Performancing Metrics

دانلود فصل‌ها

دانلود فصل چهل و پنجم؛ سمول – پایان کتاب چهارم

نویسنده م.م.استارک

بعد از مدت‌ها دوباره در خدمت شما هستم. خیلی معطل شدید و حق دارید گله‌مند باشید، اما توضیحش خیلی مفصله و دلایل موجه و غیر موجهی زیادی برای تاخیرهای این چند فصل آخر داشتیم، اما حداقل می‌تونم نوید بدم که با برنامه منسجم و امیدواره کننده‌ای به سراغ کتا پنجم خواهیم رفت.

راستی گفتم نوید؛ واقعاً جا داره از این لنیستر شریف و گرامی تشکر ویژه‌ای به عمل بیارم که در نبود من واقعاً چراغ قلعه رو روشن نگه داشت و اجازه نداد مردم از این خانه شمالی ناامید بشن. گرچه وینترفل هرگز بدون استارک نبوده!

با آخرین فصل از کتاب چهارم در خدمت شما هستیم، اما قبلش مواردی هست که فعلاً مختصر و بعد مفصل براتون توضیح میدم.

با انتشار این فصل کار کتاب چهارم تموم میشه. قطعاً همه انتظار دارن که فایل یکجای کتاب خیلی زود عرضه بشه، اما ما از تجربه کتاب سوم درس گرفتیم و می‌خوایم تلاش کنیم بهترین کیفیت ممکن رو قبل از انتشار فایل نهایی ایجاد کنیم. به دلیل وقفه‌های متعدد و کار گروهی، بسیاری از فصل‌ها دارای غلط‌های نگارشی هستند، برخی اسامی به چند شکل اومدن و خلاصه اشکالاتی از این دست. بنابراین قصد داریم که کل کتاب رو قبل از انتشار نهایی یه بازبینی بکنیم و همه فصل‌ها رو بدون غلط املایی و کاملاً یکدست تحویل شما عزیزان بدیم.

خب این کار زمان می‌بره، البته نه اون مقدار که فکرش رو بکنید. کارش از یک ماه پیش هم آغاز شده و با سرعت داره پیش میره، اما بالاخره زمان می‌بره و به طور قطع برخی دیگه تحمل صبر کردن رو ندارن. به همین خاطر تصمیم گرفتیم تا فایل‌های ۱۲تایی رو تکمیل بکنیم. تا الان دو فایل ۱۲ فصلی منتشر کردیم. دو فایل ۱۲ فصلی باقی مونده رو هم منتشر میکنیم تا هرکس عجله واسه خوندن کتاب داره اینها رو بخره. تا روزی که ویرایش کلی کتاب چهارم تموم بشه و فایل نهایی و یکجا منتشر بشه. هرکس که فصل‌ها رو به صورت تک تک، یا این فایل‌های ۱۲تایی، یا به هر ترکیبی از اینها کل کتاب رو خریده باشه، فایل نهایی به رایگان براش فرستاده میشه. پس هیچ جای نگرانی نیست.

در مورد نسخه چاپی، ما همه مقدمات رو آماده کردیم، فقط مونده آماده شدن فایل نهایی و یکجا، و بعد صفحه چینی و تحیول به چاپخونه. جلد و سایر موارد طراحی و آماده است. پس اونایی که نسخه چاپی می خوان باید کمی بیشتر صبر کنن.

در مورد کتاب پنجم هم باید بگم که خیلی زود انتشارش رو شروع میکنیم. البته یکی دو نفر مثل علی که این اواخر خیلی بهشون فشار اومده نیاز دارن یه مدت کوچولو استراحت کنن. اما باقی تیم کارش رو به صورت جدی روی کتاب پنجم آغاز میکنه و بابرنامه‌ریزی‌هایی که انجام دادیم به امید خدا به ظور منظم در خدمت شما خواهیم بود. البته در مورد کتاب پنجم توضیحات دیگه‌ای هم هست که به موقع خدمتتون ارائه میشه.

دیگه حرفی نمی‌زنم و فصل پایانی (و یکی از خیلی خیلی مهمترین! فصل‌های کتاب چهارم رو تقدیم شما می‌کنیم.) ممنون از تمام کسانی که در این مدت طولانی ما رو تنها نگذاشتند.

انتهای سفر دریاییشان مخاطره‌آمیزترین قسمتش بود. همان‌طور که در تایروش به آنها هشدار داده بودند، تنگه ردوین پر از کشتی‌های دراز بود. به دلیل حضور بخش عمده ناوگان آربور در آن‌سوی وستروس، مردان آهن‌ ریامس‌پورت را غارت نموده و وین‌تاون و استارفیش هاربور را از آن خود کرده بودند و به عنوان پایگاه‌هایی برای حمله به کشتی‌های عازم اُلدتاون مورد استفاده قرار می‌دادند.

سه بار کشتی‌های دراز از برج دیدبانی رویت گشتند. گرچه دوتایشان بسیار عقب‌تر بودند و باد دارچینی به سرعت پشت سرشان گذاشت. سومی حوالی غروب پدیدار شد تا راهشان به خلیج نجوا را ببندد. وقتی بالا و پایین رفتن پاروهایش را دیدند که شلاق‌وار به آب مسی رنگ می‌کوفت و کفی سفید می‌ساخت، کوجا مو کماندرانش را با کمان‌های عظیمشان به عرشه‌های جلو و عقب کشتی فرستاد؛ کمان‌هایی از چوب درخت قلب طلایی که می‌تواستند تیر را حتی از سرخدار‌های دورنی دورتر و دقیق‌تر پرتاب کنند. قبل از این که دستور رها کردن بدهد صبر کرد تا کشتی دراز به دویست یاردیشان برسد. سم همراهشان تیر انداخت و این بار گمان برد که تیرش به کشتی رسیده است. تنها یک بار پرتاب تیر نیاز شد. کشتی دراز در جست و جوی شکاری سربه‌راه‌تر به سمت جنوب تغییر جهت داد.

غروب پهنه آسمان را به رنگ ابی سیر منقوش می‌ساخت که وارد خلیج نجوا شدند. گیلی با نوزاد کنار دماغه کشتی ایستاد و به قلعه‌ای روی صخره‌ها چشم دوخت. سم به او گفت: «سه برج، مقر خاندان کاستاین.» قلعه با مشعل‌هایی که از درون پنجره‌هایش سوسو می‌زد به وضوح در پس زمینه ستارگان عصرگاهی خودنمایی می‌کرد و منظره باشکوهی می‌ساخت، ولی او از دیدنش غمگین بود. چیزی به پایان سفرشان نمانده بود.

گیلی گفت: «خیلی بلنده.»

«صبر کن تا های‌تاور رو ببینی.»

نوزاد دالا زیر گریه زد. گیلی پیراهنش را باز کرد و پستانش را در دهان پسر گذاشت. همان طور که به او شیر می‌داد لبخند زد و موهای نرمِ قهوه‌ایش را نوازش کرد. سم دریافت، بالاخره به جایی رسیده که به قدر اونی که ترک کرده، عشقش رو نثار این هم بکنه. امیدوار بود خدایان با هر دو کودک مهربان باشند.

مردان آهن حتی به داخل آب‌های محصور شده خلیج نجوا هم نفوذ کرده بودند. صبح که فرا رسید، باد دارچینی با از سر گرفتن حرکتش به سوی اُلدتاون شروع به برخورد با اجساد شناوری کرد که به دریا کشیده می‌شدند.


دانلود فصل چهل و پنجم؛ سمول


درباره نویسنده

م.م.استارک

مدیر و مؤسس سایت و سرپرست گروه ترجمه

۶۲ دیدگاه

  • خسته نباشین استارک جان و همچنین علی و نریمان و تمام عزیزانی که در ترجمه کتاب ها باهاتون همکاری کردند :good:
    انشالا کتاب پنجم رو هم در کمترین زمان ممکن تمام کنین. :gol:

      نقل قول

  • به پایان آمد این دفتر … اول عذر خواهی میکنیم برای تاخیرات و بعدش به همه همکاران خودم خسته نباشید میگم. :rose:

      نقل قول

  • واقعا همگی خسته نباشید
    کار بزرگی با موفقیت تموم کردید
    دستتون درد نکنه

    برم بخرم و ۳-۴ فصل آخر بخونم . بعدش برم سراغ کتاب ۵

    کتاب ۵ که ادامه میدید ؟

      نقل قول

  • واقعاً خسته نباشید و خداقوت !
    با قدرت ادامه بدید ، من حقیر و باقی دوستان هم با قدرت حمایتتون خواهند کرد.
    فقط یک سوال دارم از مترجمین گرامی :
    کتاب پنجم همچنان به صورت pdf منتشر میشه انشالله ؟؟ یا اینکه فقط نسخه ی چاپی خواهد بود ؟؟
    ممنون میشم اگر جواب بنده رو بدید.

      نقل قول

  • BigBy:
    واقعاً خسته نباشید و خداقوت !
    با قدرت ادامه بدید ، من حقیر و باقی دوستان هم با قدرت حمایتتون خواهند کرد.
    فقط یک سوال دارم از مترجمین گرامی :
    کتاب پنجم همچنان به صورت pdf منتشر میشه انشالله ؟؟ یا اینکه فقط نسخه ی چاپی خواهد بود ؟؟
    ممنون میشم اگر جواب بنده رو بدید.

    بله کتاب پنجم هم به صورت PDF منتشر میشه. وقتی تکمیل شد نسخه چاپی هم خواهد داشت ایشالا

      نقل قول

  • سلام واقعا خسته نباشید
    کار بزرگی رو انجام دادین من مدتهاست میام اینجا و از مطالب استفاده میکنم این روهم بگم از فصل اول کتاب چهار فصل به فصل همراهتون بودم و چشم انتظار …. دیگه بماند چه زجری کشیدم درانتظار و انتظار و انتظار
    خلاصه پایان باشکوه این فصل باعث شد بالاخره طلسم بشکنه و منم ابراز وجود کنم
    خوب دلم نیومد این آخر کاری یه تشکر ازتون نکنم
    منی که از کتابهای پراز سانسور چاپی متنفر بودم و بعد از خوندن کتاب سه به شدت حیرون و سرگشته شده بودم رو نجات دادین ناگفته نمونه با این فاصله زیاد بین ترجمه فصلها هم سکته ام دادین ولی عیب نداره چون بالاخره به نتیجه رسید
    خلاصه بی صبرانه منتظرم ببینم این تصمیمات خوب خوبی که در مورد فصل پنج گرفتین چیه . چون بسیار ناامیدانه تصمیم گرفته بودم برم نسخه چاپ شده کتاب پنج رو بخرم ولی بازم یکم صبر میکنم ببینم این خبرای جدید چیه … خلاصه تا دم مرگ و پس از آن درمقابلش مقاومت میکنم ولی صبر ایوب نیست که :-)
    بازم میگم موفق باشید . پرقدرت ادامه بدید و زود باشید :lol:

      نقل قول

  • بالاخره بعد از یک سال و یک ماه و ده روز از انتشار اولین فصل این کتاب, آخرین فصلش هم منتشر شد :-)
    .
    تمامی دست اندرکاران ترجمه و ویراستاری خسته نباشید, خدا قوت :rose:
    .
    .
    فصل جالبی بود, باید دید این استاد گرانقدر چه قصد و نیتی داره!!

      نقل قول

  • قبل از هر چیز تشکر بابت ترجمه زیبای این کتاب .
    اون دلنوشته های پاورقی بسیار زیبا بود مخصوصآ” اولیش :
    واقعا”‌ممکن بود کسی اول یادی…
    فوق العاده بود .

    نشان احمق ترین شخیصت کل کتابها رو هم فعلا” می دیم به سم تارلی بابت این دهن لقی ناباورانه اش، مثلا” با سواد جمع این بود !

    استاد ماروین اگر با همین فرمون پیش دنریس بره در کسری از ثانیه خوراک اژدهایان مهربان دنی خواهد شد .

    درسته که دنریس دختر کله شق و الکی خوش شانسیه ، اما از حق نباید گذشت که این جمعیت خواستگاران و نصیحت کنندگان و حامیان و دلسوزان و دشمنان ، احترامی رو که لایق یک ملکه عصبانی ، مغرور و مجهز به اژدهاست رو بهش نمی گذارند ،
    درباره استاد ماروین و ادعای بزرگش هم باید گفت ، ترس آنها از جادو طبیعیه چون بساط کاسبی اولدتاون را نابود خواهد کرد ، اما ادعاش به نظر بلوف بزرگی می یاد .
    منظورم اینه که همه تعاریفی که طی این چند صفحه از ساکنین اولدتاون و این استاد بزرگ شد را مقایسه کنید با شخصیتی که ما از ایمون تارگرین تا به حال خوانده بودیم ، نتیجه چیست ؟

    یک مشت شیاد . اون چیزی که من دیدم یک مشت کلاه برداره که مهمترین هدفشون در حال حاظر سرپوش گذاشتن روی حقیقته.
    ولی اینکه ماروین چه نقشه ای داره معلوم نیست .
    پی نوشت :‌ شما می تونید برداشت خیرخواهانه هم از ماروین بکنید اما من چیزی از راستی و درستی در این بساط ندیدم .

      نقل قول

  • الان دوباره رفتم فصل مقدمه رو خوندم,
    پیت توسط اون مرد بیچهره (جاکین خودمون :D: )کشته شد , (یا اینطور میشد برداشت کرد)
    پس کسی که الان اونجا با نام و چهره ی پیت هست یک مرد بیچهره اس؟ ینی هنوز اون چیزی که دنبالش بوده رو پیدا نکرده؟
    واین استاد مغ, نتونسته بفهمه این پیت تقلبیه :D: ؟

      نقل قول

  • خدا برکت به خانم سحر مشیری بده که نسخه های ترجمش به رایگان تو نت هست میدونستم قراره پولی بشه خوندنشو شروع نمیکردم اصلا :negative:

      نقل قول

  • سلام دوستان عزیز ممنونم که این پروژه بزرگو تموم کردین،دمتون گرم،خیلیها فکر میکنن ننغمه مثل کتابهای در پیت دارنن شان یا هری پاتر هستش ولی میخوام به اونا بگم اگه بود تا حالا صدتاسایت ترجمش کردن،سایتهای پرمدعا تو چرخ زمان و شاه کش گیر کردن بعد دیگه چه برسه به نغمه،بازم میگم اگه قیمتهارو براس فصلهای کتاب ۵ بالا ببرین ولی زود به زود بیاد طرفدارا بیشتر میشن،اینجوری وقتی که مترجمها میزارن ارزششو داره براشون،یه مترجم اگه تامین باشه تمام وقت ترجمه را ادامه میده،فقط خواهش میکنم کتاب پنجمو زودتر شروع کنید،بازم. ممنونم واسه ترجمه کامل این کتاب و تموم کردنش :good: :gol:

      نقل قول

  • جواد:
    خدا برکت به خانم سحر مشیری بده که نسخه های ترجمش به رایگان تو نت هست میدونستم قراره پولی بشه خوندنشو شروع نمیکردم اصلا

    کتابهای در پیت پولی شده،نغمه که جای خود داره،دوره مشیری تموم شد،یه سر به فروشگاه سایتهای دیگه بزن تا بفهمی چیو دارن چند میدن،حق مترجم حتما باید پرداخت بشه چه مادی چه معنوی…

      نقل قول

  • خسته نباشید و خدا قوت ویژه به همه عزیزانی که واسه ترجمه این اثر زحمت کشیدن
    همه ی کسانی که پیگیر این کتاب هستن مطمعنا ممنون و سپاسگزار خواهند بود
    خوانندگان هم با پرداخت مبلغ هر فصل تشکر و قدردانیشون رو به اطلاعتون رسوندن و اینکه اجازه ندادن زحمتتون بدون نتیجه باشه و خستگی تو تنتون بمونه
    انشاالله کتاب ۵ اگر قرار بر ترجمه شد ی تیم کامل رو پروژه کار کنه و بازه ی زمانی مشخص برای انتشار هر فصل مشخص بشه و خیلی قوی تر از کتاب ۴ این روند ترجمه ی خوبتون که درخور و شایسته این کتاب و خوانندگانش هست ادامه پیدا کنه
    موفق و پایدار باشید

      نقل قول

  • خدا قوت میگم به تمام دوستان عزیزم که واقعا از جان و دل و وقت و زمان با ارزششون برای ترجمه با کیفیت و با استاندارد های بالای این کتاب مایه گذاشتن. خوشحالم که من هم از اواخر کار ترجمه کتاب چهارم درجمع شما بودم.
    همین طور تشکر میکنم از صبر و بردباری و وفاداری طرفداران سایت وینترفل که با وجود تاخیرهای ناخواسته مطالعه فصل به فصل کتاب رو دنبال کردن و ما رو تنها نگذاشتن.

      نقل قول

  • محمد اریا: ،اینجوری وقتی که مترجمها میزارن ارزششو داره براشون،یه مترجم اگه تامین باشه تمام وقت ترجمه را ادامه میده،

    درود. بحث مالی به کنار، میخواستم یادآور شم خدا رو شکر به خاطر وجود مترجمین خوب و زبردستی مثل ویکتاریون (و جدیدا مریم خانم) تا حالا مشکلی بابت نرسیدن ترجمه نداشتیم. تمام تاخیرها در بخش ویراست بوده و هست که در این زمینه راهکارهایی رو داریم مدنظر قرار میدیم تا شاهد پیشرفت در سرعت ارائه باشیم.

    پ.ن: هر حرفی در مورد بحث مالی بزنیم انگ کیسه دوختن و … رو در پی خواهد داشت ولی تا وقتی برکت رو در به رایگان (بخونید مفت) بدست اوردن تلاش دیگران بدونیم امیدی به بهبود فرهنگ به قهقرا رفته‌ی ۲۵۰۰ سالَمون نیست.

      نقل قول

  • پیشنهاد می کنم پست اختصاصی شامل تصاویر گل و شیرینی را زودتر منتشر کنید تا ما مراتب تشکر خودمون رو اونجا جهت ثبت در تاریخ عرضه بداریم ،
    یک پست دیگه هم شامل نقشه وستروس و نشان خاندان ها و فضایی تیره و تا بگذارید درباره گفتمان پیرامون کتاب بعدی
    یک برسی هم برای این فصل منتشر بشه بد نیست ،
    در آخر هم یک پست برای برسی کلی این کتاب ،
    اینجا هم کمی درباره این فصل و کتاب بحث کنیم بد نیستا ،
    به عنوان مثال ، این کتاب برای خود من خیلی لذت بخش نبود ، چرا ؟ چون بد بود ؟ نه ، چون خیلی رئال بود ، خیلی سرد بود ، بسیار واقعی بود.
    سرد ، نمی گم پر از خشونت یا خونریزی یا حیله و نامردی ،
    سرد بود ، بی روح ،
    این یعنی نویسنده بسیار عالی عمل کرده ،تصور کنید یک نفر طوری بنویسد که هنگام خواندن فصل های دورن ، آهن زادگان ، دیوار و پایتخت، حس های مختلف بهت دست بده ،
    همانطور که خود کتاب هم تاکید بیشتری بر پایتخت داشت ، تصویر سازی آن هم بسیار درخشان تر از بقیه بود ، با یک استثنا ، که داستان بریین بود ،
    سرد ، بی روح ،
    دقت کردید هیچ چیز مهربانانه ای در سراسر کتاب وجود نداره ؟ نه در هیچ فصلی و نه در هیچ سرزمینی ، همه باید اخم در حال روایت ماجرا هستند .

      نقل قول

  • magenta:
    پیشنهاد می کنم پست اختصاصی شامل تصاویر گل و شیرینی را زودتر منتشر کنید تا ما مراتب تشکر خودمون رو اونجا جهت ثبت در تاریخ عرضه بداریم ،
    یک پست دیگه هم شامل نقشه وستروس و نشان خاندان ها و فضایی تیره و تا بگذارید درباره گفتمان پیرامون کتاب بعدی
    یک برسی هم برای این فصل منتشر بشه بد نیست ،
    در آخر هم یک پست برای برسی کلی این کتاب ،
    اینجا هم کمی درباره این فصل و کتاب بحث کنیم بد نیستا ،به عنوان مثال ، این کتاب برای خود من خیلی لذت بخش نبود ، چرا ؟ چون بد بود ؟ نه ، چون خیلی رئال بود ، خیلی سرد بود ، بسیار واقعی بود.
    سرد ، نمی گم پر از خشونت یا خونریزی یا حیله و نامردی ،
    سرد بود ، بی روح ،
    این یعنی نویسنده بسیار عالی عمل کرده ،تصور کنید یک نفر طوری بنویسد که هنگام خواندن فصل های دورن ، آهن زادگان ، دیوار و پایتخت، حس های مختلف بهت دست بده ،
    همانطور که خود کتاب هم تاکید بیشتری بر پایتخت داشت ، تصویر سازی آن هم بسیار درخشان تر از بقیه بود ، با یک استثنا ، که داستان بریین بود ،
    سرد ، بی روح ،
    دقت کردید هیچ چیز مهربانانه ای در سراسر کتاب وجود نداره ؟ نه در هیچ فصلی و نه در هیچ سرزمینی ، همه باید اخم در حال روایت ماجرا هستند .

    نگاهتون به کتاب و داستان سرایی مارتین فوق العاده اس. افتخار میکنم که چنین مخاطبی داریم. :rose:

      نقل قول

  • با سلام و خسته نباشید به استارک و تمام عزیزان برای به اتمام رسیدن کتاب چهارم.
    استارک عزیز من تا فصل نهم کتاب را خریداری کردم و فکر کنم یک بار دیگه هم کامنت گداشتم اما جوابم را ندادید. آیا امکانش هست که پول بقیه فصلها را یک جا پرداخت کنم تا فایل نهائی را هر وقت آماده شد دریافت کنم یا نه؟

      نقل قول

  • سلام

    ببخشید من قبلا هم پرسیدم ولی جواب نگرفتم.

    من شوالیه آواره و این کتاب رو طور فصل به فصل خریدم.
    حالا یعنی برام ارسال میشه؟ تو ایمیل ؟

      نقل قول

  • دمتون گرم . فقط اگه مثل کتابای قبلی همه کتاب یجا بزارین کل صفحات یه جا که بخریم عالی میشه :good: :heart:
    خواهشا ترجمه کتاب ۵ زودتر باشه آخه ۳ ماه دیگه کتاب ۶ میاد اونم که میگن ۱۵۰۰ صفحه س

      نقل قول

  • محمد اریا:
    سلام دوستان عزیز ممنونم که این پروژه بزرگو تموم کردین،دمتون گرم،خیلیها فکر میکنن ننغمه مثل کتابهای در پیت دارنن شان یا هری پاتر هستش ولی میخوام به اونا بگم اگه بود تا حالا صدتاسایت ترجمش کردن،سایتهای پرمدعا تو چرخ زمان و شاه کش گیر کردن بعد دیگه چه برسه به نغمه،بازم میگم اگه قیمتهارو براس فصلهای کتاب ۵ بالا ببرین ولی زود به زود بیاد طرفدارا بیشتر میشن،اینجوری وقتی که مترجمها میزارن ارزششو داره براشون،یه مترجم اگه تامین باشه تمام وقت ترجمه را ادامه میده،فقط خواهش میکنم کتاب پنجمو زودتر شروع کنید،بازم. ممنونم واسه ترجمه کامل این کتاب و تموم کردنش

    دارن شان رو نمیدونم ولی تا جایی که من میدونم هری پاتر دنیارو تکون داد و اگه اشتباه نکنم جز پنج کتاب اول دنیا از لحاظ تعداد خواننده قرار گرفت حالا واژه درپیت از چه نظر نمیدونم.
    ایشالا که یه خیری پیدا میشه فایل این کتابو منتشر کنه تا بقیه هم استفاده کنن

      نقل قول

  • aaq:
    سلام

    ببخشید من قبلا هم پرسیدم ولی جواب نگرفتم.

    من شوالیه آواره و این کتاب رو طور فصل به فصل خریدم.
    حالا یعنی برام ارسال میشه؟ تو ایمیل ؟

    سلام، من زیر همون کامنت شما جوابتون رو دادم.
    در بخش تماس با ما برای مدیریت پیام بفرستید تا با لیست ایمیلی تطبیق داده بشه و ارسال بشه براتون.
    نمیدونم توی موبایل چطوری دیده میشه، این عبارت تماس با ما لینک هست، بالای صفحه، سمت چپ هم خود دکمهٔ صفحه‌ش هست.
    http://winterfell.ir/contact-us/
    اگر باز هم به مشکلی خوردید بفرمایید. متشکریم.

      نقل قول

  • magenta:
    پیشنهاد می کنم پست اختصاصی شامل تصاویر گل و شیرینی را زودتر منتشر کنید تا ما مراتب تشکر خودمون رو اونجا جهت ثبت در تاریخ عرضه بداریم ،
    یک پست دیگه هم شامل نقشه وستروس و نشان خاندان ها و فضایی تیره و تا بگذارید درباره گفتمان پیرامون کتاب بعدی
    یک برسی هم برای این فصل منتشر بشه بد نیست ،
    در آخر هم یک پست برای برسی کلی این کتاب ،
    اینجا هم کمی درباره این فصل و کتاب بحث کنیم بد نیستا ،به عنوان مثال ، این کتاب برای خود من خیلی لذت بخش نبود ، چرا ؟ چون بد بود ؟ نه ، چون خیلی رئال بود ، خیلی سرد بود ، بسیار واقعی بود.
    سرد ، نمی گم پر از خشونت یا خونریزی یا حیله و نامردی ،
    سرد بود ، بی روح ،
    این یعنی نویسنده بسیار عالی عمل کرده ،تصور کنید یک نفر طوری بنویسد که هنگام خواندن فصل های دورن ، آهن زادگان ، دیوار و پایتخت، حس های مختلف بهت دست بده ،
    همانطور که خود کتاب هم تاکید بیشتری بر پایتخت داشت ، تصویر سازی آن هم بسیار درخشان تر از بقیه بود ، با یک استثنا ، که داستان بریین بود ،
    سرد ، بی روح ،
    دقت کردید هیچ چیز مهربانانه ای در سراسر کتاب وجود نداره ؟ نه در هیچ فصلی و نه در هیچ سرزمینی ، همه باید اخم در حال روایت ماجرا هستند .

    Magenta ی عزیز درود بر تو . بسیار زیبا تونستی احساس همه ی ما رو به زبون بیاری .

      نقل قول

  • سلام
    ممنون بابت زحماتتون
    میشه تقریبا تاریخ عرضه کتاب چاپی رو بگید؟ یک ماه بعد؟ تا قبل عید؟ حدودی هم بگید من راضیم

      نقل قول

  • جواد: دارن شان رو نمیدونم ولی تا جایی که من میدونم هری پاتر دنیارو تکون داد و اگه اشتباه نکنم جز پنج کتاب اول دنیا از لحاظ تعداد خواننده قرار گرفت حالا واژه درپیت از چه نظر نمیدونم.
    ایشالا که یه خیری پیدا میشه فایل این کتابو منتشر کنه تا بقیه هم استفاده کنن

    شما به کسی که زحمت چندین نفر رو که ۱سال تلاش کرده اند رو پایمال میکنه خیر میگید؟؟!
    من واقعا نمیدونم چی بگم!!

      نقل قول

  • از گروه وینترفل که تو این یک سال تلاش زیادی کردند و سختی های زیادی کشیدند تشکر میکنم که تونستند ترجمه ی با کیفیتی رو در اختیار ما بزارند.
    امیدوارم روزی برسه که خرید کتاب برا هیچکس از لحاظ مالی سخت نباشه.
    همیشه کنارتون هستیم
    خسته نباشید :rose:

      نقل قول

  • حمیدرضا:
    با سلام و خسته نباشید به استارک و تمام عزیزان برای به اتمام رسیدن کتاب چهارم.
    استارک عزیز من تا فصل نهم کتاب را خریداری کردم و فکر کنم یک بار دیگه هم کامنت گداشتم اما جوابم را ندادید. آیا امکانش هست که پول بقیه فصلها را یک جا پرداخت کنم تا فایل نهائی را هر وقت آماده شد دریافت کنم یا نه؟

    شما میتونی همه فصل های باقی مانده رو به سبد خریدت اضافه کنی و پول همه رو یکجا پرداخت کنی، اما اونا رو دانلود نکنی تا فایل نهایی آماده بشه و اون وقت اون رو به رایگان برات ارسال می کنیم.

    aaq:
    سلام

    ببخشید من قبلا هم پرسیدم ولی جواب نگرفتم.

    من شوالیه آواره و این کتاب رو طور فصل به فصل خریدم.
    حالا یعنی برام ارسال میشه؟ تو ایمیل ؟

    بله براتون ارسال میشه. عذر میخوام که مدتی نبودم تا به این کارها رسیدگی کنم.

    عباس استنیس:
    سلام
    ممنون بابت زحماتتون
    میشه تقریبا تاریخ عرضه کتاب چاپی رو بگید؟ یک ماه بعد؟ تا قبل عید؟ حدودی هم بگید من راضیم

    سعی می کنیم همون یک ماه بیشتر نشه. حالا کمی فوقش بیشتر. نه دیگه تا عید. خیالت راحت

      نقل قول

  • واقعا ممنونم برای ترجمه این کتاب, جا داره یه خسته نباشید به همه بچه های ترجمه کتاب بگیم.
    اما در مورد این فصل اول با دلهره ساکنین کشتی بخاطر حمله آهن زاده ها و غارت شهرها وبندرگاهها شروع میشه. اسم یکی از بندرها ریامس پورت بود فکر کنم این اسم را ردوین ها برای زنده نگه داشتن یاد سر ریام روی این بندر گذاشتند(اگه بی ربط بود ببخشید)
    اما در مورد استاد ماروین که شتاب زده میخواد بره پیش دنریس,به نظر شخصیت عجیبی میاد که همه جهان نغمه را گشته و حتی دنریس هم اسمش را شنیده شاید هم حتی خودش را دیده میپرسید کی و کجا؟از میری مازدور,توی کتاب یک میری مازدور به دنریس و سر جورا میگه از یه استاد غربی به اسم ماروین چگونگی کالبد شکافی اجساد را یاد گرفته و توی کتاب دو توی کارث کوایته به دنریس جادوگری را نشون میده و میگه تو باعث زنده شدن جادو هستی مردی که میبینی تا سال گذشته یه آدم معمولی بود اما حالا میتونه شمع اژدها روشن کنه(دقیق جمله اش را یادم نیست)اون فرد شاید همین استاد بزرگ ماروین باشه,این که این مرد که با تصویر سازی که مارتین برامون انجام داد با اون چیزی که توی ذهن من بود کلی فرق داره میخواد چکار کنه باید بریم سراغ کتاب پنج,درمورد پیت هم گیج شدم اون که با سنگ فرش یکی شد پس یعنی شاید کار یکی از بی چهره هاست که اونم از ماروین بعیده متوجه این موضوع نشده باشه.
    باز هم با تشکر به امید ترجمه موفق و بموقع کتاب پنج

      نقل قول

  • تنها چیزی که میتونم بگم همون حرفای تکراریه واقعا ممنون عالی محشر
    …محمد جان گل کاشتی…واقعا این سایت جذاب تر و بهتر از وستروسه…
    اصلا قبلنا وقتی اومدم این سایت سریع سیو کردمش…منم منتظر میمونم نسخه چاپیش بیاد میدونم گرفتارین ولی فقط خدا کنه زودتر بشه… :shame:
    امید وارم همیشه خوب باشی…

      نقل قول

  • سلام :gol: :rose:
    تشکر ویژه از دادا استارک عزیز و همه دوستان عزیزی که تو ترجمه و ویرایش کمک کردن. از زحماتی که کشیدین نهایت تشکر و قدردانی رو دارم.

      نقل قول

  • جواد: دارن شان رو نمیدونم ولی تا جایی که من میدونم هری پاتر دنیارو تکون داد و اگه اشتباه نکنم جز پنج کتاب اول دنیا از لحاظ تعداد خواننده قرار گرفت حالا واژه درپیت از چه نظر نمیدونم.
    ایشالا که یه خیری پیدا میشه فایل این کتابو منتشر کنه تا بقیه هم استفاده کنن

    اون خیر نیست نامرده…
    اگه بخواد نششر وینترفلو مجانی بده بیرون،
    در مورد هری پاتر هم اره واسه زیر ۱۲ ساله ها دنیارو تکون داد B-)

      نقل قول

  • فصل بسیار مهمی بود هم در مورد صحبت های ماروین و هم در مورد اهداف واقعی سیتادل بحث ها و تئوری های زیادی وجود داره به نظر من یک مقدارساده اندیشی هس که بگیم ماروین داره بلوف می زنه یادمون نره ماروین استاد یه جادوگری مثل میری مازدور بوده و همین طور یه شخصی که به جادوی سیاه تسلط داره(کیبورن)از ماروین با احترام یاد می کنه امیدوارم یه بررسی فصل برای این فصل داشته باشیم

      نقل قول

  • محمد اریا: اون خیر نیست نامرده…
    اگه بخواد نششر وینترفلو مجانی بده بیرون،
    در مورد هری پاتر هم اره واسه زیر ۱۲ ساله ها دنیارو تکون داد

    اره با این حساب باید خواننده های bible رو هم زیر ۱۲ بگیری چون یه چند پله بالاتر بود :lol:

      نقل قول

  • محمد اریا: اون خیر نیست نامرده…
    اگه بخواد نششر وینترفلو مجانی بده بیرون،
    در مورد هری پاتر هم اره واسه زیر ۱۲ ساله ها دنیارو تکون داد

    من بچه بودم دارن شان و هری پاتر میخوندم… :lol:
    دارن شان رو عاشقشم ولی هری پاتر :shook:

      نقل قول

  • دوستان لطفا فایل های دوازده تایی رو هر چه سریعتر منتشر کنین من منتظر فایل های دوازده تایی هستم

      نقل قول

  • magenta:
    قبل از هر چیز تشکر بابت ترجمه زیبای این کتاب .
    اون دلنوشته های پاورقی بسیار زیبا بودمخصوصآ” اولیش :
    واقعا”‌ممکن بود کسی اول یادی…
    فوق العاده بود .

    خوشحالم که این زیرنویسا مورد استقبال واقع شده. :winksmile: اول که می‌نوشتمشون فکر میکردم شاید بقیه خوششون نیاد.

    دربارهٔ بقیهٔ بحث‌های مربوط به ماروین، ببینیم وقت اجازه میده تا یه بررسی جداگانه برای این فصل داشته باشیم یا اینکه همینجا دنبال کنیم. به شخصه وقتی ماروین داره از اتاق میره بیرون و به آلراس یه جمله‌ای میگه، هم میشه فکر کرد منظور سمول هست، و هم …!

    magenta:

    اینجا هم کمی درباره این فصل و کتاب بحث کنیم بد نیستا ،به عنوان مثال ، این کتاب برای خود من خیلی لذت بخش نبود ، چرا ؟ چون بد بود ؟ نه ، چون خیلی رئال بود ، خیلی سرد بود ، بسیار واقعی بود.
    سرد ، نمی گم پر از خشونت یا خونریزی یا حیله و نامردی ،
    سرد بود ، بی روح ،

    دقت کردید هیچ چیز مهربانانه ای در سراسر کتاب وجود نداره ؟ نه در هیچ فصلی و نه در هیچ سرزمینی ، همه باید اخم در حال روایت ماجرا هستند .

    قبلا هم اشاره شده بود، این کتاب جزو معمود کتابهای فانتزی هست که با چنین تفصیلی به فجایع بعد از جنگ پرداخته، و خب، راستش خیلی جایی برای شادی و اخم نکردن باقی نمونده در مملکت.

    یکی از دلایلی که خواستیم چند فصل از کتاب ۵ رو هم این وسطا ارائه بدیم، یه مقداری برای کاستن از تلخی داستان بود. حالا فکر کنید اون طرفدارانی رو که از سال ۲۰۰۰ منتظر داستان بودن و بعد از ۵ سال فقط این کتاب گیرشون اومد و ۶ سال باید بازم منتظر می‌موندن برای نصفهٔ دوم شخصیتا…
    من خودم شانس آوردم فقط ۱-۲ ماه قبل از انتشار کتاب ۵، کتاب ۴ رو تموم کردم، ولی وقتی تموم شد،‌دقیقا تلخیش رو تا چندین روز حس میکردم

    magenta:
    این یعنی نویسنده بسیار عالی عمل کرده ،تصور کنید یک نفر طوری بنویسد که هنگام خواندن فصل های دورن ، آهن زادگان ، دیوار و پایتخت، حس های مختلف بهت دست بده ،

    هر چقدر که مسیرهای افراد با هم متفاوت شد، تصویرسازی‌ها و حس و حال‌ها فرق کرد. ولی راستش مارتین در نگارشش خیلی تمایز خاصی ایجاد نکرد. یعنی مثلا توی کتاب ۳، ترجمهٔ فصل جان و مثلا داووس، خیلی تفاوت خاصی نداشتن (از نظر سبک نگارشی میگم، صرفا بحث ترجمه‌س). توی این کتاب، مقداری تفاوت نثر در فصل‌ها وارد شد، ولی بازم میزانش خیلی زیاد نبود.
    ولی توی کتاب ۵، این ایده‌ش به پختگی بیشتری رسید، و چه از نظر تفاوت تصویرسازی‌ها و شخصیت‌ها، و چه از نظر تفاوت نثر، این تمایز رو ایجاد کرد. (و موجب بیچارگی بیشتر مترجم و ویراستار شد!)
    اگر میخواید چک کنید این مسئله رو، ۲تا شخصیت متفاوت کتاب ۵ رو انتخاب کنید که تعدد فصل زیاد دارن و توی مناطق مختلف هستن. فصل‌های یکیشون رو تا آخر کتاب بخونید و بعد برگردید سراغ فصل‌های شخصیت دوم. اون موقع تفاوت نثر میشید.
    امیدوارم ما هم بتونیم این تفاوت نثر فصل‌های شخصیت‌های مختلف رو به درستی منتقل کنیم.
    *
    از این همه دقتتون متشکریم، واقعا خواننده‌های مثل شما به آدم انگیزه میدن.

      نقل قول

  • LAdominante:
    اما در مورد استاد ماروین که شتاب زده میخواد بره پیش دنریس,به نظر شخصیت عجیبی میاد که همه جهان نغمه را گشته و حتی دنریس هم اسمش را شنیده شاید هم حتی خودش را دیده میپرسید کی و کجا؟از میری مازدور,توی کتاب یک میری مازدور به دنریس و سر جورا میگه از یه استاد غربی به اسم ماروین چگونگی کالبد شکافی اجساد را یاد گرفته و توی کتاب دو توی کارث کوایته به دنریس جادوگری را نشون میده و میگه تو باعث زنده شدن جادو هستی مردی که میبینی تا سال گذشته یه آدم معمولی بود اما حالا میتونه شمع اژدها روشن کنه(دقیق جمله اش را یادم نیست)اون فرد شاید همین استاد بزرگ ماروین باشه,این که این مرد که با تصویر سازی که مارتین برامون انجام داد با اون چیزی که توی ذهن من بود کلی فرق داره میخواد چکار کنه باید بریم سراغ کتاب پنج,درمورد پیت هم گیج شدم اون که با سنگ فرش یکی شد پس یعنی شاید کار یکی از بی چهره هاست که اونم از ماروین بعیده متوجه این موضوع نشده باشه.
    باز هم با تشکر به امید ترجمه موفق و بموقع کتاب پنج

    نکاتی که گفتید خیلی جالبه، وقت کنم حتما میرم توی کتاب ۲ و چک میکنم ماجرای کوایته رو.
    شاید بشه از این به بعد، بررسی فصل‌ها رو به صورت تعاملی جلو ببریم. یه قالب اولیه بیاریم توی پست، بعد دوستان نظرات و تحلیل‌های خودشون رو بنویسن، بعد موارد مناسب رو به پست اصلی اضافه کنیمشون.
    اینطوری باعث میشه تا نویسنده‌های پست‌های بررسی هم از بازخورد ناچیز نظرات دلسرد نشن، چون عملا خود خواننده‌ها قراره مشارکت کنن تا متن تکمیل بشه. :winksmile: چطوره؟

    دربارهٔ ماروین هم، باز من نظرم به اون جمله‌ای هست که ماروین موقع بیرون رفتن از اتاق به آلراس میگه. اینکه منظور کی هست، انواع تفسیرها رو داره :whistle:

      نقل قول

  • ایمان:
    یه سوال این کتاب چقدر زمان برد ترجمش ؟؟؟

    ۴تا فصل اول این کتاب قبل از شروع مجدد ارائهٔ کتاب ۳ کار شدن. البته یکی از فصل‌ها نصفه بود. فصل ۶ هم که خودم مترجمش بودم، پاییز ۲ سال پیش ترجمه‌ش تکمیل شد و ترجمهٔ ۲۲ رو شروع کردم به مرور.
    از اینکه ترجمه کتاب ۳ در اوایل تابستان تکمیل شد، مترجم‌ها وارد کتاب ۴ شدن، تیم ویرایش هم که بعد از اتمام کتاب ۳ وارد شد. در فاصلهٔ ۴۵ روزهٔ بین پایان کتاب ۳ تا شروع کتاب ۴ دو سه فصل ویرایش اول شدند، فصل سرآغاز هم که کارش تکمیل شد و ۱۵ آبان پارسال ارائه‌ها شروع شد.

    اگر فاصلهٔ بین شروع تا پایان ارائه‌ها رو بخواید، همونطور که یکی از دوستان بالاتر گفت، یک سال و یک ماه و ۱۵ روز. ولی کاری که از قبل‌تر روی فصل‌ها انجام شده بود، مدت طولانی‌تری رو در بر میگیره.

      نقل قول

  • این هم پایان کتاب ۴…. و من حس می کنم که لنگ درهوا ولم کردن….
    بدبخت اونایی که کتاب ۴ رو به محض انتشار خوندن و اون همه واسه کتاب ۵ صبر کردن…
    جون مارتین یه تحلیل واسه ایم فصل و به طور کلی کتاب ۴ بنویسید…. در مورد شخصیت ماروین کلی میشه حرف زد….
    و اینکه منتظر خبرهای جناب استارک درباره چگونگی انتشار کتاب ۵ هستیم….
    خسته نباشید :heart: :rose: :gol:

      نقل قول

  • جواد: دارن شان رو نمیدونم ولی تا جایی که من میدونم هری پاتر دنیارو تکون داد و اگه اشتباه نکنم جز پنج کتاب اول دنیا از لحاظ تعداد خواننده قرار گرفت حالا واژه درپیت از چه نظر نمیدونم.
    ایشالا که یه خیری پیدا میشه فایل این کتابو منتشر کنه تا بقیه هم استفاده کنن

    شخصا امیدوارم آقا جواد شما هیچ وقت دستت به این کتاب ها نرسه….
    هممون کتاب پی دی اف مجانی خوندیم….حتی همین سری سه کتاب اولش مجانیه…
    اینکه تا این حد طلبکار باشی از ملت که بیان مجانی واسه شما ترجمه کنن کتاب به این سنگینی رو خییییلیه والا :negative:

      نقل قول

  • با سلام و خسته نباشید خدمت تیم فعال وینترفل. من ب شخصه از این کتاب خیلی لذت بردم و بابت ترجمه زیبای کتاب ازتون تشکر میکنم.متاسفانه خیلی ادم صبوری نبودم و بعد اتمام کتاب ۴ سریعا کتاب ۵ ترجمه اذرپاد رو سفارش دادم و فصلای اولیش رو با فصول شما برسی کردم و واقعا ب جز برخی از تلفظ ها کتاب بسیار زیبا و تقریبا بدون سانسور چاپ شده و ب شخصه خیلی نگران تحریف داستان و سانسور های بیجا بودم و خاستم اگه براتون ممکنه از این کتاب استفاده کنید تا ترجمه کتاب ۵ رو با سرعت بیشتری انجام بدید با تشکر

      نقل قول

  • با سلام و خسته نباشید به آقای استارک و کل تیم وینترفل بابت ترجمه ی کتاب وقعا باید خسته نباشید گفت
    بلخشید آقای استارک من فکر کنم قبلا این سوال رو پرسیده بودم ولی ممنون میشم دوباره پاسخ پرسشم رو بدید ببخشید من اگر بخوام کتاب چهار رو بعد از این که کامالا به صورت یک کتاب منتشر شد قیمتش رو با دوستم نصف نصف کنیم و بعد دوستم بخره و به من هم بده شما به این کار راضی هستید یا نه اول خواستم بخرم اما بعدش دیدم از شما بپرسم بهتره چون بالاخره شما کتاب رو ترجمه کردید و بهتر می دونید

      نقل قول

  • y tanha:
    با سلام و خسته نباشید خدمت تیم فعال وینترفل. من ب شخصه از این کتاب خیلی لذت بردم و بابت ترجمه زیبای کتاب ازتون تشکر میکنم.متاسفانه خیلی ادم صبوری نبودم و بعد اتمام کتاب ۴ سریعا کتاب ۵ ترجمه اذرپاد رو سفارش دادم و فصلای اولیش رو با فصول شما برسی کردم و واقعا ب جز برخی از تلفظ ها کتاب بسیار زیبا و تقریبا بدون سانسور چاپ شده و ب شخصه خیلی نگران تحریف داستان و سانسور های بیجا بودم و خاستم اگه براتون ممکنه از این کتاب استفاده کنید تا ترجمه کتاب ۵ رو با سرعت بیشتری انجام بدید با تشکر

    چند تا فصلی که تا الان از کتاب ۵ ارائه شده که بخش منشوری نداشته که سانسور بخواد. بخش‌هایی که موارد منشوری دارن رو باید مقایسه کنید :دی
    *
    یعنی میفرمایید ترجمهٔ آذرباد رو برداریم تایپ کنیم براتون؟ خب این که میشه دزدی و بی‌اخلاقی. ما ترجمهٔ خودمون و دست‌رنج خودمون رو داریم اینجا عرضه می‌کنیم.

      نقل قول

  • من روم نمیشه بپرسم :)
    می دونم سخته کار ترجمه ولی ما از الانمنتظر ادامه جلد پنجم هستیم.فصل بعدی تقریبا کی میاد؟ :)

      نقل قول

  • من هم مثل برخی از دوستان الان که کتاب چهارم تموم شد اعلام وجود میکنم. این مدت یک سالی که شمارو پیگیری میکردم بینهایت از مطالب خوبتون لذت بردم. از همه بیشتر از ترجمه ی زیبا و خوندنی که از این کتاب انجام دادین. بیصبرانه منتظر ارائه بقیه ی کتاب هستم.
    فقط یک نکته رو به برخی از دوستان گوشزد کنم و اونم اینه که بیاین به زمان و زحمتی که یک سری از دوستان صرف کردن، به جای اینکه به علایق، تفریحات و کارهای شخصیشون رسیدگی کنن، و این کتاب رو به زیبایی به اتمام رسوندن احترام بذاریم. خیلی بی انصافیه اگه بخوایم به خاطر منافع خودمون و یا هرچیز دیگه ای تمام زحمات اونهارو بی ارزش کنیم.

      نقل قول

  • اولا اینجانب تمامی فصل های تیریون و مربوط ب شهر های ازاد و دنریس رو خوندم ک معمولا منشور ترین فصلاس و ب هیچ وج از اوردن کلمات ممنوعه اباعی نداشتن و من نگفتم از ترجمه اذرپاد کپی پیست کنید گفتم ازشون کمک بگیرید بازم تصمیم با خود شماس

      نقل قول

  • امیدوارم هر چه سریع تر فایل کلى کتاب آماده بشه
    تا الان خودمو نگه داشتم بیشتر از این نمى تونممم
    :aa: :aa:

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: