Performancing Metrics

مقالات اختصاصی

سفری به سرزمین آتش و یخ

با سلام خدمت همه دوستان

در نبود استارک عزیز من و علی باقی کارهای سایت رو انجام میدیم و امید واریم که غیبت صغری استارک عزیز تبدیل به کبری نشود! در صورت توان فصل‌های جدید رو هم برای دانلود آماده میکنیم.این مقاله که توسط دوست خوب

و عزیزمان lord j j stark تهیه شده است. امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید. در آخر هم نظراتتون رو با ما درمیان بگذارید. 

دنیایی از آتش؟

به دنیایی از آتش فکر کنید. به زمین و زمانی آتش گرفته. به جایی در هستی که هیچ ندارد جز آتش. به سرزمینی در قدیم یا در آینده. یا در بعدی دیگر.

میتوان گفت که تفکرات شما در رابطه با مردمی است که آتش گرفته اند و فریاد میزنند و همه جا خون است. برای آن سرزمین این موضوع یک اتفاق نیست بلکه همیشه این گونه بوده. همیشه خون در آتش و شمشیر است و ظلم همه جا را گرفته. همه میسوزند! آیا از گناهی مشخص؟ یا بختشان این بوده؟

چه شده؟ در این سرزمین چه اتفاقی افتاده؟ چرا میهمان باید از میزبان بترسد؟

شرافت چه شده؟ عقل؟ شعور؟

و از همه بدتر: وجدان؟

آری. میبینی تمام آن ها را آتش سوزانده. وجدان از بین رفته. عقل جهل شده. و شعور هیچ!

هر کس یا به فکر ظلم است یا به فکر فرار از آن.  اما آن ظالم در نهایت میسوزد در حالی که خیلی ها را سوزانده. و آن کس که فرار میکند قطعا برای نسوختن خودش کسی را از راه هل میدهد. قصدش ظلم نیست ولی آدم میکشد. برای نجات بچه اش فرزندی را یتیم میکند و برای نسوختنش دیگران را میسوزاند. هنوز ده قدم نرفته که کسی بر صورتش میکوبد. مردی غذاهای او را میگیرد و به بچه اش میدهد. او میمیرد. مرد دوم که غذا را دزدیده میدود و هنوز چند قدم نرفته است که…

همین. چه قدرتی داشت آتش؟ مگر چه چیزیست این آتش که دنیا را این گونه نابود میکند؟

آتش؟ خشم؟ تعریف تو از این ها چیست؟

حال تو به این سرزمین میروی و میدوی و میدوی و میدوی تا به مردی میرسی و از او میپرسی: برای شما ساکنان این کشور چه چیزی از همه چیز با ارزش تر است؟

او نگاهی به تو میکند. گویا تو سوال احمقانه ای پرسیده ای! میگوید یخ! آرامش. سکوت.

دنیایی از یخ؟

حال تو را میخواهم به جای دیگری ببرم. سرزمینی فقط از یخ! سرزمینی که مردم آن از گشنگی در حال مرگند و حتی پادشاهان در اتاق های خود پناه گرفته. هیچ کس با هیچ کس نمیجنگد. هیچ کس هیچ چیز ندارد. به مردم که نگاه میکنی گوشه ای کز کرده اند و هر چه دارند روی خود می اندازند بلکه کمی گرم شوند.

تو بلور های زیبای یخ را میبینی و به آن ها میگویی به این ها بنگرید! ببینید چه قدر زیباست. آن ها به تو نگاه احمقانه ای میکنند که انگار با آن نگاه داد میزنند: زیبا؟؟؟؟

تو تعجب میکنی و با خود میگویی آن ها مگر چشم ندارند؟

مدتی که میگذرد سرما در وجودت نفوذ میکند. به گوشه ای می افتی. هیچ صدایی نمی شنوی. همه جا ساکت است.

تو میترسی. نه! از موجودی نمی ترسی. بلکه از خود سرما. از آن همه سوزان بودنش. هیچ وقت فکر نمی کردی سرما انقدر داغ باشد و بسوزاند.

در همین فکر ها هستی که من را میبینی. من به آن جا آمده ام و از تو میپرسم : چه شده؟ دوست عزیز! چه میخواهی برایت فراهم کنم؟

نگاهی میکنی که گویا با آن نگاه میخواهی من را خفه کنی. انگار داری داد میزنی. اما ناگهان با آن صدای آرامت که به سختی به گوش میرسد جمله ای میگویی. من نمیشونم. از تو میخواهم بلندتر صحبت کنی. تمام زحمتت را میکشی و میگویی: سر و صدا. آتش!

——–

دنیایی از یخ را دیدی و به دنیایی از آتش رفتی! به راستی اگر یخ نبود آتش چه معنایی داشت؟ به راستی اگر ظلم نبود لطف چه معنی داشت؟ به راستی اگر من نبودم تو چه معنایی داشتی؟ به راستی اگر دنیا نبود آخرت چه معنی داشت؟ به راستی اگر خیر نبود شر چه معنی داشت؟ به راستی اگر زمین نبود آسمان چه معنایی داشت؟

به راستی اگر بد نبود خوب چه معنایی داشت؟

به تمام این سوالات فکر کن! فکر کن که تمام دنیا تعریف میشود در صورتی که مخالف آن را فرض بگیری.

بگذار برایت توضیح دهم:

این مسئله را حل کن:

خوب یعنی چه؟( در این سوال هیچ فرضی نداری!)

تو نمیتوانی این سوال را حل کنی. نمیتوانی! باید این فرض را اضافه کنم: بد یعنی فلان!

حال به راحتی حل میشود: تو میگویی: خوب یعنی برعکس بد! مخالف بد!

و همین مسئله را اگر برعکس کنیم هم باید این بار خوب را فرض در نظر بگیری و…

تمام هستی همین تضاد هاست.

تمام سرزمین ها و داستان ها از همین تضاد ها تشکیل شده است. تضاد هایی که ما در آن ها غلط میخوریم و نمیفهمیم.

هیچ داستانی نمیتواند سرزمینی فقط و فقط و فقط آتش را توصیف کند! چون معنی ندارد! داستانی اتفاق نمی افتد. مطمئن باش اگر چنین داستانی وجود دارد. در گوشه و کنارش سردی هایی نهفته که تو میبینی! نمی فهمی! نمی شنوی!

حال حتما به این سوال فکر میکنی که چیست این یخ و آتش؟ دنیای مارتین چیست؟

این نام چه مفهوم و چه معنایی دارد؟ چه پیامی؟ چرا نام این جا هست نغمه ای از آتش و یخ؟

تعریف ساده ای که میشود از دنیای نغمه کرد همان سرد و گرمی انسان هاست. همان رفتار های سرد و گرم انسان ها را میگویم که در دنیای خودمان وجود دارد. راجع به این تعریف در خانه قبلی وینترفل ( اشاره به وبلاگ) حرف هایی زده ام. اما نه این بار موضوع جدی تر است! تفکر ساده این دنیا بسیار پیچیده است! چه برسد به مشاهده حقیقی آن!

تعریفی که از دنیایی از یخ و دنیایی از آتش کردم خیلی ساده بود! یک تفکر قابل پیش بینی! یک دنیایی که ماجرای هر دقیقه اش را میتوان حدس زد. اما حال بیا با هم به دنیای نغمه برویم. تو تا حالا فقط کتاب های آن سرزمین را خوانده یا تصاویرش را دیده ای. یا مثل من فیلم هایی که از آن جا گرفته اند را دیده ای.

این بار قضیه فرق میکند من میخواهم تو را به دنیایی از یخ و آتش ببرم. میخواهم همه چیز را به تو نشان دهم. میخواهم همه چیز را برای تو از آن جا بگویم. از خیانت ها و از رفتار ها و از انسان ها. از موجودات افسانه ای تا از گداهای خیابان. همه چیز. شاید اطلاعات من در رابطه با آن جا زیاد نباشد ولی این بار قرار نیست مقاله بنویسم. میخواهیم با هم به آن جا برویم. همه چیز را با چشم میبینیم و میفهمیم که چرا نام این سرزمین که نه! نام داستان هایی که از آن تعریف میکنند هست نغمه ای از آتش و یخ!

بار و بندیلت را ببند! به زودی حرکن میکنیم. چند روز دیگر در وینترفل منتظر من باش. به زودی می آیم.

منتظر قسمت بعدی باشید…

درباره نویسنده

Raegar Targeryan

برگشتن به خونه حس خوبی داره،عضوسابق گروه ترجمه و ویراستاری، نویسنده‌ی سایت

۲۶ دیدگاه

  • عکسو دیدم فک کردم در مورد هر سه خاندانه ولی فقط گرما سرما بود!
    میگم لنیسترها میشن ولرم! نه گرم نه سرد :D
    در کل عجب مقاله ای بود سرمو گرفت!
    دست لرد استارک درد نکنه!
    خوب پس قرارمون چند روز دیگه دم در وینترفل! :D

      نقل قول

  • Shahryar Stark:
    عکسو دیدم فک کردم در مورد هر سه خاندانه ولی فقط گرما سرما بود!
    میگم لنیسترها میشن ولرم! نه گرم نه سرد
    در کل عجب مقاله ای بود سرمو گرفت!
    دست لرد استارک درد نکنه!
    خوب پس قرارمون چند روز دیگه دم در وینترفل!

    از نظرت ممنون
    باشه فقط لباس گرم بپوش میریم شمال! North!

      نقل قول

  • آنا:
    برقرار باشین
    شنبه منتظریم هااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

    خیلی ممنون
    اگر اسب ها جور بشه میریم همون شنبه

      نقل قول

  • از اول هم معلوم بود که برای این آقای مارتین (با اون قیافه اش :D) مهم نیست جان و دنریس آخر داستان با هم ازدواج کرده و ماه عسل سوار بر اژدها به قاره بقلی می روند ! یا اینکه همه افرادی که می شناسیم توسط آدرها کشته شوند و قاره آدرستان ایجاد شود !

    مسائل اجتماعی ، روانشانسی و اعتراض به دنیای پر جنگ و حیله و نامردی برایش اهمیت دارد .
    کشتن قهرمانان داستان و یا مسلط کردن آدم بدها بر آدم خوبها و غیره همه از اینجا ناشی می شود .
    باور کنید اصل داستان برای او مهم نیست ، ادم ها فقط یک نماد هستند و قصه ها بهانه ای برای ریختن افکارش در غالبی که ممکن است شوم باشند .

      نقل قول

  • Magenta:
    از اول هم معلوم بود که برای این آقای مارتین (با اون قیافه اش ) مهم نیست جان و دنریس آخر داستان با هم ازدواج کرده و ماه عسل سوار بر اژدها به قاره بقلی می روند ! یا اینکه همه افرادی که می شناسیم توسط آدرها کشته شوند و قاره آدرستان ایجاد شود !

    مسائل اجتماعی ، روانشانسی و اعتراض به دنیای پر جنگ و حیله و نامردی برایش اهمیت دارد .
    کشتن قهرمانان داستان و یا مسلط کردن آدم بدها بر آدم خوبها و غیره همه از اینجا ناشی می شود .
    باور کنید اصل داستان برای او مهم نیست ، ادم ها فقط یک نماد هستند و قصه ها بهانه ای برای ریختن افکارش در غالبی که ممکن است شوم باشند .

    دوست عزیز فکر میکنم همین الآن برای من یه اسپویل کردی
    لطفا میخوای مطلب بنویسی دقت کن
    واقعا که!

      نقل قول

  • Magenta: باور کنید اصل داستان برای او مهم نیست ، ادم ها فقط یک نماد هستند و قصه ها بهانه ای برای ریختن افکارش در غالبی که ممکن است شوم باشند .

    ب نظر من نویسنده ای ک فقط ب افکار خودش فک کنه و ب قالب و طرح داستانش فک نکنه ی نویسنده شکست خوردهست ی نویسنده ماهر مث مارتین خوب میدونه ک تنها حرف ها و افکار خودش نیستن ک ب داستان جذابیت میبخشن ارتباط منطقی بین اجزا و حوادث داستان هم ب نوبه خودشون ب جذابیت داستان اضافه میکنن برعلس این چیزی ک شما میگی مارتین کاملا حواس جمع شخصیت ها و سرنوشتی ک براشون تعیین میکنه هست

    مقاله جالب بود دلم میخواد تا اخرشو بخونم بعد ی نطر بدم ولی برا تا همینجاش یعنی شماب داستان داری از دید فلسفی نگاه میکنی؟اما من فک نکنم مارتین زیاد علاقه ای ب فلسفی کردن داستانش داشته باشه. با این ک شخصا عاشق فلسفم ولی سخت بشه نغمه رو از دید فلسفی دید البته این ک شما میگی درسته ولی با طرح و برنامه قبلی ایجاد نشده ب طور اتفاقی مفاهیم و مضامین فلسفی پیدا کرده ک کاملا طبیعیه چون محور اصلی داستان حول اتفاقات واقعی میچرخهو قالب اصلیش نمادین بودنشه و چون فلسفهو منطق جزیی از دنیای واقعی ان میشه رگه و بویی از مفاهیم فلسفه رو هم تشخیص داد. داستان ب خودی خود پیچیده هست دیگه اگه با مفاهیم فلسفی قاطی بشه دگه واویلا میشه

      نقل قول

  • Lady Ariana: ب نظر من نویسنده ای ک فقط ب افکار خودش فک کنه و ب قالب و طرح داستانش فک نکنه ی نویسنده شکست خوردهست ی نویسنده ماهر مث مارتین خوب میدونه ک تنها حرف ها و افکار خودش نیستن ک ب داستان جذابیت میبخشن ارتباط منطقی بین اجزا و حوادث داستان هم ب نوبه خودشون ب جذابیت داستان اضافه میکنن برعلس این چیزی ک شما میگی مارتین کاملا حواس جمع شخصیت ها و سرنوشتی ک براشون تعیین میکنه هست

    مقاله جالب بود دلم میخواد تا اخرشو بخونم بعد ی نطر بدم ولی برا تا همینجاش یعنی شماب داستان داری از دید فلسفی نگاه میکنی؟اما من فک نکنم مارتین زیاد علاقه ای ب فلسفی کردن داستانش داشته باشه. با این ک شخصا عاشق فلسفم ولی سخت بشه نغمه رو از دید فلسفی دید البته این ک شما میگی درسته ولی با طرح و برنامه قبلی ایجاد نشده ب طور اتفاقی مفاهیم و مضامین فلسفی پیدا کرده ک کاملا طبیعیه چون محور اصلی داستان حول اتفاقات واقعی میچرخهو قالب اصلیش نمادین بودنشه و چون فلسفهو منطق جزیی از دنیای واقعی ان میشه رگه و بویی از مفاهیم فلسفه رو هم تشخیص داد. داستان ب خودی خود پیچیده هست دیگه اگه با مفاهیم فلسفی قاطی بشه دگه واویلا میشه

    از صحبت های با ارزشتون ممنونم
    خیر من به دید فلسفی نمیخوام به داستان نگاه کنم
    هدف من اینه که دنیای مارتین رو از خاندان ها و … تا جایی که میشناسم ( یعنی تا این جایی که سریال پخش شده) در باب یه مقاله فارسی نشون بدم(من کتاب رو دنبال نمیکنم)
    در حقیقت در کنار معرفی و توضیح و صحبت راجع به خاندان ها و … میخوام مثال هایی از رفتار ها و … رو در دنیای خودمون مثال بزنم
    ولی تو این قسمت اول مقاله خواستم راجع به اسم و یه حالت تفکر ذهنی راجع به اسم و کلیت داستان تصور کنم که فکر کنم به قول شما یکم فلسفی شده انگار!
    خوش حال میشم نظرتون رو بدونم در رابطه با مقاله…

      نقل قول

  • لیدی آریان:
    مقاله خیلی خوبی بود ممنون از استارک جدید

    خواهش ولی من حدود یه ساله استارکم
    استارک جدید نیستم! :D :D :D :D :D :D
    من همیشه استارک بودم! :D :D :D :D :D :D

      نقل قول

  • Magenta: از اول هم معلوم بود که برای این آقای مارتین (با اون قیافه اش ) مهم نیست جان و دنریس آخر داستان با هم ازدواج کرده و ماه عسل سوار بر اژدها به قاره بقلی می روند ! یا اینکه همه افرادی که می شناسیم توسط آدرها کشته شوند و قاره آدرستان ایجاد شود !

    Lord Jj Stark: دوست عزیز فکر میکنم همین الآن برای من یه اسپویل کردی
    لطفا میخوای مطلب بنویسی دقت کن
    واقعا که!

    آقا اسپویل یعنی چه !
    این فقط یک شوخی بود ، واقعا”‌معلوم نبود ؟ مگه فیلم هندیه اینطوری تموم بشه !

    منظور من اینه که به عنوان مثال من دوست دارم استارکها برنده بشن ، هیچ کدامشون نمیرد و همه به خوبی و خوشی زندگی کنند ، اما اینطور نمی شود و ند کشته می شود برن چلاق ! چون که دلسوزی برای آنها حس همزاد پنداری قوی تری بین شما و مثلا”‌ نداستارک ایجاد خواهد کرد تا اینکه او زنده می ماند و همه دشمنانش رو می کشت .

    جناب آقای مارتین ، واقعیت را ( پیروزی شر بر خیر ) به طرز بیرحمانه ای به تصویر می کشد تا هم نفرتتان نسبت به شر و علاقه تان به خیر بیشتر شود ، و هم با ندیدن عدالت تشنه عدالت شوید و با دیدن نامردی به دنیال مرد بگردید و با دیدن بی سیاستی افرادی که دوستشان دارید آرزو کنید کاش کمی هم سیاست داشت این شخصیت محبوبمان .

      نقل قول

  • Lord Jj Stark: از صحبت های با ارزشتون ممنونم
    خیر من به دید فلسفی نمیخوام به داستان نگاه کنم…

    نظر لطفتونه. ممنون ک منو از اشتباه در اوردین .حتما تو مقالات بعدی در موردش مفصل صحبت میکنیم. و ی سوال البته شاید زود باشه و بهتر باشه قسمتای بعدی مقاله رو ببینم ولی چرا حالا ک بحث اسمه شما ب فرضیاتی ک راجبش گفتن صحبتی نکردین و فقط اسمو ی تضاد معنایی دونستین ؟

      نقل قول

  • Lord Jj Stark: خواهش ولی من حدود یه ساله استارکم
    استارک جدید نیستم!
    من همیشه استارک بودم!

    خب من با اون یکی استارک آشنام شما برای من جدیدین :D

      نقل قول

  • Magenta:
    آقا اسپویل یعنی چه !
    این فقط یک شوخی بود ، واقعا”‌معلوم نبود ؟ مگه فیلم هندیه اینطوری تموم بشه !

    منظور من اینه که به عنوان مثال من دوست دارم استارکها برنده بشن ، هیچ کدامشون نمیرد و همه به خوبی و خوشی زندگی کنند ، اما اینطور نمی شود و ند کشته می شود برن چلاق ! چون که دلسوزی برای آنها حس همزاد پنداری قوی تری بین شما و مثلا”‌ نداستارک ایجاد خواهد کرد تا اینکه او زنده می ماند و همه دشمنانش رو می کشت .

    جناب آقای مارتین ، واقعیت را ( پیروزی شر بر خیر ) به طرز بیرحمانه ای به تصویر می کشد تا هم نفرتتان نسبت به شر و علاقه تان به خیر بیشتر شود ، و هم با ندیدن عدالت تشنه عدالت شوید و با دیدن نامردی به دنیال مرد بگردید و با دیدن بی سیاستی افرادی که دوستشان دارید آرزو کنید کاش کمی هم سیاست داشت این شخصیت محبوبمان .

    ببخشید
    خیلی خوش حالم کردید! راستشو بخواید منم تعجب کردم!
    واقعا منو ببخشید من فکر کردم اسپویل شده
    باز هم عذر میخوام!
    دلم آروم شد!

      نقل قول

  • Raegar Targeryan: کدوم نظر؟ من الان چک کردم و هیچ نظری اصلا توی این مطلب حذف نشده……شما مطمئنی؟؟؟؟

    ریگار جان ما به شوخی گفتیم کار تو است.
    نارحت نشیا! ۸)

      نقل قول

  • نه دادا ناراحتی کدومه……….فقط اگه کسی میگه پیغامم حذف شده باید دقیق بررسی بشه و من دیدم که پیغام این شخص حذف نشده!!!!!!!

      نقل قول

  • Iady Ariana:
    chera nazar man hazf shode?

    کاملا درسته هیچ نظری حذف نشده و نظری ک منظورم بود چنتا نظر بالاتر اومده دومین نظرمو تو این مطلب میگم ولی مث اینکه خیلی دیرر تو سایت اومده مثلا اون م قع ک گفتم نظرم حذف شده نبود

      نقل قول

  • کاملا درسته هیچ نظری حذف نشده و نظری ک منظورم بود چنتا نظر بالاتر اومده دومین نظرمو تو این مطلب میگم ولی مث اینکه خیلی دیرر تو سایت اومده مثلا اون م قع ک گفتم نظرم حذف شده نبود
    Lady Ariana:

    واسه منم چنباری پیش اومده که سایت با رفرش آپدیت نشه!! بعضی وقتا قاطیه انگار!!!

      نقل قول

  • دوستان این بستگی به سرعت اینترنت و نوع مرورگر شما داره که چطور نوشته شما رو روی سایت میاره….بنده به شخصه هیچوقت این اشکال برام پیش نیومده و تمامی نظرهام همون موقع روی سایت قرار گرفته….بازم اگه کسی مشکلی براش پیش اومد حتما بهم بگه

      نقل قول

  • Lord Jj Stark: از صحبت های با ارزشتون ممنونم
    خیر من به دید فلسفی نمیخوام به داستان نگاه کنم
    هدف من اینه که دنیای مارتین رو از خاندان ها و … تا جایی که میشناسم ( یعنی تا این جایی که سریال پخش شده) در باب یه مقاله فارسی نشون بدم(من کتاب رو دنبال نمیکنم)
    در حقیقت در کنار معرفی و توضیح و صحبت راجع به خاندان ها و … میخوام مثال هایی از رفتار ها و … رو در دنیای خودمون مثال بزنم

    اگه میخواین در کنار معرفی و توضیح و صحبت راجع به خاندان ها و … میخوام مثال هایی از رفتار ها و … رو در دنیای خودمون مثال بزنین توصیه من (البته اگه جسارت نباشه) اینه که مقاله تون رو با توجه به کتاب بنویسین چون خیلی خیلی کامل تره

      نقل قول

نظر شما چیست؟

:bye: 
:good: 
:negative: 
:scratch: 
:wacko: 
:yahoo: 
B-) 
:heart: 
:rose: 
:-) 
:whistle: 
:yes: 
:cry: 
:mail: 
:-( 
:unsure: 
;-) 
:head: 
:lol: 
:ostad: 
:faight: 
:ssad: 
:shame: 
:og: 
:shook: 
:sleep: 
:cheer: 
:tanbih: 
:mass: 
:snaped: 
:donot: 
:cun: 
:gslol: 
:winksmile: 
:secret: 
:stop: 
:bl: 
:respect: 
:sh: 
:shok: 
:angry: 
:noo: 
:han: 
:sf: 
:aa: 
:notme: 
:D: 
:fight: 
:gol: