مقالات اختصاصی

چرا نبرد سرنوشت‌ساز اپیزود شب طولانی از فصل هشتم تا این حد ناامید کننده بود؟

game of thrones war battle aegon targaryen jon snow hd wallpaper preview - چرا نبرد سرنوشت‌ساز اپیزود شب طولانی از فصل هشتم تا این حد ناامید کننده بود؟
نویسنده نوید لنیستر

چندین ماه از پایان بازی تاج و تخت گذشته اما همچنان بحث و جدال بر سر آخرین فصل این فرانچایز محبوب باقی مانده . فصل نهایی سریال گیم آو ترونز را می توان جنجالی ترین فصل آن دانست، فصلی که بیشتر طرفداران را به خاطر پایان بندی آن ناامید کرد.در این مقاله به تحلیل و بررسی یکی از اپیزودها و نبردهای این فصل که از قضا بزرگترین و شاید مهم ترین اپیزود کل سریال باشد خواهیم پرداخت. بله درست حدس زدید، اپیزود شب طولانی.
از همان اولین سکانس سریال که برای اولین بار وایت واکرها را دیدیم و با ارتش مردگان آشنا شدیم، تا زمانیکه بالاخره در آخرین اپیزود فصل هفتم و آخرین سکانس آن، ارتش مردگان و شاه شب موفق شدند بعد از هزاران سال از دیوار عبور کنند، سریال نوید نبردی بزرگ و حماسی میان ارتش مردگان و جناح زندگان را می داد. نبردی که قرار بود یکی از به یاد ماندنی ترین و بزرگترین نبردهایی باشد که تاریخ سینما و تلویزیون تاکنون به خود دیده. در اینکه این نبرد بزرگ و حماسی بود شکی نیست و برای خود من این اپیزود و نبرد آن حاوی تعدادی از زیباترین و حماسی ترین صحنه هایی بوده که تاکنون در این مدیوم دیده ام. اما متاسفانه به دلایلی مختلف نقاط ضعفی کوچک و گاها بزرگ باعث شد تا این نبرد آنچنان که باید و شاید به یاد ماندنی نشود و حتی بسیاری از طرفداران پایان آن را یکی از بدترین پایان هایی بدانند که نویسندگان می تتوانستند برای آن بنویسند. حتی خود اتفاقات نبرد نیز اگر با دقت به آن توجه شود اشکالات ریز و درشتی دارند که از جذابیت های نبرد می کاهند. در ادامه سعی شده تا مهم ترین ایرادات و ضعف های این اپیزود و نبرد شب طولانی مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد.

 

پایانی زود هنگام برای شاه شب و ارتش مردگان

41a52093d854bf3ed774c3240eb23d49 301x400 - چرا نبرد سرنوشت‌ساز اپیزود شب طولانی از فصل هشتم تا این حد ناامید کننده بود؟
می توان گفت که شاه شب سریال و یا آدر بزرگ کتابها بزرگترین آنتاگونیست داستان بوده و ارتش مردگان اصلی ترین وجدی ترین تهدید کل دنیای شناخته شده نغمه هستند. سریال از همان ابتدای راهش چه مستقیم و غیر مستقیم به ما نشان داد که جنگ ها و نزاع های سیاسی میان لردها و پادشاهان وستروس در برابر جنگ نهایی با ارتش مردگان شبیه به بازی بوده و کل وستروس باید در برابر این ارتش متحد شوند. آنطور که پیش می رفت بیشتر طرفداران انتظار داشتند که نبرد نهایی سریال با ارتش مردگان و شاه شب آخرین آنتاگونیست سریال باشد. اما به شکلی غیر منتظره پرونده شاه شب و ارتش مردگان در قسمت سوم و نیمه اول فصل هشتم بسته شد. اتفاقی که به نوعی خیانت به ارزشهای سریال و هر آنچه بر اساس آن جلو می رفت بود. جدا از نحوه نابودی آنان که اصلی ترین مشکل اپیزود و یا شاید حتی کل سریال باشد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت، نابودی ارتش مردگان در قسمت سوم و در نبرد وینترفل کار کاملا اشتباهی بود. درست است که همه طرفداران سریال به این آنتاگونیست ها علاقه نداشته و منتظر یک قتل عام درست و حسابی از سوی آنان و تکرار یک زمستان چندین ساله دیگر با حکمرانی وایت واکرها را نداشتند، حتی افرادی بودند که اصلا ارتش مردگان جذابیتی برای آنان نداشت و جنگ های سیاسی را ترجیح می دادند اما نویسندگان باید به این وجه داستانی که هفت فصل تمام برای عبور شدنشان از دیوار زمینه چینی کردند، بهتر و بیشتر در فصل هشتم می پرداختند. مشکل اینجاست که سریال به مدت هفت فصل مداوم به مرور شاه شب، وایت واکرها و ارتش مردگان را تعریف کرد و آنان را زیادی بزرگ و خطرناک جلوه داد و در نهایت نیز به طرز نا امید کننده و عجولانه ای در همان نزدیکی دیوار و در وینترفل به کار آنان پایان داد. انگار که این وجه داستان روی دست نویسندگان مانده بود و فقط می خواستند به هر نحوی از شرشان خلاص شوند. اینکه جنگ با مردگان جنگ نهایی سریال نبود و بعد از آن باز هم سراغ جنگهای سیاسی و نزاع برای تخت آهنین رفتیم، به نوعی زیر پا گذاشتن هر آنچه که سریال در هفت فصل برایش زمینه چینی می کرد بود. مطمئنا اگر ارتش مردگان در نبرد وینترفل پیروز می شدند و تا جنوب می آمدند، داستان به مراتب جذابتری را مشاهده می کردیم و خطرناک بودن آنان بیشتر احساس می شد.

 

نحوه مرگ شاه شب

ee8d7544f7d7c422a400ba7f2ab508f5 267x400 - چرا نبرد سرنوشت‌ساز اپیزود شب طولانی از فصل هشتم تا این حد ناامید کننده بود؟
سکانس نهایی نبرد در قسمت شب طولانی که شاه شب در آن توسط آریا از بین می رود، از سکانس هایی است که تقریبا بیشتر طرفداران از آن ناراضی بوده و آن را غیر منطقی می دانند. البته تعدادی نیز آن را تنها راه ممکن برای شاه شب می دانند چرا که او هیچگاه حاضر به جنگیدن و نبرد روبرو نمی شد و همیشه خود را از میدان نبرد دور نگه می داشت. این قضیه از لحاظ منطقی درسته و قبلا نیز در اپیزود هاردهوم دیدیم که او تا زمانیکه نبرد تمام نشد پایین نیامد. حتی اگر این را هم بپذیریم، عبور آریا از میان آن همه وایت واکر و وایت و پریدن روی شاه شب تقریبا غیر ممکن بود. درست است که آریا چندین سال در خانه سیاه و سفید نزد مردان بی چهره تعلیم دید تا بتواند به قاتلی حرفه ای تبدیل شود که می تواند بصورت مخفیانه هدفش را بکشد اما این قضیه شاید برای افراد عادی درست باشد اما اینجا هدف او شاه شب بود، کسیکه در دنیای نغمه همتا ندارد. حتی با وجود آنهمه وایت واکر نیز بعد از اینکه تقریبا آریا همه را رد کرد هیچکدام عکس العملی نشان ندادند و سر جای خود ماندند. البته همان عبور آریا از میان فرماندهان و پریدن روی شاه شب آنچنان غیر منطقی بود که دیگر به نظرم لازم نیست ادامه آن را تحلیل کرد. اگر مرگ شاه شب شبیه به این سکانس و در طول نبرد و جایی در میدان جنگ رخ میداد شاید قابل قبول تر بود. مثلا زمانیکه شاه شب با جان می جنگید، آریا رویش می پرید و اورا به شکلی که دیدیم نابود می کرد. جالب اینجاست که دیوید بنیوف درباره این صحنه مستقیما گفته که قصدمان شوکه کردن تماشاگران بود، یعنی منطق داستانی و سرنوشت کاراکتر به کنار، مهم اینه که تماشاگران شوکه شوند!

 

حمله غیر منطقی دوتراکی ها در ابتدای نبرد

d57c2a02fa1f734556bdaf1ca898050b6ff65300r1 600 338v2 uhq - چرا نبرد سرنوشت‌ساز اپیزود شب طولانی از فصل هشتم تا این حد ناامید کننده بود؟
یکی از زیباترین لحظات اپیزود شب طولانی مربوط به زمانی است که ارتش عظیم دوتراکی ها با سلاح های آتشین خود که با جادوی ملیساندرا آتش گرفتند به سمت ارتش مردگان حمله ور می شوند. این سکانس از لخاظ فیلمبرداری و همچنین موسیقی متنی که همزمان با آن پخش می شود فوق العاده حماسی و زیباست. بعد از آنکه دوتراکیها در مدت زمان کوتاهی نیز بیشتر از نصفی از ارتششان را در این حمله از دست می دهند، حس ناامیدی بزرگی به جود آمد و نشان داد که ارتش مردگان شکست ناپذیر بوده و تنها کاری که جناح زندگان می توانند بکنند، متوقف کردنشان تا زمان کشتن شاه شب است. جدا از ویژگی های ظاهری این لحظه، اگر توجه کنید متوجه خواهید شد که این حمله هیچ دلیل منطقی نداشت. چرا باید به چنین ارتش شکست ناپذیری حمله ور شد؟ مگر جان و بقیه قبلا با آنان روبرو نشده بودند و نمی دانستند که هر چقدر تعداد نیروهایشان بیشتر هم که باشد بازم نمی توانند در برابر آنها کاری پیش ببرند. جنگجویان سوار کار دوتراکی یکی از قدرتمندترین ارتش های کل دنیای نغمه بوده و در جنگهای روبرو شکست ناپذیرند. همانطور که در اپیزود غنائم جنگ دیدیم آنان توانستند ارتش لنیستر ها را به راحتی تکه پاره کنند. اما حتی چنین نیرویی نیز نمی تواند کاری در برابر ارتش شاه شب پیش ببرد و چنین حرکتی کاملا غیر عقلانی و خودکشی بود. ظاهرا این صحنه فقط به خاطر زیبایی و حماسی بودنش فیلمبرداری شد. بهتر بود که دوتراکی ها در جناحین چپ و راست قرار گرفته و زمانیکه ارتش مردگان حمله می کرد، از طرفین به آنان ضربه می زدند تا میزان مقاومت جناح زندگان بیشتر شده و درصد تلفات خود را هم پایین می آوردند.

 

نجات یافتن تمامی شخصیت های اصلی

image asset 321x400 - چرا نبرد سرنوشت‌ساز اپیزود شب طولانی از فصل هشتم تا این حد ناامید کننده بود؟

روند سریال از ابتدا به نوعی بود که نشان داد حتی مهم ترین شخصیت ها هم هیچگاه در امان نبوده و بازی تاج و تخت ترسی از حذف یک کاراکتر مهم از داستان را ندارد. وقتی می دیدیم که شخصیتها اینگونه در جدال با یکدیگر کشته می شوند فکر می کردیم لابد در جدال با ارتش مردگان خیلی بیشتر از این در خطر خواهند بود. سریال ارتش مردگان و شاه شب را به قدری بزرگ و خطرناک جلوه داده بود که تقریبا مطمئن بودیم آن ها تعدادی از شخصیتهای اصلی را خواهند کشت. اما در کمال ناباوری این اتفاق اصلا نیفتاد و فقط چند شخصیت فرعی و نیمه اصلی کشته شدند. شخصیت هایی که در این اپیزود کشته شدند اد، لیانا مورمونت، جورا، بریک دانداریون، تئون، ملیساندرا بودند. تقریبا هیچ کاراکتر مهمی در این اپیزود کشته نشد، به جز تئون و جورا که البته در مقایسه با اشخاصی مانند دنریس وجان اصلا مهم به حساب نمی آیند، بزرگترین مرگهای این اپیزود بودند. مابقی افراد کشته شده مانند بریک، لیانا و اد شخصیت هایی فرعی بودند که بود و نبودشان در ادامه داستان تفاوتی ایجاد نمی کرد. چرا نبردی به این عظمت که از قضا مهم ترین نبرد سریال هم بود نباید حاوی مرگ حداقل مرگ یکی از شخصیتهای اصلی باشد؟ بدتر از این قضیه قرار گرفتن بیشتر شخصیت ها در موقعیت کشته شدن در کل اپیزود شب طولانی بود اما ناگهان به شکل معجزه واری نجات پیدا می کردند. مثلا جیمی در یک سکانس بریین را نجات می دهد و در سکانس دیگری بریین جیمی را از مرگ نجات می دهد. این قضیه برای شخصیتهای دیگری نیز صدق می کرد. انگار نویسندگان به زور می خواستند آن ترس و حس نابودی را منتقل کنند اما در لحظه پایانی با نجات کاراکتر آنرا خراب می کردند. متاسفانه همین نجات پیدا کردن شخصیتهای مهم و نمردن آنها در این نبرد باعث شد تا آن حس آخرالزمانی و فوق خطرناک بودن ارتش مردگان منتقل نشود.

 

نجنگیدن شاه شب

d743ca4a1e7a83fac267bbfdd83646d3 288x400 - چرا نبرد سرنوشت‌ساز اپیزود شب طولانی از فصل هشتم تا این حد ناامید کننده بود؟
در بیشتر فیلم ها و داستان ها اکثرا در پایان آنها آنتاگونیست و پروتاگونیست اصلی داستان با هم روبرو شده و شاهد نبرد و درگیری میان آنها خواهیم بود. جان اسنو و شاه شب را اگر اصلی ترین آنتاگونیست و پروتاگونیست اصلی داستان ندانیم ولی باید قبول کرد که آنان دشمن رقیب اصلی یکدیگر قبل و در طول این نبرد بودند. شاه شب برای جان کسی بود که قصد نابودی تمام دنیایی را داشت که عزیزترین نزدیکانش را هم شامل میشد، تمام فکر و ذکر جان از زمانیکه شاه شب را برای اولین بار در هاردهوم دید، این شده بود که به هر نحوی جلوی او و ارتشش را بگیرد. جان نیز برای شاه شب جدی ترین رقیبش به حساب می آمد، کسیکه با زحمت توانست دنریس را راضی کند تا به او در جنگ با ارتش مردگان بپیوندد و اگر جان از مرگ باز نمی گشت یا شاه شب او را در هاردهوم می کشت احتمالا الان کل وستروس و دنیای شناخته شده به قلمروی یخی و تاریک شاه شب تبدیل شده بود.
از زمانیکه این دو شخصیت برای اولین بار در هاردهوم چشم تو چشم شدند و بعدا در اپیزود آنسوی دیوار دوباره یکدیگر را دیدند، همه بر این باور بودند که نبردی فوق العاده میان این دو کاراکتر را در فصل های آخر خواهیم دید. اما تنها چیزی که سریال تحویل طرفداران داد آن صحنه دویدن جان در طول نبرد به سمت شاه شب بود. در برنامه گفت که به نظر من و وایس درست نبود که نبردی میان شاه شب و جان را نشان دهیم. ولادیمیر فوردیک بازیگر شاه نیز دلیل نجنگیدن شاه شب را اینگونه بیان کرد که چون او شاه بود نباید جان خودش را در خطر می انداخت از این کار اجتناب کرد. شاید حرف آنان از لحاظ منطقی درست باشد ولی از آنجا که ای آخرین اپیزودی بود که شاه شب در آن حضور داشت، بهتر بود تا حداقل مبارزه ای هر چند کوتاه از او با جان یا یکی از کاراکترهای اصلی می دیدیم. درسته که او درگیری های خیلی کوتاهی با تئون و آریا داشت و همین دو صحنه کوتاه عکس العمل سریع و سرعت شاه شب را نشان داد اما خیلی بهتر می شد که جدا از این دو صحنه که شاه شب در جایی در میدان نبرد که از اژدها میقتاد با تعدادی از زندگان درگیر میشد تا قدرت و نیروی خارق العادش کاملتر نشان داده میشد. لازم به ذکره که سابوچنیک کارگردان اپیزود شب طولانی گفته که صحنه ای از شاه شب که با تعدادی از زندگان درگیر شده را فیلمبرداری کرده ایم اما در نهایت چون به نظرمان شلوغ و غیر ضروری می آمد، از نشان دادن آن خودداری کردیم!جالبه که پرداختن بیش از حد به روابط سم و گیلی یا گری ورم و میساندی غیر ضروری نیست اما نشان دادن جنگیدن مهم ترین آنتاگونیست داستان اضافه و غیر ضروی است، این چنین منطقی دارند نویسندگان سریال!

 

وایت واکرهای بی مصرف

s9do407kbhu21 753x400 - چرا نبرد سرنوشت‌ساز اپیزود شب طولانی از فصل هشتم تا این حد ناامید کننده بود؟
جدا از اینکه یک صحنه نبرد راضی کننده از جنگیدن شاه شب ندیدیم، فرماندهان ارتشش یا همان وایت واکرها نیز در این اپیزود کاملا بی مصرف بودند. تنها کاری که آنان در این اپیزود انجام دادند نظاره کردن اتفاقات نبرد بود. تا قبل از زمانیکه آریا ضریه نهایی را به شاه شب وارد کرد، با خودم می گفتم که احتمالا چون این نبرد نهایی با شاه شب نیست، یک صحنه جانانه از نبرد وایت واکرها با تعدادی از کاراکترهای اصلی را برای اپیزودهای بعدی نگه داشته اند اما بعد از آن باور نمی کردم که سریال حتی این را از طرفدارانش گرفت. این فرماندهان که در اپیزودهایی مانند هاردهوم یا آنسوی دیوار نشان دادند، پتانسیل خلق لحظاتی زیبا و نبردهایی نفس گیر را با وجود قدرتهای خاصشان دارند، در این اپیزود هیچ کاری انجام ندادند. مطمئنا دلیل نویسندگان برای نشان ندادن چنین صحناتی این بوده که چون بیشتر وایت هایی که در ارتش مردگان حضور داشتند نیز توسط همین وایت واکر ها زنده و تبدیل شده بودند، آنان نیز مانند شاه شب از در خطر قرار دادن جانشان امتناع می کردند. اما بازم همانطور که در بالا اشاره کردم، از آنجا که این آخرین حضور ارتش مردگان در داستان و این نبرد، بزرگترین نبرد سریال بود، باید حداقل یک صحنه از جنگیدن وایت واکرها با جناح زندگان می دیدیم. همچنین جنگیدن کاراکترها فقط با وایت ها در اواخر اپیزود شب طولانی تکراری شد و این کار می توانست به نبرد تنوع ببخشد. یک نکته دیگر که لازمه اضافه کنم، این است که در پایان اپیزود دوم وقتی دیدیم ارتش مردگان به وینترفل می رسند و نمایی از وایت واکرها و ارتش مردگان نشان داده می شود (تصویر بالا) تعداد زیادی وایت واکر که حداقل پنجاه نفر بودند را مشاهده می کنید اما بعدا در اپیزود سوم و زمانیکه با شاه شب وارد جنگل خدایان شدند فقط ۱۳ نفر از آنان را دیدیم!

لینک کوتاه مطلب : https://winterfell.ir/?p=13734

درباره نویسنده

نوید لنیستر

نویسنده و مترجم مطالب سایت

۴ دیدگاه

  • واقعا چقدر برای فصل ۶ هیجان داشتم چقدر تئوری هوادارها مطرح کردن اما فصل ۷ و ۸ همه رو نابود کرد همه اون حس خوب نسبت به گات رو ، واقعا حیف سریالی که میتونست تا ۱۰ یا ۱۲ فصل در اوج قدرت ادامه داشته باشه رو با ۲ فصل پایانی ضعیف جمع کردن و سمبل بندی کردن رفت ، واقعا برای شورانرها متاسفم میتونستن با یک پایان خوب خودشون رو برای همیشه ماندگار کنند ولی اینجوری آبروی خودشون رو بردند و نشون دادن بدون اقتباس از کتاب مارتین تفکراتشون در حد مسخره بازی هالیوودی بیشتر نیست

      نقل قول

نظر شما چیست؟

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: