Performancing Metrics

اطلاع‌ رسانی

۲۷ نکته درباره‌ی مارتین،بازی شاهان و دنیای آتش و یخ

نویسنده Raegar Targeryan

۱- جورج بعد از اینکه دی بی ویس و دیوید بنیوف(نویسنده‌های سریال) به درستی حدس زندند که مادر جان اسنو چه کسی هست به آنها اجازه اقتباس از کتاب را داد.

۲-عبارت R.R مخفف Raymond Richard هست.

۳-جورج مارتین طرفدار بسیار زیاد کمیک بود، به خصوص ۴ شگفت انگیز. در کودکی نامه‌ای برای مارول نوشت که در شماره ۲۰ چهار شگفت انگیز منتشر شد.

۴-او فقط ۱۵ میلیون دلار از HBO بدست می‌آورد.

۵-شش سال طول کشید تا کتاب پنجم، رقصی با اژدهایان نوشته شد(خدابخیر کنه واسه کتاب ۷….۶ که دیگه آخراشه).

۶-محبوب‌ترین شخصیت مارتین تیریون هست(به همین دلیل احتمال مرگش نزدیک به صفره).

۷- طبق گفته‌ی مارتین در وستروس لوراس تایرل زیباترین و جذاب‌ترین مرد هست.

۸-خودش گفته«رویای من اینه که زندگی خواننده‌هام رو خراب و روح‌شون رو له کنم!».

۹-نغمه آتش و یخ به وسیله‌ی لاکپشتی که مارتین جوان در قلعه اسباب بازی خودش نگه میداشت الهام گرفته شده. او درباره‌ی شوالیه‌های لاکپشت و لرد های لاکپشت در پادشاهی لاکپشت خیال‌بافی می‌کرده است!

۱۰-او نماد خاندان خود را یک لاکپشت انتخاب کرده است.

۱۱-یک شخصیت در رقصی با اژدهایان با نام سر پاتریک دراصل از روی دوستش پاتریک دنیس نامگذاری شده. او با پاتریک شرط بسته بود که اگر تیم دالاس کاوبوی فصل بهتری از نیویورک جاینتز داشته باشن، کاری میکنه تا در یکی از کتاب‌هایش یه همچین شخصیتی با اسم پاتریک توسط یک غول(جاینتز=غول)به چند تکه تقسیم بشه.

۱۲-او طرفدار دوآتیشه نیویورک جاینتز هست، که به احتمال زیاد به همین دلیل هست که در حین لیگ NFL روی کتاب ۶ و ۷ کار نمیکنه.

۱۳-آرتور نیل جیامن یک بار گفت«جورج مارتین خدمت‌کار شما نیست» به این معنی که یک ماشین نیست تا بتواند هرموقع خواستین یه کتاب بیرون بدهد.

۱۴-در صورت مرگ، مارتین دستور داده تا تمام دست نوشته هایش سوزانده و نابود شود تا از کامل شدن کتابش توسط نویسنده‌های دیگر جلوگیری کند. با این حال، او دوست دارد تا سریال حتی بعد از مرگش ادامه یافته و کامل شود.

۱۵-او کتاب  پادشاهان نفرین شده(The Accursed Kings) نوشته‌ی Maurice Druon را بازی شاهان اولیه می‌داند.

۱۶-او برای نوشتن کتابش از یک کامپیوتر با سیستم DOS استفاده میکند.(توی مقاله کامل گفته شده…تازه اونم با یه انگشت تایپ میکنه!!)

۱۷-با وجود تعریف از تخت آهنین سریال بازی شاهان و عالی دانستن طراحی آن، او مشخصات تخت آهنین را اینگونه بیان میکند«عظیم، یغور، سیاه، کج و معوج، کریه و نامتقارن…»

۱۸-او در حقیقت به خاطر کشتن شخصیت‌های کتابش احساس گناه میکند.

۱۹-یکی از کلماتی که او در کتاب بسیار استفاده کرده «jape»است که یک نوع جوک یا کار بیهوده است!

۲۰-او همیشه به خاطر این مصاحبه‌اش برنده جایزه میشود:

مصاحبه‌کننده:«من متوجه شدم که شما زنان رو بسیار خوب و متفاوت مینویسین. این از کجا نشأت میگیره؟»

جورج:«میدونی، من همیشه زنارو هم آدم حساب کرد.»

۲۱-جورج هم‌اکنون در سانتافه‌ی نیومکزیکو زندگی میکند، همان مکانی که شروع به نوشتن رمان کرد.

۲۲-جورج سینمای the jean cocteau  را دوباره احیا کرد، یک تئاتر محلی محبوب در سانتافه.

۲۳-بین ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۷، او چندین قسمت از the twilight zone را نوشته بود.

۲۴-کتاب‌هایش شامل ۱٫۷ میلیون کلمه است(خود من ۱۰۰۰تا کلمه پشت هم بنویسم مغزم ارور میده!).

۲۵-باربکیو و غذای مکزیکی از خوراک‌های مورد علاقه‌ی اوست.«من عاشق غذام، ولی خوراک شناس نیستم». خوراک مورد علاقه‌ش carne adovada با فلفل قرمز و سبز است(یک نوع غذای مکزیکی…همینه که اینقدر کپل شده دیگه!)

۲۶-الهامش برای دیوار، که در کتاب حدود ۷۰۰ فوت ارتفاع دارد و از یخ ساخته شده، دیوار هادریان(Hadrian ‘s wall) در شمال انگلستان بود که جورج در سال ۱۹۸۱ از آن دیدن کرده بود آن اولین باری بود که او ایالات متحده را ترک کرده بود.

۲۷-عروسی سرخ بر پایه‌ی دو رخداد واقعی نوشته شده: شام سیاه(the black dinner) و قتل‌عامه گلنکو(glencoe massacre) در اسکاتلند.

درباره نویسنده

Raegar Targeryan

برگشتن به خونه حس خوبی داره،عضوسابق گروه ترجمه و ویراستاری، نویسنده‌ی سایت

۳۵ دیدگاه

  • به جز ۷ تا ۲۰ تای دیگه را نمی دونستم.جالب بود!خوب شد کتابش را مثل ۴ شگفت انگیز ننوشت، دیگه چه کتابی میشد….فکر کنم کوه رو هم از اون سنگیه الهام گرفته!اون آتیشیه(جان بود فکر کنم اسمش) لابد اون تارگارینست که خودش را آتیش زد تخم هاش اژدها بشن!

      نقل قول

  • ۱: پس میشه مطمئن بود مادر جان آدم مهمی بوده است و وی حرام زاده نیست .

    ۷: به شدت برای لوراس تایرل نگرانم ، طبق گفته لیتل فینگر ،زود جوش هم هست ، بسیار مستعد اینه که توسط جیمی سلاخی بشه !

    ۸:‌«رویای من اینه که زندگی خواننده‌هام رو خراب و روح‌شون رو له کنم!».
    احتمالآ”‌در صحنه آخر ، یک اژده وارد شده و همه شخصیت های اصلی که زنده موده بودن و الان هم در کنار هم به افق خیره شده اند را تبدیل به خاکستر کرده و بعد به دورین نزدیک شده یک چشمکی می زند و به سمت همان افق پرواز می کند !

    (نظریه شماره دو) :‌در صفحه آخر ، می بینیم که آریا ناگهان از خواب بیدار می شه می فهمه همه اینها خواب بوده و می ره تا به اذیت کردن سنسا ادامه بده !

    ۲۰:‌اتفاقا”‌معتقدم آن افرادی که به خوبی می تونند درباره زنان بنویسند همان کسانی هستند که در دنیای واقعی توانایی نزدیک شدن به آنها را ندارند در واقع عقده های خود را در قالب نوشته روی کاغذ خالی می کنند .

    نکته :‌یک نویسنده بزرگ کسی است که توانایی عملی کردن آرزوهای بزرگ را نداشته و به عنوان یک انسان افسرده به نوشتن پناه می بره ، اما یک تاجر بزرگ کسی است که توانسته آرزوهایش را در دنیای واقعی دست بیاورد .
    (نظریه از خودم بود :winksmile: )

      نقل قول

  • magenta:
    ۱: پس میشه مطمئن بود مادر جان آدم مهمی بوده است و وی حرام زاده نیست .
    د )

    اتفاقا به نظر من هست ولی ماله ند نیست

      نقل قول

  • یکی از بهترین مقاله ها از زمان آشنا شدنم با سایت بود. :cheer:
    الان این که گفت بعد از مرگش کتاباش رو بسوزونن یعنی چی؟ :wacko:
    رویایش اینه که زندگی ما خواننده ها رو خراب کنه؟ :head:
    با توجه به این مقاله، مارتین کتاب ۶ رو منتشر میکنه
    بعد خودکشی میکنه تو به طور کامل به رویاهاش به واقعیت تبدیل شه.

      نقل قول

  • «رویای من اینه که زندگی خواننده‌هام رو خراب و روح‌شون رو له کنم!».

    خدا به دادمون برسه قراره چی کار کنه!!!

      نقل قول

  • می دونین چه جوری روحمون رو له میکنه؟؟
    اینجوری آخر کتاب هفت
    جان میمیره تیریون میمیره دنریس میمیره …همه میمیرن….اژدهاها میمیرن…..ادرها میمیرن….دیوار میریزه..یه شهاب سنگ از آسمآسمون میاد می خوره به دنیای وستروس این دنیا کاملا نابود میشسه!
    من میدونم که داستانو اینجوری تموم میکنه! اینجوری تموم میکنه!!!

      نقل قول

  • اتفاقا با اون نفر دوم موافقم. به نظر بدترین نوع پایان اینه که مثلا اخر کتاب در بیاد بنویسه و سپس مارتین شنید که مادرش او را برای صبحانه صدا زد. مارتین بیدار شد و به رویاهایی فکر کرد که در همین لحظه نیست از ذهنش بیرون می رفتند.

    خودم متنفر بودم از فیلمایی که کلی حال میکردیم اخرش بجای پایان یه ننه قمری بلند میشد میگفت اینا همش خواب بود.

      نقل قول

  • magenta: ۱: پس میشه مطمئن بود مادر جان آدم مهمی بوده است و وی حرام زاده نیست .

    طبق گفته های کتاب هرکسی که باازدواج قانونی متولد نشده حرامزاده حساب میشه .
    چیزی که مهمه اینه که ظاهرا جان پسر لرد ادارد نیست . وای چه شود . :head:

    خودش گفته«رویای من اینه که زندگی خواننده‌هام رو خراب و روح‌شون رو له کنم!».

    آدرها بگیرنش

      نقل قول

  • سلام

    ehsan: گیر عجب آدمی افتادیم ما

    کاملا موافقم. خدا به خیر کنه با این کتاب نوشتنش.
    از دیروز این چند پست اخیر رو که باز می کنیم بالای صفحه به جای اینکه عنوان همون پست باشه نوشته شده دانلود فصل ۶۶ تیریون [ویرایش مجدد] احتمالا از دیروزی که این مقاله روی سایت گذاشته شده خود سایت هم قاطی کرده از ترس اینکه نوشتن کتابهاش ممکنه چقدر طول بکشه :shook:

      نقل قول

  • شاهین: طبق گفته های کتاب هرکسی که باازدواج قانونی متولد نشده حرامزاده حساب میشه .
    چیزی که مهمه اینه که ظاهرا جان پسر لرد ادارد نیست . وای چه شود . <

    اگر پسر لرد ادارد نیست ، قطعا”‌فرزند لیانا ست با اون ظاهر استارکی .

    ازدواج هم می تونه به طور رسمی با حضور چند شاهد انجام بشه ، برج شادی می تونه همان کاری رو انجام بده که فینگرز برای لیتل فینگر انجام داد ، سه نفر از گارد سلطنت هم در اونجا حضور داشتند .

    فقط یک سوال :‌اگر این بچه لیانست حتما”‌ بچه ریگار هم هست پس چرا حتی اندکی به قیافه تارگرین ها شبیه نیست

      نقل قول

  • magenta: اگر پسر لرد ادارد نیست ، قطعا”‌فرزند لیانا ست با اون ظاهر استارکی .

    ازدواج هم می تونه به طور رسمی با حضور چند شاهد انجام بشه ، برج شادی می تونه همان کاری رو انجام بده که فینگرز برای لیتل فینگر انجام داد ، سه نفر از گارد سلطنت هم در اونجا حضور داشتند .

    فقط یک سوال :‌اگر این بچه لیانست حتما”‌ بچه ریگار هم هست پس چرا حتی اندکی به قیافه تارگرین ها شبیه نیست

    نمیشه. حتی اگه بچه ی لیانا و ریگار باشه بازم حرامزاده حساب میشه چون ریگار زن داشته و نمیتونسته یه بار دیگه هم ازدواج کنه.
    اگه بچه ی ریگار باشه، میشه قیافه تارگرینی نداشته باشه. مثلا دختر ریگار، رینیس، هم ظاهر مارتلی داشت و یه ذره هم به پدرش نرفته بود. همینطور بیلور بریک اسپیر و کلی تارگرین دیگه که نه چشمای بنفش داشتن و نه موی طلایی_نقره ای.

      نقل قول

  • یه اسپویل فوق العاده شدید:شان بین بازیگر نقش ند استارک یه جایی گفته که من پدر جان اسنو نیستمحدس زدن بقیش کار سختی نیست

      نقل قول

  • lord stark: نمیشه. حتی اگه بچه ی لیانا و ریگار باشه بازم حرامزاده حساب میشه چون ریگار زن داشته و نمیتونسته یه بار دیگه هم ازدواج کنه.

    دوست عزیز یه همچین قانونی اصلا هیچ جای وستروس یا حتی دنیای خودمون نوشته نشده و منطقی نیست….اگان فاتح دو همسر داشت برای نمونه و داشتن همسر دوم در وستروس ایرادی نداره. بیلور مقدس برای اینکه از دنیا دور کنه خودش رو همسرانش رو زندانی میکنه…همسرانش رو…در صورتی که ریگار و لیانا ازدواج کرده باشن و جان بچه اونا باشه اصلا حرامزاده به حساب نمیاد

    کوئنتین مارتل:
    یه اسپویل فوق العاده شدید:شان بین بازیگر نقش ند استارک یه جایی گفته که من پدر جان اسنو نیستمحدس زدن بقیش کار سختی نیست

    ممنون از اینکه توی اسپویل‌بار گذاشتین ولی این حرف شان بین نیست بلکه قسمتی توی کتاب ۵ هستش که توی اون مقاله که خوندین شان بین داره ازش نقل قول میکنه و میگه به دلیل اون صحنه توی کتاب باید منو توی سریال برگردونن که البته خود اون صحنه هم یه تئوری به حساب میاد و به طور کامل اون چیزی که میگید رو نمیگه

      نقل قول

  • Raegar Targeryan: دوست عزیز یه همچین قانونی اصلا هیچ جای وستروس یا حتی دنیای خودمون نوشته نشده و منطقی نیست….اگان فاتح دو همسر داشت برای نمونه و داشتن همسر دوم در وستروس ایرادی نداره. بیلور مقدس برای اینکه از دنیا دور کنه خودش رو همسرانش رو زندانی میکنه…همسرانش رو…در صورتی که ریگار و لیانا ازدواج کرده باشن و جان بچه اونا باشه اصلا حرامزاده به حساب نمیاد

    همسر دوم داشتن توسط هفت ممنوع شده. یکی از دلایلی که قیام مذهب بر علیه اگان و میگور شکل گرفت همین چند همسری بود. بیلور مقدس زن و خواهرانش رو زندانی کرد تا وسوسه نشه و باهاشون هم خوابگی نکنه. و برای همین خواهر کوچکترش رو مجبور کرد که با لرد سلتیگار ازدواج کنه و بعده ها تارگرین ها بخاطر همین ازدواج دچار مشکلات فراوانی شدن.
    در این مورد تو هردوتا ویکی اطلاعات کاملی داده شده.
    این قانون زمان قرون وسطی و بین کاتولیک ها هم وجود داشت.

      نقل قول

  • lord stark: در این مورد تو هردوتا ویکی اطلاعات کاملی داده شده.
    این قانون زمان قرون وسطی و بین کاتولیک ها هم وجود داشت.

    ممکنه بگید چه مقاله ای رو باید سرچ کرد مایلم اطلاعات بیشتری داشته باشم
    ممنون

      نقل قول

  • lord stark: همسر دوم داشتن توسط هفت ممنوع شده. یکی از دلایلی که قیام مذهب بر علیه اگان و میگور شکل گرفت همین چند همسری بود. بیلور مقدس زن و خواهژ

    هقت ممنوع کرد ولی بازم تارگرین‌ها این‌کار رو انجام میدادن….اگان سوم هم دو همسر داشت و لطفا مقاله‌ها رو کامل بخونین.قیام مذهب به اون خاطر نبود . به دلیل اینکه فزرند اگان فاتح، پادشاه بعدی حاصل ازدواج محارم بود شورش کردن. دلیل اینکه چندهمسریشون “کم شد” به خاطر وقایع جنگ رقص اژدهایان بود که فکر میکردن نابودی اژدهاها به خاطر این کارشونه. در ضمن توی فرهنگ وستروس فرزند دو فرد بلندپایه در صورتی هم که ازدواج نکنن بازم حرامزاده به حساب نمیاد. به همین خاطره که خیلی از پادشاه‌های تارگرین همین مدلی پادشاه میشدن.

      نقل قول

  • شاهین: ممکنه بگید چه مقاله ای رو باید سرچ کرد مایلم اطلاعات بیشتری داشته باشم
    ممنون

    خواهش میکنم.
    برای خوندن مطالبی درباره ی ممنوعیت چند همسری مقاله ی میگور تارگرین اول رو ببینید. برای خوندن باورها و عقاید مذهب، مقاله ی مذهب هفت رو ببینید.
    درباره ی ممنوعیت چند همسری و طلاق در قرون وسطی هم میتونید در ویکی پدیای ترجیحا اینگلیسی که مقالات کامل ترن، اسم شاه های اون زمان رو سرچ کنید.

      نقل قول

  • Raegar Targeryan: هقت ممنوع کرد ولی بازم تارگرین‌ها این‌کار رو انجام میدادن….اگان سوم هم دو همسر داشت و لطفا مقاله‌ها رو کامل بخونین.قیام مذهب به اون خاطر نبود . به دلیل اینکه فزرند اگان فاتح، پادشاه بعدی حاصل ازدواج محارم بود شورش کردن. دلیل اینکه چندهمسریشون “کم شد” به خاطر وقایع جنگ رقص اژدهایان بود که فکر میکردن نابودی اژدهاها به خاطر این کارشونه. در ضمن توی فرهنگ وستروس فرزند دو فرد بلندپایه در صورتی هم که ازدواج نکنن بازم حرامزاده به حساب نمیاد. به همین خاطره که خیلی از پادشاه‌های تارگرین همین مدلی پادشاه میشدن.

    من گفتم یکی از دلایل قیام. تارگرین ها تا زمانی که اژدها و قدرت داشتن این کار رو انجام میدادن.
    ربطی به ازدواج دو فرد بلند پایه ندره. مادر بریندن ریورز ملیسا بلکوود بود و پدرش اگان چهارم. همینطور ایگور ریورز. دیمون بلک فایر هم که کلا حاصل زنای دینا و اگان تارگرین بود اونم زمانی که هردو ازدواج کرده بودن. ولی هر سه ی این افراد جزو حرامزادگان بودن تا زمانی که خود اگان مشروعشون کرد.
    اگان سوم یه همسر داشت که اونم دینیرا ولاریون بود که بعد از مرگ جیهیرا تارگرین باهاش ازدواج کرد.
    کدوم پادشاه تارگرینی این مدلی شاه شده؟

      نقل قول

  • lord stark: من گفتم یکی از دلایل قیام. تارگرین ها تا زمانی که اژدها و قدرت داشتن این کار رو انجام میدادن.
    ربطی به ازدواج دو فرد بلند پایه ندره. مادر بریندن ریورز ملیسا بلکوود بود و پدرش اگا

    اولا تنها دلیل قیام همون بود. مقاله‌هایی که شما اعلام کردید هیچ کدوم این اطلاعات رو نمیدن. مقاله قیام مذهب هم هنوز ترجمه نشده و متن انگلیسیش میگه به خاطر فرزند محارم بودن پادشاه قیام کردن.
    دوما اطلاعاتی که من گفتم از خود ویکی بوده میتونید برید بخونید قسمت حرام‌زاده‌ها رو. در ضمن در رابطه با جان….الیا مارتل حتی به زحمت فرزند دومش رو به دنیا اورد و تقریبا همین بچه‌دار شدنش هم یه نوع معجزه بود و امکان بارداریش صفر بود و هرگز دیگه نمیتونست بچه‌دار بشه. همین دلیل برای ازدواج دوم و داشتن همسردیگه میتونه کافی باشه.بازم تکرار میکنم مقاله‌ها رو خوب بخونید….کاتولیک‌ها رو که اصلا نگید…خود پاپ های روم هم همسر داشتن و هم معشوقه….پیروانش دیگه هیچی!! گندایی که تازه بالا اوردن و یکیش هم باعث شئ تا پاپ قبلی استعفا بده رو هم نمیگم….

      نقل قول

  • Raegar Targeryan: اولا تنها دلیل قیام همون بود. مقاله‌هایی که شما اعلام کردید هیچ کدوم این اطلاعات رو نمیدن. مقاله قیام مذهب هم هنوز ترجمه نشده و متن انگلیسیش میگه به خاطر فرزند محارم بودن پادشاه قیام کردن.
    دوما اطلاعاتی که من گفتم از خود ویکی بوده میتونید برید بخونید قسمت حرام‌زاده‌ها رو. در ضمن در رابطه با جان….الیا مارتل حتی به زحمت فرزند دومش رو به دنیا اورد و تقریبا همین بچه‌دار شدنش هم یه نوع معجزه بود و امکان بارداریش صفر بود و هرگز دیگه نمیتونست بچه‌دار بشه. همین دلیل برای ازدواج دوم و داشتن همسردیگه میتونه کافی باشه.بازم تکرار میکنم مقاله‌ها رو خوب بخونید….کاتولیک‌ها رو که اصلا نگید…خود پاپ های روم هم همسر داشتن و هم معشوقه….پیروانش دیگه هیچی!! گندایی که تازه بالا اوردن و یکیش هم باعث شئ تا پاپ قبلی استعفا بده رو هم نمیگم….

    اولا من اون پست رو اصلا در جواب به دلایل شما ندادم. میگور تارگرین رو سر قضیه چند همسری لینکش رو دادم. مذهب رو هم سر عقاید و باورها. دلیل اول قیام زمان اینیس زنا با محارم بود ولی زمانی اوج گرفت که میگور شروع به چندین همسری و کشتن همسراش کرد.
    دوما. الیا هرچی هم بوده ریگار نمی تونسته زن دومی رو بگیره. همونطور که طلاق تو مذهب ممنوعه (ارجاع میدمتون به کتاب چهرم یکی از فصلای آریانه)، ازدواج دوم هم ممنوعه. براتون نقل قول میکنم:
    میگور بر خلاف قوانین مذهب و عرف، همزمان چندین همسر داشت. البته همه آنان با هم همزمان نبودند، چرا که او چند تن از آنان را به این دلیل که وارثی برای او به دنیا نیاورده بودند، اعدام کرد؛ هر چند که در پایان هیچ کدام از آنان در این زمینه موفق نبودند. یکی از همسران او جین وسترلینگ نام داشت. میگور همچنین در دوران فرمانروایی اش سه تن از استادان اعظم را اعدام کرد.
    برای محکم کاری بیشتر بهتون پیشنهاد میکنم شوالیه مرموز (جلد سوم دانک و اگ) و نقل قول یکی از همراهان دیمون (فکر کنم ایلیوت) رو بخونید. طرف اونجا میگه که اگه پدرش میتونست بعد از مرگ بیلور با دینا ازدواج میکرد و خودش رو از شر وارث شرمگینی مثل دیرون خلاص میکرد.
    این حرف یعنی اگان نمیتونسته با وجود زنده بودن نائریس با کس دیگری ازدواج کنه. حتی اگه اون فرد ملکه سابق بوده باشه.
    دیگه من نمیدونم شما چطور ویکی رو خوندید که اینارو ندیدید.
    در مورد کاتولیک های قرون وسطی. بله همه ی پادشاه هاشون یک همسر و صدها معشوقه داشتن. مثل اگان چهارم. ولی همشون یک همسر داشتن و تا قبل از مرگ همسر اولشون هیچ همسری نمیتونستن اختیار کنن.
    در آخر اگه لحنم تند بود عذر میخوام.

      نقل قول

  • Raegar Targeryan:
    حق با لرد استارکه. نمیدونم این که گفتید اگه دو نفر اشراف زاده ازدواج نکرده بچه دار بشن بچه شون حرامزاده نیست رو کجا دیدین؛ اما این حرفتون کاملا غلطه. واسه مردم عادی که اصلا حرامزاده معنی نداره، هر جا حرف حرامزاده شد منظور کسانی هستن که یکی یا هردو والدشون اشراف زاده باشه، و این لقب های منطقه ای حرامزاده ها (اسنو، استون، سند، ریورز، …) مخصوص همین افراده. مثال خوبش رو هم که لرد استارک زد. پیشنهاد میکنم مقالات رو با دقت بیشتر بخونین.
    طلاق هم همون طور که لرد استارک گفت ممنوعه، و همچنین چند همسری هم تو وستروس و هم تو والریا ممنوع (یا ناپسند) بوده و اگان اول تنها استثناء این قاعده است، که با ازدواج با هردو خواهرش علاوه بر وستروس سنت والریا رو هم زیر پا گذاشت. این رو بخونید:
    According to Targaryen tradition, Aegon married within the family; however, instead of just one sister, he married both of them
    این که گفتید خیلی از پادشاهان وستروس چند تا همسر داشتن و احتمالا تو ویکی خوندینش، هیچ کدوم با هم همزمان نبودن و همیشه ازدواج دوم بعد از مرگ همسر اول بوده. اینی که گفتید خیلی ازپادشاهان تارگرین همین مدلی شاه میشدن (یعنی حاصل از ازدواج رسمی نبودن) باز نمیدونم منظورتون کدوم شاه اما بهتون اطمینان میدم که درست نیست و هیچ وقت همچین اتفاقی نیفتاده و همه پادشاهان تارگرین بدون استثنا همگی حاصل ازدواج های رسمی بودن.

      نقل قول

  • باتوجه به بحث های بالا دعوا سر چیه؟ اینکه جان حرامزاده هست یانه؟ حتی اگه پسر ریگار هم باشه عرفا حرامزاده به حساب میاد.حتی اگه چند همسری بین تارگرین ها رایج بوده باشه.
    (باتوجه به مقاله لیانا استارک درویکی احتمال اینکه جان پسرش باشه خیلی زیاده).
    من نمیدونم فاصله بین ربوده شدن لیانا توسط ریگار تامرگش چقدره(شاید هم دارم زیادی مته به خشخاش میذارم.) ولی اگه حدااقل هفت ماه بوده باشه احتمال یک زایمان زودرس بعید نیست واین قول لردادارد رو توجیه میکنه.

    درآخر باید یادآوری کنم که ما با یک نابغه نیمه روانی به اسم جورج مارتین طرفیم که ممکنه درآخر کار چنان همه مون رو بپیچونه که نفهمیم ازکجا خوردیم :wacko: :wacko: :wacko:

      نقل قول

  • با این نظرات مارتین خان عمرا چهره ما به جمال کتاب اخر روشن بشه
    فکر کنم در پایان اخرین کتاب شو اتیش بزنه خودشم روش :head:

      نقل قول

  • یه چیز جدید می گم امیدوارم منجر به درگیری نشود ! :whistle:

    این آقای مارتین هرچقدر هم که علامه باشد باز هم ذهن یک انسان رو داره و این ذهن رو راحت می شه خوند .

    سیر حوادث رو باید در نظر گرفت و البته تشابهاتی رو که قصه های مختلف این رمان به هم دارند .

    داستان اصلی آریا فرار کردن بود در سفری که تجربه سخت و بیرحم شدن رو به دست بیاره از بارانداز پادشاه تا آنجایی که سریال نشان داد رو خیلی راحت و سر راست می تونست بره اما باید برای سفر آماده می شدپس وی اسیر چرخه فرار و دستگیری و دوباره فرار و دستگیری می شه تا به مقصد برسه .

    یکی از دلایلی هم که من برخلاف نظر اکثریت معتقدم سنسا یکی از مهمترین شخصیت های پایان داستان خواهد بود زمینه چینی های مختلفی است که برای او اتفاق می افتد ،
    او داره سیاست رو به قیمت خیلی گزافی یاد می گیرده و به طور کاملا”‌اتفاقی ! هم دم دو تن از باهوش ترین شخصیت های داستان یعنی تریون و لیتل فینگر می شه .
    او هیچ قدرت جنگاوری و یا جادویی نداره و فقط و فقط داره برای تبدیل شدن به بزرگترین سیاستمدار زن وستروس آماده می شه برای موقعی که دیگر شخصیت های اصلی داستان یا می میرند یا دچار آسیب های جنگ می شوند از جمله مجروح شدن یا منفور شدن .
    داستان سنسا بی سیاستی و هزینه دادنه تا موقعی که بالاخره سیاست رو با تمام وجود یاد بگیره
    همان طوری که جان قراره رهبر انسانها در جنگ علیه آدرها باشه و استنیس فقط یک داستان انحرافی است و برن رهبر نیروهای جادویی علیه آدرها
    توی این داستان کسانی مهم هستند که رشد و پیشرفت اونها نشون داده می شه
    آریا کسی نیست که برای نبرد نهایی خیر وشر به درد بخوره و به نظر میرسه به سمت جبهه دنریس بره یا به عنوان متحد یا به عنوان دشمن .
    تریون هم کسی نیست که قرار باشه بمیره ، او یکی از افرادی است که در شکل گیری ساختار جدید وستروس نقش خواهد داشت ، ملازم پادشاه آینده وستروس ، اما اینکه به طرف چه کسی بره سوال بزرگی است .
    ریکان هم تنها برای این به دنیا آمده تا لرد وینترفل بشه بعد پابان همه این دیوانگی ها .

      نقل قول

  • magenta:
    یه چیز جدید می گم امیدوارم منجر به درگیری نشود !

    این آقای مارتین هرچقدر هم که علامه باشد باز هم ذهن یک انسان رو داره و این ذهن رو راحت می شه خوند .
    .
    .
    .

    راجع به آریا، اونجوری که گفتی معیارت سریال بوده واسه این و راجع به سریال چیزی نمی تونم بگم چون به نظر خودمم خاله بازیش کرده بودن.
    تو کتاب کاملاً منطقی پیش می ره. اتفاقاً این که بچه ای مثل آریا راحت و بی دردسر به مقصد برسه با عقل جور در نمی یاد. مشکلات مسیر یابی، وضع جنگ و بی قانونی وستروس و … .
    کلاً منطق کتاب خیلی استوار تر از سریال ه.

    اتفاقاً روی نقش مهم سانسا در آینده توافق زیادی بین خواننده ها وجود داره. (هرچند که خودم به شخصه اصن خوشم نمی یاد از این سناریو)
    رابطه سانسا با تیرین که در حد صحبت درباره نخود فرنگی یود و این لیتل ه که یه چیزایی داره بهش یاد می ده. اون قسمت پیش گویی GOHH هم بی تاثیر نیست تو پیش بینی ها درباره شخصیت سانسا.

    در مورد آزور آهای بودن جان هم باز انقدر گزینه احتمالی دیگه وجود داره خیلی مطمئن نباش.

    باز راجع به برن و کلاغ سه چشم همینطور. ;-)

    مارتین این نمونه رو داشته که به یه شخصیت بپردازه و بعد بزنه خیلی شیک بکشتش، پس نمی شه مطمئن بود که چون داره راجع “رشد و پیشرفتشون” می نویسه مصون اند.

    یه سناریو واسه تیرین می تونه رسیدن به آرزوی دیرینه اش، کسترلی راک، باشه.
    دیگه از اون کلیشه که همه می گن “دست” می شه جداش می کنه اینجوری.
    تیرین دیگه پیرمردی ه واسه خودش تو وستروس، بیاد ملازم شه؟ :winksmile:

      نقل قول

  • magenta:
    یه چیز جدید می گم امیدوارم منجر به درگیری نشود !

    این آقای مارتین هرچقدر هم که علامه باشد باز هم ذهن یک انسان رو داره و این ذهن رو راحت می شه خوند …

    هیچوقت سریالو :head: مبنایی برای سنجش میزان خلاقیت و توانایی مارتین :ostad: در نویسندگی :mail: و متعجب کردنت :wacko: قرار نده . چون توی سریال خیلی چیز ها :negative: تغییر می کنه .

      نقل قول

  • خیلی عالی بود.:).من همیشه میترسم اگه مارتین خدای نکرده بمیره ما باید چیکار کنیم اونوقت؟؟
    D:

      نقل قول

  • من میدونم این نامرد آخر میمیره کتابو تموم نمیکنه.آخرین ماموریتش تو زندگی نابود کردت رویای ماست :'(

      نقل قول

  • magenta:
    یه چیز جدید می گم امیدوارم منجر به درگیری نشود !

    این آقای مارتین هرچقدر هم که علامه باشد باز هم ذهن یک انسان رو داره و این ذهن رو راحت می شه خوند .

    سیر حوادث رو باید در نظر گرفت و البته تشابهاتی رو که قصه های مختلف این رمان به هم دارند .

    داستان اصلی آریا فرار کردن بود در سفری که تجربه سخت و بیرحم شدن رو به دست بیاره از بارانداز پادشاه تا آنجایی که سریال نشان داد رو خیلی راحت و سر راست می تونست بره اما باید برای سفر آماده می شدپس وی اسیر چرخه فرار و دستگیری و دوباره فرار و دستگیری می شه تا به مقصد برسه .

    یکی از دلایلی هم که من برخلاف نظر اکثریت معتقدم سنسا یکی از مهمترین شخصیت های پایان داستان خواهد بود زمینه چینی های مختلفی است که برای او اتفاق می افتد ،
    او داره سیاست رو به قیمت خیلی گزافی یاد می گیرده و به طور کاملا”‌اتفاقی ! هم دم دو تن از باهوش ترین شخصیت های داستان یعنی تریون و لیتل فینگر می شه .
    او هیچ قدرت جنگاوری و یا جادویی نداره و فقط و فقط داره برای تبدیل شدن به بزرگترین سیاستمدار زن وستروس آماده می شه برای موقعی که دیگر شخصیت های اصلی داستان یا می میرند یا دچار آسیب های جنگ می شوند از جمله مجروح شدن یا منفور شدن .
    داستان سنسا بی سیاستی و هزینه دادنه تا موقعی که بالاخره سیاست رو با تمام وجود یاد بگیره
    همان طوری که جان قراره رهبر انسانها در جنگ علیه آدرها باشه و استنیس فقط یک داستان انحرافی است و برن رهبر نیروهای جادویی علیه آدرها
    توی این داستان کسانی مهم هستند که رشد و پیشرفت اونها نشون داده می شه
    آریا کسی نیست که برای نبرد نهایی خیر وشر به درد بخوره و به نظر میرسه به سمت جبهه دنریس بره یا به عنوان متحد یا به عنوان دشمن .
    تریون هم کسی نیست که قرار باشه بمیره ، او یکی از افرادی است که در شکل گیری ساختار جدید وستروس نقش خواهد داشت ، ملازم پادشاه آینده وستروس ، اما اینکه به طرف چه کسی بره سوال بزرگی است .
    ریکان هم تنها برای این به دنیا آمده تا لرد وینترفل بشه بعد پابان همه این دیوانگی ها .

    نه خیر من کامل مطمعنم که زن قرمر ملسندرا مادر جانه ند هم پدرش چون که تا جایی که من می دونم راهبه های خدای روشنی فاحشه بودن و چیز دیگری که رد خور نداره این که جان در کسل بلک میمیره B-) B-) B-) B-)

      نقل قول

  • اقا شرمنده.سریال رو تا اخر فصل ۵یکسره دیدم و تقریبا دو شب نخوابیدم .اقا مردن جان اسنو واقعا حیفه .چرا اینقدر ظالمانه .چقدر فحش دادم به کارگردان که بد جایی این کارو می کنه.دیگه کسی نمی مونه تا حق خاندان استارک رو بگیره.

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: