از اینکه این روزها سایت از لحاظ پستهای خوندنی کمی تهی شده ناراحتم. متاسفانه دوستان همه پر مشغله شدن و خودم هم تمام وقت باقیمونده رو فدای آمادهسازی فصلهای جدید کردم. چی میشد دوستان دیگهای که سواد ترجمه دارن و میتونن تو ترجمه مقالات و مصاحبهها و… ما رو کمک کنن پا پیش بذارن؟! اما در هر حال بررسی فصلها چیزیه که دیگه نمیشه ازش گذشت. با بررسی فصل ۷۳ جان در خدمت شما عزیزان هستیم.
استنیس ناگهان از شرق ظاهر شد و شر بزرگ وحشیها رو از سر نگهبانان شب و دیوار کم کرد. این شوک شیرین از اون دست اتفاقاتی بود که ما اصولاً جرئت آرزو کردنش در دنیای نغمه رو نداشتیم. اگر تالکین بود کاملاً قابل پیشبینی بود. مثل از راه رسیدن گندالف در هنگام محاصره هلمزدیپ یا رسیدن قوای روهان در نبرد پای دیوارهای میناستریس. اما اینجا دنیای بیرحم وستروسه. جایی که کمک از هیچ کجا نمیرسه جز برای دشمنت! اما انگار اینبار دل سنگ مارتین به رحم اومده. البته کسانی مثل من که حسابی زخم خوردهی مارتین هستیم، از شمشیر شعلهور استنیس هم میترسیم! اما در هر حال بالاخره با کمک یکی از پنج پادشاه برادران شب بر خطر بزرگ وحشیها نائل اومدن و تونستن که دیوار رو در مقابل اونها حفظ کنند.
واقعاً که مارتین به زیبایی دنیای واقعی رو به تصویر کشیده. دنیایی که در اون هیچ کس از فردای خودش خبر نداره و نمیدونه چه شانس بزرگ یا فاجعهای پشت همین پیچ پیش رو به انتظارش نشسته.
بحثهای مختلفی میشه در مورد وقایع این فصل مطرح کرد و من همین حالا هم مطمئن نیستم که به کدومش بپردازم. پس فعلاً همهی اونا رو مطرح میکنم.
اولین بحث مربوط به شیپور زمستان و منس ریدره. آیا واقعاً باید قبول کنیم که این شیپور همون شیپور جادوییه؟ پس یعنی باید بپذیریم که افسانهی جورامون و اینکه غولها با نوای همین شیپور از زیر خاک پیدار شدن حقیقت داره؟ برای شخص من یه خورده باور چنین حرفی مشکله. مارتین بارها در طی داستان نشون داده که افسانهها چطور از گوشه و کنار یه حادثه واقعی سربرمیارن و روی حقیقت سایه میندازن، حال این شیپور چه توانایی بیدار کردن غولها رو داشته باشه و چه نه، هنوز هم تهدید بزرگی برای دیوار محسوب میشه. آیا باید پذیرفت جادویی بزرگ در این وسیله نهفته که بر جادوی فرزندان جنگل چیره میشه؟ یا اینکه صرفاً بلوفی از طرف منس برای امتیاز گیری از نگهبانانه؟
احساس مسئولیتی که منس در قبال استفاده از این شیپور از خودش نشون داد برای من خیلی جالب بود. اون به خوبی میدونه که گرچه این دیوار تا به امروز بزرگترین دشمن مردمش بوده، اما حالا به تنها سپر اونها در مقابل وحشت عظیم شمال تبدیل شده. اما در عین حال خواستهای که از جان داره خواستهای بسیار چالشبرانگیزه. عبور تمام وحشیها از دیوار چیزیه که با فلسفه وجودی نگهبانان شب (دست کم در قرنهای اخیر) تناقض آشکاری داره. اما واقعاً کار درست چیه؟ کدوم تصمیم میتونه انسانیتر باشه؟ اجازه عبور دادن و نجات جان چند هزار نفر از مردمان آزاد در مقابل آدرها، یا رها سازی چند هزار وحشی خطرناک در جان مردمان وستروس؟ مهم نیست که جان یا نگهبانان دستکم فعلاً از اجبار انتخاب خلاص شدن. این سوال بازهم ارزش پرداختن داره.
نکتهی دیگه احساس علاقهی خاص منس نسبت به جان هستش. منس با اینکه میدونه جان بهش نارو زده، باز هم طوری رفتار میکنه که انگار حس علاقهای نسبت بهش داره. نکنه منس بابای جان باشه؟!!!!
حضور استنیس در پای دیوار شرایط شمال رو به کلی تغییر میده. یه پادشاه پا به دیوار گذاشته. پادشاهی که صرفاً این همه راه رو نیومده که دیوار رو نجات بده و برگرده. حالا که اون اینجاست قطعاً هدفهای دیگهای هم در سر داره. این اتفاق در نبرد نگهبانان با وحشیها و آدرها تاثیر خواهد داشت. حتی میتونه در وقایع شمال و سرنوشت بولتنها هم تاثیر بذاره. ضمن اینکه در عین حال حضور استیس به عنوان یه مدعی دروغین سلطنت میتونه باعث خشم قدمگاه پادشاه و لنیسترا بشه. چراکه نگهبانان سوگند خوردن که در منازعات مملکت دخالتی نکنن. حالا پناه دادن و پذیرایی از یک غاصب جرمیه که اونا نمیتونن ازش فرار کنن. به نظر شما واکنش تاج و تخت به این اتفاق چی میتونه باشه؟
حیفه در انتها از یه نفر قدردانی نشه. لرد داووس دست پادشاه! مظهر شرافت و وفاداری که باعث همه این اتفاقات شیرین شد. داووس شخصیتی دلنشین و ساده است که تغییرات بزرگی رو ایجاد میکنه. حق این بود که از اون هم به درستی تقدیر بشه.
در مورد نتایج حضور ملیساندر در پای دیوار حرفهای زیادی هست که در فصلهای بعدی بهش میپردازیم.
اول که مقاله عالی بود.
دوم میگم که به نظر من استنیس می تونه دیوار ره به خوبی نگه داره و وضوع هم مشخصه که میسنادی اینو می خواد پس اگه قرار باشه استنیس باز هم طبق حرف های اون گوش کنه هیچ وقت در اون شیپور دمیده نمیشه و دیوار پابرجا می مونه ولی می مونه یک نکته:
شاید همون طور که استارک نوشت شیپور اصلا همچین قدرتی نداشته باشه و از کاهی کوه ساخته شده باشه و میساندی بدونه شیپور واقعا چه کاری انجام میده…
سوم هم که من دیگه داشتم از فضولی می ترکیدم رفتم داخل کتاب اصلی دیدم تا پایان کتاب سوم هیچ برنی در کار نیست.پس برن چی شد؟آیا اون هم می تونه برای نگاه داری دیوار نقش مهمی داشته باشه؟!
علینقل قول
فکر کنم یه اشتباهی رخ داده. این شرایط استنیس تو فصل بعدی جان پیشنهاد میشه. شما تو آخرین فصلی که از جان گذاشتید، استنیس تازه به دیوار رسیده و هنوز بین اون و جان صحبتی نشده.
masoodنقل قول
آخ آخ راست میگی عجب اشتباهی. اونقدر فصلها رو باهم دارم کار میکنم که یادم میره گاهی قاطی میشه. ممنون که گفتی حذفش کردم.
م.م.استارکنقل قول
دوست عزیز توی بررسی آخرین فصل برن، بنده توضیح داده بودم که این آخرین فصل از برن هست و ادامه داستانش در کتاب ۵ دنبال میشه و سوال هایی که پرسیدید به طور کامل اونجا جواب داده شده…..دوستان بررسی ها رو به دقت بخونید….
Raegar Targeryanنقل قول
به نظر من این یکی از مهمترین فصل های کتاب تا امروز بود .
زیرا بالاخره ، داستان دیوار از زیر سایه جنگ قدرت بین پادشاهان بیرون آمد و از این به بعد کل وستروس نگاه جدی تری به دیوار خواهد داشت ، اگر تا دیروز ادعای وجود غول ها ، حمله وحشی ها و از همه مهمتر ظهور آدرها جدی گرفته نمی شد اینبار مجبورند این داستان ها را بپذیرند ، مخصوصا”با وجود ولیساندر که می تواند وجود آدرها و واقعی بودن شیپور را تایید کند .
همچنین تاثیر بسیاری بر جان هم خواهد گداشت ، مخمصه ای که جان در آن گرفتار شده بود قطعا”وی را به کشتن می داد اما ظهور استنیس به نفع جان خواهد بود البته اگر انگشت های او را هم قطع نکند !
بی صبرانه منتظر برخورد جان و ملیساندر هستم ، اگر جان قدرت ویژه ای داشته باشد ملیساندر خواهد فهمید
magentaنقل قول
:D:
farshidنقل قول
کتاب ۵؟!یا ابالفضل!معلوم نیست اونجا چند سالش میشه دیگه…
اصلا واسه من چه فرقی داره من که در هر صورت ترجمه شما را نمی تونم بخرم :2a:
علینقل قول
چرا نمیتونی علی جان؟
ضمناً یه توضیح مختصری در مورد برن هنوز مونده که تو یکی از فصلهای پیش رو میاد. اما اصل قصه همونی بود که تو فصلش گفته شده
م.م.استارکنقل قول
نقش جان داره پر رنگ تر میشه. به نظر من دیوار باید فرو بریزه چون یه جورایی هم جان رو تو خودش حبس کرده و هم این که بدون ریختن دیوار اصلاً وجود آدرها در کل داستان بی معنی می شه. یعنی می شه آدرها هستن ولی از دیوار نمی تونن رد بش. تمام. پس باید دیوار از بین بره یا با شیپور یا به صورت دیگه.
راستی یکی بگه گوست کجاس؟
مهدینقل قول
از این به بعد خوندن کتاب میشه اسپویل سریال
خدایا چکار کنیم حالا
گمونم اول بهتر باشه سریالو ببینم بعد کتاب رو بخونم که کامل بشه
سریال فقط به کتاب اول پایبند بود بقیه اش ناقص تر از کتابه
آرمیتانقل قول
پیشنهاد میکنم فصل بعدی رو هم بخونید تا مقدار افسوس ما نسبت به سریالبینها رو درک کنید…..
فکر کنم برعکس گفتینا…اول باید کتاب رو بخونید بعد سریال رو ببینید!!
Raegar Targeryanنقل قول
الان یادم اومد وقتی جان تو مشت انسانهای نخستین بود. گوست اون رو به یه زیر خاکی هدایت کرد اونجا جان تعداد زیادی خنجر و تیر و نیزه ( شیشه اژدها ) – که با یکیش سمول یکی از آدرها رو کشت –
و از جمله یه شیپور پیدا کرد که داد به سمول؟ اون شیپور پس چی بود؟
جن (ایمپ)نقل قول
آقا این ترجمه و ویرایش کتاب wit and wisdom of t.l به طور کامل تموم شد. فرستادم به ایمیل سایت.
barristan selmyنقل قول
سلام دوتا خبر پیدا کردم که البته معلوم نیست اولیش چقدر حقیقت داره :1-در فصل پنجم سریال زندگی گذشته واریس رو میشه۲-مارتین توی مصاحبه اعلام کرده که یکی از طرفدارهای کتاب پایان داستان رو درست حدس زده دز ضمن جان پسر منس نیست اولین فصل جان تو همین کتابو بخونید این دیگه چه جور تئوریه
کوئنتین مارتلنقل قول
خود من هم فکر میکردم که شیپور اصلی همونه حالا هم دو حالت داره
۱٫ یا منس بلوف زده
۲٫ باز هم گول این پیر مرد از خدا بیخبر رو خوردیم . آدرها بگیرنش.
شاهیننقل قول
Sorry ke farsi neminevisam akhe gushim farsi nadare …
Aval az hame dar javabe un dustemun ke goftan brandon stark ta ketabe 5 cheghad bzorg mishe ino begam ke : ketabe 4 va 5 movazie ham dige pish miran (yani dar yek zaman etefagh mioftand)
Dovom : man nafahmidam un oghab chetori atish gereft tu asemun
Sevom : cheghadr sazandehaye seryal eshtebah kardan ke naghsheye stannis ro tablo kardan . Age mesle ketab misakhtanesh kheili ghafelgir mishodim . Heyf…
Akhar : key fasle badi ro bara dl mizarid ???
armنقل قول
آقا بزارین داخل سایت بخونیم دیگه ترکیدیم
علینقل قول
شرمنده ولی یه مناسبتی به هر حال باید داشته باشه. فصل ۷۷ آخرین فصل تیریون تو این کتاب(والبته کتاب چهارمه). یعنی بعد فصل ۷۷ حدودا تا بهار تیریون رو نمیبینیم.
پس باشه درست بعد انتشار فصل ۷۷ که میوفته حدود ۲۰ روز دیگه.
barristan selmyنقل قول
اون عقابه که فک کنم از سربازای استنیس بهش تیر آتشین میزنن بعد عقابه میمیره ولامیر شش جلد هم چون اون موقع تو جلد عقاب بوده درد عقاب رو میچشه.
barristan selmyنقل قول
سلام
وقت بخیر
اول وقتی کلمات پرده دری،نمایانگری،نمودگری ،اشکارسازی ،اشکارگری ،افشا سازی .عیانگری ،ظاهر سازی شفاف سازی روشنگری .روشن سازی ….. هزارتا این کلمات زیبا هست چرا هی از کلمه بی معنی ” اسپویل ” استفاده میکنی من خودم به شخصه کلمه پرده دری رو ترجیح میدم هم پارسیه هم از کلمه پرده در نمایش
استفاده می شه مثل میان پرده ! یا آخر پرده یا ضد اون مثل پرده پوشی ” اسپویل ” = پرده دری ،ضد پرده پوشی
بی ادبی بنده رو ببخشید من خودم می نویسم ولی هنر ترجمه رو واقعا بیشتر از نویسندپگی میدونم چه اینکه مترجم کلماتی رو بعضا که در زبان مقصد نیستن باید بیافریند و اگر غیر این باشه نرم افزار ترجمه گوگل هم جسته و گریخته تا ده سال اینده جای هنر والای ترجمه رومیگیره
دوم
اگر استنیس غاصبه ؟ پس چه کسی نیست؟
اما
من همین فصل جان رو توی سریال بیشتر می پسندم !
توی داستتان نوشتاری جان اینجا توی این دو فصلش لگد مال شده اما تو سریالش عالی بود (فقط جان)-
وقتی توی سریال با پای خودش وتصمیم خودش میره سراغ منس و حرکتش توی مه و میان چادرهای وحشی ها خیلی خیلی عالی و قهرمانانه بودش اینجا بزور بردنش و ذلیلانه
فردوسینقل قول
دوست عزیز نظر شما محترم ولی پرده دری به مراتب بد تره
ادم یاد یه پرده ی دیگه میفته با عرض معذرت
حسیننقل قول
سلام به شما
۱- در مورد واژهها و فارسی شدن حق با شماست اما زبان هموراه در حال تغییره و نمیشه با فارسی سازی چند کلمه جلوی سیل تغییرات رو گرفت. زبان فارسی کنونی مخلوطی از چندین زبان مثل انگلیسی عربی فارسی فرانسه و خیلی از کشورهای دیگهس…..دست ما نیست اما اسپویل خیلی وقته روی زبانها هست و کاربردش راحتتره و تغییرش زمان میبره
۲- کلمههای پیشنهادی شما(به جای کلمات نوشتم کلمهها…شما به لغات عربی هم گیر بده لطفا)بعضیهاش خوب بود و بعضی نه…اصولا کلمهای که یادآور نکتهای منفی یا ناجور باشه درفارسی سازه استفاده نمیشه مثل پرده دری!در ضمن باید کلمه فارسی سازی شده هم کوتاه و ساده باشه و هم معنی کلمه غیر ایرانی رو بده که در مورد اسپویل هیچ کدوم اونایی که گفتین چنین چیزی رو ندارن
۳-نقد شما یه نقد بسیار عالی بود و بنده خودم با خوندنش لذت بردم بنابراین شما کار بدی نکردید که ما ببخشیم شمارو و باز هم میگم چنین نقدهایی از طرف ما حمایت هم میشه
۴-بعید میدونم ترجمه گوگل بتونه پیشرفت کنه…حداقل توی فارسی هیچ پیشرفتی نداشه و فقط جملات ساده رو میشه باهاش ترجمه کرد
۵-با نظر شما در مورد استنیس موافقم شدید
۶-من هم با این جمله که جان خیلی بهتر و شجاع تر از کتاب ساخته شده موافقم و خوشم میاد اما دوست عزیز فرض کن شما در آینده فرد موفقی بشی و از روی زندگی شما قراره فیلمی بسازن…ترجیح میدی واقعیت توی داستان باشه یا دروغ؟ آلیستر تورن توی سریال رسما به یک مرد شریف و یه مبارز واقعی تبدیل شد که این یه دروغه و توی کتاب این مرد بسیار پست هست. اینکه سریال زیبا هست یا نه مورد بحث ما نیست. کتاب گفته فلانی بد است. پس اگر سریال حرفی جز این بزند به بیننده دروغ تحویل داده است. همهی ما عاشق شخصیت بزن بهادر و خاکی هستیم اما حقیقت داستان جان چیز دیگریست….اگر توی کتاب به شخصیت دنریس زیادی شانس داده شده و همه چیز بر وقف مرادش بوده، توی سریال هم شخصیت جان، نسبت به کتاب، زیادی بهش خوش گذشته و راحت بوده!
Raegar Targeryanنقل قول
آقا فصل بعدی کی میاد ؟؟؟کلا هفته ای چند فصل بیرون میدین ؟
armنقل قول
لیدی آریاننقل قول
سلام
کلمه پرده دری دقیقا در همین مفهوم درسته یعنی هم بار منفی داره هم رازی رو اشکار کرده هرچند در مفهوم عامیه انش تحت لفظیش معنی خوبی نده
اگر همه سایتهای استفاده می کنن چون کسی پیش قدم نشده .چ چیزش بده شما پیش قدم بشین در استفاده از اون – خدای نکردیه مثل عادل فردوسی پور نشید که تو گزارشش به نجات دروازه بگه سیو به میان پرده بگه وله ! چه دردیه نگه این دروازه بان ۱۰ تا حفظ یا نجات داشت ملت که دو گوش بلند نیستن می فهمن
که اگر این روال ادامه داشته باشه باید با زبان شیرین پارسی خداحافظی کرد همون طور که دیگه نمیگم خدانگهدار و میگم بای!!
اما کلمت عربی : وقتی شما این صحبت رو می فرمایید به نوعی بنده رو مثلا عرب گرا و ضد غرب معرفی میکنید که درست نیست ..شما مثلا بحای او رفت بفرمایید ذهب یا بجای پیاده بگوی ذهاب من صد در صد بهتون تذکر میدم … عینا هم بالا عرض کردم بهترین همون پرده دریه چون پارسیه ونه فارسی! پس متهم نکنید به عرب یسم در کلام
اما بنده تقریبا ده سالی هست که توی نت هستم فکر نمی کردم روزی نرم افزار ترجمه اونهم انلاین با قدرت شایانی مثل گوگل بیادش پس ده سال دیگه قاعدتا باید قوی تر هم بشه زمان ما فارسی نویسی سخت بود چه برسه به ترجمه ! مثلا یادم میاد ویندوز ۹۸ را تحت نام پارسا فارسی کردند البته اگه اشتباه نکنم درباره شماره اش
من مطمئنم این نرم افزار تحت وب رو روزی خواهیم دید
من عشقم توی داستان دو نفره یکی دنریس یکی هم جان که نسل پادشاهی اینده از این دو تاست البته بعد از اینکه نازا بودن دنریس رو با جادو حل کنن! اما چون سریال زیر نظ خود نویسنده ساخته شده من مطئنم خود نویسنده هم با تغییر در این قسمت ناراحت نیست (امیدوارم)
خودم داستان رو ترجیح میدم ووقتی سریال رو دیدم همش تعریف میرکدن از صحنه های فلان و بهمانش مسخرم می اومد بخصوص از گرگ های استارک که حسابی بدم اومد بیشتر توله سگ بودن تا گرگ
تابعد ….خدانگهدار
فردوسینقل قول
من میگم جان بسر برادر بزرگ دنریس و خواهر ند چون کتاج گلرو (برادر دن) بجای زنش ب خواهر ند داد بعد اونو دزدید و قولی ک خواهرش سر مرگش از ند گرفت این بود ک هویت جان مخفی بمون تا در امان باشه بس در نتیجه جان وارث واقعی ب حساب میاد
sara malfoyنقل قول
زمانی که از ویراست خارج بشه تقدیم شما میشه
سوال دومتون اگه در مورد کتاب ۳ هست که باید بگم به هفته نمیرسه که فصل بیرون میاد
و اگه سوالتون مربوط به کتاب ۴ هست که به پستهای مربوط به ترجمه کتاب ۴ مراجعه کنید تمام سوالاتتون جواب داده میشه
Raegar Targeryanنقل قول
این نظزیه خیلی وقته مطرحه و احتمالا درسته
moonyنقل قول
دوست عزیز اصلا استنیس برحق ترین پادشاه بین بقیه هست پس غاصب یعنی چی
بهروزنقل قول
تنها پادشاه برحق در ترایدنت کشته شد.
barristan selmyنقل قول
بهترنیست اول از خودتت شروع کنی
ehsanنقل قول
سر از شما بعیده
اونی که تو ترایدنت مرد یه ماجراجوی عاشق پیشه کتاب خون متوهم ناموس دزد بود نه یه پادشاه واقعی
rodrik starkنقل قول
۱٫ پیریه و هزار درد سر سلمی :D:
۲٫ دوستان مگه منس توی سپاهش غول نداره پس این شیپور کذایی قراره کدوم غول ها رو بیدار کنه اگه میدونید جواب بدید لطفا.؟؟؟
شاهیننقل قول
۱٫ پیری؟ دوست عزیز من هنوز تو اوج جوونی ام. تازه ۶۳ سالم شده. تا ۱۶۳ سالگی هم به طور قطع از تمامی شوالیه های وستروس رو هم قوی ترم.
۲٫ غول ها رو که قبلا یه بار بیدار کرده دیگه. الان تو بیدار کردن غول ها کاربرد نداره تو خراب کردن دیوار کاربرد داره. جادوش رو غول ها یجورایی یه بار مصرفه . مثل اینه که یه قرص برا سر درد و شکم درد میخوری اما فقط شکم درد داری. پس چون سر درد نداری رو سرت اثری نداره.
barristan selmyنقل قول
سلام
لطف کنید شفاف بفرمایید تا بنده هم ملتفت بشم که از کجا شروع کنم
فردوسینقل قول
کاش روزی یک فصل بیرون می دادید که تو فهرست کارهای روزانه مون قرارش می دادیم مثل
سرکار رفتن
مسواک زدن و این جور کارها
شهروزنقل قول
حرف شما متین ولی قبول ندارید وقتی مثلا خودتون کلمه ی آنلاین رو به کار می برید یعنی این کلمه رو پذیرفتید؟
در مورد اسپویل هم همینطوره. یه چیزایی هست که در زبان ما معادلی نداره پس معنی نداره بخوایم از ترکیباتی برای رسوندن معنی اون استفاده کنیم. در اینصورت زبان کلا میشه یه سری ساخت ها که به هم می چسبن و ترکیبات مختلفی می سازن ولی هیچ ساخت جدیدی ایجاد نمیشه.
زبان باید تغییر کنه هر چند خیلی ها به دلیل تعصب یا احساسات مشابه می گن باید کلماتی که ریشه ی فارسی ندارن رو کنار بذاریم ولی اگه این کلمات وارد زبان شدن یعنی این زبان جدید که این کلمات رو داره از زبان قبلی قویتر و مناسب تر بوده که جایگزینش شده. اصولا زبان یک ماهیت پویا داره، اگر که زنده باشه البته. بعضی وقت ها هم یه کلمه مثل نرم افزار به خوبی توی زبان جا می افته که باز هم نشون می ده این معادل قویتر بوده و زبان رو بهتر کامل می کرده نسبت به معادل انگلیسی یا سایر زبان ها. به همین دلیل اگه معادل مناسبی برای اسپویل وجود داشت خود به خود جایگزینش می شد هر چند چنین چیزی تا الان اتفاق نیافتاده.
این در هر صورت نظر منه و ممکنه موافق نباشید. با تشکر
به فردوسینقل قول
سلام ازاینکه تذکر دادید ممنون اما معادل انلاین چیه ؟ برخط ؟ من دفاعی ندارم اما اینجور ریزشدن در کلام دیگران برا یافتن کلمه لاتینی یه جورایی خوب نیست
من سوالی دارم کلمه اسپویل به اندازه انلاین توی زبان مردم جا افتاده ؟
کلمه سیو که مجری برنامه نود داره میندازه ورد زبون مردم مطرحه ؟
الف : الحمدالله ملت ما طوری برخورد میکنن با کسی که متنفد هست که اون بیچاره باید سرش رو بندازه پایین و زیر لب بگه غلط کردم
ب: وقتی کلمه افشاگری یا نظایر اون از قبل دز زبان مقصد هست بی معنی هست از کلمه اسپویل استفاده کرد
ج: مرسی +تنکیو+ شکرا …شده ورد زبون ادم باکلاسا اخری هم ورد ادم مذهبیا این وسط خاک خدا ریخته شده تو سر کلمه سپاس !!
(الآخرفینال!!) :
من لک زبانم زیان اولم لکی هستش زبان دومم کردی زبان سومم لری زبان تحصیلاتیم پارسی زبان دینیم عربی زبان بین المللی انگلیسی …… خدا کنه سه تای اخری بشن یکی وقتی خودتون قد نمی دونید ما چه کاره ایم
الی القاء !! گود افترنون !
فردوسینقل قول
دوستان عزیز اینجا سایت وینترفل هست نه دانشکده ادبیات فارسی
این سایت نه در این مورد تخصص داره و نه کارش توی این ضمینه هست
این بحث جا و مکان خودش رو داره…..لطفا از پرداختن به چنین بحثهایی که خارج از محدوده فعالیتسایت هست خودداری کنید………
Raegar Targeryanنقل قول
ریگار جان، اتفاقا برای انجام ابن بحث هیچ جایی بهتر از جاهایی که به کار ترجمه میپردازن نیست.
خود شما درگیر فرایند معادلیابی بودی و میدونی چه موارد زیادی تاثیر گذار هستن. اگر چنین بحثی توی سایتی که کارش ترجمهس انجام نشه، (یعنی گروهی که دقیقا درگیر واژهگزینین، گروهی که دقیقا داره چیزی به متنهای فارسی اضافه میکنه) کجا باید انجام بشه؟
اگر جوابت فرهنگستان یا دانشکده ادبیاته، به نظرم جواب نادرستیه. چون تاثیرگذار نیست، چون ایراد داره، چون مترجمها در اون فرایند نقشی ندارن و در نتیجه بیشتر لغاتی که پیشنهاد میشه فراموش میشن.
*
حتی اگر تخصصش در اینجا موجود نباشه، باز هم تلنگر مناسبیه برای همگیمون.
*
درباره اسپویل، ویکیپدیای فارسی از عبارت «خطر لوث شدن» استفاده میکنه. برخی سایتها از «لو رفتن»
@فردوسی:
اگر به معنی اصلی اسپویل دقت کنید، عبارت پردهدری نادرست خواهد بود. بار معنایی این ۲تا با هم نمیخونه. هرچند در این مثال شما شباهت دارند، ولی متفاوتند.
نریماننقل قول
ببخشید که دیر به دیر میتونم سر بزنم. درگیر یه سری کارها هستم.
حرف نریمان کاملا درسته. منم از پیشنهاد فردوسی استبال میکنم و قطعا اگه معادل مناسبی باشه ازش استفاده میکنم
به نظرم دلیل که باعث میشه عبارت های فارس سخت بتونن با معادل های انگلیسی رقابت کنن، بحث موجز بودن کلمات انگلیسیه. تو همین تک کلمه اسپویل برای فارسی شدن باید با یه عبارت ۲ یا ۳ کلمه ای جایگزین بشه. انسان ها هم که طبیعتا دنبال موجز بودن هستن. پس لزوما باید کلمه ای انتخاب بشه که کوتاه و روان باشه. مثلا افشاگری. کلمه افشا به طور اخص.در حالت های مختلف: افشاگری یا افشا کردن. دکمه افشا، کادر افشا، دوستان افشا نکنید. من میخوام افشا کنم. این متن حاوی افشاگری از فصل …. هست. این متن افشا یا افشاگری از سریال داره و….
م.م.استارکنقل قول
به ایمیل سر زدی؟
barristan selmyنقل قول
اینکه چرا استنیس بخواد دیوار رو نجات بده واقعا یه راضه
اگه میخواست شمال رو متحد با خودش بکنه میتونست مثله بقیه دیوار رو ول کنه بیوفته دنباله سانسا یا جنگ با بولتن….
فکر نکنم استنیس انقدر کوته بین باشه که بخواد نگه بان هارو با خودش متحد کنه چون اونا تو سیاست دخالت نمیکنن یا حتی بکنن هم مگه چند صد نفر به چه دردش میخوره؟
واقعا دلیلش رو نمیدونم ولی شاید استنیس دنبال یه جادویی مثل شیپور اونوره دیواره…. یا میخواد با وحشی ها متحد بشه !!!
Grubbs.gradyنقل قول
نه، به نظر من دقیقا خودش رو در حال نبرد با شر میدونه و دیوار رو محل نبرد نهایی با دشمنی بزرگتر و غیرانسانی میدونه.
نریماننقل قول
geraltنقل قول
ناموس دزد! همین اسم مونده بود به اسامی ریگار اضافه بشه نمیدونم پس چرا جیمی لنیستر میگه پادشاه خوبی میشد چرا باریستان میگه که میتونست از تمام پادشاهانی که بهش خدمت کرده پادشاه بهتری میشد! و هر چی باشه ارزشش از صد تا رابرت باراتیون و برادراش بیشتره
لیتل فینگرنقل قول