Performancing Metrics

تاپیک‌های تعاملی

بررسی فصل ۶۴ جان

نویسنده م.م.استارک

با بررسی فصل ۶۴ در خدمت شما دوستان هستیم. در این فصل بالاخره نبردی که از مدت‌ها قبل پیش‌بینی وقوعش رو می‌کردیم شکل گرفت. نبرد مردمان آزاد با نگهبانان شب برای فتح دیوار یا تخریب آن. بالاخره منس ریدر با سپاه عظیمش پای دیوار رسید. خب در نبرد بیشتر پیش‌بینی‌های جان در خصوص توان جنگی سپاه وحشی‌ها تقریباً درست از آب دراومد. عدم وجود نظم و دیسیپلین نظامی در سپاهی که از هزار قوم مختلف تشکیل شده بود. پس با وجود برتری عظیم عددی، دو موج اول حمله‌ی اونها با تعدادی شاید کمتر از بیست نفر از مردان شب دفع شد و خسارت قابل توجهی دید.

چیزی که برای من عجیبه اینه که به نظر میاد منس دچار اشتباه محاسباتی عجیبی شده و حسابی بی‌گدار به آب زده. یعنی باید باور کنیم که منس این وضعیت رو پیش‌بینی نکرده؟ یادمون باشه که اون خودش زمانی عضوی از برادران شب بوده و موقعیت و وضعیت دفاعی دیوار رو به خوبی میدونه. این درست که شاید منس هنوز حمله اصلی خودش رو انجام نداده،‌ اما در هر حال باز هم با چنین مقاومتی رو به رو می‌شه. این میتونه به این معنی باشه که پادشاه آنسوی دیوار نقشه‌ی ویژه‌ای داره و این دو حمله تنها به منظور محک قدرت نگهبانان و یا حتی انحراف توجه اونها بوده؟ آیا ممکنه افسانه شیپور جورامون حقیقت داشته باشه و منس اونو پیدا کرده باشه؟

ما در این داستان مرگ‌های زیادی دیدیم، اما مرگ‌های با شکوه و حماسی بسیار کم بوده. مرگ دونال نوی یکی از این معدود مرگ‌های باشکوه بود. این درست که ما با این شخصیت انس خاصی نداشتیم، اما باز هم به نوعی مرگش من رو متاثر کرد.

جان اسنو در پایان این فصل در وضعیت بغرنجی گرفتار شد. از طرفی استاد ایمون از اون می‌خواد که فرمانده نگهبانان شب بشه و از طرفی هنوز کسانی در کسل بلک هستند که اون رو خائن و پشت‌کرده به برادران می‌دونن. این می‌تونه دردسرهای جان رو بسیار بیشتر کنه. باید دید که آیا نگهبانان جان جوان و متهم به خیانت رو هرچند موقتی به عنوان فرمانده خودشون قبول می‌کنند؟ اهمیت این مسئله در این شرایط جنگی بسیار بیشتر از قبله.

استاد ایمون چی در وجود جان دیده که اونو شایسته‌تر از هر کسی برای فرماندهی میدونه؟ این احتمال وجود داره که جان به طور کل از پذیرش این مقام شانه خالی کنه؟

خیلی دلم می‌خواد که بدونم منس وقتی از این موضوع خبردار بشه چه حالی پیدا می‌کنه. اون به جان اعتماد کرد و حالا ممکنه که همین اعتماد اشتباه تمام نقشه‌هاش رو نابود و حتی منجر به نابودی مردم و هدفش بشه؟

راستی گوست کجاست؟

درباره نویسنده

م.م.استارک

مدیر و مؤسس سایت و سرپرست گروه ترجمه

۱۲ دیدگاه

  • با سلام
    قبل از هر چیز میخوام از دوستانی که برای این سایت زحمت میکشن تشکر کنم که با علاقه چنین محیط خوب و دوستانه ای رو فراهم کردن مخصوصا م.م.استارک عزیز
    من از وقتی که دارم کتاب رو میخونم(من اول از طریق سریال با دنیای نغمه آشنا شدم) و با خصوصیات دیوار آشناتر شدم یه مساله ای ذهنم رو درگیر کرده اونم اینکه اگه قراره جنگ آدرها و وستروس به اوج خودش برسه باید در یک جای کتاب تمام یا حداقل بخشی از دیوار نابود شه تو کتاب دوم و اوایل کتاب سوم فکر میکردم این اتفاق توسط منس و مردم وحشی میافته توسط شیپور جورامون یا چیز دیگه ای اما این فصل به من ثابت کرد منس فقط میخواد از دیوار رد شه نه اینکه اون رو تخریب کنه تا اینطوری از مردمش محافظت کنه چون دیوار توانایی محافظت در برابر آدرها رو داره مخصوصا اینکه تو فصل آخری که در مورد برن بود معلوم شد چیزهای جادویی مثل کلدهندز توانایی رد شدن از دیوار رو ندارن (و دلیل آخر مردم آزاری بی نهایت مارتین! :) )
    من فکر میکنم به احتمال زیاد یه جایی از قصه شاهد فروپاشی این سد میان آدم ها و آدرها باشیم
    خیلی دوست دارم نظر شما دوستان رو بدونم

      نقل قول

  • در ضمن فکر میکنم اگه قرار باشه آزورآهایی حالا هر کی که هست (جان ، استنیس ، دنریس یا هرکس دیگه ) به کمک مردم شمال دیوار بیشتر محتاجه تا مردم جنوب دیوار چون اونها خطر رو فهمیدن و آماده تر هستن

      نقل قول

  • اگه درست از فصل های قبل یادم باشه استاد ایمون طی یک داستان گفت که یک تارگارینه.اگه درست یادم باشه.فکر کنم در آینده نقش ایمون بیشتر بشه.نه اینکه با یک اژدها شروع به حمله کنه!با توجه به سنش و اصلالتش به نظرم فکر کنم کار های مهمی انجام بده و سرانجام کشته بشه.من موندم ماترین چطور ایمون را به این سنش داخل سه کتاب زنده نگه داشت!

      نقل قول

  • در اینکه حان فرمانده دیوار می شود هیچ شکی وجود ندارد .
    سوال اصلی این است که واقعا”‌نقش او چیست ؟
    آیا قراره فرماندهی انسانها در برابر آدرها را برعهده بگیره ؟
    پس نقش استنیس و حتی دنریس چه می شود ؟
    بعضی وقتها شک می کنم آدرها تا آخر کتاب هفتم هم از دیوار رد شوند !

    تبصره :‌ داستان سیاست و نیرنگ در جنوب ، طبیعت بی خیال شهرهای آزاد و سرمای شمال سه تا داستان مجزا از هم هستند ، مارتین اگر هنری داشته باشد ، وصل کردن این سه موضوع جدا از هم به یکدیگر است

      نقل قول

  • آقا من قبلا هم پرسیده بودم تو کتاب ۵ چ اتفاقی واسه جان میوفته؟؟؟؟
    لطقا اسپویل کنین برام…
    با تشکر

      نقل قول

  • ABS: آقا من قبلا هم پرسیده بودم تو کتاب ۵ چ اتفاقی واسه جان میوفته؟؟؟؟
    لطقا اسپویل کنین برام…
    با تشکر

    بیخیال اسپویل بشو یه سر به ویکی وستروس فارسی بزن هرچی بخوای پیدا میکنی لینکش هم پایین صفحه هست

      نقل قول

  • شاهین: بیخیال اسپویل بشو یه سر به ویکی وستروس فارسی بزن هرچی بخوای پیدا میکنی لینکش هم پایین صفحه هست

    اونجا رفتم خبری نبود.باشه اگه زحمت میشه راضی ب زحمتتون نیستم.
    مرسی

      نقل قول

  • ABS: اونجا رفتم خبری نبود.

    دوست عزیز نمی دونم منظورت از خبری نبود چیه از طریق لینک وارد شو برو به صفحه اصلی از اونجا به قسمت شخصیت ها وبعدش شخصیت های محبوب بعد هم جان اسنو روپیدا کن وبعدش هم همه چی معلومه

      نقل قول

  • شاهین: دوست عزیز نمی دونم منظورت از خبری نبود چیه از طریق لینک وارد شو برو به صفحه اصلی از اونجا به قسمت شخصیت ها وبعدش شخصیت های محبوب بعد هم جان اسنو روپیدا کن وبعدش هم همه چی معلومه

    دمت گرم.پیدا کردم.
    مرسی.
    خیلی چیزاهای دیگه هم پیدا کردمممممم؛خیلیییییییییییییییییییییی

      نقل قول

  • در مورد خواب جان که صدای طبل اونو یاد تالار ضیافت میندازه و یه دایروولف خاکستری با لکه خون و چشمان غمگین میبینه به نظرم این گری وینده که کشته شدنش در مراسم عروسی، در خواب جان تداعی شده.
    تغییراتی که در سریال ایجاد کردن و جان رو خفن تر از کارکتر کتاب نشون دادن. به نظرم اونرو برای چیزی بزرگتر از فقط فرماندهی روی دیوار دارن آماده میکنن ( با توجه به اینکه فیلمنامه نویسان پایان داستان رو میدونن.)

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: