل ۷بیاد یاکتاب ۶منتشربشه درسته الان احتمال این نظریه بیشتره منم همین میگم امامنظور بنده اینه که امکان داره مارتین زدحال بزنه ازشم بعیدنیست ونظراتیم که گفتم اینه فقط یه حدسه

      نقل قول

  • آمریکایی ها هم نظر یکسان رو مورد مادر جان اسنو و پدرش دارند حتما میگید آمریکایی ها برن به درک ولی آنها انگلیسی زبان آن و بهتر از ما این داستان را میدانند و درک میکنند

      نقل قول

  • لوچیا آنا:
    آمریکایی ها هم نظر یکسان رو مورد مادر جان اسنو و پدرش دارند حتما میگید آمریکایی ها برن به درک ولی آنها انگلیسی زبان آن و بهتر از ما این داستان را میدانند و درک میکنند

    آخه اوناهم مثل ما ازروقسمت آخرفصل ۶میگن وداستان گیم آف ترونز ترجمه شده کامله فارسیه وفقط جملاتی مانند جملات جنسی اونم به ندرت ترجمه نمیکنن

      نقل قول

  • امیدرضا: آخه اوناهم مثل ما ازروقسمت آخرفصل ۶میگن وداستان گیم آف ترونز ترجمه شده کامله فارسیه وفقط جملاتی مانند جملات جنسی اونم به ندرت ترجمه نمیکنن

    من که میگم جان اسنو پسر لیانا و ریگاره و حتی خود مارتین و کارگردانا هم تایید کردن دیگه چی میگید؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا: من که میگم جان اسنو پسر لیانا و ریگاره و حتی خود مارتین و کارگردانا هم تایید کردن دیگه چی میگید؟

    خخخ بابا گفتم اگه مارتین گفته پسر ریگارولیاناست حرفی ندارم شما میگید مارتین برااین گذاشته سریالوبسازن که نظریه رودرست بگن اینومیدونم اصلا چه ربطی داره شماچی میگید؟

      نقل قول

  • به من ربطی ند

    امیدرضا: خخخ بابا گفتم اگه مارتین گفته پسر ریگارولیاناست حرفی ندارم شما میگید مارتین برااین گذاشته سریالوبسازن که نظریه رودرست بگن اینومیدونم اصلا چه ربطی داره شماچی میگید؟

    به من که ربطی نداره ولی به شما هم ربطی نداره

      نقل قول

  • لوچیانا جان ۳ تا ویدیو در یوتیوب به نام tower of joy از پرستون جاکوبز هست ، اونا رو نگاه کن شاید نظرت عوض بشه ، جاکوبز هم یه انگلیسی زبانه و نظرش اینه که جان فرزند برندون استارک و آشارا دین هستش ..لیانا در قسمت آخر فصل ۶ به ند میگه protect him که خب قطعا منظورش یه نوزاد پسر بوده که اونم جان هستش اما بحث من و سایر دوستان مثل امید رضا در مورد کتاب هستش ، این که پدر و مادر جان در کتاب و سریال با هم فرق داشته باشن ..که این هم یه نظریه ست ممکنه درست یا نا درست باشه ..ممنون از نظراتت دوست عزیز

      نقل قول

  • پویا:
    لوچیانا جان ۳ تا ویدیو در یوتیوب به نام tower of joy از پرستون جاکوبز هست ، اونا رو نگاه کن شاید نظرت عوض بشه ، جاکوبز هم یه انگلیسی زبانه و نظرش اینه که جان فرزند برندون استارک و آشارا دین هستش ..لیانا در قسمت آخر فصل ۶ به ند میگه protect himکه خب قطعا منظورش یه نوزاد پسر بوده که اونم جان هستش اما بحث من و سایر دوستان مثل امید رضا در مورد کتاب هستش ، این که پدر و مادر جان در کتاب و سریال با هم فرق داشته باشن ..که این هم یه نظریه ست ممکنه درست یا نا درست باشه ..ممنون از نظراتت دوست عزیز

    برندون استارک و آشارا دین! :mass: :mass: :mass: :mass: :mass: :mass: :mass: :mass: :mass:
    این دیگه مسخره ترین چیزیه که تا حالا شنیدم! برو سایت ها رو بخون!هر احمقی میتونه توی یوتیوب ویدیو بذاره و نظرش رو بگه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: برندون استارک و آشارا دین!
    این دیگه مسخره ترین چیزیه که تا حالا شنیدم! برو سایت ها رو بخون!هر احمقی میتونه توی یوتیوب ویدیو بذاره و نظرش رو بگه

    بی خیال پویاجان ولوچیاناجان فقط صبرکنید کتاب۶وفصل هفتم بیاد اونوقت بحث میکنیم الان بحثمون بی معنیه مارتین وکارگردانابعد فصل هفت هیچ جاتائید نکردن کاملا پدرومادر جانو بهتره بزاریم فصل ۷بیاد الان بحث کردنمون مثل بحث کردن سراستقلال پرسپولیس میمونه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: برندون استارک و آشارا دین!
    این دیگه مسخره ترین چیزیه که تا حالا شنیدم! برو سایت ها رو بخون!هر احمقی میتونه توی یوتیوب ویدیو بذاره و نظرش رو بگه

    بی خیال پویاجان ولوچیاناجان فقط صبرکنید کتاب۶وفصل هفتم بیاد اونوقت بحث میکنیم الان بحثمون بی معنیه مارتین وکارگردانابعد فصل هفت هیچ جاتائید نکردن کاملا پدرومادر جانو بهتره بزاریم فصل ۷بیاد الان بحث کردنمون مثل بحث کردن سراستقلال پرسپولیس میمونه این نظریم که میدن اونقدراهم مسخره نیست قبل ازفصل شش خیلی طرفدارداشته

      نقل قول

  • امیدرضا: بی خیال پویاجان ولوچیاناجان فقط صبرکنید کتاب۶وفصل هفتم بیاد اونوقت بحث میکنیم الان بحثمون بی معنیه مارتین وکارگردانابعد فصل هفت هیچ جاتائید نکردن کاملا پدرومادر جانو بهتره بزاریم فصل ۷بیاد الان بحث کردنمون مثل بحث کردن سراستقلال پرسپولیس میمونه این نظریم که میدن اونقدراهم مسخره نیست قبل ازفصل شش خیلی طرفدارداشته

    ولی چیز بی معنیه!چون اگه جان مثل تارگرین ها نیست که کم کم داره میشه،ولی به خاندان دین کوچکترین شباهتی نداره و این که آشارا دین خودکشی کرده! به نظرت یک زنی که تازه یک کودک به دنیا آورده میره خودکشی میکنه و میگه گوربابای بچه؟
    در هر حال بشینیم ببینم مارتین و کارگردانا چیکار میکنن؟

      نقل قول

  • لوچیا آنا: ولی چیز بی معنیه!چون اگه جان مثل تارگرین ها نیست که کم کم داره میشه،ولی به خاندان دین کوچکترین شباهتی نداره و این که آشارا دین خودکشی کرده! به نظرت یک زنی که تازه یک کودک به دنیا آورده میره خودکشی میکنه و میگه گوربابای بچه؟
    در هر حال بشینیم ببینم مارتین و کارگردانا چیکار میکنن؟

    شاید بچه شونمیخواسته وبخاطر اینکه برادرشو کشتن خودکوشی کرده وخاندان دینم مانند تارگرینا چشمان بنفش وموهای نقره ای طلایی دارن شایدم به هم یه ربطی داشته باشن مارتین تو داستان گفته فقط اقوام والریایی این خصوصیاتو دارن بنابراین شاید ربطی به اوناداشتن البته فقط یه حدسه

      نقل قول

  • امیدرضا: شاید بچه شونمیخواسته وبخاطر اینکه برادرشو کشتن خودکوشی کرده وخاندان دینم مانند تارگرینا چشمان بنفش وموهای نقره ای طلایی دارن شایدم به هم یه ربطی داشته باشن مارتین تو داستان گفته فقط اقوام والریایی این خصوصیاتو دارن بنابراین شاید ربطی به اوناداشتن البته فقط یه حدسه

    ولی اگرم این طور باشه دیگه جان شخصیت مهمی به حساب نمیاد! اون باید هم خون آتش و خون یخ داشته باشه و سایر چیزا.به نظرتون مارتین انقدر دیگه می خواد داستان رو فیلم هندی کنه و یک شخصیت دیگه رو به جای فرزند لیانا و ریگار جا بزنه؟
    چون معمولا توی فیلم های ترکی یا هندی یک نفر از ناکجا آباد یک دفعه به داستان میاد ولی مارتین این طور نیست

      نقل قول

  • سلام خدمت کاربر لوچیا انا
    بنده هیچ طرفداری از سرسی نکردم و نخواهم کرد بلکه فقط گفتم کا بار سریال روی دوش سرسی هست
    این زاویه دید شما بسیار محترم هست و نظر هر کسی قابل احترام.. ولی دلیل نمیشه که اشکارا بیاین و بگید اشغال! به نظر بنده تارگرین لنیستر هر دو مفت خور و به دنبال قدرت بوده و کسافت کاری هایی هم بوده.. ازدواج خواهر و برادر به خاطر ادامه ی نسل؟ اصلا میخوام ادامه نداشته باشه. یا سرسی که با برادر خودش…
    ادمین های محترم من نتوستم با ایمیل خودم کامنت بزارم مشکل کجاست؟

      نقل قول

  • امیر۲….:
    سلام خدمت کاربر لوچیا انا
    بنده هیچ طرفداری از سرسی نکردم و نخواهم کرد بلکه فقط گفتم کا بار سریال روی دوش سرسی هست
    این زاویه دید شما بسیار محترم هست و نظر هر کسی قابل احترام.. ولی دلیل نمیشه که اشکارا بیاین و بگید اشغال! به نظر بنده تارگرین لنیستر هر دو مفت خور و به دنبال قدرت بوده و کسافت کاری هایی هم بوده.. ازدواج خواهر و برادر به خاطر ادامه ی نسل؟ اصلا میخوام ادامه نداشته باشه. یا سرسی که با برادر خودش…

    تارگرین ها همه شون به برادر یا خواهر تمایل نداشتن! در حالی که جیمی و سرسی مثل عاشقانه اسطوره ای به نظر میرسند. تارگرین ها به چیزی غیر از خانواده خودشان تمایل داشتند از جمله این که ریگار عاشق لیانا بود. ریلا عاشق یک شوالیه و آیریس جوانا لنیستر را می خواست و آن دو موقع ازدواج به نظر عذادار میرسیدند و همش هم به خاطر یک رسم احمقانه بود
    ولی بین لنیستر ها که چنین رسمی وجود نداره ولی این دو مثل حیوون توی قلعه با هم جفت گیری میکنند و…
    تارگرین ها حد اقل عدالت داشتند چون که دنریس مخالف برده داری بود و بعد از سالها سختی توانست اژدهایانش را به دست بیاورد و با کلی بدبختی هم ملکه مرین شد. در حالی که سرسی تنها راه حلش حذف و قتل رقبا بود و به مردمی که اون پایین بودند کوچکترین اهمیتی نمی داد در حالیکه دنریس تلاش میکنه در نظر مردم محبوب بشه نه این که رقباش رو مثل این زن آشغال با بیرحمی کنار بزنه.
    آشغال هم تا دلم بخواد میگم چون نفرتی من از این زن دارم شما حتی نمی تونید تصورشم بکنید حساب کارای اون واقعا از دستم در رفته!
    یک چیز دیگه درمورد شرافت تارگرین ها! باید بگم که دورنی ها فقط شانس آوردن و تونستن استقلال داشته باشن در حالی که اگه من جای اگان بودم با همه ی اژدهایانم میرفتم آن سرزمین را با خاک یکسان میکردم!
    آنها ستودنی ان چون به معنای واقعی اژدهان و شما دارید بهشون میگید دیوانه! تنها دلیل دیوانگی آنها به خاطر رسم مسخره ازدواج با محارم بود و اگه نبود الان تارگرین ها منقرض نشده بودند و قدرتمند ترین بودند.

      نقل قول

  • لوچیا آنا: ولی اگرم این طور باشه دیگه جان شخصیت مهمی به حساب نمیاد! اون باید هم خون آتش و خون یخ داشته باشه و سایر چیزا.به نظرتون مارتین انقدر دیگه می خواد داستان رو فیلم هندی کنه و یک شخصیت دیگه رو به جای فرزند لیانا و ریگار جا بزنه؟
    چون معمولا توی فیلم های ترکی یا هندی یک نفر از ناکجا آباد یک دفعه به داستان میاد ولی مارتین این طور نیست

    منظوراز ترانه یخ وآتش شاید صرفابه خاطرداشتن خون یخ وآتش نبوده واز اسم داستان برسونه که مهم ترین خاندان های داستان استارک یخ وتارگرین آتیش البته بیشتر احتمالات اینه که پسرریگار ولیانا باباشه ومن فقط میخوام بگم که فعلا زود نگیم چون ممکنه بعدایه دفعه ضد حال بزنه وحالمون گرفته شه امامنم نمیگم که فرزند لیانا وریگار نیست فقط همه احتمالاتو برسی میکنم چون هنوز مارتین قطعا اعلام نکرده که این تئوری درسته توبعضی سخنانشم اشاره ای به درست بودن اون نکرده وبعدا که اگرم والدینش کسایی دیگه بیاد ازش بپرسن اون میگه که من اصلا نگفتم که جان فرزند لیانا وریگاره وگرنه دیگه نسبتا معلوم شده که پسرریگارولیاناهه

      نقل قول

  • امیدرضا: منظوراز ترانه یخ وآتش شاید صرفابه خاطرداشتن خون یخ وآتش نبوده واز اسمداستان برسونه که مهم ترین خاندان های داستان استارک یخ وتارگرین آتیش البته بیشتر احتمالات اینه که پسرریگار ولیانا باباشه ومن فقط میخوام بگم که فعلا زود نگیم چون ممکنه بعدایه دفعه ضد حال بزنه وحالمون گرفته شه امامنم نمیگم که فرزند لیانا وریگار نیست فقط همه احتمالاتو برسی میکنم چون هنوز مارتین قطعا اعلام نکرده که این تئوری درسته توبعضی سخنانشم اشاره ای به درست بودن اون نکرده وبعدا که اگرم والدینش کسایی دیگه بیاد ازش بپرسن اون میگه که من اصلا نگفتم که جان فرزند لیانا وریگاره وگرنه دیگه نسبتا معلوم شده که پسرریگارولیاناهه

    منظورم از خون و یخ و آتش اصلا اسم کتاب نیست! منظور من همان پرنس موعود یا همان آزورآهایه همان چیزی که ملیساندر میگه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: ولی اگرم این طور باشه دیگه جان شخصیت مهمی به حساب نمیاد! اون باید هم خون آتش و خون یخ داشته باشه و سایر چیزا.به نظرتون مارتین انقدر دیگه می خواد داستان رو فیلم هندی کنه و یک شخصیت دیگه رو به جای فرزند لیانا و ریگار جا بزنه؟
    چون معمولا توی فیلم های ترکی یا هندی یک نفر از ناکجا آباد یک دفعه به داستان میاد ولی مارتین این طور نیست

    منظوراز ترانه یخ وآتش شاید صرفابه خاطرداشتن خون یخ وآتش نبوده واز اسم داستان برسونه که مهم ترین خاندان های داستان استارک یخ وتارگرین آتیش البته بیشتر احتمالات اینه که پسرریگار ولیانا باباشه ومن فقط میخوام بگم که فعلا زود نگیم چون ممکنه بعدایه دفعه ضد حال بزنه وحالمون گرفته شه امامنم نمیگم که فرزند لیانا وریگار نیست فقط همه احتمالاتو برسی میکنم چون هنوز مارتین قطعا اعلام نکرده که این تئوری درسته توبعضی سخنانشم اشاره ای به درست بودن اون نکرده وبعدا که اگرم والدینش کسایی دیگه بیاد ازش بپرسن اون میگه که من اصلا نگفتم که جان فرزند لیانا وریگاره وگرنه دیگه نسبتا معلوم شده که پسرریگارولیاناهه

    لوچیا آنا: تارگرین ها همه شون به برادر یا خواهر تمایل نداشتن! در حالی که جیمی و سرسی مثل عاشقانه اسطوره ای به نظر میرسند. تارگرین ها به چیزی غیر از خانواده خودشان تمایل داشتند از جمله این که ریگار عاشق لیانا بود. ریلا عاشق یک شوالیه و آیریس جوانا لنیستر را می خواست و آن دو موقع ازدواج به نظر عذادار میرسیدند و همش هم به خاطر یک رسم احمقانه بود
    ولی بین لنیستر ها که چنین رسمی وجود نداره ولی این دو مثل حیوون توی قلعه با هم جفت گیری میکنند و…
    تارگرین ها حد اقل عدالت داشتند چون که دنریس مخالف برده داری بود و بعد از سالها سختی توانست اژدهایانش را به دست بیاورد و با کلی بدبختی هم ملکه مرین شد. در حالی که سرسی تنها راه حلش حذف و قتل رقبا بود و به مردمی که اون پایین بودند کوچکترین اهمیتی نمی داد در حالیکه دنریس تلاش میکنه در نظر مردم محبوب بشه نه این که رقباش رو مثل این زن آشغال با بیرحمی کنار بزنه.
    آشغال هم تا دلم بخواد میگم چون نفرتی من از این زن دارم شما حتی نمی تونید تصورشم بکنید حساب کارای اون واقعا از دستم در رفته!
    یک چیز دیگه درمورد شرافت تارگرین ها! باید بگم که دورنی ها فقط شانس آوردن و تونستن استقلال داشته باشن در حالی که اگه من جای اگان بودم با همه ی اژدهایانم میرفتم آن سرزمین را با خاک یکسان میکردم!
    آنها ستودنی ان چون به معنای واقعی اژدهان و شما دارید بهشون میگید دیوانه! تنها دلیل دیوانگی آنها به خاطر رسم مسخره ازدواج با محارم بود و اگه نبود الان تارگرین ها منقرض نشده بودند و قدرتمند ترین بودند.

    فکر میکنید بااژدهاها به درون حمله نکردن حمله کردن اماهیچ وقت نتونستن اون سرزمینو تصرف کنن وهرچی دوست دارین بگید آشغال لفظ آشغال شخصیت شمارو برای نفرت ازیه شخصیت خیالی کوچیک میکنه واینکه مگید اکثر تارگرین ها نمیخواستن با محارم خودشون ازدواج کنن درسته مثل ازدواج آریس وریلا که هیچ کدوم ازدواجو نمیخواستن وناراحت بودن وهمینطور ازدواج بیلورباخواهراش دینا ی جسور واون دوتای دیگه اما بعضیا هم مثل جیمی وسرسی هم دیگرو دوست عاشقانه دوست داشتن وتارگرین هااکثر بی رحم ودیوانه بودن اگر ازدواج بامحارمم نبود بینشون خیلی ازشخصیت های تارگرین مثل ریگاروخیلیای دیگه بوجود نمیومدن یکم اگه تاریخ خونده باشین خاندان تاریگرین واگان فاتح مثل کوروش وخاندان هخامنشیانه وامپراتوری والریاهم بیشتر مثل امپراتوری پارسه جزنابودی وبرده داری شون که مثل نابودی شهر آتلانتیس بوده

      نقل قول

  • درسته به وجود نمی آمدن

    امیدرضا: منظوراز ترانه یخ وآتش شاید صرفابه خاطرداشتن خون یخ وآتش نبوده واز اسمداستان برسونه که مهم ترین خاندان های داستان استارک یخ وتارگرین آتیش البته بیشتر احتمالات اینه که پسرریگار ولیانا باباشه ومن فقط میخوام بگم که فعلا زود نگیم چون ممکنه بعدایه دفعه ضد حال بزنه وحالمون گرفته شه امامنم نمیگم که فرزند لیانا وریگار نیست فقط همه احتمالاتو برسی میکنم چون هنوز مارتین قطعا اعلام نکرده که این تئوری درسته توبعضی سخنانشم اشاره ای به درست بودن اون نکرده وبعدا که اگرم والدینش کسایی دیگه بیاد ازش بپرسن اون میگه که من اصلا نگفتم که جان فرزند لیانا وریگاره وگرنه دیگه نسبتا معلوم شده که پسرریگارولیاناهه

    فکر میکنید بااژدهاها به درون حمله نکردن حمله کردن اماهیچ وقت نتونستن اون سرزمینو تصرف کنن وهرچی دوست دارین بگید آشغال لفظ آشغال شخصیت شمارو برای نفرت ازیه شخصیت خیالی کوچیک میکنه واینکه مگید اکثر تارگرین ها نمیخواستن با محارم خودشون ازدواج کنن درسته مثل ازدواج آریس وریلا که هیچ کدوم ازدواجو نمیخواستن وناراحت بودن وهمینطور ازدواج بیلورباخواهراش دینا ی جسور واون دوتای دیگه اما بعضیا هم مثل جیمی وسرسی هم دیگرو دوست عاشقانه دوست داشتن وتارگرین هااکثر بی رحم ودیوانه بودن اگر ازدواج بامحارمم نبود بینشون خیلی ازشخصیت های تارگرین مثل ریگاروخیلیای دیگه بوجود نمیومدن یکم اگه تاریخ خونده باشین خاندان تاریگرین واگان فاتح مثل کوروش وخاندان هخامنشیانه وامپراتوری والریاهم بیشتر مثل امپراتوری پارسه جزنابودی وبرده داری شون که مثل نابودی شهر آتلانتیس بوده

    خوبه حالا میگید که سازندگان کشور خودتان کسانی مثل اینها بودن و ازشون خوشتون نمیاد! اکثر اونا هم بیرحم بودن ولی دیوانه نبودن و و دیوانه بودنشون به خاطر این بود که مادر و پدرشون خواهر و برادر بودند و خود منم اگر جای آنها بودم اگر آدمای زیاده خواهی رو میدیدم بهشون رحمی نشون نمی دادم!به من میگید شخصیتم پایین میاد هه برید اینو به اونایی بگید که دوست دارن در داستان جایی داشته باشن و قاتل دنریس شن اونوقت این حرفو به من بزنید حداقل من اعتماد کاملمو به مارتین دارم+یک چیز دیگه سرسی و جیمی تارگرین نیستند

      نقل قول

  • لوچیا آنا: ولی اگرم این طور باشه دیگه جان شخصیت مهمی به حساب نمیاد! اون باید هم خون آتش و خون یخ داشته باشه و سایر چیزا.به نظرتون مارتین انقدر دیگه می خواد داستان رو فیلم هندی کنه و یک شخصیت دیگه رو به جای فرزند لیانا و ریگار جا بزنه؟
    چون معمولا توی فیلم های ترکی یا هندی یک نفر از ناکجا آباد یک دفعه به داستان میاد ولی مارتین این طور نیست

    منظوراز ترانه یخ وآتش شاید صرفابه خاطرداشتن خون یخ وآتش نبوده واز اسم داستان برسونه که مهم ترین خاندان های داستان استارک یخ وتارگرین آتیش البته بیشتر احتمالات اینه که پسرریگار ولیانا باباشه ومن فقط میخوام بگم که فعلا زود نگیم چون ممکنه بعدایه دفعه ضد حال بزنه وحالمون گرفته شه امامنم نمیگم که فرزند لیانا وریگار نیست فقط همه احتمالاتو برسی میکنم چون هنوز مارتین قطعا اعلام نکرده که این تئوری درسته توبعضی سخنانشم اشاره ای به درست بودن اون نکرده وبعدا که اگرم والدینش کسایی دیگه بیاد ازش بپرسن اون میگه که من اصلا نگفتم که جان فرزند لیانا وریگاره وگرنه دیگه نسبتا معلوم شده که پسرریگارولیاناهه

    لوچیا آنا: تارگرین ها همه شون به برادر یا خواهر تمایل نداشتن! در حالی که جیمی و سرسی مثل عاشقانه اسطوره ای به نظر میرسند. تارگرین ها به چیزی غیر از خانواده خودشان تمایل داشتند از جمله این که ریگار عاشق لیانا بود. ریلا عاشق یک شوالیه و آیریس جوانا لنیستر را می خواست و آن دو موقع ازدواج به نظر عذادار میرسیدند و همش هم به خاطر یک رسم احمقانه بود
    ولی بین لنیستر ها که چنین رسمی وجود نداره ولی این دو مثل حیوون توی قلعه با هم جفت گیری میکنند و…
    تارگرین ها حد اقل عدالت داشتند چون که دنریس مخالف برده داری بود و بعد از سالها سختی توانست اژدهایانش را به دست بیاورد و با کلی بدبختی هم ملکه مرین شد. در حالی که سرسی تنها راه حلش حذف و قتل رقبا بود و به مردمی که اون پایین بودند کوچکترین اهمیتی نمی داد در حالیکه دنریس تلاش میکنه در نظر مردم محبوب بشه نه این که رقباش رو مثل این زن آشغال با بیرحمی کنار بزنه.
    آشغال هم تا دلم بخواد میگم چون نفرتی من از این زن دارم شما حتی نمی تونید تصورشم بکنید حساب کارای اون واقعا از دستم در رفته!
    یک چیز دیگه درمورد شرافت تارگرین ها! باید بگم که دورنی ها فقط شانس آوردن و تونستن استقلال داشته باشن در حالی که اگه من جای اگان بودم با همه ی اژدهایانم میرفتم آن سرزمین را با خاک یکسان میکردم!
    آنها ستودنی ان چون به معنای واقعی اژدهان و شما دارید بهشون میگید دیوانه! تنها دلیل دیوانگی آنها به خاطر رسم مسخره ازدواج با محارم بود و اگه نبود الان تارگرین ها منقرض نشده بودند و قدرتمند ترین بودند.

    فکر میکنید بااژدهاها به درون حمله نکردن حمله کردن اماهیچ وقت نتونستن اون سرزمینو تصرف کنن وهرچی دوست دارین بگید آشغال لفظ آشغال شخصیت شمارو برای نفرت ازیه شخصیت خیالی کوچیک میکنه واینکه مگید اکثر تارگرین ها نمیخواستن با محارم خودشون ازدواج کنن درسته مثل ازدواج آریس وریلا که هیچ کدوم ازدواجو نمیخواستن وناراحت بودن وهمینطور ازدواج بیلورباخواهراش دینا ی جسور واون دوتای دیگه اما بعضیا هم مثل جیمی وسرسی هم دیگرو دوست عاشقانه دوست داشتن وتارگرین هااکثر بی رحم ودیوانه بودن اگر ازدواج بامحارمم نبود بینشون خیلی ازشخصیت های تارگرین مثل ریگاروخیلیای دیگه بوجود نمیومدن یکم اگه تاریخ خونده باشین خاندان تاریگرین واگان فاتح مثل کوروش وخاندان هخامنشیانه وامپراتوری والریاهم بیشتر مثل امپراتوری پارسه جزنابودی وبرده داری شون که مثل نابودی شهر آتلانتیس بوده

    لوچیا آنا: منظورم از خون و یخ و آتش اصلا اسم کتاب نیست! منظور من همان پرنس موعود یا همان آزورآهایه همان چیزی که ملیساندر میگه

    ترانه یخ وآتش اسم کامل تمام هفت کتابه وگرنه هرکتابی یک اسمی داره مثل کتاب اول بازی تاج وتخت دومی یورش شمشیرها ایناتاال آخر ماسه تا موعود داریم که شاید سه تاش یکی باشن وجانم میتونه بودن اینکه نیمه ی تارگرین باشه آرزوآهای باشه اون پرانس وعده داده شده از نسل تارگرینه البته شایدم اینطورباشه نمیدونم چون جان اگه پدرومادرش ریگارولیانا باشه پس هرسه تاشه ازخون یخ وآتشه

      نقل قول

  • ازدواج با محارم هم به نظرم چندش ترین کار در این داستان بوده فکرش را بکن این طوری بابات علاوه بر این که باباته میشه داییت! مادرت میشه عمه ات! پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها یکی هستن و قبل از آن هم یکی! عمه ات به جز عمه خاله هم میشود و دایی دیگه ات میشود عموت و …
    وای :head: :head: :head: :head: :head:
    حتی فکر ترکیب همه اینها باعث میشه خل بشم! :cry:

      نقل قول

  • ویه چیزی سازندگان کشورما این خصوصیات روداشتن اما اونا برده داری توی امپراتوری پارس برخلاف والریا نداشتن ومیشه گفت ترکیبی از هوش وسیاست لنیسترها وشجاعت استارکها وقدرت تارگرینا وعدالت وبخشندگی باریتون ها وهیچ کدوم ازصفت های بداونا روندارن جز ازدواج بامحارم که اونم درست مثل تارگرین ها ومتاسفانه بعضی هاباساختن فیلم هایی مثل ۳۰سعی درخراب کردن اونها داشتن اما تاریخ وحقیقت مشخصه خشبختانه

      نقل قول

  • امیدرضا:
    ویه چیزی سازندگان کشورما این خصوصیات روداشتن اما اونا برده داری توی امپراتوری پارس برخلاف والریا نداشتن ومیشه گفت ترکیبی از هوش وسیاست لنیسترها وشجاعت استارکها وقدرت تارگرینا وعدالت وبخشندگی باریتون ها وهیچ کدوم ازصفت های بداونا روندارن جز ازدواج بامحارم که اونم درست مثل تارگرین ها ومتاسفانه بعضی هاباساختن فیلم هایی مثل ۳۰سعی درخراب کردن اونها داشتن اما تاریخ وحقیقت مشخصه خشبختانه

    اصلا میدونین چیه؟نظر شما و نه هیچ کس دیگر برای من اهمیتی نداره من فقط دو تا کلمه در مورد این داستان میگم(استارک،تارگرین)بقیه برن به درک و دیگه اصلا برام مهم نیست که شما و بقیه مخالفا چه فکری میکنید!از اول هم مهم نبود نمیدونم اصلا چرا این نظرات رو دادم و شماها رو آدم حساب کردم

      نقل قول

  • امیدرضا:
    ویه چیزی سازندگان کشورما این خصوصیات روداشتن اما اونا برده داری توی امپراتوری پارس برخلاف والریا نداشتن ومیشه گفت ترکیبی از هوش وسیاست لنیسترها وشجاعت استارکها وقدرت تارگرینا وعدالت وبخشندگی باریتون ها وهیچ کدوم ازصفت های بداونا روندارن جز ازدواج بامحارم که اونم درست مثل تارگرین ها ومتاسفانه بعضی هاباساختن فیلم هایی مثل ۳۰سعی درخراب کردن اونها داشتن اما تاریخ وحقیقت مشخصه خشبختانه

    عدالت و بخشندگی براتیون ها؟ اگه واقعا این طور بود وقتی رابرت ریگار رو کشت دیگه سراغ بقیه تارگرین ها نمیرفت و قصد جان یک دختربچه و جنین متولد نشده اش را نمی کرد! هوش و سیاست هم فقط مال تایوین و تیریون بود نه مال اون سرسی و استارک ها فراموش نکنید با شرافت ان و همین شرافت اسم دیگه ی ضعف اوناست و تارگرین ها هم فقط اگه ازدواج با محارم نداشتن دیگه برترین میشدن و دنریس هم مخالف برده داری بود

      نقل قول

  • لوچیا آنا: اصلا میدونین چیه؟نظر شما و نه هیچ کس دیگر برای من اهمیتی نداره من فقط دو تا کلمه در مورد این داستان میگم(استارک،تارگرین)بقیه برن به درک و دیگه اصلا برام مهم نیست که شما و بقیه مخالفا چه فکری میکنید!از اول هم مهم نبود نمیدونم اصلا چرا این نظرات رو دادم و شماها رو آدم حساب کردم

    برای منم نظرشما هیچ اهمیتی نداره چون همه چیز مشخصه واگه بیننده به طور دقیق بنگره پس همینطوریه

      نقل قول

  • لوچیا آنا: عدالت و بخشندگی براتیون ها؟ اگه واقعا این طور بود وقتی رابرت ریگار رو کشت دیگه سراغ بقیه تارگرین ها نمیرفت و قصد جان یک دختربچه و جنین متولد نشده اش را نمی کرد! هوش و سیاست هم فقط مال تایوین و تیریون بود نه مال اون سرسی و استارک ها فراموش نکنید با شرافت ان و همین شرافت اسم دیگه ی ضعف اوناست و تارگرین ها هم فقط اگه ازدواج با محارم نداشتن دیگه برترین میشدن و دنریس هم مخالف برده داری بود

    اونارورابرت نکوشت ولی تاسفم نخورد اونا درجریان حمله لنیستری ها به پایتخت کشته شدن وجنگ کوچیکو بزرگ نداره وگفته بودم تمام شخصییت هاخاکسترین بدی وخوبی دارن ودنریسم تنهاچیزی که میخواهد قدرته وبخاطر اینم بیشتربا برده داری مخالفه تا خودشوپیش بقیه خوب جلوه بده تاتختوبدست بیاره ببینیم اون بین زندگی برده هاوتخت کدومو انتخاب میکنه اما جان تنهاچیزی که میخواسته اینه که بهش مثل حروزاده نگاه نکنن وتریونم میخواسته که کنفت نشه پیش بقیه وجان بخاطر نجات قبایل آزاد جون خودشوبخطرانداخت وباوایت واکرها جنگید وتیریونم جون مردمو از دست سپاه استینس به خطرانداخت واونا خواستن میون جنگ بکوشنش ودنریس چیزی جزاسم خانوادگی باارزش نداره

      نقل قول

  • لوچیا آنا: تارگرین ها همه شون به برادر یا خواهر تمایل نداشتن! در حالی که جیمی و سرسی مثل عاشقانه اسطوره ای به نظر میرسند. تارگرین ها به چیزی غیر از خانواده خودشان تمایل داشتند از جمله این که ریگار عاشق لیانا بود. ریلا عاشق یک شوالیه و آیریس جوانا لنیستر را می خواست و آن دو موقع ازدواج به نظر عذادار میرسیدند و همش هم به خاطر یک رسم احمقانه بود
    ولی بین لنیستر ها که چنین رسمی وجود نداره ولی این دو مثل حیوون توی قلعه با هم جفت گیری میکنند و…
    تارگرین ها حد اقل عدالت داشتند چون که دنریس مخالف برده داری بود و بعد از سالها سختی توانست اژدهایانش را به دست بیاورد و با کلی بدبختی هم ملکه مرین شد. در حالی که سرسی تنها راه حلش حذف و قتل رقبا بود و به مردمی که اون پایین بودند کوچکترین اهمیتی نمی داد در حالیکه دنریس تلاش میکنه در نظر مردم محبوب بشه نه این که رقباش رو مثل این زن آشغال با بیرحمی کنار بزنه.
    آشغال هم تا دلم بخواد میگم چون نفرتی من از این زن دارم شما حتی نمی تونید تصورشم بکنید حساب کارای اون واقعا از دستم در رفته!
    یک چیز دیگه درمورد شرافت تارگرین ها! باید بگم که دورنی ها فقط شانس آوردن و تونستن استقلال داشته باشن در حالی که اگه من جای اگان بودم با همه ی اژدهایانم میرفتم آن سرزمین را با خاک یکسان میکردم!
    آنها ستودنی ان چون به معنای واقعی اژدهان و شما دارید بهشون میگید دیوانه! تنها دلیل دیوانگی آنها به خاطر رسم مسخره ازدواج با محارم بود و اگه نبود الان تارگرین ها منقرض نشده بودند و قدرتمند ترین بودند.

    عزیز عصبانی نشو برات خوب نیست… :D:
    بنده هم عرض کردم که این نظر شماست و قابل احترام بنده هم نظر خودمو بیان کردم که دنریس یه شخصیت مفت خور و اضافی تو سریال هست اون همون بهتره بره میرین یونکای استاپور.. به کشفیات خودش ادامه بده..امیدوارم جان به خواسته ش برسه :rose:

      نقل قول

  • ناموسا این چیزی نیست که ارزش دعوا رو داشته باشه :bl: بالاخره یکی تارگریان دوست داره یکی لنیستر نظر همه هم محترمه ;-) اگرم خواستین یه جوری نظرتون رو به کرسی بنشونین احترام بهترین راهه :rose:

      نقل قول

  • رضا تارگریان:
    ناموسا این چیزی نیست که ارزش دعوا رو داشته باشه بالاخره یکی تارگریان دوست داره یکی لنیستر نظر همه هم محترمه اگرم خواستین یه جوری نظرتون رو به کرسی بنشونین احترام بهترین راهه

    ولی تو شرافت هیچکدوم به استارک نمیرسه

    ولی باید از دیدگاه همه در نظر گرفت ،خود من اول از جیمی متنفر بودم ولی وقتی داستان از کتاب ۳ از دیدگاه اون رفت کم کم به شخصیتش علاقه پیدا کردم که الان از مورد علاقه هامه…
    پس به نظر من همه رو از دیدگاه خودشون بسنجیم مثل خود” ج ر ر مارتین”

    ….زنده باد پادشاهی شمال

      نقل قول

  • Queen Sansa: ولی تو شرافت هیچکدوم به استارک نمیرسه

    ولی باید از دیدگاه همه در نظر گرفت ،خود من اول از جیمی متنفر بودم ولی وقتی داستان از کتاب ۳ از دیدگاه اون رفت کم کم به شخصیتش علاقه پیدا کردم که الان از مورد علاقه هامه…
    پس به نظر من همه رو از دیدگاه خودشون بسنجیم مثل خود” ج ر ر مارتین”

    ….زنده باد پادشاهی شمال

    درسته استارک هاهم باهوش بودن میتونستن پیروز بشن اما شرافتشون مانع میشوده جیمی هم اولا یه کم عجول بود امابعد داستانو ازدیدش دیدیم اگه اون نبود پادشاه دیوانه همه ی مردمو به هوا میرسوند تازه سعیم کرد ازشون دفاع کنه ومنم جیمی یکی ازسه شخصیت اصلی مورد علاقمه ومن از تنها چیز نداستارک بدم میومد دیدش نسبت به جیمیه وباید به جای شاه کوش بهش لقب قهرمان کینز لندیز میدادن

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: